⭕️ نگاه ارسطویی در حوزه علمیه ⭕️
💠سایت #مباحثات به نقل از آقای #حامد_قدیری نوشته است:
«ادعا این است که فلسفه اسلامی حتی در صورت اصالت و استقلال نسبت به فلسفه یونانی، باز هم همان نگاه ارسطویی را به عالم دارد؛ زیرا عین و ذهن را از هم جدا میانگارد و جهان را مستقل از اذهان بشری، مقولهبندیشده میبیند.»
💠ایشان از اینکه جناب #ارسطو تقسیم بندی جواهر و اعراض را مطرح کرده اند چنین نتیجه گرفته اند. گویا هر چیزی در جهان مستقل از چیز دیگر، گسسته وار، وجود دارد و ما با ذهن مستقل از جهان خارج از ذهن، می توانیم آنها را بشناسیم و جنس و فصل آنها را مشخص کنیم. ایشان در ادامه می نویسد:
«همین تقسیم استعمال بر «حقیقی و مجازی» تا حدودی بینش ارسطویی به مقوله زبان و مفاهیم را نشان میدهد. وقتی قبول کرده باشیم که هر مفهوم دارای تعریفی دقیق و مشخص (حد تام) است، این نگاه به الفاظ نیز سرایت میکند و هر لفظ را دارای معنایی دقیق و مشخص میدانیم که آن را «معنایی که لفظ برای آن وضع شده یا ما وضع له» مینامیم. در این صورت، استعمال در غیرما وضع له را استعمال مجازی میدانیم. اما کافی است نگاه ارسطویی به لفظ و معنا و مصداق را کنار گذاشته و – مثلاً – نگاه ویتگنشتاینی را جایگزین آن کنیم. در این نگاه، معنای یک لفظ همان کاربرد آن خواهد بود و در آن صورت، دیگر نمیتوان بهراحتی میان استعمال مجازی و استعمال حقیقی تمایز گذاشت. هر دو استعمالاند و هر دو در تثبیت معنای لفظ کارگرند.»
💠ایشان گمان می کنند در #فلسفه_ارسطو و #فلسفه_اسلامی، هر مفهومی دارای تعریفی دقیق(حد تام) است و این موضوع در بحث «استعمال حقیقی و مجازی» جاری شده است!
پس دو ادعا مطرح است: یکی اینکه در فلسفه ارسطو ذهن مستقل از جهان خارج است و یکی بر دیگری مؤثر نیست، دیگری آنکه هر مفهومی دارای حد تام است!
در صورتی که این دو ادعا صحیح نیستند؛ جناب آقای دکتر #مهدی_قوام_صفری در کتاب شریف «مابعدالطبیعه چگونه ممکن است» با اخذ از آثار ارسطو و ابن سینا، عدم استقلال ذهن از جهان خارج از ذهن و وابستگی آن در پیدایش و ادراک به جهان خارج را نشان داده اند. همچنین ایشان در جلسات #تاریخ_فلسفه_یونان خود توضیح داده اند که تقسیم بندی موجودات به جواهر و اعراض در مقولات ارسطو ناشی از فرض ثابت بودن جهان خارج است؛ گویا تصویر ثابتی از جهان داریم و با نگاه به آن، موجودات را تقسیم بندی می کنیم. همچنین ارسطو با فرض در حرکت بودن جهان، موجودات را به ماده و صورت تقسیم می کنند. اگر فرض ثابت بودن جهان و تقسیم بندی موجودات به جواهر و اعراض نشان دهنده ی استقلال ذهن از خارج از آن است آنگاه اگر بدانیم ارسطو جهان را با فرض در جریان و حرکت بودن هم تقسیم بندی کرده چه برای گفتن خواهیم داشت؟ جز آنکه بگوییم او ذهن را مستقل از جهان نمی دیده؟! پس به هیچ وجه صحیح نیست که بگوییم ارسطو ذهن را مستقل از جهان می دیده است.
💠همچنین ایشان باید توجه داشته باشند که جناب #ابن_سینا به تبعیت از جناب #ارسطو در #برهان_شفاء تصریح بر آن دارند که پی بردن به ذاتیات و حد تام در اکثر مواقع ممکن نیست و امری بسیار مشکل است. تلاش برای رسیدن به حد تام و تعاریف و محاسبات دقیق کار پیشرفت علمی را به اینجا رسانده، وای به حال آن روز که راضی به احتمالات و رسم ناقص شویم!
💠نکته ی نهایی آنکه ایشان باید توجه داشته باشند که منظور از «استعمال حقیقی» در این مباحث همان «وضع اولیه» است و وضع های ثانویه نیز باتوجه به وضع اول صورت می گیرد. یعنی هنگامی که می خواهند نامی برای چیزی بیابند، سعی می کنند از الفاظ اشیائی استفاده کنند که بین آن دو شیء شباهتی وجود داشته باشد. و این مباحث هیچ ربطی به حدتام داشتن هر مفهومی ندارد. شما می توانید برای هر چیزی حدتام درنظر نگیرید و باز هم قائل به استعمال حقیقی و مجازی شوید! اتفاقا نگاه ارسطویی در شیوه بحث و استدلال و مقدمه چینی برای مباحث و تقسیم بندی های شگرف با ذهن نابغه ی ارسطو باید در حوزه های علمیه و دانشگاه ها تقویت هم بشود! قبلا در باب مسأله ی خلقت در آثار ارسطو نبوغ او را نشان داده ایم. به قول جناب آقای دکتر #مهدی_قوام_صفری، هیچ فیلسوفی، اگر بتواند بپرد، نمی تواند بیشتر از قوزک زانوی ارسطو بپرد!
@nmfae
💠سایت #مباحثات به نقل از آقای #حامد_قدیری نوشته است:
«ادعا این است که فلسفه اسلامی حتی در صورت اصالت و استقلال نسبت به فلسفه یونانی، باز هم همان نگاه ارسطویی را به عالم دارد؛ زیرا عین و ذهن را از هم جدا میانگارد و جهان را مستقل از اذهان بشری، مقولهبندیشده میبیند.»
💠ایشان از اینکه جناب #ارسطو تقسیم بندی جواهر و اعراض را مطرح کرده اند چنین نتیجه گرفته اند. گویا هر چیزی در جهان مستقل از چیز دیگر، گسسته وار، وجود دارد و ما با ذهن مستقل از جهان خارج از ذهن، می توانیم آنها را بشناسیم و جنس و فصل آنها را مشخص کنیم. ایشان در ادامه می نویسد:
«همین تقسیم استعمال بر «حقیقی و مجازی» تا حدودی بینش ارسطویی به مقوله زبان و مفاهیم را نشان میدهد. وقتی قبول کرده باشیم که هر مفهوم دارای تعریفی دقیق و مشخص (حد تام) است، این نگاه به الفاظ نیز سرایت میکند و هر لفظ را دارای معنایی دقیق و مشخص میدانیم که آن را «معنایی که لفظ برای آن وضع شده یا ما وضع له» مینامیم. در این صورت، استعمال در غیرما وضع له را استعمال مجازی میدانیم. اما کافی است نگاه ارسطویی به لفظ و معنا و مصداق را کنار گذاشته و – مثلاً – نگاه ویتگنشتاینی را جایگزین آن کنیم. در این نگاه، معنای یک لفظ همان کاربرد آن خواهد بود و در آن صورت، دیگر نمیتوان بهراحتی میان استعمال مجازی و استعمال حقیقی تمایز گذاشت. هر دو استعمالاند و هر دو در تثبیت معنای لفظ کارگرند.»
💠ایشان گمان می کنند در #فلسفه_ارسطو و #فلسفه_اسلامی، هر مفهومی دارای تعریفی دقیق(حد تام) است و این موضوع در بحث «استعمال حقیقی و مجازی» جاری شده است!
پس دو ادعا مطرح است: یکی اینکه در فلسفه ارسطو ذهن مستقل از جهان خارج است و یکی بر دیگری مؤثر نیست، دیگری آنکه هر مفهومی دارای حد تام است!
در صورتی که این دو ادعا صحیح نیستند؛ جناب آقای دکتر #مهدی_قوام_صفری در کتاب شریف «مابعدالطبیعه چگونه ممکن است» با اخذ از آثار ارسطو و ابن سینا، عدم استقلال ذهن از جهان خارج از ذهن و وابستگی آن در پیدایش و ادراک به جهان خارج را نشان داده اند. همچنین ایشان در جلسات #تاریخ_فلسفه_یونان خود توضیح داده اند که تقسیم بندی موجودات به جواهر و اعراض در مقولات ارسطو ناشی از فرض ثابت بودن جهان خارج است؛ گویا تصویر ثابتی از جهان داریم و با نگاه به آن، موجودات را تقسیم بندی می کنیم. همچنین ارسطو با فرض در حرکت بودن جهان، موجودات را به ماده و صورت تقسیم می کنند. اگر فرض ثابت بودن جهان و تقسیم بندی موجودات به جواهر و اعراض نشان دهنده ی استقلال ذهن از خارج از آن است آنگاه اگر بدانیم ارسطو جهان را با فرض در جریان و حرکت بودن هم تقسیم بندی کرده چه برای گفتن خواهیم داشت؟ جز آنکه بگوییم او ذهن را مستقل از جهان نمی دیده؟! پس به هیچ وجه صحیح نیست که بگوییم ارسطو ذهن را مستقل از جهان می دیده است.
💠همچنین ایشان باید توجه داشته باشند که جناب #ابن_سینا به تبعیت از جناب #ارسطو در #برهان_شفاء تصریح بر آن دارند که پی بردن به ذاتیات و حد تام در اکثر مواقع ممکن نیست و امری بسیار مشکل است. تلاش برای رسیدن به حد تام و تعاریف و محاسبات دقیق کار پیشرفت علمی را به اینجا رسانده، وای به حال آن روز که راضی به احتمالات و رسم ناقص شویم!
💠نکته ی نهایی آنکه ایشان باید توجه داشته باشند که منظور از «استعمال حقیقی» در این مباحث همان «وضع اولیه» است و وضع های ثانویه نیز باتوجه به وضع اول صورت می گیرد. یعنی هنگامی که می خواهند نامی برای چیزی بیابند، سعی می کنند از الفاظ اشیائی استفاده کنند که بین آن دو شیء شباهتی وجود داشته باشد. و این مباحث هیچ ربطی به حدتام داشتن هر مفهومی ندارد. شما می توانید برای هر چیزی حدتام درنظر نگیرید و باز هم قائل به استعمال حقیقی و مجازی شوید! اتفاقا نگاه ارسطویی در شیوه بحث و استدلال و مقدمه چینی برای مباحث و تقسیم بندی های شگرف با ذهن نابغه ی ارسطو باید در حوزه های علمیه و دانشگاه ها تقویت هم بشود! قبلا در باب مسأله ی خلقت در آثار ارسطو نبوغ او را نشان داده ایم. به قول جناب آقای دکتر #مهدی_قوام_صفری، هیچ فیلسوفی، اگر بتواند بپرد، نمی تواند بیشتر از قوزک زانوی ارسطو بپرد!
@nmfae
جان خود قربان به تيغ جانستانش می كنم
تا بدين حيلت ببندم خويش بر فتراك او
هر كجا عشقش كشد حاشا كه از وى سركشم
عشق او سيلى است خون آشام و من خاشاك او
خواست عقل كل كه داند از كمالش نيم جزو
گشت از اين ادراك عاجز فكرت درّاك او
گرچه كنجى نيست خالى از فروغ آفتاب
چشم خفاشى ندارد طاقت ادراك او
تا شوم در پيش جانان سرخرو خواهم مدام
تا بريزد خون جانم غمزه بی باك او
جامه عشقش چو گيرم جامه جان را چه قدر
تا نينديشم من آشفته دل از چاك او
باك كى دارد ز كشتن در ره عشقش #حسين
نيست جز مردن مراد عاشقان پاك او
📚 دیوان منصور حلّاج، چاپخانه علوی، بمبئی، 1305 ق، صفحه 96.
#لبیک_یا_حسین
تا بدين حيلت ببندم خويش بر فتراك او
هر كجا عشقش كشد حاشا كه از وى سركشم
عشق او سيلى است خون آشام و من خاشاك او
خواست عقل كل كه داند از كمالش نيم جزو
گشت از اين ادراك عاجز فكرت درّاك او
گرچه كنجى نيست خالى از فروغ آفتاب
چشم خفاشى ندارد طاقت ادراك او
تا شوم در پيش جانان سرخرو خواهم مدام
تا بريزد خون جانم غمزه بی باك او
جامه عشقش چو گيرم جامه جان را چه قدر
تا نينديشم من آشفته دل از چاك او
باك كى دارد ز كشتن در ره عشقش #حسين
نيست جز مردن مراد عاشقان پاك او
📚 دیوان منصور حلّاج، چاپخانه علوی، بمبئی، 1305 ق، صفحه 96.
#لبیک_یا_حسین
مشهور آنستکه پس از اثبات وجود واجب الوجود، سراغ اثبات کامل مطلق بودن واجب الوجود می روند و پس از آنکه عالم و مختار و قادر بودن را نشانه ی کمال و حیات دانستند، واجب الوجود را پس از اثبات داشتن تک تک کمالات، خدا و الله می نامند. یعنی از طریق اثبات کمالاتی مانند علم و قدرت برای واجب الوجود، او را با «الله» تطبیق می دهند.
در این کنفرانس پیشنهادی ارائه شد و خلاصه اش اینستکه به جای اثبات صفات کمال برای واجب الوجود و سپس الله نامیدن آن، مستقیم اثبات می کنیم که واجب الوجود الله است و چون الله است، دارای همه ی صفات کمال است(برعکس مشهور!). «الله» یک اسم است و تنها چیزی که حقیقتا مصداق این نام است، واجب الوجود است. یعنی همانند نامیدن های ما نیست که یکی نامش در شناسنامه «کریم» باشد و واقعا «کریم» نباشد! واجب الوجود دارای نامی بامسمّا و حقیقی به نام «الله» است.
در این کنفرانس پیشنهادی ارائه شد و خلاصه اش اینستکه به جای اثبات صفات کمال برای واجب الوجود و سپس الله نامیدن آن، مستقیم اثبات می کنیم که واجب الوجود الله است و چون الله است، دارای همه ی صفات کمال است(برعکس مشهور!). «الله» یک اسم است و تنها چیزی که حقیقتا مصداق این نام است، واجب الوجود است. یعنی همانند نامیدن های ما نیست که یکی نامش در شناسنامه «کریم» باشد و واقعا «کریم» نباشد! واجب الوجود دارای نامی بامسمّا و حقیقی به نام «الله» است.
خلط مشروعیت با مقبولیت، اصرار بر قانون شکنی، خلط ثبوت و اثبات، تکفیر ...!
به نظرتان دیگر چکار کند تا بیشتر مورد توجه قرار گیرد؟!
@nmfae
#مهدی_نصیری
#مخلوط_کننده
به نظرتان دیگر چکار کند تا بیشتر مورد توجه قرار گیرد؟!
@nmfae
#مهدی_نصیری
#مخلوط_کننده
مطالعه ی این دو کتاب برای فهم صحیح «معرفت شناسی اسلامی» و ایرادات وارد بر «معرفت شناسی فلاسفه غرب» و میزان نزدیکی «آراء ارسطو با آراء ابن سینا» توصیه می شود.
«شیوه ی ستمگران چنین است که مردم تهیدست را بی ساز و برگ کنند تا مردم از یکسو نتوانند نیرویی مسلح برای خود فراهم آورند و از سوی دیگر چنان به کار معاش روزانه ی خود گرفتار باشند که مجال توطئه نیابند؛ اهرام سه گانه ی مصر یک نمونه از این روش است؛ همچنین پیشکش هایی که خاندان Cypselus عرضه کردند، 👈ساختن معبد المپی زئوس👉 از سوی Peisistratidae، یا قلعه های جنگی Polycratean در Samos، همگی برای سرگرم ساختن و تهیدست کردن مردم برپا شده است.»
📚 Aristotle, Politics, 5, 9, 1313B 17-25.
📚 Aristotle, Politics, 5, 9, 1313B 17-25.
Forwarded from هستی شناسی.. ( کانال قدیم) (Ahmad Hakim)
اولین کتاب با عنوان «مکانیک» منسوب به ارسطوست، او در ابتدای این کتاب مکانیک را مهارت هایی می داند که به انسان در تقابل با طبیعت کمک می کند و حرکت دادن وزنه های سنگین به کمک نیروهای کوچک را از جمله مسائل مطرح در این علم می داند
@ontology_of_physics
@ontology_of_physics
⭕️ زیادت وجود بر ماهیت ⭕️
💠 ریشه یابی نحوه ی پیدایش مسائل فلسفی می تواند برای فهم و به کارگیری این مسائل برای شاگردان فلسفه انگیزه ایجاد کند. #پارمنیدس در ابیات خود چنین می سراید:
Come then, I shall tell you, ...
Which are the only ways of inquiry that can be conceived;
The one [says]: 'exists' and 'it is not possible not to exist,'
It is the way of persuasion (for persuasion follows upon truth);
The other [says]: 'exists-not' and 'not to exist is necessary,'
...For you could not know that which does not exist (because it is impossible)
Nor could you express it.
📡http://www.parmenides.com/about_parmenides/ParmenidesPoem.html
یعنی: اکنون بیا، من به تو راه های پژوهش را خواهم گفت: یکی که "هست" و اینکه برای او، نبودن غیر ممکن است و این راه یقین است، دیگری که "نیست" و غیرممکن است اندیشیده شود، زیرا آنچه تواند باشد، تواند اندیشیده شود». (ترجمه از دکتر #مهدی_قوام_صفری، جلسات #تاریخ_فلسفه_یونان)
💠 نکته ی مهمی که در ابیات #پارمنیدس مشاهده می شود اینستکه به نظر او تصور هر چیزی به معنای وجود داشتن آن چیز است و این همان مسأله ی «زیادت وجود بر ماهیت» است. جناب ارسطو در «تحلیلات ثانوی» در پاسخ به او چنین می نویسد:
terms are not suppositions for they are not said to be or not be any thing.
📚 Aristotle, Posterior Analytics, 1, 76B 35-36.
یعنی:«تعاریف (یا مفاهیم) اصول موضوعه( یا مفروضات) نیستند، چون آنها از وجود یا عدم چیزی خبر نمی دهند».
💠 بنابراین صحیح نیست بگوییم:«این مسأله در فلسفه ی فارابی نبوده و اول بار در فلسفه ی بو علی وارد شد»(📚مجموعه آثار شهید مطهری، ج9، ص 63). اهمیت این مسأله اینگونه، یعنی با ریشه یابی پیدایش آن باید به شاگردان فلسفه فهمانده شود تا در ضمن آن از برخی انتساب ها و افتخارتراشی ها جلوگیری شود.
💠 این نکته از جلسات #شرح_اشارات و #تاریخ_فلسفه_یونان دکتر #مهدی_قوام_صفری اخذ شده است.
@nmfae
💠 ریشه یابی نحوه ی پیدایش مسائل فلسفی می تواند برای فهم و به کارگیری این مسائل برای شاگردان فلسفه انگیزه ایجاد کند. #پارمنیدس در ابیات خود چنین می سراید:
Come then, I shall tell you, ...
Which are the only ways of inquiry that can be conceived;
The one [says]: 'exists' and 'it is not possible not to exist,'
It is the way of persuasion (for persuasion follows upon truth);
The other [says]: 'exists-not' and 'not to exist is necessary,'
...For you could not know that which does not exist (because it is impossible)
Nor could you express it.
📡http://www.parmenides.com/about_parmenides/ParmenidesPoem.html
یعنی: اکنون بیا، من به تو راه های پژوهش را خواهم گفت: یکی که "هست" و اینکه برای او، نبودن غیر ممکن است و این راه یقین است، دیگری که "نیست" و غیرممکن است اندیشیده شود، زیرا آنچه تواند باشد، تواند اندیشیده شود». (ترجمه از دکتر #مهدی_قوام_صفری، جلسات #تاریخ_فلسفه_یونان)
💠 نکته ی مهمی که در ابیات #پارمنیدس مشاهده می شود اینستکه به نظر او تصور هر چیزی به معنای وجود داشتن آن چیز است و این همان مسأله ی «زیادت وجود بر ماهیت» است. جناب ارسطو در «تحلیلات ثانوی» در پاسخ به او چنین می نویسد:
terms are not suppositions for they are not said to be or not be any thing.
📚 Aristotle, Posterior Analytics, 1, 76B 35-36.
یعنی:«تعاریف (یا مفاهیم) اصول موضوعه( یا مفروضات) نیستند، چون آنها از وجود یا عدم چیزی خبر نمی دهند».
💠 بنابراین صحیح نیست بگوییم:«این مسأله در فلسفه ی فارابی نبوده و اول بار در فلسفه ی بو علی وارد شد»(📚مجموعه آثار شهید مطهری، ج9، ص 63). اهمیت این مسأله اینگونه، یعنی با ریشه یابی پیدایش آن باید به شاگردان فلسفه فهمانده شود تا در ضمن آن از برخی انتساب ها و افتخارتراشی ها جلوگیری شود.
💠 این نکته از جلسات #شرح_اشارات و #تاریخ_فلسفه_یونان دکتر #مهدی_قوام_صفری اخذ شده است.
@nmfae
#مهدی_نصیری قبل از پاسپورت VS #مهدی_نصیری بعد از پاسپورت
پ.ن: طرف یک عمر عقاید فلسفی و عرفانی را کفر محض نامیده و با اقسام تهمت ها و فحاشی ها به فلاسفه و عرفا و بزرگان تاخته! حالا یادش افتاده که می توان تقریر دیگری از مباحث اسلام را هم در «بقعه ی امکانش» بگذارد و تقریر خودش را «اسلام ناب» ننامد!
پاسپورت خیلی تأثیر دارد!
@nmfae
پ.ن: طرف یک عمر عقاید فلسفی و عرفانی را کفر محض نامیده و با اقسام تهمت ها و فحاشی ها به فلاسفه و عرفا و بزرگان تاخته! حالا یادش افتاده که می توان تقریر دیگری از مباحث اسلام را هم در «بقعه ی امکانش» بگذارد و تقریر خودش را «اسلام ناب» ننامد!
پاسپورت خیلی تأثیر دارد!
@nmfae
Let us then take it as agreed between us that to each man there falls just so large a measure of happiness as he achieves of virtue and wisdom and of virtuous and wise action: in evidence of this we have the case of God, who is happy and blessed, but is so on account of no external goods, but on account of himself, and by being of a certain quality in his nature.
«پس در اینباره متفق شدیم که میزان سعادتی که بهره ی هرکس می شود برابر است با میزان بهره ی او از فضیلت و خرد(حکمت) و افعال فاضلانه و حکیمانه؛ خداوند گواه این امر است (چون) رضایت و سعادت را نه از طریق خوبی های خارجی(مادی)، بلکه به ذات خود و ماهیت خاص خود داراست»
📚 Aristotle, Politics, 7, 1, 1323B 21-26.
💠 این فقره غنای ذاتی خداوند را از غیر خود از دیدگاه ارسطو می رساند.
@nmfae
«پس در اینباره متفق شدیم که میزان سعادتی که بهره ی هرکس می شود برابر است با میزان بهره ی او از فضیلت و خرد(حکمت) و افعال فاضلانه و حکیمانه؛ خداوند گواه این امر است (چون) رضایت و سعادت را نه از طریق خوبی های خارجی(مادی)، بلکه به ذات خود و ماهیت خاص خود داراست»
📚 Aristotle, Politics, 7, 1, 1323B 21-26.
💠 این فقره غنای ذاتی خداوند را از غیر خود از دیدگاه ارسطو می رساند.
@nmfae
If this were otherwise, the god and the universe, who have no external actions over and above their own energies, would be far enough from perfection.
«اگر خدا و جهان، که قدرتی فراتر از قدرت آنها نیست هم (با چیزی ارتباط نداشته باشند) از کمال دور خواهند بود.»
📚 Aristotle, Politics, 7, 3, 1325B 28-30.
💠 از این فقره تأثیر و ارتباط خدا با غیر خودش برداشت می شود. جناب #ارسطو در این بخش می گوید اگر کشوری با کشور دیگر هیچ ارتباطی نداشته باشد، باز هم در درون خودش دارای بخش هایی هست که با هم در ارتباط و اثرگذاری بر یکدیگر هستند و هیچ کسی کاملا ایزوله یا مطلقا جدا از هستی نیست، چه رسد به خدا!
@nmfae
«اگر خدا و جهان، که قدرتی فراتر از قدرت آنها نیست هم (با چیزی ارتباط نداشته باشند) از کمال دور خواهند بود.»
📚 Aristotle, Politics, 7, 3, 1325B 28-30.
💠 از این فقره تأثیر و ارتباط خدا با غیر خودش برداشت می شود. جناب #ارسطو در این بخش می گوید اگر کشوری با کشور دیگر هیچ ارتباطی نداشته باشد، باز هم در درون خودش دارای بخش هایی هست که با هم در ارتباط و اثرگذاری بر یکدیگر هستند و هیچ کسی کاملا ایزوله یا مطلقا جدا از هستی نیست، چه رسد به خدا!
@nmfae
در مواردی صلاح در اینست که میان فرمانروایان و فرمانبرداران برای همیشه فرق باشد(فرمانروایی آنها ابدی باشد)، مثلا هنگامی که گروهی از افراد چندان از همگنان برتر باشند که خدایان و قهرمانان از آدمیزادگان(عادی) برترند، و هم از لحاظ بدنی و هم از لحاظ ذهنی چنان ممتاز باشند که هیچکس در حق فرمانروایی ایشان خلاف نکند.
📚 Aristotle, Politics, 7, 13, 1332B 16-18.
💠 در فلسفه سیاست جناب #ارسطو، هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ تاریخی افرادی بوده اند که چنان از دیگران برترند که فرمانروایی ابدی حق ایشان است و حکومت این افراد را «پادشاهی»(Kingdom) می نامد و حکومتشان را از حکومت های ستمگر جدا می کند.
@nmfae
📚 Aristotle, Politics, 7, 13, 1332B 16-18.
💠 در فلسفه سیاست جناب #ارسطو، هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ تاریخی افرادی بوده اند که چنان از دیگران برترند که فرمانروایی ابدی حق ایشان است و حکومت این افراد را «پادشاهی»(Kingdom) می نامد و حکومتشان را از حکومت های ستمگر جدا می کند.
@nmfae
«As to intercourse with another woman or man, in general it must be dishonorable for them to be known to take any part in it in any circumstances whatsoever as long as they are husband and wife and bear those names, but any who may be discovered doing anything of the sort during their period of parentage must be punished with a loss of privilege suited to the offence.»
یعنی:به طور کلی باید برای آنها که زن و شوهر هستند و این نام ها را دارند ناشایست تلقی شود که در هر شرایطی مرتکب رابطه جنسی با زن و مرد دیگر شوند. اما اگر عیان شود که کسی در دوران زناشویی مرتکب آن شده باید با از دست دادن امتیازات مناسب جرم، مجازات شود.
📚 Aristotle, Politics, 7, 14, 1335B 39-43 1336A 1.
@nmfae
یعنی:به طور کلی باید برای آنها که زن و شوهر هستند و این نام ها را دارند ناشایست تلقی شود که در هر شرایطی مرتکب رابطه جنسی با زن و مرد دیگر شوند. اما اگر عیان شود که کسی در دوران زناشویی مرتکب آن شده باید با از دست دادن امتیازات مناسب جرم، مجازات شود.
📚 Aristotle, Politics, 7, 14, 1335B 39-43 1336A 1.
@nmfae
⭕️ فلسفه اسلامی و شهید محسن فخری زاده ⭕️
💠 حیف است اگر با چند یادداشت به افکار شهید فخریزاده در حوزه فلسفه و علوم پایه اشاره نکنم:
۱. امکان و ضرورت احیای فلسفه اسلامی را به حوزه و دانشگاه یادآوری کرده و آنان را به ظرفیت های احیا نشده فلسفه اسلامی برای فلسفه علم توجه داده است. حیات فلسفه، قدرت تعامل با محیط و رشد یافتن و رشد دادن است؛ بهنحوی که با پرسشهای فلسفی اکنون رویارویی داده شود، چالشپذیر باشد و از مسیر فلسفه علم، تاثیر ملموس بر جهتگیری علم داشته باشد. فلسفه اسلامی هم نوع زنده و مرده دارد.
۲. شهید نظریه پرداز، ریشه چالش بزرگ فیزیک جدید را در "فلسفه فیزیک" میبیند و اصل "عدم قطعیت" را کاملا ادامه نظریه معرفت شناختی امتناع در شناخت ذات واقعیات طبیعی با روش های فیزیک می داند چه برخلاف ادعا کمیات وابسته به هم برای یک ذره فیزیکی به طور همزمان با دقت صفر، همچنان غیرقابل اندازهگیری است. همچون اندازهگیری تکانه با دقت بالا در الکترون که سبب میشود نتوانیم اطلاعاتی روشن از مکان بدهیم و بهعکس. فیزیک کلاسیک در مورد انرژی و زمان با همین مشکل مواجه است. اندازهگیری دقیق یک کمیت، سبب عدم دقت در بینهایت کمیت وابسته دیگر میشود و تلاشهایی چون نظریه «متغیرهای پنهان» نتوانسته خطر ظاهری این اصل را جبران کند.
۳. ایشان اصل «عدم قطعیت» در فیزیک را اگر نفی علیت به مفهوم نیوتنی آن باشد، معقول و حتی عامل پیشرفت علم میشمارد اما این اصل نمیتواند نفی «علیت» با تبیین فلسفی باشد مگر کسانی به دلایل ایدئولوژیک و غیر فلسفی چنین استنتاج نادرستی بر آن تحمیل کنند.
📡 https://twitter.com/rahimpourazqadi/status/1333715727291977728
@nmfae
💠 حیف است اگر با چند یادداشت به افکار شهید فخریزاده در حوزه فلسفه و علوم پایه اشاره نکنم:
۱. امکان و ضرورت احیای فلسفه اسلامی را به حوزه و دانشگاه یادآوری کرده و آنان را به ظرفیت های احیا نشده فلسفه اسلامی برای فلسفه علم توجه داده است. حیات فلسفه، قدرت تعامل با محیط و رشد یافتن و رشد دادن است؛ بهنحوی که با پرسشهای فلسفی اکنون رویارویی داده شود، چالشپذیر باشد و از مسیر فلسفه علم، تاثیر ملموس بر جهتگیری علم داشته باشد. فلسفه اسلامی هم نوع زنده و مرده دارد.
۲. شهید نظریه پرداز، ریشه چالش بزرگ فیزیک جدید را در "فلسفه فیزیک" میبیند و اصل "عدم قطعیت" را کاملا ادامه نظریه معرفت شناختی امتناع در شناخت ذات واقعیات طبیعی با روش های فیزیک می داند چه برخلاف ادعا کمیات وابسته به هم برای یک ذره فیزیکی به طور همزمان با دقت صفر، همچنان غیرقابل اندازهگیری است. همچون اندازهگیری تکانه با دقت بالا در الکترون که سبب میشود نتوانیم اطلاعاتی روشن از مکان بدهیم و بهعکس. فیزیک کلاسیک در مورد انرژی و زمان با همین مشکل مواجه است. اندازهگیری دقیق یک کمیت، سبب عدم دقت در بینهایت کمیت وابسته دیگر میشود و تلاشهایی چون نظریه «متغیرهای پنهان» نتوانسته خطر ظاهری این اصل را جبران کند.
۳. ایشان اصل «عدم قطعیت» در فیزیک را اگر نفی علیت به مفهوم نیوتنی آن باشد، معقول و حتی عامل پیشرفت علم میشمارد اما این اصل نمیتواند نفی «علیت» با تبیین فلسفی باشد مگر کسانی به دلایل ایدئولوژیک و غیر فلسفی چنین استنتاج نادرستی بر آن تحمیل کنند.
📡 https://twitter.com/rahimpourazqadi/status/1333715727291977728
@nmfae
Twitter
فلسفه فیزیک از منظر شهید محسن فخریزاده (۱)
دیشب به لطف یکی از دوستان، یادداشتهایی از شهید بنیانگذار، استاد فخریزاده را دیدم. پیشتر ندیده ونخوانده بودم. دیشب هم نخواندم، بلعیدم و افسوس خوردم بر بزرگمردی که جلوی بتهای ما زانو نزد، بزرگ در «فیزیک» و «فلسفۀ…
دیشب به لطف یکی از دوستان، یادداشتهایی از شهید بنیانگذار، استاد فخریزاده را دیدم. پیشتر ندیده ونخوانده بودم. دیشب هم نخواندم، بلعیدم و افسوس خوردم بر بزرگمردی که جلوی بتهای ما زانو نزد، بزرگ در «فیزیک» و «فلسفۀ…