رَڪیذ
Chris Grey – ENEMIES
بوسه بر ذهنت کریس گری بابت خلقِ این شاهکار.
خیلی دوست داشتم که به گونهای تحسینبرانگیز خبر بدهم اما درنهایت مجبورم توی این شرایط ابراز کنم که این جانب دیگر بچه مدرسهای محسوب نمیشود و عملاً صبح یک مهر در خواب ناز به سر میبرد.
رَڪیذ
باشد که دیگر هیچوقت مسیرم به این تیمارستانِ گوه و زبالهدان آموزشیاش کشیده نشود.
پروندهی این دوازده سال رو هم لطفاً یکطوری دفن و خاک کنید که باستانشناسهای هفتصد سال بعد هم نتونن پیداش کنن. اگر لازم شد بتن بریزید، آهک بریزید، روش برج بسازید، هر گوه لازم و غیرلازم رو که میشه بخورید؛ بخورید اما خواهشاً تا دوازده سال آینده اسم این گوهخونه رو جلوی من نیارید.
رَڪیذ
Patrick Watson – Melody Noir
قرار و وقتگذرونی ایدهآل.
هر چه آید به سرم باز بگویم: بگذرد
وای از این عمر که با "میگذرد" میگذرد
حافظ کجای کاری که فالت غلط درآمد
گفتی غمت سر آید عمرم به سر آمد.
وای از این عمر که با "میگذرد" میگذرد
حافظ کجای کاری که فالت غلط درآمد
گفتی غمت سر آید عمرم به سر آمد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نسخه سه سالهی من، نمیدونم چه تصوری از منِ هجده ساله داشتی؛ اما ما همهی تلاشمون رو کردیم قربونت بشم. هرکاری از دستمون براومد، انجامش دادیم.
رَڪیذ
نسخه سه سالهی من، نمیدونم چه تصوری از منِ هجده ساله داشتی؛ اما ما همهی تلاشمون رو کردیم قربونت بشم. هرکاری از دستمون براومد، انجامش دادیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیدونم نوجوانی رو چه طوری برای خودت تفسیر میکردی، ولی گذشت. هرطور که شده بود؛گذروندیمش.
رَڪیذ
نمیدونم نوجوانی رو چه طوری برای خودت تفسیر میکردی، ولی گذشت. هرطور که شده بود؛گذروندیمش.
آخه این بچه منمها. دینایِ سه ساله. تازه یاد گرفته بودم حرف بزنم، یاد گرفته بودم شعر بخونم، آدمها رو بشناسم، خوشبگذرونم. چیه واقعاً این زندگی که با یک چشم به هم زدن، خودت رو از سه سالگی توی هجده سالگی میبینی.