تکامل از دو جهت با خلقتباوری در تقابل است. اولاً، طبق نظریهٔ تکامل، گونهها در طول زمان تغییر میکنند. اگر به اندازهٔ کافی به عقب برگردیم و یک گونه امروزی را با اجدادش مقایسه کنیم، میبینیم که اجدادْ متفاوت از صورتهای امروزین هستند. ثانیاً، طبق نظریهٔ تکامل، گونههای امروزی از اجداد کهن مشترکی تکامل یافتهاند. براهینی که داروین در تأیید تکامل ارائه میکند، معطوف به همین مورد دوم است. از این منظر، شیوه استدلالپردازی داروین با بسیاری از براهین مدرنی که برای تأیید تکامل ارائه میشوند متفاوت است. زیستشناسان مدرن معمولاً به مثالهایی از تغییرات تکاملیِ قابلمشاهده در کوتاهمدت اشاره میکنند؛ و البته از شباهتهایی که بین گونهها وجود دارد و داروین نیز برای رسیدن به نظریهٔ نیای مشترک به آنها اشاره کرده، سود میجویند.
شواهدِ مؤید تکامل تا دههٔ ۱۹۲۰ به دست نیامده بود و تازه از آن زمان به بعد است که دانشمندان توانستهاند چنین شواهدی را گردآوری نمایند. تکامل معمولاً آنقدر کُند صورت میگیرد که قادر به مشاهدهاش نیستیم.
از کتابِ چگونه داروین بخوانیم
مارک ریدلی
ترجمهی محمود رافع
تکامل از دو جهت با خلقتباوری در تقابل است. اولاً، طبق نظریهٔ تکامل، گونهها در طول زمان تغییر میکنند. اگر به اندازهٔ کافی به عقب برگردیم و یک گونه امروزی را با اجدادش مقایسه کنیم، میبینیم که اجدادْ متفاوت از صورتهای امروزین هستند. ثانیاً، طبق نظریهٔ تکامل، گونههای امروزی از اجداد کهن مشترکی تکامل یافتهاند. براهینی که داروین در تأیید تکامل ارائه میکند، معطوف به همین مورد دوم است. از این منظر، شیوه استدلالپردازی داروین با بسیاری از براهین مدرنی که برای تأیید تکامل ارائه میشوند متفاوت است. زیستشناسان مدرن معمولاً به مثالهایی از تغییرات تکاملیِ قابلمشاهده در کوتاهمدت اشاره میکنند؛ و البته از شباهتهایی که بین گونهها وجود دارد و داروین نیز برای رسیدن به نظریهٔ نیای مشترک به آنها اشاره کرده، سود میجویند.
شواهدِ مؤید تکامل تا دههٔ ۱۹۲۰ به دست نیامده بود و تازه از آن زمان به بعد است که دانشمندان توانستهاند چنین شواهدی را گردآوری نمایند. تکامل معمولاً آنقدر کُند صورت میگیرد که قادر به مشاهدهاش نیستیم.
از کتابِ چگونه داروین بخوانیم
مارک ریدلی
ترجمهی محمود رافع
👍12❤2
کتاب اقتصاد سیاسی نظامیگری امریکا در جستوجوی علت تشدید تازشهای نظامی امریکا در سالهای اخیر نیروی تعیینکنندهای را معرفی میکند که سوقدهندهٔ مبارزه برای پیشبرد جنگ و نظامیگری است: یعنی بهرهبرداران پرنفوذ از توسعهٔ نظامی و منافع جنگ، یا همان مجتمع نظامی صنعتی. نویسنده ضمن استنتاج از نظریهها و گزارشهای تجربی ممتاز دربارهٔ امپریالیسم و نظامیگری، تمایز روشنی بین امپریالیسم کلاسیک و امپریالیسم ارتشسالارانه قائل میشود.
او روشن میسازد که چگونه امپریالیسم انگلی ارتشسالارانه بهتدریج پویایی را بهوجود میآورد که از بطن آن یک دستگاه عریض و طویل نظامی با تمایل به جاودانگی بیرون میآید و به یک امپراتوری نظامی دیوانسالاری تحول مییابد.
نویسندهٔ کتاب دکتر اسماعیل حسینزاده، استاد پیشین اقتصاد در دانشگاه دریک در ایالت آیوا در ایالات متحده است.
«اقتصاد سیاسی نظامیگری امریکا»
اسماعیل حسینزاده
ترجمهٔ پرویز امیدوار
کتاب اقتصاد سیاسی نظامیگری امریکا در جستوجوی علت تشدید تازشهای نظامی امریکا در سالهای اخیر نیروی تعیینکنندهای را معرفی میکند که سوقدهندهٔ مبارزه برای پیشبرد جنگ و نظامیگری است: یعنی بهرهبرداران پرنفوذ از توسعهٔ نظامی و منافع جنگ، یا همان مجتمع نظامی صنعتی. نویسنده ضمن استنتاج از نظریهها و گزارشهای تجربی ممتاز دربارهٔ امپریالیسم و نظامیگری، تمایز روشنی بین امپریالیسم کلاسیک و امپریالیسم ارتشسالارانه قائل میشود.
او روشن میسازد که چگونه امپریالیسم انگلی ارتشسالارانه بهتدریج پویایی را بهوجود میآورد که از بطن آن یک دستگاه عریض و طویل نظامی با تمایل به جاودانگی بیرون میآید و به یک امپراتوری نظامی دیوانسالاری تحول مییابد.
نویسندهٔ کتاب دکتر اسماعیل حسینزاده، استاد پیشین اقتصاد در دانشگاه دریک در ایالت آیوا در ایالات متحده است.
«اقتصاد سیاسی نظامیگری امریکا»
اسماعیل حسینزاده
ترجمهٔ پرویز امیدوار
❤5
بهكاربردن عقل واقعيت ديگرى را آشكار ساخت. از آنجا كه گواهى بود بر همگرايى بنيادين روح و جهان، به همانندى همهٔ انسانها با يكديگر نيز گواهى مىداد. يک انسان، هر كه بود، از هرجا كه بود، به هر دورانى كه تعلق داشت، هر سن، سرنوشت، مذهب و مليتى كه داشت كافى بود بينديشد تا معلوم شود كه همانند و قابل جايگزينى با هر انسان ديگر است. بنابراين روال كار چنان بود كه گويى هركس از راه تأمل در خود به كليتى پى مىبُرد كه روحِ او را مىساخت، يا چنانكه گويى روح، مهر تأييدى بر كليت هر انسان بود. هر انسان تنها به اين سبب كه مىانديشد بهتنهايى كل بشريت است. بدين سبب روح اروپايى بايد گردهمآوردن كل بشريتِ پراكنده در تيرههاى گوناگون آن را بهعنوان ديرينهترين رسالت خويش بپذيرد، بهنحوىكه گويى فرد جز جلوهاى از كل بشريت نيست.
از کتابِ «انسان پارهپاره»
نیکلا گریمالدی
ترجمهٔ عباس باقری
بهكاربردن عقل واقعيت ديگرى را آشكار ساخت. از آنجا كه گواهى بود بر همگرايى بنيادين روح و جهان، به همانندى همهٔ انسانها با يكديگر نيز گواهى مىداد. يک انسان، هر كه بود، از هرجا كه بود، به هر دورانى كه تعلق داشت، هر سن، سرنوشت، مذهب و مليتى كه داشت كافى بود بينديشد تا معلوم شود كه همانند و قابل جايگزينى با هر انسان ديگر است. بنابراين روال كار چنان بود كه گويى هركس از راه تأمل در خود به كليتى پى مىبُرد كه روحِ او را مىساخت، يا چنانكه گويى روح، مهر تأييدى بر كليت هر انسان بود. هر انسان تنها به اين سبب كه مىانديشد بهتنهايى كل بشريت است. بدين سبب روح اروپايى بايد گردهمآوردن كل بشريتِ پراكنده در تيرههاى گوناگون آن را بهعنوان ديرينهترين رسالت خويش بپذيرد، بهنحوىكه گويى فرد جز جلوهاى از كل بشريت نيست.
از کتابِ «انسان پارهپاره»
نیکلا گریمالدی
ترجمهٔ عباس باقری
❤9👍1👎1
نشر نی برگزار میکند:
خوانش رمان فارسی، دههٔ هفتاد
(حضوری)
مدرس: محمد راغب
چهار جلسه، روزهای یکشنبه
ساعت ۱۷ تا ۱۹
مهلت ثبتنام تا ۲۲ فروردین
هزینهٔ دوره : ۵۰۰ هزار تومان
برنامهٔ جلسات:
۱۴۰۴/۱/۲۴ خانهٔ ادریسیها (۱۳۷۰-۱۳۷۱) غزاله علیزاده
۱۴۰۴/۲/۷ کلهٔ اسب (۱۳۷۰) جعفر مدرس صادقی
۱۴۰۴/۲/۲۱ طبل آتش (۱۳۷۰) علیاصغر شیرزادی
۱۴۰۴/۳/۴ نقش پنهان (۱۳۷۰) محمد محمدعلی
ثبت نام آیدی تلگرام: @nashreney_pr
نشر نی برگزار میکند:
خوانش رمان فارسی، دههٔ هفتاد
(حضوری)
مدرس: محمد راغب
چهار جلسه، روزهای یکشنبه
ساعت ۱۷ تا ۱۹
مهلت ثبتنام تا ۲۲ فروردین
هزینهٔ دوره : ۵۰۰ هزار تومان
برنامهٔ جلسات:
۱۴۰۴/۱/۲۴ خانهٔ ادریسیها (۱۳۷۰-۱۳۷۱) غزاله علیزاده
۱۴۰۴/۲/۷ کلهٔ اسب (۱۳۷۰) جعفر مدرس صادقی
۱۴۰۴/۲/۲۱ طبل آتش (۱۳۷۰) علیاصغر شیرزادی
۱۴۰۴/۳/۴ نقش پنهان (۱۳۷۰) محمد محمدعلی
ثبت نام آیدی تلگرام: @nashreney_pr
🔥2👍1👎1
منتشر شد
«همراهی فقها با عقلا»
پانزده مقاله
مهدی منتظرقائم
شریعت اسلام مستند به بخشی از قرآن و سنت است که در دو قرن آغازین ظهور اسلام شکل گرفت. فقهای شیعه از قرن چهارم برای فهم شریعت با تدبر در آیات و روایات به تدوین فقه پرداختند و اغلب سعی کردند از چارچوب فهم مردم معاصرِ تشریع و تبیین خارج نشوند. اما تحولاتی که قرنها بعد در زندگی مردم پدید آمد بعضی از این فتواهای فقها را به چالش کشید. امروزه با توجه بیشتر به تفاوت عصر تشریع و تبیین با عصر نوین و تأثیر شرایط زمانی و مکانی در موضوعات احکام میتوان بعضی از فتواها را کنار گذشت و برای برخی موضوعات به فتواهای جدید رسید. با بازنگری در ادلهٔ بعضی از احکام فقهی میتوان جلوهای از قرآن و سنت را ارائه داد که با عقلا مقابله نمیکند، نقل و عقل را رودرروی هم قرار نمیدهد و به نقش بزرگ عرف در استنباط و اجرای احکام توجه دارد. همراهی فقها با عقلا حاصل تلاش فقهی در عصر نوین است و بسیاری از اشکال عقلایی فقه را برطرف میکند.
(از صفحهٔ ۹ کتاب)
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«همراهی فقها با عقلا»
پانزده مقاله
مهدی منتظرقائم
شریعت اسلام مستند به بخشی از قرآن و سنت است که در دو قرن آغازین ظهور اسلام شکل گرفت. فقهای شیعه از قرن چهارم برای فهم شریعت با تدبر در آیات و روایات به تدوین فقه پرداختند و اغلب سعی کردند از چارچوب فهم مردم معاصرِ تشریع و تبیین خارج نشوند. اما تحولاتی که قرنها بعد در زندگی مردم پدید آمد بعضی از این فتواهای فقها را به چالش کشید. امروزه با توجه بیشتر به تفاوت عصر تشریع و تبیین با عصر نوین و تأثیر شرایط زمانی و مکانی در موضوعات احکام میتوان بعضی از فتواها را کنار گذشت و برای برخی موضوعات به فتواهای جدید رسید. با بازنگری در ادلهٔ بعضی از احکام فقهی میتوان جلوهای از قرآن و سنت را ارائه داد که با عقلا مقابله نمیکند، نقل و عقل را رودرروی هم قرار نمیدهد و به نقش بزرگ عرف در استنباط و اجرای احکام توجه دارد. همراهی فقها با عقلا حاصل تلاش فقهی در عصر نوین است و بسیاری از اشکال عقلایی فقه را برطرف میکند.
(از صفحهٔ ۹ کتاب)
▫️بخشی از کتاب
👍9❤3🤬2👎1
هرکس که رنج میبرد میکوشد رنج خود را منتقل کند (یا با بدرفتاریکردن با کسی، یا با طلب ترحم از او) تا از رنج خود بکاهد، و بهراستی به این شیوه آن را کاهش میدهد. در مورد انسانی که به پایینترین درجه رسیده است، کسی که هیچکس بر او رحم نمیآورَد، کسی که امکان بدرفتاری با هیچکس را ندارد (اگر فرزند یا کسانی را نداشته باشد که او را دوست بدارند)، رنج در درونش لانه میکند و او را مسموم میسازد.
این قانون، مانند جاذبه، مطلق است. چگونه میتوان از آن رهایی جست؟ چگونه باید از نیرویی که شبیه به جاذبه است رهایی جست؟
میل به پراکندن شرّ به بیرون از خود: هنوز این میل را دارم! اشخاص و اشیاء آنقدرها برایم مقدس نیستند. باشد که هرگز چیزی را آلوده نسازم، هرچند یکسر به لجن تبدیل شده باشم. نیالودن هیچ چیز، حتی در اندیشه. حتی در بدترین لحظات نیز نمیخواستم یک پیکرهی یونانی یا فرسکویی از آنِ جوتو را نابود کنم. پس چرا چیزهای دیگر را خراب کنم؟ مثلاً لحظهای در زندگی یک انسان را که میتوانست در آن لحظه شاد باشد.
از کتابِ «جاذبه و رحمت»
سیمون وی
ترجمهی بهزاد حسینزاده
هرکس که رنج میبرد میکوشد رنج خود را منتقل کند (یا با بدرفتاریکردن با کسی، یا با طلب ترحم از او) تا از رنج خود بکاهد، و بهراستی به این شیوه آن را کاهش میدهد. در مورد انسانی که به پایینترین درجه رسیده است، کسی که هیچکس بر او رحم نمیآورَد، کسی که امکان بدرفتاری با هیچکس را ندارد (اگر فرزند یا کسانی را نداشته باشد که او را دوست بدارند)، رنج در درونش لانه میکند و او را مسموم میسازد.
این قانون، مانند جاذبه، مطلق است. چگونه میتوان از آن رهایی جست؟ چگونه باید از نیرویی که شبیه به جاذبه است رهایی جست؟
میل به پراکندن شرّ به بیرون از خود: هنوز این میل را دارم! اشخاص و اشیاء آنقدرها برایم مقدس نیستند. باشد که هرگز چیزی را آلوده نسازم، هرچند یکسر به لجن تبدیل شده باشم. نیالودن هیچ چیز، حتی در اندیشه. حتی در بدترین لحظات نیز نمیخواستم یک پیکرهی یونانی یا فرسکویی از آنِ جوتو را نابود کنم. پس چرا چیزهای دیگر را خراب کنم؟ مثلاً لحظهای در زندگی یک انسان را که میتوانست در آن لحظه شاد باشد.
از کتابِ «جاذبه و رحمت»
سیمون وی
ترجمهی بهزاد حسینزاده
👍18❤1👏1
منتشر شد
نیاز به ریشهها
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آیا کتابها یا مقالات زیادی هستند که با خواندنشان احساس کنیم نویسنده پیش از نوشتن و چاپ دستنوشتهاش با دغدغهای راستین از خود پرسیده است: «آیا با حقیقت همسو هستم؟» آیا خوانندگان زیادی هستند که پیش از گشودن یک کتاب با دغدغهای راستین از خود بپرسند: «آیا در این کتاب به دنبال حقیقت میگردم؟» فرض کنیم همین حالا همهٔ تفکرپیشگان ــ کشیشان، پیشوایان روحانی، فیلسوفان، نویسندگان، دانشمندان و همهٔ معلمان ــ را مخیّر کنند که از این دو سرنوشت یکی را برگزینند: یکی اینکه فوراً و به شکلی برگشتناپذیر و به معنای دقیق کلمه غرق نادانی شوند و همهٔ خفّت ملازم با چنین سقوطی را تجربه کنند و فقط آن مایه هوشیاری برایشان باقی بماند که تلخی این وضعیت را کاملاً دریابند؛ دیگری اینکه قوای عقلانیشان ناگهان چنان تکامل شگفتانگیزی بیابد که خیلی زود شهرتی جهانی برایشان به ارمغان آرد و پس از مرگ نیز تا هزار سال نامشان را قرین افتخار سازد فقط با این اشکال جزئی که تفکرشان تا ابد کمی با حقیقت ناهمسو باشد؛ آیا ممکن است تعداد کسانی که در این انتخاب لحظهای دچار تردید میشوند زیاد باشد؟
منتشر شد
نیاز به ریشهها
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آیا کتابها یا مقالات زیادی هستند که با خواندنشان احساس کنیم نویسنده پیش از نوشتن و چاپ دستنوشتهاش با دغدغهای راستین از خود پرسیده است: «آیا با حقیقت همسو هستم؟» آیا خوانندگان زیادی هستند که پیش از گشودن یک کتاب با دغدغهای راستین از خود بپرسند: «آیا در این کتاب به دنبال حقیقت میگردم؟» فرض کنیم همین حالا همهٔ تفکرپیشگان ــ کشیشان، پیشوایان روحانی، فیلسوفان، نویسندگان، دانشمندان و همهٔ معلمان ــ را مخیّر کنند که از این دو سرنوشت یکی را برگزینند: یکی اینکه فوراً و به شکلی برگشتناپذیر و به معنای دقیق کلمه غرق نادانی شوند و همهٔ خفّت ملازم با چنین سقوطی را تجربه کنند و فقط آن مایه هوشیاری برایشان باقی بماند که تلخی این وضعیت را کاملاً دریابند؛ دیگری اینکه قوای عقلانیشان ناگهان چنان تکامل شگفتانگیزی بیابد که خیلی زود شهرتی جهانی برایشان به ارمغان آرد و پس از مرگ نیز تا هزار سال نامشان را قرین افتخار سازد فقط با این اشکال جزئی که تفکرشان تا ابد کمی با حقیقت ناهمسو باشد؛ آیا ممکن است تعداد کسانی که در این انتخاب لحظهای دچار تردید میشوند زیاد باشد؟
👍5❤1
لکان پنج عامل برای تعریف پارانویا مطرح کرد: شخصیت، عوامل روانزا، روند، ناسازگاری و توازی. نامی از ژرژ پولیتزر نبرد، اما درواقع از اثر او در زمینۀ روانشناسی انضمامی، بهویژه نقد مبانی روانشناسی، استفاده کرد که در سال ۱۹۲۸ منتشر شده بود. اما اصطلاح شخصیت را از رَمون فرناندز وام گرفت که به نظرش تحت تأثیر سه چیز قرار داشت: تکامل زندگینامهای یعنی نحوۀ واکنش نشاندادن سوژهها به تجربۀ شخصی؛ خودانگاره یعنی نحوۀ بهآگاهیآوردن تصاویری که از خود دارند؛ و تنشِ روابط اجتماعی که یعنی برداشت آنها از چگونگی اثرگذاری خود بر دیگران.
لکان با این تعریف، چنانکه فروید نیز پیش از او چنین کرده بود، خصوصیتی را معرفی کرد که در سراسر دوران کاریاش تکرار شد. در سال ۱۹۳۲ سوژه را صرفاً مجموع بازنماییهای آگاه و ناآگاه میدانست که به طور دیالکتیکی در روابط فرد با سایر افراد و کلاً جامعه وارد عمل میشد. به عبارت دیگر داشت سوژه را در چارچوب پدیدارشناسی روانپزشکی معرفی میکرد. شخصیت سازمان خاصی داشت که وجه پدیدارشناسانه را اصلاح میکرد.
از کتابِ «ژک لکان»
زندگی و نظام فکری
الیزابت رودینسکو
ترجمهٔ ناتاشا محرّمزاده و ملیکا خوشنژاد
لکان پنج عامل برای تعریف پارانویا مطرح کرد: شخصیت، عوامل روانزا، روند، ناسازگاری و توازی. نامی از ژرژ پولیتزر نبرد، اما درواقع از اثر او در زمینۀ روانشناسی انضمامی، بهویژه نقد مبانی روانشناسی، استفاده کرد که در سال ۱۹۲۸ منتشر شده بود. اما اصطلاح شخصیت را از رَمون فرناندز وام گرفت که به نظرش تحت تأثیر سه چیز قرار داشت: تکامل زندگینامهای یعنی نحوۀ واکنش نشاندادن سوژهها به تجربۀ شخصی؛ خودانگاره یعنی نحوۀ بهآگاهیآوردن تصاویری که از خود دارند؛ و تنشِ روابط اجتماعی که یعنی برداشت آنها از چگونگی اثرگذاری خود بر دیگران.
لکان با این تعریف، چنانکه فروید نیز پیش از او چنین کرده بود، خصوصیتی را معرفی کرد که در سراسر دوران کاریاش تکرار شد. در سال ۱۹۳۲ سوژه را صرفاً مجموع بازنماییهای آگاه و ناآگاه میدانست که به طور دیالکتیکی در روابط فرد با سایر افراد و کلاً جامعه وارد عمل میشد. به عبارت دیگر داشت سوژه را در چارچوب پدیدارشناسی روانپزشکی معرفی میکرد. شخصیت سازمان خاصی داشت که وجه پدیدارشناسانه را اصلاح میکرد.
از کتابِ «ژک لکان»
زندگی و نظام فکری
الیزابت رودینسکو
ترجمهٔ ناتاشا محرّمزاده و ملیکا خوشنژاد
👍6❤3👎3
هر تأثر یا عاطفهٔ متعلق به تکانهای عاطفی، از هر نوع که باشد، در صورتی که واپسزده شود استحاله مییابد و به صورت اضطراب درمیآید، آنگاه در میان انواع چیزهای ترسناک به احتمال قوی دستهای هست که میتوان نشان داد عنصر ترسناکشان چیزی واپسزده است که برمیگردد و تکرار میشود. این دسته از چیزهای ترسناک بدینقرار امور غریب را تشکیل میدهد؛ و فرقی نمیکند که آنچه غریب و رعبآور است خودش اصلاً ترسناک است یا حامل تأثر یا عاطفهای دیگر است.
از کتابِ «چگونه فروید بخوانیم»
جاش کوهن
ترجمهٔ صالح نجفی
هر تأثر یا عاطفهٔ متعلق به تکانهای عاطفی، از هر نوع که باشد، در صورتی که واپسزده شود استحاله مییابد و به صورت اضطراب درمیآید، آنگاه در میان انواع چیزهای ترسناک به احتمال قوی دستهای هست که میتوان نشان داد عنصر ترسناکشان چیزی واپسزده است که برمیگردد و تکرار میشود. این دسته از چیزهای ترسناک بدینقرار امور غریب را تشکیل میدهد؛ و فرقی نمیکند که آنچه غریب و رعبآور است خودش اصلاً ترسناک است یا حامل تأثر یا عاطفهای دیگر است.
از کتابِ «چگونه فروید بخوانیم»
جاش کوهن
ترجمهٔ صالح نجفی
👍7
امنیت از نیازهای اساسی روح است. معنای امنیت این است که روح انسان زیر فشار ترس و وحشت نباشد، مگر در نتیجۀ تقارن اتفاقی اوضاع و احوال و برای مدتی کوتاه و استثنائی. ترس و وحشت، که از حالات آشنای روح هستند، کمابیش دو زهر قاتلند، خواه ترس از بیکاری آن دو را پدید آورَد، خواه آزارِ پلیس، یا ظهور فاتحی بیگانه، یا تهاجم قریبالوقوع دشمن، یا هر مصیبت دیگری که خارج از حد تحمل انسان باشد.
اربابان رومی به شیوۀ مرسوم آن زمان تازیانهای را در دالان عمارت در معرض دید بردگانشان قرار میدادند، چون میدانستند این منظره نوعی حالت دلمُردگی ایجاد میکند که لازمۀ بردگی است. درمقابل مصریان اعتقاد داشتند مرد دادگر کسی است که پس از مرگ بتواند بگوید: «هرگز هیچ انسانی را نترساندم.»
از کتابِ نیاز به ریشهها
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
امنیت از نیازهای اساسی روح است. معنای امنیت این است که روح انسان زیر فشار ترس و وحشت نباشد، مگر در نتیجۀ تقارن اتفاقی اوضاع و احوال و برای مدتی کوتاه و استثنائی. ترس و وحشت، که از حالات آشنای روح هستند، کمابیش دو زهر قاتلند، خواه ترس از بیکاری آن دو را پدید آورَد، خواه آزارِ پلیس، یا ظهور فاتحی بیگانه، یا تهاجم قریبالوقوع دشمن، یا هر مصیبت دیگری که خارج از حد تحمل انسان باشد.
اربابان رومی به شیوۀ مرسوم آن زمان تازیانهای را در دالان عمارت در معرض دید بردگانشان قرار میدادند، چون میدانستند این منظره نوعی حالت دلمُردگی ایجاد میکند که لازمۀ بردگی است. درمقابل مصریان اعتقاد داشتند مرد دادگر کسی است که پس از مرگ بتواند بگوید: «هرگز هیچ انسانی را نترساندم.»
از کتابِ نیاز به ریشهها
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
👍2❤1👎1
همۀ نظامهای حقوقی اهدای گامت را به رسمیت نمیشناسند. برخی درمقابل این اقدام سکوت اختیار کرده و برخی دیگر آن را ممنوع کردهاند. اما پرسش این است که اگر کودکی در چنین نظامهای حقوقی متولد شود، نسب او به چه کسی میرسد، چرا که درعمل متقاضیان و متخصصان مربوط (به رغم منع قانونی) اقدام به انجام انواع روشهای کمکباروری میکنند؟ در فصل پیشین، این پاسخ حقوقی داده شد که در آنجا کودک به دهندۀ گامت منسوب میشود، شخصی که با کودک علقۀ ژنتیک دارد، از او ارث میبرد، اوست که تعیین میکند چه اقدام پزشکیای باید برایش انجام شود یا نشود، اوست که تعیین میکند کودک باید در کدام کشور زندگی کند، به کدام مدرسه برود و بسیاری دیگر از تصمیمات که پدر و مادر باید برای فرزندش تا رسیدن به سن بلوغ و رشد بگیرد.
باری، این پرسش نمایانگر وضعیتی پیچیده است؛ چون در بسیاری از این کشورها، بهویژه به دلایل فرهنگی، اهدا به صورت ناشناس انجام میشود و اساساً، درعمل، محرمانه ماندن شرط انجام درمان است. بدین سان، این کودک درعمل به «هیچکس» منسوب است. این انتساب ثمرهای جز ابهام کامل نسب ندارد و کودک را از حمایت مالی و عاطفی پدر و حسب مورد، مادر محروم میکند. برای پرهیز از این پیشامد بوده است که زوجین نابارور از اعلام صحیح واقعۀ ولادت طفره میروند و خود را پدر و مادر واقعی معرفی میکنند. نام آنان، به جای دهندگان گامت، در شناسنامه ثبت میشود؛ چون مادام که اختلافی رخ نداده، موجبی برای اثبات خلاف آن وجود ندارد.
از کتابِ «حقوق تطبیقی نسب»
در قلمرو روشهای کمکباروری
محمد راسخ و فائزه عامری
همۀ نظامهای حقوقی اهدای گامت را به رسمیت نمیشناسند. برخی درمقابل این اقدام سکوت اختیار کرده و برخی دیگر آن را ممنوع کردهاند. اما پرسش این است که اگر کودکی در چنین نظامهای حقوقی متولد شود، نسب او به چه کسی میرسد، چرا که درعمل متقاضیان و متخصصان مربوط (به رغم منع قانونی) اقدام به انجام انواع روشهای کمکباروری میکنند؟ در فصل پیشین، این پاسخ حقوقی داده شد که در آنجا کودک به دهندۀ گامت منسوب میشود، شخصی که با کودک علقۀ ژنتیک دارد، از او ارث میبرد، اوست که تعیین میکند چه اقدام پزشکیای باید برایش انجام شود یا نشود، اوست که تعیین میکند کودک باید در کدام کشور زندگی کند، به کدام مدرسه برود و بسیاری دیگر از تصمیمات که پدر و مادر باید برای فرزندش تا رسیدن به سن بلوغ و رشد بگیرد.
باری، این پرسش نمایانگر وضعیتی پیچیده است؛ چون در بسیاری از این کشورها، بهویژه به دلایل فرهنگی، اهدا به صورت ناشناس انجام میشود و اساساً، درعمل، محرمانه ماندن شرط انجام درمان است. بدین سان، این کودک درعمل به «هیچکس» منسوب است. این انتساب ثمرهای جز ابهام کامل نسب ندارد و کودک را از حمایت مالی و عاطفی پدر و حسب مورد، مادر محروم میکند. برای پرهیز از این پیشامد بوده است که زوجین نابارور از اعلام صحیح واقعۀ ولادت طفره میروند و خود را پدر و مادر واقعی معرفی میکنند. نام آنان، به جای دهندگان گامت، در شناسنامه ثبت میشود؛ چون مادام که اختلافی رخ نداده، موجبی برای اثبات خلاف آن وجود ندارد.
از کتابِ «حقوق تطبیقی نسب»
در قلمرو روشهای کمکباروری
محمد راسخ و فائزه عامری
👍8
آن چشم كه تو دارى چه شورابهها از چشم من برآورده
و آن اشكدانههاى كودكانه چه رسوا كردهاند سيماى مرا.
آرى، اين چشمها كه هرگز اشک اندوه نفشاندهاند
نه حتى در آن دم كه پدرم، يورک، و ادوارد مىگريستند
آنگاه كه نالههاى دلگداز راتلند را مىشنيدند
آن دم كه كليفورد دژمسيما شمشير بر او كشيد.
و نيز نه آن روز كه پدر جنگجوى تو، كودکوار
داستان غمبار مرگ پدرم را با من مىگفت
و در ميان سخن بيستبار به هقهق و زارى افتاد
و جمله حاضران نيز گونه تر كردند
چون درختانى در هجوم باران.
حتى در آن دم نيز چشم مردانه من آن اشکهاى درماندهوار را به تحقير گرفت.
حاليا، اشكى كه آن همه اندوه از چشم من برنياورد
جمال تو بر گونهام جارى مىكند و گريه راه بر بينايىام مىبندد.
هرگز پيش دوست و دشمن به تكدى نرفتهام
و زبانم به الفاظ چرب و شيرين خو نكرده است.
حاليا جمال تو به جبران آن سرسختى وامىداردم.
دل مغرورم به تكدى افتاده و زبانم را به گفتار برمىانگيزد.
از نمایشنامهٔ ریچارد سوم؛ ویلیام شکسپیر؛ ترجمهٔ عبدالله کوثری
آن چشم كه تو دارى چه شورابهها از چشم من برآورده
و آن اشكدانههاى كودكانه چه رسوا كردهاند سيماى مرا.
آرى، اين چشمها كه هرگز اشک اندوه نفشاندهاند
نه حتى در آن دم كه پدرم، يورک، و ادوارد مىگريستند
آنگاه كه نالههاى دلگداز راتلند را مىشنيدند
آن دم كه كليفورد دژمسيما شمشير بر او كشيد.
و نيز نه آن روز كه پدر جنگجوى تو، كودکوار
داستان غمبار مرگ پدرم را با من مىگفت
و در ميان سخن بيستبار به هقهق و زارى افتاد
و جمله حاضران نيز گونه تر كردند
چون درختانى در هجوم باران.
حتى در آن دم نيز چشم مردانه من آن اشکهاى درماندهوار را به تحقير گرفت.
حاليا، اشكى كه آن همه اندوه از چشم من برنياورد
جمال تو بر گونهام جارى مىكند و گريه راه بر بينايىام مىبندد.
هرگز پيش دوست و دشمن به تكدى نرفتهام
و زبانم به الفاظ چرب و شيرين خو نكرده است.
حاليا جمال تو به جبران آن سرسختى وامىداردم.
دل مغرورم به تكدى افتاده و زبانم را به گفتار برمىانگيزد.
از نمایشنامهٔ ریچارد سوم؛ ویلیام شکسپیر؛ ترجمهٔ عبدالله کوثری
❤13👍5👏2
منتشر شد
«چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت»
یوئن یوئن انگ
ترجمهٔ محمدسعید نوری نائینی
مائو تسه تونگ، از نامآورترین انقلابیون جهان در قرن بیستم، مردمی آشفته و سرخورده را سامان داد و به ملتی یکپارچه و فداکار بدل ساخت. اما مدیریتش تلخ و ناگوار بود. طی سی سال حکومت مائو، چین دچار دو فاجعه شد: یکی تحمیل الگوی ایدئولوژیکی آشفتهای بود در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ با عنوان «جهش بزرگ به جلو» به قصد سرعت بخشیدن به تولید، که نتیجهٔ عکس داد؛ تحول دوم به نام «انقلاب فرهنگی» در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ به قدرت گرفتن «جوانان گارد سرخ» انجامید و از لحاظ اقتصادی و سیاسی فاجعهبار از کار درآمد.
گشایش هنگامی آغاز شد که دنگ شیائو پینگ، رفیق مغضوب مائو، قدرت را به دست گرفت. درسی دردناک که دنگ و همرزمانش آموخته بودند این بود که تمرکز قدرت در دستان خودکامه به سوءاستفاده و نتایج ویرانگر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خواهد انجامید. آنها میدانستند که باید ایدئولوژی جزمی را کنار بگذارند و «حقیقت را در واقعیت موجود بجویند.»
▫️ بخشی از کتاب
منتشر شد
«چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت»
یوئن یوئن انگ
ترجمهٔ محمدسعید نوری نائینی
مائو تسه تونگ، از نامآورترین انقلابیون جهان در قرن بیستم، مردمی آشفته و سرخورده را سامان داد و به ملتی یکپارچه و فداکار بدل ساخت. اما مدیریتش تلخ و ناگوار بود. طی سی سال حکومت مائو، چین دچار دو فاجعه شد: یکی تحمیل الگوی ایدئولوژیکی آشفتهای بود در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ با عنوان «جهش بزرگ به جلو» به قصد سرعت بخشیدن به تولید، که نتیجهٔ عکس داد؛ تحول دوم به نام «انقلاب فرهنگی» در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ به قدرت گرفتن «جوانان گارد سرخ» انجامید و از لحاظ اقتصادی و سیاسی فاجعهبار از کار درآمد.
گشایش هنگامی آغاز شد که دنگ شیائو پینگ، رفیق مغضوب مائو، قدرت را به دست گرفت. درسی دردناک که دنگ و همرزمانش آموخته بودند این بود که تمرکز قدرت در دستان خودکامه به سوءاستفاده و نتایج ویرانگر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خواهد انجامید. آنها میدانستند که باید ایدئولوژی جزمی را کنار بگذارند و «حقیقت را در واقعیت موجود بجویند.»
▫️ بخشی از کتاب
👍14👎2
منتشر شد
«انبارشدگان»
دابید د سولا
ترجمهٔ پژمان رضایی
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۱)
○ اینجا توی انبار فقط یه صندلی هست، اون هم متعلق به کسیه که ارشدیت داشته باشه. من مجبور شدم یازده سال سرپا بایستم تا مسئول قبلی بازنشسته بشه. تو خوششانسی، خیلی. فقط باید پنج روز سرپا باشی، بعد میشینی سر جای من. امروز همهچی برای جوونها سادهست. من مجبور شدم یازده سال صبر کنم.
● چند وقته که توی این انبار کار میکنین؟
○ بیستونه سال. یازده سال شاگرد، هیجده سال مسئول.
(از صفحهٔ ۱۸ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
منتشر شد
«انبارشدگان»
دابید د سولا
ترجمهٔ پژمان رضایی
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۱)
○ اینجا توی انبار فقط یه صندلی هست، اون هم متعلق به کسیه که ارشدیت داشته باشه. من مجبور شدم یازده سال سرپا بایستم تا مسئول قبلی بازنشسته بشه. تو خوششانسی، خیلی. فقط باید پنج روز سرپا باشی، بعد میشینی سر جای من. امروز همهچی برای جوونها سادهست. من مجبور شدم یازده سال صبر کنم.
● چند وقته که توی این انبار کار میکنین؟
○ بیستونه سال. یازده سال شاگرد، هیجده سال مسئول.
(از صفحهٔ ۱۸ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
❤6👍1
ژان ژاک روسو خانواده را با «طبيعت» همسان مىپنداشت. براى او مسلم بود كه «جامعه» نابرابرى مىآفريند، حال آنكه «طبيعت» در ذات خود برابرىخواه است. «جاى ارباب و برده در خانواده نيست بلكه فقط در طبقه است». «جامعه» تفاهم انسانى را در حصار تنگ عقلانيت، كه روسو «فلسفه» مىنامد، اسير مىكند اما خانواده سرشار از زندگى عاطفى، بهويژه همدردى است. «فلسفه است كه بشر را به انزوا مىكشاند؛ از رهگذر فلسفه است كه آدمى مىتواند با ديدن انسانى كه رنج مىكشد در نهان بگويد: اگر مىخواهى بمير، جاى من كه امن است». در خانواده حس «طبيعىِ» همبستگىِ انسانى همچنان حكمفرماست، اما در «جامعه» اين حس با خودپرستى كاسبكارانه بورژوازى نابود شده است. از اين نظر، روسو طليعهٔ باور مدرن است به اينكه در درون خانواده آزادى برقرار است و حرف اول را نيازهاى عاطفى اعضاى آن مىزند. يكى از خوشترين لحظات زندگى روسو زمانى رسيد كه به هنگام ترک پاريس ساعت خود را دور انداخت.
از کتابِ «سرمایهداری، خانواده، و زندگی شخصی»
ایلای زارتسکی
ترجمهٔ منیژه نجمعراقی
ژان ژاک روسو خانواده را با «طبيعت» همسان مىپنداشت. براى او مسلم بود كه «جامعه» نابرابرى مىآفريند، حال آنكه «طبيعت» در ذات خود برابرىخواه است. «جاى ارباب و برده در خانواده نيست بلكه فقط در طبقه است». «جامعه» تفاهم انسانى را در حصار تنگ عقلانيت، كه روسو «فلسفه» مىنامد، اسير مىكند اما خانواده سرشار از زندگى عاطفى، بهويژه همدردى است. «فلسفه است كه بشر را به انزوا مىكشاند؛ از رهگذر فلسفه است كه آدمى مىتواند با ديدن انسانى كه رنج مىكشد در نهان بگويد: اگر مىخواهى بمير، جاى من كه امن است». در خانواده حس «طبيعىِ» همبستگىِ انسانى همچنان حكمفرماست، اما در «جامعه» اين حس با خودپرستى كاسبكارانه بورژوازى نابود شده است. از اين نظر، روسو طليعهٔ باور مدرن است به اينكه در درون خانواده آزادى برقرار است و حرف اول را نيازهاى عاطفى اعضاى آن مىزند. يكى از خوشترين لحظات زندگى روسو زمانى رسيد كه به هنگام ترک پاريس ساعت خود را دور انداخت.
از کتابِ «سرمایهداری، خانواده، و زندگی شخصی»
ایلای زارتسکی
ترجمهٔ منیژه نجمعراقی
❤11👍9👏2
منتشر شد
«شاهموش و مارا و دیوار»
ناتاشا محرمزاده
نمایشنامه
از مجموعهی جهان نمایش (۷۲)
○ اوه پیرزن، همهی این ماجراها خیالپردازیه. تو فکر میکنی تو سر انقلابیون دنیا و همین میرزای شما و کل قشونش چیزی جز خیال هست؟ خیاله که خطرناکه، وگرنه واقعیت مگه چیه؟ هرچی هست زیر سر همین قدرت خیاله که میآد توی پاها و بر و بازوی آدمها…
(از صفحهٔ ۱۱۵ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
منتشر شد
«شاهموش و مارا و دیوار»
ناتاشا محرمزاده
نمایشنامه
از مجموعهی جهان نمایش (۷۲)
○ اوه پیرزن، همهی این ماجراها خیالپردازیه. تو فکر میکنی تو سر انقلابیون دنیا و همین میرزای شما و کل قشونش چیزی جز خیال هست؟ خیاله که خطرناکه، وگرنه واقعیت مگه چیه؟ هرچی هست زیر سر همین قدرت خیاله که میآد توی پاها و بر و بازوی آدمها…
(از صفحهٔ ۱۱۵ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
❤4👍2
فرهنگ اندیشههای سیاسی ترجمهٔ مدخلهایی از بخش سیاست و فلسفهٔ سیاسی کتاب فرهنگ تاریخچهٔ اندیشههاست که مهمترین کتاب مرجع نیمهٔ دوم قرن بیستم شناخته میشود. مزیت بزرگ مقالات این کتاب آن است که علاوه بر شرح و توضیح مفاهیم، تاریخچهٔ پدیدآمدن آنها و سیر تکوین و تحولشان نیز مورد بحث قرار گرفته است و میتواند دیدی تاریخی به خواننده بدهد.
در این کتاب مقالات به سه دستهٔ کلی تقسیم شدهاند: نخست مفاهیم کلی، سپس مفاهیم مرتبط با لیبرالیسم و سرانجام مفاهیم مرتبط با سوسیالیسم و مارکسیسم. نويسندگان مقالات همگى دانشورانى شناختهشده و متخصص بودهاند كه طبيعتاً وجهه علمى خودشان را سوداى سياست روز نمىكردهاند.
«فرهنگ اندیشههای سیاسی»
ترجمهٔ خشایار دیهیمی
امکان سفارش چاپ تکنسخهٔ کتاب از سایت نشر نی www.nashreney.com
ارسال رایگان به سراسر کشور
فرهنگ اندیشههای سیاسی ترجمهٔ مدخلهایی از بخش سیاست و فلسفهٔ سیاسی کتاب فرهنگ تاریخچهٔ اندیشههاست که مهمترین کتاب مرجع نیمهٔ دوم قرن بیستم شناخته میشود. مزیت بزرگ مقالات این کتاب آن است که علاوه بر شرح و توضیح مفاهیم، تاریخچهٔ پدیدآمدن آنها و سیر تکوین و تحولشان نیز مورد بحث قرار گرفته است و میتواند دیدی تاریخی به خواننده بدهد.
در این کتاب مقالات به سه دستهٔ کلی تقسیم شدهاند: نخست مفاهیم کلی، سپس مفاهیم مرتبط با لیبرالیسم و سرانجام مفاهیم مرتبط با سوسیالیسم و مارکسیسم. نويسندگان مقالات همگى دانشورانى شناختهشده و متخصص بودهاند كه طبيعتاً وجهه علمى خودشان را سوداى سياست روز نمىكردهاند.
«فرهنگ اندیشههای سیاسی»
ترجمهٔ خشایار دیهیمی
امکان سفارش چاپ تکنسخهٔ کتاب از سایت نشر نی www.nashreney.com
ارسال رایگان به سراسر کشور
🔥4❤2👍1
مرگ است که لذت و جهانجویی و شور و امید را در زندگانی به ارمغان میآورد. زندگی نامیرایان چنین نیست. یکنواخت است و ملالآور. آنها در زندگی جاودانۀ خود همهچیز از سر گذراندهاند و دوباره نیز همانها را از سر خواهند گذراند. در نظرت ملالآور نیست؟ اگر خطرِ ورود به دنیای مردگان و پیوستن به خیل آن ارواح در قدم به قدم زندگی در پی ما نباشد، کجا میتوانیم تمنای دل، شوق، هیجان و بیقراری داشته باشیم؟
از نمایشنامهٔ «اودوسئوس و پنلوپه»
ماریو بارگاس یوسا
ترجمهٔ علیرضا شفیعی نسب
از مجموعهٔ جهان نمایش
مرگ است که لذت و جهانجویی و شور و امید را در زندگانی به ارمغان میآورد. زندگی نامیرایان چنین نیست. یکنواخت است و ملالآور. آنها در زندگی جاودانۀ خود همهچیز از سر گذراندهاند و دوباره نیز همانها را از سر خواهند گذراند. در نظرت ملالآور نیست؟ اگر خطرِ ورود به دنیای مردگان و پیوستن به خیل آن ارواح در قدم به قدم زندگی در پی ما نباشد، کجا میتوانیم تمنای دل، شوق، هیجان و بیقراری داشته باشیم؟
از نمایشنامهٔ «اودوسئوس و پنلوپه»
ماریو بارگاس یوسا
ترجمهٔ علیرضا شفیعی نسب
از مجموعهٔ جهان نمایش
👍6❤2👏2👎1🤔1
منتشر شد
«شاهزاده خانم»
رمان تاریخی
گیتا مِهتا
ترجمهٔ عطا گیلانی
گیتا مهتا، نویسنده، روزنامهنگار و کارگردان، ۱۳ دسامبر ۱۹۴۳ در خانوادهای هنرمند و فرهنگدوست در هندوستان به دنیا آمد. در هند و سپس در دانشگاه کیمبریج تحصیل کرد. غیر از کارهای هنریاش در عرصهٔ سینما و تلویزیون، آثار ارزشمندی با محتوای فرهنگی و فلسفی از او به چهارده زبان در بیست و هشت کشور منتشر شدهاند. از کتابهایش، غیر از کتاب حاضر که در زبان انگلیسی به نام راج و در آلمانی به نام مهارانی شناخته شده است، رازهای یک رود مقدس و کوکاکولای مقدس به شهرت رسیدهاند. مهتا ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۳ در دهلی از دنیا رفت.
از عطا گیلانی، مترجم این کتاب، رمان بلند گاو، قصهٔ قصهها و آثار نمایشی و مقالات اجتماعی مختلفی در ایران به انتشار رسیدهاند.
منتشر شد
«شاهزاده خانم»
رمان تاریخی
گیتا مِهتا
ترجمهٔ عطا گیلانی
گیتا مهتا، نویسنده، روزنامهنگار و کارگردان، ۱۳ دسامبر ۱۹۴۳ در خانوادهای هنرمند و فرهنگدوست در هندوستان به دنیا آمد. در هند و سپس در دانشگاه کیمبریج تحصیل کرد. غیر از کارهای هنریاش در عرصهٔ سینما و تلویزیون، آثار ارزشمندی با محتوای فرهنگی و فلسفی از او به چهارده زبان در بیست و هشت کشور منتشر شدهاند. از کتابهایش، غیر از کتاب حاضر که در زبان انگلیسی به نام راج و در آلمانی به نام مهارانی شناخته شده است، رازهای یک رود مقدس و کوکاکولای مقدس به شهرت رسیدهاند. مهتا ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۳ در دهلی از دنیا رفت.
از عطا گیلانی، مترجم این کتاب، رمان بلند گاو، قصهٔ قصهها و آثار نمایشی و مقالات اجتماعی مختلفی در ایران به انتشار رسیدهاند.
👏6👍4❤2🥰1