‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌رَڪیذ ‌
250 subscribers
163 photos
63 videos
1 file
131 links
‌‌- به خود از اندوه آهسته آهسته سخن گفتن.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6682482562
Download Telegram
خیلی دوست داشتم که به گونه‌ای تحسین‌برانگیز خبر بدهم اما درنهایت مجبورم توی این شرایط ابراز کنم که این جانب دیگر بچه مدرسه‌ای محسوب نمی‌شود و عملاً صبح یک مهر در خواب ناز به سر می‌برد.
باشد که دیگر هیچ‌وقت مسیرم به این تیمارستانِ گوه و زباله‌دان آموزشی‌اش کشیده نشود.
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌رَڪیذ ‌
باشد که دیگر هیچ‌وقت مسیرم به این تیمارستانِ گوه و زباله‌دان آموزشی‌اش کشیده نشود.
پرونده‌ی این دوازده سال رو هم لطفاً یک‌طوری دفن و خاک کنید که باستان‌شناس‌های هفتصد سال بعد هم نتونن پیداش کنن. اگر لازم شد بتن بریزید، آهک بریزید، روش برج بسازید، هر گوه لازم و غیرلازم رو که می‌شه بخورید؛ بخورید اما خواهشاً تا دوازده سال آینده اسم این گوه‌خونه رو جلوی من نیارید.
گل‌خونه‌یِ آقا.
این‌جانب و NO KIND OF RIDER.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چه آید به سرم باز بگویم: بگذرد
وای از این عمر که با "می‌گذرد" می‌گذرد
حافظ کجای کاری که فالت غلط درآمد
گفتی غمت سر آید عمرم به سر آمد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نسخه سه ساله‌‌ی من، نمی‌دونم چه تصوری از منِ هجده ساله داشتی؛ اما ما همه‌ی تلاشمون رو کردیم قربونت بشم. هرکاری از دستمون براومد، انجامش دادیم.
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌رَڪیذ ‌
نمی‌دونم نوجوانی رو چه طوری برای خودت تفسیر می‌کردی، ولی گذشت. هرطور که شده بود؛گذروندیمش.
آخه این بچه منم‌ها. دینایِ سه ساله. تازه یاد گرفته بودم حرف بزنم، یاد گرفته بودم شعر بخونم، آدم‌ها رو بشناسم، خوش‌بگذرونم. چیه واقعاً این زندگی که با یک چشم به هم زدن، خودت رو از سه سالگی توی هجده سالگی می‌بینی.
"از سوگی مغموم و بی‌نوا، واژه می‌تراشم و از واژه‌هایم، اندوه را."
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌رَڪیذ ‌
"از سوگی مغموم و بی‌نوا، واژه می‌تراشم و از واژه‌هایم، اندوه را."
یکی از شعرهای موردعلاقه‌ای که نوشتم و حال حاضر بیوگرافی اینستاگرامم هست. چه طور بگم، بهترین وصفِ خویشتن.
Forwarded from ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌رَڪیذ ‌ (ᅠ𝒲𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗌𝗐𝖺𝗇)
when you jim-in you cant jim-out♡