این سکوت و بیمسئولیتی نسبت به وطن رو یادمون نمیره. جنوب ایران فقط یک جغرافیا یا اخبار و ابزارِ استفادهی رسانهای شما نیست؛ خانوادهاند، خونه دارند، فرزند دارند و همینطور مثل تک به تک ماها توی هرکجای دنیا چشم به انتظار یک آیندهی خوبن. اگر شما دنبال شهادت و رسیدن به خدا با شهادت هستی (که نهایت هم قعر جهنم قراره آتش بگیری) دلیل بر این نیست که نپذیری شرایط مثل قبل نیست و اسم "جنگ" رو با "لغو آتشبس" "تنشهای شدید توی جنوب کشور" بپوشونی. جنگ، جنگه. و ما یادمون نمیره، دقیقاً مثل تمام گذشتهیِ رقتباری که روی دوشهاتون سنگینی میکنه و بوی گند و فاحش خون و مرگ و فساد میده.
😭11
نمیدونم کی میبره امشب ولی اگه اسپانیاست، لئو مسی ما چهارسال پیش جام جهانیش رو برد. اگه ارژانتینه، اسپانیا همون تیمی هست که سختترین قرعه رو داشت و مدعی اول قهرمانی رو حذف کرد.
💋7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهترین و پرافتخارترین بازیکنِ تاریخ فوتبال، این اون چیزی هست که باهاش تو رو خطاب قرار میدم. چهار سال پیش، بالاخره چیزی رو که سالها دنبالش دویده بودی، به آغوش کشیدی. اون شب، باهات گریه کردیم، خندیدیم و بند بند وجودمون طعم خوشبختی رو چشید و امروز... دیگه این قصه به ته رسید. اما راستش دیگه چیزی برای ثابت کردن نداشتی. تو همه چیز رو از فوتبال گرفتی، لئو... همه چیز.
یه روز جام جهانی رو بالای سرت بردی، رویاهات رو زندگی کردی و کاری رو تموم کردی که سالها براش جنگیده بودی. امروز فقط وقتش رسیده بود که جام رو بسپری به نسل بعد. من بهش میگم، به پسرات.
امروز شاید باختی... اما مگه میشه اسمت کنار کلمهی "بازنده" بیاد؟
و بعضی خداحافظیها رو هیچوقت نمیشه براشون آماده بود و خداحافظی با تو، یکی از همونهاست.
ممنون لئو برای اینکه بهمون یاد دادی، بعضی وقتها قهرمان بودن، به برندهیِ مسابقه بودن ربطی نداره؛ به ردپاییه که برای همیشه توی قلب مردم میمونه. 🇦🇷🤍
یه روز جام جهانی رو بالای سرت بردی، رویاهات رو زندگی کردی و کاری رو تموم کردی که سالها براش جنگیده بودی. امروز فقط وقتش رسیده بود که جام رو بسپری به نسل بعد. من بهش میگم، به پسرات.
امروز شاید باختی... اما مگه میشه اسمت کنار کلمهی "بازنده" بیاد؟
و بعضی خداحافظیها رو هیچوقت نمیشه براشون آماده بود و خداحافظی با تو، یکی از همونهاست.
ممنون لئو برای اینکه بهمون یاد دادی، بعضی وقتها قهرمان بودن، به برندهیِ مسابقه بودن ربطی نداره؛ به ردپاییه که برای همیشه توی قلب مردم میمونه. 🇦🇷🤍
😭7💋1
رَڪیذ
بهترین و پرافتخارترین بازیکنِ تاریخ فوتبال، این اون چیزی هست که باهاش تو رو خطاب قرار میدم. چهار سال پیش، بالاخره چیزی رو که سالها دنبالش دویده بودی، به آغوش کشیدی. اون شب، باهات گریه کردیم، خندیدیم و بند بند وجودمون طعم خوشبختی رو چشید و امروز... دیگه این…
خداحافظ برای همیشه لئو مسیِ آرژانتینی... اگه این آخرین بازیت بود بدون که یه نسل، با رفتنت یک گوشه از وجودشون رو امشب توی اون زمین جا گذاشتند.
😭8💋1
زیستن توی این دنیا شبیه دست و پا زدن توی یک منجلابِ ژرف میمونه، بهمَثَل گرفتاری به محاکمهای که درش سراسر آشوب و سراسیمگی نهفتهست؛ اما با تمام بد بودنهاش، با تمام به مشابه لجن بودنهاش، به مثال باتلاق بودنهاش، هرگز همراه بیمعرفتی برای من شمرده نشده. هیچوقت نامرد و نارفیق انگاشته نشده. گرچه که در هدیه دادن اندوه و حزن، کم لطف نبود اما نفس کشیدن رو بزرگترین سهمِ من، از نگونبختیهاش دونست. دوست دارم اگر دنیای دیگهای هم بعد از مرگ وجود داره، باز هم انسان متولد شم. دوست دارم موجودی با دو دست و دوپا، با آگاهی محیطی و اراده، با یک عضو تپنده درون قفسه سینه؛ متولد شم. دوست دارم باز هم شاعر و نویسنده خطاب بشم. دوست دارم باز هم پیراهن آبی و اناری تن کنم و اون لوگویِ شاهکار رو بوسه بزنم. دوست دارم آدمهایی از اون سر دنیا رو لایق مهرورزی بدونم و هنرشون رو در حد توانم حمایت کنم. و هزاران هزار دوست داشتن دیگه که برای وصفشون، کلمات حتی لایق هم نیستند. اما با همهی اینها، با هربار دیدن آدمهای بیمهر به زیستن؛ اون منم که به وحشت میافتم.
💋4
رَڪیذ
زیستن توی این دنیا شبیه دست و پا زدن توی یک منجلابِ ژرف میمونه، بهمَثَل گرفتاری به محاکمهای که درش سراسر آشوب و سراسیمگی نهفتهست؛ اما با تمام بد بودنهاش، با تمام به مشابه لجن بودنهاش، به مثال باتلاق بودنهاش، هرگز همراه بیمعرفتی برای من شمرده نشده.…
به وحشت میافتم چون هرگز هیچ چیزی در من بیشتر از میل به زیستن و تجربه کردن وجود نداشته و توی دنیایی که آدم به آدم، خونه به خونه و نگاه به نگاه، از مرگ و ادامه ندادن رویاپردازی میکنند؛ امیدواریم به زندگی کردن، مثل کاری اشتباه و گناه میمونه. یک گناه نابخشودنی و انحراف پیدا کردن از مسیر.
رَڪیذ
Video
واقعاً میتونم بگم از امروز، انمیز تو لاورزِ موردعلاقهام.
براش یکجایی نوشتم:
به من قول بده هر وقت حس کردی خاکستریِ تنم نوازش میکنه تار و پود روحت رو؛ دل نبندی به نوایِ خاکستری بودن این دختری که منم. با تمام این که عاشقتم، عاشقت.
💋2
برای من خیلی اذیتکنندهست که هیچکس از یک نقاش انتظار نداره اولین نقاشیاش مثل اثر هنری بینقص باشه. هیچکس مطلقاً هیچکس از آدمی که به تازگی نواختن با گیتار رو آغاز کرده انتظار اجرای قطعهیِ دشوار نداره. اما دربارهی نویسندگی ما همیشه یک معضل داریم؛ همهی مردم انتظار دارند هرچیزی که مینویسند حتی برای اولین بار، یک شاهکارِ بدون نقص باشه.
شما اگر میخواید نویسندهی بهتری باشید باید آدمها رو ببیند؛ نه فقط اون چیزی رو که نشونتون میدن، بلکه چیزهایی رو که پنهان میکنن. چون شما نمیتونید شخصیت انسانیِ واقعی رو بنویسید، اگر انسانها رو فقط از روی رفتارهای ظاهریشون قضاوت کنید.
این به این معناست که باید بفهمید چرا یک نفر به دروغ گفتن وادار شده، چرا آدمی به خیانت روی آورده، چرا یکی به وقتِ دوست داشته شدن، فرار میکنه و چرا یک نفر ممکنه کاری رو انجام بده که با نهایت وجودش از انجام دادنش بیزاره.
و به نظرم برای همین هیچوقت برایِ من، نویسندگی فقط "استعدادِ نوشتن" نبوده. پشتش یک جور کنجکاوی بسیار عمیق نسبت به آدمها خوابیده. باید بتونی ساعتها به یک نفر نگاه کنی و با خودت بگی: "چه چیزی توی زندگیش باعث شده اینطوری بشه؟ الان واقعاً چه حسی داره؟ از چی میترسه؟ امروز چه قدر به خودش دروغ گفته؟"
برای من، نویسندگی از همینجا شروع شد. وقتی بچه بودم، همیشه توی ذهنم راجع به آدمها و دلایلشون کنجکاو بودم. اما خجالت میکشیدم که این کنجکاوی بخواد فضولی تلقی شه، برای همین روی آوردم به نوشتن. اون آدمها رو توی قصههام جا دادم و اجازه دادم عطشِ کنجکاویم، اونجا سیراب شه.. حتی اگر برآوُردم از دلایلشون، اشتباه بود.
و این پیشرفت خیلی بزرگی بود. چون من خیلی اوقات، آدمهایی رو درک میکنم که خودشون نتونستند به توانایی درستی از درکِ خودشون برسن.