یان وات نشان مىدهد كه ميان پيام اخلاقى رابينسون كروزوئه و پيام اخلاقى سه نمونهٔ برجسته از داستانهاى انسانهاى خطاكار در قرنهاى شانزده و هفده، چه تفاوت نظرگيرى وجود دارد. فاوست، دُن ژوان و دُن كيشوت، هر سه از براى فردگرايىشان (يا ناهمرنگى با جماعت) به عقوبت مىرسند - فاوست به خاطر آنكه مىخواهد بيش از حد بداند، دُن خوان براى اغواى زنان متعدد [يا زنبارگى بيش از حدش] و دن كيشوت به خاطر ناهمنوايى با هنجارهاى عمومى - حال آنكه فردگرايى كروزوئه ستوده مىشود. در رمان دانيل دفو، سير و سلوک شخصى كروزوئه در عالم تنهايى خويش، بهدنبال معنا گشتن براى زندگىاش و برقرارى رابطه با خدا از راه ابتكارات شخصىِ خاص خودش، ديگر جرم و خطايى عليه جامعه بهشمار نمىآيد. اين مورد را مىتوان بهعنوان نمونهاى براى [چگونگى] دنبالروى اجتماع برنگريست.
از کتابِ « نظريههاى فلسفى و جامعهشناختى در هنر»
ترجمه و نگارش: على رامين
یان وات نشان مىدهد كه ميان پيام اخلاقى رابينسون كروزوئه و پيام اخلاقى سه نمونهٔ برجسته از داستانهاى انسانهاى خطاكار در قرنهاى شانزده و هفده، چه تفاوت نظرگيرى وجود دارد. فاوست، دُن ژوان و دُن كيشوت، هر سه از براى فردگرايىشان (يا ناهمرنگى با جماعت) به عقوبت مىرسند - فاوست به خاطر آنكه مىخواهد بيش از حد بداند، دُن خوان براى اغواى زنان متعدد [يا زنبارگى بيش از حدش] و دن كيشوت به خاطر ناهمنوايى با هنجارهاى عمومى - حال آنكه فردگرايى كروزوئه ستوده مىشود. در رمان دانيل دفو، سير و سلوک شخصى كروزوئه در عالم تنهايى خويش، بهدنبال معنا گشتن براى زندگىاش و برقرارى رابطه با خدا از راه ابتكارات شخصىِ خاص خودش، ديگر جرم و خطايى عليه جامعه بهشمار نمىآيد. اين مورد را مىتوان بهعنوان نمونهاى براى [چگونگى] دنبالروى اجتماع برنگريست.
از کتابِ « نظريههاى فلسفى و جامعهشناختى در هنر»
ترجمه و نگارش: على رامين
منتشر شد
«دختران خاک»
جواد خاوری
رمان (ادبیات افغانستان)
زن بودن تقدیری است که سایهٔ سنگینش را بر سر دختران خاک گسترده است؛ دخترانی که پذیرای تقدیرند و خوشبختی را فقط در قامت آن میبینند. اما تقدیر بیرحم است و مرگی زودهنگام بر آنان روا میدارد. والدین دختران دو سال تمام در ماتم آنها میگریند، اما ناگهان دخترانشان زنده از راه میرسند. دخترانی که دو سال گم بودند، کجا بودند و چه بر سرشان آمده بود؟ والدین داغدار به مصیبت دیگری گرفتار میشوند. زنده شدن دختران فاجعهبارتر از مرگشان است. والدین نمیدانند با دخترانی که از جهان مرگ بازگشتهاند و آبستن هزار ابهامند چه کنند.
▫️بخشی از رمان
منتشر شد
«دختران خاک»
جواد خاوری
رمان (ادبیات افغانستان)
زن بودن تقدیری است که سایهٔ سنگینش را بر سر دختران خاک گسترده است؛ دخترانی که پذیرای تقدیرند و خوشبختی را فقط در قامت آن میبینند. اما تقدیر بیرحم است و مرگی زودهنگام بر آنان روا میدارد. والدین دختران دو سال تمام در ماتم آنها میگریند، اما ناگهان دخترانشان زنده از راه میرسند. دخترانی که دو سال گم بودند، کجا بودند و چه بر سرشان آمده بود؟ والدین داغدار به مصیبت دیگری گرفتار میشوند. زنده شدن دختران فاجعهبارتر از مرگشان است. والدین نمیدانند با دخترانی که از جهان مرگ بازگشتهاند و آبستن هزار ابهامند چه کنند.
▫️بخشی از رمان
تصادفی نیست که بدترین ستیزهها میان دختربچهها و مادرانشان در حدود هجدهماهگی روی میدهد، یعنی زمانی که دم به ساعت از بچهها خواسته میشود که رفتاری مناسب با جنس خود داشته باشند. درحالیکه آنها دخترـپسرهای کوچک و بسیار فعالی هستند که هنوز متمایز نشدهاند. اگر دختربچه با الگوی مطلوب خانواده سازگار نشود، از هر سو زیر فشار قرار میگیرد، با مخالفت روبهرو میگردد و نفی و تنبیه میشود؛ او میان گرایشاش به همانند شدن با مادر و نیروهای سرشار خود گیر کرده است که بههیچوجه مصرف نمیشوند، به او فشار میآورند و خواهان آناند که آزادانه به حرکت درآیند؛ چنین دختربچهای پیکار سختی را با خود و دیگران آغاز میکند، پیکاری ناروشن و متضاد که در آن نیروی ارزشمندی بیهوده هدر میرود.
از کتابِ «اگر فرزند دختر دارید»
النا جانینی بلوتی
ترجمهی محمدجعفر پوینده
تصادفی نیست که بدترین ستیزهها میان دختربچهها و مادرانشان در حدود هجدهماهگی روی میدهد، یعنی زمانی که دم به ساعت از بچهها خواسته میشود که رفتاری مناسب با جنس خود داشته باشند. درحالیکه آنها دخترـپسرهای کوچک و بسیار فعالی هستند که هنوز متمایز نشدهاند. اگر دختربچه با الگوی مطلوب خانواده سازگار نشود، از هر سو زیر فشار قرار میگیرد، با مخالفت روبهرو میگردد و نفی و تنبیه میشود؛ او میان گرایشاش به همانند شدن با مادر و نیروهای سرشار خود گیر کرده است که بههیچوجه مصرف نمیشوند، به او فشار میآورند و خواهان آناند که آزادانه به حرکت درآیند؛ چنین دختربچهای پیکار سختی را با خود و دیگران آغاز میکند، پیکاری ناروشن و متضاد که در آن نیروی ارزشمندی بیهوده هدر میرود.
از کتابِ «اگر فرزند دختر دارید»
النا جانینی بلوتی
ترجمهی محمدجعفر پوینده
Forwarded from به مهربانی
کتاب «در اوج تاریکی» یک الگوی سه مرحلهای برای فهم رفتار خودکشیگرایانه معرفی میکند و چندین و چند پیش فرض در باب این رفتار را اصلاح میکند.
در نشست بیست و ششم خیروخرد که با محوریت این کتاب و با حضور دکتر جعفر بوالهری برگزار می شود ما به سوالات زیر خواهیم پرداخت.
(۱) آیا دربارۀ خودکشی در فضای عمومی یا با فردی که محتمل است در معرض خودکشی باشد باید حرف زد؟
(۲) چه جمعیتهایی بیشتر در معرض چنین آسیبی هستند؟
(۳) نشانگان خودکشی که باید به عنوان زنگ خطر در نظر داشته باشیم چیست؟
(۴) چه میشود که افراد خودکشی میکنند و برای پیشگیری از خودکشی چه کار میشود کرد؟
(۵) آیا الگوی معرفی شده در کتاب برای درک پدیدۀ خودکشی کودکان کفایت دارد؟
توضیحات بیشتر در باب نشست
زمان: سه شنبه ۱۴ اسفند ماه ۱۴۰۳ – ساعت ۱۴
نشست حضوری: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
نشست آنلاین: اینستاگرام به مهربانی
🆔 @bemehrbani
در نشست بیست و ششم خیروخرد که با محوریت این کتاب و با حضور دکتر جعفر بوالهری برگزار می شود ما به سوالات زیر خواهیم پرداخت.
(۱) آیا دربارۀ خودکشی در فضای عمومی یا با فردی که محتمل است در معرض خودکشی باشد باید حرف زد؟
(۲) چه جمعیتهایی بیشتر در معرض چنین آسیبی هستند؟
(۳) نشانگان خودکشی که باید به عنوان زنگ خطر در نظر داشته باشیم چیست؟
(۴) چه میشود که افراد خودکشی میکنند و برای پیشگیری از خودکشی چه کار میشود کرد؟
(۵) آیا الگوی معرفی شده در کتاب برای درک پدیدۀ خودکشی کودکان کفایت دارد؟
توضیحات بیشتر در باب نشست
زمان: سه شنبه ۱۴ اسفند ماه ۱۴۰۳ – ساعت ۱۴
نشست حضوری: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
نشست آنلاین: اینستاگرام به مهربانی
برای هموار کردن مسیر آموزش کودکان ایران در کمپین پلهای پیش رو همراه ما باشید: اینجا را کلیک کنید
🆔 @bemehrbani
چاپ ششم منتشر شد
«افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی»
اتحادیهٔ ساسانی ــ پارتی و فتح ایران بهدست عربها
پروانه پورشریعتی
ترجمهٔ آوا واحدی نوایی
افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی (اتحادیهٔ ساسانی ـ پارتی و فتح ایران به دست عربها)، اثر ارزشمند پروانه پورشریعتی، پژوهشی است ژرف با نظریهپردازیهای بیباکانه. نویسنده بر سر آن بوده است تا از تاریخ دورهٔ پسین ساسانی ابهامزدایی و از بخشی از اطلاعات پراکنده و آشفته دربارهٔ این تاریخ رمزگشایی کند؛ بدانسان که از آنچه در این دوره و پس از یورش عربها بر سرزمین ایران رفت تصویری روشن و معنادار از منظر ایرانی به دست دهد. پایمردی نویسنده در یافتن روزنههای امید و آزمودن همهٔ راههای ممکن برای روشنگری دربارهٔ ابهامات و یافتن حلقههای اتصال پراکندگیهای تاریخی بهراستی در خور ستایش است. بدینسان، نویسنده با رویکردی ریشهای، انتقادی و مقایسهای دربارهٔ یکی از مهمترین و مؤثرترین عرصههای تاریخ نظریههای زیر و زبرکننده و شورانگیز پیش رو نهاده است.
چاپ ششم منتشر شد
«افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی»
اتحادیهٔ ساسانی ــ پارتی و فتح ایران بهدست عربها
پروانه پورشریعتی
ترجمهٔ آوا واحدی نوایی
افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی (اتحادیهٔ ساسانی ـ پارتی و فتح ایران به دست عربها)، اثر ارزشمند پروانه پورشریعتی، پژوهشی است ژرف با نظریهپردازیهای بیباکانه. نویسنده بر سر آن بوده است تا از تاریخ دورهٔ پسین ساسانی ابهامزدایی و از بخشی از اطلاعات پراکنده و آشفته دربارهٔ این تاریخ رمزگشایی کند؛ بدانسان که از آنچه در این دوره و پس از یورش عربها بر سرزمین ایران رفت تصویری روشن و معنادار از منظر ایرانی به دست دهد. پایمردی نویسنده در یافتن روزنههای امید و آزمودن همهٔ راههای ممکن برای روشنگری دربارهٔ ابهامات و یافتن حلقههای اتصال پراکندگیهای تاریخی بهراستی در خور ستایش است. بدینسان، نویسنده با رویکردی ریشهای، انتقادی و مقایسهای دربارهٔ یکی از مهمترین و مؤثرترین عرصههای تاریخ نظریههای زیر و زبرکننده و شورانگیز پیش رو نهاده است.
منتشر شد
«حقوق تطبیقی نسب»
در قلمرو روشهای کمک باروری
محمد راسخ و فائزه عامری
اکنون دو دهه از تصویب قانون نحوهٔ اهدای جنین به زوجین نابارور در کشور میگذرد. سالها پیش از تصویب چنین قانونی، روشهای کمکباروری با مداخلهٔ ثالث در کشور به کار بسته شده و زوجین نابارور از این طریق صاحب فرزند شده بودند. این امر رویدادی عجیب نیست، چه قانون در همهٔ جوامع آهسته و بطیء حرکت میکند؛ بر خلاف رویّهٔ علم و فناوری که بهسرعت به پیش میتازد. باری، قانون یادشده از جمله به دو دلیل جامع نیست؛ نخست آنکه همهٔ روشهای کمکباروری را در بر نمیگیرد و به اهدای جنین محدود است. دوم آنکه بیانی غریب و مبهم از نسب کودکان متولدشده از این روشها به دست میدهد. به تعبیر قانون، متقاضیانِ دریافت جنین والدین نیستند؛ اما باید از کودک نگهداری و مراقبت کنند؛ گویی فرزندی را به سرپرستی قبول کردهاند. آیا وضعیت در همهٔ نظامهای حقوقی همینگونه است؟ با مطالعهٔ نظامهای حقوقی گوناگون چرایی و چگونگی به رسمیت شناختن ورود شخص ثالث به فرایند تولید مثل، که امری آسان نیست، و نیز نقش وی در نسب کودکِ حاصل از این فرایند آشکار میشود...
▫️ بخشی از کتاب
منتشر شد
«حقوق تطبیقی نسب»
در قلمرو روشهای کمک باروری
محمد راسخ و فائزه عامری
اکنون دو دهه از تصویب قانون نحوهٔ اهدای جنین به زوجین نابارور در کشور میگذرد. سالها پیش از تصویب چنین قانونی، روشهای کمکباروری با مداخلهٔ ثالث در کشور به کار بسته شده و زوجین نابارور از این طریق صاحب فرزند شده بودند. این امر رویدادی عجیب نیست، چه قانون در همهٔ جوامع آهسته و بطیء حرکت میکند؛ بر خلاف رویّهٔ علم و فناوری که بهسرعت به پیش میتازد. باری، قانون یادشده از جمله به دو دلیل جامع نیست؛ نخست آنکه همهٔ روشهای کمکباروری را در بر نمیگیرد و به اهدای جنین محدود است. دوم آنکه بیانی غریب و مبهم از نسب کودکان متولدشده از این روشها به دست میدهد. به تعبیر قانون، متقاضیانِ دریافت جنین والدین نیستند؛ اما باید از کودک نگهداری و مراقبت کنند؛ گویی فرزندی را به سرپرستی قبول کردهاند. آیا وضعیت در همهٔ نظامهای حقوقی همینگونه است؟ با مطالعهٔ نظامهای حقوقی گوناگون چرایی و چگونگی به رسمیت شناختن ورود شخص ثالث به فرایند تولید مثل، که امری آسان نیست، و نیز نقش وی در نسب کودکِ حاصل از این فرایند آشکار میشود...
▫️ بخشی از کتاب
چند سال پيش هنگامى كه محاكمهٔ آيشمن را در اورشليم تشريح مىكردم از «عادى شدن بدى» سخن گفتم و منظورم از آن، نظريه يا آيين ويژهاى نبود بلكه امرى بود كاملاً واقعى، پديده ارتكاب جنايت هولناكى بود در مقياس عظيم، كه امكان نداشت بتوان به نوعى شرارت، يا بهنوعى بيمارى، و يا به مرام و مسلک مرتكب نسبت داد، كه شايد تنها وجه تمايزش سطحى بودن خارقالعادهٔ او بود.
با آنكه واقعيات، بىنهايت هولناک بود اما شخص مرتكب نه هراسانگيز بود و نه ديوانه، تنها ويژگى او در گذشته و نيز در رفتارش در جريان دادرسى و بازجويىهاى پليس، واقعيتى منفى (سلبى) بود: حماقت نبود، ناتوانى شگفتانگيز و ذاتىِ انديشيدن بود. او در نقش جنايتكار بزرگ جنگى همانگونه ظاهر مىشد كه در رژيم نازى. پذيرش قواعدى كاملاً مغاير، كوچكترين دشوارى برايش نداشت.
مىدانست كه آنچه در آن زمان وظيفه خود تشخيص مىداد اكنون جنايت نام گرفته است و قوانين كيفرى جديد را مانند يک زبان جديد مىپذيرفت و بس.
از کتابِ «اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی»
هانا آرنت
ترجمهی عباس باقری
چند سال پيش هنگامى كه محاكمهٔ آيشمن را در اورشليم تشريح مىكردم از «عادى شدن بدى» سخن گفتم و منظورم از آن، نظريه يا آيين ويژهاى نبود بلكه امرى بود كاملاً واقعى، پديده ارتكاب جنايت هولناكى بود در مقياس عظيم، كه امكان نداشت بتوان به نوعى شرارت، يا بهنوعى بيمارى، و يا به مرام و مسلک مرتكب نسبت داد، كه شايد تنها وجه تمايزش سطحى بودن خارقالعادهٔ او بود.
با آنكه واقعيات، بىنهايت هولناک بود اما شخص مرتكب نه هراسانگيز بود و نه ديوانه، تنها ويژگى او در گذشته و نيز در رفتارش در جريان دادرسى و بازجويىهاى پليس، واقعيتى منفى (سلبى) بود: حماقت نبود، ناتوانى شگفتانگيز و ذاتىِ انديشيدن بود. او در نقش جنايتكار بزرگ جنگى همانگونه ظاهر مىشد كه در رژيم نازى. پذيرش قواعدى كاملاً مغاير، كوچكترين دشوارى برايش نداشت.
مىدانست كه آنچه در آن زمان وظيفه خود تشخيص مىداد اكنون جنايت نام گرفته است و قوانين كيفرى جديد را مانند يک زبان جديد مىپذيرفت و بس.
از کتابِ «اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی»
هانا آرنت
ترجمهی عباس باقری
در دست انتشار
«چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت»
یوئن یوئن انگ
ترجمهٔ محمدسعید نوری نائینی
مائو تسه تونگ، از نامآورترین انقلابیون جهان در قرن بیستم، مردمی آشفته و سرخورده را سامان داد و به ملتی یکپارچه و فداکار بدل ساخت. اما مدیریتش تلخ و ناگوار بود. طی سی سال حکومت مائو، چین دچار دو فاجعه شد: یکی تحمیل الگوی ایدئولوژیکی آشفتهای بود در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ با عنوان «جهش بزرگ به جلو» به قصد سرعت بخشیدن به تولید، که نتیجهٔ عکس داد؛ تحول دوم به نام «انقلاب فرهنگی» در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ به قدرت گرفتن «جوانان گارد سرخ» انجامید و از لحاظ اقتصادی و سیاسی فاجعهبار از کار درآمد.
گشایش هنگامی آغاز شد که دنگ شیائو پینگ، رفیق مغضوب مائو، قدرت را به دست گرفت. درسی دردناک که دنگ و همرزمانش آموخته بودند این بود که تمرکز قدرت در دستان خودکامه به سوءاستفاده و نتایج ویرانگر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خواهد انجامید. آنها میدانستند که باید ایدئولوژی جزمی را کنار بگذارند و «حقیقت را در واقعیت موجود بجویند.»
در دست انتشار
«چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت»
یوئن یوئن انگ
ترجمهٔ محمدسعید نوری نائینی
مائو تسه تونگ، از نامآورترین انقلابیون جهان در قرن بیستم، مردمی آشفته و سرخورده را سامان داد و به ملتی یکپارچه و فداکار بدل ساخت. اما مدیریتش تلخ و ناگوار بود. طی سی سال حکومت مائو، چین دچار دو فاجعه شد: یکی تحمیل الگوی ایدئولوژیکی آشفتهای بود در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ با عنوان «جهش بزرگ به جلو» به قصد سرعت بخشیدن به تولید، که نتیجهٔ عکس داد؛ تحول دوم به نام «انقلاب فرهنگی» در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ به قدرت گرفتن «جوانان گارد سرخ» انجامید و از لحاظ اقتصادی و سیاسی فاجعهبار از کار درآمد.
گشایش هنگامی آغاز شد که دنگ شیائو پینگ، رفیق مغضوب مائو، قدرت را به دست گرفت. درسی دردناک که دنگ و همرزمانش آموخته بودند این بود که تمرکز قدرت در دستان خودکامه به سوءاستفاده و نتایج ویرانگر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خواهد انجامید. آنها میدانستند که باید ایدئولوژی جزمی را کنار بگذارند و «حقیقت را در واقعیت موجود بجویند.»
بیکاری چگونه به ظهور گرایشهای روانی منجر میشود؟
بیکاری طولانی با از بین بردن پیوندهای اجتماعی چندگانه باعث آمادگی مردم برای جنبشهای تودهای میشود. مطالعاتی که در مورد بیکاران در چند کشور انجام شده است، نقش حیاتی شغل را در احساس سازگاری اجتماعی و روانی نشان داده است. محرومیت از شغل مداوم، بیش از هر چیز دیگری، فرد را از جامعۀ خود جدا میکند. این امر در وهلۀ اول معلول آن است که فرد از منشأ اصلی عزتنفس خود، در فرهنگی که افراد را عمدتاً براساس شغل آنها میسنجد، محروم میشود.
از طرف دیگر، بیکاری تأثیری رنجورسازانه دارد، زیرا روابط اجتماعی و مشارکت در جامعه را از بین میبرد. دسترسی نداشتن به دنیای کار یکی از عوامل عمدﮤ علاقه به محیط خود و فهم آن را از بین میبرد. بیکاری معمولاً بهطور غیرمستقیم روابط غیرحرفهای را هم مختل میکند، زیرا کارگر بیکار از تماس با همتایان خود، گاه حتی خانوادﮤ خود، پرهیز میکند تا شرمی را که در حضور آنها احساس میکند تعدیل کند، یا گاه صرفاً به این علت که نگرانی دربارﮤ ارضای نیازهای مادی کاملاً بر او چیره میشود.
از کتاب سیاست در جامعهٔ تودهای
ویلیام کورنهاوزر
ترجمهٔ وحید بزرگی
بیکاری چگونه به ظهور گرایشهای روانی منجر میشود؟
بیکاری طولانی با از بین بردن پیوندهای اجتماعی چندگانه باعث آمادگی مردم برای جنبشهای تودهای میشود. مطالعاتی که در مورد بیکاران در چند کشور انجام شده است، نقش حیاتی شغل را در احساس سازگاری اجتماعی و روانی نشان داده است. محرومیت از شغل مداوم، بیش از هر چیز دیگری، فرد را از جامعۀ خود جدا میکند. این امر در وهلۀ اول معلول آن است که فرد از منشأ اصلی عزتنفس خود، در فرهنگی که افراد را عمدتاً براساس شغل آنها میسنجد، محروم میشود.
از طرف دیگر، بیکاری تأثیری رنجورسازانه دارد، زیرا روابط اجتماعی و مشارکت در جامعه را از بین میبرد. دسترسی نداشتن به دنیای کار یکی از عوامل عمدﮤ علاقه به محیط خود و فهم آن را از بین میبرد. بیکاری معمولاً بهطور غیرمستقیم روابط غیرحرفهای را هم مختل میکند، زیرا کارگر بیکار از تماس با همتایان خود، گاه حتی خانوادﮤ خود، پرهیز میکند تا شرمی را که در حضور آنها احساس میکند تعدیل کند، یا گاه صرفاً به این علت که نگرانی دربارﮤ ارضای نیازهای مادی کاملاً بر او چیره میشود.
از کتاب سیاست در جامعهٔ تودهای
ویلیام کورنهاوزر
ترجمهٔ وحید بزرگی
در دست انتشار
«مظنون»
پدیدارشناسی رسانه
بوریس گرویس
ترجمهٔ اشکان صالحی
از دید عموم، رسانه با ظن و بیاعتمادی نگریسته میشود. بنابراین، دغدغهٔ اصلی رسانه بازیابی اعتماد از طریق ایجاد حس خلوص و صداقت است. در این کتاب، بوریس گرویس بحث در حوزهٔ مطالعات رسانه را بهراستی نوآورانه پیش میبرد و حس خلوص و اعتمادسازی رسانه را در کانون توجه قرار میدهد.
گرویس شکلهای خلوص رسانهای و تأثیرات آن بر سیاست، فرهنگ، جامعه و تلقی از خویشتن را مشخص میکند. تکیهٔ او بر نوشتههای مختلف فلسفی با مضمون «نگاه خیرهٔ دیگری» است؛ از نظریههای هایدگر سارتر، موس و باتای گرفته تا صورتبندیهای پساساختارگرایانهٔ لاکان و دریدا. او همچنین به بررسی «وضعیتهای استثنایی» رسانه و ایجاد جلوهٔ خلوص در آنها میپردازد ــ این استراتژی موجب تقویت تمایل رسانه به امور خارقالعاده و هیجانانگیز میشود و نیروی تازهای نیز به ظن و گمانهای مخاطب میدهد. گرویس با تأکید بر تولید هیجانات، به جای ارائهٔ «واقعیات» (یا فقدان این امر)، مطالعهای بهنگام را در زمینهٔ رسانه آغاز میکند و اعتبار مفروض جهانبینی رسانه را جسورانه زیر سؤال میبرد.
در دست انتشار
«مظنون»
پدیدارشناسی رسانه
بوریس گرویس
ترجمهٔ اشکان صالحی
از دید عموم، رسانه با ظن و بیاعتمادی نگریسته میشود. بنابراین، دغدغهٔ اصلی رسانه بازیابی اعتماد از طریق ایجاد حس خلوص و صداقت است. در این کتاب، بوریس گرویس بحث در حوزهٔ مطالعات رسانه را بهراستی نوآورانه پیش میبرد و حس خلوص و اعتمادسازی رسانه را در کانون توجه قرار میدهد.
گرویس شکلهای خلوص رسانهای و تأثیرات آن بر سیاست، فرهنگ، جامعه و تلقی از خویشتن را مشخص میکند. تکیهٔ او بر نوشتههای مختلف فلسفی با مضمون «نگاه خیرهٔ دیگری» است؛ از نظریههای هایدگر سارتر، موس و باتای گرفته تا صورتبندیهای پساساختارگرایانهٔ لاکان و دریدا. او همچنین به بررسی «وضعیتهای استثنایی» رسانه و ایجاد جلوهٔ خلوص در آنها میپردازد ــ این استراتژی موجب تقویت تمایل رسانه به امور خارقالعاده و هیجانانگیز میشود و نیروی تازهای نیز به ظن و گمانهای مخاطب میدهد. گرویس با تأکید بر تولید هیجانات، به جای ارائهٔ «واقعیات» (یا فقدان این امر)، مطالعهای بهنگام را در زمینهٔ رسانه آغاز میکند و اعتبار مفروض جهانبینی رسانه را جسورانه زیر سؤال میبرد.
در دست انتشار
«انبارشدگان»
دابید د سولا
ترجمهٔ پژمان رضایی
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۱)
○ اینجا توی انبار فقط یه صندلی هست، اون هم متعلق به کسیه که ارشدیت داشته باشه. من مجبور شدم یازده سال سرپا بایستم تا مسئول قبلی بازنشسته بشه. تو خوششانسی، خیلی. فقط باید پنج روز سرپا باشی، بعد میشینی سر جای من. امروز همهچی برای جوونها سادهست. من مجبور شدم یازده سال صبر کنم.
● چند وقته که توی این انبار کار میکنین؟
○ بیستونه سال. یازده سال شاگرد، هیجده سال مسئول.
(از صفحهٔ ۱۸ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
در دست انتشار
«انبارشدگان»
دابید د سولا
ترجمهٔ پژمان رضایی
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۱)
○ اینجا توی انبار فقط یه صندلی هست، اون هم متعلق به کسیه که ارشدیت داشته باشه. من مجبور شدم یازده سال سرپا بایستم تا مسئول قبلی بازنشسته بشه. تو خوششانسی، خیلی. فقط باید پنج روز سرپا باشی، بعد میشینی سر جای من. امروز همهچی برای جوونها سادهست. من مجبور شدم یازده سال صبر کنم.
● چند وقته که توی این انبار کار میکنین؟
○ بیستونه سال. یازده سال شاگرد، هیجده سال مسئول.
(از صفحهٔ ۱۸ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
روسو بین جنبههای اخلاقی و روانشناختیِ آسیب تمایز میگذارد. اگر درختی روی کسی بیفتد و قدری مجروحش کند، او از درد جراحت مینالد و از درخت خشمگین نمیشود. خشم پاسخی است به میلِ عاملی مزاحم به آسیب زدن. از آنجا که درخت چنین میلی ندارد، آسیب را بدشانسی میدانیم و دیگر به آن فکر نمیکنیم. اگر شخصی [در وضع طبیعی] از کس دیگر آسیب ببیند نیز همین امر صادق است. شخص که فاقد دستگاه فکری برای تصور قصد زیانبخش طرف دیگر است، صرفاً با جراحت سروکار دارد. بنابراین امکان تعارض در چنین مواردی کاهش مییابد.
عقل رویهمرفته ظرفیتی است که بدون آن راحتیم:
اگر طبیعت مقدر کرده باشد که تندرست باشیم، تقریباً بهجرئت میتوانم بگویم که حالت تأمل برخلاف طبیعت است و انسانی که تأمل میکند حیوانی منحرف است.
از کتابِ «تاریخ فلسفه سیاسی (جلد چهارم)»
از روسو تا مارکس
جورج کلوسکو
ترجمهٔ مسعود آذرفام
روسو بین جنبههای اخلاقی و روانشناختیِ آسیب تمایز میگذارد. اگر درختی روی کسی بیفتد و قدری مجروحش کند، او از درد جراحت مینالد و از درخت خشمگین نمیشود. خشم پاسخی است به میلِ عاملی مزاحم به آسیب زدن. از آنجا که درخت چنین میلی ندارد، آسیب را بدشانسی میدانیم و دیگر به آن فکر نمیکنیم. اگر شخصی [در وضع طبیعی] از کس دیگر آسیب ببیند نیز همین امر صادق است. شخص که فاقد دستگاه فکری برای تصور قصد زیانبخش طرف دیگر است، صرفاً با جراحت سروکار دارد. بنابراین امکان تعارض در چنین مواردی کاهش مییابد.
عقل رویهمرفته ظرفیتی است که بدون آن راحتیم:
اگر طبیعت مقدر کرده باشد که تندرست باشیم، تقریباً بهجرئت میتوانم بگویم که حالت تأمل برخلاف طبیعت است و انسانی که تأمل میکند حیوانی منحرف است.
از کتابِ «تاریخ فلسفه سیاسی (جلد چهارم)»
از روسو تا مارکس
جورج کلوسکو
ترجمهٔ مسعود آذرفام
در دست انتشار
«شاهموش و مارا و دیوار»
ناتاشا محرمزاده
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۲)
○ اوه پیرزن، همهٔ این ماجراها خیالپردازیه. تو فکر میکنی تو سر انقلابیون دنیا و همین میرزای شما و کل قشونش چیزی جز خیال هست؟ خیاله که خطرناکه، وگرنه واقعیت مگه چیه؟ هرچی هست زیر سر همین قدرت خیاله که میآد توی پاها و بر و بازوی آدمها…
(از صفحهٔ ۱۱۵ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
در دست انتشار
«شاهموش و مارا و دیوار»
ناتاشا محرمزاده
نمایشنامه
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۲)
○ اوه پیرزن، همهٔ این ماجراها خیالپردازیه. تو فکر میکنی تو سر انقلابیون دنیا و همین میرزای شما و کل قشونش چیزی جز خیال هست؟ خیاله که خطرناکه، وگرنه واقعیت مگه چیه؟ هرچی هست زیر سر همین قدرت خیاله که میآد توی پاها و بر و بازوی آدمها…
(از صفحهٔ ۱۱۵ کتاب)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
در دست انتشار
«نیاز به ریشهها»
درآمدی برای اعلامیهٔ وظایف بشر
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آیا کتابها یا مقالات زیادی هستند که با خواندنشان احساس کنیم نویسنده پیش از نوشتن و چاپ دستتوشتهاش با دغدغهای راستین از خود پرسیده است: «آیا با حقیقت همسو هستم؟» آیا خوانندگان زیادی هستند که پیش از گشودن یک کتاب با دغدغهای راستین از خود بپرسند: «آیا در این کتاب به دنبال حقیقت میگردم؟» فرض کنیم همین حالا همهٔ تفکرپیشگان ــ کشیشان، پیشوایانِ روحانی، فیلسوفان، نویسندگان، دانشمندان و همهٔ معلمان ــ را مخیّر کنند که از این دو سرنوشت یکی را برگزینند: یکی اینکه فوراً و به شکلی برگشتناپذیر و به معنای دقیق کلمه غرق نادانی شوند و همهٔ خفّتِ ملازم با چنین سقوطی را تجربه کنند و فقط آن مایهٔ هوشیاری برایشان باقی بمانَد که تلخی این وضعیت را کاملاً دریابند؛ دیگری اینکه قوای عقلانیشان ناگهان چنان تکامل شگفتانگیزی بیابد که خیلی زود شهرتی جهانی برایشان به ارمغان آرد و پس از مرگ نیز تا هزار سال نامشان را قرین افتخار سازد فقط با این اِشکال جزئی که تفکرشان تا ابد کمی با حقیقت ناهمسو باشد...
در دست انتشار
«نیاز به ریشهها»
درآمدی برای اعلامیهٔ وظایف بشر
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آیا کتابها یا مقالات زیادی هستند که با خواندنشان احساس کنیم نویسنده پیش از نوشتن و چاپ دستتوشتهاش با دغدغهای راستین از خود پرسیده است: «آیا با حقیقت همسو هستم؟» آیا خوانندگان زیادی هستند که پیش از گشودن یک کتاب با دغدغهای راستین از خود بپرسند: «آیا در این کتاب به دنبال حقیقت میگردم؟» فرض کنیم همین حالا همهٔ تفکرپیشگان ــ کشیشان، پیشوایانِ روحانی، فیلسوفان، نویسندگان، دانشمندان و همهٔ معلمان ــ را مخیّر کنند که از این دو سرنوشت یکی را برگزینند: یکی اینکه فوراً و به شکلی برگشتناپذیر و به معنای دقیق کلمه غرق نادانی شوند و همهٔ خفّتِ ملازم با چنین سقوطی را تجربه کنند و فقط آن مایهٔ هوشیاری برایشان باقی بمانَد که تلخی این وضعیت را کاملاً دریابند؛ دیگری اینکه قوای عقلانیشان ناگهان چنان تکامل شگفتانگیزی بیابد که خیلی زود شهرتی جهانی برایشان به ارمغان آرد و پس از مرگ نیز تا هزار سال نامشان را قرین افتخار سازد فقط با این اِشکال جزئی که تفکرشان تا ابد کمی با حقیقت ناهمسو باشد...
کتاب «پیدایش مفاهیم اسلام سیاسی در ایران معاصر» نوشتهٔ آرش صفری برندهٔ سومین دورهٔ جایزهٔ کتاب سال مهندس مهدی بازرگان شد.
این کتاب پژوهشی است در سیر پیدایش و تحول مفاهیمی که در میانهی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ به ذهنیت، کنش سیاسی و انگارههای اجتماعی اسلامگرایان شکل و جهت داد و صورتبندی آنها، طیفهای مختلف گفتمانی و ایدئولوژیک اسلام سیاسی را پدید آورد. برساخت این مفاهیم در سیر رویارویی با این چالشهای سهگانه روایت شده است.
۱. چالش مذهب با ماتریالیسم و وجه ایدئولوژیک آن یعنی مارکسیسم، که به پیدایش مفاهیم نوپدیدی چون جهانبینی اسلامی و مکتب توحید، مسئلهی شناخت و فلسفهی تاریخ در اسلام، انسانشناسی و جامعهی بیطبقهی توحیدی و… انجامید و نشان آراء مارکسیستی را بر گفتمان چپ اسلامی گذاشت.
۲. چالش اسلامگرایان با بهائیت، پاکدینی کسروی و سنتگرایان مسلمان که تفاسیری ایدئولوژیک و انقلابی از آیات قرآن، تاریخ تشیع و باورهای اسلامی/ شیعی در پی داشت.
۳. چالش مذهب و دولت در مقولاتی چون قانون، اقتصاد و فرهنگ، که مباحثی چون اقتصاد در مکتب اسلام، هنر و ادبیات اسلامی و تصویر زن مسلمانِ مبارز و مکتبی از دل آن سر برآورد.
کتاب «پیدایش مفاهیم اسلام سیاسی در ایران معاصر» نوشتهٔ آرش صفری برندهٔ سومین دورهٔ جایزهٔ کتاب سال مهندس مهدی بازرگان شد.
این کتاب پژوهشی است در سیر پیدایش و تحول مفاهیمی که در میانهی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ به ذهنیت، کنش سیاسی و انگارههای اجتماعی اسلامگرایان شکل و جهت داد و صورتبندی آنها، طیفهای مختلف گفتمانی و ایدئولوژیک اسلام سیاسی را پدید آورد. برساخت این مفاهیم در سیر رویارویی با این چالشهای سهگانه روایت شده است.
۱. چالش مذهب با ماتریالیسم و وجه ایدئولوژیک آن یعنی مارکسیسم، که به پیدایش مفاهیم نوپدیدی چون جهانبینی اسلامی و مکتب توحید، مسئلهی شناخت و فلسفهی تاریخ در اسلام، انسانشناسی و جامعهی بیطبقهی توحیدی و… انجامید و نشان آراء مارکسیستی را بر گفتمان چپ اسلامی گذاشت.
۲. چالش اسلامگرایان با بهائیت، پاکدینی کسروی و سنتگرایان مسلمان که تفاسیری ایدئولوژیک و انقلابی از آیات قرآن، تاریخ تشیع و باورهای اسلامی/ شیعی در پی داشت.
۳. چالش مذهب و دولت در مقولاتی چون قانون، اقتصاد و فرهنگ، که مباحثی چون اقتصاد در مکتب اسلام، هنر و ادبیات اسلامی و تصویر زن مسلمانِ مبارز و مکتبی از دل آن سر برآورد.
🔸کتابهای در دست انتشار
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
▫️▫️▫️
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
▫️▫️▫️
«همراهی فقها با عقلا»
پانزده مقاله
مهدی منتظرقائم
🔸کتابهای در دست انتشار
«چراغ زمین»
پنج ماه آخر زندگی حسین بن علی (ع)
احمد زیدآبادی
▫️▫️▫️
«آسیبشناسی دینی»
محمد اسفندیاری
▫️▫️▫️
«همراهی فقها با عقلا»
پانزده مقاله
مهدی منتظرقائم
ديدگاه ولستونكرافت در استيفاى حقوق زنان معمولاً به نگرشِ امانوئل كانت پهلو مىزد - يعنى اعتقاد به اينكه فرد تا زمانى كه از خودمختارى برخوردار نباشد انسانى كامل به شمار نمىآيد. او پافشارى داشت كه اگر تعقل وجه تمايز انسان از حيوان است پس زنان نيز مانند مردان از اين قابليت برخوردارند.
نقطهٔ قوت تحليل ولستونکرافت اين بود كه مىخواست زنان در انتخاب و تصميمگيرى مختار باشند و با آنان بر همين اساس رفتار شود. استيفاى حقوق زنان بيش از آنكه در طلب آزادى سياسى و اقتصادى براى زنان باشد بيانيهاى در باب يكىبودنِ طبيعتِ خردورز و انسانىِ زن و مرد بود.
ولستونکرافت بيش از هر چيز خواهان شخصيت انسانى براى زنان بود. او مىگفت زن «وسيلهٔ محض» يا ابزارى براى خوشبختى يا كمال شخصى ديگر نيست بلكه همان چيزى است كه كانت آن را «هدف» ناميد، يعنى عاملى خردورز كه كرامت او در قابليت خودسامانى خويش نهفته است.
از کتابِ «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی»
رزمری تانگ
ترجمۀ منیژه نجمعراقی
ديدگاه ولستونكرافت در استيفاى حقوق زنان معمولاً به نگرشِ امانوئل كانت پهلو مىزد - يعنى اعتقاد به اينكه فرد تا زمانى كه از خودمختارى برخوردار نباشد انسانى كامل به شمار نمىآيد. او پافشارى داشت كه اگر تعقل وجه تمايز انسان از حيوان است پس زنان نيز مانند مردان از اين قابليت برخوردارند.
نقطهٔ قوت تحليل ولستونکرافت اين بود كه مىخواست زنان در انتخاب و تصميمگيرى مختار باشند و با آنان بر همين اساس رفتار شود. استيفاى حقوق زنان بيش از آنكه در طلب آزادى سياسى و اقتصادى براى زنان باشد بيانيهاى در باب يكىبودنِ طبيعتِ خردورز و انسانىِ زن و مرد بود.
ولستونکرافت بيش از هر چيز خواهان شخصيت انسانى براى زنان بود. او مىگفت زن «وسيلهٔ محض» يا ابزارى براى خوشبختى يا كمال شخصى ديگر نيست بلكه همان چيزى است كه كانت آن را «هدف» ناميد، يعنى عاملى خردورز كه كرامت او در قابليت خودسامانى خويش نهفته است.
از کتابِ «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی»
رزمری تانگ
ترجمۀ منیژه نجمعراقی
❤1
Forwarded from به مهربانی
دارالاکرام در نشست بیستوهفتم خیروخرد با حضور دکتر مقصود فراستخواه به کتاب «کنشگران مرزی» خواهد پرداخت. این کتاب که اکنون به چاپ هفتم رسیده و کتاب برگزیدۀ سال ۱۴۰۳ در علوم اجتماعی شده است به عاملانی میپردازد که پایی در دولت و پایی در جامعه دارند و میان دولت و ملت پل میزنند.
ما در این نشست از منظر یک سازمان مردم نهاد و با پرسشهای زیر به سراغ کتاب و نویسنده میرویم
(۱) آیا در تاریخ ایران میتوان نهادهایی یافت که توانسته باشند نقش کنشگر مرزی را ایفا کنند؟
(۲) کنشگر مرزی نهادی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
(۳) آیا نهادهای مدنی موجود ظرفیت کنشگری مرزی را دارند یا در وضعیت فعلی ناچارند برای بقا خود به یک سمت بخزند؟
(۴) آیا کنشگران نهاد میتوانند در کم کردن شکاف میان طبقات پایین جامعه و دولت نقش بهتری نسبت به کنشگران فردی داشته باشند؟
توضیحات بیشتر: اینجا و اینجا
زمان: سه شنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۳ – ساعت ۱۶
نشست حضوری: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
نشست آنلاین: اینستاگرام به مهربانی
🆔 @bemehrbani
ما در این نشست از منظر یک سازمان مردم نهاد و با پرسشهای زیر به سراغ کتاب و نویسنده میرویم
(۱) آیا در تاریخ ایران میتوان نهادهایی یافت که توانسته باشند نقش کنشگر مرزی را ایفا کنند؟
(۲) کنشگر مرزی نهادی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
(۳) آیا نهادهای مدنی موجود ظرفیت کنشگری مرزی را دارند یا در وضعیت فعلی ناچارند برای بقا خود به یک سمت بخزند؟
(۴) آیا کنشگران نهاد میتوانند در کم کردن شکاف میان طبقات پایین جامعه و دولت نقش بهتری نسبت به کنشگران فردی داشته باشند؟
توضیحات بیشتر: اینجا و اینجا
زمان: سه شنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۴۰۳ – ساعت ۱۶
نشست حضوری: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
نشست آنلاین: اینستاگرام به مهربانی
برای هموار کردن مسیر آموزش کودکان ایران در کمپین پلهای پیش رو همراه ما باشید: اینجا را کلیک کنید
🆔 @bemehrbani
۲۰ و ۲۱ اسفندماه
تخفیف برای همهٔ کتابهای نشر نی
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی با پست پیشتاز رایگان
۵۰ درصد تخفیف برای کتابهای آسیبدیده
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ساعت ۹ تا ۲۰
سایت نشر نی: www.nashreney.com
۲۰ و ۲۱ اسفندماه
تخفیف برای همهٔ کتابهای نشر نی
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی با پست پیشتاز رایگان
۵۰ درصد تخفیف برای کتابهای آسیبدیده
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ساعت ۹ تا ۲۰
سایت نشر نی: www.nashreney.com