آیا #ارسطو #همجنسبازی را تأیید کرده؟ 👇
تصریح ارسطو بر مخالفت با همجنسبازی 👇
Also it is curious that a theorist who makes the sons common property only debars lovers from intercourse and does not prohibit love, nor the other familiarities, which between father and son or brother and brother are most unseemly, since even the fact of love between them is unseemly. And it is also strange that he deprives them of intercourse for no other reason except because the pleasure is too violent; and that he thinks it makes no difference that the parties are in the one case father or son and in the other case brothers of one another.
📚 Aristotle, Politics, 2, 1, 1262a 47_57 .
نیز شگفت آور است که صاحبنظری که کودکان را میان همه مشترک کرده است فقط به این بس کند که عاشقان را از همخوابگی با یکدیگر باز دارد، ولی از آن جهت که ممکن است عشق و نزدیکی هایی بین پدر با پسر یا برادر با برادر رخ دهد که سخت هم ناپسند است منع نکند، ( و نباید فراموش کرد که) میان چنین افراد حتی صرف احساس عشق هم نکوهیده است. همچنین غریب است که دلدادگان مرد را از همخوابگی با یکدیگر فقط به این دلیل برحذر دارد که به افراط در شهوترانی می انجامد و ( به این توجه نکند که) این دلدادگان پدر و پسر باشند یا دو برادر.
نتیجه: ارسطو به افلاطون و سقراط ایراد می گیرد که چرا همجنسبازی را فقط به این دلیل که ممکن است باعث افراط در شهوترانی شود محکوم می کنند، بلکه علاوه بر آن باید این را هم در نظر گرفت که همخوابگی ممکن است بین محارم رخ دهد و این زشتی همجنسبازی را دوچندان می کند.
پس، سقراط، افلاطون و ارسطو مخالف همجنسگرایی و همجنسبازی هستند.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
تصریح ارسطو بر مخالفت با همجنسبازی 👇
Also it is curious that a theorist who makes the sons common property only debars lovers from intercourse and does not prohibit love, nor the other familiarities, which between father and son or brother and brother are most unseemly, since even the fact of love between them is unseemly. And it is also strange that he deprives them of intercourse for no other reason except because the pleasure is too violent; and that he thinks it makes no difference that the parties are in the one case father or son and in the other case brothers of one another.
📚 Aristotle, Politics, 2, 1, 1262a 47_57 .
نیز شگفت آور است که صاحبنظری که کودکان را میان همه مشترک کرده است فقط به این بس کند که عاشقان را از همخوابگی با یکدیگر باز دارد، ولی از آن جهت که ممکن است عشق و نزدیکی هایی بین پدر با پسر یا برادر با برادر رخ دهد که سخت هم ناپسند است منع نکند، ( و نباید فراموش کرد که) میان چنین افراد حتی صرف احساس عشق هم نکوهیده است. همچنین غریب است که دلدادگان مرد را از همخوابگی با یکدیگر فقط به این دلیل برحذر دارد که به افراط در شهوترانی می انجامد و ( به این توجه نکند که) این دلدادگان پدر و پسر باشند یا دو برادر.
نتیجه: ارسطو به افلاطون و سقراط ایراد می گیرد که چرا همجنسبازی را فقط به این دلیل که ممکن است باعث افراط در شهوترانی شود محکوم می کنند، بلکه علاوه بر آن باید این را هم در نظر گرفت که همخوابگی ممکن است بین محارم رخ دهد و این زشتی همجنسبازی را دوچندان می کند.
پس، سقراط، افلاطون و ارسطو مخالف همجنسگرایی و همجنسبازی هستند.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
Forwarded from گفتمان اندیشه ها ( علمی اعتقادی )
20120426130745-3093-311.pdf
161.7 KB
مذهب ابن عربی، بررسی کتاب «ابن عربی، سنّی متعصّب» تألیف سید جعفر مرتضی العاملی، نوشته محمود هدایت افزا.
#نقد
#نقد
بسمه تعالی
سلام علیکم
انبوه برداشت های نادرست و تقطیع شده ی آقای #حسن_میلانی از متون فلسفی و کلامی در مناظرات متعدد تشریح شده است و در این کانال هم گوشه ای از تناقض گویی و بی مبنایی های ایشان را دیدیم. ادامه نقد آثار ایشان واقعا ارزش ندارد چه اینکه پر از مطالب تکراری ست و خواندن آن ها سردردآور است و پاسخ های فراوانی به ایشان داده شده است.
بنابراین به نقد آثار شخص دیگری که مخالف فلسفه و عرفان است می پردازیم و آن کسی نیست جز آقای #عابد_رضوی نویسنده کتاب «کنکاشی در تبار فلسفه یونان»!
و اما چند نکته درباره کتاب ایشان:
1️⃣ انتظار داشتیم که کتاب ایشان برخلاف کتب آقای #حسن_میلانی، منسجم باشد، محققانه باشد و تکراری نباشد، متأسفانه این انتظار بیهوده بود!
2️⃣ ایشان در کتاب خود، در یک حرکت شجاعانه(!)، همانند آقای #مرتضی_رضوی، به بحث مبنایی در تاریخ فلسفه و فلسفه یونان پرداختند. اما مزیت کتاب ایشان بر کتاب آقای #مرتضی_رضوی در نقد مبانی #حکمت_متعالیه این است که ارجاعاتی به کتب #افلاطون و #ارسطو در آن ها می بینیم!(آن هم نه ارجاع مشهور در جامعه علمی!)
آقای #مرتضی_رضوی در کتاب خود، در موارد بسیاری منطق و فلسفه ارسطو را تقریر می کنند و نقد می کنند، اما حتی یک ارجاع هم به آثار #ارسطو نمی دهند!! 🤕اما آقای #عابد_رضوی ارجاع می دهند، که البته در برخی موارد این ارجاعات از نوع ارجاع به متشابهات است، که بررسی خواهیم کرد.
3️⃣ مخالفین فلسفه و عرفان کمتر بر آن بودند که آثار #ارسطو و #افلاطون را نقد کنند. بنابراین اکثر کتب جوابیه بر آن ها نیز شامل رفع شبهات مربوط به #افلاطون و #ارسطو نیست. در این کانال قصد داریم شبهات مربوط به #سقراط، #افلاطون و #ارسطو را نیز پاسخ دهیم.
4️⃣ مقصود بود که کتابی در نقد کتاب آقای #عابد_رضوی نوشته شود. منتهی چون آن را کشکولی از شبهات یافتیم، از نقد آن در کتابی دیگر صرفنظر کردیم. برای مثال در سی و خرده ای صفحه اول، ده ها اتهام به #افلاطون، #سقراط و #ارسطو وارد می کنند! که خواندن آن ها واقعا سردردآور بود.
والسلام علیکم و رحمه الله
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
سلام علیکم
انبوه برداشت های نادرست و تقطیع شده ی آقای #حسن_میلانی از متون فلسفی و کلامی در مناظرات متعدد تشریح شده است و در این کانال هم گوشه ای از تناقض گویی و بی مبنایی های ایشان را دیدیم. ادامه نقد آثار ایشان واقعا ارزش ندارد چه اینکه پر از مطالب تکراری ست و خواندن آن ها سردردآور است و پاسخ های فراوانی به ایشان داده شده است.
بنابراین به نقد آثار شخص دیگری که مخالف فلسفه و عرفان است می پردازیم و آن کسی نیست جز آقای #عابد_رضوی نویسنده کتاب «کنکاشی در تبار فلسفه یونان»!
و اما چند نکته درباره کتاب ایشان:
1️⃣ انتظار داشتیم که کتاب ایشان برخلاف کتب آقای #حسن_میلانی، منسجم باشد، محققانه باشد و تکراری نباشد، متأسفانه این انتظار بیهوده بود!
2️⃣ ایشان در کتاب خود، در یک حرکت شجاعانه(!)، همانند آقای #مرتضی_رضوی، به بحث مبنایی در تاریخ فلسفه و فلسفه یونان پرداختند. اما مزیت کتاب ایشان بر کتاب آقای #مرتضی_رضوی در نقد مبانی #حکمت_متعالیه این است که ارجاعاتی به کتب #افلاطون و #ارسطو در آن ها می بینیم!(آن هم نه ارجاع مشهور در جامعه علمی!)
آقای #مرتضی_رضوی در کتاب خود، در موارد بسیاری منطق و فلسفه ارسطو را تقریر می کنند و نقد می کنند، اما حتی یک ارجاع هم به آثار #ارسطو نمی دهند!! 🤕اما آقای #عابد_رضوی ارجاع می دهند، که البته در برخی موارد این ارجاعات از نوع ارجاع به متشابهات است، که بررسی خواهیم کرد.
3️⃣ مخالفین فلسفه و عرفان کمتر بر آن بودند که آثار #ارسطو و #افلاطون را نقد کنند. بنابراین اکثر کتب جوابیه بر آن ها نیز شامل رفع شبهات مربوط به #افلاطون و #ارسطو نیست. در این کانال قصد داریم شبهات مربوط به #سقراط، #افلاطون و #ارسطو را نیز پاسخ دهیم.
4️⃣ مقصود بود که کتابی در نقد کتاب آقای #عابد_رضوی نوشته شود. منتهی چون آن را کشکولی از شبهات یافتیم، از نقد آن در کتابی دیگر صرفنظر کردیم. برای مثال در سی و خرده ای صفحه اول، ده ها اتهام به #افلاطون، #سقراط و #ارسطو وارد می کنند! که خواندن آن ها واقعا سردردآور بود.
والسلام علیکم و رحمه الله
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ نظر آقای عابد رضوی درباره کوروش ⛔️☹️
آقای #عابد_رضوی #کوروش را نمونه ای از گرایش به معنویت و ارزش های والای انسانی می داند و او را نماینده و مثالی از حاکم غیرفیلسوف از ملل شرقی که منادی و متمایل به توحید بودند می داند!!😀
کسی یکبار منشور کوروش را بخواند از این حرف ها نمی زند. عبارات ایشان را ببینید:
«گرايش به معنويّت و ارزشهاي والاي انساني را در كنفوسيوس و بودا و كوروش نيز مي¬توان بوضوح مشاهده نمود»
📚 کتاب کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 27
«در جاهاي مختلف كتاب مقدّس يهود و مسيحي ها از كورش به عنوان حاكمي عادل و خيرخواه و نماينده خداوند ذكر به ميان آمده است.»
📚 همان، صفحه 315
کسی که تمدن ماد، لیدی، نینوا و عیلامی خوزیان را نابود کرده می شود گراینده به ارزش های والای انسانی و موحد!😀
حال غیر از منشور کوروش که در آن احترام کوروش به بت های مختلف به وضوح آمده است و غیر از وحشی گری هایی که گزنفون در کتابش از او ذکر می کند (و آقای #عابد_رضوی آن کتاب را خیلی دوست دارد و از آن خیلی نقل می کند) مستقیم سراغ کتاب تورات می رویم:
«من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد. نسل بابلیان را 👈ریشه کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند. 👉بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند،با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هرچه دارد از بین برود.»
📚 کتاب اشعیا، باب ۱۴ ،بندهای ۲۲ و ۲۳
خیلی جالب است نه؟! گشتند گشتند که یک پادشاهی از شرق پیدا کنند تا در مقابل #اسکندر_مقدونی قرار دهند و از آن طرف او را به #ارسطو بچسبانند، به این بهانه که به او درس می داده!، در نهایت به کوروش رسیدند! 😐
ادامه دارد ...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
آقای #عابد_رضوی #کوروش را نمونه ای از گرایش به معنویت و ارزش های والای انسانی می داند و او را نماینده و مثالی از حاکم غیرفیلسوف از ملل شرقی که منادی و متمایل به توحید بودند می داند!!😀
کسی یکبار منشور کوروش را بخواند از این حرف ها نمی زند. عبارات ایشان را ببینید:
«گرايش به معنويّت و ارزشهاي والاي انساني را در كنفوسيوس و بودا و كوروش نيز مي¬توان بوضوح مشاهده نمود»
📚 کتاب کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 27
«در جاهاي مختلف كتاب مقدّس يهود و مسيحي ها از كورش به عنوان حاكمي عادل و خيرخواه و نماينده خداوند ذكر به ميان آمده است.»
📚 همان، صفحه 315
کسی که تمدن ماد، لیدی، نینوا و عیلامی خوزیان را نابود کرده می شود گراینده به ارزش های والای انسانی و موحد!😀
حال غیر از منشور کوروش که در آن احترام کوروش به بت های مختلف به وضوح آمده است و غیر از وحشی گری هایی که گزنفون در کتابش از او ذکر می کند (و آقای #عابد_رضوی آن کتاب را خیلی دوست دارد و از آن خیلی نقل می کند) مستقیم سراغ کتاب تورات می رویم:
«من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد. نسل بابلیان را 👈ریشه کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند. 👉بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند،با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هرچه دارد از بین برود.»
📚 کتاب اشعیا، باب ۱۴ ،بندهای ۲۲ و ۲۳
خیلی جالب است نه؟! گشتند گشتند که یک پادشاهی از شرق پیدا کنند تا در مقابل #اسکندر_مقدونی قرار دهند و از آن طرف او را به #ارسطو بچسبانند، به این بهانه که به او درس می داده!، در نهایت به کوروش رسیدند! 😐
ادامه دارد ...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
نقد مخالفین فلسفه و عرفان (چوزن وان)
⛔️ نظر آقای عابد رضوی درباره کوروش ⛔️☹️ آقای #عابد_رضوی #کوروش را نمونه ای از گرایش به معنویت و ارزش های والای انسانی می داند و او را نماینده و مثالی از حاکم غیرفیلسوف از ملل شرقی که منادی و متمایل به توحید بودند می داند!!😀 کسی یکبار منشور کوروش را بخواند…
⛔️ نظر آقای عابدی درباره کنفوسیوس ⛔️
کاری که ایشان در کتاب خود کرده اند این است که در کتب تاریخ فلسفه گشتند و مواردی جزئی از اشتباهات برخی فیلسوفان یونان را پیدا کردند و آن را برجسته کردند و به عنوان کل فلسفه یونان جا زدند و تقبیح کردند و نتیجه گرفتند که فلسفه یونان شرک آلود است.
💡 از طرفی باید بدانند که در اکثر اوقات می توان در کتب بزرگان مطالبی را پیدا کرد که نشان دهنده معصوم نبودن آن هاست. اما به این نکته توجه نداشتند و با نفی #ارسطو و #افلاطون، #کوروش و #کنفوسیوس را برگزیدند و نماینده ملت شرق قرار دادند، با اینکه در آثار این ها هم می توان جملاتی را پیدا کرد که در دایره «شیعه اثنی عشری» نمی گنجد!!( چون به گمان برخی، اگر #ارسطو در آثارش ملتزم به ولایت و عصمت چهارده معصوم می شد، آنگاه در رده آدمیان محسوب می شد!!)
قبلا بحث #کوروش را پاسخ دادیم و اینک درباره #کنفوسیس خواهیم نوشت:
«It is imperative that we do not prosecute people in any court.»
ضروری است که مردم را در هیچ دادگاهی محاکمه نکنیم!
📚The Great Learning and , The Analeets, section 3, part 12
http://classics.mit.edu/Confucius/learning.html
The superior man has neither anxiety nor fear.
انسان کامل(مرد برتر) هرگز هیچ اضطراب و ترسی ندارد.
📚The Analeets, section 3, part 12
When good government prevails in the empire, ceremonies, music, and punitive military expeditions proceed from the son of Heaven.
وقتی دولت خوب در امپراتوری مستقر می شود، موسیقی و جشن و عملیات نظامی آموزشی از سوی پسر بهشت انجام می شود.
📚The Analeets, section 4, part 16
👈 بنابراین طبق این جملات باید بساط قضاوت و مجازات را جمع کنیم و بساط عیش و نوش و موسیقی را پهن کنیم و این یعنی دولت خوب! 😀
این هم از گرایش به معنویت و ارزش های والای انسانی از دیدگاه آقای #کنفوسیوس و تأیید آقای #عابد_رضوی!
تبصره: دیدگاه ما همانند مخالفین فلسفه و عرفان، نگاه صفر و یک نیست. هم #کنفوسیس و هم #سقراط و #ارسطو و #افلاطون، مایه افتخار بشریت هستند. چه اینکه در پی حقیقت بودند، هرچند بدان نرسیده باشند.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
کاری که ایشان در کتاب خود کرده اند این است که در کتب تاریخ فلسفه گشتند و مواردی جزئی از اشتباهات برخی فیلسوفان یونان را پیدا کردند و آن را برجسته کردند و به عنوان کل فلسفه یونان جا زدند و تقبیح کردند و نتیجه گرفتند که فلسفه یونان شرک آلود است.
💡 از طرفی باید بدانند که در اکثر اوقات می توان در کتب بزرگان مطالبی را پیدا کرد که نشان دهنده معصوم نبودن آن هاست. اما به این نکته توجه نداشتند و با نفی #ارسطو و #افلاطون، #کوروش و #کنفوسیوس را برگزیدند و نماینده ملت شرق قرار دادند، با اینکه در آثار این ها هم می توان جملاتی را پیدا کرد که در دایره «شیعه اثنی عشری» نمی گنجد!!( چون به گمان برخی، اگر #ارسطو در آثارش ملتزم به ولایت و عصمت چهارده معصوم می شد، آنگاه در رده آدمیان محسوب می شد!!)
قبلا بحث #کوروش را پاسخ دادیم و اینک درباره #کنفوسیس خواهیم نوشت:
«It is imperative that we do not prosecute people in any court.»
ضروری است که مردم را در هیچ دادگاهی محاکمه نکنیم!
📚The Great Learning and , The Analeets, section 3, part 12
http://classics.mit.edu/Confucius/learning.html
The superior man has neither anxiety nor fear.
انسان کامل(مرد برتر) هرگز هیچ اضطراب و ترسی ندارد.
📚The Analeets, section 3, part 12
When good government prevails in the empire, ceremonies, music, and punitive military expeditions proceed from the son of Heaven.
وقتی دولت خوب در امپراتوری مستقر می شود، موسیقی و جشن و عملیات نظامی آموزشی از سوی پسر بهشت انجام می شود.
📚The Analeets, section 4, part 16
👈 بنابراین طبق این جملات باید بساط قضاوت و مجازات را جمع کنیم و بساط عیش و نوش و موسیقی را پهن کنیم و این یعنی دولت خوب! 😀
این هم از گرایش به معنویت و ارزش های والای انسانی از دیدگاه آقای #کنفوسیوس و تأیید آقای #عابد_رضوی!
تبصره: دیدگاه ما همانند مخالفین فلسفه و عرفان، نگاه صفر و یک نیست. هم #کنفوسیس و هم #سقراط و #ارسطو و #افلاطون، مایه افتخار بشریت هستند. چه اینکه در پی حقیقت بودند، هرچند بدان نرسیده باشند.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
classics.mit.edu
The Internet Classics Archive | The Great Learning by Confucius
The Great Learning by Confucius, part of the Internet Classics Archive
💠 در برخی کانال های مخالف فلسفه و عرفان می بینیم که برای مثال می نویسند جناب #ابن_عربی این جملات را گفته پس ادعای وحی و نبوت کرده و جناب #مولوی کتابش را اصول اصول اصول دین می داند و صفات قرآن کریم را به آن نسبت می دهد و جناب #سهروردی ادعای وحی کرده و جناب #ملاصدرا ادعا کرده که حکمتش اتمام حکمت و اکمال فلسفه است و آیت الله #جوادی_آملی درباره حکمت متعالیه جناب #ملاصدرا گفته که سزاست بگوید الیوم اکملت لکم عقلکم و...، و این ها درباره کتاب هایشان مبالغه کرده اند و در مواردی این مبالغه ها ادعای در حد نبوت و قرآن است و در نتیجه کفرگویی ست.
💡در کتب تخصصی و کانال های دیگر درباره تک تک این ادعاها صحبت شده و پاسخ های خوبی ارائه شده است. شاید در این کانال هم پاسخ ها را قرار بدهیم. اما در اینجا می خواهیم به تناقض رفتاری مخالفین فلسفه و عرفان در قبال کتب علما بپردازیم. یعنی مواردی از کتب علما یا فقهایی که قبولشان دارند را بیاوریم و از آن ها بپرسیم چرا این ها را نقد نمی کنید و فقط به علمای خاصی ایراد وارد می کنید؟ به عبارتی انتقادات آن ها به مطالب، جناحی و مانند حزب بازی های سیاسی ست تا انتقاد علمی!
👈یعنی مثلا می بینند جناب #مجلسی_دوم به جناب #ابن_عربی می تازد، این ها هم جناب #مجلسی_دوم را دوست دارند، همانطور که ما دوست داریم، بنابراین جناب #ابن_عربی را متعصبانه نقد می کنند! و در عین حال مطالب نادرست #مجلسی_دوم را ذکر نمی کنند، انگار فقط #ابن_عربی و متفکرین مثل او ایراد دارند و #مجلسی_دوم و متفکرینی چون او ایراد ندارند و اگر دارند آن ها را خوش بینانه نگاه می کنند و تأویل و ماست مالی می کنند!
👈 این برخورد جناحی در مطالب ایشان کاملا مشخص است. ما در اینجا ابتدا مدح و ثناهایی که آقایان مخالف فلسفه و عرفان درباره کتاب #بحارالانوار #مجلسی_دوم و ایشان دارند را ذکر می کنیم و سپس مطالبی از کتاب #بحارالانوار #مجلسی_دوم و سایر آثار ایشان را می آوریم و سوال مطرح می کنیم که آیا این جملات ایراد دارند یا ندارند! گرچه برای ما قابل توجیه است و هر پاسخی بدان بدهند، پاسخ ما هم به ایراداتشان به فلاسفه و عرفا همان ها خواهد بود!😊
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💡در کتب تخصصی و کانال های دیگر درباره تک تک این ادعاها صحبت شده و پاسخ های خوبی ارائه شده است. شاید در این کانال هم پاسخ ها را قرار بدهیم. اما در اینجا می خواهیم به تناقض رفتاری مخالفین فلسفه و عرفان در قبال کتب علما بپردازیم. یعنی مواردی از کتب علما یا فقهایی که قبولشان دارند را بیاوریم و از آن ها بپرسیم چرا این ها را نقد نمی کنید و فقط به علمای خاصی ایراد وارد می کنید؟ به عبارتی انتقادات آن ها به مطالب، جناحی و مانند حزب بازی های سیاسی ست تا انتقاد علمی!
👈یعنی مثلا می بینند جناب #مجلسی_دوم به جناب #ابن_عربی می تازد، این ها هم جناب #مجلسی_دوم را دوست دارند، همانطور که ما دوست داریم، بنابراین جناب #ابن_عربی را متعصبانه نقد می کنند! و در عین حال مطالب نادرست #مجلسی_دوم را ذکر نمی کنند، انگار فقط #ابن_عربی و متفکرین مثل او ایراد دارند و #مجلسی_دوم و متفکرینی چون او ایراد ندارند و اگر دارند آن ها را خوش بینانه نگاه می کنند و تأویل و ماست مالی می کنند!
👈 این برخورد جناحی در مطالب ایشان کاملا مشخص است. ما در اینجا ابتدا مدح و ثناهایی که آقایان مخالف فلسفه و عرفان درباره کتاب #بحارالانوار #مجلسی_دوم و ایشان دارند را ذکر می کنیم و سپس مطالبی از کتاب #بحارالانوار #مجلسی_دوم و سایر آثار ایشان را می آوریم و سوال مطرح می کنیم که آیا این جملات ایراد دارند یا ندارند! گرچه برای ما قابل توجیه است و هر پاسخی بدان بدهند، پاسخ ما هم به ایراداتشان به فلاسفه و عرفا همان ها خواهد بود!😊
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 آقای #مهدی_نصیری درباره جناب #مجلسی_دوم و کتابش می گوید:
👈"مجلسی نه محدثی ساده نگر و سطحی و صرفا روایتگر، بلکه عالمی نقاد و حدیث شناس و جدا کننده سره از ناسره است"👉
💡 البته آقای نصیری اذعان می کند که به ادله مختلف از جمله👈 "عدم دقت کافی #مجلسی_دوم" 👉😕در #بحارالانوار روایات ضعیف هم هست و همه مطالب آن درست نیست. دقت کنید 🔦«عدم دقت کافی» و نه «بی دقتی»!!
🗡🔪ایشان جناب #مجلسی_دوم را خیلی نرم و نازک و محافظه کارانه نقد می کنند و به ایشان فقط «عدم دقت کافی» را نسبت می دهند. اما وقتی نوبت به فلاسفه و عرفا می رسد؛ «بی دقتی»، «بی سوادی»، «مخالف عقل و برهان»، « مخالف اهل بیت»، «مخالف قرآن و سنت»، «کافر» و ... ردیف می شود!!
@nmfae
نکته مهم این است که #مجلسی_دوم به دلیل "بی سوادی" و "ضدیت با علم رجال" و "ضدیت با قرآن و سنت" و "سوء نیت و دشمنی با اسلام" و "تعصب" و ... روایات ضعیف و نادرست را وارد کتابش نکرده است، اما #ابن_عربی و #ملاصدرا و سایر علما، هرچند مسلمان باشند، وقتی اشتباهی داشته باشند باید بی رحمانه نقد شوند و اشتباهشان "ضدیت با عقل و قرآن و سنت" نامیده شود، چون عمدا و از سوء قصد و سوء نیت اشتباه کرده اند و حتما به طور جدی بی دقتی و بی سوادی خود را در کتب خود دخیل کرده اند!! اما #مجلسی_دوم فقط عدم دقت کافی داشته است!
🔰 آقای نصیری در ادامه می گوید:
"غرض از نوشتن این سطور، بت سازی و اسطوره سازی از یک عالم دینی و شیعی نیست. مجلسی مثل همه عالمان بزرگ دیگر شیعی می تواند مورد نقد و ایراد متفکران و دیگر عالمان قرار بگیرد"
https://www.mashreghnews.ir/news/456021/%D8%BA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1
😁 اما خب موقع انتقاد حواستان باشد، نازک تر از گل گفته نشود و فقط عدم دقت کافی نسبت داده شود، البته تا جایی که ممکن است ماستمالی شود!
بفرمایید ماستمالی کنید:🤐
"پشه، امیرالمونین و بالاتر از پشه رسول الله است"!
📚 بحارالانوار، موسسه الوفاء، جلد 24، صفحه 393
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
👈"مجلسی نه محدثی ساده نگر و سطحی و صرفا روایتگر، بلکه عالمی نقاد و حدیث شناس و جدا کننده سره از ناسره است"👉
💡 البته آقای نصیری اذعان می کند که به ادله مختلف از جمله👈 "عدم دقت کافی #مجلسی_دوم" 👉😕در #بحارالانوار روایات ضعیف هم هست و همه مطالب آن درست نیست. دقت کنید 🔦«عدم دقت کافی» و نه «بی دقتی»!!
🗡🔪ایشان جناب #مجلسی_دوم را خیلی نرم و نازک و محافظه کارانه نقد می کنند و به ایشان فقط «عدم دقت کافی» را نسبت می دهند. اما وقتی نوبت به فلاسفه و عرفا می رسد؛ «بی دقتی»، «بی سوادی»، «مخالف عقل و برهان»، « مخالف اهل بیت»، «مخالف قرآن و سنت»، «کافر» و ... ردیف می شود!!
@nmfae
نکته مهم این است که #مجلسی_دوم به دلیل "بی سوادی" و "ضدیت با علم رجال" و "ضدیت با قرآن و سنت" و "سوء نیت و دشمنی با اسلام" و "تعصب" و ... روایات ضعیف و نادرست را وارد کتابش نکرده است، اما #ابن_عربی و #ملاصدرا و سایر علما، هرچند مسلمان باشند، وقتی اشتباهی داشته باشند باید بی رحمانه نقد شوند و اشتباهشان "ضدیت با عقل و قرآن و سنت" نامیده شود، چون عمدا و از سوء قصد و سوء نیت اشتباه کرده اند و حتما به طور جدی بی دقتی و بی سوادی خود را در کتب خود دخیل کرده اند!! اما #مجلسی_دوم فقط عدم دقت کافی داشته است!
🔰 آقای نصیری در ادامه می گوید:
"غرض از نوشتن این سطور، بت سازی و اسطوره سازی از یک عالم دینی و شیعی نیست. مجلسی مثل همه عالمان بزرگ دیگر شیعی می تواند مورد نقد و ایراد متفکران و دیگر عالمان قرار بگیرد"
https://www.mashreghnews.ir/news/456021/%D8%BA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1
😁 اما خب موقع انتقاد حواستان باشد، نازک تر از گل گفته نشود و فقط عدم دقت کافی نسبت داده شود، البته تا جایی که ممکن است ماستمالی شود!
بفرمایید ماستمالی کنید:🤐
"پشه، امیرالمونین و بالاتر از پشه رسول الله است"!
📚 بحارالانوار، موسسه الوفاء، جلد 24، صفحه 393
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ پاسخ نقضی درباره مجلسی دوم ⛔️
🔰 در پاسخ نقضی به شبهات مربوط به جناب #ابن_عربی و #مولوی که از کتاب های خود تعریف می کنند و توصیفات آنچنانی می آورند می توان به کتب جناب #مجلسی_دوم هم پرداخت!
💠 سوال ما این است که مخالفین فلسفه و عرفان چرا این مطالب را نمی بینند؟!
#مجلسی_دوم در مقدمه کتاب #بحارالانوار خود می نویسد:
"فعزمت بعدالاستخارة من ربی و الاستعانۀ بحوله و قوته و الاستمداد من تأییده و رحمته علی تألیفها و نظمها و ترتیبها و جمعها فی کتاب متسقۀ الفصول و الأبواب مضبوطۀ المقاصد و المطالب علی نظام غریب و تألیف عجیب لم یعهد مثله فی مؤلفات القوم و مصنفاتهم فجاء بحمداالله کما أردت علی أحسن الوفاء و أتانی بفضل ربی فوق ما مهدت و قصدت علی أفضل الرجاء"
📚 بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، جلد 1، صفحه 4
بعد از استخاره از پروردگارم و استعانت از حول و قوت او و استمداد از تأیید و رحمت او، بر تألیف و تنظیم و ترتیب و تجمیع آن در کتابی با فصول و ابواب منسجم، مقاصد و مطالبی دقیق با نظمی جدید و تألیفی عجیب که مثل آن در بین مؤلفات و مصنفات قوم شناخته نشده، عزم کردم، پس بحمدالله آنچنان که طبق احسن الوفاء می خواستم و به فضل پروردگارم فوق آنچه زمینه سازی کرده بودم برایم پیش آمد و طبق افضل الرجاء قصد کردم.
💡👈مطلب اول تا اینجا فهمیدیم که تألیف و تنظیم و ترکیب و تجمیع مطالب #بحارالانوار پس از استخاره و کمک از حول و رحمت خداوند بوده و این استمداد دارای پاسخ مثبت از خداوند متعال بود، بلکه پاسخی بهتر از آنچه #مجلسی_دوم تصور می کرد! یعنی تألیف و تنظیم و ترتیب و تجمیع کتاب با 👈 تأیید الهی👉 همراه است!😊
💡👈مطلب دوم اینکه تألیف و تنظیم و ترتیب و تجمیع کتاب در بین کتبی که تا آن زمان نوشته شده بی سابقه است و همتا ندارد!
فعلا تا اینجا را هضم کنید، تا ادامه اش را بنویسم! 😃
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 در پاسخ نقضی به شبهات مربوط به جناب #ابن_عربی و #مولوی که از کتاب های خود تعریف می کنند و توصیفات آنچنانی می آورند می توان به کتب جناب #مجلسی_دوم هم پرداخت!
💠 سوال ما این است که مخالفین فلسفه و عرفان چرا این مطالب را نمی بینند؟!
#مجلسی_دوم در مقدمه کتاب #بحارالانوار خود می نویسد:
"فعزمت بعدالاستخارة من ربی و الاستعانۀ بحوله و قوته و الاستمداد من تأییده و رحمته علی تألیفها و نظمها و ترتیبها و جمعها فی کتاب متسقۀ الفصول و الأبواب مضبوطۀ المقاصد و المطالب علی نظام غریب و تألیف عجیب لم یعهد مثله فی مؤلفات القوم و مصنفاتهم فجاء بحمداالله کما أردت علی أحسن الوفاء و أتانی بفضل ربی فوق ما مهدت و قصدت علی أفضل الرجاء"
📚 بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، جلد 1، صفحه 4
بعد از استخاره از پروردگارم و استعانت از حول و قوت او و استمداد از تأیید و رحمت او، بر تألیف و تنظیم و ترتیب و تجمیع آن در کتابی با فصول و ابواب منسجم، مقاصد و مطالبی دقیق با نظمی جدید و تألیفی عجیب که مثل آن در بین مؤلفات و مصنفات قوم شناخته نشده، عزم کردم، پس بحمدالله آنچنان که طبق احسن الوفاء می خواستم و به فضل پروردگارم فوق آنچه زمینه سازی کرده بودم برایم پیش آمد و طبق افضل الرجاء قصد کردم.
💡👈مطلب اول تا اینجا فهمیدیم که تألیف و تنظیم و ترکیب و تجمیع مطالب #بحارالانوار پس از استخاره و کمک از حول و رحمت خداوند بوده و این استمداد دارای پاسخ مثبت از خداوند متعال بود، بلکه پاسخی بهتر از آنچه #مجلسی_دوم تصور می کرد! یعنی تألیف و تنظیم و ترتیب و تجمیع کتاب با 👈 تأیید الهی👉 همراه است!😊
💡👈مطلب دوم اینکه تألیف و تنظیم و ترتیب و تجمیع کتاب در بین کتبی که تا آن زمان نوشته شده بی سابقه است و همتا ندارد!
فعلا تا اینجا را هضم کنید، تا ادامه اش را بنویسم! 😃
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ پاسخ نقضی درباره مجلسی دوم ⛔️
🔰 در پاسخ نقضی به شبهات مربوط به جناب #مولوی که مثنوی را اصول اصول اصول دین می داند و جناب #ملاصدرا که فلسفه خود را اکمال فلسفه می داند، می توان به کتاب #بحارالانوار جناب #مجلسی_دوم هم اشاره کرد!
💠 پرسش ما این است که مخالفین فلسفه و عرفان، با دیدن این متون، مخالف فقه و روایت هم خواهند شد؟!
#مجلسی_دوم در مقدمه کتاب #بحارالانوار خود می نویسد:
"لئلا تطول الأبواب و یکثر حجم الکتاب فیعسـر تحصیله علی الطلاب و فی بالی إن أمهلنی الأجل و ساعدنی فضله عز و جل أن أکتب علیه شرحا کاملا یحتوي علی کثیر من المقاصد التی لم توجد فی مصنفات الأصحاب و أشبع فیها الکلام لأولی الألباب."
📚 بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، جلد 1، صفحه 5
برای آنکه ابواب طولانی نشوند و حجم کتاب زیاد نشود تا تحصیل آن بر طلاب سخت نشود و در ذهنم بود که اگر اجل مهلت دهد و فضل او- عز و جل- مساعدت کند که بر آن شرح کاملی شامل مطالب بسیاری که در مصنفات اصحاب یافت نمی شود بنویسم و در آن کلام را بر اولی الباب تمام کنم ( خردمندان را اشباع کنم).
💡👈به یاد آورید اکمال فلسفه و تتمیم حکمت ملاصدرا را!😊
#مجلسی_دوم می گوید اگر اجل مهلت دهد(که داده شد) شرحی می نویسم که 👈اولا کامل باشد 👈ثانیا همتا نداشته باشد و 👈ثالثا اولی الالباب اشباع شوند، سیراب شوند!😊
⛔️😱یعنی شرح ایشان اتمام کار خردمندان است و بیش از این نمی توانند از روایات، چیزی بدانند!⛔️😱
💡👈لازم است بیشتر توضیح دهم؟ اگر این متن را به یک مخالف فلسفه و عرفان بدهید و نگویید از #مجلسی_دوم است و مثلا از کتاب تفسیر قرآن #ابن_عربی ست اینگونه می گوید:
این سخنان مبالغه آمیز و کفرگویی ست. باب علم بسته نیست و خرد در زمان #ابن_عربی تمام نمی شود که او بخواهد خردمندان را سیراب کند و قرآن را کامل شرح دهد که همتا نداشته باشد! او با خود چه فکر کرده که می تواند قرآن را طوری بفهمد که کامل باشد و حرف آخر را بزند و سخن را تمام کند!؟😊
فعلا تا اینجا را هضم کنید، تا ادامه اش را بنویسم! 😃
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 در پاسخ نقضی به شبهات مربوط به جناب #مولوی که مثنوی را اصول اصول اصول دین می داند و جناب #ملاصدرا که فلسفه خود را اکمال فلسفه می داند، می توان به کتاب #بحارالانوار جناب #مجلسی_دوم هم اشاره کرد!
💠 پرسش ما این است که مخالفین فلسفه و عرفان، با دیدن این متون، مخالف فقه و روایت هم خواهند شد؟!
#مجلسی_دوم در مقدمه کتاب #بحارالانوار خود می نویسد:
"لئلا تطول الأبواب و یکثر حجم الکتاب فیعسـر تحصیله علی الطلاب و فی بالی إن أمهلنی الأجل و ساعدنی فضله عز و جل أن أکتب علیه شرحا کاملا یحتوي علی کثیر من المقاصد التی لم توجد فی مصنفات الأصحاب و أشبع فیها الکلام لأولی الألباب."
📚 بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، جلد 1، صفحه 5
برای آنکه ابواب طولانی نشوند و حجم کتاب زیاد نشود تا تحصیل آن بر طلاب سخت نشود و در ذهنم بود که اگر اجل مهلت دهد و فضل او- عز و جل- مساعدت کند که بر آن شرح کاملی شامل مطالب بسیاری که در مصنفات اصحاب یافت نمی شود بنویسم و در آن کلام را بر اولی الباب تمام کنم ( خردمندان را اشباع کنم).
💡👈به یاد آورید اکمال فلسفه و تتمیم حکمت ملاصدرا را!😊
#مجلسی_دوم می گوید اگر اجل مهلت دهد(که داده شد) شرحی می نویسم که 👈اولا کامل باشد 👈ثانیا همتا نداشته باشد و 👈ثالثا اولی الالباب اشباع شوند، سیراب شوند!😊
⛔️😱یعنی شرح ایشان اتمام کار خردمندان است و بیش از این نمی توانند از روایات، چیزی بدانند!⛔️😱
💡👈لازم است بیشتر توضیح دهم؟ اگر این متن را به یک مخالف فلسفه و عرفان بدهید و نگویید از #مجلسی_دوم است و مثلا از کتاب تفسیر قرآن #ابن_عربی ست اینگونه می گوید:
این سخنان مبالغه آمیز و کفرگویی ست. باب علم بسته نیست و خرد در زمان #ابن_عربی تمام نمی شود که او بخواهد خردمندان را سیراب کند و قرآن را کامل شرح دهد که همتا نداشته باشد! او با خود چه فکر کرده که می تواند قرآن را طوری بفهمد که کامل باشد و حرف آخر را بزند و سخن را تمام کند!؟😊
فعلا تا اینجا را هضم کنید، تا ادامه اش را بنویسم! 😃
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ پاسخ نقضی درباره مجلسی دوم ⛔️
🔰 اجازه بدهید برای اینکه پیاز داغ بحثمان را بیشتر کنیم، مقدمه جناب #مجلسی_دوم را بیشتر بخوانیم!
💠 من گمان نکنم آقای #حسن_میلانی و آقای #مهدی_نصیری این مقدمه را خوانده باشند و گرنه کار به تکفیر جناب #مجلسی_دوم می کشید! من این ها را می شناسم!
"یا معشر إخوان الدین المدعین لولاء أئمه المؤمنین أقبلوا نحو مأدبتی هذه مسرعین و خذوها بأیدي الإذعان و الیقین فتمسکوا بها واثقین إن کنتم فیما تدعون صادقین و لاتکونوا من الذین یقولون بأفواههم ما لیس فی قلوبهم و یترشح من فحاوي کلامهم مطاوی جنوبهم و لا من الذین أشربوا فی قلوبهم حب البدع و الأهواء بجهلهم و ضلالهم و زیفوا ما روجته الملل الحقۀ بما زخرفته منکرو الشرائع بمموهات أقوالهم.
فیا بشري لکم ثم بشري لکم إخوانی بکتاب جامعۀ المقاصد طریفۀ الفرائد لم تأت الدهور بمثله حسنا و بهاء و أنجم طالع من أفق الغیوب لم یر الناظرون ما یدانیه نورا وضیاء و صدیق شفیق لم یعهد فی الأزمان السالفۀ شبهه صدقا و وفاء."
"کفاك عماک یا منکر علو أفنانه و سمو أغصانه حسدا و عنادا و عمها و حسبک ریبک یا من لم یعترف برفعۀ شأنه و حلاوة بیانه جهلا و ضلالا و بلها و لاشتماله علی أنواع العلوم و الحکم و الأسرار و إغنائه عن جمیع کتب الأخبارسمیته بکتاب بحار الانوار ...."
📚 بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، جلد 1، صفحه 5
پس ای برادران دینی مدعی ولای ائمه مومنین به سرعت به سوی این ضیافت بیایید و آن را با 👈اذعان و یقین بگیرید پس به آن با 👈☹️وثوق و اطمینان متمسک شوید اگر در ادعای ( ولای) خود صادق هستید و از کسانی نباشید که آنچه که در قلوبشان نیست با دهانشان می گویند...
پس بشارت باد بر شما و باز هم بشارت باد بر شما ای برادرانم به کتاب جامعه المقاصد و طریفه الفرائد که 👈🤐از جهت خوبی و ارزش در دهر مثل ندارد و (کتابی که) 👈🤕ناظرین ستارگان طالع از افق غیوب آنچه از نور و ضیاء دارد را ندیده اند و صدیق شفیقی که در زمان های گذشته از جهت صدق و وفا شبیهی برای آن شناخته نشده، ای منکر علوّ و تعالی شاخه های مستقیم آن،😳👈 از روی حسد و عناد و نابینایی، کوری و ریب تو، تو را بس است، ای کسی که رفعت شأن و شیرینی بیان آن(کتاب) را😟👈 از روی جهل و گمراهی و ابلهی نشناخته ای و جهت اشتمال آن بر انواع علوم و حکم و اسرار و غنی بودن آن از همه کتب روایی و اخباری نامیدم آن را به بحارالانوار...
💡😀👈 #بحارالانوار جامعه المقاصد است و چنان با ارزش است که در دهر مثل و همتا ندارد! (الآن یک عامی این مقدمه را بخواند فکر می کند پاسخ به تحدی قرآن کریم داده شده است!) و ناظرینی که موفق شده اند ستارگان غیبی را هم ببینند مانند این کتاب را ندیده اند (هر که نداند فکر می کند هر پیامبر و معصومی که از غیب خبر دارد از مطالب این کتاب خبر ندارد!).😊
💡👈 اصلا در محتوایش شک نکنید و آن را با اذعان و یقین بگیرید و بدان متمسک شوید و گرنه منافق و مدعی دروغین ولایت ائمه اطهار خواهید بود!😧😧
💡مطلب دیگر اینکه این کتاب "صدیق" است! حال ما مبالغه نمی کنیم و "صدیق" را به معنای دوست و همراه می گیریم نه اینکه منظور این باشد که این کتاب کاملا راستگو باشد و تناقضی در آن نباشد. در یاری و همراهی هم شبیه ندارد!(یک عامی این را بخواند فکر می کند مقابل قرآن کریم است!).
⛔️🔑حال می رسیم به اینجا که ممکن است کسی به مطالب این کتاب نقد داشته باشد یا همه آن را درست نداند، پاسخ #مجلسی_دوم چیست؟🤨
💡🤐اگر مطالب این کتاب را که تأیید الهی همراه آن است را با یقین و وثوق نگیرید و بدان متمسک نشوید، در ادعای دوستی اهل بیت علیهم السلام صادق نیستید و مانند منافقان، ایمان در قلبتان وارد نشده است!
حسادت، عناد و کوری و جهل و گمراهی و ابلهی موجب ریب شخص و انکار علو درجات و رفعت شان این کتاب و منکر حاوی علوم و اسرار و حکم بودن آن است!😊
فقط تهدید به مرگ نشده است و گرنه تکفیر و نفاق و جهنمی شدن در آن ماخوذ است!
فرض کنید #مولوی آن را برای #مثنوی می نوشت که هم مطالب درست دارد و هم نادرست!😊
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 اجازه بدهید برای اینکه پیاز داغ بحثمان را بیشتر کنیم، مقدمه جناب #مجلسی_دوم را بیشتر بخوانیم!
💠 من گمان نکنم آقای #حسن_میلانی و آقای #مهدی_نصیری این مقدمه را خوانده باشند و گرنه کار به تکفیر جناب #مجلسی_دوم می کشید! من این ها را می شناسم!
"یا معشر إخوان الدین المدعین لولاء أئمه المؤمنین أقبلوا نحو مأدبتی هذه مسرعین و خذوها بأیدي الإذعان و الیقین فتمسکوا بها واثقین إن کنتم فیما تدعون صادقین و لاتکونوا من الذین یقولون بأفواههم ما لیس فی قلوبهم و یترشح من فحاوي کلامهم مطاوی جنوبهم و لا من الذین أشربوا فی قلوبهم حب البدع و الأهواء بجهلهم و ضلالهم و زیفوا ما روجته الملل الحقۀ بما زخرفته منکرو الشرائع بمموهات أقوالهم.
فیا بشري لکم ثم بشري لکم إخوانی بکتاب جامعۀ المقاصد طریفۀ الفرائد لم تأت الدهور بمثله حسنا و بهاء و أنجم طالع من أفق الغیوب لم یر الناظرون ما یدانیه نورا وضیاء و صدیق شفیق لم یعهد فی الأزمان السالفۀ شبهه صدقا و وفاء."
"کفاك عماک یا منکر علو أفنانه و سمو أغصانه حسدا و عنادا و عمها و حسبک ریبک یا من لم یعترف برفعۀ شأنه و حلاوة بیانه جهلا و ضلالا و بلها و لاشتماله علی أنواع العلوم و الحکم و الأسرار و إغنائه عن جمیع کتب الأخبارسمیته بکتاب بحار الانوار ...."
📚 بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، جلد 1، صفحه 5
پس ای برادران دینی مدعی ولای ائمه مومنین به سرعت به سوی این ضیافت بیایید و آن را با 👈اذعان و یقین بگیرید پس به آن با 👈☹️وثوق و اطمینان متمسک شوید اگر در ادعای ( ولای) خود صادق هستید و از کسانی نباشید که آنچه که در قلوبشان نیست با دهانشان می گویند...
پس بشارت باد بر شما و باز هم بشارت باد بر شما ای برادرانم به کتاب جامعه المقاصد و طریفه الفرائد که 👈🤐از جهت خوبی و ارزش در دهر مثل ندارد و (کتابی که) 👈🤕ناظرین ستارگان طالع از افق غیوب آنچه از نور و ضیاء دارد را ندیده اند و صدیق شفیقی که در زمان های گذشته از جهت صدق و وفا شبیهی برای آن شناخته نشده، ای منکر علوّ و تعالی شاخه های مستقیم آن،😳👈 از روی حسد و عناد و نابینایی، کوری و ریب تو، تو را بس است، ای کسی که رفعت شأن و شیرینی بیان آن(کتاب) را😟👈 از روی جهل و گمراهی و ابلهی نشناخته ای و جهت اشتمال آن بر انواع علوم و حکم و اسرار و غنی بودن آن از همه کتب روایی و اخباری نامیدم آن را به بحارالانوار...
💡😀👈 #بحارالانوار جامعه المقاصد است و چنان با ارزش است که در دهر مثل و همتا ندارد! (الآن یک عامی این مقدمه را بخواند فکر می کند پاسخ به تحدی قرآن کریم داده شده است!) و ناظرینی که موفق شده اند ستارگان غیبی را هم ببینند مانند این کتاب را ندیده اند (هر که نداند فکر می کند هر پیامبر و معصومی که از غیب خبر دارد از مطالب این کتاب خبر ندارد!).😊
💡👈 اصلا در محتوایش شک نکنید و آن را با اذعان و یقین بگیرید و بدان متمسک شوید و گرنه منافق و مدعی دروغین ولایت ائمه اطهار خواهید بود!😧😧
💡مطلب دیگر اینکه این کتاب "صدیق" است! حال ما مبالغه نمی کنیم و "صدیق" را به معنای دوست و همراه می گیریم نه اینکه منظور این باشد که این کتاب کاملا راستگو باشد و تناقضی در آن نباشد. در یاری و همراهی هم شبیه ندارد!(یک عامی این را بخواند فکر می کند مقابل قرآن کریم است!).
⛔️🔑حال می رسیم به اینجا که ممکن است کسی به مطالب این کتاب نقد داشته باشد یا همه آن را درست نداند، پاسخ #مجلسی_دوم چیست؟🤨
💡🤐اگر مطالب این کتاب را که تأیید الهی همراه آن است را با یقین و وثوق نگیرید و بدان متمسک نشوید، در ادعای دوستی اهل بیت علیهم السلام صادق نیستید و مانند منافقان، ایمان در قلبتان وارد نشده است!
حسادت، عناد و کوری و جهل و گمراهی و ابلهی موجب ریب شخص و انکار علو درجات و رفعت شان این کتاب و منکر حاوی علوم و اسرار و حکم بودن آن است!😊
فقط تهدید به مرگ نشده است و گرنه تکفیر و نفاق و جهنمی شدن در آن ماخوذ است!
فرض کنید #مولوی آن را برای #مثنوی می نوشت که هم مطالب درست دارد و هم نادرست!😊
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
«كتاب سقراط آپولوژي نام دارد كه به همين آپولون منسوب است و مثل الهي نامه است ، امّا در واقع دفاعيّه سقراط در مقابل دادگاه دموكراسى يونان است.»
📚 کتاب کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 33
💡به مناسبت اشاره آقای #عابد_رضوی به دفاعیه سقراط، مفید دانستیم که پاره هایی از این رساله را مرور کنیم. لحن آقای #عابد_رضوی در کتابشان و در وصف فلاسفه یونان به شرک و کفر طوریست که گویی انبیاء الهی بر این فلاسفه برهان اقامه کرده اند و آن ها هم اعجاز دیده اند و حجت بر ایشان تمام شده و در نتیجه مصداق مشرک و معاند هستند.
🔑 اما حقیقت این است که با خواندن رساله های آن ها متوجه می شویم که این ها انسان های حقیقت طلب، انتقاد پذیر، تابع برهان و دلیل، اهل مباحثه و گفتگو بودند و می توان نتیجه گرفت که امکان ندارد در صورت درک حضور انبیاء تابع آن ها نشوند. صد البته در برخی موارد تابع سنت و عادت قوم خود بوده اند.
🔑 نکته دیگر اینکه این فلاسفه با احترام به سنت(روایات) یونانیان سعی می کردند سره را از ناسره جدا کنند. از اینرو از از تفلسف #تالس گرفته تا حقیقت طلبی #سقراط و از تمایل عاشقانه #افلاطون به امور الهی گرفته تا تنزیه خدا از #جسمانیت و حرکت و تغییر #ارسطو، همگی نشان دهنده ی تلاش آن ها برای نیل به حقیقت است. از این جهت سزا نیست با این لحن آن ها را خطاب کنیم طوریکه گویی از بزرگان مخالف انبیاء بوده اند و حجت بر ایشان تمام شده است!
🔰 لازم است که مباحث را از #سقراط شروع کنیم و اتهامات را پاسخ دهیم. بنابراین به صورت اجمالی رساله آپولوژی و نکات مهم آن را خواهیم نوشت.
💠 من در سخنوری هیچ توانایی ندارم، مگر آنکه سخنور در نظر ایشان کسی باشد که جز راست نگوید( #آپولوژی، بند 17).
ادامه دارد...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
📚 کتاب کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 33
💡به مناسبت اشاره آقای #عابد_رضوی به دفاعیه سقراط، مفید دانستیم که پاره هایی از این رساله را مرور کنیم. لحن آقای #عابد_رضوی در کتابشان و در وصف فلاسفه یونان به شرک و کفر طوریست که گویی انبیاء الهی بر این فلاسفه برهان اقامه کرده اند و آن ها هم اعجاز دیده اند و حجت بر ایشان تمام شده و در نتیجه مصداق مشرک و معاند هستند.
🔑 اما حقیقت این است که با خواندن رساله های آن ها متوجه می شویم که این ها انسان های حقیقت طلب، انتقاد پذیر، تابع برهان و دلیل، اهل مباحثه و گفتگو بودند و می توان نتیجه گرفت که امکان ندارد در صورت درک حضور انبیاء تابع آن ها نشوند. صد البته در برخی موارد تابع سنت و عادت قوم خود بوده اند.
🔑 نکته دیگر اینکه این فلاسفه با احترام به سنت(روایات) یونانیان سعی می کردند سره را از ناسره جدا کنند. از اینرو از از تفلسف #تالس گرفته تا حقیقت طلبی #سقراط و از تمایل عاشقانه #افلاطون به امور الهی گرفته تا تنزیه خدا از #جسمانیت و حرکت و تغییر #ارسطو، همگی نشان دهنده ی تلاش آن ها برای نیل به حقیقت است. از این جهت سزا نیست با این لحن آن ها را خطاب کنیم طوریکه گویی از بزرگان مخالف انبیاء بوده اند و حجت بر ایشان تمام شده است!
🔰 لازم است که مباحث را از #سقراط شروع کنیم و اتهامات را پاسخ دهیم. بنابراین به صورت اجمالی رساله آپولوژی و نکات مهم آن را خواهیم نوشت.
💠 من در سخنوری هیچ توانایی ندارم، مگر آنکه سخنور در نظر ایشان کسی باشد که جز راست نگوید( #آپولوژی، بند 17).
ادامه دارد...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 فلاسفه یونان از طرفی با عادات و روایات قوم خود مواجه بودند و از طرفی برخی از این عادات و روایات را مخالف حقایقی که بدان رسیده بودند می دانستند. #سقراط نیز از طرفی با این عقاید بزرگ شده بود و از طرفی برخی از این روایات را علی الخصوص درباره خدا قبول نداشت. حال به #آپولوژی می پردازیم:
💠#سقراط مدعی ست که از زمان کودکی همیشه وقتی می خواست کار نادرستی انجام دهد، ندایی می شنود که او را از آن کار باز می دارد. اما هیچ وقت او را به امری تشویق نمی کند. این ادعای #سقراط با ادعای عصمت همخوانی ندارد، چون او در «فایدروس، 242ب) مدعی ست که آن ندا از او می خواهد پیش از ادامه صحبت، بخشی از سخنان قبل خود را پس بگیرد! این ندا او را از هم نشینی و پذیرش بعضی اشخاص منع می کرد. اما دانش او دانش بشری ست و از طریق تفکر است. خدا هم از طریق سخنگوی معبد، و هم از طریق خواب و راه های دیگر میتواند با بشر ارتباط برقرار کند.
👈 «خایرفون» شخصی ست که مورد پذیرش مردم آتن بود، او روزی از پیشگوی معبد خدای #دلفی (که از خدای دلفی به او الهام می شد) پرسید:« کسی داناتر از سقراط است؟» و آن پیشگو به نیابت از خدای #دلفی پاسخ داد که هیچ کس داناتر از سقراط نیست! چون خایرفون از دنیا رفته بود، برادر او این ماجرا را در دادگاه تصدیق کرد. #سقراط نیز در دادگاه گفت:« به خود گفتم منظور خدا از این سخن چیست و در این بیان چه معنایی نهفته است؟ من خود می دانم که از دانایی کمترین بهره ای ندارم. پس منظور خدا باید چیزی دیگر باشد، زیرا 👈خدا دروغ نمی گوید و دروغگویی در شأن او نیست👉».
💡 این فقره نشان می دهد #سقراط، برخلاف اساطیر یونانی، مقام خدایی را عاری از کذب و زشتی می داند.
💠 #سقراط به نزد دانایان مشهور جامعه و سیاستمداران و شعراء و پیشه وران رفت و با گفتگو با آن ها به این نکته پی برد که چون او می داند چه می داند و می داند چه نمی داند و براساس دانسته ها سخن می گوید و اگر نداند می پرسد و ادعا نمی کند، از همه آن ها در این زمینه داناتر است و منظور خدای دلفی این بوده است که دانش واقعی این است که همراه با تهذیب نفس باشد.
👈 همین امر موجب دشمنی این اقشار با او و جذب برخی جوانان به او می شود. و در نتیجه او را به دادگاه می برند و علیه او اقامه دعوا می کنند:« سقراط گناهکار است زیرا جوانان را فاسد می سازد و منکر خدایان کشور است و خدایانی دیگر، یعنی خدایان دایمونی، به جای آنان می گذارد.».
💠 #سقراط در دادگاه، سخنرانی مدعیان گناه او را چنان اثربخش و دلنشین و البته دروغ می داند که حتی خودش هم نزدیک بود فراموش کند که متهم اوست! و حیرت آور ترین دروغ آن ها را آنجا می داند که گفتند:« به هوش باشید تا #سقراط که سخنوری تواناست شما را نفریبد»! چون این سخن را نشان از آن می داند که می دانند به محض سخن گفتن #سقراط، کذب ادعاهای آن ها روشن می شود و این سخنشان از پیشدستی و ترسشان از غلبه #سقراط است. اما #سقراط همانند آنها اهل سخنرانی پرآب و تاب و مزین و مزخرف به زخرف الفاظ و ترکیبات ادبی نیست. او ساده تقریر می کند و ساده پاسخ می دهد.
🔑 پاسخ ادعای اول
👈 #میلتوس، مدعی گناهکاری #سقراط است. #سقراط نشان می دهد که او معتقد است همه مردم شهر توانایی تربیت جوانان را دارند، جز #سقراط! اما روشن است که این ادعایی سخیف است، چه اینکه تربیت بشر کار هر کسی نیست و این ادعا نشان می دهد که #میلتوس با امور تربیتی بیگانه است، پس او چطور در این زمینه داوری می کند؟! بنابراین داوری و اظهار نظر او در زمینه ای که روشن شد تخصص ندارد معتبر نیست.
ثانیا اگر ادعا می کند او جوانان را فاسد می کند بدین معنا خواهد بود که یک پیرمرد هفتاد ساله خواهان فساد نزدیکان خویش است. پس یا از عمد یا از غفلت این کار را می کند. در هر صورت باید ابتدا به نزد #سقراط می آمد و از نزدیک به او تذکر می داد نه اینکه ابتدا او را محاکمه کنند و این اشتباه دوم اوست.
🔑 پاسخ ادعای دوم
در ادامه #میلتوس، برخلاف متن ادعایی، ادعا می کند که #سقراط حتی ماه و خورشید را نیز خدا نمی داند و معتقد است خورشید سنگ است و ماه هم کره ای خاکی ست! و جوانان را به انکار هر خدایی وادار می سازد!
#سقراط در پاسخ می گوید: حتی #آناکساگوراس هم درباره ماه و خورشید چنین سخنانی دارد، پس او هم منکر هر خدایی ست؟! در ثانی #سقراط معتقد به ندای الهی ست، پس چگونه منکر هر الهی می شود؟ مگر می توان معتقد به امور الهی بود و منکر اله بود؟!
💡 این فقره نشان می دهد که بنابر اعتراف #میلتوس، از نظر #سقراط، هیچ خدایی نمی تواند از سنگ و خاک باشد! و این مخالف با ادعای #بت_پرستی #سقراط است. 👍
ادامه دارد ...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠#سقراط مدعی ست که از زمان کودکی همیشه وقتی می خواست کار نادرستی انجام دهد، ندایی می شنود که او را از آن کار باز می دارد. اما هیچ وقت او را به امری تشویق نمی کند. این ادعای #سقراط با ادعای عصمت همخوانی ندارد، چون او در «فایدروس، 242ب) مدعی ست که آن ندا از او می خواهد پیش از ادامه صحبت، بخشی از سخنان قبل خود را پس بگیرد! این ندا او را از هم نشینی و پذیرش بعضی اشخاص منع می کرد. اما دانش او دانش بشری ست و از طریق تفکر است. خدا هم از طریق سخنگوی معبد، و هم از طریق خواب و راه های دیگر میتواند با بشر ارتباط برقرار کند.
👈 «خایرفون» شخصی ست که مورد پذیرش مردم آتن بود، او روزی از پیشگوی معبد خدای #دلفی (که از خدای دلفی به او الهام می شد) پرسید:« کسی داناتر از سقراط است؟» و آن پیشگو به نیابت از خدای #دلفی پاسخ داد که هیچ کس داناتر از سقراط نیست! چون خایرفون از دنیا رفته بود، برادر او این ماجرا را در دادگاه تصدیق کرد. #سقراط نیز در دادگاه گفت:« به خود گفتم منظور خدا از این سخن چیست و در این بیان چه معنایی نهفته است؟ من خود می دانم که از دانایی کمترین بهره ای ندارم. پس منظور خدا باید چیزی دیگر باشد، زیرا 👈خدا دروغ نمی گوید و دروغگویی در شأن او نیست👉».
💡 این فقره نشان می دهد #سقراط، برخلاف اساطیر یونانی، مقام خدایی را عاری از کذب و زشتی می داند.
💠 #سقراط به نزد دانایان مشهور جامعه و سیاستمداران و شعراء و پیشه وران رفت و با گفتگو با آن ها به این نکته پی برد که چون او می داند چه می داند و می داند چه نمی داند و براساس دانسته ها سخن می گوید و اگر نداند می پرسد و ادعا نمی کند، از همه آن ها در این زمینه داناتر است و منظور خدای دلفی این بوده است که دانش واقعی این است که همراه با تهذیب نفس باشد.
👈 همین امر موجب دشمنی این اقشار با او و جذب برخی جوانان به او می شود. و در نتیجه او را به دادگاه می برند و علیه او اقامه دعوا می کنند:« سقراط گناهکار است زیرا جوانان را فاسد می سازد و منکر خدایان کشور است و خدایانی دیگر، یعنی خدایان دایمونی، به جای آنان می گذارد.».
💠 #سقراط در دادگاه، سخنرانی مدعیان گناه او را چنان اثربخش و دلنشین و البته دروغ می داند که حتی خودش هم نزدیک بود فراموش کند که متهم اوست! و حیرت آور ترین دروغ آن ها را آنجا می داند که گفتند:« به هوش باشید تا #سقراط که سخنوری تواناست شما را نفریبد»! چون این سخن را نشان از آن می داند که می دانند به محض سخن گفتن #سقراط، کذب ادعاهای آن ها روشن می شود و این سخنشان از پیشدستی و ترسشان از غلبه #سقراط است. اما #سقراط همانند آنها اهل سخنرانی پرآب و تاب و مزین و مزخرف به زخرف الفاظ و ترکیبات ادبی نیست. او ساده تقریر می کند و ساده پاسخ می دهد.
🔑 پاسخ ادعای اول
👈 #میلتوس، مدعی گناهکاری #سقراط است. #سقراط نشان می دهد که او معتقد است همه مردم شهر توانایی تربیت جوانان را دارند، جز #سقراط! اما روشن است که این ادعایی سخیف است، چه اینکه تربیت بشر کار هر کسی نیست و این ادعا نشان می دهد که #میلتوس با امور تربیتی بیگانه است، پس او چطور در این زمینه داوری می کند؟! بنابراین داوری و اظهار نظر او در زمینه ای که روشن شد تخصص ندارد معتبر نیست.
ثانیا اگر ادعا می کند او جوانان را فاسد می کند بدین معنا خواهد بود که یک پیرمرد هفتاد ساله خواهان فساد نزدیکان خویش است. پس یا از عمد یا از غفلت این کار را می کند. در هر صورت باید ابتدا به نزد #سقراط می آمد و از نزدیک به او تذکر می داد نه اینکه ابتدا او را محاکمه کنند و این اشتباه دوم اوست.
🔑 پاسخ ادعای دوم
در ادامه #میلتوس، برخلاف متن ادعایی، ادعا می کند که #سقراط حتی ماه و خورشید را نیز خدا نمی داند و معتقد است خورشید سنگ است و ماه هم کره ای خاکی ست! و جوانان را به انکار هر خدایی وادار می سازد!
#سقراط در پاسخ می گوید: حتی #آناکساگوراس هم درباره ماه و خورشید چنین سخنانی دارد، پس او هم منکر هر خدایی ست؟! در ثانی #سقراط معتقد به ندای الهی ست، پس چگونه منکر هر الهی می شود؟ مگر می توان معتقد به امور الهی بود و منکر اله بود؟!
💡 این فقره نشان می دهد که بنابر اعتراف #میلتوس، از نظر #سقراط، هیچ خدایی نمی تواند از سنگ و خاک باشد! و این مخالف با ادعای #بت_پرستی #سقراط است. 👍
ادامه دارد ...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
Do I not even believe that the sun or yet the moon are gods, as the rest of mankind do? “No, by Zeus, judges, since he says that the sun is a stone and the moon earth.”
📚 Plato, Apology, 26d
سقراط: (آیا می گویی) من حتی معتقدم که خورشید یا حتی ماه هم خدا نیستند؟!
میلتوس: نه به زئوس سوگند،ای داوران! چون او می گوید که خورشید یک سنگ است و ماه، خاکی ست.
🔑 این فقره نشان می دهد که #میلتوس استدلال می کند که چون #سقراط، خورشید و ماه را از سنگ و خاک می داند پس حتی نمی تواند آن ها را هم به خدایی بگیرد. سقراط هم در ادامه آن را انکار نمی کند و این نشان می دهد #بت_پرستی با منش او سازگار نیست.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
📚 Plato, Apology, 26d
سقراط: (آیا می گویی) من حتی معتقدم که خورشید یا حتی ماه هم خدا نیستند؟!
میلتوس: نه به زئوس سوگند،ای داوران! چون او می گوید که خورشید یک سنگ است و ماه، خاکی ست.
🔑 این فقره نشان می دهد که #میلتوس استدلال می کند که چون #سقراط، خورشید و ماه را از سنگ و خاک می داند پس حتی نمی تواند آن ها را هم به خدایی بگیرد. سقراط هم در ادامه آن را انکار نمی کند و این نشان می دهد #بت_پرستی با منش او سازگار نیست.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
He certainly cannot be lying, for that is not possible for him.
📚 Plato, Apology, 21b
او(خدا) نمی تواند دروغ بگوید، چون برای او ممکن نیست.
🔑 این فقره نشان می دهد که از نظر #سقراط، دروغگویی در شأن خدا نیست. و این دیدگاه مخالف دیدگاه رایج خداشناسی اساطیری یونانی هاست که صدور زشتی و دروغ را به خدایان خود نسبت می دادند.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
📚 Plato, Apology, 21b
او(خدا) نمی تواند دروغ بگوید، چون برای او ممکن نیست.
🔑 این فقره نشان می دهد که از نظر #سقراط، دروغگویی در شأن خدا نیست. و این دیدگاه مخالف دیدگاه رایج خداشناسی اساطیری یونانی هاست که صدور زشتی و دروغ را به خدایان خود نسبت می دادند.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
ادامه بررسی #آپولوژی
🔑 مرگ از نگاه سقراط
💠👈 نظر سقراط این است که در اجرای کار درست نباید درباره مرگ فکر کنیم، چون امر درست بر مرگ شخص ارجح است. فرق سقراط با دیگران این است که خود را نمی فریبد که درباره جهان پس از مرگ چیزی می داند، از این جهت از مرگ نمی هراسد. اگر مرگ به معنای نابودی محض است، پس به خوابی خواهیم رفت که هیچ رویایی نتواند آن را اشفته سازد و این نعمت بزرگی ست. یا انتقال نفس به جهانی دیگر است و هم نشینی با داورانی عادل و با افرادی چون #هومر و #هزیود که این هم منفعت بزرگی ست، پس نباید از مرگ هراسید.
💠👈او می گوید: «اکنون که خدا مأمورم کرده است تا در جستجوی دانش بکوشم و خود و دیگران را بیازمایم، آیا شرم آور نیست که از ترس مرگ یا خطری دیگر از فرمان خدا سربتابم؟». فرمان خدا از فرمان آتنیان محترم تر است و او فرمان داده که بالاترین خدمت را به آتنیان کند و آن این است که سر در پی پیران و جوانان بگذارد و به آنان ثابت کند👈 بیش از آنکه در اندیشه بدن و مال و جاه باشند، باید به روح و تربیت خود بپردازند و این فضیلت اصلی ست و اگر بارها کشته شود دست از این کار نمی کشد!👉
🔑 سقراط، فرستاده خدا!
💠👈 «اگر مرا از میان بردارید به آسانی نخواهید توانست کسی پیدا کنید که مانند من از جانب خدا به یاری شهر شما فرستاده شده باشد... مرا نیز خدا برای آن فرستاده است که همواره شما را بجنبانم و برانگیزانم و سرزنش کنم...بی پروا مرا به مرگ محکوم خواهید کرد و دوباره به خواب سنگین فروخواهید رفت مگر آنکه خدا بر شما رحم آورد و برای بیدار کردن شما کسی دیگر بفرستد... کاری که من می کنم کاری بشری نیست. زیرا چگونه ممکن است آدمیزاده ای سال های دراز به خانه و زندگی شخصی خود پشت کند و شب و روز در اندیشه رهایی هموطنان خود باشد؟».
💠 «آتنیان از سخن راست مرنجید. هرکس در صدد برآید که شما یا ملتی دیگر را از کارهای خلاف #عدالت و #قانون بازدارد زنده نمی ماند، و آنکه بخواهد به راستی در راه حق و عدالت نبرد کند ناگزیر است دور از چشم مردم به سر برد و از کارهای سیاسی برکنار بماند.»
💡 این فقرات نشان می دهد که #سقراط به دلیل تبعیت از ندای درونی، به دنبال تأیید خدای #دلفی، به دنبال تهذیب نفس مردم بود. و از طریق تدبر و گفتگو به عقاید صحیحی از جمله دروغگو نبودن خدا و سنگ نبودن او پی برده بود. در مطلب بعدی به نظر مورخ بزرگ تاریخ فلسفه یونان، #گاتری خواهیم پرداخت که رشد #سقراط در رسیدن به #توحید را نشان می دهد.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔑 مرگ از نگاه سقراط
💠👈 نظر سقراط این است که در اجرای کار درست نباید درباره مرگ فکر کنیم، چون امر درست بر مرگ شخص ارجح است. فرق سقراط با دیگران این است که خود را نمی فریبد که درباره جهان پس از مرگ چیزی می داند، از این جهت از مرگ نمی هراسد. اگر مرگ به معنای نابودی محض است، پس به خوابی خواهیم رفت که هیچ رویایی نتواند آن را اشفته سازد و این نعمت بزرگی ست. یا انتقال نفس به جهانی دیگر است و هم نشینی با داورانی عادل و با افرادی چون #هومر و #هزیود که این هم منفعت بزرگی ست، پس نباید از مرگ هراسید.
💠👈او می گوید: «اکنون که خدا مأمورم کرده است تا در جستجوی دانش بکوشم و خود و دیگران را بیازمایم، آیا شرم آور نیست که از ترس مرگ یا خطری دیگر از فرمان خدا سربتابم؟». فرمان خدا از فرمان آتنیان محترم تر است و او فرمان داده که بالاترین خدمت را به آتنیان کند و آن این است که سر در پی پیران و جوانان بگذارد و به آنان ثابت کند👈 بیش از آنکه در اندیشه بدن و مال و جاه باشند، باید به روح و تربیت خود بپردازند و این فضیلت اصلی ست و اگر بارها کشته شود دست از این کار نمی کشد!👉
🔑 سقراط، فرستاده خدا!
💠👈 «اگر مرا از میان بردارید به آسانی نخواهید توانست کسی پیدا کنید که مانند من از جانب خدا به یاری شهر شما فرستاده شده باشد... مرا نیز خدا برای آن فرستاده است که همواره شما را بجنبانم و برانگیزانم و سرزنش کنم...بی پروا مرا به مرگ محکوم خواهید کرد و دوباره به خواب سنگین فروخواهید رفت مگر آنکه خدا بر شما رحم آورد و برای بیدار کردن شما کسی دیگر بفرستد... کاری که من می کنم کاری بشری نیست. زیرا چگونه ممکن است آدمیزاده ای سال های دراز به خانه و زندگی شخصی خود پشت کند و شب و روز در اندیشه رهایی هموطنان خود باشد؟».
💠 «آتنیان از سخن راست مرنجید. هرکس در صدد برآید که شما یا ملتی دیگر را از کارهای خلاف #عدالت و #قانون بازدارد زنده نمی ماند، و آنکه بخواهد به راستی در راه حق و عدالت نبرد کند ناگزیر است دور از چشم مردم به سر برد و از کارهای سیاسی برکنار بماند.»
💡 این فقرات نشان می دهد که #سقراط به دلیل تبعیت از ندای درونی، به دنبال تأیید خدای #دلفی، به دنبال تهذیب نفس مردم بود. و از طریق تدبر و گفتگو به عقاید صحیحی از جمله دروغگو نبودن خدا و سنگ نبودن او پی برده بود. در مطلب بعدی به نظر مورخ بزرگ تاریخ فلسفه یونان، #گاتری خواهیم پرداخت که رشد #سقراط در رسیدن به #توحید را نشان می دهد.
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 سقراط و خدا
💠 در متونی که از زبان #سقراط سخن می گویند هم لفظ «خدا» و هم لفظ «خدایان» آمده است. آیا او فقط یک خدا را قبول داشت یا چند خدا را مدبر و خالق عالم می دانست؟ پاسخ صحیح و جمع بندی خوب، بنابر قرائنی که در متون می بینیم را مورخ شهیر تاریخ فلسفه، آقای #گاتری در کتاب خود ارائه داده اند:
💠 #سقراط در 29d به احتمال زیاد، عمدتا، آپولون و سروش او را در نظر دارد، و در 14d «خدایان» را به صورت جمع به کار برده است. اما در برخی موارد به نظر می رسد از خداشناسی عامه قدم فراتر نهاده و به مفهوم نیروی الهی واحدی رسیده است، که کلمه «خدا» ترجمه مناسبی برای آن است. در هر حال نمی توان گفت زبان دینی دفاعیه، کمتر از زبان دینی آلکیبادس «محصّل» است، و به هیچ وجه درست نیست که بگوییم سیاق آن به گونه ی دیگری است.
عبارتی در #کسنوفون (خاطرات، 1، 4، 17) هست که به اندیشه ی #آلکیبادس درباره ی خدا و روح، بسیار نزدیک است؛ در آن جا #سقراط به #آریستودموس می گوید:«👈 فقط توجه داشته باش که عقلی که در وجود توست بدن تو را مطابق میل خود اداره می کند. بر همین منوال باید قبول کنی که حکمتی که در کل عالم سریان دارد همه چیز را براساس میل خویش تنظیم می کند.»👉
💠 #سقراط این👈 موجود متعالی را در 4، 3، 13 در برابر «دیگر خدایان» قرار می دهد، و از آن به عنوان «کسی» سخن می گوید « که کل عالم را انتظام می بخشد و در کنار هم نگه می دارد»👉 و اندکی بعد در همان فصل، نفس انسان را چیزی توصیف می کند« بیش از هر چیز دیگری، سهم الهی انسان محسوب می شود».
💡👈 اشاره به خدایی که عقل متعالی جهان است، و به منزله عقل ما در بدنمان است، همیشه با تأکید بر عنایت خاص او بر آدمیان همراه است. در 1، 4، 5، این موجود «⬅️کسی است که انسان را به وجود آورد»، و سقراط به طور مفصل توضیح می دهد که او چگونه اعضای بدن ما را در خدمت اهداف ما قرار داده است؛ و در 4، 3، 10 روشن می سازد که چگونه حیوانات پایین تر نیز به خاطر انسان به وجود آمده اند. خدا همان طور که خالق انسان هاست، از آن ها مراقبت هم می کند( این مطلب در دفاعیه افلاطون 41d نیز آمده است)، در اندیشه آن هاست، آن ها را دوست دارد، و به آن ها عشق می ورزد.➡️
💡👈 از تمامی آنچه گفتیم معلوم می شود که نباید بگوییم، #سقراط در همه خداانگاری مبهم عقل گرایان معاصر، سهیم بوده است. او هم لفظ «خدا» را به کار می برد و هم واژه ی «خدایان» را، 👈ولی تمایلش به «خدا» بیشتر است؛ و قبلا دیدیم که در مقابل خدایان پایین تر، از خدای متعالی ای سخن می گوید که مهار کل عالم به دست اوست. اعتقاد اصیل او به خدایان متکثر عامه( که کسنوفون در برابر تهمت انکار مدعیان، به شدت از آن دفاع می کند) احتمالا به این صورت بوده است که آن ها را تجلیات گوناگون یک روح متعالی می دانسته است. 👉موضع اکثر متفکران آن زمان همین بوده است، و ظاهرا استعمال بالسویه ی «خدا»، «خدایان» و «ذات الهی» (به صورت خنثی)، از ویژگی های آن دوره بوده است.
💠👈#سقراط #کسنوفون (خاطرات،1، 4، 18) می گوید:« اگر تو از راه پرستش، خدایان را بیازمایی، و دقت کنی که آیا آن ها در اموری که از نظر آدمیان پنهان است، تو را راهنمایی می کنند یا نه، متوجه می شوی که 👈ذات الهی چنان با عظمت است، که در آن واحد همه چیز را می بیند و می شنود و در هرجا حاضر است و بر همه ی موجودات عنایت دارد👉» از عبارت« در چیزهایی که برای آدمیان پنهان است» می فهمیم که سقراط دوست نداشت توسل به الهامات را جایگزین اندیشه سازد. در موضوعاتی که خدایان، قدرت تصمیم گیری درباره آن ها را به ما داده است، بایستی زحمت یادگیری را بر خود هموار سازیم و عقل خود را به کار اندازیم و آنچه را ضرورت دارد تشخیص دهیم: به زحمت انداختن خدایان درباره این چیزها، منافی دین راستین است(خاطرات، 1، 1، 9). به طور خلاصه، سقراط به خدایی عقیده داشت که عقل متعالی بود، نظم جهان را در قبضه ی قدرت خویش داشت و در عین حال خالق انسان بود. به علاوه، انسان ها با توجه به به عقل هایشان رابطه خاصی نیز با او دارند.(تاریخ فلسفه یونان، گاتری، جلد 12، صص 285-282)
💡 از جمع بندی متونی که درباره #سقراط نقل شده است می توان نتیجه گرفت که او به خدای واحدی که مدبر و خالق جهان است معتقد بود. و اگر از «خدایان» سخن می گوید به تبعیت از سنت یونانی ست و آن «خدایان» را جلوه ای و تحت ربوبیت آن خدای واحد و عقل کل می داند. این عقیده #سقراط نتیجه تلاش و تدبر اوست. او با تدبر در روایات یونانی توانست از بسیاری از عقاید نادرست درباره خدا رها شود و در نتیجه شایسته نیست او را مشرک و ... بنامیم طوریکه گمان کنیم حکم جهنمی شدن او را صادر کرده ایم!
ادامه دارد...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 در متونی که از زبان #سقراط سخن می گویند هم لفظ «خدا» و هم لفظ «خدایان» آمده است. آیا او فقط یک خدا را قبول داشت یا چند خدا را مدبر و خالق عالم می دانست؟ پاسخ صحیح و جمع بندی خوب، بنابر قرائنی که در متون می بینیم را مورخ شهیر تاریخ فلسفه، آقای #گاتری در کتاب خود ارائه داده اند:
💠 #سقراط در 29d به احتمال زیاد، عمدتا، آپولون و سروش او را در نظر دارد، و در 14d «خدایان» را به صورت جمع به کار برده است. اما در برخی موارد به نظر می رسد از خداشناسی عامه قدم فراتر نهاده و به مفهوم نیروی الهی واحدی رسیده است، که کلمه «خدا» ترجمه مناسبی برای آن است. در هر حال نمی توان گفت زبان دینی دفاعیه، کمتر از زبان دینی آلکیبادس «محصّل» است، و به هیچ وجه درست نیست که بگوییم سیاق آن به گونه ی دیگری است.
عبارتی در #کسنوفون (خاطرات، 1، 4، 17) هست که به اندیشه ی #آلکیبادس درباره ی خدا و روح، بسیار نزدیک است؛ در آن جا #سقراط به #آریستودموس می گوید:«👈 فقط توجه داشته باش که عقلی که در وجود توست بدن تو را مطابق میل خود اداره می کند. بر همین منوال باید قبول کنی که حکمتی که در کل عالم سریان دارد همه چیز را براساس میل خویش تنظیم می کند.»👉
💠 #سقراط این👈 موجود متعالی را در 4، 3، 13 در برابر «دیگر خدایان» قرار می دهد، و از آن به عنوان «کسی» سخن می گوید « که کل عالم را انتظام می بخشد و در کنار هم نگه می دارد»👉 و اندکی بعد در همان فصل، نفس انسان را چیزی توصیف می کند« بیش از هر چیز دیگری، سهم الهی انسان محسوب می شود».
💡👈 اشاره به خدایی که عقل متعالی جهان است، و به منزله عقل ما در بدنمان است، همیشه با تأکید بر عنایت خاص او بر آدمیان همراه است. در 1، 4، 5، این موجود «⬅️کسی است که انسان را به وجود آورد»، و سقراط به طور مفصل توضیح می دهد که او چگونه اعضای بدن ما را در خدمت اهداف ما قرار داده است؛ و در 4، 3، 10 روشن می سازد که چگونه حیوانات پایین تر نیز به خاطر انسان به وجود آمده اند. خدا همان طور که خالق انسان هاست، از آن ها مراقبت هم می کند( این مطلب در دفاعیه افلاطون 41d نیز آمده است)، در اندیشه آن هاست، آن ها را دوست دارد، و به آن ها عشق می ورزد.➡️
💡👈 از تمامی آنچه گفتیم معلوم می شود که نباید بگوییم، #سقراط در همه خداانگاری مبهم عقل گرایان معاصر، سهیم بوده است. او هم لفظ «خدا» را به کار می برد و هم واژه ی «خدایان» را، 👈ولی تمایلش به «خدا» بیشتر است؛ و قبلا دیدیم که در مقابل خدایان پایین تر، از خدای متعالی ای سخن می گوید که مهار کل عالم به دست اوست. اعتقاد اصیل او به خدایان متکثر عامه( که کسنوفون در برابر تهمت انکار مدعیان، به شدت از آن دفاع می کند) احتمالا به این صورت بوده است که آن ها را تجلیات گوناگون یک روح متعالی می دانسته است. 👉موضع اکثر متفکران آن زمان همین بوده است، و ظاهرا استعمال بالسویه ی «خدا»، «خدایان» و «ذات الهی» (به صورت خنثی)، از ویژگی های آن دوره بوده است.
💠👈#سقراط #کسنوفون (خاطرات،1، 4، 18) می گوید:« اگر تو از راه پرستش، خدایان را بیازمایی، و دقت کنی که آیا آن ها در اموری که از نظر آدمیان پنهان است، تو را راهنمایی می کنند یا نه، متوجه می شوی که 👈ذات الهی چنان با عظمت است، که در آن واحد همه چیز را می بیند و می شنود و در هرجا حاضر است و بر همه ی موجودات عنایت دارد👉» از عبارت« در چیزهایی که برای آدمیان پنهان است» می فهمیم که سقراط دوست نداشت توسل به الهامات را جایگزین اندیشه سازد. در موضوعاتی که خدایان، قدرت تصمیم گیری درباره آن ها را به ما داده است، بایستی زحمت یادگیری را بر خود هموار سازیم و عقل خود را به کار اندازیم و آنچه را ضرورت دارد تشخیص دهیم: به زحمت انداختن خدایان درباره این چیزها، منافی دین راستین است(خاطرات، 1، 1، 9). به طور خلاصه، سقراط به خدایی عقیده داشت که عقل متعالی بود، نظم جهان را در قبضه ی قدرت خویش داشت و در عین حال خالق انسان بود. به علاوه، انسان ها با توجه به به عقل هایشان رابطه خاصی نیز با او دارند.(تاریخ فلسفه یونان، گاتری، جلد 12، صص 285-282)
💡 از جمع بندی متونی که درباره #سقراط نقل شده است می توان نتیجه گرفت که او به خدای واحدی که مدبر و خالق جهان است معتقد بود. و اگر از «خدایان» سخن می گوید به تبعیت از سنت یونانی ست و آن «خدایان» را جلوه ای و تحت ربوبیت آن خدای واحد و عقل کل می داند. این عقیده #سقراط نتیجه تلاش و تدبر اوست. او با تدبر در روایات یونانی توانست از بسیاری از عقاید نادرست درباره خدا رها شود و در نتیجه شایسته نیست او را مشرک و ... بنامیم طوریکه گمان کنیم حکم جهنمی شدن او را صادر کرده ایم!
ادامه دارد...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ پاسخ نقضی درباره مجلسی دوم ⛔️
💠 در پاسخ به این شبهه که چرا جناب #مولوی از فلان خلیفه غاصب تعریف می کند یا چرا جناب #عطار اینچنین می کند یا چرا جناب #ابن_عربی از فلان خلیف غاصب اینچنین تعریف می کند باید باز هم به کتب جناب #مجلسی_دوم رجوع کنیم! چه اینکه مخالفین فلسفه و عرفان به پاسخ هایی همانند تحریف و تقیه قانع نمی شوند!
💠 «لهذا اين فقير اراده نمود كه در اين رساله مختصره كافيه عمده آن مطالب عاليه را به بيان هاى واضح قريب به افهام ايراد نمايم بتوفيق اللّه سبحانه فى الجمله بر وفق مرام به انجام رسيد و مسمى به حق اليقين گرديد و چون از بركات عهد حق و اوان و ثمرات امن و امان ايام سعادت فرجام دولت عظمى و سلطنت كبرى
1️⃣اعلا حضرت شاهنشاه
2️⃣ملايك سپاه
3️⃣ظل اللّه
4️⃣سيد و سرور سلاطين جهان
5️⃣باسط مهاد امن و امان
6️⃣مظهر الطاف ربانى
7️⃣مهبط فيوضات سبحانى
8️⃣وارث ميراث سليمانى
9️⃣ملجأ سلاطين كامكار
0️⃣1️⃣ملاذ خواقين جم اقتدار
1️⃣1️⃣چراغ دودمان مصطفوى و نونهال گلستان مرتضوى
2️⃣1️⃣انجمن افروز محفل عدل و داد و شعله جانسوز نهال جور و بيدار
3️⃣1️⃣ممهد قواعد عدل و تمكين
4️⃣1️⃣مشيد بناى والاى شرع مبين
5️⃣1️⃣سلطان انجم سپاه گردون بارگاه
6️⃣1️⃣مصدوقه السلطان العادل ظل اللّه الفائز بدرجه عليه نرفع درجات من نشاء
7️⃣1️⃣مصداق آيه كريمه يختص برحمته من يشاء
اعنى السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان مسمى بثالث 👈اجداده الاكرمين👉
👈 الشاه سلطان حسين بهادر خان👉
8️⃣1️⃣مد اللّه ظلال جلاله على رءوس العالمين و شيع المؤمنين ببقائه الى ظهور دولة خاتم- الوصيين صلوات اللّه عليه و آله و على آبائه الطاهرين بود.»(اتمام جمله!) 👍
📚حق الیقین، جلد اول، صفحه 3
💡👈 این ها را #ابن_عربی درباره غیرمعصوم می گفت می رفتند او را نبش قبر می کردند، قطعه قطعه و شرحه شرحه اش می کردند، سپس با اسید می سوزاندند و بقایای جسدش را نیز دفن می کردند!!😀
💡👈 حالا تخفیف دادیم و چند لقب را یکی حساب کردیم. آقایانی که این کتاب را شرح می دهند لازم است تک تک این القاب را هم شرح دهند و تطبیق مصداق کنند! حال بیایید کمی از افتخارات این ظل الله ها را با هم مرور کنیم:
💠 ماجرا این است که #شاه_عباس از کم فروشی یک نانوا و یک کباب فروش مطلع شد و اینگونه با آن ها رفتار کرد:« بامداد روز دیگر نانوا و کبابی را به دستور وی گرفتند و گرد شهر گرداندند. کسی پیشاپیش ایشان جار می زد که این نانوا و کبابی امروز به جرم کم فروشی در میدان شهر پخته و کباب خواهند شد. پس از آن خباز را در تنور افکندند و کبابی را به سیخ کشیدند...»
📚 سفرنامه ژان باتیست تاورنیه، ترجمه: ابوتراب نوری، به تصحیح: حمید شیرانی، تهران، 1336، صفحه 669
💠 «ملک علی سلطان جارچی باشی، سردسته گروه زنده خواران شاه عباس بود. این مجازات شوم و نفرت انگیز که از زمان مغول و تیمور، به شاه اسماعیل اول سرسلسله صفویان رسیده بود، در زمان شاه عباس هم به اجرا درآمد. دسته آدم خواران،«چیگین» یا گوشت خام خور نامیده می شدند. کار آنان این بود که مقصران را به دستور شاه زنده می خوردند.»
📚 شاه عباس کبیر، مریم نژاد اکبری مهربان، ویراستار: دکتر مهدی افشار، نشر کتاب پارسه، چاپ دوم، تهران، 1388، صفحات 263-264
💠 «... آن فرقه نیز آلت سیاست و غضب بودند که گناهکاران واجب التعذیر را از یکدیگر می ربودند و انف و اذن ایشان را به دندان قطع نموده، بلع می فرمودند. و همچنین بقیه اعضای ایشان را به دندان انفصال داده می خوردند.»
📚 روضه الصفویه، میرزا بیگ جنابذی، به اهتمام غلامرضا مجد، تهران، 1378، صفحه 320
💠 به نقل از جلال الدین، منجم شاه عباس:« سه شنبه دهم ربیع الاول 1020 هجری قمری حسب الحکم به سبب تصرفات دیوانی زبان و گوش و بینی خواجه محب علی مستوفی اصفهانی بریده، چشمش را کندند، و به دستور قلندر بیگ قمی به سبب آنکه یک هزار تومان و کسری از مال دیوان تصرف کرده به شراب و فسق و فجور خرج کرده بود، چشم و گوش و زبان او بریده و کنده شد.»
📚 همان، صفحه 210
💡 بیش از این پیاز داغ را زیاد نمی کنیم. نیکوست که آقای #عابد_رضوی در کنار اشاره به جنایات اسکندر مقدونی، به این ارزش های والای انسانی ملل شرق نیز اشاره کنند! به نظر من سقراط اگر در این حکومت صفوی زندگی می کرد و به قتل محکوم می شد، قطعا استدلال هایش ته می کشید و فرار می کرد! 😄
💡 پرسش این است که آیا این آقایان و به تعبیر جناب #مجلسی_دوم، اجداد کرام ظل الله شاه سلطان حسین صفوی، مورد نصیحت و عتاب جناب #مجلسی_دوم بودند یا نه؟! هر پاسخی بدهند، پاسخ ما درباره مولوی و ابن عربی نیز همان است. 👍
ادامه دارد...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 در پاسخ به این شبهه که چرا جناب #مولوی از فلان خلیفه غاصب تعریف می کند یا چرا جناب #عطار اینچنین می کند یا چرا جناب #ابن_عربی از فلان خلیف غاصب اینچنین تعریف می کند باید باز هم به کتب جناب #مجلسی_دوم رجوع کنیم! چه اینکه مخالفین فلسفه و عرفان به پاسخ هایی همانند تحریف و تقیه قانع نمی شوند!
💠 «لهذا اين فقير اراده نمود كه در اين رساله مختصره كافيه عمده آن مطالب عاليه را به بيان هاى واضح قريب به افهام ايراد نمايم بتوفيق اللّه سبحانه فى الجمله بر وفق مرام به انجام رسيد و مسمى به حق اليقين گرديد و چون از بركات عهد حق و اوان و ثمرات امن و امان ايام سعادت فرجام دولت عظمى و سلطنت كبرى
1️⃣اعلا حضرت شاهنشاه
2️⃣ملايك سپاه
3️⃣ظل اللّه
4️⃣سيد و سرور سلاطين جهان
5️⃣باسط مهاد امن و امان
6️⃣مظهر الطاف ربانى
7️⃣مهبط فيوضات سبحانى
8️⃣وارث ميراث سليمانى
9️⃣ملجأ سلاطين كامكار
0️⃣1️⃣ملاذ خواقين جم اقتدار
1️⃣1️⃣چراغ دودمان مصطفوى و نونهال گلستان مرتضوى
2️⃣1️⃣انجمن افروز محفل عدل و داد و شعله جانسوز نهال جور و بيدار
3️⃣1️⃣ممهد قواعد عدل و تمكين
4️⃣1️⃣مشيد بناى والاى شرع مبين
5️⃣1️⃣سلطان انجم سپاه گردون بارگاه
6️⃣1️⃣مصدوقه السلطان العادل ظل اللّه الفائز بدرجه عليه نرفع درجات من نشاء
7️⃣1️⃣مصداق آيه كريمه يختص برحمته من يشاء
اعنى السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان مسمى بثالث 👈اجداده الاكرمين👉
👈 الشاه سلطان حسين بهادر خان👉
8️⃣1️⃣مد اللّه ظلال جلاله على رءوس العالمين و شيع المؤمنين ببقائه الى ظهور دولة خاتم- الوصيين صلوات اللّه عليه و آله و على آبائه الطاهرين بود.»(اتمام جمله!) 👍
📚حق الیقین، جلد اول، صفحه 3
💡👈 این ها را #ابن_عربی درباره غیرمعصوم می گفت می رفتند او را نبش قبر می کردند، قطعه قطعه و شرحه شرحه اش می کردند، سپس با اسید می سوزاندند و بقایای جسدش را نیز دفن می کردند!!😀
💡👈 حالا تخفیف دادیم و چند لقب را یکی حساب کردیم. آقایانی که این کتاب را شرح می دهند لازم است تک تک این القاب را هم شرح دهند و تطبیق مصداق کنند! حال بیایید کمی از افتخارات این ظل الله ها را با هم مرور کنیم:
💠 ماجرا این است که #شاه_عباس از کم فروشی یک نانوا و یک کباب فروش مطلع شد و اینگونه با آن ها رفتار کرد:« بامداد روز دیگر نانوا و کبابی را به دستور وی گرفتند و گرد شهر گرداندند. کسی پیشاپیش ایشان جار می زد که این نانوا و کبابی امروز به جرم کم فروشی در میدان شهر پخته و کباب خواهند شد. پس از آن خباز را در تنور افکندند و کبابی را به سیخ کشیدند...»
📚 سفرنامه ژان باتیست تاورنیه، ترجمه: ابوتراب نوری، به تصحیح: حمید شیرانی، تهران، 1336، صفحه 669
💠 «ملک علی سلطان جارچی باشی، سردسته گروه زنده خواران شاه عباس بود. این مجازات شوم و نفرت انگیز که از زمان مغول و تیمور، به شاه اسماعیل اول سرسلسله صفویان رسیده بود، در زمان شاه عباس هم به اجرا درآمد. دسته آدم خواران،«چیگین» یا گوشت خام خور نامیده می شدند. کار آنان این بود که مقصران را به دستور شاه زنده می خوردند.»
📚 شاه عباس کبیر، مریم نژاد اکبری مهربان، ویراستار: دکتر مهدی افشار، نشر کتاب پارسه، چاپ دوم، تهران، 1388، صفحات 263-264
💠 «... آن فرقه نیز آلت سیاست و غضب بودند که گناهکاران واجب التعذیر را از یکدیگر می ربودند و انف و اذن ایشان را به دندان قطع نموده، بلع می فرمودند. و همچنین بقیه اعضای ایشان را به دندان انفصال داده می خوردند.»
📚 روضه الصفویه، میرزا بیگ جنابذی، به اهتمام غلامرضا مجد، تهران، 1378، صفحه 320
💠 به نقل از جلال الدین، منجم شاه عباس:« سه شنبه دهم ربیع الاول 1020 هجری قمری حسب الحکم به سبب تصرفات دیوانی زبان و گوش و بینی خواجه محب علی مستوفی اصفهانی بریده، چشمش را کندند، و به دستور قلندر بیگ قمی به سبب آنکه یک هزار تومان و کسری از مال دیوان تصرف کرده به شراب و فسق و فجور خرج کرده بود، چشم و گوش و زبان او بریده و کنده شد.»
📚 همان، صفحه 210
💡 بیش از این پیاز داغ را زیاد نمی کنیم. نیکوست که آقای #عابد_رضوی در کنار اشاره به جنایات اسکندر مقدونی، به این ارزش های والای انسانی ملل شرق نیز اشاره کنند! به نظر من سقراط اگر در این حکومت صفوی زندگی می کرد و به قتل محکوم می شد، قطعا استدلال هایش ته می کشید و فرار می کرد! 😄
💡 پرسش این است که آیا این آقایان و به تعبیر جناب #مجلسی_دوم، اجداد کرام ظل الله شاه سلطان حسین صفوی، مورد نصیحت و عتاب جناب #مجلسی_دوم بودند یا نه؟! هر پاسخی بدهند، پاسخ ما درباره مولوی و ابن عربی نیز همان است. 👍
ادامه دارد...
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ پاسخ نقضی دوم درباره جناب مجلسی دوم ⛔️
💠 جهت افزودن پیاز داغ بیشتر؛
جناب مجلسی دوم در کتاب «حیاه القلوب» درباره #شاه_سلیمان_صفوی می نویسند:
«و چون موضوع این کتاب مستطاب، بیان فضائل و کمالات و مناقب و معجزات و تواریخ حالات 👈اجداد کرام و آباء فخام عالی نسبی 👉است که چراغ دودمان عزتش از قندیل انوار مثل نوره کمشکوة فیها مصباح افروخته، و فروغ اشعه جلالش در فضای بی انتهاء توصیف قدرش طایر اندیشه اجناح ارتباح سوخته، ⬅️اعنی شاه 1️⃣آگاه والا جاه،
2️⃣سپهر بارگاه،
3️⃣انجم سپاه،
4️⃣سلیمان نشان،
5️⃣دارا دربان،
6️⃣رعیت پرور،
7️⃣عدالت گستر،
8️⃣نهال رعنای بوستان صفوت و 👈خلافت👉،
9️⃣سرو زیبای چمن ابهت و جلالت،
🔟و جهان بخش دریا نوال،
1️⃣1️⃣سایه رأفت حضرت پرورگار ذوالجلال در باب بیت الحرام،
2️⃣1️⃣دولت و اقبالش آشیان کبوتران حرم،
3️⃣1️⃣دعاهای بیریائی ساحت حریم رفعت و جلالش معتکف دلهای پاک طینتان خالص الولا،
4️⃣1️⃣نسبت بحر بی انتها به کف دریا نوالش نسبت کف و دریا
5️⃣1️⃣و نمایش خورشید انور در فضاء رای اظهرش، چون نمایش ذره ای از بیضا،
6️⃣1️⃣نسبت تیغ خورشید مثالش هلال در اوج اقبال بر خویش می بالد،
7️⃣1️⃣و به گمان کمان رفیع مکانش قوس و قزح به رنگ آمیزی خجلت می کاهد،
8️⃣1️⃣خورشید پاک گوهر اگر از رشک چتر نیک اخترش غمگین نگردیدی، در فراش گلگون شفق به خون دل خویش ننشستی و سر اندوه بر بالین افق نگذاشتی
9️⃣1️⃣و چرخ بی قرار که از رفعت ایوان رفیع بنایش چاک در جگر نگذاشتی، روزی هزار دور بر گرد سر چاکران بزمش گردیده منت داشتی،
0️⃣2️⃣اطلس افلک بطانه سایبان ایوان جلالش و منطقه بروج کمربند یساولان مجلس بهشت مثالش،
1️⃣2️⃣سلیمان شکوهی که هدهد ناطقه در مدیحش الکن و مرغ و ماهی را قلاده انقیادش در گردن است،
2️⃣2️⃣وصیت قهرش بساط بر هوا گسترده، در اطراف جهان ندای روح ربای الا تعلوا علی و أتونی مسلمین به مسامع سلاطین زمان رسانیده،
3️⃣2️⃣و مرغان فصیح بیان توصیف لطفش نامه ای محبت طراز بر پر اقبال بسته،
4️⃣2️⃣ از روزنه دلها به جانهای ساکنان اکناف جهان فرمانها دوانیده،
5️⃣2️⃣ طغرای یرلیغ بلیغش «انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم»سرمشق طبع قویمش« حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم»،
6️⃣2️⃣ قدم عقل دانا بر صرح ممرد ثنای آن،
7️⃣2️⃣ نتیجه یکه تاز میدان لافتی در تزلزل
8️⃣2️⃣ و اندیشه دانشوران در احصاء فضایل بی انتهاء آن نوباوه بوستان «هل اتی» از روی عجز در تأمل
9️⃣2️⃣ مفخر سلاطین زمان
0️⃣3️⃣ و مشید قوانین عدل و احسان،
1️⃣3️⃣ رافع الویه ملت بیضا،
2️⃣3️⃣ و 👈مؤسس قواعد شریعت👉،
3️⃣3️⃣ غر الملک الملوک القاهره و کاسر اعناق اکاسره،
4️⃣3️⃣ رافع لوای دین،
5️⃣3️⃣ قامع اطماع الملحدین،
6️⃣3️⃣ مؤسس اساس الایمان،
7️⃣3️⃣ قالع عروق الکفر و الطغیان،
8️⃣3️⃣ معدن الفتوة و الکرامة
9️⃣3️⃣ و سلیل النبوة و الامامة
👈السلطان ابن السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان ابوالفتح و النصر و الظفر السلطان سلیمان،
0️⃣4️⃣ مد الله اطناب دولته الی ظهور صاحب الزمان و جعله من انصاره و اعوانه، علیه و علی آبائه صلوات الله الرحمن. »(اتمام جمله 👍😀)
📚 حیاه القلوب، جلد اول، صفحه 30، محقق: علی امامیان، سرور، قم، 1384
💠 یقینا این متون به دست آقای #حسن_میلانی نیفتاده وگرنه ...!😃
💠 برای توجیه این متون، هر پاسخی بدهند، همان ها را درباره #عطار و #مولوی و #ابن_عربی می دهیم!
💠 گمان نشود که متون تمجید جناب #مجلسی_دوم از پادشاهان صفوی به همین دو خلاصه می شود! فقط ارزنی از خرمنی ارائه شده است!
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 جهت افزودن پیاز داغ بیشتر؛
جناب مجلسی دوم در کتاب «حیاه القلوب» درباره #شاه_سلیمان_صفوی می نویسند:
«و چون موضوع این کتاب مستطاب، بیان فضائل و کمالات و مناقب و معجزات و تواریخ حالات 👈اجداد کرام و آباء فخام عالی نسبی 👉است که چراغ دودمان عزتش از قندیل انوار مثل نوره کمشکوة فیها مصباح افروخته، و فروغ اشعه جلالش در فضای بی انتهاء توصیف قدرش طایر اندیشه اجناح ارتباح سوخته، ⬅️اعنی شاه 1️⃣آگاه والا جاه،
2️⃣سپهر بارگاه،
3️⃣انجم سپاه،
4️⃣سلیمان نشان،
5️⃣دارا دربان،
6️⃣رعیت پرور،
7️⃣عدالت گستر،
8️⃣نهال رعنای بوستان صفوت و 👈خلافت👉،
9️⃣سرو زیبای چمن ابهت و جلالت،
🔟و جهان بخش دریا نوال،
1️⃣1️⃣سایه رأفت حضرت پرورگار ذوالجلال در باب بیت الحرام،
2️⃣1️⃣دولت و اقبالش آشیان کبوتران حرم،
3️⃣1️⃣دعاهای بیریائی ساحت حریم رفعت و جلالش معتکف دلهای پاک طینتان خالص الولا،
4️⃣1️⃣نسبت بحر بی انتها به کف دریا نوالش نسبت کف و دریا
5️⃣1️⃣و نمایش خورشید انور در فضاء رای اظهرش، چون نمایش ذره ای از بیضا،
6️⃣1️⃣نسبت تیغ خورشید مثالش هلال در اوج اقبال بر خویش می بالد،
7️⃣1️⃣و به گمان کمان رفیع مکانش قوس و قزح به رنگ آمیزی خجلت می کاهد،
8️⃣1️⃣خورشید پاک گوهر اگر از رشک چتر نیک اخترش غمگین نگردیدی، در فراش گلگون شفق به خون دل خویش ننشستی و سر اندوه بر بالین افق نگذاشتی
9️⃣1️⃣و چرخ بی قرار که از رفعت ایوان رفیع بنایش چاک در جگر نگذاشتی، روزی هزار دور بر گرد سر چاکران بزمش گردیده منت داشتی،
0️⃣2️⃣اطلس افلک بطانه سایبان ایوان جلالش و منطقه بروج کمربند یساولان مجلس بهشت مثالش،
1️⃣2️⃣سلیمان شکوهی که هدهد ناطقه در مدیحش الکن و مرغ و ماهی را قلاده انقیادش در گردن است،
2️⃣2️⃣وصیت قهرش بساط بر هوا گسترده، در اطراف جهان ندای روح ربای الا تعلوا علی و أتونی مسلمین به مسامع سلاطین زمان رسانیده،
3️⃣2️⃣و مرغان فصیح بیان توصیف لطفش نامه ای محبت طراز بر پر اقبال بسته،
4️⃣2️⃣ از روزنه دلها به جانهای ساکنان اکناف جهان فرمانها دوانیده،
5️⃣2️⃣ طغرای یرلیغ بلیغش «انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم»سرمشق طبع قویمش« حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم»،
6️⃣2️⃣ قدم عقل دانا بر صرح ممرد ثنای آن،
7️⃣2️⃣ نتیجه یکه تاز میدان لافتی در تزلزل
8️⃣2️⃣ و اندیشه دانشوران در احصاء فضایل بی انتهاء آن نوباوه بوستان «هل اتی» از روی عجز در تأمل
9️⃣2️⃣ مفخر سلاطین زمان
0️⃣3️⃣ و مشید قوانین عدل و احسان،
1️⃣3️⃣ رافع الویه ملت بیضا،
2️⃣3️⃣ و 👈مؤسس قواعد شریعت👉،
3️⃣3️⃣ غر الملک الملوک القاهره و کاسر اعناق اکاسره،
4️⃣3️⃣ رافع لوای دین،
5️⃣3️⃣ قامع اطماع الملحدین،
6️⃣3️⃣ مؤسس اساس الایمان،
7️⃣3️⃣ قالع عروق الکفر و الطغیان،
8️⃣3️⃣ معدن الفتوة و الکرامة
9️⃣3️⃣ و سلیل النبوة و الامامة
👈السلطان ابن السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان ابوالفتح و النصر و الظفر السلطان سلیمان،
0️⃣4️⃣ مد الله اطناب دولته الی ظهور صاحب الزمان و جعله من انصاره و اعوانه، علیه و علی آبائه صلوات الله الرحمن. »(اتمام جمله 👍😀)
📚 حیاه القلوب، جلد اول، صفحه 30، محقق: علی امامیان، سرور، قم، 1384
💠 یقینا این متون به دست آقای #حسن_میلانی نیفتاده وگرنه ...!😃
💠 برای توجیه این متون، هر پاسخی بدهند، همان ها را درباره #عطار و #مولوی و #ابن_عربی می دهیم!
💠 گمان نشود که متون تمجید جناب #مجلسی_دوم از پادشاهان صفوی به همین دو خلاصه می شود! فقط ارزنی از خرمنی ارائه شده است!
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ جناب مجلسی دوم شاه سلیمان صفوی را خلیفه الهی می داند ⛔️😐
💠 جناب #مجلسی_دوم در کتاب حیاه القلوب خود درباره شاه سلیمان صفوی می نویسد:
«...نهال رعنای بوستان صفوت و خلافت ... و موسس قواعد شریعت..»
📚 حیاه القلوب، جلد اول، صفحه 30، محقق: علی امامیان، سرور، قم، 1384
💠👈 آیا واقعا شاه سلیمان صفوی، موسس قواعد شریعت و خلیفه الهی ست؟! یکی از تصاویر مجلس بزم این شاه بی کفایت و جوان را ببینید که همراه با شراب و ... است. برخی می گویند آنقدر به شرابخواری اعتیاد داشت که سبب مرگش شد!!! پرسش این است که آیا جناب #مجلسی_دوم از سوی مخالفین فلسفه و عرفان مواخذه می شود یا نه؟!
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 جناب #مجلسی_دوم در کتاب حیاه القلوب خود درباره شاه سلیمان صفوی می نویسد:
«...نهال رعنای بوستان صفوت و خلافت ... و موسس قواعد شریعت..»
📚 حیاه القلوب، جلد اول، صفحه 30، محقق: علی امامیان، سرور، قم، 1384
💠👈 آیا واقعا شاه سلیمان صفوی، موسس قواعد شریعت و خلیفه الهی ست؟! یکی از تصاویر مجلس بزم این شاه بی کفایت و جوان را ببینید که همراه با شراب و ... است. برخی می گویند آنقدر به شرابخواری اعتیاد داشت که سبب مرگش شد!!! پرسش این است که آیا جناب #مجلسی_دوم از سوی مخالفین فلسفه و عرفان مواخذه می شود یا نه؟!
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ زن از نگاه جناب مجلسی دوم ⛔️
💠 جملاتی را از جناب #ملاصدرا و شرح حاج #ملاهادی_سبزواری بر آن ذکر می کنند و برچسب "نظر فلاسفه درباره زنان" را می زنند و نتیجه دلخواه خود را می گیرند! در پاسخ نقضی می توان به کتب جناب #مجلسی_دوم رجوع کرد.
💠 #مجلسی_دوم در شرح روایت "عُقُولُ النِّسَاءِ فِي جَمَالِهِنَّ وَ جَمَالُ الرِّجَالِ فِي عُقُولِهِم" می گوید:
«بيان الجمال الحسن في الخلق و الخلق و قوله (ع) عقول النساء في جمالهن لعل المراد أنه لا ينبغي أن ينظر إلى عقلهن لندرته بل ينبغي أن يكتفى بجمالهن أو المراد أن عقلهن غالبا لازم لجمالهن و الأول أظهر.»
روایت درباره حسن جمال در خلق و خلق و قول حضرت است که می فرماید عقول زنان در جمالشان است؛ شاید مراد این باشد که نشاید که به عقول زنان به دلیل کم بودن آن نظر شود بلکه شایسته است که به نظر به جمالشان اکتفا شود یا مراد این است که عقل زنان اغلب برای جمالشان لازم است و 👈مراد اول اظهر است.
📚 بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی، جلد اول، صفحه 82
🔰👈خب مشاهده می فرمایید که از منظر #مجلسی_دوم زنان کمتر عقل دارند و این منظور را به روایت می چسباند. می توان این منظور را توجیه کرد، به شرطی که بتوان سخن #ملاهادی_سبزواری را هم توجیه کرد!
نکته این است که این روایت را در مجموع روایاتی که درباره عقل است می آورد! تفسیر بهتر روایت این است که عقل زنان بیشتر در جمال و ظاهر آن ها بروز دارد و لازم نیست زن کم عقل نام بگیرد!!
🔰 غرض آنکه جناب #مجلسی_دوم دارای پیش فرضی هستند و آن کم عقل بودن زنان است!
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 جملاتی را از جناب #ملاصدرا و شرح حاج #ملاهادی_سبزواری بر آن ذکر می کنند و برچسب "نظر فلاسفه درباره زنان" را می زنند و نتیجه دلخواه خود را می گیرند! در پاسخ نقضی می توان به کتب جناب #مجلسی_دوم رجوع کرد.
💠 #مجلسی_دوم در شرح روایت "عُقُولُ النِّسَاءِ فِي جَمَالِهِنَّ وَ جَمَالُ الرِّجَالِ فِي عُقُولِهِم" می گوید:
«بيان الجمال الحسن في الخلق و الخلق و قوله (ع) عقول النساء في جمالهن لعل المراد أنه لا ينبغي أن ينظر إلى عقلهن لندرته بل ينبغي أن يكتفى بجمالهن أو المراد أن عقلهن غالبا لازم لجمالهن و الأول أظهر.»
روایت درباره حسن جمال در خلق و خلق و قول حضرت است که می فرماید عقول زنان در جمالشان است؛ شاید مراد این باشد که نشاید که به عقول زنان به دلیل کم بودن آن نظر شود بلکه شایسته است که به نظر به جمالشان اکتفا شود یا مراد این است که عقل زنان اغلب برای جمالشان لازم است و 👈مراد اول اظهر است.
📚 بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی، جلد اول، صفحه 82
🔰👈خب مشاهده می فرمایید که از منظر #مجلسی_دوم زنان کمتر عقل دارند و این منظور را به روایت می چسباند. می توان این منظور را توجیه کرد، به شرطی که بتوان سخن #ملاهادی_سبزواری را هم توجیه کرد!
نکته این است که این روایت را در مجموع روایاتی که درباره عقل است می آورد! تفسیر بهتر روایت این است که عقل زنان بیشتر در جمال و ظاهر آن ها بروز دارد و لازم نیست زن کم عقل نام بگیرد!!
🔰 غرض آنکه جناب #مجلسی_دوم دارای پیش فرضی هستند و آن کم عقل بودن زنان است!
🔰 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ انتقاد آقای عابد رضوی از افلاطون درباره شهروندان یونانی ⛔️
💠 آقای #عابد_رضوی در «کنکاشی در تبار فلسفه یونان» می نویسند:
«#مونتسكيو مي گويد: "تجارت، كشاورزي و صنعت را يونانيان از پيشه هاي پست و مخصوص غلامان و بردگان مي شمردند و لذاست كه #افلاطون در كتاب #قوانين خود دستور مي دهد هر فردى را كه به تجارت بپردازد تنبيه كنند" اين طرز تفكّر مخصوص يونان است.»
«#افلاطون كاركردن را ننگ مي داند و آن را مخصوص بردگان مي شمارد»
📚 کتاب کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحات 16-17
🔰 در ابتدا متن ادعایی #مونتسکیو را ذکر می کنیم:
«باید این نکته را به ذهن سپرد که در شهرهای یونان مخصوصا در آن شهرهایی که منظور عمده آن ها جنگ بود همه کارها و تمام مشاغل که به وسیله آن ها تحصیل پول ممکن بود شایسته یک مرد آزاد به نظر نمی رسید. کسنوفون می گوید: اغلب صنایع بدن صنعتگرانی را که به آن ها مشغول می باشند فاسد می کند و اثر خستگی کار آن ها را مجبور می نماید که مدت مدیدی در هوای سرد، یا گرم، تجدید قوا کنند، در اینصورت دیگر وقتی برای معاشرت دوستان و برای خدمتگزاران جامعه و جمهوری نمی ماند. تنها فساد دموکراسی در بعضی کشورها سبب گردید که پیشه وران توانستند داخل در اجتماعات و جزء افراد آزاد بشوند.... مثلا در نزد اهالی لاسدمون ایلوت ها و در نزد اهالی کرت پرسین ها، و اهالی تالی پنسیت ها، و در سایر جمهوری ها ملت های اسیر دیگر به این کار می پرداختند بالاخره کلیه پیشه های پست در نزد یونانی ها ننگ آور بود چه آنکه لازم می آمد که یکنفر از افراد ملت برای یک غلام یا یک مزدور یا یک بیگانه خدمت کند و این فکر با روح آزاد یونانی مخالف بود بدین جهت #افلاطون در کتاب #قوانین خود ...بنابراین در جمهوری های یونان مردم خیلی در زحمت بودند چه آنکه نمی خواستند اهالی به تجارت و فلاحت و صنعت بپردازند و هم نمی خواستند بیکار بمانند پس مشغولیاتی از قبیل ورزش یا جنگ پیدا می کردند.»
📚 روح القوانین، 4، 140-141
💠 👈تقریر نقد آقای #عابد_رضوی و #مونتسکیو این است که بازرگانی، کشاورزی و پیشه وری از مشاغل پست است و از نظر افلاطون، یونانی ها نباید به این مشاغل اشتغال ورزند و در صورت اشتغال باید جریمه شوند.
🔰 حال با رجوع به آثار #افلاطون نظر او را درباره شغل یونانی ها و بردگان و بیگانگان ذکر می کنیم:
💠 «👈شهروندان و بردگان آنان نباید به پیشه وری (صنعتگری) اشتغال ورزند. زیرا هر ⬅️#شهروند مکلف است در حفظ نظم عمومی جامعه بکوشد ➡️و انجام این تکلیف مستلزم شناسائی و تمرین و صرف وقت است و چیزی نیست که بتوان کاری فرعی تلقی کرد. گذشته از این، هیچ کس نمی تواند از عهده ⬅️دو شغل➡️، چنانکه لازم است، برآید یا شغلی خود عهده دار باشد و در عین حال به شغلی دیگر که به عهده دیگری است نظارت کند... 👈هرکسی باید تنها یک پیشه داشته باشد و معیشت خود را از همان پیشه تأمین کند👉 پاسبانان شهر مکلف اند این قانون را به دقتی هرچه تمامتر اجرا کنند و 👈هر شهروندی را که اشتغال به پیشه ای را به کسب فضیلت انسانی ترجیح دهد به وسیله سرزنش و محروم ساختن از افتخارات اجتماعی مجبور کنند از راهی که پیش گرفته است برگردد و در راه درست گام بگذارد. ولی 👈اگر بیگانه ای که در شهر ما سکونت گزیده است دو پیشه اختیار کند او را به زندان و جریمه نقدی و تبعید از شهر محکوم خواهند ساخت و از این طریق مجبورش خواهند کرد که یک شخص باشد نه چند شخص.»
📚 Plato, Laws, 8, 846d-847b
💡 آنچه از این فقرات برمی آید این است که «شهروندی» یک شغل است و چون هر کسی حتی بیگانگان و بردگان نمی توانند بیش از یک شغل داشته باشند، پس #شهروند نمی تواند پیشه ور یا کشاورز باشد. آقای #عابد_رضوی گمان کرده اند که #شهروند به معنای امروزی آن است و کسی ست که ساکن شهر یونانی باشد و تابعیت آن را داشته باشد! «Stateman» یا #شهروند کسی ست که وظیفه مدیریت شهر را برعهده دارد و معنای امروزی آن #شهردار بودن و #ناظر بودن و #مدیریت_شهری ست نه به معنای سکونت در شهر!😄
💠 آقای #عابد_رضوی درباره #ارسطو هم می نویسد:« #ارسطو در كتاب سياست از دادن حق تابعيّت و شهروندى به پيشه وران و صنعتگران منع مي كند و كشاورزان و صنعتگران را جزو كالاها محسوب مي نمايد. ارسطو پير مردان و زنان و كودكان را نيز #شهروند نمي داند»
«ادعای مهد آزادی بودن يونان باستان دروغی بيش نيست زيرا وقتی پيرمردان و زنان و کودکان و کشاورزان و صنعتگران و تاجران و خارجيان و بردگان #شهروند محسوب نشوند ديگر آزادی برای چه کساني معني دارد؟»
📚 کتاب کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحات 16 و 18-19
💠😆 آقای #عابد_رضوی! #شهروند عنوان یک شغل است و به معنای تابعیت نیست. البته اتهامات وارد بر #ارسطو را جداگانه به طور مفصل بررسی خواهیم کرد، منتهی این را آوردیم که بگوییم ایشان #شهروند را بد معنا می کند!
💠 آقای #عابد_رضوی در «کنکاشی در تبار فلسفه یونان» می نویسند:
«#مونتسكيو مي گويد: "تجارت، كشاورزي و صنعت را يونانيان از پيشه هاي پست و مخصوص غلامان و بردگان مي شمردند و لذاست كه #افلاطون در كتاب #قوانين خود دستور مي دهد هر فردى را كه به تجارت بپردازد تنبيه كنند" اين طرز تفكّر مخصوص يونان است.»
«#افلاطون كاركردن را ننگ مي داند و آن را مخصوص بردگان مي شمارد»
📚 کتاب کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحات 16-17
🔰 در ابتدا متن ادعایی #مونتسکیو را ذکر می کنیم:
«باید این نکته را به ذهن سپرد که در شهرهای یونان مخصوصا در آن شهرهایی که منظور عمده آن ها جنگ بود همه کارها و تمام مشاغل که به وسیله آن ها تحصیل پول ممکن بود شایسته یک مرد آزاد به نظر نمی رسید. کسنوفون می گوید: اغلب صنایع بدن صنعتگرانی را که به آن ها مشغول می باشند فاسد می کند و اثر خستگی کار آن ها را مجبور می نماید که مدت مدیدی در هوای سرد، یا گرم، تجدید قوا کنند، در اینصورت دیگر وقتی برای معاشرت دوستان و برای خدمتگزاران جامعه و جمهوری نمی ماند. تنها فساد دموکراسی در بعضی کشورها سبب گردید که پیشه وران توانستند داخل در اجتماعات و جزء افراد آزاد بشوند.... مثلا در نزد اهالی لاسدمون ایلوت ها و در نزد اهالی کرت پرسین ها، و اهالی تالی پنسیت ها، و در سایر جمهوری ها ملت های اسیر دیگر به این کار می پرداختند بالاخره کلیه پیشه های پست در نزد یونانی ها ننگ آور بود چه آنکه لازم می آمد که یکنفر از افراد ملت برای یک غلام یا یک مزدور یا یک بیگانه خدمت کند و این فکر با روح آزاد یونانی مخالف بود بدین جهت #افلاطون در کتاب #قوانین خود ...بنابراین در جمهوری های یونان مردم خیلی در زحمت بودند چه آنکه نمی خواستند اهالی به تجارت و فلاحت و صنعت بپردازند و هم نمی خواستند بیکار بمانند پس مشغولیاتی از قبیل ورزش یا جنگ پیدا می کردند.»
📚 روح القوانین، 4، 140-141
💠 👈تقریر نقد آقای #عابد_رضوی و #مونتسکیو این است که بازرگانی، کشاورزی و پیشه وری از مشاغل پست است و از نظر افلاطون، یونانی ها نباید به این مشاغل اشتغال ورزند و در صورت اشتغال باید جریمه شوند.
🔰 حال با رجوع به آثار #افلاطون نظر او را درباره شغل یونانی ها و بردگان و بیگانگان ذکر می کنیم:
💠 «👈شهروندان و بردگان آنان نباید به پیشه وری (صنعتگری) اشتغال ورزند. زیرا هر ⬅️#شهروند مکلف است در حفظ نظم عمومی جامعه بکوشد ➡️و انجام این تکلیف مستلزم شناسائی و تمرین و صرف وقت است و چیزی نیست که بتوان کاری فرعی تلقی کرد. گذشته از این، هیچ کس نمی تواند از عهده ⬅️دو شغل➡️، چنانکه لازم است، برآید یا شغلی خود عهده دار باشد و در عین حال به شغلی دیگر که به عهده دیگری است نظارت کند... 👈هرکسی باید تنها یک پیشه داشته باشد و معیشت خود را از همان پیشه تأمین کند👉 پاسبانان شهر مکلف اند این قانون را به دقتی هرچه تمامتر اجرا کنند و 👈هر شهروندی را که اشتغال به پیشه ای را به کسب فضیلت انسانی ترجیح دهد به وسیله سرزنش و محروم ساختن از افتخارات اجتماعی مجبور کنند از راهی که پیش گرفته است برگردد و در راه درست گام بگذارد. ولی 👈اگر بیگانه ای که در شهر ما سکونت گزیده است دو پیشه اختیار کند او را به زندان و جریمه نقدی و تبعید از شهر محکوم خواهند ساخت و از این طریق مجبورش خواهند کرد که یک شخص باشد نه چند شخص.»
📚 Plato, Laws, 8, 846d-847b
💡 آنچه از این فقرات برمی آید این است که «شهروندی» یک شغل است و چون هر کسی حتی بیگانگان و بردگان نمی توانند بیش از یک شغل داشته باشند، پس #شهروند نمی تواند پیشه ور یا کشاورز باشد. آقای #عابد_رضوی گمان کرده اند که #شهروند به معنای امروزی آن است و کسی ست که ساکن شهر یونانی باشد و تابعیت آن را داشته باشد! «Stateman» یا #شهروند کسی ست که وظیفه مدیریت شهر را برعهده دارد و معنای امروزی آن #شهردار بودن و #ناظر بودن و #مدیریت_شهری ست نه به معنای سکونت در شهر!😄
💠 آقای #عابد_رضوی درباره #ارسطو هم می نویسد:« #ارسطو در كتاب سياست از دادن حق تابعيّت و شهروندى به پيشه وران و صنعتگران منع مي كند و كشاورزان و صنعتگران را جزو كالاها محسوب مي نمايد. ارسطو پير مردان و زنان و كودكان را نيز #شهروند نمي داند»
«ادعای مهد آزادی بودن يونان باستان دروغی بيش نيست زيرا وقتی پيرمردان و زنان و کودکان و کشاورزان و صنعتگران و تاجران و خارجيان و بردگان #شهروند محسوب نشوند ديگر آزادی برای چه کساني معني دارد؟»
📚 کتاب کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحات 16 و 18-19
💠😆 آقای #عابد_رضوی! #شهروند عنوان یک شغل است و به معنای تابعیت نیست. البته اتهامات وارد بر #ارسطو را جداگانه به طور مفصل بررسی خواهیم کرد، منتهی این را آوردیم که بگوییم ایشان #شهروند را بد معنا می کند!