قبضهٔ قدرت، نخستین رمان چسلاو میلوش نویسندهٔ لهستانی، روایت لحظهای بحرانی است در تاریخ قرن بیستم اروپا. روایت حوادث سال ۱۹۴۴، زمانی که فرمانروایی نازیها بر اروپا در حال فروپاشی است و ارتش سرخ شتابزده در تعقیب دشمن، لهستان را درمینوردد، تا خود را به برلین برساند.
نخستین چاپ کتاب در ۱۹۵۳ بیدرنگ به زبان فرانسه ترجمه شد و جایزهٔ ادبی اروپا را به خود اختصاص داد. با در نظر گرفتن این واقعیت که بیش از ۶۰ سال از رویدادهای کتاب گذشته است و با اینکه رمان سیاسی ژانری ادبی است که خیلی زود مُهر تاریخ میخورد و کهنه میشود، قبضهٔ قدرت هنوز خواندنی است و باید آن را یکی از دستاوردهای بزرگ نویسندهاش دانست. چسلاو میلوش در ۱۹۸۰ به افتخار دریافت جایزهٔ ادبی نوبل نائل آمد.
«قبضهٔ قدرت»، چسلاو میلوش، ترجمهٔ روشن وزیری
امکان سفارش چاپ تکنسخهٔ کتاب از سایت نشر نی www.nashreney.com
ارسال رایگان به سراسر کشور
قبضهٔ قدرت، نخستین رمان چسلاو میلوش نویسندهٔ لهستانی، روایت لحظهای بحرانی است در تاریخ قرن بیستم اروپا. روایت حوادث سال ۱۹۴۴، زمانی که فرمانروایی نازیها بر اروپا در حال فروپاشی است و ارتش سرخ شتابزده در تعقیب دشمن، لهستان را درمینوردد، تا خود را به برلین برساند.
نخستین چاپ کتاب در ۱۹۵۳ بیدرنگ به زبان فرانسه ترجمه شد و جایزهٔ ادبی اروپا را به خود اختصاص داد. با در نظر گرفتن این واقعیت که بیش از ۶۰ سال از رویدادهای کتاب گذشته است و با اینکه رمان سیاسی ژانری ادبی است که خیلی زود مُهر تاریخ میخورد و کهنه میشود، قبضهٔ قدرت هنوز خواندنی است و باید آن را یکی از دستاوردهای بزرگ نویسندهاش دانست. چسلاو میلوش در ۱۹۸۰ به افتخار دریافت جایزهٔ ادبی نوبل نائل آمد.
«قبضهٔ قدرت»، چسلاو میلوش، ترجمهٔ روشن وزیری
امکان سفارش چاپ تکنسخهٔ کتاب از سایت نشر نی www.nashreney.com
ارسال رایگان به سراسر کشور
در دست انتشار
«زندگی بدون من»
نمایشنامه
دنیل کین
ترجمهٔ آسیه سیدی
از مجموعهٔ جهان نمایش (۶۹)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهٔ آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهٔ درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ پشت سرت خرتوپرتهایی رو میذاری که گم کردی یا دور انداختی… تیکه کاغذها، سنجاقهای سر و دکمهها… گرمای بدنت روی ملافهها… قطعههای کوچیکی از خودت که حتی قبل از اینکه پاتو از در بیرون بذاری فراموششون کردی. و بعد یکی میآد و همهجا رو تمیز میکنه. وقتی هم مهمون بعدی وارد اتاق میشه انگار نه انگار قبلاً کسی توی اتاق بوده. انگار… تو هیچوقت اونجا نبودی.
از صفحهٔ ۱۱۵ کتاب
در دست انتشار
«زندگی بدون من»
نمایشنامه
دنیل کین
ترجمهٔ آسیه سیدی
از مجموعهٔ جهان نمایش (۶۹)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهٔ آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهٔ درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ پشت سرت خرتوپرتهایی رو میذاری که گم کردی یا دور انداختی… تیکه کاغذها، سنجاقهای سر و دکمهها… گرمای بدنت روی ملافهها… قطعههای کوچیکی از خودت که حتی قبل از اینکه پاتو از در بیرون بذاری فراموششون کردی. و بعد یکی میآد و همهجا رو تمیز میکنه. وقتی هم مهمون بعدی وارد اتاق میشه انگار نه انگار قبلاً کسی توی اتاق بوده. انگار… تو هیچوقت اونجا نبودی.
از صفحهٔ ۱۱۵ کتاب
Audio
فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «اطلس رمان اروپایی»
نوشتهٔ فرانکو مورتّی
ترجمهٔ مهران مهاجر و محمد نبوی
با حضور:
کامران سپهران
امیرحسین خورشیدفر
مهدی امیرخانلو
نوشتهٔ فرانکو مورتّی
ترجمهٔ مهران مهاجر و محمد نبوی
با حضور:
کامران سپهران
امیرحسین خورشیدفر
مهدی امیرخانلو
مثله کردن را میتوان تحقق نوعی «کردار تام» تعبیر کرد که اوتو رنک آن را اصل تفکیککنندۀ هنرمند از «انسانهای معمولی» میداند. گوش بریدۀ ونگوگ چشمهای کورشدۀ اودیپوس را به ذهن متبادر میسازد که در فرهنگ غربی از نمودهای مهم خودایثارگری به شمار میرود. زندگینامۀ او بهراحتی با مجموعۀ بنمایههایی دال بر استثنایی بودن وفق دارد. این بنمایهها معمولاً موجب میشوند آثار او در مقام هنرمند، نه علت جایگاه نامعمول او، بلکه پیامد استعداد ذاتی او تلقی شوند، آن هم در چارچوب سرنوشتی مختص «جهانی که در آن شاعرها، قهرمانها و قدیسها انسانهای دیگر را به وحشت میاندازند». افزون بر این، شخصیت ونگوگ، با ترکیب «جوشش» نابغه و «معنویت» قدیس، مقتضیات دوگانۀ مربوط به وقف زندگی به «امور شکوهمند» هنری و «ارادۀ معنوی بیش از اندازه» را برآورده میسازد؛ چیزی که ماکس شلر آن را ویژگی خاص قهرمانها میداند.
از کتابِ «شکوه ونگوگ»
انسانشناسی تحسین
ناتالی اِنیک
ترجمهٔ حسن خیاطی
مثله کردن را میتوان تحقق نوعی «کردار تام» تعبیر کرد که اوتو رنک آن را اصل تفکیککنندۀ هنرمند از «انسانهای معمولی» میداند. گوش بریدۀ ونگوگ چشمهای کورشدۀ اودیپوس را به ذهن متبادر میسازد که در فرهنگ غربی از نمودهای مهم خودایثارگری به شمار میرود. زندگینامۀ او بهراحتی با مجموعۀ بنمایههایی دال بر استثنایی بودن وفق دارد. این بنمایهها معمولاً موجب میشوند آثار او در مقام هنرمند، نه علت جایگاه نامعمول او، بلکه پیامد استعداد ذاتی او تلقی شوند، آن هم در چارچوب سرنوشتی مختص «جهانی که در آن شاعرها، قهرمانها و قدیسها انسانهای دیگر را به وحشت میاندازند». افزون بر این، شخصیت ونگوگ، با ترکیب «جوشش» نابغه و «معنویت» قدیس، مقتضیات دوگانۀ مربوط به وقف زندگی به «امور شکوهمند» هنری و «ارادۀ معنوی بیش از اندازه» را برآورده میسازد؛ چیزی که ماکس شلر آن را ویژگی خاص قهرمانها میداند.
از کتابِ «شکوه ونگوگ»
انسانشناسی تحسین
ناتالی اِنیک
ترجمهٔ حسن خیاطی
در دست انتشار
«رامسس دوم»
نمایشنامه
سباستین تیِری
ترجمهٔ شهلا حائری
ژان و الیزابت برای ناهار منتظر دختر و دامادشان هستند به تازگی از سفری به مصر بازگشتهاند. دامادشان تنها از راه میرسد و دربارهٔ غیبت زنش دلیل موجهی نمیآورد و حرفهای عجیب و غریبی میزند. از رفتارش معلوم است که موضوعی را پنهان میکند. حقیقت چیست؟ چه بر سر دخترشان آمده؟
رامسِس دوم نمایشنامهای است کمدی، میان واقعیت و توهم، حقیقت و رؤیا، و شک و یقین.
ـ آره… در اصل، میخواستم شوخی کنم باهاتون… شوخیشوخی جدی شد. نمیدونم چی شد… اوضاع کلاً از دستم دررفت… و یهو دیدم، خیلی دیر شده… دیگه نمیدونستم چهجوری جمعوجورش کنم. متوجه میشین؟
ـ نه زیاد، نه.
ـ مثل یه قایق بود وسط طوفان. باد مخالف بود که به سمتم میوزید… برخلاف میلم از ساحل دور میشدم… نمیتونستم بگردم عقب. باد اینقدر شدید بود که به خودم گفتم… «عیب نداره، فقط مستقیم برو! برو وسط دریا»… (از متن نمایشنامه)
در دست انتشار
«رامسس دوم»
نمایشنامه
سباستین تیِری
ترجمهٔ شهلا حائری
ژان و الیزابت برای ناهار منتظر دختر و دامادشان هستند به تازگی از سفری به مصر بازگشتهاند. دامادشان تنها از راه میرسد و دربارهٔ غیبت زنش دلیل موجهی نمیآورد و حرفهای عجیب و غریبی میزند. از رفتارش معلوم است که موضوعی را پنهان میکند. حقیقت چیست؟ چه بر سر دخترشان آمده؟
رامسِس دوم نمایشنامهای است کمدی، میان واقعیت و توهم، حقیقت و رؤیا، و شک و یقین.
ـ آره… در اصل، میخواستم شوخی کنم باهاتون… شوخیشوخی جدی شد. نمیدونم چی شد… اوضاع کلاً از دستم دررفت… و یهو دیدم، خیلی دیر شده… دیگه نمیدونستم چهجوری جمعوجورش کنم. متوجه میشین؟
ـ نه زیاد، نه.
ـ مثل یه قایق بود وسط طوفان. باد مخالف بود که به سمتم میوزید… برخلاف میلم از ساحل دور میشدم… نمیتونستم بگردم عقب. باد اینقدر شدید بود که به خودم گفتم… «عیب نداره، فقط مستقیم برو! برو وسط دریا»… (از متن نمایشنامه)
واكنش حرفهاى جامعهشناس به مسئلهٔ جوانان آن است كه يادآورى كند تقسيمبندى ميان سنين امرى دلبخواهانه است. اين همان تناقض پارهتواست كه مىگفت ما نمىدانيم پيرى از چه سنى شروع مىشود، همانگونه كه نمىدانيم ثروتمندى از چه مرزى آغاز مىشود. در واقع مرز ميان جوانى و پيرى در همهٔ جوامع موضوعى براى مبارزه است. براى نمونه چند سال پيش مقالهاى مىخواندم دربارهٔ روابط ميان جوانان و بزرگان در فلورانس قرن شانزدهم ميلادى كه نشان مىداد مردان مسن به جوانان ايدئولوژى خاصى دربارهٔ مردانگى و خشونت را پيشنهاد كرده و با اين امر به گونهاى فرزانگى، يعنى قدرت، را براى خود حفظ مىكردند. ژرژ دبى نيز نشان مىدهد كه چگونه در قرون وسطا، مرزهاى جوانى موضوع دستكارىهايى از جانب صاحبان قدرتى است كه بايد جوانان نجيبزاده را در موقعيت جوانى و از اين لحاظ در موقعيتى از بىمسئوليتى نگه مىداشتند، تا ادعاى جايگزينى بزرگان خود را نكنند.
از کتابِ «درسی دربارهٔ درس»
پیر بوردیو
ترجمهٔ ناصر فکوهی
واكنش حرفهاى جامعهشناس به مسئلهٔ جوانان آن است كه يادآورى كند تقسيمبندى ميان سنين امرى دلبخواهانه است. اين همان تناقض پارهتواست كه مىگفت ما نمىدانيم پيرى از چه سنى شروع مىشود، همانگونه كه نمىدانيم ثروتمندى از چه مرزى آغاز مىشود. در واقع مرز ميان جوانى و پيرى در همهٔ جوامع موضوعى براى مبارزه است. براى نمونه چند سال پيش مقالهاى مىخواندم دربارهٔ روابط ميان جوانان و بزرگان در فلورانس قرن شانزدهم ميلادى كه نشان مىداد مردان مسن به جوانان ايدئولوژى خاصى دربارهٔ مردانگى و خشونت را پيشنهاد كرده و با اين امر به گونهاى فرزانگى، يعنى قدرت، را براى خود حفظ مىكردند. ژرژ دبى نيز نشان مىدهد كه چگونه در قرون وسطا، مرزهاى جوانى موضوع دستكارىهايى از جانب صاحبان قدرتى است كه بايد جوانان نجيبزاده را در موقعيت جوانى و از اين لحاظ در موقعيتى از بىمسئوليتى نگه مىداشتند، تا ادعاى جايگزينى بزرگان خود را نكنند.
از کتابِ «درسی دربارهٔ درس»
پیر بوردیو
ترجمهٔ ناصر فکوهی
در دست انتشار
«زن ماشینی»
نمایشنامه
سوفی تردول
ترجمهٔ حسین شیرزادی
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۰)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهٔ آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهٔ درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ اون آدم بال داره، ولی آزاد نیست! من آزاد بودم پدر! فقط یه لحظه آزاد بودم، اینجا روی کرهٔ زمین، آزاد بودم! وقتی کاری رو که دلم خواست کردم، آزاد بودم! آزاد و بیپروا! چطور میشه پدر؟ چطور ممکنه؟ گناه بزرگ، گناه مرگباری که به خاطرش باید بمیرم و به جهنم برم، به من احساس آزادی میده! یه لحظه آزاد شده بودم! چطور ممکنه پدر؟ بگو به من چطور ممکنه؟
از صفحهٔ ۱۲۸ کتاب
در دست انتشار
«زن ماشینی»
نمایشنامه
سوفی تردول
ترجمهٔ حسین شیرزادی
از مجموعهٔ جهان نمایش (۷۰)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهٔ آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهٔ درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ اون آدم بال داره، ولی آزاد نیست! من آزاد بودم پدر! فقط یه لحظه آزاد بودم، اینجا روی کرهٔ زمین، آزاد بودم! وقتی کاری رو که دلم خواست کردم، آزاد بودم! آزاد و بیپروا! چطور میشه پدر؟ چطور ممکنه؟ گناه بزرگ، گناه مرگباری که به خاطرش باید بمیرم و به جهنم برم، به من احساس آزادی میده! یه لحظه آزاد شده بودم! چطور ممکنه پدر؟ بگو به من چطور ممکنه؟
از صفحهٔ ۱۲۸ کتاب
منتشر شد
«سرویس جاسوسی انگلیس از درون»
پشت پردهٔ عملیات پنهانی اینتلیجنس سرویس در خاورمیانه
استیون داریل
ترجمهٔ محسن اشرفی
نقش بریتانیا و وابستگان داخلی آن در تحولات ایران، بهویژه در کودتای ۲۸ مرداد، همواره مورد توجه اما پوشیده در لایهٔ ضخیم پنهانکاری سازمان جاسوسی و وزارت خارجهٔ این کشور بوده است. استیون داریل در این کتاب تصویری ترسیم میکند از آنچه در مورد خاورمیانه طی نیمهٔ دوم قرن بیستم در هزارتوی سرویس جاسوسی و وزارتخارجهٔ بریتانیا گذشت. در پرتو این روایت تازه، میتوان پروندهٔ کودتا بودن ماجرای ۲۸ مرداد را بازخوانی کرد و شاید بتوان آن را برای همیشه بست: کودتا رخ داد، چون ایرانیان بر حفظ اختیار بر منابع نفتی خود اصرار ورزیدند، و بریتانیا هم برای شریک کردن آمریکا در برانداختن دولت ملی بهناچار حاضر شد سهم عمدهای از نفت ایران را به شرکتهای آمریکایی بدهد.
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«سرویس جاسوسی انگلیس از درون»
پشت پردهٔ عملیات پنهانی اینتلیجنس سرویس در خاورمیانه
استیون داریل
ترجمهٔ محسن اشرفی
نقش بریتانیا و وابستگان داخلی آن در تحولات ایران، بهویژه در کودتای ۲۸ مرداد، همواره مورد توجه اما پوشیده در لایهٔ ضخیم پنهانکاری سازمان جاسوسی و وزارت خارجهٔ این کشور بوده است. استیون داریل در این کتاب تصویری ترسیم میکند از آنچه در مورد خاورمیانه طی نیمهٔ دوم قرن بیستم در هزارتوی سرویس جاسوسی و وزارتخارجهٔ بریتانیا گذشت. در پرتو این روایت تازه، میتوان پروندهٔ کودتا بودن ماجرای ۲۸ مرداد را بازخوانی کرد و شاید بتوان آن را برای همیشه بست: کودتا رخ داد، چون ایرانیان بر حفظ اختیار بر منابع نفتی خود اصرار ورزیدند، و بریتانیا هم برای شریک کردن آمریکا در برانداختن دولت ملی بهناچار حاضر شد سهم عمدهای از نفت ایران را به شرکتهای آمریکایی بدهد.
▫️بخشی از کتاب
❤1
صبورانه به انتظار شام و بازگشت نامحتمل لوييس به خانه بود. حرف زدن با او را از سر گرفته بود، بار ديگر بى هيچ اشتياق يا خشم مال او شده بود. ديگر دوستش نداشت. اما ديگر رنج نمىبرد. برعكس، بى هيچ مقدمه، احساس رضايت و آرامش سراپاش را فراگرفته بود. هيچچيز و هيچكس، ديگر نمىتوانست آزردهاش كند. شايد خوشبختى واقعى در اين است كه باور كنيم خوشبختى را براى هميشه از دست دادهايم. فقط آن وقت مىتوانيم بىاميد يا هراس زندگى كنيم، فقط در آن زمان مىتوانيم از شادىهاى ناچيز كه بيش از هر چيز ديگر دوام مىآرند، لذت ببريم.
از کتابِ «داستانهای کوتاه امریکای لاتین»
روبرتو گونسالس اچه وریا
ترجمهی عبدالله کوثری
صبورانه به انتظار شام و بازگشت نامحتمل لوييس به خانه بود. حرف زدن با او را از سر گرفته بود، بار ديگر بى هيچ اشتياق يا خشم مال او شده بود. ديگر دوستش نداشت. اما ديگر رنج نمىبرد. برعكس، بى هيچ مقدمه، احساس رضايت و آرامش سراپاش را فراگرفته بود. هيچچيز و هيچكس، ديگر نمىتوانست آزردهاش كند. شايد خوشبختى واقعى در اين است كه باور كنيم خوشبختى را براى هميشه از دست دادهايم. فقط آن وقت مىتوانيم بىاميد يا هراس زندگى كنيم، فقط در آن زمان مىتوانيم از شادىهاى ناچيز كه بيش از هر چيز ديگر دوام مىآرند، لذت ببريم.
از کتابِ «داستانهای کوتاه امریکای لاتین»
روبرتو گونسالس اچه وریا
ترجمهی عبدالله کوثری
بحث آن روز این بود که در تراژدی مقصر کیست؟
کیسبیر معتقد بود که مقصر اصلی وراثت است. کتاب را برداشت و خواند: «معاصی پدران، دامنگیر فرزندان میشود.» همه از این عقیده استقبال کردند. با این حال جانسن جرئت کرد که بگوید تمام تقصیرات به گردن کشیش ماندرز است، چون او خانم آلوینگ را وادار کرده بود پیش شوهرش برگردد و همیشه حقیقت را پنهان میکرد. هیبارد با دلیل کافی به این نظر اعتراض کرد: «خوب، پس با این حساب، در واقع همهاش تقصیر شوهر اوست. او بود که مرتکب همهٔ اعمال بد شد.» دوویت که چهرهاش از شوق به ابراز عقیده میدرخشید گفت که تقصیر تماماً از جامعه است. گفت: «منظورم از جامعه قشر بالای جامعه نیست،» و با اندکی جسارت نگاهی به کلاس کرد که همهٔ آن دانشجویانی را که احتمالاً از قشر بالای جامعه بودند در بر گرفت. «نه به آن مفهوم. منظورم واحد اجتماعی است.»
از کتابِ «این زمان از آن مکان»
داستانهایی از:
لاینل تریلینگ, فرانک اُکانر, جان کالیر, جیمز بالدوین، ریموند کارور، جان گَلزورثی، کارلوس فوئنتس، اوکتاویو پاز، جیمز جویس، کازوآ ایشیگورُ، ولادیمیر ناباکوف
ترجمهٔ مریم خوزان
بحث آن روز این بود که در تراژدی مقصر کیست؟
کیسبیر معتقد بود که مقصر اصلی وراثت است. کتاب را برداشت و خواند: «معاصی پدران، دامنگیر فرزندان میشود.» همه از این عقیده استقبال کردند. با این حال جانسن جرئت کرد که بگوید تمام تقصیرات به گردن کشیش ماندرز است، چون او خانم آلوینگ را وادار کرده بود پیش شوهرش برگردد و همیشه حقیقت را پنهان میکرد. هیبارد با دلیل کافی به این نظر اعتراض کرد: «خوب، پس با این حساب، در واقع همهاش تقصیر شوهر اوست. او بود که مرتکب همهٔ اعمال بد شد.» دوویت که چهرهاش از شوق به ابراز عقیده میدرخشید گفت که تقصیر تماماً از جامعه است. گفت: «منظورم از جامعه قشر بالای جامعه نیست،» و با اندکی جسارت نگاهی به کلاس کرد که همهٔ آن دانشجویانی را که احتمالاً از قشر بالای جامعه بودند در بر گرفت. «نه به آن مفهوم. منظورم واحد اجتماعی است.»
از کتابِ «این زمان از آن مکان»
داستانهایی از:
لاینل تریلینگ, فرانک اُکانر, جان کالیر, جیمز بالدوین، ریموند کارور، جان گَلزورثی، کارلوس فوئنتس، اوکتاویو پاز، جیمز جویس، کازوآ ایشیگورُ، ولادیمیر ناباکوف
ترجمهٔ مریم خوزان
انسان باید به بالاترین مرتبۀ آرامش توأم با صبر و پایداری در تحمل سختیها دست یابد، و به این باور ژرف برسد که سرچشمۀ لایزال همۀ نیروهای معنوی در درون خود انسان است و همهچیز بسته به خود اوست، به توان او و ارادهاش و به ایجاد ارتباط استوار میان اهدافی که پیش رو دارد و ابزاری که برای نیل به آن اهداف به کار میگیرد، و اینکه هرگز امیدش را از کف ندهد و در دام حالتهای روحی عوامانه و مبتذل و پیشپاافتادهای مانند بدبینی و خوشبینی نیفتد. حالت روحی من آمیزهای از این دو احساس است و از آنها هم فراتر میرود: باید بگویم که من در تفکر بدبینم و در عمل خوشبین. در هر شرایطی، به بدترین احتمال فکر میکنم، تا تمام ذخیرۀ نیروی ارادهام را پیاده کنم و بتوانم مانع را از سر راهم بردارم. هرگز برای خودم توهم ایجاد نکردهام و هرگز دستخوش احساس سرخوردگی نشدهام. همیشه بالاخص به صبری طولانی مجهز بودهام، نه به صبری منفعل و عاری از کنش، بلکه به صبری که از ثبات و استقامت مایه میگیرد.
از کتابِ «نامههای زندان«
(جلد دوم از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۱)
آنتونیو گرامشی
ترجمهٔ اثمار موسوینیا
انسان باید به بالاترین مرتبۀ آرامش توأم با صبر و پایداری در تحمل سختیها دست یابد، و به این باور ژرف برسد که سرچشمۀ لایزال همۀ نیروهای معنوی در درون خود انسان است و همهچیز بسته به خود اوست، به توان او و ارادهاش و به ایجاد ارتباط استوار میان اهدافی که پیش رو دارد و ابزاری که برای نیل به آن اهداف به کار میگیرد، و اینکه هرگز امیدش را از کف ندهد و در دام حالتهای روحی عوامانه و مبتذل و پیشپاافتادهای مانند بدبینی و خوشبینی نیفتد. حالت روحی من آمیزهای از این دو احساس است و از آنها هم فراتر میرود: باید بگویم که من در تفکر بدبینم و در عمل خوشبین. در هر شرایطی، به بدترین احتمال فکر میکنم، تا تمام ذخیرۀ نیروی ارادهام را پیاده کنم و بتوانم مانع را از سر راهم بردارم. هرگز برای خودم توهم ایجاد نکردهام و هرگز دستخوش احساس سرخوردگی نشدهام. همیشه بالاخص به صبری طولانی مجهز بودهام، نه به صبری منفعل و عاری از کنش، بلکه به صبری که از ثبات و استقامت مایه میگیرد.
از کتابِ «نامههای زندان«
(جلد دوم از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۱)
آنتونیو گرامشی
ترجمهٔ اثمار موسوینیا
میرزاعباس یزدی در پایان رسالهٔ خود، آفتاب و زمین، به مشروطه اشاره میکند و اینکه هشت سال پس از امضای آن تغییر عمدهای در شرایط کشور ایجاد نشده است، مشروطهطلبان همچنان درگیر لفظاند، به الفاظ و اسامی دلخوش کرده و پیرامون الفاظ بیمعنی جمع گشتهاند و بدینترتیب فریب نمایشهای ظاهری و انتسابهای بیمعنی را خورده و فراموش کردهاند که مشروطه چیزی نیست جز «حق اعتراض». تردیدی نیست که این نویسنده به مسئلهی بدیع، ممتاز و کمیابی اشاره میکند. او به معادلِ خاصی اشاره نمیکند؛ اما ظاهراً برای او چندان اهمیتی ندارد که چه معادلی برای لفظ کنستیتوسیون بگذاریم: مشروطه، مشروعه یا حکومت قانون! بلکه باید به چیزی فراتر از لفظ اندیشید یعنی حق اعتراض، توانی که هیچ معادلی نمیتواند آن را نمایندگی کند.
از کتابِ «در خدمت و خیانت مترجمان»
نوشتهٔ نیکو سرخوش
میرزاعباس یزدی در پایان رسالهٔ خود، آفتاب و زمین، به مشروطه اشاره میکند و اینکه هشت سال پس از امضای آن تغییر عمدهای در شرایط کشور ایجاد نشده است، مشروطهطلبان همچنان درگیر لفظاند، به الفاظ و اسامی دلخوش کرده و پیرامون الفاظ بیمعنی جمع گشتهاند و بدینترتیب فریب نمایشهای ظاهری و انتسابهای بیمعنی را خورده و فراموش کردهاند که مشروطه چیزی نیست جز «حق اعتراض». تردیدی نیست که این نویسنده به مسئلهی بدیع، ممتاز و کمیابی اشاره میکند. او به معادلِ خاصی اشاره نمیکند؛ اما ظاهراً برای او چندان اهمیتی ندارد که چه معادلی برای لفظ کنستیتوسیون بگذاریم: مشروطه، مشروعه یا حکومت قانون! بلکه باید به چیزی فراتر از لفظ اندیشید یعنی حق اعتراض، توانی که هیچ معادلی نمیتواند آن را نمایندگی کند.
از کتابِ «در خدمت و خیانت مترجمان»
نوشتهٔ نیکو سرخوش
تهران در آستانهی انقلاب در چه وضعیتی قرار داشت، مشکلات اصلی و علل آن کدام بود؟ «شورای نظارت بر گسترش شهر تهران» در گزارشی در سال ۱۳۵۶ به این پرسشها پرداخت. تهران ـ۵۶ نسبت به توسعهی نامتوازن، تعمیق نابرابری و کماثری سیاستهای موجود هشدار میدهد و بر لزوم تغییر در الگوی توزیع ثروت در سطح کشور و چگونگی سازماندهی نظام مدیریت شهری تأکید میکند و تصویری از آیندهی تهران را در صورت تداوم روندهای جاری برابر خواننده میگذارد. اکنون که چهل سال از انتشار این گزارشِ فراموششده میگذرد، شهر تهران همچنان با مشکلاتی از قبیل تأمین درآمد پایدار، نظام حکمرانی شهری متناسب با تحولات شهر و تنزل کیفیت زندگی مواجه است. نویسندگان گزارش معتقدند مشکلات تهران راهحل بوروکراتیک ندارند و بهصراحت اعلام میکنند که برنامهریزی، امری سیاسی است و راهحل را باید در مشارکت واقعی مردم، توسعهی نهادهای اجتماعی و تغییر سیاستهای کلان و درپیشگرفتن توسعهی متوازن جستوجو کرد.
از کتابِ «تهران ــ ۵۶»
سیمای تهران در پژوهشی فراموششده
محسن گودرزی و آرش نصر اصفهانی
تهران در آستانهی انقلاب در چه وضعیتی قرار داشت، مشکلات اصلی و علل آن کدام بود؟ «شورای نظارت بر گسترش شهر تهران» در گزارشی در سال ۱۳۵۶ به این پرسشها پرداخت. تهران ـ۵۶ نسبت به توسعهی نامتوازن، تعمیق نابرابری و کماثری سیاستهای موجود هشدار میدهد و بر لزوم تغییر در الگوی توزیع ثروت در سطح کشور و چگونگی سازماندهی نظام مدیریت شهری تأکید میکند و تصویری از آیندهی تهران را در صورت تداوم روندهای جاری برابر خواننده میگذارد. اکنون که چهل سال از انتشار این گزارشِ فراموششده میگذرد، شهر تهران همچنان با مشکلاتی از قبیل تأمین درآمد پایدار، نظام حکمرانی شهری متناسب با تحولات شهر و تنزل کیفیت زندگی مواجه است. نویسندگان گزارش معتقدند مشکلات تهران راهحل بوروکراتیک ندارند و بهصراحت اعلام میکنند که برنامهریزی، امری سیاسی است و راهحل را باید در مشارکت واقعی مردم، توسعهی نهادهای اجتماعی و تغییر سیاستهای کلان و درپیشگرفتن توسعهی متوازن جستوجو کرد.
از کتابِ «تهران ــ ۵۶»
سیمای تهران در پژوهشی فراموششده
محسن گودرزی و آرش نصر اصفهانی
منتشر شد
«تعبیر خواب»
از سومر تا فروید
جلد نخست
کرامت موللی
این کتاب را میتوان دنبالهٔ اثر قبلی کرامت مولّلی، ذهن و زمان، دانست که در آن به نقد و بررسی مبانی پرسشنشدهٔ علوم عصبی میپرداخت و مسئلهٔ زمان را در رأس مطالعات مربوط به موجود زنده بالاعمّ و خواب و رؤیا بالاخصّ قرار میداد. کتاب حاضر در عین حال درآمدی کاملاً ضروری برای ورود به معضل رؤیا است که تفصیل آن بخصوص به لحاظ بالینی در جلد دوّم خواهد آمد تا روانکاوانی را که غالباً مدیریّت جلسات را منحصر به کار تعبیر میدانند با پیچیدگیهای آن آشنا سازد.
نویسنده در جلد نخست ابتداء به مطالعهٔ رؤیا در بینالنّهرین میپردازد و نشان میدهد که اقوام باستانیِ این خطّه، علیرغم اعتقاد به قدرت جادویی رؤیا، درکی واثق از عالم احلام داشتهاند که از یافتههای روانکاوی چندان به دور نیست. آنگاه به بررسی سیر تحوّل خوابنامهها در شرق و غرب میپردازد و نشان میدهد که تعبیر خواب فروید، به رغم نوآوریهای تاریخی خود، تا چه حدّ مدیون آثار گذشته بوده است. سرانجام، کتاب با مطالعهٔ روانکاوی لکان و رهآوردهای بینظیر آن در باب کشف عالم احلام خاتمه مییابد.
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«تعبیر خواب»
از سومر تا فروید
جلد نخست
کرامت موللی
این کتاب را میتوان دنبالهٔ اثر قبلی کرامت مولّلی، ذهن و زمان، دانست که در آن به نقد و بررسی مبانی پرسشنشدهٔ علوم عصبی میپرداخت و مسئلهٔ زمان را در رأس مطالعات مربوط به موجود زنده بالاعمّ و خواب و رؤیا بالاخصّ قرار میداد. کتاب حاضر در عین حال درآمدی کاملاً ضروری برای ورود به معضل رؤیا است که تفصیل آن بخصوص به لحاظ بالینی در جلد دوّم خواهد آمد تا روانکاوانی را که غالباً مدیریّت جلسات را منحصر به کار تعبیر میدانند با پیچیدگیهای آن آشنا سازد.
نویسنده در جلد نخست ابتداء به مطالعهٔ رؤیا در بینالنّهرین میپردازد و نشان میدهد که اقوام باستانیِ این خطّه، علیرغم اعتقاد به قدرت جادویی رؤیا، درکی واثق از عالم احلام داشتهاند که از یافتههای روانکاوی چندان به دور نیست. آنگاه به بررسی سیر تحوّل خوابنامهها در شرق و غرب میپردازد و نشان میدهد که تعبیر خواب فروید، به رغم نوآوریهای تاریخی خود، تا چه حدّ مدیون آثار گذشته بوده است. سرانجام، کتاب با مطالعهٔ روانکاوی لکان و رهآوردهای بینظیر آن در باب کشف عالم احلام خاتمه مییابد.
▫️بخشی از کتاب
در بينش حماسى اساطير ما، براى نبرد بايد توانا و نيرومند بود. در ميان امشاسپندان شهريور (خششره)، نماد فرمانروايى اهورهمزدا، نشان توانايى مينوى و شهريارى آرمانى است. بر زمين و در ميان آدميان نيز پادشاهان - به پيروى از پادشاه آسمان - بايد در كشور (واژهاى كه خود مشتق از «خششره ـ شهريور» است) داد (اشه) بورزند و بيداد را براندازند. و داد ازجمله بهمعناى آيين يا قانون است، همان قانون كه اهورهمزدا كيهان - يعنى هستى مادى و جسمانى خود - را مىگرداند و راه مىبرد. پس گردش كار كيهان «داد» ورزيدن اهورهمزداست بر «تن» خود. از اينرو پادشاهى به «داد» در كشور پيروى از الگوى پادشاهى اهورهمزداست بر جهان، و خلاف آن يعنى بيداد شاه، تكرار بىرسمى و بىقانونى اهريمن است كه مىكوشد داد (اشه) «گيتىافزاى» را بياشوبد و جهان را بكاهد. در چنين دريافت و بينشى از كار و بار جهان البته بيداد پادشاه تنها زندگى مردم را ويران نمىكند، بلكه طبيعت را، آتش و آب و جاندار و بىجان را تباه مىكند.
از کتابِ «ارمغان مور»
جستاری در شاهنامه
شاهرخ مسکوب
در بينش حماسى اساطير ما، براى نبرد بايد توانا و نيرومند بود. در ميان امشاسپندان شهريور (خششره)، نماد فرمانروايى اهورهمزدا، نشان توانايى مينوى و شهريارى آرمانى است. بر زمين و در ميان آدميان نيز پادشاهان - به پيروى از پادشاه آسمان - بايد در كشور (واژهاى كه خود مشتق از «خششره ـ شهريور» است) داد (اشه) بورزند و بيداد را براندازند. و داد ازجمله بهمعناى آيين يا قانون است، همان قانون كه اهورهمزدا كيهان - يعنى هستى مادى و جسمانى خود - را مىگرداند و راه مىبرد. پس گردش كار كيهان «داد» ورزيدن اهورهمزداست بر «تن» خود. از اينرو پادشاهى به «داد» در كشور پيروى از الگوى پادشاهى اهورهمزداست بر جهان، و خلاف آن يعنى بيداد شاه، تكرار بىرسمى و بىقانونى اهريمن است كه مىكوشد داد (اشه) «گيتىافزاى» را بياشوبد و جهان را بكاهد. در چنين دريافت و بينشى از كار و بار جهان البته بيداد پادشاه تنها زندگى مردم را ويران نمىكند، بلكه طبيعت را، آتش و آب و جاندار و بىجان را تباه مىكند.
از کتابِ «ارمغان مور»
جستاری در شاهنامه
شاهرخ مسکوب
«برنامهریزی در ایران»
براساس تجارب گروه مشاوره دانشگاه هاروارد در ایران در تهیه برنامه عمرانی سوم
تاس. اچ. مک لئود
ترجمهٔ علی اعظم محمدبیگی
ـ سازمان برنامه تا اندازهٔ زیادی به دلیل بدگمانی به تشکیلات سنتی دولت ایجاد شد. چنین بدگمانیای مبنای درستی نداشت… بهآسانی و بارها میتوان نشان داد که تشکیلات بخش دولتی در ایران چیزی کمتر از مدل کارای دیوانسالاری است.
ـ چون روابط اداری در ایران شکل شبکهٔ روابط شخصی را دارد نه شبکهٔ روابط رسمی، در روابط اداری، به جای مهارتها و قابلیتهای شخصی، دوستی و رفاقت حرف اول را میزند.
ـ دولتی که اجزای تشکیلدهندهٔ آن از گذشتهٔ دور به شکل حکومتهای ملوکالطوایفی عمل کردهاند بهآسانی تن به تکالیف مقرر از طرف سازمانهای مرکزی مانند سازمان مرکزی برنامهریزی نمیدهد.
ـ دولتها و نهادهای منتخب مردم هر دو در مقابل شاه مسئول هستند. اقتدار همهٔ اینها به شاه برمیگردد و در قبال رفتار خود در مقابل وی مسئولند. شاه نفوذ عمیق و کاملاً آشکاری بر تصمیمگیریهای دولت دارد.
«برنامهریزی در ایران»
براساس تجارب گروه مشاوره دانشگاه هاروارد در ایران در تهیه برنامه عمرانی سوم
تاس. اچ. مک لئود
ترجمهٔ علی اعظم محمدبیگی
ـ سازمان برنامه تا اندازهٔ زیادی به دلیل بدگمانی به تشکیلات سنتی دولت ایجاد شد. چنین بدگمانیای مبنای درستی نداشت… بهآسانی و بارها میتوان نشان داد که تشکیلات بخش دولتی در ایران چیزی کمتر از مدل کارای دیوانسالاری است.
ـ چون روابط اداری در ایران شکل شبکهٔ روابط شخصی را دارد نه شبکهٔ روابط رسمی، در روابط اداری، به جای مهارتها و قابلیتهای شخصی، دوستی و رفاقت حرف اول را میزند.
ـ دولتی که اجزای تشکیلدهندهٔ آن از گذشتهٔ دور به شکل حکومتهای ملوکالطوایفی عمل کردهاند بهآسانی تن به تکالیف مقرر از طرف سازمانهای مرکزی مانند سازمان مرکزی برنامهریزی نمیدهد.
ـ دولتها و نهادهای منتخب مردم هر دو در مقابل شاه مسئول هستند. اقتدار همهٔ اینها به شاه برمیگردد و در قبال رفتار خود در مقابل وی مسئولند. شاه نفوذ عمیق و کاملاً آشکاری بر تصمیمگیریهای دولت دارد.
ژان ژاک روسو بر آن بود كه انسان علاوه بر خودخواهى و حس صيانت نفس كه غريزهٔ اصلى است، تمايلى طبيعى به نوعدوستى و همدردى با ديگرى هم دارد. انسان به نظر او موجودى ذاتاً آزاد است، به اين معنى كه مىتواند برخلاف حيوانات از بند غريزهٔ خودخواهى آزاد باشد و بدين معنا موجودى اخلاقى شود. اما جامعه و تمدن اين دو ويژگى طبيعى آدمى را سركوب و به جاى آنها خودخواهى و خوددوستى را تشديد كرده و وابستگى و انقياد به ديگرى يا ناآزادى و سلطه و استثمار را به همراه آورده است. علت اصلى اين دگرديسى پيدايش نابرابرى و مالكيت خصوصى بود كه حس جماعت و نوعدوستى را از بين برد و در نتيجه انسان از طبيعت خود بيگانه شد. دو راه گريز از اين ازخودبيگانگى، از نظر روسو، وجود دارد كه يكى سياسى و ديگرى آموزشى است. راهحل سياسى ايجاد نظام سياسى جديدى است كه جامعهاى مركب از شهروندان آزاد به ارمغان آورد؛ و راه حل آموزشى، تربيت آدميان آزاده و اخلاقى و نوعدوست است. غايت مطلوب در ديدگاه روسو نيز، به سياق حكمت سياسى ديرين، بناى نظام و تمدنى تازه براساس آزادگى اخلاقى و مدنى و نوعدوستى و تعادل نفسانى آدمى است.
از کتابِ «احیای علوم سیاسی»
حسین بشریه
ژان ژاک روسو بر آن بود كه انسان علاوه بر خودخواهى و حس صيانت نفس كه غريزهٔ اصلى است، تمايلى طبيعى به نوعدوستى و همدردى با ديگرى هم دارد. انسان به نظر او موجودى ذاتاً آزاد است، به اين معنى كه مىتواند برخلاف حيوانات از بند غريزهٔ خودخواهى آزاد باشد و بدين معنا موجودى اخلاقى شود. اما جامعه و تمدن اين دو ويژگى طبيعى آدمى را سركوب و به جاى آنها خودخواهى و خوددوستى را تشديد كرده و وابستگى و انقياد به ديگرى يا ناآزادى و سلطه و استثمار را به همراه آورده است. علت اصلى اين دگرديسى پيدايش نابرابرى و مالكيت خصوصى بود كه حس جماعت و نوعدوستى را از بين برد و در نتيجه انسان از طبيعت خود بيگانه شد. دو راه گريز از اين ازخودبيگانگى، از نظر روسو، وجود دارد كه يكى سياسى و ديگرى آموزشى است. راهحل سياسى ايجاد نظام سياسى جديدى است كه جامعهاى مركب از شهروندان آزاد به ارمغان آورد؛ و راه حل آموزشى، تربيت آدميان آزاده و اخلاقى و نوعدوست است. غايت مطلوب در ديدگاه روسو نيز، به سياق حكمت سياسى ديرين، بناى نظام و تمدنى تازه براساس آزادگى اخلاقى و مدنى و نوعدوستى و تعادل نفسانى آدمى است.
از کتابِ «احیای علوم سیاسی»
حسین بشریه