شوریار
116 subscribers
52 photos
40 videos
45 files
26 links
غم که از حد بگذرد دل حس پیری می کند

سن هر کس را غمش اندازه گیری می کند
Download Telegram
وقتی که بی بهانه مرا ترک کرده ای

یعنی که شعر و شاعری ات ، لاف عاشقی است


#یوسف_اسماعیلوندی
کی بنا داری شبی ، اردی بهشتِ من شوی؟

من از این سر در گمی دارم پریشان می شوم

بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
ای جمالت یک سر و گردن فراتر از فراز

گر نترسم از خدا گویم خدای من تویی

#یوسف_اسماعیلوندی
می شود دست به بغضم بکشی بی زحمت

بار سنگینِ غمش راه ِ گلو را بسته است

#یوسف_اسماعیلوندی
از سوزش سرد ِ صدایم میتوان فهمید

سدِ کرده بغض ِ سرکشی راه ِ گلویم را

#یوسف_اسماعیلوندی
طعمِ لب های تو را گر چه ندارد غزلم

مانده است طعمِ لبت زیر لب و دندانم

#یوسف_اسماعیلوندی
من یوسف ِ افتاده ِ به گرداب ِ گناهم

بر حجم سیاهی ِ شبِ من سحری نیست

#یوسف_اسماعیلوندی
#عنکبوت شوم خیالت چه بی رحمانه میبافد به دورِ گردنم شالی از تار غمت
و من چه عاشقانه سر میکشم
#جام شوکران نبودت را
به #ابر های تیرهٔ بارورت بگو
#تردید ندارم در رقابت باچشمهایم بازنده ای
و #شعر هم چیزی برای رهایی ات از این درد ندارد

#یوسف_اسماعیلوندی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مامان کشتن منو اون ها😢😢
خشت خشتِ دل ِمن،بر گسلِ زلزله هاست

بم ِ دلخونم و ویرانه!!!!!! به دادم برسید

#یوسف_اسماعیلوندی
صد بار شدم یوسفِ کنعان نگاهت

یک بار نشد پاره کنی پیرهنم را !!!!!!

#یوسف_اسماعیلوندی
بگیرم در بغل ، دیوانه‌ام کن
بیا با غولِ غم بیگانه ام کن

اگر در جستجوی شانه هستی
نظر بر شانه ی مردانه ام کن

به جای شانه با انگشت شصتت
چو تارِ گیسوانت شانه ام کن

بیا و کرمِ شبتاب شبم باش
بمان در پیله ام پروانه ام کن

بده جام ِ شرابی از لبانت
خمار آلوده ی پیمانه‌ام کن

بیا با بوسه ای صبحم سحر کن
شبانه راهیِ میخانه ام کن

سر ِ سودای ِ جنگیدن ندارم
به لبخندی بزن ویرانه‌ام کن

بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
آرامشِ روحم شده مدیونِ صدایت
بی پرده بگویم دلکم کرده هوایت

من مفتخرم گر که قدم رنجه نمایی
تا فرش کنم چشم سیه زیرِ دوپایت

بداهه
#یوسف_اسماعیلوندی
آرام و بی صدا بنشین خوب گوش کن

غیر از غمت که اسمِ مرا جار می زند؟

# یوسف_اسماعیلوندی
شاعر ِ چشمت شدم ، قفل از زبان برداشتم
بغضم از حد شد فزون دست از دهان برداشتم

بارِ سنگینِ غَمم را با اجازه ساربان
از جهاز ِ اشتران ِ کاروان برداشتم

بافه بافه نیشکر می ریزد از گل گونه ات
بوسه بوسه از لبت شیرین بیان برداشتم

از لب ِ لعلت هزاران واژه می‌رقصد چو گل
خرمنی گلواژه از،،،،،،، این واژگان برداشتم

تا شدی مهمان ِ دل شهدخت ِ ایل ِ بختیار
بی محابا" پرده "از راز ِ" نهان " برداشتم

ماه ِ من امشب بیا بالای ِ آبادی ِ ما
ماه را شب دزدکی از آسمان برداشتم

عاشقم مثلِ رضا خان،،،عاشق ِ کشف حجاب
روسری را از سرت هوهوکنان برداشتم

تا که دیدم شاعران پابوسِ چشمانت شدند
ناگهان دست از تمام شاعران برداشتم

درفراسوی ِ نگاهت غیر ِ شیدایی نبود
آنچه من از غمزه های چشمتان برداشتم

#یوسف_اسماعیلوندی
اگرچه تیر ِ مژگانت بلا پشت ِ بلا دارد
خدا بهر ِ بلاهای ِ طبیعی اش دوا دارد

از آن روزی که حوّا،گاز بر آن سیب کرمو زد
کماکان آدمی با سیب و شیطان ماجرا دارد

زدم دل را به دریایِ خیالت گر چه میدانم
شنا کردن میان ِ کوسه ها گاهی بها دارد

چه اقیانوس آرامی تداعی کرده چشمانت
خوشآن مردِ بلم رانی که همراهش تو را دارد

به دل گر کج نشسته تیر ِ مژگانت چنین پندار
که صّیادت کمی تا قسمتی دیدش خطا دارد

#یوسف_اسماعیلوندی
اٖی دِومِت و شُو امُونَت

دَم صُحو پَسِت ایٖگروم

#یوسف_اسماعیلوندی
کلاغ و زاغ و باغ و باغبان باهم شبانه
قناری را به حبسِ در قفس محکوم کردند

بریدند از سرِ نفرت گلوی ِ بلبل ِ زار
سپس بر غنچه های سبز ِ لاله ذُم کردند

#یوسف_اسماعیلوندی
نفسم شعرو تنم شعرو روانم شعر است

من اگر شعر نباشد !بخدا میمیرم

#مجتبی_سپید


تنت شعر و لبت شعر و روانت همه شعر

تو روانی تر از آنی که گمان می کردم

#یوسف_اسماعیلوندی