در پاسخ به عدهای که معتقدند باید راه حل مشکلات اقتصاد ایران را در حوزۀ سیاست جستجو کرد باید ذکر کرد که مشکل اصلی اقتصاد و اجتماع ایران توسعهنیافتگی است. توسعه به مفهوم تحول فکر و ذهن جامعه، نخبگان و مردم متناسب با پیچیدگیهای دنیای کنونی و هدفگذاریهای مبتنی بر واقعیتهای جامعه و تن دادن به الزامات آن توسط حکومت و مردم برای دستیابی به جامعهای ثروتمند، دارای رفاه و آرامش و سعادت است. پس اگر توسعه پیدا نکردهایم همۀ زیر مجموعههای نظام اجتماعی مخصوصا نظام سیاسی، نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما نقش داشتهاند و نقش حکمرانی و سیاست و قدرت هم خیلی پررنگ است.
اما با رؤیا، حرف و وعده و وعید نمیتوان به توسعه رسید و اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی انجام داد و باید ازطریق اجرای برنامههای اقتصادی- اجتماعی معین از وضع موجود به توسعهیافتگی مطلوب برسیم.
از مقدمهٔ کتابِ «تاریخنگاری اقتصاد ایران طی شش دههٔ گذشته (۱۳۴۰-۱۴۰۰)»
عباس شاکری
در پاسخ به عدهای که معتقدند باید راه حل مشکلات اقتصاد ایران را در حوزۀ سیاست جستجو کرد باید ذکر کرد که مشکل اصلی اقتصاد و اجتماع ایران توسعهنیافتگی است. توسعه به مفهوم تحول فکر و ذهن جامعه، نخبگان و مردم متناسب با پیچیدگیهای دنیای کنونی و هدفگذاریهای مبتنی بر واقعیتهای جامعه و تن دادن به الزامات آن توسط حکومت و مردم برای دستیابی به جامعهای ثروتمند، دارای رفاه و آرامش و سعادت است. پس اگر توسعه پیدا نکردهایم همۀ زیر مجموعههای نظام اجتماعی مخصوصا نظام سیاسی، نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما نقش داشتهاند و نقش حکمرانی و سیاست و قدرت هم خیلی پررنگ است.
اما با رؤیا، حرف و وعده و وعید نمیتوان به توسعه رسید و اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی انجام داد و باید ازطریق اجرای برنامههای اقتصادی- اجتماعی معین از وضع موجود به توسعهیافتگی مطلوب برسیم.
از مقدمهٔ کتابِ «تاریخنگاری اقتصاد ایران طی شش دههٔ گذشته (۱۳۴۰-۱۴۰۰)»
عباس شاکری
❤6👍5👎4
من چه دینی دارم؟ میدانی چیست؟ همهجا از من میپرسند چه دینی دارم. بچه که بودم گاو میپرستیدم، اما حالا دوستی را میپرستم. میدانی چیست؟ عبادتهای خودم را هم دارم. همینطور که با تو حرف میزنم حس میکنم محبت دارد مثل بذری بینمان سبز میشود و من رشدش میدهم. الان احساس میکنم آدم اصیلی هستم. یک دوست بیشتر، یک دشمن کمتر! مگرنه؟ میدانی چیست؟ از آن مردی که سیگارم را روشن کرد و با او حرف زدم خوشم آمد. از انگلیسی فقط بله و نه را بلد بود: Yes و No، همین. ولی آدم باحالی بود. اینکه میدیدی دارد تلاش میکند با من خوشوبش کند و مهربانیاش را به من بفهماند باحال بود، آنهم فقط با جملههایی انگلیسی که تشکیل شده بود از بله و نه! اما او طوری این دو کلمه را ادا میکرد که هزار معنا به آن میداد. ناهار را با او خوردم. دعوتم کرد خانهاش.
دلت میخواهد نصیحتت کنم؟ هیچوقت دعوتی را رد نکن. شک نکن که دعوت هرکس را قبول کنی با او رفیق میشوی. میدانی چیست؟ تعداد آدمها در جهان بیشتر از تعداد دشمنیهاست.
از مجموعه داستانِ «یک جور اشتباه»
یوسف ادریس
ترجمهٔ سیدمحمدحسین میرفخرائی
من چه دینی دارم؟ میدانی چیست؟ همهجا از من میپرسند چه دینی دارم. بچه که بودم گاو میپرستیدم، اما حالا دوستی را میپرستم. میدانی چیست؟ عبادتهای خودم را هم دارم. همینطور که با تو حرف میزنم حس میکنم محبت دارد مثل بذری بینمان سبز میشود و من رشدش میدهم. الان احساس میکنم آدم اصیلی هستم. یک دوست بیشتر، یک دشمن کمتر! مگرنه؟ میدانی چیست؟ از آن مردی که سیگارم را روشن کرد و با او حرف زدم خوشم آمد. از انگلیسی فقط بله و نه را بلد بود: Yes و No، همین. ولی آدم باحالی بود. اینکه میدیدی دارد تلاش میکند با من خوشوبش کند و مهربانیاش را به من بفهماند باحال بود، آنهم فقط با جملههایی انگلیسی که تشکیل شده بود از بله و نه! اما او طوری این دو کلمه را ادا میکرد که هزار معنا به آن میداد. ناهار را با او خوردم. دعوتم کرد خانهاش.
دلت میخواهد نصیحتت کنم؟ هیچوقت دعوتی را رد نکن. شک نکن که دعوت هرکس را قبول کنی با او رفیق میشوی. میدانی چیست؟ تعداد آدمها در جهان بیشتر از تعداد دشمنیهاست.
از مجموعه داستانِ «یک جور اشتباه»
یوسف ادریس
ترجمهٔ سیدمحمدحسین میرفخرائی
❤15👎1
برترى جهانى فعلى امريكا هم زمانى افول خواهد كرد، حال سؤال كليدى اين است: چه چيزى جاى آن را خواهد گرفت؟ پايان نهايى هژمونى امريكا به معناى برقرارى دوبارهٔ نظام چندقطبى در ميان قدرتهاى شناختهشده نخواهد بود، قدرتهايى كه طى دو قرن گذشته بر روابط جهانى حاكم بودهاند. درعينحال، اين امر به يک هژمون غالب ديگر منجر نخواهد شد، هژمونى كه با ادعاى برترى مشابه در زمينههاى سياسى، نظامى، اقتصادى، تكنولوژيك و اجتماعى فرهنگى جاى امريكا را بگيرد. قدرتهاى شناختهشدهٔ قرن گذشته بسيار فرسودهتر يا ضعيفتر از آناند كه بتوانند نقش كنونى ايالات متحده را برعهده بگيرند. بايد توجه داشت كه از ۱۸۸۰ و در فواصل زمانى بيستساله در يک رتبهبندى مقايسهاى ميان قدرتهاى جهان (براساس مجموع قدرت اقتصادى، بودجه و امكانات نظامى، جمعيت و غيره)، تنها هفت كشور صاحب پنج رتبهٔ نخست بودهاند: ايالات متحده، بريتانيا، آلمان، فرانسه، روسيه، ژاپن و چين. اما تنها ايالات متحده توانسته است همواره و در هر يك از اين رتبهبندىها قاطعانه در ميان پنج كشور نخست قرار گيرد.
از کتابِ «انتخاب: سلطه یا رهبری»
زبیگنیو برژینسکی
ترجمهٔ امیرحسین نوروزی
برترى جهانى فعلى امريكا هم زمانى افول خواهد كرد، حال سؤال كليدى اين است: چه چيزى جاى آن را خواهد گرفت؟ پايان نهايى هژمونى امريكا به معناى برقرارى دوبارهٔ نظام چندقطبى در ميان قدرتهاى شناختهشده نخواهد بود، قدرتهايى كه طى دو قرن گذشته بر روابط جهانى حاكم بودهاند. درعينحال، اين امر به يک هژمون غالب ديگر منجر نخواهد شد، هژمونى كه با ادعاى برترى مشابه در زمينههاى سياسى، نظامى، اقتصادى، تكنولوژيك و اجتماعى فرهنگى جاى امريكا را بگيرد. قدرتهاى شناختهشدهٔ قرن گذشته بسيار فرسودهتر يا ضعيفتر از آناند كه بتوانند نقش كنونى ايالات متحده را برعهده بگيرند. بايد توجه داشت كه از ۱۸۸۰ و در فواصل زمانى بيستساله در يک رتبهبندى مقايسهاى ميان قدرتهاى جهان (براساس مجموع قدرت اقتصادى، بودجه و امكانات نظامى، جمعيت و غيره)، تنها هفت كشور صاحب پنج رتبهٔ نخست بودهاند: ايالات متحده، بريتانيا، آلمان، فرانسه، روسيه، ژاپن و چين. اما تنها ايالات متحده توانسته است همواره و در هر يك از اين رتبهبندىها قاطعانه در ميان پنج كشور نخست قرار گيرد.
از کتابِ «انتخاب: سلطه یا رهبری»
زبیگنیو برژینسکی
ترجمهٔ امیرحسین نوروزی
❤8🤣3🍌3🤪2👍1
Forwarded from نشر نی
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «کشف ایران»
نوشتهٔ علی میرسپاسی
با حضور:
کاوه بیات
محمدحسین خسروپناه (آنلاین)
علی میرسپاسی (آنلاین)
رامین کریمیان (مترجم کتاب)
زمان: دوشنبه ۲۳ تیر، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «کشف ایران»
نوشتهٔ علی میرسپاسی
با حضور:
کاوه بیات
محمدحسین خسروپناه (آنلاین)
علی میرسپاسی (آنلاین)
رامین کریمیان (مترجم کتاب)
زمان: دوشنبه ۲۳ تیر، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
❤1👎1
اهميتدادن به يک چيز از دو جهت اقتضا مىكند كه باورهاى خود را راجع به آن، از سَرِ وجدانْ برگرفته باشيم. اول بايسته است كه تکتکِ باورهاىِ خود را راجع به آن، از سَرِ وجدان پذيرفته باشيم و دوم بايسته است كه از سَرِ وجدان باورها را دربارهٔ آن چيز بهدست آوريم. اقتضاى اول بىشک قوىتر از اقتضاى دوم است؛ چراكه احتمالاً توان ما در اهميتدادن بيش از توانمان در بهدستآوردن باور است. البته اگر نتوانيم در يک زمينه باورهايى بهدست آوريم، آنگاه توانايىمان در اهمیتدادن محدود خواهد شد. براى نمونه، شايد سلامتى همه سيلزدگانِ يک كشور برايمان مهم باشد، اما از آنجا كه تعداد آنها بسيار زياد است بهدستآوردن باور دربارهٔ تعداد بسيار زيادى از آنها در توان هيچكس نيست. به گمان من همين واقعيت است كه توانايى ما را در اهمیتدادن به تکتکِ افراد سيلزده محدود مىكند. باورهايى كه ما معمولاً در باب مصيبتزدگان بهدست میآوريم درباره كُل گروه آنهاست، نه راجع به فردفرد آنها و چون جز اين كارى نمىتوان كرد پس به گمان من تنها مىتوانيم به آنها بهعنوان يک گروه از افراد اهميت دهيم. شايد به همين دليل باشد كه خبرنگاران حوادث مصيبتبار را با گذاشتنِ عكس برخى از مصيبتزدگان پاىِ خبرشان پوشش مىدهند. آنها با اين كار به ما كمک مىكنند تا به مصيبتديدگان، چونان افراد اهميت دهيم.
از کتابِ معرفتشناسی
لیندا زاگزبسکی
ترجمهٔ کاوه بهبهانی
اهميتدادن به يک چيز از دو جهت اقتضا مىكند كه باورهاى خود را راجع به آن، از سَرِ وجدانْ برگرفته باشيم. اول بايسته است كه تکتکِ باورهاىِ خود را راجع به آن، از سَرِ وجدان پذيرفته باشيم و دوم بايسته است كه از سَرِ وجدان باورها را دربارهٔ آن چيز بهدست آوريم. اقتضاى اول بىشک قوىتر از اقتضاى دوم است؛ چراكه احتمالاً توان ما در اهميتدادن بيش از توانمان در بهدستآوردن باور است. البته اگر نتوانيم در يک زمينه باورهايى بهدست آوريم، آنگاه توانايىمان در اهمیتدادن محدود خواهد شد. براى نمونه، شايد سلامتى همه سيلزدگانِ يک كشور برايمان مهم باشد، اما از آنجا كه تعداد آنها بسيار زياد است بهدستآوردن باور دربارهٔ تعداد بسيار زيادى از آنها در توان هيچكس نيست. به گمان من همين واقعيت است كه توانايى ما را در اهمیتدادن به تکتکِ افراد سيلزده محدود مىكند. باورهايى كه ما معمولاً در باب مصيبتزدگان بهدست میآوريم درباره كُل گروه آنهاست، نه راجع به فردفرد آنها و چون جز اين كارى نمىتوان كرد پس به گمان من تنها مىتوانيم به آنها بهعنوان يک گروه از افراد اهميت دهيم. شايد به همين دليل باشد كه خبرنگاران حوادث مصيبتبار را با گذاشتنِ عكس برخى از مصيبتزدگان پاىِ خبرشان پوشش مىدهند. آنها با اين كار به ما كمک مىكنند تا به مصيبتديدگان، چونان افراد اهميت دهيم.
از کتابِ معرفتشناسی
لیندا زاگزبسکی
ترجمهٔ کاوه بهبهانی
👍3❤1
منتشر شد
«در برابر وجدان خویش»
تاریخ پنهان چگونگی بهرهگیری از ایالات متحده در شکلگیری اسرائیل
آلیسون ویر
ترجمهٔ منصور آسیم
آلیسون ویر، در فوریهٔ سال ۲۰۰۱، خانهٔ خود در کالیفرنیا را ترک کرد و، به عنوان روزنامهنگاری مستقل، بهتنهایی به فلسطین و اسرائیل سفر کرد تا از نزدیک با درگیریهای خاورمیانه آشنا شود. مشاهدات خانم ویر بر او آشکار ساخت که مردم آمریکا اگرچه از مسیر اتفاقات خاورمیانه مطلع هستند، اما آشنایی اندکی با آن دارند. در عین حال مسیر این اتفاقات تا حد زیادی خلاف آن چیزی است که رسانههای آمریکایی گزارش میکنند.
ویر پس از درک این مشکل ریشهای و سیستماتیک، سازمانی تأسیس میکند که ادارهٔ آن بر عهدهٔ آمریکاییهایی است که، بدون هر گونه وابستگی شخصی یا خانوادگی به منطقه، موظفند با انجام تحقیقات و انتشار فعالانهٔ اطلاعات دقیقْ آگاهی عمومی را افزایش دهند.
او که اکنون مدیر اجرایی سازمان اگر آمریکاییها میدانستند و رئیس شورای منافع ملی است، به طرزی خستگیناپذیر به مطالعهٔ درگیریهای این منطقه، تاریخچهشان و ارتباط ایالات متحده با این تحولات مشغول است.
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«در برابر وجدان خویش»
تاریخ پنهان چگونگی بهرهگیری از ایالات متحده در شکلگیری اسرائیل
آلیسون ویر
ترجمهٔ منصور آسیم
آلیسون ویر، در فوریهٔ سال ۲۰۰۱، خانهٔ خود در کالیفرنیا را ترک کرد و، به عنوان روزنامهنگاری مستقل، بهتنهایی به فلسطین و اسرائیل سفر کرد تا از نزدیک با درگیریهای خاورمیانه آشنا شود. مشاهدات خانم ویر بر او آشکار ساخت که مردم آمریکا اگرچه از مسیر اتفاقات خاورمیانه مطلع هستند، اما آشنایی اندکی با آن دارند. در عین حال مسیر این اتفاقات تا حد زیادی خلاف آن چیزی است که رسانههای آمریکایی گزارش میکنند.
ویر پس از درک این مشکل ریشهای و سیستماتیک، سازمانی تأسیس میکند که ادارهٔ آن بر عهدهٔ آمریکاییهایی است که، بدون هر گونه وابستگی شخصی یا خانوادگی به منطقه، موظفند با انجام تحقیقات و انتشار فعالانهٔ اطلاعات دقیقْ آگاهی عمومی را افزایش دهند.
او که اکنون مدیر اجرایی سازمان اگر آمریکاییها میدانستند و رئیس شورای منافع ملی است، به طرزی خستگیناپذیر به مطالعهٔ درگیریهای این منطقه، تاریخچهشان و ارتباط ایالات متحده با این تحولات مشغول است.
▫️بخشی از کتاب
❤7👍1
Audio
فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «کشف ایران»
نوشتهٔ علی میرسپاسی
با حضور:
کاوه بیات
محمدحسین خسروپناه (آنلاین)
علی میرسپاسی (آنلاین)
رامین کریمیان (مترجم کتاب)
نوشتهٔ علی میرسپاسی
با حضور:
کاوه بیات
محمدحسین خسروپناه (آنلاین)
علی میرسپاسی (آنلاین)
رامین کریمیان (مترجم کتاب)
❤7👎2
منتشر شد
«دربارهٔ پیری»
مجموعه مقالات فلسفی
ترجمهٔ آرش نراقی
در روزگار ما، به یمن پیشرفتهای پزشکی، انسانهای بیشتری به دوران پیری میرسند. امروزه بهرغم آنکه جمعیت سالخوردگان بیش از هر دورهای در تاریخ بشر است، کمتر کسی دانش و مهارتهای لازم را برای این دوران از زندگی آموخته و اندوخته است. البته خردمندان از دیرباز دربارهٔ فضیلتها و ادبورزیهای پیری تأمل میکردهاند، اما در روزگار ماست که «تجربهٔ پیری» به «مسئلهٔ پیری» بدل شده است. نزد گذشتگان، گذر عمر به گردش فصول میمانْد: هر فصلی به نوبت درمیرسید و میگذشت. پیری خزان عمر بود، و در گذر طبیعیِ فصول جایی برای گلایه نبود. اما در روزگار مدرن، ایدهٔ «نظم طبیعی» و «هر چیز به جای خویش نیکوست» تا حدّ زیادی جای خود را به ایدهٔ نظم مهندسیشده بخشیده که سودای جاودانگی میپروراند و چهبسا به قوّت تکنولوژی دیر یا زود به آن تحقق ببخشد. از این منظر، پیری دیگر فصل ناگزیری در گذر عمر نیست، بلکه وضعیت ناهنجاری است که باید چاره شود...
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«دربارهٔ پیری»
مجموعه مقالات فلسفی
ترجمهٔ آرش نراقی
در روزگار ما، به یمن پیشرفتهای پزشکی، انسانهای بیشتری به دوران پیری میرسند. امروزه بهرغم آنکه جمعیت سالخوردگان بیش از هر دورهای در تاریخ بشر است، کمتر کسی دانش و مهارتهای لازم را برای این دوران از زندگی آموخته و اندوخته است. البته خردمندان از دیرباز دربارهٔ فضیلتها و ادبورزیهای پیری تأمل میکردهاند، اما در روزگار ماست که «تجربهٔ پیری» به «مسئلهٔ پیری» بدل شده است. نزد گذشتگان، گذر عمر به گردش فصول میمانْد: هر فصلی به نوبت درمیرسید و میگذشت. پیری خزان عمر بود، و در گذر طبیعیِ فصول جایی برای گلایه نبود. اما در روزگار مدرن، ایدهٔ «نظم طبیعی» و «هر چیز به جای خویش نیکوست» تا حدّ زیادی جای خود را به ایدهٔ نظم مهندسیشده بخشیده که سودای جاودانگی میپروراند و چهبسا به قوّت تکنولوژی دیر یا زود به آن تحقق ببخشد. از این منظر، پیری دیگر فصل ناگزیری در گذر عمر نیست، بلکه وضعیت ناهنجاری است که باید چاره شود...
▫️بخشی از کتاب
❤7👍2👏1
بلشویکها چنان حکومت میکردند که گویی با مردم خود سر جنگ دارند. ولی میتوان از این هم پا فراتر نهاد و گفت بلشویکها با طبیعت بشری در ستیز بودند. لنین به گورکی:
هر اندیشهٔ دینی، هر اندیشهٔ خدا... بیشرمی غیرقابل بیان... از خطرناکترین نوع، «بیماری واگیردار» از نوع بسیار نفرتانگیز است، میلیونها گناه، اعمال زشت، ضرب و شتم، و امراض جسمی... بهمراتب کمخطرترند تا اندیشهٔ هوشمندانهٔ روحانی خدا ملبس به زیرکانهترین پوشش «ایدئولوژیکی»...
از کتابِ «استالین مخوف»
مارتین ایمیس
ترجمهی حسن کامشاد
بلشویکها چنان حکومت میکردند که گویی با مردم خود سر جنگ دارند. ولی میتوان از این هم پا فراتر نهاد و گفت بلشویکها با طبیعت بشری در ستیز بودند. لنین به گورکی:
هر اندیشهٔ دینی، هر اندیشهٔ خدا... بیشرمی غیرقابل بیان... از خطرناکترین نوع، «بیماری واگیردار» از نوع بسیار نفرتانگیز است، میلیونها گناه، اعمال زشت، ضرب و شتم، و امراض جسمی... بهمراتب کمخطرترند تا اندیشهٔ هوشمندانهٔ روحانی خدا ملبس به زیرکانهترین پوشش «ایدئولوژیکی»...
از کتابِ «استالین مخوف»
مارتین ایمیس
ترجمهی حسن کامشاد
❤13👎8👍2💯1
منتشر شد
«خدا، مرگ و زمان»
گردآوری، پانوشتها و پیگفتار از ژاک رولان
امانوئل لویناس
ترجمهٔ احسان قاسمخانی
لویناس این درسگفتارها را طی سال تحصیلی ۱۹۷۶-۱۹۷۵ در دانشگاه سوربن ایراد کرد. این درسها شرح و تفسیرِ سه واژهاند: خدا، مرگ و زمان. شروع دورهها با دو واژهٔ مرگ و زمان است. برای نخستینبار، این دو مفهوم که در تمامی آثار لویناس حاضرند بهتفصیل روشن میشوند. همزمان لویناس، با وارونهسازی فلسفهٔ هایدگر، پژوهش خود را در باب کلمهٔ «خدا» پی میگیرد. از آنجا که فلسفه، از همان آغازش، خدا و هستی را با هم درآمیخته است، هستی نیست که فراموش شده، بلکه پیشاپیش خداست که به محاق رفته است. لذا وظیفهٔ اندیشه آزادسازی خدا از سلطهٔ متافیزیک است. نهایتاً، در این درسگفتارها سه مضمون اصلی تأملات لویناس روشن میشود و در کنار آنها از مفاهیم بنیادین دیگری نیز سخن به میان میآید: مسئولیت، غیر، دیگری، صبر، گفتن، گفته، تعالی، شهادت، قداست و غیره.
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«خدا، مرگ و زمان»
گردآوری، پانوشتها و پیگفتار از ژاک رولان
امانوئل لویناس
ترجمهٔ احسان قاسمخانی
لویناس این درسگفتارها را طی سال تحصیلی ۱۹۷۶-۱۹۷۵ در دانشگاه سوربن ایراد کرد. این درسها شرح و تفسیرِ سه واژهاند: خدا، مرگ و زمان. شروع دورهها با دو واژهٔ مرگ و زمان است. برای نخستینبار، این دو مفهوم که در تمامی آثار لویناس حاضرند بهتفصیل روشن میشوند. همزمان لویناس، با وارونهسازی فلسفهٔ هایدگر، پژوهش خود را در باب کلمهٔ «خدا» پی میگیرد. از آنجا که فلسفه، از همان آغازش، خدا و هستی را با هم درآمیخته است، هستی نیست که فراموش شده، بلکه پیشاپیش خداست که به محاق رفته است. لذا وظیفهٔ اندیشه آزادسازی خدا از سلطهٔ متافیزیک است. نهایتاً، در این درسگفتارها سه مضمون اصلی تأملات لویناس روشن میشود و در کنار آنها از مفاهیم بنیادین دیگری نیز سخن به میان میآید: مسئولیت، غیر، دیگری، صبر، گفتن، گفته، تعالی، شهادت، قداست و غیره.
▫️بخشی از کتاب
❤16👍1
كانت توانمندى انسان را از حيث رشد و بهبود خويش همچون روسو وجه امتياز او مىداند. نشان بارز پيشرفت انسان، عزتنفس عقلانى است نه رفاه محض: «به نظر نمىرسد كه توجه طبيعت مصروف اين باشد كه انسانها بايد به نحوى دلخواه زندگى كنند، بلكه هدف طبيعت اين است كه آدمى بايد رو به پيش رود و با رفتار و كردار خود شايستگى حيات و راحت را به دست آورد». معناى اين سخن آن است كه بايد حماقتها، خباثتها و تبهكارىهاى رفتار متمدنانه را - كه روسو را وادار ساخت با نگاهى حسرتبار به «جوانى گمشدهٔ جهان» بازپس نگرد - سببساز پيشرفت نوع بشر بدانيم. بهاينترتيب، نظر روسو دربارهٔ شرافت و عزتى كه مىتواند از دل اختلاف يا ناسازى سر برآورد، به دست كانت تغيير شكل يافت و به ستايش از خصومت اجتماعى بهعنوان شرط لازم رشد بيشتر استعدادهاى عقلانىِ فطرت انسانى بدل گشت.
از کتابِ «عقل مذكر»
ژنويو لويد
مردانگى و زنانگى در فلسفه غرب
ترجمهٔ محبوبه مهاجر
كانت توانمندى انسان را از حيث رشد و بهبود خويش همچون روسو وجه امتياز او مىداند. نشان بارز پيشرفت انسان، عزتنفس عقلانى است نه رفاه محض: «به نظر نمىرسد كه توجه طبيعت مصروف اين باشد كه انسانها بايد به نحوى دلخواه زندگى كنند، بلكه هدف طبيعت اين است كه آدمى بايد رو به پيش رود و با رفتار و كردار خود شايستگى حيات و راحت را به دست آورد». معناى اين سخن آن است كه بايد حماقتها، خباثتها و تبهكارىهاى رفتار متمدنانه را - كه روسو را وادار ساخت با نگاهى حسرتبار به «جوانى گمشدهٔ جهان» بازپس نگرد - سببساز پيشرفت نوع بشر بدانيم. بهاينترتيب، نظر روسو دربارهٔ شرافت و عزتى كه مىتواند از دل اختلاف يا ناسازى سر برآورد، به دست كانت تغيير شكل يافت و به ستايش از خصومت اجتماعى بهعنوان شرط لازم رشد بيشتر استعدادهاى عقلانىِ فطرت انسانى بدل گشت.
از کتابِ «عقل مذكر»
ژنويو لويد
مردانگى و زنانگى در فلسفه غرب
ترجمهٔ محبوبه مهاجر
👍8❤2
در جوانی خوب میبینیم، خوب میشنویم، خوب مزه میکنیم، و مهمتر از همه شورمندانه به سوی دیگری رانده میشویم، یعنی عشق میورزیم، با تن میآمیزیم، فرزند میآوریم، و با هزار رشتۀ آشکار و پنهان در متنِ «جهان واقعی» تنیده میشویم و در آن خوش مینشینیم. اما با فرارسیدن پیری پنجرههای ما به روی جهان مات میشود: بینایی و شنوایی تحلیل میرود، نوبت عاشقی سرمیآید، عزیزان یک به یک میروند یا به خاطره بدل میشوند، و دیگر کمتر رشتهای وجود سالخوردۀ ما را به جهان پیوند میبخشد، و این گسستگی تقرّر ما را در متن هستی لرزان میکند. در اینجاست که فرد سالخورده رفتهرفته از جهان صلب بیرون فاصله میگیرد و به جهان لغزندۀ درون، خصوصاً به دل دنیای خاطرات، میخزد. گویی تنها دستاویزش هویتی است که در حافظه بر جا مانده است. به این ترتیب، جهان صلبِ واقعیتهای ملموس رفتهرفته به جهانی لغزنده و گریزپا از جنس رؤیا و خاطره بدل میشود. تغییر جهان در اینجا گویی ناشی از تغییر موقف وجودی فرد در تماس با عدم است: عقب کشیدن ناگهانی اسب وجود است در رویارویی با شبح مرگ.
از کتابِ «دربارهٔ پیری»
مجموعه مقالات فلسفی
ترجمهٔ آرش نراقی
در جوانی خوب میبینیم، خوب میشنویم، خوب مزه میکنیم، و مهمتر از همه شورمندانه به سوی دیگری رانده میشویم، یعنی عشق میورزیم، با تن میآمیزیم، فرزند میآوریم، و با هزار رشتۀ آشکار و پنهان در متنِ «جهان واقعی» تنیده میشویم و در آن خوش مینشینیم. اما با فرارسیدن پیری پنجرههای ما به روی جهان مات میشود: بینایی و شنوایی تحلیل میرود، نوبت عاشقی سرمیآید، عزیزان یک به یک میروند یا به خاطره بدل میشوند، و دیگر کمتر رشتهای وجود سالخوردۀ ما را به جهان پیوند میبخشد، و این گسستگی تقرّر ما را در متن هستی لرزان میکند. در اینجاست که فرد سالخورده رفتهرفته از جهان صلب بیرون فاصله میگیرد و به جهان لغزندۀ درون، خصوصاً به دل دنیای خاطرات، میخزد. گویی تنها دستاویزش هویتی است که در حافظه بر جا مانده است. به این ترتیب، جهان صلبِ واقعیتهای ملموس رفتهرفته به جهانی لغزنده و گریزپا از جنس رؤیا و خاطره بدل میشود. تغییر جهان در اینجا گویی ناشی از تغییر موقف وجودی فرد در تماس با عدم است: عقب کشیدن ناگهانی اسب وجود است در رویارویی با شبح مرگ.
از کتابِ «دربارهٔ پیری»
مجموعه مقالات فلسفی
ترجمهٔ آرش نراقی
❤16😢6👍5
دورهمی تئاتر
نمایشنامهخوانی در کتابفروشی نشر نی
«آخرین روزهای کانت»
نوشتهٔ آلفونسو ساستره
ترجمهٔ مزدک صدر
از مجموعهٔ جهان نمایش
کارگردان: محمد پویا
نقشخوانها: محمد پویا، مزدک صدر، شبنم موتابی، مصطفی صالح وزیری
زمان: سهشنبه ۳۱ تیر، ساعت ۱۹
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ اول.
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
دورهمی تئاتر
نمایشنامهخوانی در کتابفروشی نشر نی
«آخرین روزهای کانت»
نوشتهٔ آلفونسو ساستره
ترجمهٔ مزدک صدر
از مجموعهٔ جهان نمایش
کارگردان: محمد پویا
نقشخوانها: محمد پویا، مزدک صدر، شبنم موتابی، مصطفی صالح وزیری
زمان: سهشنبه ۳۱ تیر، ساعت ۱۹
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ اول.
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
❤8
در گذار به حکومت مردمسالارانه، این مسئله مطرح است که آیا تشکلهای اجتماعیِ لازم برای حمایت از اقتدار و آزادی وجود دارد یا خیر. هرگاه مردمسالاری بدون حفاظت کافی از اقتدار توسعه یابد، حاکمیت جدید بهطور عریان در معرض جنبشهای تودهای قرار میگیرد که آن را نابود میکنند. همچنین، هرگاه مردمسالاری بدون حفاظت کافی از آزادی توسعه یابد، افراد بدون حفاظ در برابر نخبگان تودهای قرار میگیرند که بر افراد سلطه مییابند. اگر فرایندهای مردمسالارانه با اقتدار پایدار و محدود همراه نباشد، این فرایندها به ظهور جنبشهای تودهای کمک میکند که آزادی و خود مردمسالاری را نابود میکند.
از کتابِ «سیاست در جامعۀ تودهای»
ویلیام کورنهاوزر
ترجمهٔ وحید بزرگی
در گذار به حکومت مردمسالارانه، این مسئله مطرح است که آیا تشکلهای اجتماعیِ لازم برای حمایت از اقتدار و آزادی وجود دارد یا خیر. هرگاه مردمسالاری بدون حفاظت کافی از اقتدار توسعه یابد، حاکمیت جدید بهطور عریان در معرض جنبشهای تودهای قرار میگیرد که آن را نابود میکنند. همچنین، هرگاه مردمسالاری بدون حفاظت کافی از آزادی توسعه یابد، افراد بدون حفاظ در برابر نخبگان تودهای قرار میگیرند که بر افراد سلطه مییابند. اگر فرایندهای مردمسالارانه با اقتدار پایدار و محدود همراه نباشد، این فرایندها به ظهور جنبشهای تودهای کمک میکند که آزادی و خود مردمسالاری را نابود میکند.
از کتابِ «سیاست در جامعۀ تودهای»
ویلیام کورنهاوزر
ترجمهٔ وحید بزرگی
👍15
در دست انتشار
«وانیا و مرغ دریایی»
سایمون استیونز
ترجمهٔ حمید دشتی
نمایشنامه؛ از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۶)
دایی ایوان، داییِ قشنگم، هر چیزی یه طبیعتی داره و طبیعت ما هم اینه که تلاش کنیم و هیچوقت دست از تلاش برنداریم. تازه اون موقع، تو اون دقایق آخر، میفهمیم که زندگیمون زیبا و باشکوهه و قلبمون آکنده میشه. بعد به گذشته، به روزهای ناخوش الانمون، نگاه میکنیم، و اونوقت لبخند میزنیم و میخندیم. من واقعاً به همچین چیزی باور دارم، دایی. با تمام وجودم باور دارم.
(از متن نمایشنامه)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن.
در دست انتشار
«وانیا و مرغ دریایی»
سایمون استیونز
ترجمهٔ حمید دشتی
نمایشنامه؛ از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۶)
دایی ایوان، داییِ قشنگم، هر چیزی یه طبیعتی داره و طبیعت ما هم اینه که تلاش کنیم و هیچوقت دست از تلاش برنداریم. تازه اون موقع، تو اون دقایق آخر، میفهمیم که زندگیمون زیبا و باشکوهه و قلبمون آکنده میشه. بعد به گذشته، به روزهای ناخوش الانمون، نگاه میکنیم، و اونوقت لبخند میزنیم و میخندیم. من واقعاً به همچین چیزی باور دارم، دایی. با تمام وجودم باور دارم.
(از متن نمایشنامه)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن.
❤4
از مرگ چه میدانیم؟ مرگ چیست؟ طبق تجربه، مرگ توقف رفتارهاست، توقف حرکات بیانگر و حرکات یا فرایندهای فیزیولوژیکیای که با حرکات بیانگر احاطه و در آنها پنهان شدهاند ــ تمامی این رویدادها، برسازندۀ «چیز»ی است که خود را آشکار میکند یا کسی که خود را آشکار میکند، یا حتی بهتر از خود را آشکار کردن: خود را بیان میکند. این بیانگری فراتر از آشکارگی و فراتر از تجلی است.
بیماری پیشاپیش در حکم شکافی میان این حرکات بیانگر و حرکات و تحولات بیولوژیک است؛ پیشاپیش مطالبهای است برای دارو و درمان. زندگیِ انسانی پوشیدگیِ حرکات و تحولات فیزیولوژیکی است: محجوبیت است. زندگی انسان نوعی «نهان کردن» است، نوعی «پوشاندن» است که همزمان عریان کردن نیز هست، چرا که نوعی «متحد شدن» است. (درجهبندی مؤکدی میان آشکار کردن، پوشاندن و متحد شدن وجود دارد.) مرگ شکافی درمانناپذیر است: حرکات و تحولات بیولوژیک تمامی اتکایشان به دلالت و بیانگری را از دست میدهند. مرگ تجزیه است؛ مرگ امر بی ـ پاسخ است.
از کتابِ «خدا، مرگ و زمان»
گردآوری، پانوشتها و پیگفتار از ژاک رولان
امانوئل لویناس
ترجمهٔ احسان قاسمخانی
از مرگ چه میدانیم؟ مرگ چیست؟ طبق تجربه، مرگ توقف رفتارهاست، توقف حرکات بیانگر و حرکات یا فرایندهای فیزیولوژیکیای که با حرکات بیانگر احاطه و در آنها پنهان شدهاند ــ تمامی این رویدادها، برسازندۀ «چیز»ی است که خود را آشکار میکند یا کسی که خود را آشکار میکند، یا حتی بهتر از خود را آشکار کردن: خود را بیان میکند. این بیانگری فراتر از آشکارگی و فراتر از تجلی است.
بیماری پیشاپیش در حکم شکافی میان این حرکات بیانگر و حرکات و تحولات بیولوژیک است؛ پیشاپیش مطالبهای است برای دارو و درمان. زندگیِ انسانی پوشیدگیِ حرکات و تحولات فیزیولوژیکی است: محجوبیت است. زندگی انسان نوعی «نهان کردن» است، نوعی «پوشاندن» است که همزمان عریان کردن نیز هست، چرا که نوعی «متحد شدن» است. (درجهبندی مؤکدی میان آشکار کردن، پوشاندن و متحد شدن وجود دارد.) مرگ شکافی درمانناپذیر است: حرکات و تحولات بیولوژیک تمامی اتکایشان به دلالت و بیانگری را از دست میدهند. مرگ تجزیه است؛ مرگ امر بی ـ پاسخ است.
از کتابِ «خدا، مرگ و زمان»
گردآوری، پانوشتها و پیگفتار از ژاک رولان
امانوئل لویناس
ترجمهٔ احسان قاسمخانی
❤10
چاپ ششم منتشر شد
«پدیدارشناسی روح»
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی، محمدمهدی اردبیلی
پدیدارشناسیِ روح دانشِ پدیدارشونده را عرضه میکند و میبایست جایگزینِ تبیینهای روانشناسانه یا همچنین مباحث انتزاعیتر دربارهی بنیانگذاریِ دانش شود. این اثر تمهید برای علم را از نظرگاهي موردِ ملاحظه قرار میدهد که بهوسیلهی آنْ این تمهیدْ نوعی فلسفهی تازه، جالبِ توجه و نخستین علمِ فلسفه است. این اثر قالبهای مختلفِ روح را در مقام منزلگاههای یک راه دربرمیگیرد، راهي که از طریقِ آنْ این روح به دانشِ محض یا روحِ مطلق بدل میشود. از این رو، در بخشبندیهای اصلیِ این علم، بخشهایي که دوباره به چندین بخش تقسیم میشوند، آگاهی، خودآگاهی، عقلِ مشاهدهگر و کنشگر، خودِ روح، بهمنزلهی روحِ اخلاقی عرفی، فرهیخته و اخلاقی، و نهایتاً بهمنزلهی روحِ دینی در صورِ مختلفاش، موردِ ملاحظه قرار میگیرند...
برگرفته از آگهی پدیدارشناسیِ روح،
احتمالاً به قلمِ هگل، منتشرشده در روزنامهی بامبرگ، ۲۸ ژوئن ۱۸۰۷.
چاپ ششم منتشر شد
«پدیدارشناسی روح»
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی، محمدمهدی اردبیلی
پدیدارشناسیِ روح دانشِ پدیدارشونده را عرضه میکند و میبایست جایگزینِ تبیینهای روانشناسانه یا همچنین مباحث انتزاعیتر دربارهی بنیانگذاریِ دانش شود. این اثر تمهید برای علم را از نظرگاهي موردِ ملاحظه قرار میدهد که بهوسیلهی آنْ این تمهیدْ نوعی فلسفهی تازه، جالبِ توجه و نخستین علمِ فلسفه است. این اثر قالبهای مختلفِ روح را در مقام منزلگاههای یک راه دربرمیگیرد، راهي که از طریقِ آنْ این روح به دانشِ محض یا روحِ مطلق بدل میشود. از این رو، در بخشبندیهای اصلیِ این علم، بخشهایي که دوباره به چندین بخش تقسیم میشوند، آگاهی، خودآگاهی، عقلِ مشاهدهگر و کنشگر، خودِ روح، بهمنزلهی روحِ اخلاقی عرفی، فرهیخته و اخلاقی، و نهایتاً بهمنزلهی روحِ دینی در صورِ مختلفاش، موردِ ملاحظه قرار میگیرند...
برگرفته از آگهی پدیدارشناسیِ روح،
احتمالاً به قلمِ هگل، منتشرشده در روزنامهی بامبرگ، ۲۸ ژوئن ۱۸۰۷.
❤19👍5❤🔥1
دورهمی تئاتر
نمایشنامهخوانی در کتابفروشی نشر نی
«آخرین روزهای کانت»
نوشتهٔ آلفونسو ساستره
ترجمهٔ مزدک صدر
ااز مجموعهٔ جهان نمایش
کارگردان: محمد پویا
نقشخوانها: محمد پویا، مزدک صدر، شبنم موتابی، مصطفی صالح وزیری
زمان: سهشنبه ۳۱ تیر، ساعت ۱۹
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم.
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
دورهمی تئاتر
نمایشنامهخوانی در کتابفروشی نشر نی
«آخرین روزهای کانت»
نوشتهٔ آلفونسو ساستره
ترجمهٔ مزدک صدر
ااز مجموعهٔ جهان نمایش
کارگردان: محمد پویا
نقشخوانها: محمد پویا، مزدک صدر، شبنم موتابی، مصطفی صالح وزیری
زمان: سهشنبه ۳۱ تیر، ساعت ۱۹
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم.
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
👍2
پس، يوغ ناگزير را گردن نهاد
و هم در آن دم
بادى سياه در اندرونش وزيدن گرفت
و انديشهاى ناپاک و تيرهگون در او راه يافت
بىباک و استوار از جاى برخاست.
كه آدمى از ناديدن دلير مىشود
و تن به فرمان شر مىسپارد كه بار و برى جز اندوه ندارد.
بارى، چنين بود كه آن پادشاه تيغ بر فرزند خود كشيد
تا كشتىهاى طوفانزده را زى جنگ گسيل دارد.
و زنى از شوى گريخته را بازگرداند.
دخترک فرياد برآورد: «پدر!»
ليک آنان، آن جنگسالاران
فرياد دخترى نوشكفته نشنيدند.
از مجموعه آثار آیسخولوس؛ نمایشنامهٔ آگاممنون؛ ترجمهٔ عبدالله کوثری.
پس، يوغ ناگزير را گردن نهاد
و هم در آن دم
بادى سياه در اندرونش وزيدن گرفت
و انديشهاى ناپاک و تيرهگون در او راه يافت
بىباک و استوار از جاى برخاست.
كه آدمى از ناديدن دلير مىشود
و تن به فرمان شر مىسپارد كه بار و برى جز اندوه ندارد.
بارى، چنين بود كه آن پادشاه تيغ بر فرزند خود كشيد
تا كشتىهاى طوفانزده را زى جنگ گسيل دارد.
و زنى از شوى گريخته را بازگرداند.
دخترک فرياد برآورد: «پدر!»
ليک آنان، آن جنگسالاران
فرياد دخترى نوشكفته نشنيدند.
از مجموعه آثار آیسخولوس؛ نمایشنامهٔ آگاممنون؛ ترجمهٔ عبدالله کوثری.
❤17
ابتداییترین سطح مبادلهٔ نمادین همان است که به «تعارف توخالی» موسوم است، و آن پیشکشی است به این مقصود که طرف مقابل آن را نپذیرد. در نمایشنامهٔ یازاگرِ برشت، از پسربچهای خواسته میشود که به میل و ارادهٔ خود تن به چیزی بدهد که در هر حالت سرنوشت مقدّر اوست، یعنی رضایت دهد که او را به درهای پرتاب کنند. آموزگار او برایش توضیح میدهد که مطابق رسم باید از قربانی پرسیده شود آیا با این سرنوشت موافقت دارد یا نه، اما درعینحال قربانی هم مطابق مرسوم باید جواب مثبت بدهد. تعلق به یک جامعه متضمن نقطهٔ پارادوکسی / خارقهآسایی است که در آنجا به هر کدام از ما دستور داده میشود که آزادانه و از روی اختیار خود، چیزی را بپذیریم که بههرحال به ما تحمیل میشود (ما باید میهنمان، والدینمان، مذهبمان را دوست بداریم). این خارقهٔ خواستن (انتخاب آزادانهٔ) چیزی که بههرحال اجباری است، یعنی خارقهٔ تظاهر (حفظ ظاهر) به اینکه انتخاب مختاری در کار است و حال آنکه عملاً چنین نیست، دقیقاً مترادف و همبستهٔ مفهوم یک تعارف نمادین توخالی است؛ تعارفی ــ پیشکشی ــ که مقصود از آن نپذیرفتنش است.
از کتاب چگونه لاکان بخوانیم
اسلاوی ژیژک
ترجمهٔ علی بهروزی
از کتاب چگونه لاکان بخوانیم
اسلاوی ژیژک
ترجمهٔ علی بهروزی
❤10👍4👎2
صهیونیستها، از همان شروع نهضت خود، بر این باور بودند که اگر بخواهند به هدفشان در تأسیس کشور یهودی در سرزمینی که ساکنانش غیریهودی هستند برسند، باید پشتیبانی یکی از «قدرتهای بزرگ جهانی» را داشته باشند. آنها ابتدا به سراغ امپراتوری عثمانی که فلسطین را تحت کنترل خود داشت رفتند که با درخواست آنها مخالفت شد. سپس به بریتانیا رو آوردند که درابتدا استقبال چندانی از آنان نشد... با این حال، با کشیده شدن بریتانیا به ورطۀ جنگ جهانی اول، به ویژه سال مصیبتبار ۱۹۱۶ برای متفقین که طی آن تنها در یک روز بیش از شصت هزار بریتانیایی کشته و زخمی شدند، صهیونیستها برگ برندۀ خود را رو کردند. رهبران صهیونیست، که پیش از این دستاویزشان توجیهات مذهبی و آرمانگرایانه بود، هماینک میتوانستند یک مشوق اثربخش به کارزار خود اضافه کنند: آنها به دولت بریتانیا اعلام کردند که اگر بریتانیا قول دهد در آینده از ایجاد یک سرپناه یهودی در خاک فلسطین حمایت کند، آنها به ایالات متحده فشار خواهند آورد تا در حمایت از بریتانیا وارد جنگ شود.
از کتابِ «در برابر وجدان خویش»
آلیسون ویر
ترجمهٔ منصور آسیم
صهیونیستها، از همان شروع نهضت خود، بر این باور بودند که اگر بخواهند به هدفشان در تأسیس کشور یهودی در سرزمینی که ساکنانش غیریهودی هستند برسند، باید پشتیبانی یکی از «قدرتهای بزرگ جهانی» را داشته باشند. آنها ابتدا به سراغ امپراتوری عثمانی که فلسطین را تحت کنترل خود داشت رفتند که با درخواست آنها مخالفت شد. سپس به بریتانیا رو آوردند که درابتدا استقبال چندانی از آنان نشد... با این حال، با کشیده شدن بریتانیا به ورطۀ جنگ جهانی اول، به ویژه سال مصیبتبار ۱۹۱۶ برای متفقین که طی آن تنها در یک روز بیش از شصت هزار بریتانیایی کشته و زخمی شدند، صهیونیستها برگ برندۀ خود را رو کردند. رهبران صهیونیست، که پیش از این دستاویزشان توجیهات مذهبی و آرمانگرایانه بود، هماینک میتوانستند یک مشوق اثربخش به کارزار خود اضافه کنند: آنها به دولت بریتانیا اعلام کردند که اگر بریتانیا قول دهد در آینده از ایجاد یک سرپناه یهودی در خاک فلسطین حمایت کند، آنها به ایالات متحده فشار خواهند آورد تا در حمایت از بریتانیا وارد جنگ شود.
از کتابِ «در برابر وجدان خویش»
آلیسون ویر
ترجمهٔ منصور آسیم
❤14👎7🤔3👍1😢1