⛔️ شبهه کوته فکری یونانیان از منظر جناب عابد رضوی ⛔️
🔰 جناب #عابد_رضوی در یک نقل قول تقطیع شده دیگر ادعا می کند که از نگاه غیریونانیان، یونانیان کوته فکر و کودک صفت هستند، چون از واقعیات مادی و معنوی دور هستند!
«در زمان افلاطون غيريوناني ها، يوناني ها را بخاطر دورى آنها از واقعيّات مادّى و معنوى، كوته فكر و كودك صفّت مي خواندند بطوري كه به قول افلاطون ((وقتي سولون دانشمند و قانون گذار يونان به مصر مي رود كاهن و دانشمند مصر به او مي گويد: سولون شما يونانيان هميشه به حال كودكي مانده ايد و يك تن يوناني سالخورده وجود ندارد، سولون گفت: منظورت چيست“؟ كاهن گفت: شما مردمان يونان از حيث روح و ذهن كودكيد زيرا روح شما از هر گونه بينشي كه بر پايه تاريخ كهن استوار باشد خالي است))(تیمائوس، ش22)»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 59
💠👈 اما متن #تیمائوس چیز دیگری می گوید:
«(سولون) روزی برای اینکه کاهنان را به سخن آورد و بر آن دارد که درباره ادوار باستان اطلاع بیشتری به او دهند شروع کرد به سخن گفتن از تخستین دوران تاریخ یونان... در این هنگام یکی از کاهنان که مردی کهنسال بود، فریاد برآورد: وای!سولون! شما یونانیان همیشه به حال کودکی مانده اید و یک تن یونانی سالخورده هرگز وجود نداشته است! سولون گفت: منظورت چیست؟ کاهن پاسخ داد: شما مردمان یونان از حیث روح کودکید زیرا روح شما از هرگونه بینشی که بر پایه تاریخ کهن استوار باشد خالی است و هیچگونه دانشی که بر اثر گذشت زمان رنگ کهنگی به خود گرفته باشد در شما نیست...(علتش آن است که) در نزد ما از روزگاران کهن رسم بر این است که هر واقعه یا کار بزرگ و زیبایی که...روی دهد در معابد ما نوشته و نگاهداری می شود حال آنکه نزد شما و مردم کشورهای دیگر خط و دیگر ضروریات تمدن همیشه در مراحل ابتدایی قرار دارد... در نتیجه شما ناچار می شوید که همه چیز را از نو شروع کنید و بدینسان هرگز از دوران جوانی قدم فراتر نمی نهید»
📚Timaeus, Plato, 22a-23b
💠 اتفاقا این متن به ما می گوید اشخاصی مانند «سولون» که یونانی بود در پی دانش بودند و از اینرو برای خود ننگ نمی دانستند در برابر بیگانه زانو بزنند و یاد بگیرند. اما برای برخی مایه ننگ است به طور مستقیم به آثار #افلاطون و #ارسطو رجوع کنند و از تاریخ گذشتگان عبرت بگیرند تا تکرارش نکنند. قضاوت برخی اقوام، اقوام دیگر را، نمی تواند چندان معتبر باشد. برای همه ما آسان است که به آثار بیگانگان درباره ایرانی ها رجوع کنیم و فهرستی از رذایل را مشاهده کنیم!
🔑 متن فقط به ما می گوید شخصی به نام سولون در پی دانش تاریخ گذشتگان قوم خود بود و از اینرو به مصر سفر کرد چون آن ها تاریخ را مکتوب می کردند. چیزی درباره 👈 دوری از واقعیات مادی و معنوی 👉 و در نتیجه کوته فکری و کودک صفتی نمی بینیم. اگر آقای #عابد_رضوی می خواهند نتیجه بگیرند که مکتوب نکردن تاریخ نشان دهنده کوته فکری و کودک صفتی و دوری از واقعیات مادی و معنوی است، باید بدانند 👈این ویژگی منحصر در نیاکان یونانی نیست.👉 و اکنون متون یونانی جزو کهن ترین مکتوبات تاریخ جهان است و این می تواند نشان دهنده عبور از کوته فکری باشد! نکته آخر اینکه لازم است جناب آقای #عابد_رضوی به قدیمی ترین متون ایرانی هم رجوع کنند تا میزان کوته فکری ایرانی ها نیز برایشان روشن شود!!😕
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 جناب #عابد_رضوی در یک نقل قول تقطیع شده دیگر ادعا می کند که از نگاه غیریونانیان، یونانیان کوته فکر و کودک صفت هستند، چون از واقعیات مادی و معنوی دور هستند!
«در زمان افلاطون غيريوناني ها، يوناني ها را بخاطر دورى آنها از واقعيّات مادّى و معنوى، كوته فكر و كودك صفّت مي خواندند بطوري كه به قول افلاطون ((وقتي سولون دانشمند و قانون گذار يونان به مصر مي رود كاهن و دانشمند مصر به او مي گويد: سولون شما يونانيان هميشه به حال كودكي مانده ايد و يك تن يوناني سالخورده وجود ندارد، سولون گفت: منظورت چيست“؟ كاهن گفت: شما مردمان يونان از حيث روح و ذهن كودكيد زيرا روح شما از هر گونه بينشي كه بر پايه تاريخ كهن استوار باشد خالي است))(تیمائوس، ش22)»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 59
💠👈 اما متن #تیمائوس چیز دیگری می گوید:
«(سولون) روزی برای اینکه کاهنان را به سخن آورد و بر آن دارد که درباره ادوار باستان اطلاع بیشتری به او دهند شروع کرد به سخن گفتن از تخستین دوران تاریخ یونان... در این هنگام یکی از کاهنان که مردی کهنسال بود، فریاد برآورد: وای!سولون! شما یونانیان همیشه به حال کودکی مانده اید و یک تن یونانی سالخورده هرگز وجود نداشته است! سولون گفت: منظورت چیست؟ کاهن پاسخ داد: شما مردمان یونان از حیث روح کودکید زیرا روح شما از هرگونه بینشی که بر پایه تاریخ کهن استوار باشد خالی است و هیچگونه دانشی که بر اثر گذشت زمان رنگ کهنگی به خود گرفته باشد در شما نیست...(علتش آن است که) در نزد ما از روزگاران کهن رسم بر این است که هر واقعه یا کار بزرگ و زیبایی که...روی دهد در معابد ما نوشته و نگاهداری می شود حال آنکه نزد شما و مردم کشورهای دیگر خط و دیگر ضروریات تمدن همیشه در مراحل ابتدایی قرار دارد... در نتیجه شما ناچار می شوید که همه چیز را از نو شروع کنید و بدینسان هرگز از دوران جوانی قدم فراتر نمی نهید»
📚Timaeus, Plato, 22a-23b
💠 اتفاقا این متن به ما می گوید اشخاصی مانند «سولون» که یونانی بود در پی دانش بودند و از اینرو برای خود ننگ نمی دانستند در برابر بیگانه زانو بزنند و یاد بگیرند. اما برای برخی مایه ننگ است به طور مستقیم به آثار #افلاطون و #ارسطو رجوع کنند و از تاریخ گذشتگان عبرت بگیرند تا تکرارش نکنند. قضاوت برخی اقوام، اقوام دیگر را، نمی تواند چندان معتبر باشد. برای همه ما آسان است که به آثار بیگانگان درباره ایرانی ها رجوع کنیم و فهرستی از رذایل را مشاهده کنیم!
🔑 متن فقط به ما می گوید شخصی به نام سولون در پی دانش تاریخ گذشتگان قوم خود بود و از اینرو به مصر سفر کرد چون آن ها تاریخ را مکتوب می کردند. چیزی درباره 👈 دوری از واقعیات مادی و معنوی 👉 و در نتیجه کوته فکری و کودک صفتی نمی بینیم. اگر آقای #عابد_رضوی می خواهند نتیجه بگیرند که مکتوب نکردن تاریخ نشان دهنده کوته فکری و کودک صفتی و دوری از واقعیات مادی و معنوی است، باید بدانند 👈این ویژگی منحصر در نیاکان یونانی نیست.👉 و اکنون متون یونانی جزو کهن ترین مکتوبات تاریخ جهان است و این می تواند نشان دهنده عبور از کوته فکری باشد! نکته آخر اینکه لازم است جناب آقای #عابد_رضوی به قدیمی ترین متون ایرانی هم رجوع کنند تا میزان کوته فکری ایرانی ها نیز برایشان روشن شود!!😕
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ نقد آقای رضوی مر ارسطو را درباره حق تابعیت 😀⛔️
💠 قبلا گفتیم که آقای #عابد_رضوی در نقد #افلاطون از اشتراک لفظ #شهروند دچار سوء فهم شده بودند و گمان کرده بودند شهروندی یعنی حق تابعیت. ایشان این اشتباه را درباره #ارسطو تکرار کردند. اما فرقش این است که اینبار به خود کتاب #سیاست #ارسطو ارجاع دادند:
« ارسطو در كتاب سياست از دادن حق تابعيّت و شهروندى به پيشه وران و صنعتگران منع مي كند و كشاورزان و صنعتگران را جزو كالاها محسوب مي نمايد. ارسطو پيرمردان و زنان و كودكان را نيز شهروند نمي داند»
📚کنکاشی در تبار فلسفه یونان، ص 16
«ادعای مهد آزادی بودن يونان باستان دروغی بيش نيست زيرا وقتی پيرمردان و زنان و کودکان و کشاورزان و صنعتگران و تاجران و خارجيان و بردگان شهروند محسوب نشوند ديگر آزادی برای چه کساني معني دارد؟»
📚 همان، صفحات 18-19
💠 #ارسطو، #شهروند را اینگونه تعریف می کند:
«بهترین مصداق #شهروند، بدون هیچ قیدی، این است که حق اشتغال به وظایف دادرسی و احراز مناصب را دارا باشد... کسی که در شهری که مسکن اوست حق دادرسی و بیان عقیده درباره امور را (از طریق انجمن های نمایندگی) داشته باشد.»
💠 آن عباراتی که از آن ها برداشت نادرست شده هم این هاست:
«کودکان، چون به سن برخورداری از حقوق مدنی نرسیده اند و پیران، از آنرو که به سبب سالخوردگی از خدمت معاف اند، در شمار شهروندان نمی آیند. کودکان و سالخوردگان را شاید بتوان به قیدی شهروند خواند و آن قید چنین است که کودکان شهروندانی هستند هنوز به سن رشد نرسیده و سالخوردگان، شهروندانی اند از سن مقرر گذشته»
📚Aristotle, Politics, 3, 1, 1275A-B
«شهروندان راستین فقط کسانی هستند که در اداره حکومت شرکت می کنند و از احترامات آن برخوردار شوند».
📚Aristotle, Politics, 3, 1, 1278B
💠 واقعا هنر می خواهد این عبارات را بخوانی و اینگونه برداشت کنی که شهروند یعنی حق تابعیت و سکونت در شهر!! شاید کسی بگوید چرا #ارسطو بیش از این تصریح نکرده است؟!! شاید کسی واقعا نتواند متن را درست بخواند و بفهمد!! پاسخ این است که:
« شهروندی ناشی از سکونت در جایی معین نیست، زیرا بیگانگان و بردگان نیز در شهر سکونت دارند»
📚Aristotle, Politics, 3, 1, 1275A
😀👈 بیش از این تصریح می خواهید؟! بیگانگان و بردگان هم ساکن شهر هستند!! اما حق شهروندی یعنی حق قضاوت در شوراهای دادرسی و عضویت در انجمن نمایندگان را ندارند. واقعا دوست دارم در مقابل این بزرگان زانو بزنم و یاد بگیرم که چطوری متن می خوانند و اینگونه برداشت می کنند؟!!
💠 نکته آخر درباره حق شهروندی زنان است. #ارسطو در نقل قول کسانی که می گویند حق شهروندی از حق سکونت در شهر و نسب می آید می گوید:
« ولی در عمل، فقط کسی را شهروند می نامند که پدر و مادرش شهروند باشند. کافی نیست که فقط پدر شهروند باشد و مادر نباشد یا بالعکس.»
💠 این فقره نشان می دهد که زنان هم حق شهروندی دارند. علاوه بر این دیدگاه ارسطو درباره نقش زنان در حکومت چنین است:
«خانواده عبارت است از پیوند زن و مرد همراه با ابزار زندگی»و «همانگونه که هر خانواده از زن و مرد پدید می آید، نیمی از هر کشور نیز به زنان و نیم دیگر به مردان وابسته است».
📚 Politics, 1, 1, 1252B 15-16 and 2, 6, 1269B 20-22
💠 چطور نیمی از سرنوشت و اساس هر کشور و خانواده ای به زنان وابسته است و آن ها حق شهروندی نداشته باشند؟! متن خواندن سخت نیست! تمرکز می خواهد. این بحث را بیش از این ادامه نمی دهیم و به سایر اتهامات می پردازیم.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 قبلا گفتیم که آقای #عابد_رضوی در نقد #افلاطون از اشتراک لفظ #شهروند دچار سوء فهم شده بودند و گمان کرده بودند شهروندی یعنی حق تابعیت. ایشان این اشتباه را درباره #ارسطو تکرار کردند. اما فرقش این است که اینبار به خود کتاب #سیاست #ارسطو ارجاع دادند:
« ارسطو در كتاب سياست از دادن حق تابعيّت و شهروندى به پيشه وران و صنعتگران منع مي كند و كشاورزان و صنعتگران را جزو كالاها محسوب مي نمايد. ارسطو پيرمردان و زنان و كودكان را نيز شهروند نمي داند»
📚کنکاشی در تبار فلسفه یونان، ص 16
«ادعای مهد آزادی بودن يونان باستان دروغی بيش نيست زيرا وقتی پيرمردان و زنان و کودکان و کشاورزان و صنعتگران و تاجران و خارجيان و بردگان شهروند محسوب نشوند ديگر آزادی برای چه کساني معني دارد؟»
📚 همان، صفحات 18-19
💠 #ارسطو، #شهروند را اینگونه تعریف می کند:
«بهترین مصداق #شهروند، بدون هیچ قیدی، این است که حق اشتغال به وظایف دادرسی و احراز مناصب را دارا باشد... کسی که در شهری که مسکن اوست حق دادرسی و بیان عقیده درباره امور را (از طریق انجمن های نمایندگی) داشته باشد.»
💠 آن عباراتی که از آن ها برداشت نادرست شده هم این هاست:
«کودکان، چون به سن برخورداری از حقوق مدنی نرسیده اند و پیران، از آنرو که به سبب سالخوردگی از خدمت معاف اند، در شمار شهروندان نمی آیند. کودکان و سالخوردگان را شاید بتوان به قیدی شهروند خواند و آن قید چنین است که کودکان شهروندانی هستند هنوز به سن رشد نرسیده و سالخوردگان، شهروندانی اند از سن مقرر گذشته»
📚Aristotle, Politics, 3, 1, 1275A-B
«شهروندان راستین فقط کسانی هستند که در اداره حکومت شرکت می کنند و از احترامات آن برخوردار شوند».
📚Aristotle, Politics, 3, 1, 1278B
💠 واقعا هنر می خواهد این عبارات را بخوانی و اینگونه برداشت کنی که شهروند یعنی حق تابعیت و سکونت در شهر!! شاید کسی بگوید چرا #ارسطو بیش از این تصریح نکرده است؟!! شاید کسی واقعا نتواند متن را درست بخواند و بفهمد!! پاسخ این است که:
« شهروندی ناشی از سکونت در جایی معین نیست، زیرا بیگانگان و بردگان نیز در شهر سکونت دارند»
📚Aristotle, Politics, 3, 1, 1275A
😀👈 بیش از این تصریح می خواهید؟! بیگانگان و بردگان هم ساکن شهر هستند!! اما حق شهروندی یعنی حق قضاوت در شوراهای دادرسی و عضویت در انجمن نمایندگان را ندارند. واقعا دوست دارم در مقابل این بزرگان زانو بزنم و یاد بگیرم که چطوری متن می خوانند و اینگونه برداشت می کنند؟!!
💠 نکته آخر درباره حق شهروندی زنان است. #ارسطو در نقل قول کسانی که می گویند حق شهروندی از حق سکونت در شهر و نسب می آید می گوید:
« ولی در عمل، فقط کسی را شهروند می نامند که پدر و مادرش شهروند باشند. کافی نیست که فقط پدر شهروند باشد و مادر نباشد یا بالعکس.»
💠 این فقره نشان می دهد که زنان هم حق شهروندی دارند. علاوه بر این دیدگاه ارسطو درباره نقش زنان در حکومت چنین است:
«خانواده عبارت است از پیوند زن و مرد همراه با ابزار زندگی»و «همانگونه که هر خانواده از زن و مرد پدید می آید، نیمی از هر کشور نیز به زنان و نیم دیگر به مردان وابسته است».
📚 Politics, 1, 1, 1252B 15-16 and 2, 6, 1269B 20-22
💠 چطور نیمی از سرنوشت و اساس هر کشور و خانواده ای به زنان وابسته است و آن ها حق شهروندی نداشته باشند؟! متن خواندن سخت نیست! تمرکز می خواهد. این بحث را بیش از این ادامه نمی دهیم و به سایر اتهامات می پردازیم.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ نقد آقای عابد رضوی مر ارسطو را درباره فضیلت ⛔️
💠 آقای #عابد_رضوی با تقطیع سخنان #ارسطو می نویسد:
«ارسطو نيز به پيروي از افلاطون و بتهاي يونان شهروندى را ترسيم مي كند كه با اخلاق انساني فاصله دارد و آن را به عنوان ايده آل خود مطرح مي نمايد و مي گويد: پس فضليت شهروند خوب نمي تواند همان فضيلت آدم خوب باشد»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 34
💠 ابتدا اینکه تا اینجا در آثار #افلاطون و #ارسطو اشاره به #بت_پرستی ندیدیم، بلکه خلافش را هم دیدیم. ثانیا با خواندن عبارات زیر از کتاب #سیاست #ارسطو به نادرستی سخنان آقای #عابد_رضوی پی می بریم:
«می توان شهروندان را به ناویان قیاس کرد که همگی شریک اجتماعی یکدیگرند. هر اندازه که کار ناویان با یکدیگر فرق داشته باشد، مثلا یکی پارو بزند و دومی سکان نگه دارد و سومی دیده بان باشد و چهارمی کار ویژه دیگری از اینگونه داشته باشد، و بدینسان تعریف دقیق فضیلت هر یک از ایشان فقط درباره خود او صدق کند، باز می توان تعریف مشترکی از فضیلت یافت که همه ایشان را دربرگیرد، زیرا هدف همه ایشان ایمنی و سلامت کشتی است و هر یک به نحوی در تأمین آن سهم دارد. همچنین هرچند وظایف شهروندان با یکدیگر فرق داشته باشد، باز همه آنان برای سلامت جامعه خود می کوشد و جامعه آنان همان سازمان مملکت آنان است و از اینرو فضیلت هر شهروند باید فضیلتی فراخور سازمان مملکت خود باشد. پس اگر مملکت ها برچند گونه اند، آشکارا فضیلت شهروند خوب نمی تواند فضیلتی یگانه و مطلق باشد؛ و حال آنکه آدم خوب کسی را می نامیم که فضیلتی یگانه و مطلق دارد. از اینجا برمی آید که می توان یک شهروند خوب بود بی آنکه الزاما فضیلت ویژه یک آدم خوب را داشت.»
📚Aristotle, Politics, 3, 1, 1276B
💠 بحث تعهد و تخصص است. ممکن است کسی شرافتمند و با حسن خلق باشد و تسبیح به دست و پیشانی اش هم علامت سجده طولانی داشته باشد. اما این دلیل نمی شود که چون سید است، وزارت اطلاعات را به او بسپارید!!😐 فضیلت شهروند این است که چه میزان می تواند وظیفه شهروندی را به جا بیاورد نه اینکه چه میزان فضایل انسان خوب را دارد! این مسأله واضحی ست و نمی دانم آقای #عابد_رضوی چگونه این متون را خوانده اند و چنین نتیجه گرفته اند. البته به نظرم این کتاب را نخوانده اند و به متون درجه دوم و مغرضانه رجوع کرده اند. به نظرم خواندن کتب ارسطو حرام نیست و روبرو شدن با واقعیت هم ترسی ندارد!😐
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 آقای #عابد_رضوی با تقطیع سخنان #ارسطو می نویسد:
«ارسطو نيز به پيروي از افلاطون و بتهاي يونان شهروندى را ترسيم مي كند كه با اخلاق انساني فاصله دارد و آن را به عنوان ايده آل خود مطرح مي نمايد و مي گويد: پس فضليت شهروند خوب نمي تواند همان فضيلت آدم خوب باشد»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 34
💠 ابتدا اینکه تا اینجا در آثار #افلاطون و #ارسطو اشاره به #بت_پرستی ندیدیم، بلکه خلافش را هم دیدیم. ثانیا با خواندن عبارات زیر از کتاب #سیاست #ارسطو به نادرستی سخنان آقای #عابد_رضوی پی می بریم:
«می توان شهروندان را به ناویان قیاس کرد که همگی شریک اجتماعی یکدیگرند. هر اندازه که کار ناویان با یکدیگر فرق داشته باشد، مثلا یکی پارو بزند و دومی سکان نگه دارد و سومی دیده بان باشد و چهارمی کار ویژه دیگری از اینگونه داشته باشد، و بدینسان تعریف دقیق فضیلت هر یک از ایشان فقط درباره خود او صدق کند، باز می توان تعریف مشترکی از فضیلت یافت که همه ایشان را دربرگیرد، زیرا هدف همه ایشان ایمنی و سلامت کشتی است و هر یک به نحوی در تأمین آن سهم دارد. همچنین هرچند وظایف شهروندان با یکدیگر فرق داشته باشد، باز همه آنان برای سلامت جامعه خود می کوشد و جامعه آنان همان سازمان مملکت آنان است و از اینرو فضیلت هر شهروند باید فضیلتی فراخور سازمان مملکت خود باشد. پس اگر مملکت ها برچند گونه اند، آشکارا فضیلت شهروند خوب نمی تواند فضیلتی یگانه و مطلق باشد؛ و حال آنکه آدم خوب کسی را می نامیم که فضیلتی یگانه و مطلق دارد. از اینجا برمی آید که می توان یک شهروند خوب بود بی آنکه الزاما فضیلت ویژه یک آدم خوب را داشت.»
📚Aristotle, Politics, 3, 1, 1276B
💠 بحث تعهد و تخصص است. ممکن است کسی شرافتمند و با حسن خلق باشد و تسبیح به دست و پیشانی اش هم علامت سجده طولانی داشته باشد. اما این دلیل نمی شود که چون سید است، وزارت اطلاعات را به او بسپارید!!😐 فضیلت شهروند این است که چه میزان می تواند وظیفه شهروندی را به جا بیاورد نه اینکه چه میزان فضایل انسان خوب را دارد! این مسأله واضحی ست و نمی دانم آقای #عابد_رضوی چگونه این متون را خوانده اند و چنین نتیجه گرفته اند. البته به نظرم این کتاب را نخوانده اند و به متون درجه دوم و مغرضانه رجوع کرده اند. به نظرم خواندن کتب ارسطو حرام نیست و روبرو شدن با واقعیت هم ترسی ندارد!😐
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ اسکندر و ارسطو ⛔️
💠 از ترفندهای مخالفین فلسفه و عرفان، به زور چسباندن چهره های ناموجه تاریخ به فلسفه و عرفان است. آقای #عابد_رضوی اسکندر مقدونی را فیلسوف می نامند(!)، به این دلیل که #ارسطو در نوجوانی معلم او بوده است:
«ارسطو نيز حق حكومت را از آن فيلسوف مي داند او در اين مورد مي گويد:"فيلسوف نبايد فرمان ببرد بلكه بايد فرمان بدهد و نبايد از ديگري اطاعت كند“ .به طور كلّي حق حكومت در نظر افلاطون و ارسطو فقط از آن فيلسوف است. پدر ارسطو طبيب دربار فيليپ پدر اسكندر بود و ارسطو معلّم خانگي اسكندر بوده و به او فلسفه آموخته است. اسكندر فيلسوف پس ازمرگ پدر خويش به حكومت رسيد و بدين صورت آرزوي افلاطون و ارسطو به تحقق پيوست، اسكندر به عنوان يك فيلسوف وقتي به حكومت رسيد طبق آموزه هاي فلسفى(يونانزده) و استعماري تجاوز به سرزمين هاي ديگر را آغاز نمود »
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 312
💠 ادعاهای قابل بررسی که در این بند کوتاه آمده است عبارتند از:
1⃣ از منظر #ارسطو و #افلاطون حق حکومت فقط از آن فیلسوف است.
2⃣ #ارسطو معلم خانگی اسکندر بوده است.
3⃣ #ارسطو به اسکندر فلسفه آموخته است و در نتیجه اسکندر فیلسوف است.
4⃣ اسکندر پس از مرگ پدرش برای تحقق سیاست های #ارسطو و #افلاطون تلاش کرد.
5⃣ آموزه های فلسفی #ارسطو و #افلاطون ایجاب می کند که سیاست حکومت فیلسوف باید تجاوز به حکومت های دیگر باشد.
مشاهده می فرمایید که جماعت مخالفین فلسفه و عرفان در القای امواج شبهات بسیار هنرمندانه عمل می کنند و در یک بند کوتاه این همه پیش فرض را طوری القا می کنند که شما ممکن است به عنوان «این است و جز این نیست» آن را بپذیرید!!
💠 1⃣ ادعای اول این است که #ارسطو و #افلاطون فقط فیلسوف را لایق حکومت می دانند. این ادعا صحیح است؛ این دو فیلسوف، حق قانونگذاری را از آن فیلسوف می دانند، اما نباید آن را طوری بیان کرد که دیکتاتوری از آن برداشت شود.
💠2⃣ ادعای دوم این است که #ارسطو معلم خانگی #اسکندر_مقدونی بوده است. ⬅ این ادعا صحیح نیست. نویسنده سعی کرده با آوردن کلمه 👈 خانگی👉 نهایت قرابت و تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بین #ارسطو و #اسکندر_مقدونی را ترسیم کند!!
منابع غربی درباره #اسکندر_مقدونی بسیار است، اما عمده آن ها یا از پلوتارک مورخ(قرن اول بعد از میلاد) است یا از کتابی مجعول و پر از افسانه و منسوب به کالیستنس (که همراه #اسکندر_مقدونی بود) و یافت شده در مصر و نوشته در قرن دوم میلادی است! بنابراین اگر به اعتبار باشد، اعتبار روایت پلوتارک ارجح است. با اینحال مطالب هر دو کتاب درباره رابطه #اسکندر_مقدونی و #ارسطو را می آوریم.
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 از ترفندهای مخالفین فلسفه و عرفان، به زور چسباندن چهره های ناموجه تاریخ به فلسفه و عرفان است. آقای #عابد_رضوی اسکندر مقدونی را فیلسوف می نامند(!)، به این دلیل که #ارسطو در نوجوانی معلم او بوده است:
«ارسطو نيز حق حكومت را از آن فيلسوف مي داند او در اين مورد مي گويد:"فيلسوف نبايد فرمان ببرد بلكه بايد فرمان بدهد و نبايد از ديگري اطاعت كند“ .به طور كلّي حق حكومت در نظر افلاطون و ارسطو فقط از آن فيلسوف است. پدر ارسطو طبيب دربار فيليپ پدر اسكندر بود و ارسطو معلّم خانگي اسكندر بوده و به او فلسفه آموخته است. اسكندر فيلسوف پس ازمرگ پدر خويش به حكومت رسيد و بدين صورت آرزوي افلاطون و ارسطو به تحقق پيوست، اسكندر به عنوان يك فيلسوف وقتي به حكومت رسيد طبق آموزه هاي فلسفى(يونانزده) و استعماري تجاوز به سرزمين هاي ديگر را آغاز نمود »
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 312
💠 ادعاهای قابل بررسی که در این بند کوتاه آمده است عبارتند از:
1⃣ از منظر #ارسطو و #افلاطون حق حکومت فقط از آن فیلسوف است.
2⃣ #ارسطو معلم خانگی اسکندر بوده است.
3⃣ #ارسطو به اسکندر فلسفه آموخته است و در نتیجه اسکندر فیلسوف است.
4⃣ اسکندر پس از مرگ پدرش برای تحقق سیاست های #ارسطو و #افلاطون تلاش کرد.
5⃣ آموزه های فلسفی #ارسطو و #افلاطون ایجاب می کند که سیاست حکومت فیلسوف باید تجاوز به حکومت های دیگر باشد.
مشاهده می فرمایید که جماعت مخالفین فلسفه و عرفان در القای امواج شبهات بسیار هنرمندانه عمل می کنند و در یک بند کوتاه این همه پیش فرض را طوری القا می کنند که شما ممکن است به عنوان «این است و جز این نیست» آن را بپذیرید!!
💠 1⃣ ادعای اول این است که #ارسطو و #افلاطون فقط فیلسوف را لایق حکومت می دانند. این ادعا صحیح است؛ این دو فیلسوف، حق قانونگذاری را از آن فیلسوف می دانند، اما نباید آن را طوری بیان کرد که دیکتاتوری از آن برداشت شود.
💠2⃣ ادعای دوم این است که #ارسطو معلم خانگی #اسکندر_مقدونی بوده است. ⬅ این ادعا صحیح نیست. نویسنده سعی کرده با آوردن کلمه 👈 خانگی👉 نهایت قرابت و تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بین #ارسطو و #اسکندر_مقدونی را ترسیم کند!!
منابع غربی درباره #اسکندر_مقدونی بسیار است، اما عمده آن ها یا از پلوتارک مورخ(قرن اول بعد از میلاد) است یا از کتابی مجعول و پر از افسانه و منسوب به کالیستنس (که همراه #اسکندر_مقدونی بود) و یافت شده در مصر و نوشته در قرن دوم میلادی است! بنابراین اگر به اعتبار باشد، اعتبار روایت پلوتارک ارجح است. با اینحال مطالب هر دو کتاب درباره رابطه #اسکندر_مقدونی و #ارسطو را می آوریم.
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ اسکندر و ارسطو ⛔
✅ آقای باج (Budge) تمام منابع کالیستنس به زبان های یونانی، لاتین، عربی، فارسی و ... مربوط به #اسکندر_مقدونی را در کتاب خود به نام «The History of Alexander the Great» جمع آوری کرده است. ابتدا آنچه #پلوتارک نقل کرده را ذکر می کنیم و سپس به بررسی مطالب کتاب آقای باج می پردازیم. پلوتارک درباره #اسکندر_مقدونی و #ارسطو به طور خلاصه اینچنین می گوید:
💠 صفات اخلاقی اسکندر مقدونی
#پلوتارک #اسکندر_مقدونی را تند و بی پروا و جاه طلب معرفی می کند (تاریخ پلوتارک، بخش اول ، قسمت 4، 8) که همه جنگ هایش را نه برای ثروت و لذت، بلکه برای 👈 مبارزه و جاه طلبی انجام می داد (قسمت 5، 6) و در ماجرای رام شدن اسبی که از سایه خود می ترسید از پدر اسکندر نقل می کند که به اسکندر گفت: "پسرم! سلطنت معادل خودت پیدا کن، مقدونیه برای تو اتاقی ندارد" کنایه از اینکه باید کشورگشا باشی!(قسمت 6، 8).😐
فیلیپ همچنین طبیعت تند و فرمان ناپذیر پسرش را می دید و از اینرو به دنبال معلمی برای او می گشت(قسمت 7، 1-2).
✅ این فقرات نشان می دهند که #اسکندر_مقدونی طی 13 سال تحت تربیت خانواده خود بود. او جاه طلب و مبارز رشد یافته بود. پدرش #فیلیپ نیز در جاه طلبی او تأثیر داشت. مادرش نیز او را پسرخدا می نامید! همه این ها از تربیت والدینش بود. بعد من نمی دانم #ارسطو این وسط چه کاره است!؟! در ادامه نقش ارسطو را هم توضیح می دهیم.
💠 نقش ارسطو
مقدونیه مستعمره یونان بود و #ارسطو نیز اهل استاگیرا، نزدیک مقدونیه بود. فیلیپ #ارسطو را احضار کرد و برای اینکه او را راضی کند، به استاگیرا هم رسیدگی کرد و حقوقی را برای ارسطو درنظر گرفت تا معلمی پسرش را بپذیرد(قسمت 7، 3) و مکانی نزدیک Mieza برای محل تدریس آن ها درنظر گرفت. اینطور نبوده که معلم خانگی باشد.
#پلوتارک می گوید #ارسطو به اسکندر سیاست و اخلاق درس می داد و همچنین اسکندر در دروس خصوصی ارسطو که مخصوص شاگردان مربوط به #مابعدالطبیعه بود نیز شرکت می کرد(قسمت 7، 4-9).
✅ این فقرات نشان می دهد که #ارسطو به او سیاست و اخلاق درس می داد، نه فلسفه. اما او اجازه داشت در جلسات خاص هم شرکت کند و #مابعدالطبیعه نیز یاد بگیرد. اما چرا اسکندر در این جلسات شرکت می کرد؟ پاسخ را خود اسکندر به ما می گوید:
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
✅ آقای باج (Budge) تمام منابع کالیستنس به زبان های یونانی، لاتین، عربی، فارسی و ... مربوط به #اسکندر_مقدونی را در کتاب خود به نام «The History of Alexander the Great» جمع آوری کرده است. ابتدا آنچه #پلوتارک نقل کرده را ذکر می کنیم و سپس به بررسی مطالب کتاب آقای باج می پردازیم. پلوتارک درباره #اسکندر_مقدونی و #ارسطو به طور خلاصه اینچنین می گوید:
💠 صفات اخلاقی اسکندر مقدونی
#پلوتارک #اسکندر_مقدونی را تند و بی پروا و جاه طلب معرفی می کند (تاریخ پلوتارک، بخش اول ، قسمت 4، 8) که همه جنگ هایش را نه برای ثروت و لذت، بلکه برای 👈 مبارزه و جاه طلبی انجام می داد (قسمت 5، 6) و در ماجرای رام شدن اسبی که از سایه خود می ترسید از پدر اسکندر نقل می کند که به اسکندر گفت: "پسرم! سلطنت معادل خودت پیدا کن، مقدونیه برای تو اتاقی ندارد" کنایه از اینکه باید کشورگشا باشی!(قسمت 6، 8).😐
فیلیپ همچنین طبیعت تند و فرمان ناپذیر پسرش را می دید و از اینرو به دنبال معلمی برای او می گشت(قسمت 7، 1-2).
✅ این فقرات نشان می دهند که #اسکندر_مقدونی طی 13 سال تحت تربیت خانواده خود بود. او جاه طلب و مبارز رشد یافته بود. پدرش #فیلیپ نیز در جاه طلبی او تأثیر داشت. مادرش نیز او را پسرخدا می نامید! همه این ها از تربیت والدینش بود. بعد من نمی دانم #ارسطو این وسط چه کاره است!؟! در ادامه نقش ارسطو را هم توضیح می دهیم.
💠 نقش ارسطو
مقدونیه مستعمره یونان بود و #ارسطو نیز اهل استاگیرا، نزدیک مقدونیه بود. فیلیپ #ارسطو را احضار کرد و برای اینکه او را راضی کند، به استاگیرا هم رسیدگی کرد و حقوقی را برای ارسطو درنظر گرفت تا معلمی پسرش را بپذیرد(قسمت 7، 3) و مکانی نزدیک Mieza برای محل تدریس آن ها درنظر گرفت. اینطور نبوده که معلم خانگی باشد.
#پلوتارک می گوید #ارسطو به اسکندر سیاست و اخلاق درس می داد و همچنین اسکندر در دروس خصوصی ارسطو که مخصوص شاگردان مربوط به #مابعدالطبیعه بود نیز شرکت می کرد(قسمت 7، 4-9).
✅ این فقرات نشان می دهد که #ارسطو به او سیاست و اخلاق درس می داد، نه فلسفه. اما او اجازه داشت در جلسات خاص هم شرکت کند و #مابعدالطبیعه نیز یاد بگیرد. اما چرا اسکندر در این جلسات شرکت می کرد؟ پاسخ را خود اسکندر به ما می گوید:
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ اسکندر و ارسطو ⛔
💠 ارسطو پس از پادشاهی اسکندر در سن 16-17 سالگی، کتاب مابعدالطبیعه خود را منتشر کرد. اسکندر در نامه ای به ارسطو می گوید که کار خوبی نکرده که مباحث خصوصی مابعدالطبیعه را هم منتشر کرده، چون 👈 در این صورت مردان دیگر هم در دانایی بر او برتری خواهند یافت!!👉😐
بعد در ادامه می گوید اشکالی ندارد؛ او هنوز از لحاظ قدرت بر سایر مردان برتری یافته است!!!
ارسطو هم در پاسخ می گوید برخی از مطالب دروس خصوصی منتشر شده بود و برخی نه، آن مطالب منتشر نشده مربوط به مابعدالطبیعه بود که برای متفکرین خاص است نه عوام و اکنون آن ها را منتشر کرده تا متفکرین از آن ها استفاده کنند!(همان)
✅ این طرز صحبت با استاد آیا نشان دهنده این است که آن جاه طلبی اسکندر کاهش یافته؟ چنین کسی اصلا با معیارهای اخلاقی #ارسطو یک انسان است؟!
💠 خصومت بین اسکندر و ارسطو
#پلوتارک می گوید که ارسطو ابتدا اسکندر را دوست داشت، اما بعدها به او سوء ظن پیدا کرد تا جاییکه از محبت و ارتباط بین آن ها کاسته شد، اما نه تا جاییکه به هم آسیبی برسانند(قسمت 8، 1-5). #پلوتارک از نامه ای از اسکندر سخن می گوید که در آن خصومت خود علیه ارسطو را آشکار می کند(بخش 5، قسمت 55، 1-9). همچنین نشانه دیگر خصومت او با ارسطو را قتل کالیستنس، که جزو اقوام ارسطو بود، می داند. کالیستنس پس از پادشاهی اسکندر، به جای ارسطو او را همراهی می کرد، اما با برخی اعمال اسکندر مخالفت می کرد، از جمله آنکه اسکندر ادعای ربوبیت کرد و این با فلسفه ارسطو سازگار نبود. از اینرو به طرز فجیعی کشته شد.
✅ پاسخ ادعای 3⃣ هم مشخص شد. #ارسطو طی بیست سال درس خواندن در آکادمی #افلاطون فیلسوف شد. آقای #عابد_رضوی چطور نتیجه می گیرند که #اسکندر_مقدونی طی 3-4 سال فیلسوف شده است؟! اسکندر به این نیت در جلسات درس فلسفه ارسطو شرکت می کرد که بر مردان دیگر برتری یابد، این کجایش با منش افلاطون و ارسطو و حقیقت طلبی آن ها سازگار است؟! جاه طلبی را ارسطو به اسکندر یاد داده است؟! 😒
✅ من واقعا نمی دانم چطور تاریخ می خوانند، چطور نتیجه می گیرند؟، با اینگونه استدلال کردن مگر نمی توان تطابق همه افعال همه اصحاب نبی اکرم با دین اسلام را نتیجه گرفت؟! طبق استدلال آقای عابد_رضوی، نه تنها خلفای غاصب، بلکه ابوهریره که کمترین مدت ملاقات با نبی اکرم، صلوات الله علیه و آله، را داشته باید جزو معصومین باشند!!!
برای اینکه اسکندر فیلسوف باشد باید تطابق افعال او با فلسفه ارسطو اثبات شود نه اینکه چون چند سال به زور و از سر جاه طلبی معلم او بوده است، پس فیلسوف شده است! پاسخ ادعاهای 4⃣ و 5⃣ هم مشخص است؛ آقای #عابد_رضوی باید نشان دهند که اعمال #اسکندر_مقدونی مطابق فلسفه سیاسی #افلاطون و #ارسطو است. 👍
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 ارسطو پس از پادشاهی اسکندر در سن 16-17 سالگی، کتاب مابعدالطبیعه خود را منتشر کرد. اسکندر در نامه ای به ارسطو می گوید که کار خوبی نکرده که مباحث خصوصی مابعدالطبیعه را هم منتشر کرده، چون 👈 در این صورت مردان دیگر هم در دانایی بر او برتری خواهند یافت!!👉😐
بعد در ادامه می گوید اشکالی ندارد؛ او هنوز از لحاظ قدرت بر سایر مردان برتری یافته است!!!
ارسطو هم در پاسخ می گوید برخی از مطالب دروس خصوصی منتشر شده بود و برخی نه، آن مطالب منتشر نشده مربوط به مابعدالطبیعه بود که برای متفکرین خاص است نه عوام و اکنون آن ها را منتشر کرده تا متفکرین از آن ها استفاده کنند!(همان)
✅ این طرز صحبت با استاد آیا نشان دهنده این است که آن جاه طلبی اسکندر کاهش یافته؟ چنین کسی اصلا با معیارهای اخلاقی #ارسطو یک انسان است؟!
💠 خصومت بین اسکندر و ارسطو
#پلوتارک می گوید که ارسطو ابتدا اسکندر را دوست داشت، اما بعدها به او سوء ظن پیدا کرد تا جاییکه از محبت و ارتباط بین آن ها کاسته شد، اما نه تا جاییکه به هم آسیبی برسانند(قسمت 8، 1-5). #پلوتارک از نامه ای از اسکندر سخن می گوید که در آن خصومت خود علیه ارسطو را آشکار می کند(بخش 5، قسمت 55، 1-9). همچنین نشانه دیگر خصومت او با ارسطو را قتل کالیستنس، که جزو اقوام ارسطو بود، می داند. کالیستنس پس از پادشاهی اسکندر، به جای ارسطو او را همراهی می کرد، اما با برخی اعمال اسکندر مخالفت می کرد، از جمله آنکه اسکندر ادعای ربوبیت کرد و این با فلسفه ارسطو سازگار نبود. از اینرو به طرز فجیعی کشته شد.
✅ پاسخ ادعای 3⃣ هم مشخص شد. #ارسطو طی بیست سال درس خواندن در آکادمی #افلاطون فیلسوف شد. آقای #عابد_رضوی چطور نتیجه می گیرند که #اسکندر_مقدونی طی 3-4 سال فیلسوف شده است؟! اسکندر به این نیت در جلسات درس فلسفه ارسطو شرکت می کرد که بر مردان دیگر برتری یابد، این کجایش با منش افلاطون و ارسطو و حقیقت طلبی آن ها سازگار است؟! جاه طلبی را ارسطو به اسکندر یاد داده است؟! 😒
✅ من واقعا نمی دانم چطور تاریخ می خوانند، چطور نتیجه می گیرند؟، با اینگونه استدلال کردن مگر نمی توان تطابق همه افعال همه اصحاب نبی اکرم با دین اسلام را نتیجه گرفت؟! طبق استدلال آقای عابد_رضوی، نه تنها خلفای غاصب، بلکه ابوهریره که کمترین مدت ملاقات با نبی اکرم، صلوات الله علیه و آله، را داشته باید جزو معصومین باشند!!!
برای اینکه اسکندر فیلسوف باشد باید تطابق افعال او با فلسفه ارسطو اثبات شود نه اینکه چون چند سال به زور و از سر جاه طلبی معلم او بوده است، پس فیلسوف شده است! پاسخ ادعاهای 4⃣ و 5⃣ هم مشخص است؛ آقای #عابد_رضوی باید نشان دهند که اعمال #اسکندر_مقدونی مطابق فلسفه سیاسی #افلاطون و #ارسطو است. 👍
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ اسکندر و ارسطو ⛔
💠 مطالب کتاب تاریخ پلوتارک در لینک زیر در دسترس است،حال به مطالب کتاب آقای باج می پردازیم:
http://penelope.uchicago.edu/Thayer/E/Roman/Texts/Plutarch/Lives/Alexander*/3.html
باج نامه هایی را از دخالت فیلیپ در تعلیم ارسطو می آورد که در نهایت موجب می شود فیلیپ ارسطو را از تعلیم اسکندر منع کند. اسکندر در 15 سالگی مرخص می شود.(صفحات 18-21) اما از طریق نامه با هم ارتباط داشتند. نامه ارسطو در توصیه به اسکندر در چگونگی شهر ساختن و ساکنان آن هم موجود است(صفحه 42). نکته خاص دیگری در این متون نیست. فقط نامه های اسکندر به ارسطو درباره شرح وقایع است که نکته ای ندارند.
📚 The History of Alexander the Great, Ernest, A. Wallis Budge, M. A., Cambridge, At the University Press, 1889.
✅ همانطور که نویسنده در مقدمه کتاب می گوید؛ منابع سوریه ای و مصری از افسانه ها و تناقضات و جعلیات مشحون است. با خواندن این مطالب هم ادعاهای آقای #عابد_رضوی اثبات نمی شوند، برعکس، خصومت #اسکندر_مقدونی با #ارسطو و نقش نداشتن #ارسطو در جاه طلبی او تبیین می شوند.
✅ ما مورخ نیستیم. اما حتی با درست فرض کردن تمام مطالب تاریخی درباره اسکندر و ارسطو باز هم نمی توان از آن ها اسکندر فیلسوف بیرون کشید! اسکندر فیلسوف و حکیم بیشتر در منابع فارسی و عربی موجود است!
✅ ⁉ پرسش ما از آقای #عابد_رضوی این است که اگر «کشورگشایی و تجاوز به کشورهای دیگر» را بد می دانند، پس چرا #کوروش را که هم کشورگشا و متجاوز بود، مایل به معنویت و ارزش های والای انسانی می دانند؟!! 😊 این ها تناقضگویی نیست؟!
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 مطالب کتاب تاریخ پلوتارک در لینک زیر در دسترس است،حال به مطالب کتاب آقای باج می پردازیم:
http://penelope.uchicago.edu/Thayer/E/Roman/Texts/Plutarch/Lives/Alexander*/3.html
باج نامه هایی را از دخالت فیلیپ در تعلیم ارسطو می آورد که در نهایت موجب می شود فیلیپ ارسطو را از تعلیم اسکندر منع کند. اسکندر در 15 سالگی مرخص می شود.(صفحات 18-21) اما از طریق نامه با هم ارتباط داشتند. نامه ارسطو در توصیه به اسکندر در چگونگی شهر ساختن و ساکنان آن هم موجود است(صفحه 42). نکته خاص دیگری در این متون نیست. فقط نامه های اسکندر به ارسطو درباره شرح وقایع است که نکته ای ندارند.
📚 The History of Alexander the Great, Ernest, A. Wallis Budge, M. A., Cambridge, At the University Press, 1889.
✅ همانطور که نویسنده در مقدمه کتاب می گوید؛ منابع سوریه ای و مصری از افسانه ها و تناقضات و جعلیات مشحون است. با خواندن این مطالب هم ادعاهای آقای #عابد_رضوی اثبات نمی شوند، برعکس، خصومت #اسکندر_مقدونی با #ارسطو و نقش نداشتن #ارسطو در جاه طلبی او تبیین می شوند.
✅ ما مورخ نیستیم. اما حتی با درست فرض کردن تمام مطالب تاریخی درباره اسکندر و ارسطو باز هم نمی توان از آن ها اسکندر فیلسوف بیرون کشید! اسکندر فیلسوف و حکیم بیشتر در منابع فارسی و عربی موجود است!
✅ ⁉ پرسش ما از آقای #عابد_رضوی این است که اگر «کشورگشایی و تجاوز به کشورهای دیگر» را بد می دانند، پس چرا #کوروش را که هم کشورگشا و متجاوز بود، مایل به معنویت و ارزش های والای انسانی می دانند؟!! 😊 این ها تناقضگویی نیست؟!
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
penelope.uchicago.edu
Plutarch • Life of Alexander (Part 1 of 7)
An English translation. All of Plutarch's Lives are onsite; in turn part of a very large site on classical Antiquity.
تقریبا بیش از 75% کتاب آقای #عابد_رضوی درباره به زور چسباندن خدایان یونان باستان به فلسفه افلاطون و ارسطو و سقراط، به زور چسباندن اسکندر به فلسفه افلاطون و ارسطو، به زور چسباندن کلیه انحرافات ادیان یهود و مسیحیت به فلسفه یونان، به زور چسباندن تحریف ها و تهمت ها به فیلسوفان یونان، و در نهایت تقابل فلسفه یونان و انحراف مسلمانان بابت ورود آن به جامعه مسلمانان است!!
بقیه 25% وارد مباحث نفس شناسی و فلسفه می شوند! آن هم به روشی که با خواندن آن سردرد می گیرید و نیاز به استراحت و هضم طولانی مدت مطالب دارید! 😞😩
واقعا طوری از کتب فلاسفه یونان برداشت می کنند که در هیچ نظام هرمنوتیکی قابل تبیین نیست!😒
ان شاء الله پس از این به بررسی فصل پنجم کتاب ایشان می پردازیم.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
بقیه 25% وارد مباحث نفس شناسی و فلسفه می شوند! آن هم به روشی که با خواندن آن سردرد می گیرید و نیاز به استراحت و هضم طولانی مدت مطالب دارید! 😞😩
واقعا طوری از کتب فلاسفه یونان برداشت می کنند که در هیچ نظام هرمنوتیکی قابل تبیین نیست!😒
ان شاء الله پس از این به بررسی فصل پنجم کتاب ایشان می پردازیم.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ خدای سقراط ⛔
💠 پیش از این مطالبی درباره خدا از دیدگاه #سقراط و شواهدی از متون مربوط به سقراط آوردیم. در محاوره #ائوثیفرون با سقراط، ائوثیفرون می گوید که اعتقاد دارد خدایان با هم جنگیدند و یکدیگر را کیفر کردند و با هم اختلاف دارند و ... . اما سقراط در پاسخ می گوید:
Is not this, Euthyphro, the reason why I am being prosecuted, because when people tell such stories about the gods I find it hard to accept them? And therefore, probably, people will say I am wrong.
📚 Plato, Euthyphro, 6a
سقراط: ائوثیفرون! گمان می برم مرا بدان علت به دادگاه خوانده اند که اینگونه داستان هایی که مردم درباره خدایان می گویند، نمی توانم بپذیرم؟ بنابراین احتمالا مردم مرا خطاکار می دانند.
✅ این فقره و فقرات مذکور دیگر به طور واضحی نشان می دهند که خداشناسی #سقراط، #افلاطون و #ارسطو به کلی با خداشناسی ادیان یونان باستان متفاوت است. آن ها خدا را موجود واحد عاقلی می دانند که محرک و ناظم جهان است و هیچ سخنی از #بت_پرستی به میان نمی آورند، بلکه در فقراتی آن را انکار هم می کنند.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 پیش از این مطالبی درباره خدا از دیدگاه #سقراط و شواهدی از متون مربوط به سقراط آوردیم. در محاوره #ائوثیفرون با سقراط، ائوثیفرون می گوید که اعتقاد دارد خدایان با هم جنگیدند و یکدیگر را کیفر کردند و با هم اختلاف دارند و ... . اما سقراط در پاسخ می گوید:
Is not this, Euthyphro, the reason why I am being prosecuted, because when people tell such stories about the gods I find it hard to accept them? And therefore, probably, people will say I am wrong.
📚 Plato, Euthyphro, 6a
سقراط: ائوثیفرون! گمان می برم مرا بدان علت به دادگاه خوانده اند که اینگونه داستان هایی که مردم درباره خدایان می گویند، نمی توانم بپذیرم؟ بنابراین احتمالا مردم مرا خطاکار می دانند.
✅ این فقره و فقرات مذکور دیگر به طور واضحی نشان می دهند که خداشناسی #سقراط، #افلاطون و #ارسطو به کلی با خداشناسی ادیان یونان باستان متفاوت است. آن ها خدا را موجود واحد عاقلی می دانند که محرک و ناظم جهان است و هیچ سخنی از #بت_پرستی به میان نمی آورند، بلکه در فقراتی آن را انکار هم می کنند.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ تحریف سخن امام خمینی از سوی دار الکذّاب ⛔
💠 سایت منحرف #دار_الکذّاب که قبل ها با تقطیع و تحریف سخنانی را به اهل بیت علیهم السلام و سایر علما نسبت می داد، اکنون پا را فراتر گذاشته و جملاتی را از خود می سازد و به بزرگان نسبت می دهد! یعنی دیگر تقطیع و تحریفی در کار نیست! علنا نسبت دروغ می دهند! 😐
🚫 سایت منحرف #دار_کذّاب در نقل قولی از #امام_خمینی، رحمه الله علیه می گوید:«امثال ارسطو بویی از توحید و معارف قرآن نبرده اند
آن اشخاصی که قبل از اسلام بودند... ـ مثل ارسطو و امثال او ـ مع ذلک وقتی کتابهای آنها را ملاحظه میکنیم بویی از آن چیزی که در قرآن است در آنها نیست.
(صحیفه امام 18/ 261)»😑
💠 بعد که به آدرس رجوع می کنیم می بینیم:« آنکه قرآن کریم دنبالش بوده است حتی برای متعمّقان آخر الزمان هم به آن طوری که باید کشف نشده است و همین مقداری که معلوم شده است و کشف شده است، وقتی که ملاحظه کنید با قبل از اسلام و معارف قبل از اسلام و فلسفه قبل از اسلام و عدالت های اجتماعی قبل الاسلام می بینید که همین مقدار هم یک تحول عظیمی در دنیا پیش آورده است که سابقه نداشته است و لاحقه هم ندارد. در سیر عرفانی، شما ملاحظه بفرمایید که قبل از اسلام چی بوده است و بعد از اسلام و با تعلیمات اسلام مقدس و قرآن کریم چه شده است.
اشخاصی که قبل از اسلام بودند در عین حالی که👈 اشخاص بزرگی بودند مثل #ارسطو و امثال او، مع ذلک وقتی کتاب های آنها را ما ملاحظه می کنیم بویی از آن چیزی که در قرآن کریم است در آنها نیست. همین آیاتی که در روایات ما وارد شده است که برای متعمقین آخرالزمان وارد شده است، مثل سورۀ «توحید» و شش آیه از سورۀ «حدید»، گمان ندارم که واقعیتش برای بشر تا الآن و تا بعدها بشود آن طوری که باید باشد، کشف بشود. البته مسائل در این باب خیلی گفته شده است، تحقیقات، تحقیقات بسیار ارزنده هم بسیار شده است، لکن افق قرآن بالاتر از این مسائل است.»
💠😂 یعنی این دیگر تحریف و تقطیع نیست! این «خود را به در و دیوار زدن» است!!!😂
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 سایت منحرف #دار_الکذّاب که قبل ها با تقطیع و تحریف سخنانی را به اهل بیت علیهم السلام و سایر علما نسبت می داد، اکنون پا را فراتر گذاشته و جملاتی را از خود می سازد و به بزرگان نسبت می دهد! یعنی دیگر تقطیع و تحریفی در کار نیست! علنا نسبت دروغ می دهند! 😐
🚫 سایت منحرف #دار_کذّاب در نقل قولی از #امام_خمینی، رحمه الله علیه می گوید:«امثال ارسطو بویی از توحید و معارف قرآن نبرده اند
آن اشخاصی که قبل از اسلام بودند... ـ مثل ارسطو و امثال او ـ مع ذلک وقتی کتابهای آنها را ملاحظه میکنیم بویی از آن چیزی که در قرآن است در آنها نیست.
(صحیفه امام 18/ 261)»😑
💠 بعد که به آدرس رجوع می کنیم می بینیم:« آنکه قرآن کریم دنبالش بوده است حتی برای متعمّقان آخر الزمان هم به آن طوری که باید کشف نشده است و همین مقداری که معلوم شده است و کشف شده است، وقتی که ملاحظه کنید با قبل از اسلام و معارف قبل از اسلام و فلسفه قبل از اسلام و عدالت های اجتماعی قبل الاسلام می بینید که همین مقدار هم یک تحول عظیمی در دنیا پیش آورده است که سابقه نداشته است و لاحقه هم ندارد. در سیر عرفانی، شما ملاحظه بفرمایید که قبل از اسلام چی بوده است و بعد از اسلام و با تعلیمات اسلام مقدس و قرآن کریم چه شده است.
اشخاصی که قبل از اسلام بودند در عین حالی که👈 اشخاص بزرگی بودند مثل #ارسطو و امثال او، مع ذلک وقتی کتاب های آنها را ما ملاحظه می کنیم بویی از آن چیزی که در قرآن کریم است در آنها نیست. همین آیاتی که در روایات ما وارد شده است که برای متعمقین آخرالزمان وارد شده است، مثل سورۀ «توحید» و شش آیه از سورۀ «حدید»، گمان ندارم که واقعیتش برای بشر تا الآن و تا بعدها بشود آن طوری که باید باشد، کشف بشود. البته مسائل در این باب خیلی گفته شده است، تحقیقات، تحقیقات بسیار ارزنده هم بسیار شده است، لکن افق قرآن بالاتر از این مسائل است.»
💠😂 یعنی این دیگر تحریف و تقطیع نیست! این «خود را به در و دیوار زدن» است!!!😂
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ فهم متن ⛔
💠 مقاله ای از جناب آقای #قاسم_علی_احمدی در سایت منحرف #دار_الکذّاب آمده است که می گویند باتوجه به روایت منسوب به امام صادق علیه السلام نمی توان گفت که ایشان ارسطو را تأیید کرده اند و از این متن نمی توان فهمید که قوانین عالم از نظر ارسطو تحت اراده خداوند است! 😐
متن می گوید برخی 👈 عمد و تدبیر را منکر شدند و ارسطو آن ها را رد کرد! یعنی عمد و تدبیر را منکر شد؟!😐
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 مقاله ای از جناب آقای #قاسم_علی_احمدی در سایت منحرف #دار_الکذّاب آمده است که می گویند باتوجه به روایت منسوب به امام صادق علیه السلام نمی توان گفت که ایشان ارسطو را تأیید کرده اند و از این متن نمی توان فهمید که قوانین عالم از نظر ارسطو تحت اراده خداوند است! 😐
متن می گوید برخی 👈 عمد و تدبیر را منکر شدند و ارسطو آن ها را رد کرد! یعنی عمد و تدبیر را منکر شد؟!😐
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ بعثت انبیا در شرق و غرب ⛔
💠 نقل قولی از آقای #یاسر_فلاحی در مقاله ای در سایت منحرف #دار_الکذاب آمده است:
«مطلب اساسی دیگر که باید ذکر کرد این واقعیّت تاریخی است که بنابر اراده ی پروردگار و به گواه تاریخ تنها و تنها شرق و مشرق زمین خاستگاه ظهور پیامبران الهی و مهبط و منزلگاه وحی بوده است. اگر ایشان(یعنی علامه جوادی آملی) خلاف این معنا را اثبات نمایند 👈 مایه ی شگفتی👉 خواهد بود.»
💠 بعد که قرآن می خوانیم:
✅ «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ...»(غافر؛ 78)
✅ «وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ...»(نساء؛ 164)
✅ «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ👈 فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ👉 فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ »(نحل؛ 36)
💠 نگفته در شرق زمین سیر کنید! گفته در زمین سیر کنید تا بدانید برای هر امتی رسولی فرستاده ایم! و داستان برخی از آن ها برای ما نقل نشده است. حال که اثبات شد 👈 «شگفت زده شوید»!!
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 نقل قولی از آقای #یاسر_فلاحی در مقاله ای در سایت منحرف #دار_الکذاب آمده است:
«مطلب اساسی دیگر که باید ذکر کرد این واقعیّت تاریخی است که بنابر اراده ی پروردگار و به گواه تاریخ تنها و تنها شرق و مشرق زمین خاستگاه ظهور پیامبران الهی و مهبط و منزلگاه وحی بوده است. اگر ایشان(یعنی علامه جوادی آملی) خلاف این معنا را اثبات نمایند 👈 مایه ی شگفتی👉 خواهد بود.»
💠 بعد که قرآن می خوانیم:
✅ «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ...»(غافر؛ 78)
✅ «وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ...»(نساء؛ 164)
✅ «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ👈 فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ👉 فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ »(نحل؛ 36)
💠 نگفته در شرق زمین سیر کنید! گفته در زمین سیر کنید تا بدانید برای هر امتی رسولی فرستاده ایم! و داستان برخی از آن ها برای ما نقل نشده است. حال که اثبات شد 👈 «شگفت زده شوید»!!
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ سقراط مشرک یا موحد ⛔
💠 همانطور که در تصویر می بینید، آقای #یاسر_فلاحی می فرمایند چون #سقراط یک روز کامل ایستاده بود و به نقل آلکیبیادس نیایشی برای خورشید به جا آورد، پس خورشیدپرست است و آن را با داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و خورشیدپرستان مقایسه کرده اند!!
💠 نکته اول اینکه اگر #سقراط خورشیدپرست بود پس چرا با غروب خورشید و تاریکی هوا باز هم سرجایش ایستاده بود؟! پاسخ این است که اصلا خورشید این وسط کاره ای نیست. ماجرا مربوط به همان ندای الهی سقراط است که قبلا درباره آن نوشتیم.✅
💠 نکته دوم اینکه قبلا نوشتیم که #سقراط در #آپولوژی پرستش ماه و خورشید را هم انکار می کند.✅
💠 نکته سوم آنکه آقای #گاتری یک خط قبل از این نقل قول، اعتبار این داستان را زیرسوال می برد!
💠 نکته چهارم هم این است که #آلکیبیادس می گوید #سقراط برای خورشید نیایشی خواند. واضح است که این برداشت #آلکیبیادس از ارتباط #سقراط و ندای الهی است. برای مثال تصور کنید من به مهر خیره شوم و ذکر بگویم، آنگاه یک ناآشنا گمان می کند درحال سخن گفتن و نیایش با مهر هستم! ✅
💠 نکته آخر اینکه بگذارید زندگی کنیم و اینقدر موجبات سردرد ما را فراهم نفرمایید!😂
💠 همانطور که در تصویر می بینید، آقای #یاسر_فلاحی می فرمایند چون #سقراط یک روز کامل ایستاده بود و به نقل آلکیبیادس نیایشی برای خورشید به جا آورد، پس خورشیدپرست است و آن را با داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و خورشیدپرستان مقایسه کرده اند!!
💠 نکته اول اینکه اگر #سقراط خورشیدپرست بود پس چرا با غروب خورشید و تاریکی هوا باز هم سرجایش ایستاده بود؟! پاسخ این است که اصلا خورشید این وسط کاره ای نیست. ماجرا مربوط به همان ندای الهی سقراط است که قبلا درباره آن نوشتیم.✅
💠 نکته دوم اینکه قبلا نوشتیم که #سقراط در #آپولوژی پرستش ماه و خورشید را هم انکار می کند.✅
💠 نکته سوم آنکه آقای #گاتری یک خط قبل از این نقل قول، اعتبار این داستان را زیرسوال می برد!
💠 نکته چهارم هم این است که #آلکیبیادس می گوید #سقراط برای خورشید نیایشی خواند. واضح است که این برداشت #آلکیبیادس از ارتباط #سقراط و ندای الهی است. برای مثال تصور کنید من به مهر خیره شوم و ذکر بگویم، آنگاه یک ناآشنا گمان می کند درحال سخن گفتن و نیایش با مهر هستم! ✅
💠 نکته آخر اینکه بگذارید زندگی کنیم و اینقدر موجبات سردرد ما را فراهم نفرمایید!😂
⛔ مسلمانان و ترجمه کتب یونانی ⛔
💠 آقای #عابد_رضوی می نویسد:«صفدى ... در شرح لاميه العجم مي گويد : وقتي مأمون با پادشاهان مسيحي جزيره قبرس روبرو شد از آنان خزانه كتاب هاي يونان را طلبيد و آن كتاب ها در خانه اي بود (كه درب آن قفل بود )و هيچ كس دسترسى نداشت پادشاه قبرس نزديكان خود را جمع نمود و رأي آنها را طلبيد همه رأي دادند كه آن كتاب هاي فلسفه به مسلمين داده نشود اما يكي از آنها گفت اين كتب را به مسلمين بدهيد زيرا اين كتب فلسفه بر هر دولت دينى كه وارد شده اند آن دولت دينى را فاسد نمودند و بين علماي آن دين اختلاف ايجاد نمودند.
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 322
💠 جدا از ترجمه اشتباه، از کجا معلوم چنین اتفاقی حقیقت داشته باشد؟! آقای صفدی در ابتدای نقل این ماجرا می گوید«حکایت شده است»!! باتوجه به اینکه از مرگ مأمون تا تولد صفدی تقریبا 500 سال فاصله است!!
برای این آقایان عادت شده است که اگر مطلبی علیه علوم فلسفه و عرفان به دستشان رسید آن را نقل می کنند و اگر مطلبی موافق آن علوم بود، آباء و اجداد روات روایت را درمی آورند تا اثبات کنند مطلب جعلی هست!!
https://www.wdl.org/ar/item/17596/view/1/30/
💠 ثانیا بر فرض صحت ماجرا چه نتیجه ای می خواهند بگیرند؟! استدلال این است که یکی از عالمان ساکن قبرس گفته است که این کتب یونانی وارد هر جامعه دینی شد باعث اختلاف و فساد بین عالمان آن جامعه شد. این طبیعت ورود هر مطلب جدید است که عده ای طرفدار آن می شوند و عده ای مخالف آن! طوری می نویسد انگار قبل از مأمون اصلا اختلافی بین علما نبود و اتفاق نظر داشتند و همه در صلح و صفا زندگی می کردند!! 😐
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 آقای #عابد_رضوی می نویسد:«صفدى ... در شرح لاميه العجم مي گويد : وقتي مأمون با پادشاهان مسيحي جزيره قبرس روبرو شد از آنان خزانه كتاب هاي يونان را طلبيد و آن كتاب ها در خانه اي بود (كه درب آن قفل بود )و هيچ كس دسترسى نداشت پادشاه قبرس نزديكان خود را جمع نمود و رأي آنها را طلبيد همه رأي دادند كه آن كتاب هاي فلسفه به مسلمين داده نشود اما يكي از آنها گفت اين كتب را به مسلمين بدهيد زيرا اين كتب فلسفه بر هر دولت دينى كه وارد شده اند آن دولت دينى را فاسد نمودند و بين علماي آن دين اختلاف ايجاد نمودند.
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 322
💠 جدا از ترجمه اشتباه، از کجا معلوم چنین اتفاقی حقیقت داشته باشد؟! آقای صفدی در ابتدای نقل این ماجرا می گوید«حکایت شده است»!! باتوجه به اینکه از مرگ مأمون تا تولد صفدی تقریبا 500 سال فاصله است!!
برای این آقایان عادت شده است که اگر مطلبی علیه علوم فلسفه و عرفان به دستشان رسید آن را نقل می کنند و اگر مطلبی موافق آن علوم بود، آباء و اجداد روات روایت را درمی آورند تا اثبات کنند مطلب جعلی هست!!
https://www.wdl.org/ar/item/17596/view/1/30/
💠 ثانیا بر فرض صحت ماجرا چه نتیجه ای می خواهند بگیرند؟! استدلال این است که یکی از عالمان ساکن قبرس گفته است که این کتب یونانی وارد هر جامعه دینی شد باعث اختلاف و فساد بین عالمان آن جامعه شد. این طبیعت ورود هر مطلب جدید است که عده ای طرفدار آن می شوند و عده ای مخالف آن! طوری می نویسد انگار قبل از مأمون اصلا اختلافی بین علما نبود و اتفاق نظر داشتند و همه در صلح و صفا زندگی می کردند!! 😐
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
The Library of Congress
The Downpour, or Commentary on the "Lamiyah" of the Persian.
Al-ghayth al-musjam fī sharḥ Lāmīyat al-ʻAjam (The downpour, or commentary, on the Lamiyah of the Persian) is a commentary by the famous man of letters Khalil ibn Aybak al-Safadi (circa 1297-1363) on the poem al-Lamiyah by Persian scientist and poet al…
⛔ سقراط و معاد ⛔
💠 در سایت منحرف #دار_الکذاب در مقاله ای از آقای #یاسر_فلاحی آمده است که سقراط موحد نیست چون به معاد و آخرت شک داشته و مالک و داور آخرت را خدا نمی داند!😕
✅ پاسخ این است که #سقراط در #آپولوژی می گوید که نمی داند پس از مرگ برای او چه اتفاقی می افتد و اگر طبق سنت یونان باستان به جهان دیگری می رود که در آنجا با سایر گذشتگان و قضات عادل زندگی ابدی خواهد داشت، پس مرگ چیز بدی برای او نخواهد بود. اصلا درباره حسابرسی و #معاد به آن معنا که در دین اسلام مشاهده می کنیم نظری نمی دهد. در #فایدون(لحظات آخر عمر) هم می گوید که نفس بشر جاودانه است و زندگی ابدی خواهد داشت.
💠 آقای #یاسر_فلاحی ابتدا باید نشان دهند که معاد دین اسلام به سقراط عرضه شد و او آن را رد کرد، سپس او را غیرموحد بنامد. من نمی دانم در ذهن این آقایان چه می گذرد، اما اگر تصورشان این است که فلاسفه یونان باید شیعه اثنی عشری حزب اللهی باشند تا «آدم» محسوب شوند، دیگر با آن ها کاری نخواهم داشت!😐
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 در سایت منحرف #دار_الکذاب در مقاله ای از آقای #یاسر_فلاحی آمده است که سقراط موحد نیست چون به معاد و آخرت شک داشته و مالک و داور آخرت را خدا نمی داند!😕
✅ پاسخ این است که #سقراط در #آپولوژی می گوید که نمی داند پس از مرگ برای او چه اتفاقی می افتد و اگر طبق سنت یونان باستان به جهان دیگری می رود که در آنجا با سایر گذشتگان و قضات عادل زندگی ابدی خواهد داشت، پس مرگ چیز بدی برای او نخواهد بود. اصلا درباره حسابرسی و #معاد به آن معنا که در دین اسلام مشاهده می کنیم نظری نمی دهد. در #فایدون(لحظات آخر عمر) هم می گوید که نفس بشر جاودانه است و زندگی ابدی خواهد داشت.
💠 آقای #یاسر_فلاحی ابتدا باید نشان دهند که معاد دین اسلام به سقراط عرضه شد و او آن را رد کرد، سپس او را غیرموحد بنامد. من نمی دانم در ذهن این آقایان چه می گذرد، اما اگر تصورشان این است که فلاسفه یونان باید شیعه اثنی عشری حزب اللهی باشند تا «آدم» محسوب شوند، دیگر با آن ها کاری نخواهم داشت!😐
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ انسان در فلسفه یونان ⛔️
🔰 آقای #عابد_رضوی نوشته اند:
«در فلسفه یونان انسان یکی از حیوانات است مثل اسب، گاو و الاغ...»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۳۲۳.
💡 استفاده از بار ارزشی لغات در این بخش از کتاب مشهود است. یعنی بین این همه حیوان، ذهن به سمت اسب و الاغ و گاو می رود؟! آهو و پروانه و قناری حیوان نیستند؟! مشخص است که نویسنده به دنبال آن است که بگوید از نگاه فلاسفه یونان، انسان همانند الاغ است!! 😕 اما خب خوشبختانه ذهن ما فریب نمی خورد!
💡👈 #سقراط انسان را عالی ترین موجودی می داند که موردتوجه و عنایت خاص خداست و سایر موجودات، از جمله حیوانات، برای او آفریده شده اند.
📚 Xenophon, memorabilia, 4, 3, 9-10.
💡👈 #ارسطو نیز مکرر بین انسان و حیوان تفاوت قائل می شود. برای مثال به وضوح بین حیوان و انسان (چه برده چه آزاده) فرق می گذارد.
📚 Aristotle, Politics, 1, 2, 1254B 21-25.
💠 نتیجه آنکه یک وقت کسی کتابی می خواند و از کتاب ایراد می گیرد و یک وقت هم کتابی می خواند و ایرادات خودش را فریاد می زند.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 آقای #عابد_رضوی نوشته اند:
«در فلسفه یونان انسان یکی از حیوانات است مثل اسب، گاو و الاغ...»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۳۲۳.
💡 استفاده از بار ارزشی لغات در این بخش از کتاب مشهود است. یعنی بین این همه حیوان، ذهن به سمت اسب و الاغ و گاو می رود؟! آهو و پروانه و قناری حیوان نیستند؟! مشخص است که نویسنده به دنبال آن است که بگوید از نگاه فلاسفه یونان، انسان همانند الاغ است!! 😕 اما خب خوشبختانه ذهن ما فریب نمی خورد!
💡👈 #سقراط انسان را عالی ترین موجودی می داند که موردتوجه و عنایت خاص خداست و سایر موجودات، از جمله حیوانات، برای او آفریده شده اند.
📚 Xenophon, memorabilia, 4, 3, 9-10.
💡👈 #ارسطو نیز مکرر بین انسان و حیوان تفاوت قائل می شود. برای مثال به وضوح بین حیوان و انسان (چه برده چه آزاده) فرق می گذارد.
📚 Aristotle, Politics, 1, 2, 1254B 21-25.
💠 نتیجه آنکه یک وقت کسی کتابی می خواند و از کتاب ایراد می گیرد و یک وقت هم کتابی می خواند و ایرادات خودش را فریاد می زند.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
✅ ابن عربی و امام حسن مجتبی علیه السلام ✅
💠 جناب #ابن_عربی به عصمت اهل بیت علیهم السلام قائل است. او در «رحمه من الرحمان» در تفسیر آیه ای از سوره بقره، با اشاره به عصمت اهل بیت علیهم السلام در قول و فعل ، فعل امام حسن مجتبی علیه السلام را برای تفسیر آیه حجت می داند و نظر ایشان را به دلیل عصمتشان بر سایر آراء ترجیح می دهد.
💠 عملکرد جناب #ابن_عربی در تفسیر این آیه نشان می دهد ایشان هرگاه به روایت صحیحی از اهل بیت علیهم السلام می رسید، بلاشک نظر آن ها را به دلیل عصمتشان بر سایر نظرات ترجیح می داد. و اگر در مسائلی به خلاف عمل کرده می توان گفت روایت اهل بیت علیهم السلام به ایشان نرسیده است وگرنه همانند اینجا عمل می کرد.
📚 رحمه من الرحمان فی تفسیر و اشارات القرآن، جلد اول، صفحه 349.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 جناب #ابن_عربی به عصمت اهل بیت علیهم السلام قائل است. او در «رحمه من الرحمان» در تفسیر آیه ای از سوره بقره، با اشاره به عصمت اهل بیت علیهم السلام در قول و فعل ، فعل امام حسن مجتبی علیه السلام را برای تفسیر آیه حجت می داند و نظر ایشان را به دلیل عصمتشان بر سایر آراء ترجیح می دهد.
💠 عملکرد جناب #ابن_عربی در تفسیر این آیه نشان می دهد ایشان هرگاه به روایت صحیحی از اهل بیت علیهم السلام می رسید، بلاشک نظر آن ها را به دلیل عصمتشان بر سایر نظرات ترجیح می داد. و اگر در مسائلی به خلاف عمل کرده می توان گفت روایت اهل بیت علیهم السلام به ایشان نرسیده است وگرنه همانند اینجا عمل می کرد.
📚 رحمه من الرحمان فی تفسیر و اشارات القرآن، جلد اول، صفحه 349.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⭕️ ضیافت افلاطون ⭕️
🔰 #مهمانی یا #ضیافت رساله دیگری که به #افلاطون منسوب است و در آن عقاید خود یا #سقراط را درباره #عشق و #زیبایی از زبان #سقراط بیان می کند. آقای #عابد_رضوی می نویسد:
«افلاطون نیز در کتاب ضیافت به حمایت از همجنسبازی فرامی خیزد»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۳۱
💡 والا ما نه خیزش و نه فراخیزشی در حمایت از همجنسبازی در این کتاب نیافتیم! #افلاطون عقاید خود را از زبان #سقراط بیان می کند نه دیگران.
ایشان دوباره می نویسند:
« افلاطون نیز در کتاب مهمانی و فایدروس به تأیید این عمل غیرانسانی می پردازد و می گوید: اروس آسمانی که با آفرودیت آسمانی(زن هفائیستوس) پیوند(رابطه نامشروع) دارد از مردی تنها پدید آمده است و در ایجاد او هیچ زنی سهیم نبوده از اینرو تنها روی با پسران دارد و کسانی که از او الهام می یابند تنها به پسران دل می بازند که طبعا هم خردمندتر از زنانند و هم نیرومندتر. افلاطون بعد از نقل مطالب فوق به مدح و ستایش همجنسبازی می پردازد.»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۴۱
💡 اولا رسائل #افلاطون رسائل محاوره ای هستند. یعنی نقل گفتگوی بین #سقراط و اشخاص دیگر است و #افلاطون اگر بخواهد عقیده خودش را بیان کند، آن را از زبان #سقراط بیان می کند. این جملاتی که آقای #عابد_رضوی نقل کردند از زبان #پائوسانیاس است نه #سقراط. ثانیا در جای جای این محاوره می بینیم که #سقراط سخنان سخنوران محاوره را تکذیب و رد می کند. ثالثا در کنفرانسی جدا نقل قول هایی از #افلاطون(سقراط) در رد همجنسبازی در دو رساله #جمهوری و #قوانین آوردیم.
🔰 در ادامه سخنانی را از مورخ فلسفه یونان، آقای #گاتری درباره همجنسبازی در یونان باستان ذکر می کنیم.
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 #مهمانی یا #ضیافت رساله دیگری که به #افلاطون منسوب است و در آن عقاید خود یا #سقراط را درباره #عشق و #زیبایی از زبان #سقراط بیان می کند. آقای #عابد_رضوی می نویسد:
«افلاطون نیز در کتاب ضیافت به حمایت از همجنسبازی فرامی خیزد»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۳۱
💡 والا ما نه خیزش و نه فراخیزشی در حمایت از همجنسبازی در این کتاب نیافتیم! #افلاطون عقاید خود را از زبان #سقراط بیان می کند نه دیگران.
ایشان دوباره می نویسند:
« افلاطون نیز در کتاب مهمانی و فایدروس به تأیید این عمل غیرانسانی می پردازد و می گوید: اروس آسمانی که با آفرودیت آسمانی(زن هفائیستوس) پیوند(رابطه نامشروع) دارد از مردی تنها پدید آمده است و در ایجاد او هیچ زنی سهیم نبوده از اینرو تنها روی با پسران دارد و کسانی که از او الهام می یابند تنها به پسران دل می بازند که طبعا هم خردمندتر از زنانند و هم نیرومندتر. افلاطون بعد از نقل مطالب فوق به مدح و ستایش همجنسبازی می پردازد.»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۴۱
💡 اولا رسائل #افلاطون رسائل محاوره ای هستند. یعنی نقل گفتگوی بین #سقراط و اشخاص دیگر است و #افلاطون اگر بخواهد عقیده خودش را بیان کند، آن را از زبان #سقراط بیان می کند. این جملاتی که آقای #عابد_رضوی نقل کردند از زبان #پائوسانیاس است نه #سقراط. ثانیا در جای جای این محاوره می بینیم که #سقراط سخنان سخنوران محاوره را تکذیب و رد می کند. ثالثا در کنفرانسی جدا نقل قول هایی از #افلاطون(سقراط) در رد همجنسبازی در دو رساله #جمهوری و #قوانین آوردیم.
🔰 در ادامه سخنانی را از مورخ فلسفه یونان، آقای #گاتری درباره همجنسبازی در یونان باستان ذکر می کنیم.
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
👍1
⭕️ تمایل جنسی و عشق ⭕️
✅ « تمایل جنسی سقراط را باید با تفصیل بیشتری بررسی کنیم، زیرا هم او همیشه با جوانان در تماس بود و هم اروس در فلسفه افلاطونیِ الهام گرفته از سقراط، نقشی بنیادین داشت. 👈روابط همجنسی، در آتن ِ آن زمان با روابط زمان ما فرق داشته است.👉 داستان های افسانه ای زیادی در روابط مردانه از نوع رابطه ی آشیل و پاتروکلس یا رابطه ی اورستوس و پولادس وجود داشت، و 👈آنها عمیقا معتقد بودند که اینگونه روابط بین مردان- که با اهداف جنسی فرسنگ ها فاصله دارد- در تقویت روحیه ی قهرمانی و فضایل دیگر بسیار مؤثر بوده است، و به تماس روحی پایدار و واقعی ای منتهی می شده است، رابطه ای که بسی فراتر از رابطه ی ازدواج میان زن و مرد است... یک صورت ِآن ( این روابط) تمایلات افسانه ای و متعالی است، که به آسانی ممکن بود نسبت به جوانی پیدا شود که دارای کیفیات خوب و از جمله زیبایی جسمانی باشد، و صورت دیگر همان تمایلات کم و بیش هرزه برای کامیابی های جنسی است. 👈مردم آتن، و از جمله افلاطون و سقراط، بی تردید شق دوم را ناروا می دانستند👉. ...تمام شواهد نشان می دهد که او (سقراط) ، از یک طرف، کاملا بر تمایلات خود مسلط بود، و معاشرت اجتماعی مقبولی با جوانان پیش می گرفت و آنها را به دیده ی سرمایه ای تربیتی می نگریست؛ ولی، از سوی دیگر، مقاومت او مستلزم سعی و کوشش جدی بود... جالب ترین فقره، توصیف ملاقات سقراط با خارمیدس جوان پس از غیبتی طولانی در ارتش است. همگان زیبایی خارمیدس را تحسین برانگیز می دانند، و سقراط می گوید نمی توان از زانو زدن در پیش جمال او خودداری کرد، 👈 مشروط بر اینکه روح او نیز به اندازه ی جسمش زیبا بوده باشد. 👉... او (آلکیبیادس) می گوید سقراط از پاکدامنی شکست ناپذیری برخوردار است و با همین منش باعث شده است که او پیش خود احساس شرمساری کند.... آتنیس تنس اظهار می دارد که عاشق سقراط است، و سقراط سیلنوس مانند پاسخ می دهد، « اما عشق تو وصف چندان خوبی ندارد، زیرا تو عاشق خود من نیستی، بلکه عاشق ظاهر من هستی». پس از گفت و گویی چند(۲۳،۸) به طور جدی می گوید،« بردگانه است که با کسی به انگیزه ی عشق جسمانی معاشرت کنیم، نه به انگیزه ی عشق روحانی»... پس، معلوم شد که جوانان نکوروی، جاذبه ی نیرومندی برای سقراط داشتند، و او در هیچ جای دیگر به اندازه ی محفل آنان شادمان نبود. ولی آنها می دانستند که یگانه تأثیرشان بر سقراط این بود که حس دوستی او برانگیخته می شد و به صحبت کردن با آنها می پرداخت، تا قابلگی عقلانی خود را به کار برد و افکار آنها را ده ها برابر تندتر از آنچه قبلا بود حرکت آورد.»
📚 تاریخ فلسفه یونان، جلد دوازدهم؛دبلیو. کی. سی. گاتری، ترجمه: حسن فتحی، انتشارات فکر روز، چاپ اول، ۱۳۷۶، صفحات ۱۲۷-۱۳۹
💡 برداشت و شواهد این مورخ فلسفه که مورد تأیید هم هست این است که همجنسبازی در کار نبوده است. یک معلم یا یک روحانی که در کار تربیت کودک است ممکن است منحرف شود و عمل خلاف شرع مرتکب شود، اما آیا این بدان معناست که هر معلم یا روحانی که عاشق کار با کودک و نوجوان است و دوست دارد آن ها را تربیت کند همجنسباز است؟! مطلب واضح است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
✅ « تمایل جنسی سقراط را باید با تفصیل بیشتری بررسی کنیم، زیرا هم او همیشه با جوانان در تماس بود و هم اروس در فلسفه افلاطونیِ الهام گرفته از سقراط، نقشی بنیادین داشت. 👈روابط همجنسی، در آتن ِ آن زمان با روابط زمان ما فرق داشته است.👉 داستان های افسانه ای زیادی در روابط مردانه از نوع رابطه ی آشیل و پاتروکلس یا رابطه ی اورستوس و پولادس وجود داشت، و 👈آنها عمیقا معتقد بودند که اینگونه روابط بین مردان- که با اهداف جنسی فرسنگ ها فاصله دارد- در تقویت روحیه ی قهرمانی و فضایل دیگر بسیار مؤثر بوده است، و به تماس روحی پایدار و واقعی ای منتهی می شده است، رابطه ای که بسی فراتر از رابطه ی ازدواج میان زن و مرد است... یک صورت ِآن ( این روابط) تمایلات افسانه ای و متعالی است، که به آسانی ممکن بود نسبت به جوانی پیدا شود که دارای کیفیات خوب و از جمله زیبایی جسمانی باشد، و صورت دیگر همان تمایلات کم و بیش هرزه برای کامیابی های جنسی است. 👈مردم آتن، و از جمله افلاطون و سقراط، بی تردید شق دوم را ناروا می دانستند👉. ...تمام شواهد نشان می دهد که او (سقراط) ، از یک طرف، کاملا بر تمایلات خود مسلط بود، و معاشرت اجتماعی مقبولی با جوانان پیش می گرفت و آنها را به دیده ی سرمایه ای تربیتی می نگریست؛ ولی، از سوی دیگر، مقاومت او مستلزم سعی و کوشش جدی بود... جالب ترین فقره، توصیف ملاقات سقراط با خارمیدس جوان پس از غیبتی طولانی در ارتش است. همگان زیبایی خارمیدس را تحسین برانگیز می دانند، و سقراط می گوید نمی توان از زانو زدن در پیش جمال او خودداری کرد، 👈 مشروط بر اینکه روح او نیز به اندازه ی جسمش زیبا بوده باشد. 👉... او (آلکیبیادس) می گوید سقراط از پاکدامنی شکست ناپذیری برخوردار است و با همین منش باعث شده است که او پیش خود احساس شرمساری کند.... آتنیس تنس اظهار می دارد که عاشق سقراط است، و سقراط سیلنوس مانند پاسخ می دهد، « اما عشق تو وصف چندان خوبی ندارد، زیرا تو عاشق خود من نیستی، بلکه عاشق ظاهر من هستی». پس از گفت و گویی چند(۲۳،۸) به طور جدی می گوید،« بردگانه است که با کسی به انگیزه ی عشق جسمانی معاشرت کنیم، نه به انگیزه ی عشق روحانی»... پس، معلوم شد که جوانان نکوروی، جاذبه ی نیرومندی برای سقراط داشتند، و او در هیچ جای دیگر به اندازه ی محفل آنان شادمان نبود. ولی آنها می دانستند که یگانه تأثیرشان بر سقراط این بود که حس دوستی او برانگیخته می شد و به صحبت کردن با آنها می پرداخت، تا قابلگی عقلانی خود را به کار برد و افکار آنها را ده ها برابر تندتر از آنچه قبلا بود حرکت آورد.»
📚 تاریخ فلسفه یونان، جلد دوازدهم؛دبلیو. کی. سی. گاتری، ترجمه: حسن فتحی، انتشارات فکر روز، چاپ اول، ۱۳۷۶، صفحات ۱۲۷-۱۳۹
💡 برداشت و شواهد این مورخ فلسفه که مورد تأیید هم هست این است که همجنسبازی در کار نبوده است. یک معلم یا یک روحانی که در کار تربیت کودک است ممکن است منحرف شود و عمل خلاف شرع مرتکب شود، اما آیا این بدان معناست که هر معلم یا روحانی که عاشق کار با کودک و نوجوان است و دوست دارد آن ها را تربیت کند همجنسباز است؟! مطلب واضح است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ میزان اعتبار ضیافت افلاطون ⛔
💠 جدا از اینکه تأیید و ترویج همجنسبازی از متن ضیافت افلاطون برنمی آید، باید بگوییم که حتی از نظر افلاطون نیز اعتبار این محاوره مورد تردید است و نمی توان آن را به سقراط نسبت داد. در ادامه یک بحث سندی-رجالی را پیرامون راویان این محاوره مرور خواهیم کرد. آقای #گاتری، مورخ فلسفه در «تاریخ فلسفه یونان» درباره محاوره #میهمانی می نویسد:
✅ « کیفیت نقل جریانات در محاوره، بسیار پیچیده است. گروه ناشناسی از آپولودوروس (شخصیت احساسی فایدون 59a و 117d) می خواهند که داستان میهمانی آگاتون را بر آنها بازگوید(این گروه 👈 فیلسوف نبودند، بلکه در زمره ی کاسبان ثروتمند قرار داشتند، 173c). آپولودوروس برای این کار بی میل نیست، دو روز پیش شخصی به نام گلاوکن نیز همین درخواست را کرده بود. گلاوکن این داستان را از فوئنیکس نامی شنیده بود، اما نقل قول او بسیار مبهم بود و این احساس را در گلاوکن برانگیخته بود که جریان در زمانی نزدیک اتفاق افتاده است، در حالی که در هنگام وقوع آن، 👈 آپولودوروس بچه ای بیش نبوده است. از این سخن و اشارات دیگر( که بری، Ixvi گرد آورده است) برمی آید که نقل داستان در حدود 400 یا اندکی جلوتر صورت گرفته است. منبع اطلاع آپولودوروس، مهمان ناخوانده ای به نام آریستودموس بوده است، اما او برخی از مطالب آن را به تأیید خود سقراط نیز رسانیده است.
👈👌 از مقدمه ی محاوره به خوبی برمی آید که خود افلاطون در متن جریانات نقل شده حضور نداشته است، و به بیان تیلور(PMW210)،« بنابراین نمی خواهد صحت تاریخی مطالب نقل شده را به طور کامل تأیید کند».👉 به عقیده تیلور، هدف مقدمه همین بوده است، اما تاریخ گرد آمدن مهمانان(آنگاه که افلاطون یازده ساله بود) برای این منظور کفایت می کرد...آریستودموس همه ی گفتگوها را به یاد نمی آورد، و آپولودوروس نیز همه ی گفته های او را در ذهن خود نگه نداشته است(178a، 180c)، و آریستودموس را در پایان گفتگو خواب در ربود و بسیاری از سخنانی را که سقراط به آگاتون و آریستوفانس گفته بود، درک نکرد(223b-d)...پیرو دیگر، یعنی آریتودموس «کوچک» را – که در اینجا و در خاطرات کسنوفون (1،4و2) به این صفت متصف شده است – کسنوفون به صورت مرد بی دینی توصیف می کند که سقراط سعی می کند او را از روی برهان نظم متقاعد سازد.
📚 تاریخ فلسفه یونان، جلد 14، صفحات 266-268
💠 این وضع راویان این محاوره است؛ نوجوانان بازیگوشی که شراب می خوردند، غیر فیلسوف، همه مطالب یادشان نمانده، راوی اصلی هم وسط ماجرا خوابش برده! قضاوت با شما که سند این روایت را ضعیف می دانید یا اضعف!!!😊 بنابراین صحیح نیست برای پی بردن به عقاید سقراط ابتدا به این محاوره استناد شود.
👇 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید ✅
@nmfae
💠 جدا از اینکه تأیید و ترویج همجنسبازی از متن ضیافت افلاطون برنمی آید، باید بگوییم که حتی از نظر افلاطون نیز اعتبار این محاوره مورد تردید است و نمی توان آن را به سقراط نسبت داد. در ادامه یک بحث سندی-رجالی را پیرامون راویان این محاوره مرور خواهیم کرد. آقای #گاتری، مورخ فلسفه در «تاریخ فلسفه یونان» درباره محاوره #میهمانی می نویسد:
✅ « کیفیت نقل جریانات در محاوره، بسیار پیچیده است. گروه ناشناسی از آپولودوروس (شخصیت احساسی فایدون 59a و 117d) می خواهند که داستان میهمانی آگاتون را بر آنها بازگوید(این گروه 👈 فیلسوف نبودند، بلکه در زمره ی کاسبان ثروتمند قرار داشتند، 173c). آپولودوروس برای این کار بی میل نیست، دو روز پیش شخصی به نام گلاوکن نیز همین درخواست را کرده بود. گلاوکن این داستان را از فوئنیکس نامی شنیده بود، اما نقل قول او بسیار مبهم بود و این احساس را در گلاوکن برانگیخته بود که جریان در زمانی نزدیک اتفاق افتاده است، در حالی که در هنگام وقوع آن، 👈 آپولودوروس بچه ای بیش نبوده است. از این سخن و اشارات دیگر( که بری، Ixvi گرد آورده است) برمی آید که نقل داستان در حدود 400 یا اندکی جلوتر صورت گرفته است. منبع اطلاع آپولودوروس، مهمان ناخوانده ای به نام آریستودموس بوده است، اما او برخی از مطالب آن را به تأیید خود سقراط نیز رسانیده است.
👈👌 از مقدمه ی محاوره به خوبی برمی آید که خود افلاطون در متن جریانات نقل شده حضور نداشته است، و به بیان تیلور(PMW210)،« بنابراین نمی خواهد صحت تاریخی مطالب نقل شده را به طور کامل تأیید کند».👉 به عقیده تیلور، هدف مقدمه همین بوده است، اما تاریخ گرد آمدن مهمانان(آنگاه که افلاطون یازده ساله بود) برای این منظور کفایت می کرد...آریستودموس همه ی گفتگوها را به یاد نمی آورد، و آپولودوروس نیز همه ی گفته های او را در ذهن خود نگه نداشته است(178a، 180c)، و آریستودموس را در پایان گفتگو خواب در ربود و بسیاری از سخنانی را که سقراط به آگاتون و آریستوفانس گفته بود، درک نکرد(223b-d)...پیرو دیگر، یعنی آریتودموس «کوچک» را – که در اینجا و در خاطرات کسنوفون (1،4و2) به این صفت متصف شده است – کسنوفون به صورت مرد بی دینی توصیف می کند که سقراط سعی می کند او را از روی برهان نظم متقاعد سازد.
📚 تاریخ فلسفه یونان، جلد 14، صفحات 266-268
💠 این وضع راویان این محاوره است؛ نوجوانان بازیگوشی که شراب می خوردند، غیر فیلسوف، همه مطالب یادشان نمانده، راوی اصلی هم وسط ماجرا خوابش برده! قضاوت با شما که سند این روایت را ضعیف می دانید یا اضعف!!!😊 بنابراین صحیح نیست برای پی بردن به عقاید سقراط ابتدا به این محاوره استناد شود.
👇 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید ✅
@nmfae