منتشر شد
«حقوق تطبیقی نسب»
در قلمرو روشهای کمک باروری
محمد راسخ و فائزه عامری
اکنون دو دهه از تصویب قانون نحوهٔ اهدای جنین به زوجین نابارور در کشور میگذرد. سالها پیش از تصویب چنین قانونی، روشهای کمکباروری با مداخلهٔ ثالث در کشور به کار بسته شده و زوجین نابارور از این طریق صاحب فرزند شده بودند. این امر رویدادی عجیب نیست، چه قانون در همهٔ جوامع آهسته و بطیء حرکت میکند؛ بر خلاف رویّهٔ علم و فناوری که بهسرعت به پیش میتازد. باری، قانون یادشده از جمله به دو دلیل جامع نیست؛ نخست آنکه همهٔ روشهای کمکباروری را در بر نمیگیرد و به اهدای جنین محدود است. دوم آنکه بیانی غریب و مبهم از نسب کودکان متولدشده از این روشها به دست میدهد. به تعبیر قانون، متقاضیانِ دریافت جنین والدین نیستند؛ اما باید از کودک نگهداری و مراقبت کنند؛ گویی فرزندی را به سرپرستی قبول کردهاند. آیا وضعیت در همهٔ نظامهای حقوقی همینگونه است؟ با مطالعهٔ نظامهای حقوقی گوناگون چرایی و چگونگی به رسمیت شناختن ورود شخص ثالث به فرایند تولید مثل، که امری آسان نیست، و نیز نقش وی در نسب کودکِ حاصل از این فرایند آشکار میشود...
▫️ بخشی از کتاب
منتشر شد
«حقوق تطبیقی نسب»
در قلمرو روشهای کمک باروری
محمد راسخ و فائزه عامری
اکنون دو دهه از تصویب قانون نحوهٔ اهدای جنین به زوجین نابارور در کشور میگذرد. سالها پیش از تصویب چنین قانونی، روشهای کمکباروری با مداخلهٔ ثالث در کشور به کار بسته شده و زوجین نابارور از این طریق صاحب فرزند شده بودند. این امر رویدادی عجیب نیست، چه قانون در همهٔ جوامع آهسته و بطیء حرکت میکند؛ بر خلاف رویّهٔ علم و فناوری که بهسرعت به پیش میتازد. باری، قانون یادشده از جمله به دو دلیل جامع نیست؛ نخست آنکه همهٔ روشهای کمکباروری را در بر نمیگیرد و به اهدای جنین محدود است. دوم آنکه بیانی غریب و مبهم از نسب کودکان متولدشده از این روشها به دست میدهد. به تعبیر قانون، متقاضیانِ دریافت جنین والدین نیستند؛ اما باید از کودک نگهداری و مراقبت کنند؛ گویی فرزندی را به سرپرستی قبول کردهاند. آیا وضعیت در همهٔ نظامهای حقوقی همینگونه است؟ با مطالعهٔ نظامهای حقوقی گوناگون چرایی و چگونگی به رسمیت شناختن ورود شخص ثالث به فرایند تولید مثل، که امری آسان نیست، و نیز نقش وی در نسب کودکِ حاصل از این فرایند آشکار میشود...
▫️ بخشی از کتاب
چند سال پيش هنگامى كه محاكمهٔ آيشمن را در اورشليم تشريح مىكردم از «عادى شدن بدى» سخن گفتم و منظورم از آن، نظريه يا آيين ويژهاى نبود بلكه امرى بود كاملاً واقعى، پديده ارتكاب جنايت هولناكى بود در مقياس عظيم، كه امكان نداشت بتوان به نوعى شرارت، يا بهنوعى بيمارى، و يا به مرام و مسلک مرتكب نسبت داد، كه شايد تنها وجه تمايزش سطحى بودن خارقالعادهٔ او بود.
با آنكه واقعيات، بىنهايت هولناک بود اما شخص مرتكب نه هراسانگيز بود و نه ديوانه، تنها ويژگى او در گذشته و نيز در رفتارش در جريان دادرسى و بازجويىهاى پليس، واقعيتى منفى (سلبى) بود: حماقت نبود، ناتوانى شگفتانگيز و ذاتىِ انديشيدن بود. او در نقش جنايتكار بزرگ جنگى همانگونه ظاهر مىشد كه در رژيم نازى. پذيرش قواعدى كاملاً مغاير، كوچكترين دشوارى برايش نداشت.
مىدانست كه آنچه در آن زمان وظيفه خود تشخيص مىداد اكنون جنايت نام گرفته است و قوانين كيفرى جديد را مانند يک زبان جديد مىپذيرفت و بس.
از کتابِ «اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی»
هانا آرنت
ترجمهی عباس باقری
چند سال پيش هنگامى كه محاكمهٔ آيشمن را در اورشليم تشريح مىكردم از «عادى شدن بدى» سخن گفتم و منظورم از آن، نظريه يا آيين ويژهاى نبود بلكه امرى بود كاملاً واقعى، پديده ارتكاب جنايت هولناكى بود در مقياس عظيم، كه امكان نداشت بتوان به نوعى شرارت، يا بهنوعى بيمارى، و يا به مرام و مسلک مرتكب نسبت داد، كه شايد تنها وجه تمايزش سطحى بودن خارقالعادهٔ او بود.
با آنكه واقعيات، بىنهايت هولناک بود اما شخص مرتكب نه هراسانگيز بود و نه ديوانه، تنها ويژگى او در گذشته و نيز در رفتارش در جريان دادرسى و بازجويىهاى پليس، واقعيتى منفى (سلبى) بود: حماقت نبود، ناتوانى شگفتانگيز و ذاتىِ انديشيدن بود. او در نقش جنايتكار بزرگ جنگى همانگونه ظاهر مىشد كه در رژيم نازى. پذيرش قواعدى كاملاً مغاير، كوچكترين دشوارى برايش نداشت.
مىدانست كه آنچه در آن زمان وظيفه خود تشخيص مىداد اكنون جنايت نام گرفته است و قوانين كيفرى جديد را مانند يک زبان جديد مىپذيرفت و بس.
از کتابِ «اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی»
هانا آرنت
ترجمهی عباس باقری
در دست انتشار
«چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت»
یوئن یوئن انگ
ترجمهٔ محمدسعید نوری نائینی
مائو تسه تونگ، از نامآورترین انقلابیون جهان در قرن بیستم، مردمی آشفته و سرخورده را سامان داد و به ملتی یکپارچه و فداکار بدل ساخت. اما مدیریتش تلخ و ناگوار بود. طی سی سال حکومت مائو، چین دچار دو فاجعه شد: یکی تحمیل الگوی ایدئولوژیکی آشفتهای بود در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ با عنوان «جهش بزرگ به جلو» به قصد سرعت بخشیدن به تولید، که نتیجهٔ عکس داد؛ تحول دوم به نام «انقلاب فرهنگی» در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ به قدرت گرفتن «جوانان گارد سرخ» انجامید و از لحاظ اقتصادی و سیاسی فاجعهبار از کار درآمد.
گشایش هنگامی آغاز شد که دنگ شیائو پینگ، رفیق مغضوب مائو، قدرت را به دست گرفت. درسی دردناک که دنگ و همرزمانش آموخته بودند این بود که تمرکز قدرت در دستان خودکامه به سوءاستفاده و نتایج ویرانگر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خواهد انجامید. آنها میدانستند که باید ایدئولوژی جزمی را کنار بگذارند و «حقیقت را در واقعیت موجود بجویند.»
در دست انتشار
«چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت»
یوئن یوئن انگ
ترجمهٔ محمدسعید نوری نائینی
مائو تسه تونگ، از نامآورترین انقلابیون جهان در قرن بیستم، مردمی آشفته و سرخورده را سامان داد و به ملتی یکپارچه و فداکار بدل ساخت. اما مدیریتش تلخ و ناگوار بود. طی سی سال حکومت مائو، چین دچار دو فاجعه شد: یکی تحمیل الگوی ایدئولوژیکی آشفتهای بود در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ با عنوان «جهش بزرگ به جلو» به قصد سرعت بخشیدن به تولید، که نتیجهٔ عکس داد؛ تحول دوم به نام «انقلاب فرهنگی» در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ به قدرت گرفتن «جوانان گارد سرخ» انجامید و از لحاظ اقتصادی و سیاسی فاجعهبار از کار درآمد.
گشایش هنگامی آغاز شد که دنگ شیائو پینگ، رفیق مغضوب مائو، قدرت را به دست گرفت. درسی دردناک که دنگ و همرزمانش آموخته بودند این بود که تمرکز قدرت در دستان خودکامه به سوءاستفاده و نتایج ویرانگر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خواهد انجامید. آنها میدانستند که باید ایدئولوژی جزمی را کنار بگذارند و «حقیقت را در واقعیت موجود بجویند.»
بیکاری چگونه به ظهور گرایشهای روانی منجر میشود؟
بیکاری طولانی با از بین بردن پیوندهای اجتماعی چندگانه باعث آمادگی مردم برای جنبشهای تودهای میشود. مطالعاتی که در مورد بیکاران در چند کشور انجام شده است، نقش حیاتی شغل را در احساس سازگاری اجتماعی و روانی نشان داده است. محرومیت از شغل مداوم، بیش از هر چیز دیگری، فرد را از جامعۀ خود جدا میکند. این امر در وهلۀ اول معلول آن است که فرد از منشأ اصلی عزتنفس خود، در فرهنگی که افراد را عمدتاً براساس شغل آنها میسنجد، محروم میشود.
از طرف دیگر، بیکاری تأثیری رنجورسازانه دارد، زیرا روابط اجتماعی و مشارکت در جامعه را از بین میبرد. دسترسی نداشتن به دنیای کار یکی از عوامل عمدﮤ علاقه به محیط خود و فهم آن را از بین میبرد. بیکاری معمولاً بهطور غیرمستقیم روابط غیرحرفهای را هم مختل میکند، زیرا کارگر بیکار از تماس با همتایان خود، گاه حتی خانوادﮤ خود، پرهیز میکند تا شرمی را که در حضور آنها احساس میکند تعدیل کند، یا گاه صرفاً به این علت که نگرانی دربارﮤ ارضای نیازهای مادی کاملاً بر او چیره میشود.
از کتاب سیاست در جامعهٔ تودهای
ویلیام کورنهاوزر
ترجمهٔ وحید بزرگی
بیکاری چگونه به ظهور گرایشهای روانی منجر میشود؟
بیکاری طولانی با از بین بردن پیوندهای اجتماعی چندگانه باعث آمادگی مردم برای جنبشهای تودهای میشود. مطالعاتی که در مورد بیکاران در چند کشور انجام شده است، نقش حیاتی شغل را در احساس سازگاری اجتماعی و روانی نشان داده است. محرومیت از شغل مداوم، بیش از هر چیز دیگری، فرد را از جامعۀ خود جدا میکند. این امر در وهلۀ اول معلول آن است که فرد از منشأ اصلی عزتنفس خود، در فرهنگی که افراد را عمدتاً براساس شغل آنها میسنجد، محروم میشود.
از طرف دیگر، بیکاری تأثیری رنجورسازانه دارد، زیرا روابط اجتماعی و مشارکت در جامعه را از بین میبرد. دسترسی نداشتن به دنیای کار یکی از عوامل عمدﮤ علاقه به محیط خود و فهم آن را از بین میبرد. بیکاری معمولاً بهطور غیرمستقیم روابط غیرحرفهای را هم مختل میکند، زیرا کارگر بیکار از تماس با همتایان خود، گاه حتی خانوادﮤ خود، پرهیز میکند تا شرمی را که در حضور آنها احساس میکند تعدیل کند، یا گاه صرفاً به این علت که نگرانی دربارﮤ ارضای نیازهای مادی کاملاً بر او چیره میشود.
از کتاب سیاست در جامعهٔ تودهای
ویلیام کورنهاوزر
ترجمهٔ وحید بزرگی
در دست انتشار
«مظنون»
پدیدارشناسی رسانه
بوریس گرویس
ترجمهٔ اشکان صالحی
از دید عموم، رسانه با ظن و بیاعتمادی نگریسته میشود. بنابراین، دغدغهٔ اصلی رسانه بازیابی اعتماد از طریق ایجاد حس خلوص و صداقت است. در این کتاب، بوریس گرویس بحث در حوزهٔ مطالعات رسانه را بهراستی نوآورانه پیش میبرد و حس خلوص و اعتمادسازی رسانه را در کانون توجه قرار میدهد.
گرویس شکلهای خلوص رسانهای و تأثیرات آن بر سیاست، فرهنگ، جامعه و تلقی از خویشتن را مشخص میکند. تکیهٔ او بر نوشتههای مختلف فلسفی با مضمون «نگاه خیرهٔ دیگری» است؛ از نظریههای هایدگر سارتر، موس و باتای گرفته تا صورتبندیهای پساساختارگرایانهٔ لاکان و دریدا. او همچنین به بررسی «وضعیتهای استثنایی» رسانه و ایجاد جلوهٔ خلوص در آنها میپردازد ــ این استراتژی موجب تقویت تمایل رسانه به امور خارقالعاده و هیجانانگیز میشود و نیروی تازهای نیز به ظن و گمانهای مخاطب میدهد. گرویس با تأکید بر تولید هیجانات، به جای ارائهٔ «واقعیات» (یا فقدان این امر)، مطالعهای بهنگام را در زمینهٔ رسانه آغاز میکند و اعتبار مفروض جهانبینی رسانه را جسورانه زیر سؤال میبرد.
در دست انتشار
«مظنون»
پدیدارشناسی رسانه
بوریس گرویس
ترجمهٔ اشکان صالحی
از دید عموم، رسانه با ظن و بیاعتمادی نگریسته میشود. بنابراین، دغدغهٔ اصلی رسانه بازیابی اعتماد از طریق ایجاد حس خلوص و صداقت است. در این کتاب، بوریس گرویس بحث در حوزهٔ مطالعات رسانه را بهراستی نوآورانه پیش میبرد و حس خلوص و اعتمادسازی رسانه را در کانون توجه قرار میدهد.
گرویس شکلهای خلوص رسانهای و تأثیرات آن بر سیاست، فرهنگ، جامعه و تلقی از خویشتن را مشخص میکند. تکیهٔ او بر نوشتههای مختلف فلسفی با مضمون «نگاه خیرهٔ دیگری» است؛ از نظریههای هایدگر سارتر، موس و باتای گرفته تا صورتبندیهای پساساختارگرایانهٔ لاکان و دریدا. او همچنین به بررسی «وضعیتهای استثنایی» رسانه و ایجاد جلوهٔ خلوص در آنها میپردازد ــ این استراتژی موجب تقویت تمایل رسانه به امور خارقالعاده و هیجانانگیز میشود و نیروی تازهای نیز به ظن و گمانهای مخاطب میدهد. گرویس با تأکید بر تولید هیجانات، به جای ارائهٔ «واقعیات» (یا فقدان این امر)، مطالعهای بهنگام را در زمینهٔ رسانه آغاز میکند و اعتبار مفروض جهانبینی رسانه را جسورانه زیر سؤال میبرد.
در دست انتشار
«انبارشدگان»
دابید د سولا
ترجمهٔ پژمان رضایی
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۱)
○ اینجا توی انبار فقط یه صندلی هست، اون هم متعلق به کسیه که ارشدیت داشته باشه. من مجبور شدم یازده سال سرپا بایستم تا مسئول قبلی بازنشسته بشه. تو خوششانسی، خیلی. فقط باید پنج روز سرپا باشی، بعد میشینی سر جای من. امروز همهچی برای جوونها سادهست. من مجبور شدم یازده سال صبر کنم.
● چند وقته که توی این انبار کار میکنین؟
○ بیستونه سال. یازده سال شاگرد، هیجده سال مسئول.
(از صفحهٔ ۱۸ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
در دست انتشار
«انبارشدگان»
دابید د سولا
ترجمهٔ پژمان رضایی
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۱)
○ اینجا توی انبار فقط یه صندلی هست، اون هم متعلق به کسیه که ارشدیت داشته باشه. من مجبور شدم یازده سال سرپا بایستم تا مسئول قبلی بازنشسته بشه. تو خوششانسی، خیلی. فقط باید پنج روز سرپا باشی، بعد میشینی سر جای من. امروز همهچی برای جوونها سادهست. من مجبور شدم یازده سال صبر کنم.
● چند وقته که توی این انبار کار میکنین؟
○ بیستونه سال. یازده سال شاگرد، هیجده سال مسئول.
(از صفحهٔ ۱۸ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
روسو بین جنبههای اخلاقی و روانشناختیِ آسیب تمایز میگذارد. اگر درختی روی کسی بیفتد و قدری مجروحش کند، او از درد جراحت مینالد و از درخت خشمگین نمیشود. خشم پاسخی است به میلِ عاملی مزاحم به آسیب زدن. از آنجا که درخت چنین میلی ندارد، آسیب را بدشانسی میدانیم و دیگر به آن فکر نمیکنیم. اگر شخصی [در وضع طبیعی] از کس دیگر آسیب ببیند نیز همین امر صادق است. شخص که فاقد دستگاه فکری برای تصور قصد زیانبخش طرف دیگر است، صرفاً با جراحت سروکار دارد. بنابراین امکان تعارض در چنین مواردی کاهش مییابد.
عقل رویهمرفته ظرفیتی است که بدون آن راحتیم:
اگر طبیعت مقدر کرده باشد که تندرست باشیم، تقریباً بهجرئت میتوانم بگویم که حالت تأمل برخلاف طبیعت است و انسانی که تأمل میکند حیوانی منحرف است.
از کتابِ «تاریخ فلسفه سیاسی (جلد چهارم)»
از روسو تا مارکس
جورج کلوسکو
ترجمهٔ مسعود آذرفام
روسو بین جنبههای اخلاقی و روانشناختیِ آسیب تمایز میگذارد. اگر درختی روی کسی بیفتد و قدری مجروحش کند، او از درد جراحت مینالد و از درخت خشمگین نمیشود. خشم پاسخی است به میلِ عاملی مزاحم به آسیب زدن. از آنجا که درخت چنین میلی ندارد، آسیب را بدشانسی میدانیم و دیگر به آن فکر نمیکنیم. اگر شخصی [در وضع طبیعی] از کس دیگر آسیب ببیند نیز همین امر صادق است. شخص که فاقد دستگاه فکری برای تصور قصد زیانبخش طرف دیگر است، صرفاً با جراحت سروکار دارد. بنابراین امکان تعارض در چنین مواردی کاهش مییابد.
عقل رویهمرفته ظرفیتی است که بدون آن راحتیم:
اگر طبیعت مقدر کرده باشد که تندرست باشیم، تقریباً بهجرئت میتوانم بگویم که حالت تأمل برخلاف طبیعت است و انسانی که تأمل میکند حیوانی منحرف است.
از کتابِ «تاریخ فلسفه سیاسی (جلد چهارم)»
از روسو تا مارکس
جورج کلوسکو
ترجمهٔ مسعود آذرفام
در دست انتشار
«شاهموش و مارا و دیوار»
ناتاشا محرمزاده
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۲)
○ اوه پیرزن، همهٔ این ماجراها خیالپردازیه. تو فکر میکنی تو سر انقلابیون دنیا و همین میرزای شما و کل قشونش چیزی جز خیال هست؟ خیاله که خطرناکه، وگرنه واقعیت مگه چیه؟ هرچی هست زیر سر همین قدرت خیاله که میآد توی پاها و بر و بازوی آدمها…
(از صفحهٔ ۱۱۵ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
در دست انتشار
«شاهموش و مارا و دیوار»
ناتاشا محرمزاده
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۲)
○ اوه پیرزن، همهٔ این ماجراها خیالپردازیه. تو فکر میکنی تو سر انقلابیون دنیا و همین میرزای شما و کل قشونش چیزی جز خیال هست؟ خیاله که خطرناکه، وگرنه واقعیت مگه چیه؟ هرچی هست زیر سر همین قدرت خیاله که میآد توی پاها و بر و بازوی آدمها…
(از صفحهٔ ۱۱۵ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
در دست انتشار
«نیاز به ریشهها»
درآمدی برای اعلامیهٔ وظایف بشر
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آیا کتابها یا مقالات زیادی هستند که با خواندنشان احساس کنیم نویسنده پیش از نوشتن و چاپ دستتوشتهاش با دغدغهای راستین از خود پرسیده است: «آیا با حقیقت همسو هستم؟» آیا خوانندگان زیادی هستند که پیش از گشودن یک کتاب با دغدغهای راستین از خود بپرسند: «آیا در این کتاب به دنبال حقیقت میگردم؟» فرض کنیم همین حالا همهٔ تفکرپیشگان ــ کشیشان، پیشوایانِ روحانی، فیلسوفان، نویسندگان، دانشمندان و همهٔ معلمان ــ را مخیّر کنند که از این دو سرنوشت یکی را برگزینند: یکی اینکه فوراً و به شکلی برگشتناپذیر و به معنای دقیق کلمه غرق نادانی شوند و همهٔ خفّتِ ملازم با چنین سقوطی را تجربه کنند و فقط آن مایهٔ هوشیاری برایشان باقی بمانَد که تلخی این وضعیت را کاملاً دریابند؛ دیگری اینکه قوای عقلانیشان ناگهان چنان تکامل شگفتانگیزی بیابد که خیلی زود شهرتی جهانی برایشان به ارمغان آرد و پس از مرگ نیز تا هزار سال نامشان را قرین افتخار سازد فقط با این اِشکال جزئی که تفکرشان تا ابد کمی با حقیقت ناهمسو باشد...
در دست انتشار
«نیاز به ریشهها»
درآمدی برای اعلامیهٔ وظایف بشر
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آیا کتابها یا مقالات زیادی هستند که با خواندنشان احساس کنیم نویسنده پیش از نوشتن و چاپ دستتوشتهاش با دغدغهای راستین از خود پرسیده است: «آیا با حقیقت همسو هستم؟» آیا خوانندگان زیادی هستند که پیش از گشودن یک کتاب با دغدغهای راستین از خود بپرسند: «آیا در این کتاب به دنبال حقیقت میگردم؟» فرض کنیم همین حالا همهٔ تفکرپیشگان ــ کشیشان، پیشوایانِ روحانی، فیلسوفان، نویسندگان، دانشمندان و همهٔ معلمان ــ را مخیّر کنند که از این دو سرنوشت یکی را برگزینند: یکی اینکه فوراً و به شکلی برگشتناپذیر و به معنای دقیق کلمه غرق نادانی شوند و همهٔ خفّتِ ملازم با چنین سقوطی را تجربه کنند و فقط آن مایهٔ هوشیاری برایشان باقی بمانَد که تلخی این وضعیت را کاملاً دریابند؛ دیگری اینکه قوای عقلانیشان ناگهان چنان تکامل شگفتانگیزی بیابد که خیلی زود شهرتی جهانی برایشان به ارمغان آرد و پس از مرگ نیز تا هزار سال نامشان را قرین افتخار سازد فقط با این اِشکال جزئی که تفکرشان تا ابد کمی با حقیقت ناهمسو باشد...
کتاب «پیدایش مفاهیم اسلام سیاسی در ایران معاصر» نوشتهٔ آرش صفری برندهٔ سومین دورهٔ جایزهٔ کتاب سال مهندس مهدی بازرگان شد.
این کتاب پژوهشی است در سیر پیدایش و تحول مفاهیمی که در میانهی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ به ذهنیت، کنش سیاسی و انگارههای اجتماعی اسلامگرایان شکل و جهت داد و صورتبندی آنها، طیفهای مختلف گفتمانی و ایدئولوژیک اسلام سیاسی را پدید آورد. برساخت این مفاهیم در سیر رویارویی با این چالشهای سهگانه روایت شده است.
۱. چالش مذهب با ماتریالیسم و وجه ایدئولوژیک آن یعنی مارکسیسم، که به پیدایش مفاهیم نوپدیدی چون جهانبینی اسلامی و مکتب توحید، مسئلهی شناخت و فلسفهی تاریخ در اسلام، انسانشناسی و جامعهی بیطبقهی توحیدی و… انجامید و نشان آراء مارکسیستی را بر گفتمان چپ اسلامی گذاشت.
۲. چالش اسلامگرایان با بهائیت، پاکدینی کسروی و سنتگرایان مسلمان که تفاسیری ایدئولوژیک و انقلابی از آیات قرآن، تاریخ تشیع و باورهای اسلامی/ شیعی در پی داشت.
۳. چالش مذهب و دولت در مقولاتی چون قانون، اقتصاد و فرهنگ، که مباحثی چون اقتصاد در مکتب اسلام، هنر و ادبیات اسلامی و تصویر زن مسلمانِ مبارز و مکتبی از دل آن سر برآورد.
کتاب «پیدایش مفاهیم اسلام سیاسی در ایران معاصر» نوشتهٔ آرش صفری برندهٔ سومین دورهٔ جایزهٔ کتاب سال مهندس مهدی بازرگان شد.
این کتاب پژوهشی است در سیر پیدایش و تحول مفاهیمی که در میانهی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ به ذهنیت، کنش سیاسی و انگارههای اجتماعی اسلامگرایان شکل و جهت داد و صورتبندی آنها، طیفهای مختلف گفتمانی و ایدئولوژیک اسلام سیاسی را پدید آورد. برساخت این مفاهیم در سیر رویارویی با این چالشهای سهگانه روایت شده است.
۱. چالش مذهب با ماتریالیسم و وجه ایدئولوژیک آن یعنی مارکسیسم، که به پیدایش مفاهیم نوپدیدی چون جهانبینی اسلامی و مکتب توحید، مسئلهی شناخت و فلسفهی تاریخ در اسلام، انسانشناسی و جامعهی بیطبقهی توحیدی و… انجامید و نشان آراء مارکسیستی را بر گفتمان چپ اسلامی گذاشت.
۲. چالش اسلامگرایان با بهائیت، پاکدینی کسروی و سنتگرایان مسلمان که تفاسیری ایدئولوژیک و انقلابی از آیات قرآن، تاریخ تشیع و باورهای اسلامی/ شیعی در پی داشت.
۳. چالش مذهب و دولت در مقولاتی چون قانون، اقتصاد و فرهنگ، که مباحثی چون اقتصاد در مکتب اسلام، هنر و ادبیات اسلامی و تصویر زن مسلمانِ مبارز و مکتبی از دل آن سر برآورد.
🔸کتابهای در دست انتشار
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
▫️▫️▫️
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
▫️▫️▫️
«همراهی فقها با عقلا»
پانزده مقاله
مهدی منتظرقائم
🔸کتابهای در دست انتشار
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
▫️▫️▫️
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
▫️▫️▫️
«همراهی فقها با عقلا»
پانزده مقاله
مهدی منتظرقائم
ديدگاه ولستونكرافت در استيفاى حقوق زنان معمولاً به نگرشِ امانوئل كانت پهلو مىزد - يعنى اعتقاد به اينكه فرد تا زمانى كه از خودمختارى برخوردار نباشد انسانى كامل به شمار نمىآيد. او پافشارى داشت كه اگر تعقل وجه تمايز انسان از حيوان است پس زنان نيز مانند مردان از اين قابليت برخوردارند.
نقطهٔ قوت تحليل ولستونکرافت اين بود كه مىخواست زنان در انتخاب و تصميمگيرى مختار باشند و با آنان بر همين اساس رفتار شود. استيفاى حقوق زنان بيش از آنكه در طلب آزادى سياسى و اقتصادى براى زنان باشد بيانيهاى در باب يكىبودنِ طبيعتِ خردورز و انسانىِ زن و مرد بود.
ولستونکرافت بيش از هر چيز خواهان شخصيت انسانى براى زنان بود. او مىگفت زن «وسيلهٔ محض» يا ابزارى براى خوشبختى يا كمال شخصى ديگر نيست بلكه همان چيزى است كه كانت آن را «هدف» ناميد، يعنى عاملى خردورز كه كرامت او در قابليت خودسامانى خويش نهفته است.
از کتابِ «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی»
رزمری تانگ
ترجمۀ منیژه نجمعراقی
ديدگاه ولستونكرافت در استيفاى حقوق زنان معمولاً به نگرشِ امانوئل كانت پهلو مىزد - يعنى اعتقاد به اينكه فرد تا زمانى كه از خودمختارى برخوردار نباشد انسانى كامل به شمار نمىآيد. او پافشارى داشت كه اگر تعقل وجه تمايز انسان از حيوان است پس زنان نيز مانند مردان از اين قابليت برخوردارند.
نقطهٔ قوت تحليل ولستونکرافت اين بود كه مىخواست زنان در انتخاب و تصميمگيرى مختار باشند و با آنان بر همين اساس رفتار شود. استيفاى حقوق زنان بيش از آنكه در طلب آزادى سياسى و اقتصادى براى زنان باشد بيانيهاى در باب يكىبودنِ طبيعتِ خردورز و انسانىِ زن و مرد بود.
ولستونکرافت بيش از هر چيز خواهان شخصيت انسانى براى زنان بود. او مىگفت زن «وسيلهٔ محض» يا ابزارى براى خوشبختى يا كمال شخصى ديگر نيست بلكه همان چيزى است كه كانت آن را «هدف» ناميد، يعنى عاملى خردورز كه كرامت او در قابليت خودسامانى خويش نهفته است.
از کتابِ «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی»
رزمری تانگ
ترجمۀ منیژه نجمعراقی
❤1
Forwarded from به مهربانی
دارالاکرام در نشست بیستوهفتم خیروخرد با حضور دکتر مقصود فراستخواه به کتاب «کنشگران مرزی» خواهد پرداخت. این کتاب که اکنون به چاپ هفتم رسیده و کتاب برگزیدۀ سال ۱۴۰۳ در علوم اجتماعی شده است به عاملانی میپردازد که پایی در دولت و پایی در جامعه دارند و میان دولت و ملت پل میزنند.
ما در این نشست از منظر یک سازمان مردم نهاد و با پرسشهای زیر به سراغ کتاب و نویسنده میرویم
(۱) آیا در تاریخ ایران میتوان نهادهایی یافت که توانسته باشند نقش کنشگر مرزی را ایفا کنند؟
(۲) کنشگر مرزی نهادی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
(۳) آیا نهادهای مدنی موجود ظرفیت کنشگری مرزی را دارند یا در وضعیت فعلی ناچارند برای بقا خود به یک سمت بخزند؟
(۴) آیا کنشگران نهاد میتوانند در کم کردن شکاف میان طبقات پایین جامعه و دولت نقش بهتری نسبت به کنشگران فردی داشته باشند؟
توضیحات بیشتر: اینجا و اینجا
زمان: سه شنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۳ – ساعت ۱۶
نشست حضوری: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
نشست آنلاین: اینستاگرام به مهربانی
🆔 @bemehrbani
ما در این نشست از منظر یک سازمان مردم نهاد و با پرسشهای زیر به سراغ کتاب و نویسنده میرویم
(۱) آیا در تاریخ ایران میتوان نهادهایی یافت که توانسته باشند نقش کنشگر مرزی را ایفا کنند؟
(۲) کنشگر مرزی نهادی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
(۳) آیا نهادهای مدنی موجود ظرفیت کنشگری مرزی را دارند یا در وضعیت فعلی ناچارند برای بقا خود به یک سمت بخزند؟
(۴) آیا کنشگران نهاد میتوانند در کم کردن شکاف میان طبقات پایین جامعه و دولت نقش بهتری نسبت به کنشگران فردی داشته باشند؟
توضیحات بیشتر: اینجا و اینجا
زمان: سه شنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۳ – ساعت ۱۶
نشست حضوری: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
نشست آنلاین: اینستاگرام به مهربانی
برای هموار کردن مسیر آموزش کودکان ایران در کمپین پلهای پیش رو همراه ما باشید: اینجا را کلیک کنید
🆔 @bemehrbani
۲۰ و ۲۱ اسفندماه
تخفیف برای همهٔ کتابهای نشر نی
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی با پست پیشتاز رایگان
۵۰ درصد تخفیف برای کتابهای آسیبدیده
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ساعت ۹ تا ۲۰
سایت نشر نی: www.nashreney.com
۲۰ و ۲۱ اسفندماه
تخفیف برای همهٔ کتابهای نشر نی
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی با پست پیشتاز رایگان
۵۰ درصد تخفیف برای کتابهای آسیبدیده
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ساعت ۹ تا ۲۰
سایت نشر نی: www.nashreney.com
نظامى سُنى بود، اما تنگنظر نبود. عارف بود، ولى تندرو نبود. در ستايش ِ شراب مىسرود، اما مىگفت كه هرگز لب به شراب نزده است. مانند بسيارى از سرايندگان عارفِ زمان خود، در زمينهٔ نسبى بودن همه دينها، رندانه تا مرز كفرگويى پيش مىرفت. بىگمان اسلام را برتر از دينهاى ديگر مىدانست، اما آيا در چشم او يك زرتشتىِ پايبند به مذهب خود، برتر از مسلمانِ رياكار نبود؟ دستكم اين چيزى است كه در آغازِ داستان خسرو و شيرين مىگويد، كه رويدادهايش در دورهٔ شاهان ساسانى ايرانِ پيش از اسلام، در دورهٔ گبرها، يا زرتشتىها، ستايشگران آتش، رخ مىدهند.
جهان زاتشپرستى شد چنان گرم!
كه بادا زين مسلمانى تُرا شرم!
مسلمانيم ما، او گبر نام است؟
گر اين گبرى، مسلمانى كدام است؟
نظامى، بر سر افسانه شو باز
كه مرغِ بند را تلخ آمد آواز!
از کتابِ «تفسیر مایکل بری بر هفتپیکر نظامی»
مایکل بری
ترجمهٔ جلال علوینیا
نظامى سُنى بود، اما تنگنظر نبود. عارف بود، ولى تندرو نبود. در ستايش ِ شراب مىسرود، اما مىگفت كه هرگز لب به شراب نزده است. مانند بسيارى از سرايندگان عارفِ زمان خود، در زمينهٔ نسبى بودن همه دينها، رندانه تا مرز كفرگويى پيش مىرفت. بىگمان اسلام را برتر از دينهاى ديگر مىدانست، اما آيا در چشم او يك زرتشتىِ پايبند به مذهب خود، برتر از مسلمانِ رياكار نبود؟ دستكم اين چيزى است كه در آغازِ داستان خسرو و شيرين مىگويد، كه رويدادهايش در دورهٔ شاهان ساسانى ايرانِ پيش از اسلام، در دورهٔ گبرها، يا زرتشتىها، ستايشگران آتش، رخ مىدهند.
جهان زاتشپرستى شد چنان گرم!
كه بادا زين مسلمانى تُرا شرم!
مسلمانيم ما، او گبر نام است؟
گر اين گبرى، مسلمانى كدام است؟
نظامى، بر سر افسانه شو باز
كه مرغِ بند را تلخ آمد آواز!
از کتابِ «تفسیر مایکل بری بر هفتپیکر نظامی»
مایکل بری
ترجمهٔ جلال علوینیا
اگر در دنیا فقط یک زن واقعی پیدا میشد، آن زنْ مالی متیوسن بود، با این حال از ته دل آرزو میکرد که ای کاش مرد بود.
یک روز هم خواستهاش برآورده شد!
به خودش آمد و دید جرالد شده است: با قامتی صاف و چهارشانه راه میرفت، مثل همیشه عجله داشت که به قطار صبح برسد و، از شما چه پنهان، اعصابش هم کمی خرد بود.
حرفهای خودش در سرش میپیچید ــ نه که فقط آخرین حرفهایش، حتی حرفهایی که قبلترها زده بود، لبهایش را محکم به هم فشار میداد مبادا حرفی از دهانش دربیاید که بعداً پشیمان شود. ولی به جای اینکه خوشحال شود که دیگر آن موجود عصبانی با آن جثۀ ریزهمیزه در آفتابگیر خانه نیست، حس برتری به او دست داد و دلش به حال آن موجود ضعیف سوخت و علیرغم اعصاب خردش حس میکرد باید با آن زن مهربان باشد.
مرد شده بود! مرد واقعی ــ تنها فرقش با مرد واقعی این بود که ناخودآگاه خاطراتی داشت از زمانی که زن بود و همان خاطرات به او میفهماندند قبلاً زن بوده ولی الان دیگر مرد است.
از مجموعهداستانِ «کاغذدیواری زرد»
داستانِ «آخ اگر خودم مرد بودم»
شارلوت پرکینز گیلمن
ترجمهٔ نیلی انصار
اگر در دنیا فقط یک زن واقعی پیدا میشد، آن زنْ مالی متیوسن بود، با این حال از ته دل آرزو میکرد که ای کاش مرد بود.
یک روز هم خواستهاش برآورده شد!
به خودش آمد و دید جرالد شده است: با قامتی صاف و چهارشانه راه میرفت، مثل همیشه عجله داشت که به قطار صبح برسد و، از شما چه پنهان، اعصابش هم کمی خرد بود.
حرفهای خودش در سرش میپیچید ــ نه که فقط آخرین حرفهایش، حتی حرفهایی که قبلترها زده بود، لبهایش را محکم به هم فشار میداد مبادا حرفی از دهانش دربیاید که بعداً پشیمان شود. ولی به جای اینکه خوشحال شود که دیگر آن موجود عصبانی با آن جثۀ ریزهمیزه در آفتابگیر خانه نیست، حس برتری به او دست داد و دلش به حال آن موجود ضعیف سوخت و علیرغم اعصاب خردش حس میکرد باید با آن زن مهربان باشد.
مرد شده بود! مرد واقعی ــ تنها فرقش با مرد واقعی این بود که ناخودآگاه خاطراتی داشت از زمانی که زن بود و همان خاطرات به او میفهماندند قبلاً زن بوده ولی الان دیگر مرد است.
از مجموعهداستانِ «کاغذدیواری زرد»
داستانِ «آخ اگر خودم مرد بودم»
شارلوت پرکینز گیلمن
ترجمهٔ نیلی انصار
❤1
منتشر شد
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
گفتهاند چون خبر قتل حسین (ع) در حجاز پیچید، جابر بن عبدالله انصاری، مردی کهنسال و نابینا از اصحاب معروف پیامبر و دوستان حسین (ع)، بیتابانه از مدینه بیرون زد و به قصد کربلا راه صحرا را در پیش گرفت. چون چهل روز از عاشورا گذشت، جابر به صحرای کربلا رسید در حالی که فردی به اسم عطیه فرزند سعد عوفی او را همراهی میکرد. جابر ابتدا در آب رودخانهٔ فرات گرد سفر از خود برگرفت، جامعهای تمیز و عطرآگین به تن کرد و آنگاه از راهنمایش خواست تا او را به سر قبر حسین (ع) برساند. چون جابر به قبر حسین (ع) رسید، از شدت اندوه مدهوش شد و چون به هوش آمد، سه بار فریاد زد: حبیبی یا حسین (ع)!
بعد به شکوائیه پرسید: «دوست من! چرا پاسخ دوست خود را نمیدهی؟» سپس خود پاسخ خود را داد: «چگونه پاسخ مرا بدهی در حالی که رگهای گردنت را بریدهاند، خونت را بر زمین ریختهاند و سرت را از بدنت جدا کردهاند؟»
از صفحهٔ ۱۰۷ کتاب
منتشر شد
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
گفتهاند چون خبر قتل حسین (ع) در حجاز پیچید، جابر بن عبدالله انصاری، مردی کهنسال و نابینا از اصحاب معروف پیامبر و دوستان حسین (ع)، بیتابانه از مدینه بیرون زد و به قصد کربلا راه صحرا را در پیش گرفت. چون چهل روز از عاشورا گذشت، جابر به صحرای کربلا رسید در حالی که فردی به اسم عطیه فرزند سعد عوفی او را همراهی میکرد. جابر ابتدا در آب رودخانهٔ فرات گرد سفر از خود برگرفت، جامعهای تمیز و عطرآگین به تن کرد و آنگاه از راهنمایش خواست تا او را به سر قبر حسین (ع) برساند. چون جابر به قبر حسین (ع) رسید، از شدت اندوه مدهوش شد و چون به هوش آمد، سه بار فریاد زد: حبیبی یا حسین (ع)!
بعد به شکوائیه پرسید: «دوست من! چرا پاسخ دوست خود را نمیدهی؟» سپس خود پاسخ خود را داد: «چگونه پاسخ مرا بدهی در حالی که رگهای گردنت را بریدهاند، خونت را بر زمین ریختهاند و سرت را از بدنت جدا کردهاند؟»
از صفحهٔ ۱۰۷ کتاب
❤2👎1🔥1🍌1
منتشر شد
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
موضوع آسیبشناسی دینی نقد بینش و منش و کنش دینداران است و معیارش دین و هدفش اصلاح. در اهمیت آن همین بس که اگر نادیده گرفته شود، خود دین به عنوان آسیب شناخته میشود. امّا برای آسیبزدایی هیچ راهی کوتاهتر و مطمئنتر از گردن نهادن به حکومت عقل نیست. دین سالم در عقل سالم و جامعهٔ عقلانی است. فرد یا جامعهای که عقلانی نباشد، دین را هم تباه میکند. یا آن را داروی خواب میکند و یا شوکران مرگ.
کتاب آسیبشناسی دینی، با گواهی آوردن از دو شاهد، یعنی عقل (دین درونی) و دین (عقل بیرونی)، استدلال و استناد میکند که دین چیست و شبهدین چیست. این اثر عهدهدار نقد آسیبهایی است که دین را تهدید میکند؛ از جمله: تعصّب، غلو، ارتجاع، جمود، سبقت از دین، مارقیگری، قدرتگرایی، عوامگرایی، اعتزال اجتماعیـسیاسی، تشبّه به غیر و ماتریالیسم اخلاقی.
منتشر شد
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
موضوع آسیبشناسی دینی نقد بینش و منش و کنش دینداران است و معیارش دین و هدفش اصلاح. در اهمیت آن همین بس که اگر نادیده گرفته شود، خود دین به عنوان آسیب شناخته میشود. امّا برای آسیبزدایی هیچ راهی کوتاهتر و مطمئنتر از گردن نهادن به حکومت عقل نیست. دین سالم در عقل سالم و جامعهٔ عقلانی است. فرد یا جامعهای که عقلانی نباشد، دین را هم تباه میکند. یا آن را داروی خواب میکند و یا شوکران مرگ.
کتاب آسیبشناسی دینی، با گواهی آوردن از دو شاهد، یعنی عقل (دین درونی) و دین (عقل بیرونی)، استدلال و استناد میکند که دین چیست و شبهدین چیست. این اثر عهدهدار نقد آسیبهایی است که دین را تهدید میکند؛ از جمله: تعصّب، غلو، ارتجاع، جمود، سبقت از دین، مارقیگری، قدرتگرایی، عوامگرایی، اعتزال اجتماعیـسیاسی، تشبّه به غیر و ماتریالیسم اخلاقی.
آیا خواب برای عبرت از وقایع گذشته حادث میشود و مستلزم تعبیر است یا در جهت پیشگویی آینده صورت میگیرد؟ آیا رؤیا وسیلهای است برای درک خصوصیّات نفسانی فرد و یا برعکس واجد کارکردی است جمعی که در روزگار ما به دست فراموشی سپرده شدهاست؟ این سؤالات همه متوجّه رابطۀ عالم خواب با بیداری است. آیا رؤیا حاصلی است از زندگی روزمرّه و یا برعکس زندگی در بیداری نتیجهای است از آنچه در رؤیا بر ما حادث میشود؟ آنچه مسلّم است اینکه آدمی فاقد کارایی لازم جهت دخالت در فرایند رؤیاست، قلمروی که از حیطۀ استیلای او به دور بوده حاوی رموز و اسراری است که انسانها در طول تاریخ در پی دست یافتن بدان بودهاند. شاید هم فرآوردهای باشد بیمعنی از فعالیّتهای مغز در حین خواب به طوری که تلاش در درکوفهم آن امری بس مهمل و بینتیجه باشد.
از کتابِ «تعبیر خواب»
از سومر تا فروید
جلد نخست
کرامت موللی
آیا خواب برای عبرت از وقایع گذشته حادث میشود و مستلزم تعبیر است یا در جهت پیشگویی آینده صورت میگیرد؟ آیا رؤیا وسیلهای است برای درک خصوصیّات نفسانی فرد و یا برعکس واجد کارکردی است جمعی که در روزگار ما به دست فراموشی سپرده شدهاست؟ این سؤالات همه متوجّه رابطۀ عالم خواب با بیداری است. آیا رؤیا حاصلی است از زندگی روزمرّه و یا برعکس زندگی در بیداری نتیجهای است از آنچه در رؤیا بر ما حادث میشود؟ آنچه مسلّم است اینکه آدمی فاقد کارایی لازم جهت دخالت در فرایند رؤیاست، قلمروی که از حیطۀ استیلای او به دور بوده حاوی رموز و اسراری است که انسانها در طول تاریخ در پی دست یافتن بدان بودهاند. شاید هم فرآوردهای باشد بیمعنی از فعالیّتهای مغز در حین خواب به طوری که تلاش در درکوفهم آن امری بس مهمل و بینتیجه باشد.
از کتابِ «تعبیر خواب»
از سومر تا فروید
جلد نخست
کرامت موللی