نشر نی
10.3K subscribers
6.19K photos
251 videos
479 files
3.62K links
www.nashreney.com :وب‌سایت

اینستاگرام: Instagram.com/nashreney

تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com
Download Telegram

‌به دلیل موقعیت مادون زنان، میل از خانواده به عنوان «مدرسۀ استبداد» یاد می‌کند. «مردم نمی‌دانند که در اعصار گذشته قاعدۀ زندگی همان قانون قدرت برتر بود؛ قانونی که علناً در ملأ عام اعلام می‌شد». زنان که به لحاظ جسمانی ضعیف‌تر از مردان هستند، نسبت به آن‌ها در «وضعیت اسارت» بودند. در طول قرن‌ها، سلطۀ زور از حوزه‌های مختلف زندگی حذف شده است. برده‌داری الغا شده است ــ هرچند این اتفاق در برخی کشورها اخیراً رخ داده است. روابط سیاسی از حاکمیت مطلق پادشاهان منصوب از جانب خدا عقب‌نشینی کرده و در حال بدل شدن به روابط میان افراد برابر است. فقط در روابط بین مردان و زنان تغییری رخ نداده است. تبعیت زنان از مردان «وضعیت بدوی برده‌داری است که به واسطۀ تخفیف‌ها و تعدیل‌های متوالی ادامه دارد». «بنابراین انقیاد اجتماعی زنان موردی خاص در نهادهای اجتماعی مدرن است؛ نقض موردیِ آن‌چه به قانون بنیادین آن‌ها بدل شده است؛ تنها یادگار جهان کهنِ اندیشه و عمل که از هر لحاظ دیگر بی‌اعتبار شد مگر همین یک مورد که بیشترین جنبۀ عمومی را داشت».

از کتابِ «تاریخ فلسفهٔ سیاسی (جلد چهارم)»
از روسو تا مارکس
جورج کلوسکو
ترجمهٔ مسعود آذرفام
7👎3👍2

‌اگر ما از تلاش برای یافتن تمثیل یا قیاس دست بکشیم، تفسیر هایکو دیگر ناممکن خواهد شد: در این صورت سخن گفتن از هایکو تنها و به‌سادگی چیزی جز تکرار آن نخواهد بود. و این همان کاری است که یکی از مفسران باشو معصومانه انجام می‌دهد:

ساعت چهار شده است...
تا به حال نُه بار برخاسته‌ام
تا ماه را تحسین کنم.

او می‌نویسد: «ماه آن‌قدر زیباست که شاعر بارها و بارها بی‌وقفه از خواب بیدار می‌شود تا از پنجره‌اش به تماشای آن بنشیند». راه‌های تفسیر در نزد ما، چه رمزگشایانه باشند، چه صوری‌گرایانه و چه همان‌گویانه در پی شکافتن معنا، یعنی ورود به آن همچون دزدان هستند، و از این چنین راه‌هایی نمی‌توانند به هایکو دست یابند زیرا قرائتی که در این راه‌ها وارد می‌شود زبان را معلق می‌کند نه آنکه آن را برانگیزاند.

از کتابِ امپراتوری نشانه‌ها
رولان بارت
ترجمهٔ ناصر فکوهی
1

‌در سنت پرفروغ و اما مستعجل ساختارگرایی ادبی، بوطیقای نثر جایگاه یگانه‌ای دارد: هم از سویی نمونهٔ بارز تلاش نقد ادبی‌ست برای پیوستن به انقلاب ساختارگرایی که تفکر نسل تودورف را سخت دگرگون کرده بود؛ و این نه‌تنها در وام‌گیری ابزار نظری نقد از دیگر حوزه‌های پیشرو ساختارگرایی (زبان‌شناسی، انسان‌شناسی، فلسفه و روان‌کاوی) بلکه نیز در برداشت تازه نسبت به خود کنش نقد نمود یافته است. هم، از سوی دیگر، علائم بی‌بست عنقریبِ این نوع وام‌گیری چیزی نیست که از نگاه خوانندهٔ نکته‌بین دور بماند. بعید است تصادف صرف باشد که از فردای انتشار، فاصلهٔ تودورف با این نگاه دم به دم بیشتر شده تا آن‌جا که سرآخر از محافظه‌کارانه‌ترین اشکال ممکنِ نقد سر درآورده، و درعین‌حال کتاب، به اقرار مؤلف هنوز پراقبال‌ترین کار اوست.
از این لحاظ سوای ارزش‌های فی‌نفسهٔ کار تودورف و خاصه استحالهٔ نقدِ قصه به «قصهٔ نقد»، ضرورت خواندن بوطیقای نثر همانا ضرورت اندیشیدن به برون‌رفت از عسرتی‌ست که نقد ادبی بدان دچار آمده.

«بوطیقای نثر»
تزوتان تودوروف
ترجمهٔ انوشیروان گنجی‌پور

امکان سفارش چاپ تک‌نسخه از سایت نشر نی
ارسال رایگان به سراسر کشور
👍31

‌بیهوده به گوشی تلفن چسبیده بودم و سعی می‌کردم حرف بیشتری از آن بیرون بکشم. تماس قطع شده بود و من درست نفهمیده بودم چه اتفاقی افتاده است. ولی همان چند کلمه که از صدها کیلومتر آن‌طرف‌تر به گوشم رسید، برای دوباره پیوستن رشته‌ای گسسته کافی بود: بار دیگر آن چشم‌ها، چشم‌های پدر ــ این بار از پسِ ابر سفید پیری ــ با همان نگاه‌های ملامتگر و بی‌مدارا که از احساس گناه پُرم می‌کند، همان احساس قدیمی که گمان می‌کردم وقتی سال‌ها پیش به خانه پشت کردم تا دیگر برنگردم از میان رفته است... چقدر اشتباه می‌کردم! حالا می‌فهمم گذشته به آن سادگی که خیال می‌کردم نمی‌میرد و دردهای کهنه در جایی از روح ــ و نه جسم ــ همچنان می‌تپند و منتظر ناخنی می‌مانند که از قضا روی زخم را بکَند تا خونریزی خاطرات شروع شود. این هم چهره‌‌های قدیمی، که برخی را خاک به خود پوشانده و برخی دیگر، با پیاپی آمدن سال‌ها، غبار نسیان پوشیده‌اند. همین‌هاست که بار آن ماجرا‌ها را بر دوشم می‌نهد.

از رمان «اسفار سخن»
عبدالخالق رکابی
ترجمهٔ نرگس قندیل‌زاده
👍92

‌مردگانی را که پیش از این مرده‌اند تهنیت می‌گویم،
بیش از زندگانی که هنوز زنده‌اند.
و نیکبخت‌تر از این هر دو،
کسی است که هنوز به دنیا نیامده،
و ظلمی را که زیر آفتاب روا می‌شود نمی‌بیند.

از عهدِ عتیق؛ کتاب‌های حکمت (جلد سوم)، کتاب جامعه
ترجمهٔ پیروز سیار
👍195👏2

‌بر اساس برداشت متداول از نظریات افلاطون، محاکات نزد او چیزی نیست مگر محاکات از طبیعت و از آنجا که جهان محسوس پیشاپیش خود رونوشتی از جهان معقول است، پس اثر هنری رونوشتی از رونوشتی دیگر است و لذا هنرمند دوچندان از جهان معقول فاصله می‌گیرد. افلاطون در کتاب جمهوری پا را از این فراتر گذاشته و می‌گوید درواقع هنرهای محاکاتی آثاری به وجود می‌آورند که به‌کلی از حقیقت دور است. یا محاکات مانند وصلت مردی فرومایه با زنی فرومایه است که از آنان جز طفلی فرومایه به وجود نخواهد آمد. یا همۀ استادان شعر تقلیدی فقط سایه‌ها و اشباحی از حقیقت به ما می‌نمایانند و از درک فضیلت راستین و دیگر حقایق ناتوانند. از نظر او این هنر فرومایه نه‌تنها به‌دردنخور، بلکه حتی مضر است و درنتیجه می‌توان هنرمند را از ورود به مدینۀ فاضله منع کرد. لکان در سمینار هفتم اضافه می‌کند:
افلاطون هنر را در نازل‌ترین سطح از کارهای انسان قرار می‌دهد. زیرا برای او همۀ آنچه موجود است، تنها در رابطه با [جهان] ایده که امر واقع است وجود دارد. هرآنچه موجود است چیزی نیست جز تقلیدی از فراتر ـ از ـ واقعیت: سوررئال.

از کتاب حدّ تقریر
لکان، هنر و ادبیات
ناتاشا محرم‌زاده
8👍1👌1

‌توده تابع امیال آنی است، دمدمی و تحریک‌پذیر است. توده به‌شدت تلقین‌پذیر و زودباور است، غیرنقاد است، امر نامحتمل برایش وجود ندارد. احساسات توده به‌شدت ساده و به‌شدت افراطی‌اند. به عبارت دیگر، توده نه شک را می‌شناسد نه عدم قطعیت را. توده بی‌درنگ ره به افراط می‌برد. در توده امری مشکوک به‌محض جاری‌شدن بر زبان بلافاصله به «مدرکی بی‌چون‌وچرا» بدل می‌شود، و بیزاری شکل «نفرتی جنون‌آمیز» به خود می‌گیرد.
از آن‌جا که توده هیچ تردیدی ندارد که چه چیز درست است چه چیز غلط و هم‌زمان از قدرت عظیم خود آگاه است، همان‌قدر که در برابر قدرت ناشکیباست، پذیرای آن نیز هست. توده به قدرت احترام می‌گذارد و مهربانی فقط به میزان اندکی تحت تأثیرش قرار می‌دهد، توده مهربانی را فقط نوعی ضعف می‌داند. آنچه توده از قهرمانانش انتظار دارد زور و حتی گرایش به خشونت است. می‌خواهد تحت سلطه باشد و سرکوب شود و از اربابش بهراسد. توده که اساساً در همه‌چیز محافظه‌کار است، نفرت عمیقی از نوآوری و پیشرفت دارد و سنت برایش بی‌نهایت مقدس است.

از کتابِ «روان‌شناسی توده‌ای و تحلیل اگو»
زیگموند فروید
ترجمهٔ سایرا رفیعی
👍18👏1

«در بازگشت به خانه، به ماكس گفتم كه در بستر مرگ بسيار خوشحال خواهم بود، به شرط آن‌كه درد زياد نباشد. فراموش كردم اضافه كنم كه بهترين چيزهايى كه نوشته‌ام بر همين توانايىِ خوشحال‌مردن بنا مى‌شود، اما بعداً به عمد از گفتن آن سرباز زدم. در همهٔ اين قطعه‌هاى خوب و بسيار متقاعدكننده، همواره كسى در نظر است كه مى‌ميرد و مردن را دشوار مى‌يابد و آن را بى‌عدالتى مى‌شمارد؛ همهٔ اين‌ها، دست‌كم به اعتقاد من، براى خواننده بسيار هيجان‌انگيز است. اما، براى من كه گمان مى‌كنم بتوانم در بستر مرگم خوشحال باشم، چنين توصيف‌هايى در نهان يک بازى است، من حتى از مردن در وجود يک محتضر هم لذت مى‌برم، بنابراين به شيوه‌اى حساب شده توجه خواننده را كه بدين‌گونه به مرگ معطوف شده است به‌كار مى‌گيرم، و كاملاً بيش از او، كه گمان مى‌كنم در بستر مرگش شكوه خواهد كرد، حضور ذهنم را حفظ خواهم كرد، پس شكوه من تا حد ممكن بى‌نقص خواهد بود و مانند شكوه‌اى واقعى ناگهان متوقف نخواهد شد، بلكه سير زيبا وناب خود را ادامه خواهد داد...»

از کتابِ «از کافکا تا کافکا»
موریس بلانشو
ترجمهٔ مهشید نونهالی
👍74

‌در دست انتشار
«سوءتفاهم»
نمایش‌نامه
آلبر کامو
ترجمهٔ شهلا حائری

در مسافرخانه‌ای دورافتاده، در سرزمینی بی‌افق، مادر و دختری زندگی می‌کنند که رؤیای رفتن در سر دارند. پسر خانواده پس از بیست سال دوری به سرزمینش بازمی‌گردد که مادر و خواهرش را بازیابد و خوشبخت‌شان کند. او را به جا نمی‌آورند. آلبر کامو از این «سو‌ءتفاهم» تراژدی مدرن و تکان‌دهنده‌ای می‌آفریند.

"اگه شما از زندگی‌تون خسته‌اید، من در حد مرگ از این افق بسته خسته‌م، و حس می‌کنم که دیگه نمی‌تونم یه ماه هم این‌جا دووم بیارم. هر دومون از این مسافرخونه حال‌مون به هم می‌خوره، و شما تو این سن‌وسال فقط می‌خواین چشم‌هاتون رو ببندین و فراموش کنین. اما من که هنوز ذره‌ای از آرزوهای بیست سالگی تو دلم مونده، می‌خوام کاری کنم که برای همیشه از دستشون خلاص شم… (از متن نمایش‌نامه)"
6👍6

‌در این وضعیت [نابه‌سامان] فعلی جهان، آمادگی ذهنی برای زندگی بدون خوشی است که زمینه‌ساز امیدواری در جهت نیل به خوشی‌های دسترس است. زیرا هیچ‌چیز به‌جز این آگاهی [که زندگی خالی از شادی هم ممکن است] نمی‌تواند فرد را نیرویی دهد که بر اتفاقاتِ [شادی‌کُشِ] زندگی غلبه کند، چون این احساس را در او می‌انگیزد که سرنوشت و بخت را بگذار هرچه از بدی در چنته دارد بیرون بریزد، ولی عاقبت نمی‌تواند مرا مهار و منکوب کند [من به‌رغم نامساعدت زندگی‌، با حداقل شادی شادمانم]؛ چنین احساسی فرد را از نگرانی افراطی نسبت به شرور زندگی رها می‌کند، و او را، همچون بسیاری از رواقیان در بدترین عهد امپراتوری روم، توانمند می‌کند تا بتواند با آن [اندک] منابع خرسندی و رضایت‌خاطر که در دسترسش هست، با آرامش و بدون توجه به نامطمئن بودن پایایی آن‌ها یا به چاره‌ناپذیری پایان یافتن آن‌ها، انس گیرد [و از آن‌ها لذت برد].

از کتابِ «فایده‌گرایی»
جان استیوارت میل
ترجمه و تعلیق: مرتضی مردیها
👍41

‌تکامل از دو جهت با خلقت‌باوری در تقابل است. اولاً، طبق نظریهٔ تکامل، گونه‌ها در طول زمان تغییر می‌کنند. اگر به اندازهٔ کافی به عقب برگردیم و یک گونه امروزی را با اجدادش مقایسه کنیم، می‌بینیم که اجدادْ متفاوت از صورت‌های امروزین هستند. ثانیاً، طبق نظریهٔ تکامل، گونه‌های امروزی از اجداد کهن مشترکی تکامل یافته‌اند. براهینی که داروین در تأیید تکامل ارائه می‌کند، معطوف به همین مورد دوم است. از این منظر، شیوه استدلال‌پردازی داروین با بسیاری از براهین مدرنی که برای تأیید تکامل ارائه می‌شوند متفاوت است. زیست‌شناسان مدرن معمولاً به مثال‌هایی از تغییرات تکاملیِ قابل‌مشاهده در کوتاه‌مدت اشاره می‌کنند؛ و البته از شباهت‌هایی که بین گونه‌ها وجود دارد و داروین نیز برای رسیدن به نظریهٔ نیای مشترک به آن‌ها اشاره کرده، سود می‌جویند.
شواهدِ مؤید تکامل تا دههٔ ۱۹۲۰ به دست نیامده بود و تازه از آن زمان به بعد است که دانشمندان توانسته‌اند چنین شواهدی را گردآوری نمایند. تکامل معمولاً آنقدر کُند صورت می‌گیرد که قادر به مشاهده‌اش نیستیم.

از کتابِ چگونه داروین بخوانیم
مارک ریدلی
ترجمه‌ی محمود رافع
👍122

‌کتاب اقتصاد سیاسی نظامی‌گری امریکا در جست‌وجوی علت تشدید تازش‌های نظامی امریکا در سال‌های اخیر نیروی تعیین‌کننده‌ای را معرفی می‌کند که سوق‌دهندهٔ مبارزه برای پیشبرد جنگ و نظامی‌گری است: یعنی بهره‌برداران پرنفوذ از توسعهٔ نظامی و منافع جنگ، یا همان مجتمع نظامی صنعتی. نویسنده ضمن استنتاج از نظریه‌ها و گزارش‌های تجربی ممتاز دربارهٔ امپریالیسم و نظامی‌گری، تمایز روشنی بین امپریالیسم کلاسیک و امپریالیسم ارتش‌سالارانه قائل می‌شود.
او روشن می‌سازد که چگونه امپریالیسم انگلی ارتش‌سالارانه به‌تدریج پویایی را به‌وجود می‌آورد که از بطن آن یک دستگاه عریض و طویل نظامی با تمایل به جاودانگی بیرون می‌آید و به یک امپراتوری نظامی دیوان‌سالاری تحول می‌یابد.
نویسندهٔ کتاب دکتر اسماعیل حسین‌زاده، استاد پیشین اقتصاد در دانشگاه دریک در ایالت آیوا در ایالات متحده است.

«‌اقتصاد سیاسی نظامی‌گری امریکا»
اسماعیل حسین‌زاده
ترجمهٔ پرویز امیدوار
5

‌به‌كاربردن عقل واقعيت ديگرى را آشكار ساخت. از آنجا كه گواهى بود بر همگرايى بنيادين روح و جهان، به همانندى همهٔ انسان‏‌ها با يكديگر نيز گواهى مى‌داد. يک انسان، هر كه بود، از هرجا كه بود، به هر دورانى كه تعلق داشت، هر سن، سرنوشت، مذهب و مليتى كه داشت كافى بود بينديشد تا معلوم شود كه همانند و قابل جايگزينى با هر انسان ديگر است. بنابراين روال كار چنان بود كه گويى هركس از راه تأمل در خود به كليتى پى مى‌بُرد كه روحِ او را مى‌ساخت، يا چنان‌كه گويى روح، مهر تأييدى بر كليت هر انسان بود. هر انسان تنها به اين سبب كه مى‌انديشد به‌تنهايى كل بشريت است. بدين سبب روح اروپايى بايد گردهم‌آوردن كل بشريتِ پراكنده در تيره‌هاى گوناگون آن را به‌عنوان ديرينه‌ترين رسالت خويش بپذيرد، به‌نحوى‌كه گويى فرد جز جلوه‌اى از كل بشريت نيست.

از کتابِ «انسان پاره‌پاره»
نیکلا گریمالدی
ترجمهٔ عباس باقری
9👍1👎1

‌نشر نی برگزار می‌کند:
خوانش رمان فارسی، دههٔ هفتاد
(حضوری)
مدرس: محمد راغب

چهار جلسه، روزهای یک‌شنبه
ساعت ۱۷ تا ۱۹
مهلت ثبت‌نام تا ۲۲ فروردین
هزینهٔ دوره : ۵۰۰ هزار تومان

برنامهٔ جلسات:
۱۴۰۴/۱/۲۴ خانهٔ ادریسیها (۱۳۷۰-۱۳۷۱) غزاله علیزاده
۱۴۰۴/۲/۷ کلهٔ اسب (۱۳۷۰) جعفر مدرس صادقی
۱۴۰۴/۲/۲۱ طبل آتش (۱۳۷۰) علی‌اصغر شیرزادی
۱۴۰۴/۳/۴ نقش پنهان (۱۳۷۰) محمد محمدعلی

ثبت نام آی‌دی تلگرام:
@nashreney_pr
🔥2👍1👎1

‌منتشر شد‌
‌«همراهی فقها با عقلا»
پانزده مقاله
مهدی منتظرقائم


شریعت اسلام مستند به بخشی از قرآن و سنت است که در دو قرن آغازین ظهور اسلام شکل گرفت. فقهای شیعه از قرن چهارم برای فهم شریعت با تدبر در آیات و روایات به تدوین فقه پرداختند و اغلب سعی کردند از چارچوب فهم مردم معاصرِ تشریع و تبیین خارج نشوند. اما تحولاتی که قرن‌ها بعد در زندگی مردم پدید آمد بعضی از این فتواهای فقها را به چالش کشید. امروزه با توجه بیشتر به تفاوت عصر تشریع و تبیین با عصر نوین و تأثیر شرایط زمانی و مکانی در موضوعات احکام می‌توان بعضی از فتواها را کنار گذشت و برای برخی موضوعات به فتواهای جدید رسید. با بازنگری در ادلهٔ بعضی از احکام فقهی می‌توان جلوه‌ای از قرآن و سنت را ارائه داد که با عقلا مقابله نمی‌کند، نقل و عقل را رودرروی هم قرار نمی‌دهد و به نقش بزرگ عرف در استنباط و اجرای احکام توجه دارد. همراهی فقها با عقلا حاصل تلاش فقهی در عصر نوین است و بسیاری از اشکال عقلایی فقه را برطرف می‌کند.
(از صفحهٔ ۹ کتاب)

▫️بخشی از کتاب
👍93🤬2👎1
فهرست کتاب‌ها؛ بهار ۱۴۰۴.pdf
1 MB

‌فهرست کتاب‌های نشر نی. بهار ۱۴۰۴

هر‌کس که رنج می‌برد می‌کوشد رنج خود را منتقل کند (یا با بدرفتاری‌کردن با کسی، یا با طلب ترحم از او) تا از رنج خود بکاهد، و به‌راستی به این شیوه آن را کاهش می‌دهد. در مورد انسانی که به پایین‌ترین درجه رسیده است، کسی که هیچ‌کس بر او رحم نمی‌آورَد، کسی که امکان بدرفتاری با هیچ‌کس را ندارد (اگر فرزند یا کسانی را نداشته باشد که او را دوست بدارند)، رنج در درونش لانه می‌کند و او را مسموم می‌سازد.
این قانون، مانند جاذبه، مطلق است. چگونه می‌توان از آن رهایی جست؟ چگونه باید از نیرویی که شبیه به جاذبه است رهایی جست؟
میل به پراکندن شرّ به بیرون از خود: هنوز این میل را دارم! اشخاص و اشیاء آن‌قدرها برایم مقدس نیستند. باشد که هرگز چیزی را آلوده نسازم، هر‌چند یکسر به لجن تبدیل شده باشم. نیالودن هیچ چیز، حتی در اندیشه. حتی در بدترین لحظات نیز نمی‌خواستم یک پیکره‌ی یونانی یا فرسکویی از آنِ جوتو را نابود کنم. پس چرا چیزهای دیگر را خراب کنم؟ مثلاً لحظه‌ای در زندگی یک انسان را که می‌توانست در آن لحظه شاد باشد.

از کتابِ «جاذبه و رحمت»
سیمون وی
ترجمه‌ی بهزاد حسین‌زاده
👍181👏1
نشر نی pinned a file

منتشر شد
نیاز به ریشه‌ها
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسین‌زاده

آیا کتاب‌ها یا مقالات زیادی هستند که با خواندنشان احساس کنیم نویسنده پیش از نوشتن و چاپ دست‌نوشته‌اش با دغدغه‌ای راستین از خود پرسیده است: «آیا با حقیقت هم‌سو هستم؟» آیا خوانندگان زیادی هستند که پیش از گشودن یک کتاب با دغدغه‌ای راستین از خود بپرسند: «آیا در این کتاب به دنبال حقیقت می‌گردم؟» فرض کنیم همین حالا همهٔ تفکرپیشگان ــ کشیشان، پیشوایان روحانی، فیلسوفان، نویسندگان، دانشمندان و همهٔ معلمان ــ را مخیّر کنند که از این دو سرنوشت یکی را برگزینند: یکی اینکه فوراً و به شکلی برگشت‌ناپذیر و به معنای دقیق کلمه غرق نادانی شوند و همهٔ خفّت ملازم با چنین سقوطی را تجربه کنند و فقط آن مایه هوشیاری برایشان باقی بماند که تلخی این وضعیت را کاملاً دریابند؛ دیگری اینکه قوای عقلانی‌شان ناگهان چنان تکامل شگفت‌انگیزی بیابد که خیلی زود شهرتی جهانی برایشان به ارمغان آرد و پس از مرگ نیز تا هزار سال نامشان را قرین افتخار سازد فقط با این اشکال جزئی که تفکرشان تا ابد کمی با حقیقت ناهمسو باشد؛ آیا ممکن است تعداد کسانی که در این انتخاب لحظه‌ای دچار تردید می‌شوند زیاد باشد؟
👍51

‌لکان پنج عامل برای تعریف پارانویا مطرح کرد: شخصیت، عوامل روان‌زا، روند، ناسازگاری و توازی. نامی از ژرژ پولیتزر نبرد، اما درواقع از اثر او در زمینۀ روانشناسی انضمامی، به‌ویژه نقد مبانی روانشناسی، استفاده کرد که در سال ۱۹۲۸ منتشر شده بود. اما اصطلاح شخصیت را از رَمون فرناندز وام گرفت که به نظرش تحت تأثیر سه چیز قرار داشت: تکامل زندگی‌نامه‌ای یعنی نحوۀ واکنش نشان‌دادن سوژه‌ها به تجربۀ شخصی؛ خودانگاره یعنی نحوۀ به‌آگاهی‌آوردن تصاویری که از خود دارند؛ و تنشِ روابط اجتماعی که یعنی برداشت آن‌ها از چگونگی اثرگذاری‌ خود بر دیگران.
لکان با این تعریف، چنان‌که فروید نیز پیش از او چنین کرده بود، خصوصیتی را معرفی کرد که در سراسر دوران کاری‌اش تکرار شد. در سال ۱۹۳۲ سوژه را صرفاً مجموع بازنمایی‌های آگاه و ناآگاه می‌دانست که به طور دیالکتیکی در روابط فرد با سایر افراد و کلاً جامعه وارد عمل می‌شد. به عبارت دیگر داشت سوژه را در چارچوب پدیدارشناسی روانپزشکی معرفی می‌کرد. شخصیت سازمان خاصی داشت که وجه پدیدارشناسانه را اصلاح می‌کرد.

از کتابِ «ژک لکان»
زندگی و نظام فکری
الیزابت رودینسکو
ترجمهٔ ناتاشا محرّم‌زاده و ملیکا خوش‌نژاد
👍63👎3

‌هر تأثر یا عاطفهٔ متعلق به تکانه‌ای عاطفی، از هر نوع که باشد، در صورتی که واپس‌زده شود استحاله می‌یابد و به صورت اضطراب درمی‌آید، آن‌گاه در میان انواع چیزهای ترسناک به احتمال قوی دسته‌ای هست که می‌توان نشان داد عنصر ترسناک‌شان چیزی واپس‌زده است که برمی‌گردد و تکرار می‌شود. این دسته از چیزهای ترسناک بدین‌قرار امور غریب را تشکیل می‌دهد؛ و فرقی نمی‌کند که آن‌چه غریب و رعب‌آور است خودش اصلاً ترسناک است یا حامل تأثر یا عاطفه‌ای دیگر است.

از کتابِ «چگونه فروید بخوانیم»
جاش کوهن
ترجمهٔ صالح نجفی
👍7