یادداشت های یک خیالباف
26 subscribers
34 photos
1 video
2 links
مینویسم تا اتفاق بی افتد…
Download Telegram
اکنون می‌فهمم که هیچ‌ چیز در جهان برای آدمیان ناگوارتر از پیمودن راهی نیست که ره به خویشتن برد!

هرمان هسه
Frida Kahlo
Toto Espinoza
من درد کشیدم، اما اجازه ندادم رنجم مرا نابود کند؛ آن را به چیزی زیبا تبدیل کردم.
-فریدا کالو

•••
@Artsandculturee
یکشنبه 23:56 شب


واژگان بس و اندازه نیستند تا بتوانند جمعه بازار درون ذهنم را توصیف کنند

و من مانند مشتری که فقط به قصد تفریح وارد این بازار شده و حالا دارد اسیر التماس فروشندگان برای خرید کالاهایشان میشود و با خودش می‌گوید تف با ساعتی که هوس تفریح کردم…
Forwarded from virtù (ALIXUNDER | GALAXY!)
Forwarded from virtù (ALIXUNDER | GALAXY!)
یک فنجانِ قهوه می‌نوشم: آه لعنتی خدا خود من هستم! منه دیوانه!

تاثیر قهوه از بین می‌ره: من باید با زندگی کنار بیایم.
من فقط باید صبر کنم باید صبر کنم.
Forwarded from About Phatili (Fati)
نیازمندی ها
امتحان کن. برایم بنویس. از شر هر آنچه بر تو سنگینی می‌کند با نوشتن برای من خلاص شو.

اینگه‌بورگ باخمن، نامه به پل سلان
برای توصیف کردن احوالات خودم نمی‌دانم کدام کلمه را وام بگیرم

فقط میدانم که که چشمم به همان روزنه باریک باریک امید ، خیره شده

باشد که روزی ماهم در این هیاهو ها ، سهمی داشته باشیم…
👏2
هرکه شود صید عشق؛
@thenimbuss
هر که شود صِید عشق
کِی شود او صِید مرگ؟
شمس لنگرودی جمله دارد که مرا به فکر وا داشته ، می‌گوید که: " قصه که تمام می‌شود
آدم‌ها به کجا می‌روند؟"

راست می‌گوید ، آدم های یه کتاب ۵۰۰ صفحه ای که با آنها مدتی را زندگی کردیم ، سرنوشتشان چه می‌شود آیا از تراژدی عبور می‌کنند و به رستگاری می رسند؟ یا نه در اعماق سیاه چاله تراژدی ها دست و پا میزنند؟
بعد از اینکه به خواسته شان رسیدند چه؟ آیا راضی اند؟
تصمیماتشان چطور؟
مثلا انتوان دو سنت اگزوپری موفق شد بازهم شازده کوچولو را ملاقات کند؟
راسکولینکاف ‌و سونیا به هم رسیدند؟
زندگی ایدین سمفونی مردگان پس از مرگ برادرش و تبدیل شدن به یک دیوانه به تمام معنا چه شد؟
خانواده ایوان ایلیچ چه حسی پس از مرگ پدر داشتند؟
دایی وانیا خودکشی کرد؟
سرانجام مرشد ‌ و مارگریتا؟
ایگنشین چطور ؟
پرویز شاپور پس از خواندن نامه های فروغ یا آیدا پس از خواندن نامه های شاملو؟

ای بسوزد پدر نویسنده ها که مارا معتاد معتاد شخصیت هایشان می‌کنند و سپس تا ابد مارا در سیاه چاله خماری نگه میدارند…

بله جناب لنگرودی، پرسش جالبی ست، واقعا تکلیف آدم ها چه می‌شود ؟…..
👌2
«چایت را بنوش و نگران فردا نباش. از گندم‌زار من و تو مشتی کاه می‌ماند برای بادها.»
_نیما یوشیج.
Vincent van Gogh, White cottages at Saintes-Maries, 1888


کلبه های سفیدِ سنت ماریس، ون گوگ، ۱۸۸۸