دل را زدم به دریا
گفتی #نهنگ دارد!!!
رفتم بسوی صحرا
گفتی پلنگ دارد!!!
باروت ِ چشم ِ کالت
سوزانده #ریشه ام را
راهِ رهایی ام نیست
چشمت تفنگ دارد!!
گفتم چو تند #بادی
از مّعرکه گریزم....
گفتی همیشه عاشق
یک پای ِ لنگ دارد!!
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
گفتی #نهنگ دارد!!!
رفتم بسوی صحرا
گفتی پلنگ دارد!!!
باروت ِ چشم ِ کالت
سوزانده #ریشه ام را
راهِ رهایی ام نیست
چشمت تفنگ دارد!!
گفتم چو تند #بادی
از مّعرکه گریزم....
گفتی همیشه عاشق
یک پای ِ لنگ دارد!!
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
زیبا رخی، تکدانه ای،محصولِ شاندیزی
میترسم از روزی که شب بر دارم آویزی
با دامنِ چین چینِ وقتی عشوه می آیی
ترکیبی از رنگین کمان ِ فصل ِ پاییزی
دیوانه ی دیوانه ی آن رقص گیسویم
دیوانه تر از من مترسک های شالیزی
در ابتدای ِ باغ ِ توتستان لب هایت
خون هزاران لاله را در شیشه می ریزی
من از نگاهِ آتشینت خوب می فهمم!!!
غارتگر از غارتگران ِ قوم ِ چنگیزی
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
میترسم از روزی که شب بر دارم آویزی
با دامنِ چین چینِ وقتی عشوه می آیی
ترکیبی از رنگین کمان ِ فصل ِ پاییزی
دیوانه ی دیوانه ی آن رقص گیسویم
دیوانه تر از من مترسک های شالیزی
در ابتدای ِ باغ ِ توتستان لب هایت
خون هزاران لاله را در شیشه می ریزی
من از نگاهِ آتشینت خوب می فهمم!!!
غارتگر از غارتگران ِ قوم ِ چنگیزی
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
نه فقط از وطن و اصل و نسب دور شدیم
بلکه قربانی ی ِ بی رحمی ی ِ نمرود شدیم
زندگی، سهم من و شبنم ِ دلسوخته نیست
ما جگر سوخته گان شعله ی بی دود شدیم
نافمان ، بخت ِ سیه با غم و اندوه برید
پیش چشم همگان یک شب ِ مطرود شدیم
آزمونی که برای من و تو خورد رقم
پشت کنکور ریا یکسره مردود شدیم
قهر ما با دل و دین بر سر فتوای تو بود
همگی کشته ی بد عهدی محمود شدیم
پای ما را بشکن زود تبردار ، که ما
همه در نقطه ی بحران زده محدود شدیم
من که رفتم .....همه ی شهر خدا حافظتان
چه بخواهیم و نخواهیم همه نابود شدیم
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
بلکه قربانی ی ِ بی رحمی ی ِ نمرود شدیم
زندگی، سهم من و شبنم ِ دلسوخته نیست
ما جگر سوخته گان شعله ی بی دود شدیم
نافمان ، بخت ِ سیه با غم و اندوه برید
پیش چشم همگان یک شب ِ مطرود شدیم
آزمونی که برای من و تو خورد رقم
پشت کنکور ریا یکسره مردود شدیم
قهر ما با دل و دین بر سر فتوای تو بود
همگی کشته ی بد عهدی محمود شدیم
پای ما را بشکن زود تبردار ، که ما
همه در نقطه ی بحران زده محدود شدیم
من که رفتم .....همه ی شهر خدا حافظتان
چه بخواهیم و نخواهیم همه نابود شدیم
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
شکستی حرمَت ِ زنان ِسرزمین مادری
به خاکِ خون کشیده ای فقط به جرم روسری
به تیغ تیزِ خنجرت بریده ای گلوی خلق
بلوچ و کُرد و گیلکی، لری زبانی آذری
اوایل ِ وردتان مگر نبود شعار تان
عدالتِ (امام علی )برادری برابری؟
چه شد عدالت ِ علی اگر چه سختِ باورش
میان خون شناورم تو در خوشی شناوری
کمی عجیب میرسد چگونه باورت کنم
خدا به خشم آمده از این خرافه باوری
جواب اعتراضِ ما گلوله و شکنجه نیست
بجای تیرِ ساچمه ای گلی بزن به روسری
ستون اعتقادمان بریده زیر ظلمتان
جهان به تنگ آمده از این همه ستمگری
تقاص خون ِریخته را شبانه میدهی تو پس
ورق اگر که رو کند فتد به روی دیگری
قسم به روح این غزل به جرم بی عدالتی
دچار می شوی شبی به آهِ سرد مادری
#یوسف_اسماعیلوندی
به خاکِ خون کشیده ای فقط به جرم روسری
به تیغ تیزِ خنجرت بریده ای گلوی خلق
بلوچ و کُرد و گیلکی، لری زبانی آذری
اوایل ِ وردتان مگر نبود شعار تان
عدالتِ (امام علی )برادری برابری؟
چه شد عدالت ِ علی اگر چه سختِ باورش
میان خون شناورم تو در خوشی شناوری
کمی عجیب میرسد چگونه باورت کنم
خدا به خشم آمده از این خرافه باوری
جواب اعتراضِ ما گلوله و شکنجه نیست
بجای تیرِ ساچمه ای گلی بزن به روسری
ستون اعتقادمان بریده زیر ظلمتان
جهان به تنگ آمده از این همه ستمگری
تقاص خون ِریخته را شبانه میدهی تو پس
ورق اگر که رو کند فتد به روی دیگری
قسم به روح این غزل به جرم بی عدالتی
دچار می شوی شبی به آهِ سرد مادری
#یوسف_اسماعیلوندی
از جنایت های خسرو چشم پوشی گر شود
عشق شیرین داستانی تلخ و بی بنیاد بود
آنچه آتش می کشد بر سینه ی مخروبه ام
ناله های ِ سوز ناک و حسرَت ِ فرهاد بود
سینه چاک حضرت منصور حلاجم که او
گردنش بر دار و اما مذهبش آزاد بود
#یوسف_اسماعیلوندی
عشق شیرین داستانی تلخ و بی بنیاد بود
آنچه آتش می کشد بر سینه ی مخروبه ام
ناله های ِ سوز ناک و حسرَت ِ فرهاد بود
سینه چاک حضرت منصور حلاجم که او
گردنش بر دار و اما مذهبش آزاد بود
#یوسف_اسماعیلوندی
روز زن آمده خود را به مریضی بزنیم
شده، یکبار به این شیوه گریزی بزنیم
عرق و شیشه و تریاک و هروئین ِکراک
مانده ام این همه نعمت که چه چیزی بزنبم
منقل و قوری ِ استیل و تش و تنگ و زغال
پشت بندش دو سه کُپ چای غلیظی بزنیم
"وَر" برو " با "تلفن" تا به تو مشکوک شود
پیش چشمش مثلن تک به عزیزی بزنینم
اگر این حربه ی رندانه ثمر داد بجاست!!!!
پس از این هردفعه خود را به مریضی بزنیم
بداهه طنز
#یوسف_اسماعیلوندی
شده، یکبار به این شیوه گریزی بزنیم
عرق و شیشه و تریاک و هروئین ِکراک
مانده ام این همه نعمت که چه چیزی بزنبم
منقل و قوری ِ استیل و تش و تنگ و زغال
پشت بندش دو سه کُپ چای غلیظی بزنیم
"وَر" برو " با "تلفن" تا به تو مشکوک شود
پیش چشمش مثلن تک به عزیزی بزنینم
اگر این حربه ی رندانه ثمر داد بجاست!!!!
پس از این هردفعه خود را به مریضی بزنیم
بداهه طنز
#یوسف_اسماعیلوندی
بیو دادیه هنی حجب حیامی
بیو دایه که خین مین رگامی
بغیرا خوت کسی باو دلوم نی
بیو دایه تو خوت ناونده نامی
به هرچی پیر و پیغمبر که هدن
نترسم ز خدا ایگوم خدامی
#یوسف_اسماعیلوندی
بیو دایه که خین مین رگامی
بغیرا خوت کسی باو دلوم نی
بیو دایه تو خوت ناونده نامی
به هرچی پیر و پیغمبر که هدن
نترسم ز خدا ایگوم خدامی
#یوسف_اسماعیلوندی
در قلَل ِ عاشقی برف ِ زمستانی ام
فاتح ِ قلبم شدی دلبر ِ ایرانی ام
روی اجاق ِ " تنت " دیگ بخار ِ " تنم "
حوصله کن ساعتی تا که بجوشانی ام
هیزم سرخ ِ لبت کرده مرا وسوسه
شعله بکش بر تنم تا که بسوزانی ام
قافیه در قافیه شور ِ تو دارد غزل
داد بزن بر سرم تا که بشورانی ام
دلبر ِ دل سنگ من پادشه ِ لنگ ِ من
کاش بدانی که من رو به ویرانی ام
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
فاتح ِ قلبم شدی دلبر ِ ایرانی ام
روی اجاق ِ " تنت " دیگ بخار ِ " تنم "
حوصله کن ساعتی تا که بجوشانی ام
هیزم سرخ ِ لبت کرده مرا وسوسه
شعله بکش بر تنم تا که بسوزانی ام
قافیه در قافیه شور ِ تو دارد غزل
داد بزن بر سرم تا که بشورانی ام
دلبر ِ دل سنگ من پادشه ِ لنگ ِ من
کاش بدانی که من رو به ویرانی ام
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
بیا با من عوض کن جاتو یک لحظه
میخوام هر طور شده یعقوب من باشی
به خود تلقین بکن عینِ خودم کوری
فقط امشب، میخوام معیوب من باشی
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
میخوام هر طور شده یعقوب من باشی
به خود تلقین بکن عینِ خودم کوری
فقط امشب، میخوام معیوب من باشی
بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
کنار سایه ات دراز میکشم
و چند نخ از خاطراتت را روشن میکنم
آنها رانفس نفس سرفه
و سپس خود را با کوله باری از غم مهمان گریه میکنم
#یوسف_اسماعیلوندی
و چند نخ از خاطراتت را روشن میکنم
آنها رانفس نفس سرفه
و سپس خود را با کوله باری از غم مهمان گریه میکنم
#یوسف_اسماعیلوندی
هوس ِ بادِ کج اندیش که بر مو زده است
آتش ِ شعله وری در دل ِ شب بو زده است
نه به آن عشوه گری ها نه به این سنگدلی
نه به آن زخم که بر بال پرستو زده است
با تب ِ عشوه گری ها بنظر با نمکی
ناز آن خنجرِ عشقت که به پهلو زده است
چه کسی مثل من اینگونه خرابت شده است
چه کسی برجگرم این همه چاقو زده است؟
گردنت تنگ ِ بلورین، شکلاتی خطِ لب
سرمه را عشق که لم بر خم ابرو زده است
کم بزن طعنه بر این شاعر ِ بی نام و نشان
از بَده ِ حادثه در کمپ ِ تو اردو زده است
دلبر ِ قصهٔ ما این همه آوازه نداشت!!!
به گمانم خودِ یوسف به خدا رو زده است
#یوسف_اسماعیلوندی
آتش ِ شعله وری در دل ِ شب بو زده است
نه به آن عشوه گری ها نه به این سنگدلی
نه به آن زخم که بر بال پرستو زده است
با تب ِ عشوه گری ها بنظر با نمکی
ناز آن خنجرِ عشقت که به پهلو زده است
چه کسی مثل من اینگونه خرابت شده است
چه کسی برجگرم این همه چاقو زده است؟
گردنت تنگ ِ بلورین، شکلاتی خطِ لب
سرمه را عشق که لم بر خم ابرو زده است
کم بزن طعنه بر این شاعر ِ بی نام و نشان
از بَده ِ حادثه در کمپ ِ تو اردو زده است
دلبر ِ قصهٔ ما این همه آوازه نداشت!!!
به گمانم خودِ یوسف به خدا رو زده است
#یوسف_اسماعیلوندی
دل دادم و دل دادی و دلدار شدیم
در دام دلت ساده گرفتار شدیم
تا سنگ زدی بر دل آیینه شکست
در قاب شکسته هر دو تکرار شدیم
# یوسف_اسماعیلوندی
در دام دلت ساده گرفتار شدیم
تا سنگ زدی بر دل آیینه شکست
در قاب شکسته هر دو تکرار شدیم
# یوسف_اسماعیلوندی