🔸کتابهای در دست انتشار
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
▫️▫️▫️
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
▫️▫️▫️
«همراهی فقها با عقلا»
پانزده مقاله
مهدی منتظرقائم
🔸کتابهای در دست انتشار
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
▫️▫️▫️
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
▫️▫️▫️
«همراهی فقها با عقلا»
پانزده مقاله
مهدی منتظرقائم
ديدگاه ولستونكرافت در استيفاى حقوق زنان معمولاً به نگرشِ امانوئل كانت پهلو مىزد - يعنى اعتقاد به اينكه فرد تا زمانى كه از خودمختارى برخوردار نباشد انسانى كامل به شمار نمىآيد. او پافشارى داشت كه اگر تعقل وجه تمايز انسان از حيوان است پس زنان نيز مانند مردان از اين قابليت برخوردارند.
نقطهٔ قوت تحليل ولستونکرافت اين بود كه مىخواست زنان در انتخاب و تصميمگيرى مختار باشند و با آنان بر همين اساس رفتار شود. استيفاى حقوق زنان بيش از آنكه در طلب آزادى سياسى و اقتصادى براى زنان باشد بيانيهاى در باب يكىبودنِ طبيعتِ خردورز و انسانىِ زن و مرد بود.
ولستونکرافت بيش از هر چيز خواهان شخصيت انسانى براى زنان بود. او مىگفت زن «وسيلهٔ محض» يا ابزارى براى خوشبختى يا كمال شخصى ديگر نيست بلكه همان چيزى است كه كانت آن را «هدف» ناميد، يعنى عاملى خردورز كه كرامت او در قابليت خودسامانى خويش نهفته است.
از کتابِ «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی»
رزمری تانگ
ترجمۀ منیژه نجمعراقی
ديدگاه ولستونكرافت در استيفاى حقوق زنان معمولاً به نگرشِ امانوئل كانت پهلو مىزد - يعنى اعتقاد به اينكه فرد تا زمانى كه از خودمختارى برخوردار نباشد انسانى كامل به شمار نمىآيد. او پافشارى داشت كه اگر تعقل وجه تمايز انسان از حيوان است پس زنان نيز مانند مردان از اين قابليت برخوردارند.
نقطهٔ قوت تحليل ولستونکرافت اين بود كه مىخواست زنان در انتخاب و تصميمگيرى مختار باشند و با آنان بر همين اساس رفتار شود. استيفاى حقوق زنان بيش از آنكه در طلب آزادى سياسى و اقتصادى براى زنان باشد بيانيهاى در باب يكىبودنِ طبيعتِ خردورز و انسانىِ زن و مرد بود.
ولستونکرافت بيش از هر چيز خواهان شخصيت انسانى براى زنان بود. او مىگفت زن «وسيلهٔ محض» يا ابزارى براى خوشبختى يا كمال شخصى ديگر نيست بلكه همان چيزى است كه كانت آن را «هدف» ناميد، يعنى عاملى خردورز كه كرامت او در قابليت خودسامانى خويش نهفته است.
از کتابِ «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی»
رزمری تانگ
ترجمۀ منیژه نجمعراقی
❤1
Forwarded from به مهربانی
دارالاکرام در نشست بیستوهفتم خیروخرد با حضور دکتر مقصود فراستخواه به کتاب «کنشگران مرزی» خواهد پرداخت. این کتاب که اکنون به چاپ هفتم رسیده و کتاب برگزیدۀ سال ۱۴۰۳ در علوم اجتماعی شده است به عاملانی میپردازد که پایی در دولت و پایی در جامعه دارند و میان دولت و ملت پل میزنند.
ما در این نشست از منظر یک سازمان مردم نهاد و با پرسشهای زیر به سراغ کتاب و نویسنده میرویم
(۱) آیا در تاریخ ایران میتوان نهادهایی یافت که توانسته باشند نقش کنشگر مرزی را ایفا کنند؟
(۲) کنشگر مرزی نهادی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
(۳) آیا نهادهای مدنی موجود ظرفیت کنشگری مرزی را دارند یا در وضعیت فعلی ناچارند برای بقا خود به یک سمت بخزند؟
(۴) آیا کنشگران نهاد میتوانند در کم کردن شکاف میان طبقات پایین جامعه و دولت نقش بهتری نسبت به کنشگران فردی داشته باشند؟
توضیحات بیشتر: اینجا و اینجا
زمان: سه شنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۳ – ساعت ۱۶
نشست حضوری: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
نشست آنلاین: اینستاگرام به مهربانی
🆔 @bemehrbani
ما در این نشست از منظر یک سازمان مردم نهاد و با پرسشهای زیر به سراغ کتاب و نویسنده میرویم
(۱) آیا در تاریخ ایران میتوان نهادهایی یافت که توانسته باشند نقش کنشگر مرزی را ایفا کنند؟
(۲) کنشگر مرزی نهادی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
(۳) آیا نهادهای مدنی موجود ظرفیت کنشگری مرزی را دارند یا در وضعیت فعلی ناچارند برای بقا خود به یک سمت بخزند؟
(۴) آیا کنشگران نهاد میتوانند در کم کردن شکاف میان طبقات پایین جامعه و دولت نقش بهتری نسبت به کنشگران فردی داشته باشند؟
توضیحات بیشتر: اینجا و اینجا
زمان: سه شنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۳ – ساعت ۱۶
نشست حضوری: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
نشست آنلاین: اینستاگرام به مهربانی
برای هموار کردن مسیر آموزش کودکان ایران در کمپین پلهای پیش رو همراه ما باشید: اینجا را کلیک کنید
🆔 @bemehrbani
۲۰ و ۲۱ اسفندماه
تخفیف برای همهٔ کتابهای نشر نی
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی با پست پیشتاز رایگان
۵۰ درصد تخفیف برای کتابهای آسیبدیده
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ساعت ۹ تا ۲۰
سایت نشر نی: www.nashreney.com
۲۰ و ۲۱ اسفندماه
تخفیف برای همهٔ کتابهای نشر نی
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی با پست پیشتاز رایگان
۵۰ درصد تخفیف برای کتابهای آسیبدیده
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ساعت ۹ تا ۲۰
سایت نشر نی: www.nashreney.com
نظامى سُنى بود، اما تنگنظر نبود. عارف بود، ولى تندرو نبود. در ستايش ِ شراب مىسرود، اما مىگفت كه هرگز لب به شراب نزده است. مانند بسيارى از سرايندگان عارفِ زمان خود، در زمينهٔ نسبى بودن همه دينها، رندانه تا مرز كفرگويى پيش مىرفت. بىگمان اسلام را برتر از دينهاى ديگر مىدانست، اما آيا در چشم او يك زرتشتىِ پايبند به مذهب خود، برتر از مسلمانِ رياكار نبود؟ دستكم اين چيزى است كه در آغازِ داستان خسرو و شيرين مىگويد، كه رويدادهايش در دورهٔ شاهان ساسانى ايرانِ پيش از اسلام، در دورهٔ گبرها، يا زرتشتىها، ستايشگران آتش، رخ مىدهند.
جهان زاتشپرستى شد چنان گرم!
كه بادا زين مسلمانى تُرا شرم!
مسلمانيم ما، او گبر نام است؟
گر اين گبرى، مسلمانى كدام است؟
نظامى، بر سر افسانه شو باز
كه مرغِ بند را تلخ آمد آواز!
از کتابِ «تفسیر مایکل بری بر هفتپیکر نظامی»
مایکل بری
ترجمهٔ جلال علوینیا
نظامى سُنى بود، اما تنگنظر نبود. عارف بود، ولى تندرو نبود. در ستايش ِ شراب مىسرود، اما مىگفت كه هرگز لب به شراب نزده است. مانند بسيارى از سرايندگان عارفِ زمان خود، در زمينهٔ نسبى بودن همه دينها، رندانه تا مرز كفرگويى پيش مىرفت. بىگمان اسلام را برتر از دينهاى ديگر مىدانست، اما آيا در چشم او يك زرتشتىِ پايبند به مذهب خود، برتر از مسلمانِ رياكار نبود؟ دستكم اين چيزى است كه در آغازِ داستان خسرو و شيرين مىگويد، كه رويدادهايش در دورهٔ شاهان ساسانى ايرانِ پيش از اسلام، در دورهٔ گبرها، يا زرتشتىها، ستايشگران آتش، رخ مىدهند.
جهان زاتشپرستى شد چنان گرم!
كه بادا زين مسلمانى تُرا شرم!
مسلمانيم ما، او گبر نام است؟
گر اين گبرى، مسلمانى كدام است؟
نظامى، بر سر افسانه شو باز
كه مرغِ بند را تلخ آمد آواز!
از کتابِ «تفسیر مایکل بری بر هفتپیکر نظامی»
مایکل بری
ترجمهٔ جلال علوینیا
اگر در دنیا فقط یک زن واقعی پیدا میشد، آن زنْ مالی متیوسن بود، با این حال از ته دل آرزو میکرد که ای کاش مرد بود.
یک روز هم خواستهاش برآورده شد!
به خودش آمد و دید جرالد شده است: با قامتی صاف و چهارشانه راه میرفت، مثل همیشه عجله داشت که به قطار صبح برسد و، از شما چه پنهان، اعصابش هم کمی خرد بود.
حرفهای خودش در سرش میپیچید ــ نه که فقط آخرین حرفهایش، حتی حرفهایی که قبلترها زده بود، لبهایش را محکم به هم فشار میداد مبادا حرفی از دهانش دربیاید که بعداً پشیمان شود. ولی به جای اینکه خوشحال شود که دیگر آن موجود عصبانی با آن جثۀ ریزهمیزه در آفتابگیر خانه نیست، حس برتری به او دست داد و دلش به حال آن موجود ضعیف سوخت و علیرغم اعصاب خردش حس میکرد باید با آن زن مهربان باشد.
مرد شده بود! مرد واقعی ــ تنها فرقش با مرد واقعی این بود که ناخودآگاه خاطراتی داشت از زمانی که زن بود و همان خاطرات به او میفهماندند قبلاً زن بوده ولی الان دیگر مرد است.
از مجموعهداستانِ «کاغذدیواری زرد»
داستانِ «آخ اگر خودم مرد بودم»
شارلوت پرکینز گیلمن
ترجمهٔ نیلی انصار
اگر در دنیا فقط یک زن واقعی پیدا میشد، آن زنْ مالی متیوسن بود، با این حال از ته دل آرزو میکرد که ای کاش مرد بود.
یک روز هم خواستهاش برآورده شد!
به خودش آمد و دید جرالد شده است: با قامتی صاف و چهارشانه راه میرفت، مثل همیشه عجله داشت که به قطار صبح برسد و، از شما چه پنهان، اعصابش هم کمی خرد بود.
حرفهای خودش در سرش میپیچید ــ نه که فقط آخرین حرفهایش، حتی حرفهایی که قبلترها زده بود، لبهایش را محکم به هم فشار میداد مبادا حرفی از دهانش دربیاید که بعداً پشیمان شود. ولی به جای اینکه خوشحال شود که دیگر آن موجود عصبانی با آن جثۀ ریزهمیزه در آفتابگیر خانه نیست، حس برتری به او دست داد و دلش به حال آن موجود ضعیف سوخت و علیرغم اعصاب خردش حس میکرد باید با آن زن مهربان باشد.
مرد شده بود! مرد واقعی ــ تنها فرقش با مرد واقعی این بود که ناخودآگاه خاطراتی داشت از زمانی که زن بود و همان خاطرات به او میفهماندند قبلاً زن بوده ولی الان دیگر مرد است.
از مجموعهداستانِ «کاغذدیواری زرد»
داستانِ «آخ اگر خودم مرد بودم»
شارلوت پرکینز گیلمن
ترجمهٔ نیلی انصار
❤1
منتشر شد
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
گفتهاند چون خبر قتل حسین (ع) در حجاز پیچید، جابر بن عبدالله انصاری، مردی کهنسال و نابینا از اصحاب معروف پیامبر و دوستان حسین (ع)، بیتابانه از مدینه بیرون زد و به قصد کربلا راه صحرا را در پیش گرفت. چون چهل روز از عاشورا گذشت، جابر به صحرای کربلا رسید در حالی که فردی به اسم عطیه فرزند سعد عوفی او را همراهی میکرد. جابر ابتدا در آب رودخانهٔ فرات گرد سفر از خود برگرفت، جامعهای تمیز و عطرآگین به تن کرد و آنگاه از راهنمایش خواست تا او را به سر قبر حسین (ع) برساند. چون جابر به قبر حسین (ع) رسید، از شدت اندوه مدهوش شد و چون به هوش آمد، سه بار فریاد زد: حبیبی یا حسین (ع)!
بعد به شکوائیه پرسید: «دوست من! چرا پاسخ دوست خود را نمیدهی؟» سپس خود پاسخ خود را داد: «چگونه پاسخ مرا بدهی در حالی که رگهای گردنت را بریدهاند، خونت را بر زمین ریختهاند و سرت را از بدنت جدا کردهاند؟»
از صفحهٔ ۱۰۷ کتاب
منتشر شد
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
گفتهاند چون خبر قتل حسین (ع) در حجاز پیچید، جابر بن عبدالله انصاری، مردی کهنسال و نابینا از اصحاب معروف پیامبر و دوستان حسین (ع)، بیتابانه از مدینه بیرون زد و به قصد کربلا راه صحرا را در پیش گرفت. چون چهل روز از عاشورا گذشت، جابر به صحرای کربلا رسید در حالی که فردی به اسم عطیه فرزند سعد عوفی او را همراهی میکرد. جابر ابتدا در آب رودخانهٔ فرات گرد سفر از خود برگرفت، جامعهای تمیز و عطرآگین به تن کرد و آنگاه از راهنمایش خواست تا او را به سر قبر حسین (ع) برساند. چون جابر به قبر حسین (ع) رسید، از شدت اندوه مدهوش شد و چون به هوش آمد، سه بار فریاد زد: حبیبی یا حسین (ع)!
بعد به شکوائیه پرسید: «دوست من! چرا پاسخ دوست خود را نمیدهی؟» سپس خود پاسخ خود را داد: «چگونه پاسخ مرا بدهی در حالی که رگهای گردنت را بریدهاند، خونت را بر زمین ریختهاند و سرت را از بدنت جدا کردهاند؟»
از صفحهٔ ۱۰۷ کتاب
❤2👎1🔥1🍌1
منتشر شد
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
موضوع آسیبشناسی دینی نقد بینش و منش و کنش دینداران است و معیارش دین و هدفش اصلاح. در اهمیت آن همین بس که اگر نادیده گرفته شود، خود دین به عنوان آسیب شناخته میشود. امّا برای آسیبزدایی هیچ راهی کوتاهتر و مطمئنتر از گردن نهادن به حکومت عقل نیست. دین سالم در عقل سالم و جامعهٔ عقلانی است. فرد یا جامعهای که عقلانی نباشد، دین را هم تباه میکند. یا آن را داروی خواب میکند و یا شوکران مرگ.
کتاب آسیبشناسی دینی، با گواهی آوردن از دو شاهد، یعنی عقل (دین درونی) و دین (عقل بیرونی)، استدلال و استناد میکند که دین چیست و شبهدین چیست. این اثر عهدهدار نقد آسیبهایی است که دین را تهدید میکند؛ از جمله: تعصّب، غلو، ارتجاع، جمود، سبقت از دین، مارقیگری، قدرتگرایی، عوامگرایی، اعتزال اجتماعیـسیاسی، تشبّه به غیر و ماتریالیسم اخلاقی.
منتشر شد
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
موضوع آسیبشناسی دینی نقد بینش و منش و کنش دینداران است و معیارش دین و هدفش اصلاح. در اهمیت آن همین بس که اگر نادیده گرفته شود، خود دین به عنوان آسیب شناخته میشود. امّا برای آسیبزدایی هیچ راهی کوتاهتر و مطمئنتر از گردن نهادن به حکومت عقل نیست. دین سالم در عقل سالم و جامعهٔ عقلانی است. فرد یا جامعهای که عقلانی نباشد، دین را هم تباه میکند. یا آن را داروی خواب میکند و یا شوکران مرگ.
کتاب آسیبشناسی دینی، با گواهی آوردن از دو شاهد، یعنی عقل (دین درونی) و دین (عقل بیرونی)، استدلال و استناد میکند که دین چیست و شبهدین چیست. این اثر عهدهدار نقد آسیبهایی است که دین را تهدید میکند؛ از جمله: تعصّب، غلو، ارتجاع، جمود، سبقت از دین، مارقیگری، قدرتگرایی، عوامگرایی، اعتزال اجتماعیـسیاسی، تشبّه به غیر و ماتریالیسم اخلاقی.
آیا خواب برای عبرت از وقایع گذشته حادث میشود و مستلزم تعبیر است یا در جهت پیشگویی آینده صورت میگیرد؟ آیا رؤیا وسیلهای است برای درک خصوصیّات نفسانی فرد و یا برعکس واجد کارکردی است جمعی که در روزگار ما به دست فراموشی سپرده شدهاست؟ این سؤالات همه متوجّه رابطۀ عالم خواب با بیداری است. آیا رؤیا حاصلی است از زندگی روزمرّه و یا برعکس زندگی در بیداری نتیجهای است از آنچه در رؤیا بر ما حادث میشود؟ آنچه مسلّم است اینکه آدمی فاقد کارایی لازم جهت دخالت در فرایند رؤیاست، قلمروی که از حیطۀ استیلای او به دور بوده حاوی رموز و اسراری است که انسانها در طول تاریخ در پی دست یافتن بدان بودهاند. شاید هم فرآوردهای باشد بیمعنی از فعالیّتهای مغز در حین خواب به طوری که تلاش در درکوفهم آن امری بس مهمل و بینتیجه باشد.
از کتابِ «تعبیر خواب»
از سومر تا فروید
جلد نخست
کرامت موللی
آیا خواب برای عبرت از وقایع گذشته حادث میشود و مستلزم تعبیر است یا در جهت پیشگویی آینده صورت میگیرد؟ آیا رؤیا وسیلهای است برای درک خصوصیّات نفسانی فرد و یا برعکس واجد کارکردی است جمعی که در روزگار ما به دست فراموشی سپرده شدهاست؟ این سؤالات همه متوجّه رابطۀ عالم خواب با بیداری است. آیا رؤیا حاصلی است از زندگی روزمرّه و یا برعکس زندگی در بیداری نتیجهای است از آنچه در رؤیا بر ما حادث میشود؟ آنچه مسلّم است اینکه آدمی فاقد کارایی لازم جهت دخالت در فرایند رؤیاست، قلمروی که از حیطۀ استیلای او به دور بوده حاوی رموز و اسراری است که انسانها در طول تاریخ در پی دست یافتن بدان بودهاند. شاید هم فرآوردهای باشد بیمعنی از فعالیّتهای مغز در حین خواب به طوری که تلاش در درکوفهم آن امری بس مهمل و بینتیجه باشد.
از کتابِ «تعبیر خواب»
از سومر تا فروید
جلد نخست
کرامت موللی
منتشر شد
«مظنون»
پدیدارشناسی رسانه
بوریس گرویس
ترجمهٔ اشکان صالحی
از دید عموم، رسانه با ظن و بیاعتمادی نگریسته میشود. بنابراین، دغدغهٔ اصلی رسانه بازیابی اعتماد از طریق ایجاد حس خلوص و صداقت است. در این کتاب، بوریس گرویس بحث در حوزهٔ مطالعات رسانه را بهراستی نوآورانه پیش میبرد و حس خلوص و اعتمادسازی رسانه را در کانون توجه قرار میدهد.
گرویس شکلهای خلوص رسانهای و تأثیرات آن بر سیاست، فرهنگ، جامعه و تلقی از خویشتن را مشخص میکند. تکیهٔ او بر نوشتههای مختلف فلسفی با مضمون «نگاه خیرهٔ دیگری» است؛ از نظریههای هایدگر سارتر، موس و باتای گرفته تا صورتبندیهای پساساختارگرایانهٔ لاکان و دریدا. او همچنین به بررسی «وضعیتهای استثنایی» رسانه و ایجاد جلوهٔ خلوص در آنها میپردازد ــ این استراتژی موجب تقویت تمایل رسانه به امور خارقالعاده و هیجانانگیز میشود و نیروی تازهای نیز به ظن و گمانهای مخاطب میدهد. گرویس با تأکید بر تولید هیجانات، به جای ارائهٔ «واقعیات» (یا فقدان این امر)، مطالعهای بهنگام را در زمینهٔ رسانه آغاز میکند و اعتبار مفروض جهانبینی رسانه را جسورانه زیر سؤال میبرد.
منتشر شد
«مظنون»
پدیدارشناسی رسانه
بوریس گرویس
ترجمهٔ اشکان صالحی
از دید عموم، رسانه با ظن و بیاعتمادی نگریسته میشود. بنابراین، دغدغهٔ اصلی رسانه بازیابی اعتماد از طریق ایجاد حس خلوص و صداقت است. در این کتاب، بوریس گرویس بحث در حوزهٔ مطالعات رسانه را بهراستی نوآورانه پیش میبرد و حس خلوص و اعتمادسازی رسانه را در کانون توجه قرار میدهد.
گرویس شکلهای خلوص رسانهای و تأثیرات آن بر سیاست، فرهنگ، جامعه و تلقی از خویشتن را مشخص میکند. تکیهٔ او بر نوشتههای مختلف فلسفی با مضمون «نگاه خیرهٔ دیگری» است؛ از نظریههای هایدگر سارتر، موس و باتای گرفته تا صورتبندیهای پساساختارگرایانهٔ لاکان و دریدا. او همچنین به بررسی «وضعیتهای استثنایی» رسانه و ایجاد جلوهٔ خلوص در آنها میپردازد ــ این استراتژی موجب تقویت تمایل رسانه به امور خارقالعاده و هیجانانگیز میشود و نیروی تازهای نیز به ظن و گمانهای مخاطب میدهد. گرویس با تأکید بر تولید هیجانات، به جای ارائهٔ «واقعیات» (یا فقدان این امر)، مطالعهای بهنگام را در زمینهٔ رسانه آغاز میکند و اعتبار مفروض جهانبینی رسانه را جسورانه زیر سؤال میبرد.
سنتها و رسومى كه زنان را در موقعيت فرودست قرار دادهاند كداماند و از كجا آمدهاند؟ فمينيستها با چه انگارههايى بايد مبارزه كنند؟ در پرورش و بيان ديدگاههاىشان با چه موانعى مواجه بودهاند؟
برخلاف واژهٔ فمينيسم، كه كمى بيش از صد سال عمر دارد، مردسالارى واژهاى قديمى است كه در يونانى «حاكميت پدر» معنا مىدهد. اين واژه ابتدا براى توصيف اجتماعات شبانى تورات به كار رفت كه در آنها عملاً پدر بر اعضاى خانواده حاكميت مطلق داشت. معناى فمينيستى آن نسبتاً جديد و مربوط به زمانى است كه كيت ميلت، در كتاب خود با عنوان سياست جنسى، آن را براى توصيف سلطه مردان بر زنان به كار برد. فمينيستها در مورد ريشههاى مردسالارى ترديد دارند اما تقريباً همگى بااطمينان خاطر تأييد مىكنند كه مردسالارى به قدمت خودِ تمدن است. چرا چنين بوده است؟ چرا بايد براى آغاز نظريهٔ فمينيستى تا قرن پانزده يا هفده، و براى جنبشهاى نظاميافتهٔ زنان تا قرن نوزده صبر مىكرديم؟ اگر سركوب زنان تا اين حد قديمى است، چرا اينقدر طول كشيد تا مطالبهٔ برابرى شكل بگيرد؟
از کتاب «زنان در روزگارشان»
مارلین لگیت
ترجمهی نیلوفر مهدیان
سنتها و رسومى كه زنان را در موقعيت فرودست قرار دادهاند كداماند و از كجا آمدهاند؟ فمينيستها با چه انگارههايى بايد مبارزه كنند؟ در پرورش و بيان ديدگاههاىشان با چه موانعى مواجه بودهاند؟
برخلاف واژهٔ فمينيسم، كه كمى بيش از صد سال عمر دارد، مردسالارى واژهاى قديمى است كه در يونانى «حاكميت پدر» معنا مىدهد. اين واژه ابتدا براى توصيف اجتماعات شبانى تورات به كار رفت كه در آنها عملاً پدر بر اعضاى خانواده حاكميت مطلق داشت. معناى فمينيستى آن نسبتاً جديد و مربوط به زمانى است كه كيت ميلت، در كتاب خود با عنوان سياست جنسى، آن را براى توصيف سلطه مردان بر زنان به كار برد. فمينيستها در مورد ريشههاى مردسالارى ترديد دارند اما تقريباً همگى بااطمينان خاطر تأييد مىكنند كه مردسالارى به قدمت خودِ تمدن است. چرا چنين بوده است؟ چرا بايد براى آغاز نظريهٔ فمينيستى تا قرن پانزده يا هفده، و براى جنبشهاى نظاميافتهٔ زنان تا قرن نوزده صبر مىكرديم؟ اگر سركوب زنان تا اين حد قديمى است، چرا اينقدر طول كشيد تا مطالبهٔ برابرى شكل بگيرد؟
از کتاب «زنان در روزگارشان»
مارلین لگیت
ترجمهی نیلوفر مهدیان
👍1
درحالىكه همه ممكن است از قواعد نظام بازار پيروى كنند، غيرممكن است پيشبينى كنيم كه كدام فرد احتمالاً قرار است تا منشأ تقاضاى جديد را كشف كند، كدام فرد ديگر قادر خواهد بود تا آن تقاضا را تأمين كند، چه كسى دائماً بهتر از رقبايش عمل خواهد كرد تا از آن عمل سود ببرد و در كجا تغيير شرايط تقاضا يا عرضه ديگران را وادار به خروج از بازار خواهد كرد. نتيجهٔ كلى به تركيبى از مهارت و شانس و اَعمال غيرقابل پيشبينى افراد بىشمار ديگر بستگى دارد.
ممكن است ما نتيجه را دوست نداشته باشيم: براى مثال، شخصى كه سخت كار كرده است، با زيان سنگينى روبهرو شود و يا فردى كه منش بدى دارد، بيشترين سهم بازار را بهدست مىآورد. ممكن است در مقابل «بىعدالتى» ناشى از چنين وضعيتى فرياد بزنيم. اما اعتراض ما، هرچند قوياً احساس شود، در نظم بازار اعتراض مناسبى نيست، زيرا نتيجهٔ بهدستآمده به دليل قصد يا عمل هيچ فرد يا گروه خاصى نبوده است. ما نمىتوانيم به اين سؤال پاسخ دهيم كه چه كسى بىانصاف بوده است.
از کتابِ «اندیشههای سیاسی و اقتصادی هایک»
ایمون باتلر
ترجمهٔ فریدون تفضلی
درحالىكه همه ممكن است از قواعد نظام بازار پيروى كنند، غيرممكن است پيشبينى كنيم كه كدام فرد احتمالاً قرار است تا منشأ تقاضاى جديد را كشف كند، كدام فرد ديگر قادر خواهد بود تا آن تقاضا را تأمين كند، چه كسى دائماً بهتر از رقبايش عمل خواهد كرد تا از آن عمل سود ببرد و در كجا تغيير شرايط تقاضا يا عرضه ديگران را وادار به خروج از بازار خواهد كرد. نتيجهٔ كلى به تركيبى از مهارت و شانس و اَعمال غيرقابل پيشبينى افراد بىشمار ديگر بستگى دارد.
ممكن است ما نتيجه را دوست نداشته باشيم: براى مثال، شخصى كه سخت كار كرده است، با زيان سنگينى روبهرو شود و يا فردى كه منش بدى دارد، بيشترين سهم بازار را بهدست مىآورد. ممكن است در مقابل «بىعدالتى» ناشى از چنين وضعيتى فرياد بزنيم. اما اعتراض ما، هرچند قوياً احساس شود، در نظم بازار اعتراض مناسبى نيست، زيرا نتيجهٔ بهدستآمده به دليل قصد يا عمل هيچ فرد يا گروه خاصى نبوده است. ما نمىتوانيم به اين سؤال پاسخ دهيم كه چه كسى بىانصاف بوده است.
از کتابِ «اندیشههای سیاسی و اقتصادی هایک»
ایمون باتلر
ترجمهٔ فریدون تفضلی
👍1👎1
چیزی که دریافت این بود که باید غم را از انحصار خود در آورَد. وقتی غم را تنها از آنِ خود میدانی به آن گرفتار میشوی، اما زمانی که از انحصار خود بیرون کنی به داشتۀ جمعی بدل میشود. چیزی که مال همه باشد انگار مال هیچ کس نیست. احساس کرد آنقدر غم را به خود نزدیک کرده که از شناخت آن باز مانده است. برای اینکه چیزی را بشناسی باید آن را از خود دور کنی. او به قدری با غم یکی شده بود که از آن بیگانه گشته بود. غم مثل یک زخم داخلی مدام او را از درون میخورد. چارۀ کار را در آن دانست که غم را از درون خود بیرون کند. باید آن را آنقدر بازگو کند که با غمهای دیگران بیامیزد و به غم عموم تبدیل شود. آن وقت است که مال همه خواهد بود و مال هیچ کس.
از رمانِ «دختران خاک»
نوشتهٔ جواد خاوری
چیزی که دریافت این بود که باید غم را از انحصار خود در آورَد. وقتی غم را تنها از آنِ خود میدانی به آن گرفتار میشوی، اما زمانی که از انحصار خود بیرون کنی به داشتۀ جمعی بدل میشود. چیزی که مال همه باشد انگار مال هیچ کس نیست. احساس کرد آنقدر غم را به خود نزدیک کرده که از شناخت آن باز مانده است. برای اینکه چیزی را بشناسی باید آن را از خود دور کنی. او به قدری با غم یکی شده بود که از آن بیگانه گشته بود. غم مثل یک زخم داخلی مدام او را از درون میخورد. چارۀ کار را در آن دانست که غم را از درون خود بیرون کند. باید آن را آنقدر بازگو کند که با غمهای دیگران بیامیزد و به غم عموم تبدیل شود. آن وقت است که مال همه خواهد بود و مال هیچ کس.
از رمانِ «دختران خاک»
نوشتهٔ جواد خاوری
👍3
سياوش نزديکترين تبار آيينى اسطورهاى است به دلقک سنتى ايران حاجى فيروز، مبارک و سياه كه در تأويلهايى چهرهٔ سياه او نشانهٔ بازگشت از سرزمين مردگان است.
او همان خدايى است كه هر ساله به هنگام نوروز از جهان مردگان بازمىگردد، و عياشیها و دستههاى نوروزى به سبب بازگشت وى و ازدواج مجدد او با الههٔ بارورى است، پس محتمل است كه نام سياوش در اوستا بهمعناى مرد سياه باشد... حاجى فيروز نيز بازماندهٔ آيين بازگشت سياوش است. چهرهٔ سياه او نماد بازگشت او از جهان مردگان و لباس سرخ او نماد خون سياوش و حيات مجدد ايزد شهيدشونده، و شادى او شادى زايش دوبارهٔ آنهاست كه رويش و بركت را باخود مىآورند.
سيهچردگى در منابع نوشتارى و تصويرى بازتابى گسترده دارد، اما قريبترينِ آن حاجى فيروزهاى پيش از عيد نوروزند كه تا امروز هم ديدارِ گهگاهشان يادآور خاطراتى خوش است. حضور آنها با ساز و موسيقى و رقص و آواز در تضاد با محيط خشک و رسمى، يادآور شادى است و نشانهاى كوچک است از فضاى كارناوالىِ جشن نوروزى.
از کتابِ کارنامهی تلخکان؛ نوشتهٔ شیوا مسعودی
بازشناخت اطوار تلخکی و دلقکی با نگاهی به متون نمایشی امروزی، میانگاهی و کهن
سياوش نزديکترين تبار آيينى اسطورهاى است به دلقک سنتى ايران حاجى فيروز، مبارک و سياه كه در تأويلهايى چهرهٔ سياه او نشانهٔ بازگشت از سرزمين مردگان است.
او همان خدايى است كه هر ساله به هنگام نوروز از جهان مردگان بازمىگردد، و عياشیها و دستههاى نوروزى به سبب بازگشت وى و ازدواج مجدد او با الههٔ بارورى است، پس محتمل است كه نام سياوش در اوستا بهمعناى مرد سياه باشد... حاجى فيروز نيز بازماندهٔ آيين بازگشت سياوش است. چهرهٔ سياه او نماد بازگشت او از جهان مردگان و لباس سرخ او نماد خون سياوش و حيات مجدد ايزد شهيدشونده، و شادى او شادى زايش دوبارهٔ آنهاست كه رويش و بركت را باخود مىآورند.
سيهچردگى در منابع نوشتارى و تصويرى بازتابى گسترده دارد، اما قريبترينِ آن حاجى فيروزهاى پيش از عيد نوروزند كه تا امروز هم ديدارِ گهگاهشان يادآور خاطراتى خوش است. حضور آنها با ساز و موسيقى و رقص و آواز در تضاد با محيط خشک و رسمى، يادآور شادى است و نشانهاى كوچک است از فضاى كارناوالىِ جشن نوروزى.
از کتابِ کارنامهی تلخکان؛ نوشتهٔ شیوا مسعودی
بازشناخت اطوار تلخکی و دلقکی با نگاهی به متون نمایشی امروزی، میانگاهی و کهن
👎1
نشر نی
منتشر شد «چراغ زمین» پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع) احمد زیدآبادی گفتهاند چون خبر قتل حسین (ع) در حجاز پیچید، جابر بن عبدالله انصاری، مردی کهنسال و نابینا از اصحاب معروف پیامبر و دوستان حسین (ع)، بیتابانه از مدینه بیرون زد و به قصد کربلا راه صحرا…
امکان سفارش چاپ تکنسخه از سایت نشر نی
ارسال از ۱۶ فروردینماه
ارسال از ۱۶ فروردینماه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چو غنچه گر چه فروبستگیست کارِ جهان
تو همچو بادِ بهاری گرهگشا میباش
نوروز مبارک💐🌱
سال خوشی برای شما آرزو میکنیم.
چو غنچه گر چه فروبستگیست کارِ جهان
تو همچو بادِ بهاری گرهگشا میباش
نوروز مبارک💐🌱
سال خوشی برای شما آرزو میکنیم.
❤4
کنون که میدمد از بوستان نسیمِ بهشت
من و شرابِ فرحبخش و یارِ حورسرشت
گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز؟
که خیمه سایهٔ ابر است و بزمگه لبِ کِشت
چمن حکایتِ اردیبهشت میگوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بِهِشت
به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب
بر آن سر است که از خاکِ ما بسازد خشت
وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چو شمع صومعه افروزی از چراغِ کنشت
مَکُن به نامه سیاهی مَلامَتِ منِ مست
که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت؟
قدم دریغ مدار از جنازهٔ حافظ
که گرچه غرقِ گناه است میرود به بهشت
🎨 نقاشی: باغ شکفته، ۱۸۸۸، ونگوگ
کنون که میدمد از بوستان نسیمِ بهشت
من و شرابِ فرحبخش و یارِ حورسرشت
گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز؟
که خیمه سایهٔ ابر است و بزمگه لبِ کِشت
چمن حکایتِ اردیبهشت میگوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بِهِشت
به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب
بر آن سر است که از خاکِ ما بسازد خشت
وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چو شمع صومعه افروزی از چراغِ کنشت
مَکُن به نامه سیاهی مَلامَتِ منِ مست
که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت؟
قدم دریغ مدار از جنازهٔ حافظ
که گرچه غرقِ گناه است میرود به بهشت
🎨 نقاشی: باغ شکفته، ۱۸۸۸، ونگوگ
❤11👍3🥰1
گل من بستان گشته رویت
چمن از گل شد، چون سر کویت
بلبل از مستی
هر نفس نغمهای سر کند
لاله آراید چهر زیبا را
سبزه درگیرد روی صحرا را
قطره باران چهره لاله را تر کند
با مینای می آماده کن نی را
هان مطرب بزن، ساقی بده می را
کز بلبل آید نغمه نوروزی
پر کن قدح از شادی پیروزی
دلدادگان را ای گل صلا ده
جامی ز ما گیر بوسی به ما ده
نوگلی پیدا در بهاران کن
روی و مویش را بوسه باران کن
هر دم از شادی خنده زن، باده خور پای گل
لاله گر خواهی؟ آتشین رویش
سنبل ار جویی تار گیسویش
گل اگر باید چهره او نگر جای گل
شد فصل گل و من دور از آن ماهم
ای سرو روان، وصلت به جان خواهم
بازآ که چون گل، در کنارم باشی
در نوبهاران، نوبهارم باشی
دلدادگان را، ای گل صلا ده
جامی ز ما گیر، بوسی به ما ده
شعر: رهی معیری
نقاشی: گلدان گل، ۱۳۲۸، بهمن محصص
گل من بستان گشته رویت
چمن از گل شد، چون سر کویت
بلبل از مستی
هر نفس نغمهای سر کند
لاله آراید چهر زیبا را
سبزه درگیرد روی صحرا را
قطره باران چهره لاله را تر کند
با مینای می آماده کن نی را
هان مطرب بزن، ساقی بده می را
کز بلبل آید نغمه نوروزی
پر کن قدح از شادی پیروزی
دلدادگان را ای گل صلا ده
جامی ز ما گیر بوسی به ما ده
نوگلی پیدا در بهاران کن
روی و مویش را بوسه باران کن
هر دم از شادی خنده زن، باده خور پای گل
لاله گر خواهی؟ آتشین رویش
سنبل ار جویی تار گیسویش
گل اگر باید چهره او نگر جای گل
شد فصل گل و من دور از آن ماهم
ای سرو روان، وصلت به جان خواهم
بازآ که چون گل، در کنارم باشی
در نوبهاران، نوبهارم باشی
دلدادگان را، ای گل صلا ده
جامی ز ما گیر، بوسی به ما ده
شعر: رهی معیری
نقاشی: گلدان گل، ۱۳۲۸، بهمن محصص
❤12👍5
همایون دشتی و خوش مرغزاری
که شیرین را بود آنجا گذاری
مبارک منزلی ، دلکش مکانی
که شیرین در وی آساید زمانی
فضایی خوشتر از فردوس باید
که آنجا خاطر شیرین گشاید
مهی کش در دل و جان است منزل
ز آب و گل کجا بگشایدش دل
گلی کش نالهٔ دلها خوش آید
سرود کبک و دراجش نشاید
بتی کش خو به دلهای فکار است
کجا میلش به گشت لاله زار است
کسی کش خسرو و فرهاد باید
کجا از سرو و بیدش یاد آید
از منظومهٔ فرهاد و شیرین؛ وحشی بافقی
نقاشی: فرهاد و شیرین، حسین بهزاد
همایون دشتی و خوش مرغزاری
که شیرین را بود آنجا گذاری
مبارک منزلی ، دلکش مکانی
که شیرین در وی آساید زمانی
فضایی خوشتر از فردوس باید
که آنجا خاطر شیرین گشاید
مهی کش در دل و جان است منزل
ز آب و گل کجا بگشایدش دل
گلی کش نالهٔ دلها خوش آید
سرود کبک و دراجش نشاید
بتی کش خو به دلهای فکار است
کجا میلش به گشت لاله زار است
کسی کش خسرو و فرهاد باید
کجا از سرو و بیدش یاد آید
از منظومهٔ فرهاد و شیرین؛ وحشی بافقی
نقاشی: فرهاد و شیرین، حسین بهزاد
❤13👍5