‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌رَڪیذ ‌
250 subscribers
162 photos
63 videos
1 file
131 links
‌‌- به خود از اندوه آهسته آهسته سخن گفتن.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6682482562
Download Telegram
خدایا لطفاً یک مردِ نویسنده و شاعر رو توی مسیر زندگیِ من قرار بده.
یکبار قلبم رو به یک پریِ درمانگر دادم. به یک پری که قول داده بود اگر از این‌جا رفت، من رو هم با خودش ببره. قسم خورد، دستم رو فشرد و هفته بعدش من توی اتاقم زانویِ غم بغل کرده بودم درحالی که اون توی یک هویت جدید زندگی می‌کرد.
بعد گفتم اشتباه از پری‌هاست. دل رو باید به چیزهایِ بی‌جونی داد که یاد نگرفته باشند قول‌های نصفه نیمه مهمونت کنند و بعد پس بگیرند.
بعد من قلبم رو به یک پتویِ کهنه آبی رنگ دادم. به درخت شاتوت حیاط یتیم‌خونه دادم. به پنجره‌ای که عصرها نور نارنجی رنگ خورشید رو روی زمین می‌پاشید.
اما بعد پتو پاره شد. درخت شاتوت خشک شد. پنجره هم با پرده پوشیده شد.
بعد فهمیدم حتی اشیا هم ترکت می‌کنند؛ منتهی بی‌صداتر.
#Arcadia
حافظه یک موجود بی‌انصافه. گاهی برخی زخم‌ها رو قدری بزرگ می‌کنه که تمام آسمون‌ها رو دربر میگیره و گاهی اونقدر کوچیک که انگار هیچوقت، هیچ‌جایی اتفاق نیوفتادند و همه‌ی اون یک توهمِ تلخ بود.
منم برای همین می‌نویسم تا این صفحات بتونند دروغ‌هام رو لو بدن چون اگرچه حافظه موجود بی‌انصافیه اما خاطرات رو می‌شه صبور خطاب کرد.
خاطرات گاهی می‌تونند سال‌ها توی تنهایی جا خوش کنند و منتظر بمونند تا یک کلمه، یک بو، یک اسم، دوباره اون‌ها رو به مسیر برگردونه. و من باید احمق باشم که هربار خودم اون کسی هستم به سراغشون میره تا به گذشته اجازه‌ی دوباره بیدار شدن رو بدم.


#Arcadia
😭10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این خیلی قدیمی‌عه و جدید نیست. ولی الان دیدم نذاشتمش گفتم دیگه وقتشه..
💋19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این سکوت و بی‌مسئولیتی نسبت به وطن رو یادمون نمیره. جنوب ایران فقط یک جغرافیا یا اخبار و ابزارِ استفاده‌ی رسانه‌ای شما نیست؛ خانواده‌اند، خونه دارند، فرزند دارند و همینطور مثل تک به تک ماها توی هرکجای دنیا چشم به انتظار یک آینده‌ی خوبن. اگر شما دنبال شهادت و رسیدن به خدا با شهادت هستی (که نهایت هم قعر جهنم قراره آتش بگیری) دلیل بر این نیست که نپذیری شرایط مثل قبل نیست و اسم "جنگ" رو با "لغو آتش‌بس" "تنش‌های شدید توی جنوب کشور" بپوشونی. جنگ، جنگه. و ما یادمون نمیره، دقیقاً مثل تمام گذشته‌یِ رقت‌باری که روی دوش‌هاتون سنگینی می‌کنه و بوی گند و فاحش خون و مرگ و فساد میده.
😭11
نمیدونم کی می‌بره امشب ولی اگه اسپانیاست، لئو مسی ما چهارسال پیش جام جهانیش رو برد. اگه ارژانتینه، اسپانیا همون تیمی هست که سخت‌ترین قرعه رو داشت و مدعی اول قهرمانی رو حذف کرد.
💋7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهترین و پرافتخارترین بازیکنِ تاریخ فوتبال، این اون چیزی هست که باهاش تو رو خطاب قرار میدم. چهار سال پیش، بالاخره چیزی رو که سال‌ها دنبالش دویده بودی، به آغوش کشیدی. اون شب، باهات گریه کردیم، خندیدیم و بند بند وجودمون طعم خوشبختی رو چشید و امروز... دیگه این قصه به ته رسید. اما راستش دیگه چیزی برای ثابت کردن نداشتی. تو همه چیز رو از فوتبال گرفتی، لئو... همه چیز.
یه روز جام جهانی رو بالای سرت بردی، رویاهات رو زندگی کردی و کاری رو تموم کردی که سال‌ها براش جنگیده بودی. امروز فقط وقتش رسیده بود که جام رو بسپری به نسل بعد. من بهش می‌گم، به پسرات.
امروز شاید باختی... اما مگه می‌شه اسمت کنار کلمه‌ی "بازنده" بیاد؟
و بعضی خداحافظی‌ها رو هیچ‌وقت نمی‌شه براشون آماده بود و خداحافظی با تو، یکی از همون‌هاست.
ممنون لئو برای اینکه بهمون یاد دادی، بعضی وقت‌ها قهرمان بودن، به برنده‌یِ مسابقه بودن ربطی نداره؛ به ردپاییه که برای همیشه توی قلب مردم می‌مونه. 🇦🇷🤍
😭7💋1
AND CONGRATULATIONS BARCELONA FOR WINNING THE WORLD CUP.
😭3💋1
And writing is an intellect's way of bleeding.
زیستن توی این دنیا شبیه دست و پا زدن توی یک منجلابِ ژرف می‌مونه، به‌مَثَل گرفتاری به محاکمه‌ای که درش سراسر آشوب و سراسیمگی نهفته‌ست؛ اما با تمام بد بودن‌هاش، با تمام به مشابه لجن بودن‌هاش، به مثال باتلاق بودن‌هاش، هرگز همراه بی‌معرفتی برای من شمرده نشده. هیچوقت نامرد و نارفیق انگاشته نشده. گرچه که در هدیه دادن اندوه و حزن، کم لطف نبود اما نفس کشیدن رو بزرگ‌ترین سهمِ من، از نگون‌بختی‌هاش دونست. دوست دارم اگر دنیای دیگه‌ای هم بعد از مرگ وجود داره، باز هم انسان متولد شم. دوست دارم موجودی با دو دست و دوپا، با آگاهی محیطی و اراده، با یک عضو تپنده درون قفسه سینه؛ متولد شم. دوست دارم باز هم شاعر و نویسنده خطاب بشم. دوست دارم باز هم پیراهن آبی و اناری تن کنم و اون لوگویِ شاهکار رو بوسه بزنم. دوست دارم آدم‌هایی از اون سر دنیا رو لایق مهرورزی بدونم و هنرشون رو در حد توانم حمایت کنم. و هزاران هزار دوست داشتن دیگه که برای وصفشون، کلمات حتی لایق هم نیستند. اما با همه‌ی این‌ها، با هربار دیدن آدم‌های بی‌مهر به زیستن؛ اون منم که به وحشت می‌افتم.
💋4
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌رَڪیذ ‌
زیستن توی این دنیا شبیه دست و پا زدن توی یک منجلابِ ژرف می‌مونه، به‌مَثَل گرفتاری به محاکمه‌ای که درش سراسر آشوب و سراسیمگی نهفته‌ست؛ اما با تمام بد بودن‌هاش، با تمام به مشابه لجن بودن‌هاش، به مثال باتلاق بودن‌هاش، هرگز همراه بی‌معرفتی برای من شمرده نشده.…
به وحشت می‌افتم چون هرگز هیچ چیزی در من بیشتر از میل به زیستن و تجربه کردن وجود نداشته و توی دنیایی که آدم به آدم، خونه به خونه و نگاه به نگاه، از مرگ و ادامه ندادن رویاپردازی می‌کنند؛ امیدواریم به زندگی کردن، مثل کاری اشتباه و گناه می‌مونه. یک گناه نابخشودنی و انحراف پیدا کردن از مسیر.
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌رَڪیذ ‌
Video
واقعاً می‌تونم بگم از امروز، انمیز تو لاورزِ موردعلاقه‌ام.