در دست انتشار
«دربارهٔ پیری»
مجموعه مقالات فلسفی
ترجمهٔ آرش نراقی
در روزگار ما، به یمن پیشرفتهای پزشکی، انسانهای بیشتری به دوران پیری میرسند. امروزه بهرغم آنکه جمعیت سالخوردگان بیش از هر دورهای در تاریخ بشر است، کمتر کسی دانش و مهارتهای لازم را برای این دوران از زندگی آموخته و اندوخته است. البته خردمندان از دیرباز دربارهٔ فضیلتها و ادبورزیهای پیری تأمل میکردهاند، اما در روزگار ماست که «تجربهٔ پیری» به «مسئلهٔ پیری» بدل شده است. نزد گذشتگان، گذر عمر به گردش فصول میمانْد: هر فصلی به نوبت درمیرسید و میگذشت. پیری خزان عمر بود، و در گذر طبیعیِ فصول جایی برای گلایه نبود. اما در روزگار مدرن، ایدهٔ «نظم طبیعی» و «هر چیز به جای خویش نیکوست» تا حدّ زیادی جای خود را به ایدهٔ نظم مهندسیشده بخشیده که سودای جاودانگی میپروراند و چهبسا به قوّت تکنولوژی دیر یا زود به آن تحقق ببخشد. از این منظر، پیری دیگر فصل ناگزیری در گذر عمر نیست، بلکه وضعیت ناهنجاری است که باید چاره شود: بسیاری از عوارض آن بهمدد علم پزشکی و ژنتیک کمابیش چارهپذیر است، و چهبسا در آیندهای نهچندان دور بتوان یکسره از شرّ آن گریخت...
«دربارهٔ پیری»
مجموعه مقالات فلسفی
ترجمهٔ آرش نراقی
در روزگار ما، به یمن پیشرفتهای پزشکی، انسانهای بیشتری به دوران پیری میرسند. امروزه بهرغم آنکه جمعیت سالخوردگان بیش از هر دورهای در تاریخ بشر است، کمتر کسی دانش و مهارتهای لازم را برای این دوران از زندگی آموخته و اندوخته است. البته خردمندان از دیرباز دربارهٔ فضیلتها و ادبورزیهای پیری تأمل میکردهاند، اما در روزگار ماست که «تجربهٔ پیری» به «مسئلهٔ پیری» بدل شده است. نزد گذشتگان، گذر عمر به گردش فصول میمانْد: هر فصلی به نوبت درمیرسید و میگذشت. پیری خزان عمر بود، و در گذر طبیعیِ فصول جایی برای گلایه نبود. اما در روزگار مدرن، ایدهٔ «نظم طبیعی» و «هر چیز به جای خویش نیکوست» تا حدّ زیادی جای خود را به ایدهٔ نظم مهندسیشده بخشیده که سودای جاودانگی میپروراند و چهبسا به قوّت تکنولوژی دیر یا زود به آن تحقق ببخشد. از این منظر، پیری دیگر فصل ناگزیری در گذر عمر نیست، بلکه وضعیت ناهنجاری است که باید چاره شود: بسیاری از عوارض آن بهمدد علم پزشکی و ژنتیک کمابیش چارهپذیر است، و چهبسا در آیندهای نهچندان دور بتوان یکسره از شرّ آن گریخت...
❤7
در دست انتشار
«جامعهشناسانه اندیشیدن»
زیگمونت باومن و تیم می
ترجمهٔ فرهنگ ارشاد
جامعهشناسانه اندیشیدن آخرین اثر زیگمونت باومن (۲۰۱۷-۱۹۲۵)، نظریهپرداز و جامعهشناس برجستهٔ لهستانیالاصل، است. آخرین ویراست این اثر پس از درگذشت باومن و با همکاری تیم مِی منتشر شده که ترجمهٔ حاضر از همین نسخه انجام شده است.
باومن و مِی در این اثر سعی میکنند مسائل اجتماعی را در چارچوب آخرین تحولات مفهومی آن بحث کنند. اینگونه است که جهانیشدن، تغییرات اقلیمی، تابآوری و دگرگونیهای ناشی از پیشرفتهای پُرشتابِ فنّاوریهای نوین در کنار مسائل و مفاهیم کلاسیک جامعهشناختی مانند نابرابری، عدالت اجتماعی و دربرگیری نشانده میشوند تا منظومهٔ جدیدی پی افکنده شود. کتاب حاضر مسیری بدیع و جذاب در تأمل بر این مسائل و تحولات پیچیدهٔ آنها میگشاید.
بنابراین، همانگونه که نویسندگان اشاره میکنند: جامعهشناسانه اندیشیدن ما را در فهم یکدیگر و خودمان یاری میدهد و تبیینهای ارزشمندی دربارهٔ پویاییهای جوامع و مناسبات اجتماعی فراهم میآورد.
در دست انتشار
«جامعهشناسانه اندیشیدن»
زیگمونت باومن و تیم می
ترجمهٔ فرهنگ ارشاد
جامعهشناسانه اندیشیدن آخرین اثر زیگمونت باومن (۲۰۱۷-۱۹۲۵)، نظریهپرداز و جامعهشناس برجستهٔ لهستانیالاصل، است. آخرین ویراست این اثر پس از درگذشت باومن و با همکاری تیم مِی منتشر شده که ترجمهٔ حاضر از همین نسخه انجام شده است.
باومن و مِی در این اثر سعی میکنند مسائل اجتماعی را در چارچوب آخرین تحولات مفهومی آن بحث کنند. اینگونه است که جهانیشدن، تغییرات اقلیمی، تابآوری و دگرگونیهای ناشی از پیشرفتهای پُرشتابِ فنّاوریهای نوین در کنار مسائل و مفاهیم کلاسیک جامعهشناختی مانند نابرابری، عدالت اجتماعی و دربرگیری نشانده میشوند تا منظومهٔ جدیدی پی افکنده شود. کتاب حاضر مسیری بدیع و جذاب در تأمل بر این مسائل و تحولات پیچیدهٔ آنها میگشاید.
بنابراین، همانگونه که نویسندگان اشاره میکنند: جامعهشناسانه اندیشیدن ما را در فهم یکدیگر و خودمان یاری میدهد و تبیینهای ارزشمندی دربارهٔ پویاییهای جوامع و مناسبات اجتماعی فراهم میآورد.
❤13👏4
در دست انتشار
«آموزهٔ مصونیت دولتها در حقوق بینالملل»
جمهوری اسلامی ایران در دادگاههای داخلی غربی
اسدالله نوری
آموزهٔ مصونیت دولتها (The Doctorine of State Immunity) از پایههای دیرین حقوق بینالملل عمومی است، اما با دیگر زیررشتههای حقوق و علوم سیاسی نیز ارتباط و تلاقی دارد. برای درک بهتر آموزهٔ مصونیت باید ببینیم یک دولت قرار است از چه چیز مصون باشد. دولت بیگانه از اقتدار، سلطه و صلاحیت دولتهای دیگر مصون است. گرچه مصادیق اقتدار و صلاحیت بیش از اقتدار و صلاحیت قضایی است و اقتدار و صلاحیت قوای دیگر را نیز در بر میگیرد، اما این کتاب بر مصونیت قضایی دولتها، عموماً، و مصونیت قضایی دولت جمهوری اسلامی ایران، خصوصاً، از صلاحیت قضایی دیگر دولتها متمرکز است.
میخواهیم بدانیم وقتی شخصی حقیقی یا حقوقی دعوایی علیه یک دولت حاکم در دادگاههای کشوری خارجی مطرح میکند، محاکم مزبور صلاحیت خوانده قرار دادن آن دولت و اعمال اقتدار بر وی را دارند یا نه...
در دست انتشار
«آموزهٔ مصونیت دولتها در حقوق بینالملل»
جمهوری اسلامی ایران در دادگاههای داخلی غربی
اسدالله نوری
آموزهٔ مصونیت دولتها (The Doctorine of State Immunity) از پایههای دیرین حقوق بینالملل عمومی است، اما با دیگر زیررشتههای حقوق و علوم سیاسی نیز ارتباط و تلاقی دارد. برای درک بهتر آموزهٔ مصونیت باید ببینیم یک دولت قرار است از چه چیز مصون باشد. دولت بیگانه از اقتدار، سلطه و صلاحیت دولتهای دیگر مصون است. گرچه مصادیق اقتدار و صلاحیت بیش از اقتدار و صلاحیت قضایی است و اقتدار و صلاحیت قوای دیگر را نیز در بر میگیرد، اما این کتاب بر مصونیت قضایی دولتها، عموماً، و مصونیت قضایی دولت جمهوری اسلامی ایران، خصوصاً، از صلاحیت قضایی دیگر دولتها متمرکز است.
میخواهیم بدانیم وقتی شخصی حقیقی یا حقوقی دعوایی علیه یک دولت حاکم در دادگاههای کشوری خارجی مطرح میکند، محاکم مزبور صلاحیت خوانده قرار دادن آن دولت و اعمال اقتدار بر وی را دارند یا نه...
❤3👍3👏1
نیکلاس کوچولو مطمئناً با غرور نمرد. او یک غیر نظامی بود. چریکهای توی حیاط هم غیر نظامی بودند و تجربهای از مردن نداشتند. از مردن، وحشتناک میترسیدند. بالای ابرها نجیبزادهای چرخ میزد و با غرور بر سرشان بمب میریخت. آنها روی شکمهایشان میخوابیدند و توی گل دمر میخزیدند و هراسان بودند. اغلب وقتی مسلسلها شروع میکردند به پارس کردن، طبیعیترین کار را میکردند: فرار. پیش از آن که بمباران شوند با فریاد کمک میخواستند و مادرهایشان را صدا میزدند. دوست داشتند فوتبال بازی کنند، کاهو به نیش بکشند و خواب دوران بعد از جنگ را ببینند که همهشان باسواد میشدند. و خواب زمانی را که بیش از سه نفر توی هر اتاق نبودند و میتوانستند هفتهای دوبار گوشت بخورند و برای خودشان ساعت و لباس پلوخوری بخرند، آنها باور داشتند که زندگی خوب و لازم است و حتا جنگیدن برای زندگی کردن... تمام اینها را باور داشتند و از مرگ نمیترسیدند. اما از مردن وحشتناک میترسیدند. چون غیرنظامی بودند، سربازان مردم، سربازان زندگی و نه سربازان مرگ.
از کتابِ «گفتوگو با مرگ»
آرتور کوستلر
ترجمهی خشایار دیهیمی و نصرالله دیهیمی
نیکلاس کوچولو مطمئناً با غرور نمرد. او یک غیر نظامی بود. چریکهای توی حیاط هم غیر نظامی بودند و تجربهای از مردن نداشتند. از مردن، وحشتناک میترسیدند. بالای ابرها نجیبزادهای چرخ میزد و با غرور بر سرشان بمب میریخت. آنها روی شکمهایشان میخوابیدند و توی گل دمر میخزیدند و هراسان بودند. اغلب وقتی مسلسلها شروع میکردند به پارس کردن، طبیعیترین کار را میکردند: فرار. پیش از آن که بمباران شوند با فریاد کمک میخواستند و مادرهایشان را صدا میزدند. دوست داشتند فوتبال بازی کنند، کاهو به نیش بکشند و خواب دوران بعد از جنگ را ببینند که همهشان باسواد میشدند. و خواب زمانی را که بیش از سه نفر توی هر اتاق نبودند و میتوانستند هفتهای دوبار گوشت بخورند و برای خودشان ساعت و لباس پلوخوری بخرند، آنها باور داشتند که زندگی خوب و لازم است و حتا جنگیدن برای زندگی کردن... تمام اینها را باور داشتند و از مرگ نمیترسیدند. اما از مردن وحشتناک میترسیدند. چون غیرنظامی بودند، سربازان مردم، سربازان زندگی و نه سربازان مرگ.
از کتابِ «گفتوگو با مرگ»
آرتور کوستلر
ترجمهی خشایار دیهیمی و نصرالله دیهیمی
❤12💔11🕊1
در دست انتشار
«روشنگری، انقلاب و رمانتیسم»
پیدایش اندیشهٔ سیاسی مدرن آلمانی (۱۷۹۰-۱۸۰۰)
فردریک سی بیزر
ترجمهٔ مسعود آذرفام
در دههٔ ۱۷۹۰ رویدادی مهیج و شگرف بر فلسفه تأثیر گذاشت: انقلاب کبیر فرانسه. این رویداد دورانساز متفکران آلمان را نیز سخت تحتتأثیر قرار داد. آن دسته از فیلسوفان آلمانی که پیشتر چندان دربارهٔ سیاست ننوشته بودند، دلمشغول پرسشهایی شدند که این انقلاب مطرح کرده بود. تقریباً تمام نوشتههای کانت، فیشته، شیلر، هومبولت، فورستر، یاکوبی، هردر، شلگل، نووالیس و ویلند در اوایل دههٔ ۱۷۹۰، مستقیم یا غیرمستقیم، مُلهم از همین انقلاب بزرگ بود.
روشنگری، انقلاب و رمانتیسم واکنشهای گوناگون و پیچیدهٔ متفکران آلمانی به انقلاب فرانسه را در طول یک دهه و از خلال بررسی دقیق و خلاقانهٔ سه سنت لیبرالیسم، محافظهکاری و رمانتیسم دنبال میکند، رویکردهایی که هر یک نقشی کلیدی در تحول اندیشهٔ سیاسی آلمان مدرن در قرن نوزدهم و بیستم بازی کردهاند. کتاب حاضر خاستگاهها و زمینههای این سه سنت را میکاود و تحلیلی از ایدئالهای سیاسی هر کدام عرضه میکند.
در دست انتشار
«روشنگری، انقلاب و رمانتیسم»
پیدایش اندیشهٔ سیاسی مدرن آلمانی (۱۷۹۰-۱۸۰۰)
فردریک سی بیزر
ترجمهٔ مسعود آذرفام
در دههٔ ۱۷۹۰ رویدادی مهیج و شگرف بر فلسفه تأثیر گذاشت: انقلاب کبیر فرانسه. این رویداد دورانساز متفکران آلمان را نیز سخت تحتتأثیر قرار داد. آن دسته از فیلسوفان آلمانی که پیشتر چندان دربارهٔ سیاست ننوشته بودند، دلمشغول پرسشهایی شدند که این انقلاب مطرح کرده بود. تقریباً تمام نوشتههای کانت، فیشته، شیلر، هومبولت، فورستر، یاکوبی، هردر، شلگل، نووالیس و ویلند در اوایل دههٔ ۱۷۹۰، مستقیم یا غیرمستقیم، مُلهم از همین انقلاب بزرگ بود.
روشنگری، انقلاب و رمانتیسم واکنشهای گوناگون و پیچیدهٔ متفکران آلمانی به انقلاب فرانسه را در طول یک دهه و از خلال بررسی دقیق و خلاقانهٔ سه سنت لیبرالیسم، محافظهکاری و رمانتیسم دنبال میکند، رویکردهایی که هر یک نقشی کلیدی در تحول اندیشهٔ سیاسی آلمان مدرن در قرن نوزدهم و بیستم بازی کردهاند. کتاب حاضر خاستگاهها و زمینههای این سه سنت را میکاود و تحلیلی از ایدئالهای سیاسی هر کدام عرضه میکند.
❤25👍7👎2
مراقبت را میتوان هدیه کردن خود به دیگری دانست. از این نظر مراقبت به حد تام هدیه، یعنی هدیۀ بیبازگشت، نزدیک میشود.
به طور کلی در نظریاتی که درون «منظومۀ مراقبت» قرار میگیرند سه شعبه را میتوان تشخیص داد: نظریات مراقبت نفس (فوکو، هادو، اشمیت)، فلسفههای اگزیستانسیال «مراقبت فینفسه» (هایدگر، لویناس و دریدا) و نظریۀ «مراقبت از دیگری» (ترونتو، گیلیگان، هلد، کیاتی) گرهخورده با فمینیسم و اخلاق مراقبت.
از نظر کَیِّه و واندنبرگ آنچه این نظریات در آن مشترکاند عبارت است از «برقراری پیوند میان تمایل اخلاقی برای غلبه بر بیتفاوتی (مراقبت نفس)، مرکززدایی از فرد و شخصیتزدایی از رابطۀ او با جهان (مراقبت فینفسه)، و فرض گرفتن احساس مسئولیت در برابر رنج دیگران (مراقبت از دیگران)».
از کتابِ «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»
مکتب موس و دورکیم در برابر فایدهگرایی و فاشیسم
آرمان ذاکری
مراقبت را میتوان هدیه کردن خود به دیگری دانست. از این نظر مراقبت به حد تام هدیه، یعنی هدیۀ بیبازگشت، نزدیک میشود.
به طور کلی در نظریاتی که درون «منظومۀ مراقبت» قرار میگیرند سه شعبه را میتوان تشخیص داد: نظریات مراقبت نفس (فوکو، هادو، اشمیت)، فلسفههای اگزیستانسیال «مراقبت فینفسه» (هایدگر، لویناس و دریدا) و نظریۀ «مراقبت از دیگری» (ترونتو، گیلیگان، هلد، کیاتی) گرهخورده با فمینیسم و اخلاق مراقبت.
از نظر کَیِّه و واندنبرگ آنچه این نظریات در آن مشترکاند عبارت است از «برقراری پیوند میان تمایل اخلاقی برای غلبه بر بیتفاوتی (مراقبت نفس)، مرکززدایی از فرد و شخصیتزدایی از رابطۀ او با جهان (مراقبت فینفسه)، و فرض گرفتن احساس مسئولیت در برابر رنج دیگران (مراقبت از دیگران)».
از کتابِ «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»
مکتب موس و دورکیم در برابر فایدهگرایی و فاشیسم
آرمان ذاکری
❤10
«گزارش سر مورتیمر دوراند»
اسنادی دربارهٔ وضعیت ایران در دههٔ پایانی قرن نوزدهم
ترجمهٔ احمد سیف
مأموریت سر مورتیمر دوراند در ایران (۱۸۹۴-۱۹۰۰) با خواست نخستوزیر وقت انگلیس لرد رُزبری (لیبرال) آغاز گردید که از خدمات پیشین او در هند و افغانستان بسیار خرسند بود. اما نفوذ روسیه در دربار ایران بسیار گسترش یافته و از سوی دیگر توجه دولت بریتانیا به حوادث دیگری از جمله درگیری با دولت بوئر (۱۸۹۹) معطوف بود. همین دو عامل بر فعالیت دوراند بهعنوان وزیر مختار انگلیس در تهران سخت تأثیر گذاشت. در نامهنگاری رسمی با لرد کرزن، دوراند سه راه برای وضع سیاست انگلیس در ایران طرح میکند: ۱) رسیدن به توافق با روسیه تزاری بر سر حفظ منافع انگلیس؛ ۲) هشدار به روسیه که پیشروی تند در شمال ایران با واکنش شدید انگلیس در جنوب روبهرو خواهد شد و هرگونه فعالیت روسها در مناطق جنوب از جمله دایر کردن کنسولگری را ناممکن خواهد ساخت؛ و ۳) ادامهی سیاست سنتی نسبت به ایران و نظام سلطنتیاش در چهارچوب ایجاد تغییرات روزافزون و بهبود بخشیدن به مدیریت و ادارهی کشور.
«گزارش سر مورتیمر دوراند»
اسنادی دربارهٔ وضعیت ایران در دههٔ پایانی قرن نوزدهم
ترجمهٔ احمد سیف
مأموریت سر مورتیمر دوراند در ایران (۱۸۹۴-۱۹۰۰) با خواست نخستوزیر وقت انگلیس لرد رُزبری (لیبرال) آغاز گردید که از خدمات پیشین او در هند و افغانستان بسیار خرسند بود. اما نفوذ روسیه در دربار ایران بسیار گسترش یافته و از سوی دیگر توجه دولت بریتانیا به حوادث دیگری از جمله درگیری با دولت بوئر (۱۸۹۹) معطوف بود. همین دو عامل بر فعالیت دوراند بهعنوان وزیر مختار انگلیس در تهران سخت تأثیر گذاشت. در نامهنگاری رسمی با لرد کرزن، دوراند سه راه برای وضع سیاست انگلیس در ایران طرح میکند: ۱) رسیدن به توافق با روسیه تزاری بر سر حفظ منافع انگلیس؛ ۲) هشدار به روسیه که پیشروی تند در شمال ایران با واکنش شدید انگلیس در جنوب روبهرو خواهد شد و هرگونه فعالیت روسها در مناطق جنوب از جمله دایر کردن کنسولگری را ناممکن خواهد ساخت؛ و ۳) ادامهی سیاست سنتی نسبت به ایران و نظام سلطنتیاش در چهارچوب ایجاد تغییرات روزافزون و بهبود بخشیدن به مدیریت و ادارهی کشور.
👍6❤2
در دست انتشار
«انقلاب در صنعت سیمان»
پژوهشهای اجتماعی دربارهٔ ایران ـ ۲
سارا کریمی
توسعهٔ مدرن همراه بود با تسلط علوم مهندسی بر نظام ادارهٔ جامعه و نیز سیطرهٔ منطق فیزیک و ریاضی بر شناخت انسان مدرن از جهان. در این پژوهش میکوشم با تمرکز بر نیمقرن اخیر و با ترسیم چگونگی شکلگیری حوزهٔ تخصصی صنعت سیمان و تحولات آن، و با نگاهی نقادانه، تجربهٔ صنعتیسازی در ایران را نشان دهم. همچنین قصد دارم تاریخ صنایع سیمان و چگونگی ارادهٔ تکنوکراسی ایرانی به توسعه را تشریح کنم، این که چگونه بار تحملناپذیر تعارض منافع در همکاری برای بقا هضم میشود و همین همکاری به نجات زندگی مشترک همهٔ نیروهای متعارض میانجامد. توازن قوا حاصل چنین فرایندی است، حال آنکه وقتی توازن قوا از بین میرود بقای زندگی در سرزمین مشترک تهدید میشود. سررشتههای این برهمزدن تعادل نیروها را میتوان در سیاستگذاریها و انتخابهای تاریخی جستوجو کرد. پس میپرسیم چگونه ارادههای بازیگران تاریخی توازن قوا را میان نیروهای متعارض حفظ میکند و چه اقداماتی این تعادل را بر هم میزند؟
در دست انتشار
«انقلاب در صنعت سیمان»
پژوهشهای اجتماعی دربارهٔ ایران ـ ۲
سارا کریمی
توسعهٔ مدرن همراه بود با تسلط علوم مهندسی بر نظام ادارهٔ جامعه و نیز سیطرهٔ منطق فیزیک و ریاضی بر شناخت انسان مدرن از جهان. در این پژوهش میکوشم با تمرکز بر نیمقرن اخیر و با ترسیم چگونگی شکلگیری حوزهٔ تخصصی صنعت سیمان و تحولات آن، و با نگاهی نقادانه، تجربهٔ صنعتیسازی در ایران را نشان دهم. همچنین قصد دارم تاریخ صنایع سیمان و چگونگی ارادهٔ تکنوکراسی ایرانی به توسعه را تشریح کنم، این که چگونه بار تحملناپذیر تعارض منافع در همکاری برای بقا هضم میشود و همین همکاری به نجات زندگی مشترک همهٔ نیروهای متعارض میانجامد. توازن قوا حاصل چنین فرایندی است، حال آنکه وقتی توازن قوا از بین میرود بقای زندگی در سرزمین مشترک تهدید میشود. سررشتههای این برهمزدن تعادل نیروها را میتوان در سیاستگذاریها و انتخابهای تاریخی جستوجو کرد. پس میپرسیم چگونه ارادههای بازیگران تاریخی توازن قوا را میان نیروهای متعارض حفظ میکند و چه اقداماتی این تعادل را بر هم میزند؟
❤9
دنیای مدرن دنیای فرصتها و امکانات فراوان است اما مملو از خطرات بزرگ نیز هست مانند همهگیری جهانی و افزایش آلودگی هوا و تغییرات آبوهوا و تهدید ناشی از سلاحهای هستهای و شیمیایی. ما در یک جامعه «پرخطر پرپاداش» زندگی میکنیم که بیهیچگونه قدرت یا کنترل کلی بین افراط و تفریط در نوسان است.
زندگی اکثر مردم کشورهای نسبتاً ثروتمند شمال جهانی از لحاظ مادی بهتر از گذشته است ولی در نقاط دیگر جهان خاصه جنوب جهانی میلیونها انسان در فقر به سر میبرند و کودکان بر اثر فقدان ضروریات اساسی چون غذای خوب و آب سالم و بهداشت عمومی جان میسپارند. حال در جایی که انسان از توانایی در اختیار گرفتن سرنوشت خویش آنچنانکه در تخیل نسلهای گذشته نمیگنجید برخوردار است چگونه چنین چیزی ممکن است؟ این دنیا چگونه پا گرفت؟ چرا جهان انسان در نابرابریهای عظیم ثروت و درآمد غوطهور است؟ آینده جوامع امروزی به کجا میکشد؟ این پرسشهای بزرگ از دغدغههای اصلی رشته جامعهشناسی است که نقشی اساسی در زندگی مدرن دارد.
از کتابِ «جامعهشناسی»
ویراست نهم
آنتونی گیدنز و فیلیپ ساتن
ترجمهٔ هوشنگ نایبی
دنیای مدرن دنیای فرصتها و امکانات فراوان است اما مملو از خطرات بزرگ نیز هست مانند همهگیری جهانی و افزایش آلودگی هوا و تغییرات آبوهوا و تهدید ناشی از سلاحهای هستهای و شیمیایی. ما در یک جامعه «پرخطر پرپاداش» زندگی میکنیم که بیهیچگونه قدرت یا کنترل کلی بین افراط و تفریط در نوسان است.
زندگی اکثر مردم کشورهای نسبتاً ثروتمند شمال جهانی از لحاظ مادی بهتر از گذشته است ولی در نقاط دیگر جهان خاصه جنوب جهانی میلیونها انسان در فقر به سر میبرند و کودکان بر اثر فقدان ضروریات اساسی چون غذای خوب و آب سالم و بهداشت عمومی جان میسپارند. حال در جایی که انسان از توانایی در اختیار گرفتن سرنوشت خویش آنچنانکه در تخیل نسلهای گذشته نمیگنجید برخوردار است چگونه چنین چیزی ممکن است؟ این دنیا چگونه پا گرفت؟ چرا جهان انسان در نابرابریهای عظیم ثروت و درآمد غوطهور است؟ آینده جوامع امروزی به کجا میکشد؟ این پرسشهای بزرگ از دغدغههای اصلی رشته جامعهشناسی است که نقشی اساسی در زندگی مدرن دارد.
از کتابِ «جامعهشناسی»
ویراست نهم
آنتونی گیدنز و فیلیپ ساتن
ترجمهٔ هوشنگ نایبی
❤13
در دست انتشار
«خدا، مرگ و زمان»
گردآوری، پانوشتها و پیگفتار از ژاک رولان
امانوئل لویناس
ترجمهٔ احسان قاسمخانی
لویناس این درسگفتارها را طی سال تحصیلی ۱۹۷۶-۱۹۷۵ در دانشگاه سوربن ایراد کرد. این درسها شرح و تفسیرِ سه واژهاند: خدا، مرگ و زمان. شروع دورهها با دو واژهٔ مرگ و زمان است. برای نخستینبار، این دو مفهوم که در تمامی آثار لویناس حاضرند بهتفصیل روشن میشوند. همزمان لویناس، با وارونهسازی فلسفهٔ هایدگر، پژوهش خود را در باب کلمهٔ «خدا» پی میگیرد. از آنجا که فلسفه، از همان آغازش، خدا و هستی را با هم درآمیخته است، هستی نیست که فراموش شده، بلکه پیشاپیش خداست که به محاق رفته است. لذا وظیفهٔ اندیشه آزادسازی خدا از سلطهٔ متافیزیک است. نهایتاً، در این درسگفتارها سه مضمون اصلی تأملات لویناس روشن میشود و در کنار آنها از مفاهیم بنیادین دیگری نیز سخن به میان میآید: مسئولیت، غیر، دیگری، صبر، گفتن، گفته، تعالی، شهادت، قداست و غیره.
در دست انتشار
«خدا، مرگ و زمان»
گردآوری، پانوشتها و پیگفتار از ژاک رولان
امانوئل لویناس
ترجمهٔ احسان قاسمخانی
لویناس این درسگفتارها را طی سال تحصیلی ۱۹۷۶-۱۹۷۵ در دانشگاه سوربن ایراد کرد. این درسها شرح و تفسیرِ سه واژهاند: خدا، مرگ و زمان. شروع دورهها با دو واژهٔ مرگ و زمان است. برای نخستینبار، این دو مفهوم که در تمامی آثار لویناس حاضرند بهتفصیل روشن میشوند. همزمان لویناس، با وارونهسازی فلسفهٔ هایدگر، پژوهش خود را در باب کلمهٔ «خدا» پی میگیرد. از آنجا که فلسفه، از همان آغازش، خدا و هستی را با هم درآمیخته است، هستی نیست که فراموش شده، بلکه پیشاپیش خداست که به محاق رفته است. لذا وظیفهٔ اندیشه آزادسازی خدا از سلطهٔ متافیزیک است. نهایتاً، در این درسگفتارها سه مضمون اصلی تأملات لویناس روشن میشود و در کنار آنها از مفاهیم بنیادین دیگری نیز سخن به میان میآید: مسئولیت، غیر، دیگری، صبر، گفتن، گفته، تعالی، شهادت، قداست و غیره.
❤24👍2
اهمیت نسبی «تداوم» و «تحول» در تاریخ ایران، در زمانها و زمینههای مختلف متفاوت بوده است. در زمینهی سیاسی، تهاجمات و تحول در حاکمیت تداوم را منقطع میساخت و در زمینهی امور دیوانی و اداری «تداوم» از ویژگیهای چشمگیر بود که شکافهای سیاسی را پر میکرد.
در کتاب تداوم و تحول در تاریخ میانهی ایران مؤلف بر آن است که عناصر تداوم و تحول را در وجوه مختلف تاریخ سلجوقیات بزرگ، خوارزمشاهیان و ایلخانان نشان دهد. او عقیده دارد که نباید این دو عنصر را در تقابل و تباین شدید با یکدیگر قرار داد چون در سرتاسر دورهی مورد بحث تداوم پایا وجود داشته است.
آن لمبتن در این کتاب عناصر تداوم و تحول را در بعضی از نهادهای دیوانی، حقوقی و اقتصادی که کم و بیش با هم در ارتباط بودهاند را پی میگیرد و ترکیببندی گروههایی که بر این نهادها تسلط داشتند و عامل مهمی در تحول و تداوم به شمار میرفتند را ارزیابی میکند. هدف وی بررسی جنبههای محیطی است که در چارچوب آن انسانها به دنبال حفظ و اشاعهی حیات فرهنگی و معنوی خود در تاریخ میانهی ایران بودهاند.
«تداوم و تحول در تاریخ میانهٔ ایران»
آن لمبتن
ترجمهٔ یعقوب آژند
اهمیت نسبی «تداوم» و «تحول» در تاریخ ایران، در زمانها و زمینههای مختلف متفاوت بوده است. در زمینهی سیاسی، تهاجمات و تحول در حاکمیت تداوم را منقطع میساخت و در زمینهی امور دیوانی و اداری «تداوم» از ویژگیهای چشمگیر بود که شکافهای سیاسی را پر میکرد.
در کتاب تداوم و تحول در تاریخ میانهی ایران مؤلف بر آن است که عناصر تداوم و تحول را در وجوه مختلف تاریخ سلجوقیات بزرگ، خوارزمشاهیان و ایلخانان نشان دهد. او عقیده دارد که نباید این دو عنصر را در تقابل و تباین شدید با یکدیگر قرار داد چون در سرتاسر دورهی مورد بحث تداوم پایا وجود داشته است.
آن لمبتن در این کتاب عناصر تداوم و تحول را در بعضی از نهادهای دیوانی، حقوقی و اقتصادی که کم و بیش با هم در ارتباط بودهاند را پی میگیرد و ترکیببندی گروههایی که بر این نهادها تسلط داشتند و عامل مهمی در تحول و تداوم به شمار میرفتند را ارزیابی میکند. هدف وی بررسی جنبههای محیطی است که در چارچوب آن انسانها به دنبال حفظ و اشاعهی حیات فرهنگی و معنوی خود در تاریخ میانهی ایران بودهاند.
«تداوم و تحول در تاریخ میانهٔ ایران»
آن لمبتن
ترجمهٔ یعقوب آژند
❤14
▫️اشكال مختلف دولت بر سه نوعاند
حاكميت يا در دست يک تن و يا در دست انجمنى قرار دارد؛ و چون در چنين انجمنى يا همه یا افرادى متمايز از بقيهٔ كسان حق ورود دارند بنابراين آشكار مىشود كه تنها سه نوع دولت ممكن است وجود داشته باشد. زيرا شخص نمايندهٔ دولت بايد ضرورتاً يک نفر يا بيشتر باشد؛ و اگر بيش از يک نفر باشد، در آن صورت يا انجمن همگان است و يا انجمن برخى از كسان. اما وقتى شخص نماينده يک نفر باشد، در آن صورت، حكومت فردى يا پادشاهى است؛ وقتى حكومت در دست انجمنى مركب از همهٔ كسانى باشد كه گردهم مىآيند، در آن صورت حكومت مردمى يا دموكراسى است؛ و وقتى در دست مجمع يا انجمن برخى از كسان باشد، در آن صورت حكومت اشرافى است؛ نوع ديگرى از دولت متصور نيست؛ زيرا كل حاكميت (كه تجزيهناپذير است) يا بايد در دست يک تن، يا چند تن و يا همگان باشد.
در كتب تاريخ و سياست نامهاى ديگرى براى حكومتها به كار رفته است؛ مانند حكومت جبارى و حكومت گروه كوچک یا الیگارشی؛ اما اينها اسامى انواع ديگر حكومت نيستند بلكه نامهاى همان اشكال حكومتاند، منتها در مقام نفرت به كار برده میشوند.
از کتابِ لویاتان
توماس هابز
ترجمهٔ حسین بشیریه
▫️اشكال مختلف دولت بر سه نوعاند
حاكميت يا در دست يک تن و يا در دست انجمنى قرار دارد؛ و چون در چنين انجمنى يا همه یا افرادى متمايز از بقيهٔ كسان حق ورود دارند بنابراين آشكار مىشود كه تنها سه نوع دولت ممكن است وجود داشته باشد. زيرا شخص نمايندهٔ دولت بايد ضرورتاً يک نفر يا بيشتر باشد؛ و اگر بيش از يک نفر باشد، در آن صورت يا انجمن همگان است و يا انجمن برخى از كسان. اما وقتى شخص نماينده يک نفر باشد، در آن صورت، حكومت فردى يا پادشاهى است؛ وقتى حكومت در دست انجمنى مركب از همهٔ كسانى باشد كه گردهم مىآيند، در آن صورت حكومت مردمى يا دموكراسى است؛ و وقتى در دست مجمع يا انجمن برخى از كسان باشد، در آن صورت حكومت اشرافى است؛ نوع ديگرى از دولت متصور نيست؛ زيرا كل حاكميت (كه تجزيهناپذير است) يا بايد در دست يک تن، يا چند تن و يا همگان باشد.
در كتب تاريخ و سياست نامهاى ديگرى براى حكومتها به كار رفته است؛ مانند حكومت جبارى و حكومت گروه كوچک یا الیگارشی؛ اما اينها اسامى انواع ديگر حكومت نيستند بلكه نامهاى همان اشكال حكومتاند، منتها در مقام نفرت به كار برده میشوند.
از کتابِ لویاتان
توماس هابز
ترجمهٔ حسین بشیریه
❤10👍5👎1
به عقيدهٔ اپيكوريان هدفِ فلسفه - هدفِ اخلاق مبتنى بر قوانين انديشيدن و طبيعيات - يارى دادنِ انسانها براى رسيدن به خوشبختى است كه اپيكوريان آن را بىتشويشى مىناميدند. اين بىتشويشى با لاقيدى و يا بارىبههرجهتى فرق دارد. اساس آن استقلال عميق باطنى در برابر خطرات احتمالى و نيز در برابر تمام سرچشمههاى لذت است. نكتهٔ مهم و اصلى آن است كه زير بار هيچ اسارتى نرويم. پايبندى به لذت - نهتنها به مواد مخدر - آسيبپذيرى از برون است، آرامش درون و بنابراين خوشبختى خود را در مخاطرهٔ محروميت از آن لذت قرار دادن است. زيرا هر آنچه بيرونى است و ما گرايش به تسليم شدن به آن را داريم، ممكن است زمانى از ما گرفته شود.
براى دستيابى به صلح باطنى يعنى «خوشبختى» بايد طبيعتى را كه در آن زندگى مىكنيم و قوانين حاكم بر آن را خوب بشناسيم. مانع اصلى در راه زندگى آسوده، در راه خوشبختى انسان چيست؟ اپيكوريان پاسخ مىدهند: ترس از خدايان و ترس از مرگ.
بنابراين، بايد به كمک قوانين انديشيدن، علم طبيعياتى فراهم آوريم كه امكانِ غلبه بر ترس از خدايان و ترس از مرگ را به ما بدهد.
از کتابِ «شگفتی فلسفی»
ژان هرش
ترجمهٔ عباس باقری
به عقيدهٔ اپيكوريان هدفِ فلسفه - هدفِ اخلاق مبتنى بر قوانين انديشيدن و طبيعيات - يارى دادنِ انسانها براى رسيدن به خوشبختى است كه اپيكوريان آن را بىتشويشى مىناميدند. اين بىتشويشى با لاقيدى و يا بارىبههرجهتى فرق دارد. اساس آن استقلال عميق باطنى در برابر خطرات احتمالى و نيز در برابر تمام سرچشمههاى لذت است. نكتهٔ مهم و اصلى آن است كه زير بار هيچ اسارتى نرويم. پايبندى به لذت - نهتنها به مواد مخدر - آسيبپذيرى از برون است، آرامش درون و بنابراين خوشبختى خود را در مخاطرهٔ محروميت از آن لذت قرار دادن است. زيرا هر آنچه بيرونى است و ما گرايش به تسليم شدن به آن را داريم، ممكن است زمانى از ما گرفته شود.
براى دستيابى به صلح باطنى يعنى «خوشبختى» بايد طبيعتى را كه در آن زندگى مىكنيم و قوانين حاكم بر آن را خوب بشناسيم. مانع اصلى در راه زندگى آسوده، در راه خوشبختى انسان چيست؟ اپيكوريان پاسخ مىدهند: ترس از خدايان و ترس از مرگ.
بنابراين، بايد به كمک قوانين انديشيدن، علم طبيعياتى فراهم آوريم كه امكانِ غلبه بر ترس از خدايان و ترس از مرگ را به ما بدهد.
از کتابِ «شگفتی فلسفی»
ژان هرش
ترجمهٔ عباس باقری
❤8
بهزودی
«در برابر وجدان خویش»
تاریخ پنهان چگونگی بهرهگیری از ایالات متحده در شکلگیری اسرائیل
آلیسون ویر
ترجمهٔ منصور آسیم
در طول بیش از ۷۵ سال از تأسیس دولت اسرائیل، و از پس هر موج کشتار فلسطینیان توسط نیروهای اسرائیلی، مردم جهان شاهد حمایتهای تمامعیار، گسترده، عمیق، و مستمر دولتهای ایالات متحدۀ آمریکا از این کشور بودهاند.
تصویر رایج در طول این سالها بر این پایه استوار بوده که ژئوپلیتیک منطقۀ خاورمیانه، و اهمیت حراست از منافع حیاتی غـرب ـــ بهویژه ایالات متحده ـــ و دسترسی دائمی و مطمئن به منابع انرژی این منطقه عامل اصلی تأسیس دولت اسرائیل و گسترش و تداوم حمایتهای ایالات متحده از آن بوده است.
آلیسون ویر در این کتاب، با واکاوی موشکافانۀ بسیاری از اسناد و منابع، باور فوق را به چالش کشیده و سعی در نشان دادن این واقعیت دارد که سیر رخدادهای ۱۵۰ سال گذشته خلاف این نگرش را به نمایش گذاشته است. او راوی تاریخ حضور صهیونیسم در آمریکا از اواخر قرن نوزدهم تا زمان تأسیس دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ با تکیه بر وقایع مهم و اثرگذار این دوره است.
بهزودی
«در برابر وجدان خویش»
تاریخ پنهان چگونگی بهرهگیری از ایالات متحده در شکلگیری اسرائیل
آلیسون ویر
ترجمهٔ منصور آسیم
در طول بیش از ۷۵ سال از تأسیس دولت اسرائیل، و از پس هر موج کشتار فلسطینیان توسط نیروهای اسرائیلی، مردم جهان شاهد حمایتهای تمامعیار، گسترده، عمیق، و مستمر دولتهای ایالات متحدۀ آمریکا از این کشور بودهاند.
تصویر رایج در طول این سالها بر این پایه استوار بوده که ژئوپلیتیک منطقۀ خاورمیانه، و اهمیت حراست از منافع حیاتی غـرب ـــ بهویژه ایالات متحده ـــ و دسترسی دائمی و مطمئن به منابع انرژی این منطقه عامل اصلی تأسیس دولت اسرائیل و گسترش و تداوم حمایتهای ایالات متحده از آن بوده است.
آلیسون ویر در این کتاب، با واکاوی موشکافانۀ بسیاری از اسناد و منابع، باور فوق را به چالش کشیده و سعی در نشان دادن این واقعیت دارد که سیر رخدادهای ۱۵۰ سال گذشته خلاف این نگرش را به نمایش گذاشته است. او راوی تاریخ حضور صهیونیسم در آمریکا از اواخر قرن نوزدهم تا زمان تأسیس دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ با تکیه بر وقایع مهم و اثرگذار این دوره است.
❤19👍4🤡2🦄1
در نخستین روزِ سال ۱۹۳۵ میلادی [۶ دی ماه ۱۳۱۳] بنگاه خبری آسوشیتد پِرِس خبر داد تغییراتی اساسی در ایران در شرف وقوع است. دولت ایران طی اعلامیهای رسمی و بدون زمینهٔ قبلی اعلام کرد باید از این پس در مکاتبات رسمیِ بینالمللی نام کشور از “پرشیا” به “ایران” تغییر یابد. چه عاملی موجب شد یک کشور از چنان نامی با آن قدمت و شوکت تاریخی صرفنظر کند و آن را تغییر دهد؟ چرا باید ملتی که آنهمه به میراث بازمانده از پدرانش میبالید و به آن فخر میفروخت از نام کشورش بگذرد؟ جستوجو در روزنامههای داخل ایران برای یافتن “گزارشی کامل” در باب دلیل تغییر نام کشور بیفایده است. نبود هیچ ذکری و اثری ــ بحث و استدلال بماند ــ از دلیل “کنار گذاشتن پرشیا” در مجموعهٔ گفتارها و نوشتارهای معاصر ایرانیان شگفتیبرانگیز است. شاید دلیلاش این باشد که ایران برای خودِ ایرانیان هرگز پرشیا نبوده. تا جایی که ایرانیان به یاد داشتهاند ایران همیشه ایران بوده است.
از کتابِ «کشف ایران»
تقی ارانی و جهانوطنگرایی رادیکالِ او
علی میرسپاسی
ترجمهٔ رامین کریمیان
در نخستین روزِ سال ۱۹۳۵ میلادی [۶ دی ماه ۱۳۱۳] بنگاه خبری آسوشیتد پِرِس خبر داد تغییراتی اساسی در ایران در شرف وقوع است. دولت ایران طی اعلامیهای رسمی و بدون زمینهٔ قبلی اعلام کرد باید از این پس در مکاتبات رسمیِ بینالمللی نام کشور از “پرشیا” به “ایران” تغییر یابد. چه عاملی موجب شد یک کشور از چنان نامی با آن قدمت و شوکت تاریخی صرفنظر کند و آن را تغییر دهد؟ چرا باید ملتی که آنهمه به میراث بازمانده از پدرانش میبالید و به آن فخر میفروخت از نام کشورش بگذرد؟ جستوجو در روزنامههای داخل ایران برای یافتن “گزارشی کامل” در باب دلیل تغییر نام کشور بیفایده است. نبود هیچ ذکری و اثری ــ بحث و استدلال بماند ــ از دلیل “کنار گذاشتن پرشیا” در مجموعهٔ گفتارها و نوشتارهای معاصر ایرانیان شگفتیبرانگیز است. شاید دلیلاش این باشد که ایران برای خودِ ایرانیان هرگز پرشیا نبوده. تا جایی که ایرانیان به یاد داشتهاند ایران همیشه ایران بوده است.
از کتابِ «کشف ایران»
تقی ارانی و جهانوطنگرایی رادیکالِ او
علی میرسپاسی
ترجمهٔ رامین کریمیان
❤10👎2😁1
بیاعتنايى يا كمتوجهى به مصيبت ديگران چيزى است كه بىرحمى خوانده مىشود و ناشى از احساس امنيت در ثروت و مكنت است. زيرا به نظر من ممكن نيست كه كسى از مصائب بزرگ ديگران لذت ببرد بدون اينكه خود در آن ميان ذينفع باشد.
از کتابِ لویاتان
توماس هابز
ترجمهٔ حسین بشیریه
لویاتان بزرگترین و نخستین اثر فلسفهی سیاسی و اولین شرح جامع دربارهی دولت مدرن و ویژگیها و کارکردهای آن است. هابز در لویاتان با بهرهبرداری از تمثیلهای ابزاروار و انداموار دولت را همچون انسان مصنوعی قلمداد میکند، که ممکن است دچار انواع بیماریها شود و یکی از علایق اصلی هابز تشریح کالبد دولت و بیماریهای آن است. هابز همچنین در تحلیل ماهیت قدرت آن را همچون پدیدههای سیال و فراگیر میداند که اساس کل زندگی اجتماعی را تشکیل میدهد و حوزههای مختلف زندگی همچون مالکیت اقتصادی، علم و دانش، اخلاق، قانون و حقوق و غیره، همگی در پرتو آن شکل میگیرند و در حقیقت با آن همذات هستند.
بیاعتنايى يا كمتوجهى به مصيبت ديگران چيزى است كه بىرحمى خوانده مىشود و ناشى از احساس امنيت در ثروت و مكنت است. زيرا به نظر من ممكن نيست كه كسى از مصائب بزرگ ديگران لذت ببرد بدون اينكه خود در آن ميان ذينفع باشد.
از کتابِ لویاتان
توماس هابز
ترجمهٔ حسین بشیریه
لویاتان بزرگترین و نخستین اثر فلسفهی سیاسی و اولین شرح جامع دربارهی دولت مدرن و ویژگیها و کارکردهای آن است. هابز در لویاتان با بهرهبرداری از تمثیلهای ابزاروار و انداموار دولت را همچون انسان مصنوعی قلمداد میکند، که ممکن است دچار انواع بیماریها شود و یکی از علایق اصلی هابز تشریح کالبد دولت و بیماریهای آن است. هابز همچنین در تحلیل ماهیت قدرت آن را همچون پدیدههای سیال و فراگیر میداند که اساس کل زندگی اجتماعی را تشکیل میدهد و حوزههای مختلف زندگی همچون مالکیت اقتصادی، علم و دانش، اخلاق، قانون و حقوق و غیره، همگی در پرتو آن شکل میگیرند و در حقیقت با آن همذات هستند.
👍14❤6
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «کشف ایران»
نوشتهٔ علی میرسپاسی
با حضور:
کاوه بیات
محمدحسین خسروپناه (آنلاین)
علی میرسپاسی (آنلاین)
رامین کریمیان (مترجم کتاب)
زمان: دوشنبه ۲۳ تیر، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «کشف ایران»
نوشتهٔ علی میرسپاسی
با حضور:
کاوه بیات
محمدحسین خسروپناه (آنلاین)
علی میرسپاسی (آنلاین)
رامین کریمیان (مترجم کتاب)
زمان: دوشنبه ۲۳ تیر، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
❤5💔3
نویسندگان کتاب آیا نقد سکولار است؟ یکراست به سراغ مفاهیمی میروند که از مبانی بدیهیانگاشتهشدهی رویکرد انتقادی محسوب میشوند. آنها ماشهی نقد را بهسوی خود نقد میچکانند و مستقیم آن را هدف قرار میدهند. این منتقدان با وفاداری بیحدوحصر خود به رویکرد انتقادی، لوازم و تعلقاتی را وامیکاوند که به انسان منتقد مدرن امکان منتقدبودن میدهد. بدینترتیب، نویسندگان این مجموعه به این یگانه سنگر تفکر انتقادی نیز رحم نمیکنند و به جستوجوی تناقضات و خاستگاههای نقد میروند، نقدی که سنگبنای خود را سکولاریزم و رهایی از امر متعالی میپندارد. آیا نقد سکولار است؟ مجموعهی ۶ یادداشتِ بههمپیوسته از طلال اسد، صبا محمود، جودیت باتلر و وندی براون است. این متون از خلال ماجرای کاریکاتورهای دانمارکی، که در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸ منتشر شدند، به بررسی جایگاه نقد در جوامع غربی و ارتباط سازندهی آن با مفاهیمی چون سکولاریزم و دینداری، آزادی بیان و سرکوب، و نیز کنشورزی انسان معاصر میپردازند.
«آیا نقد سکولار است؟»
کفرگویی، جراحت، و آزادی بیان
طلال اسد، جودیت باتلر، وندی براون، صبا محمود
ترجمهی آلما بهمنپور
نویسندگان کتاب آیا نقد سکولار است؟ یکراست به سراغ مفاهیمی میروند که از مبانی بدیهیانگاشتهشدهی رویکرد انتقادی محسوب میشوند. آنها ماشهی نقد را بهسوی خود نقد میچکانند و مستقیم آن را هدف قرار میدهند. این منتقدان با وفاداری بیحدوحصر خود به رویکرد انتقادی، لوازم و تعلقاتی را وامیکاوند که به انسان منتقد مدرن امکان منتقدبودن میدهد. بدینترتیب، نویسندگان این مجموعه به این یگانه سنگر تفکر انتقادی نیز رحم نمیکنند و به جستوجوی تناقضات و خاستگاههای نقد میروند، نقدی که سنگبنای خود را سکولاریزم و رهایی از امر متعالی میپندارد. آیا نقد سکولار است؟ مجموعهی ۶ یادداشتِ بههمپیوسته از طلال اسد، صبا محمود، جودیت باتلر و وندی براون است. این متون از خلال ماجرای کاریکاتورهای دانمارکی، که در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸ منتشر شدند، به بررسی جایگاه نقد در جوامع غربی و ارتباط سازندهی آن با مفاهیمی چون سکولاریزم و دینداری، آزادی بیان و سرکوب، و نیز کنشورزی انسان معاصر میپردازند.
«آیا نقد سکولار است؟»
کفرگویی، جراحت، و آزادی بیان
طلال اسد، جودیت باتلر، وندی براون، صبا محمود
ترجمهی آلما بهمنپور
👍2❤1
از نظر دوركم كه يک رئاليست اجتماعى بود هرگونه تأكيدى بر خرد و ارادهٔ فردى غيرجامعهشناختى و غيررئاليستى بود. بنابر تعريف او، موضوع جامعهشناسى ساختاريافتن اجتماعى و موجبيتگرايى (دترمينيسم) ساختارى بود. در همين ساختاريافتن بود، براى نمونه آنچه در زبان رخ مىدهد، كه دوركم آن واقعيتهاى اجتماعى را يافت كه موضوع واقعى جامعهشناسى را تشكيل مىدهند. همانگونه كه او در نقد شافِل مىنويسد:
نوعى آگاهى اجتماعى وجود دارد كه آگاهىهاى فردى، دستکم تا اندازهاى، فقط تجلى آن هستند. چه تعداد ايده يا احساس وجود دارد كه ما شخصاً آنها را بهدست مىآوريم؟ خيلى اندک. هريک از ما به زبانى سخن مىگويد كه خود آن را نساخته است: ما آن را حاضر و آماده بهدست مىآوريم.
اما اين ادعاى برخى از منتقدان درست نيست كه رئاليسم و ساختارگرايى اجتماعى دوركم مستلزم [داشتن] ايدهاى دربارهٔ «ذهن گروهى» متافيزيكى است. او دربارهٔ درهمتنيدگىِ آگاهىهاى فردى از طريق مبادلهٔ نمادها سخن مىگويد:
اما ما چگونه مىتوانيم اين آگاهى اجتماعى را درک كنيم؟
از کتابِ «امیل دورکم»
کنت تامپسن
ترجمهٔ شهناز مسمی پرست
از نظر دوركم كه يک رئاليست اجتماعى بود هرگونه تأكيدى بر خرد و ارادهٔ فردى غيرجامعهشناختى و غيررئاليستى بود. بنابر تعريف او، موضوع جامعهشناسى ساختاريافتن اجتماعى و موجبيتگرايى (دترمينيسم) ساختارى بود. در همين ساختاريافتن بود، براى نمونه آنچه در زبان رخ مىدهد، كه دوركم آن واقعيتهاى اجتماعى را يافت كه موضوع واقعى جامعهشناسى را تشكيل مىدهند. همانگونه كه او در نقد شافِل مىنويسد:
نوعى آگاهى اجتماعى وجود دارد كه آگاهىهاى فردى، دستکم تا اندازهاى، فقط تجلى آن هستند. چه تعداد ايده يا احساس وجود دارد كه ما شخصاً آنها را بهدست مىآوريم؟ خيلى اندک. هريک از ما به زبانى سخن مىگويد كه خود آن را نساخته است: ما آن را حاضر و آماده بهدست مىآوريم.
اما اين ادعاى برخى از منتقدان درست نيست كه رئاليسم و ساختارگرايى اجتماعى دوركم مستلزم [داشتن] ايدهاى دربارهٔ «ذهن گروهى» متافيزيكى است. او دربارهٔ درهمتنيدگىِ آگاهىهاى فردى از طريق مبادلهٔ نمادها سخن مىگويد:
اما ما چگونه مىتوانيم اين آگاهى اجتماعى را درک كنيم؟
از کتابِ «امیل دورکم»
کنت تامپسن
ترجمهٔ شهناز مسمی پرست
❤5👍5
در پاسخ به عدهای که معتقدند باید راه حل مشکلات اقتصاد ایران را در حوزۀ سیاست جستجو کرد باید ذکر کرد که مشکل اصلی اقتصاد و اجتماع ایران توسعهنیافتگی است. توسعه به مفهوم تحول فکر و ذهن جامعه، نخبگان و مردم متناسب با پیچیدگیهای دنیای کنونی و هدفگذاریهای مبتنی بر واقعیتهای جامعه و تن دادن به الزامات آن توسط حکومت و مردم برای دستیابی به جامعهای ثروتمند، دارای رفاه و آرامش و سعادت است. پس اگر توسعه پیدا نکردهایم همۀ زیر مجموعههای نظام اجتماعی مخصوصا نظام سیاسی، نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما نقش داشتهاند و نقش حکمرانی و سیاست و قدرت هم خیلی پررنگ است.
اما با رؤیا، حرف و وعده و وعید نمیتوان به توسعه رسید و اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی انجام داد و باید ازطریق اجرای برنامههای اقتصادی- اجتماعی معین از وضع موجود به توسعهیافتگی مطلوب برسیم.
از مقدمهٔ کتابِ «تاریخنگاری اقتصاد ایران طی شش دههٔ گذشته (۱۳۴۰-۱۴۰۰)»
عباس شاکری
در پاسخ به عدهای که معتقدند باید راه حل مشکلات اقتصاد ایران را در حوزۀ سیاست جستجو کرد باید ذکر کرد که مشکل اصلی اقتصاد و اجتماع ایران توسعهنیافتگی است. توسعه به مفهوم تحول فکر و ذهن جامعه، نخبگان و مردم متناسب با پیچیدگیهای دنیای کنونی و هدفگذاریهای مبتنی بر واقعیتهای جامعه و تن دادن به الزامات آن توسط حکومت و مردم برای دستیابی به جامعهای ثروتمند، دارای رفاه و آرامش و سعادت است. پس اگر توسعه پیدا نکردهایم همۀ زیر مجموعههای نظام اجتماعی مخصوصا نظام سیاسی، نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما نقش داشتهاند و نقش حکمرانی و سیاست و قدرت هم خیلی پررنگ است.
اما با رؤیا، حرف و وعده و وعید نمیتوان به توسعه رسید و اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی انجام داد و باید ازطریق اجرای برنامههای اقتصادی- اجتماعی معین از وضع موجود به توسعهیافتگی مطلوب برسیم.
از مقدمهٔ کتابِ «تاریخنگاری اقتصاد ایران طی شش دههٔ گذشته (۱۳۴۰-۱۴۰۰)»
عباس شاکری
❤6👍5👎4
من چه دینی دارم؟ میدانی چیست؟ همهجا از من میپرسند چه دینی دارم. بچه که بودم گاو میپرستیدم، اما حالا دوستی را میپرستم. میدانی چیست؟ عبادتهای خودم را هم دارم. همینطور که با تو حرف میزنم حس میکنم محبت دارد مثل بذری بینمان سبز میشود و من رشدش میدهم. الان احساس میکنم آدم اصیلی هستم. یک دوست بیشتر، یک دشمن کمتر! مگرنه؟ میدانی چیست؟ از آن مردی که سیگارم را روشن کرد و با او حرف زدم خوشم آمد. از انگلیسی فقط بله و نه را بلد بود: Yes و No، همین. ولی آدم باحالی بود. اینکه میدیدی دارد تلاش میکند با من خوشوبش کند و مهربانیاش را به من بفهماند باحال بود، آنهم فقط با جملههایی انگلیسی که تشکیل شده بود از بله و نه! اما او طوری این دو کلمه را ادا میکرد که هزار معنا به آن میداد. ناهار را با او خوردم. دعوتم کرد خانهاش.
دلت میخواهد نصیحتت کنم؟ هیچوقت دعوتی را رد نکن. شک نکن که دعوت هرکس را قبول کنی با او رفیق میشوی. میدانی چیست؟ تعداد آدمها در جهان بیشتر از تعداد دشمنیهاست.
از مجموعه داستانِ «یک جور اشتباه»
یوسف ادریس
ترجمهٔ سیدمحمدحسین میرفخرائی
من چه دینی دارم؟ میدانی چیست؟ همهجا از من میپرسند چه دینی دارم. بچه که بودم گاو میپرستیدم، اما حالا دوستی را میپرستم. میدانی چیست؟ عبادتهای خودم را هم دارم. همینطور که با تو حرف میزنم حس میکنم محبت دارد مثل بذری بینمان سبز میشود و من رشدش میدهم. الان احساس میکنم آدم اصیلی هستم. یک دوست بیشتر، یک دشمن کمتر! مگرنه؟ میدانی چیست؟ از آن مردی که سیگارم را روشن کرد و با او حرف زدم خوشم آمد. از انگلیسی فقط بله و نه را بلد بود: Yes و No، همین. ولی آدم باحالی بود. اینکه میدیدی دارد تلاش میکند با من خوشوبش کند و مهربانیاش را به من بفهماند باحال بود، آنهم فقط با جملههایی انگلیسی که تشکیل شده بود از بله و نه! اما او طوری این دو کلمه را ادا میکرد که هزار معنا به آن میداد. ناهار را با او خوردم. دعوتم کرد خانهاش.
دلت میخواهد نصیحتت کنم؟ هیچوقت دعوتی را رد نکن. شک نکن که دعوت هرکس را قبول کنی با او رفیق میشوی. میدانی چیست؟ تعداد آدمها در جهان بیشتر از تعداد دشمنیهاست.
از مجموعه داستانِ «یک جور اشتباه»
یوسف ادریس
ترجمهٔ سیدمحمدحسین میرفخرائی
❤15👎1