نشر نی
10.4K subscribers
6.19K photos
251 videos
479 files
3.62K links
www.nashreney.com :وب‌سایت

اینستاگرام: Instagram.com/nashreney

تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com
Download Telegram

‌با مطالعهٔ رمان چه شناختى نصيب ما مى‌شود، در‌حالى‌كه مى‌دانيم رمان بازگوكنندهٔ داستانى است كه «حقيقت» ندارد؟ يك پاسخ متعارف به اين سؤال اين است: شناخت بر قلوب يا اذهان نصيب ما مى‌شود. رمان‌نويس دسترسى كامل به افكار نهانى كاراكترهاى خود دارد، اما تاريخنگار، زندگى‌نامه‌نويس يا حتى روان‌كاو اين دسترسى را ندارد. پس رمان مى‌تواند الگوهاى كم‌وبيش متقاعدكننده‌اى در اختيار ما بگذارد دربارهٔ اين‌كه آدم‌ها چه‌گونه و چرا اعمالى را انجام مى‌دهند كه انجام مى‌دهند. پسامدرنيسم و پساساختارگرايى ايده‌هاى انسان‌باورانهٔ مسيحى يا ليبرالى در باب خود يا نفس را كه اين پروژه بر آن مبتنى است - يعنى فردِ يكتا و مستقلِ مسئولِ اعمالِ خود - واسازى كرده است اما نابود نكرده است. ما همچنان به رمان ارج مى‌گذاريم، بخصوص به رمان‌هاى متعلق به سنت رئاليستى كلاسيك، به سبب پرتوى كه بر انگيزه‌هاى بشرى مى‌افكنند.‌

از کتابِ «هنر داستان‌نویسی»
دیوید لاج
ترجمهٔ رضا رضایی

‌باغ افسانه‌ها مشتمل بر گلچینی از زیباترین افسانه‌های چِک است که دیرزمانی صرفاً سینه به سینه نقل می‌شدند و از چند قرن قبل خوانندگان را شیفته و مسحور می‌سازند و نفسهای آنان را در سینه حبس می‌کنند. نگارش این افسانه‌ها را مدیون بوژنا نیمتسووا یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان بوهِم و کارِل یارومیر اِربِن سرپرست آرشیوهای شهر پراگ و شاعر رومانتیک ملت چک هستیم.
اگرچه حقیقت دارد که مضامین و بافت کلی افسانه‌های مردمی که در این کتاب روایت شده‌اند از جهات بسیار یادآور سایر حکایت‌ها و قصه‌های اروپایی هستند، اما با گیرایی خاص و شگرف خود خواننده را به اندازهٔ آنها فریفته می‌سازند. علاوه بر این، کشف جالب توجه اسطوره‌ها و آداب و سنن کهن اسلاو را عرضه می‌دارند. فضای رخنه کردهٔ قصه‌های هزار و یک شب که در سراسر این صفحات موج می‌زند، بی‌گمان مدیون صلیبیان بوهِم است که طی جنگهای صلیبی در مشرق‌زمین در تماس با فرهنگ‌های غیربومی و اقوام بیگانه قرار گرفتند.

«باغ افسانه‌ها»
گلچینی از زیباترین افسانه‌های مردمی چک
بوژنا نیمتسووا و کارل یارومیر اربن
ترجمهٔ پیروز سیار

رئیس دانشکده وقتی آن صحنه را دید عصبانی شد و خونش به جوش آمد. درواقع رئیس دانشکده نبود که این‌طور خشمگین شده بود، بلکه کودکی بود که در سوهاج به دنیا آمده و بزرگ شده بود. از وقتی عقلش می‌رسید، این کار برای مردها مجاز، برای پسرهای جوان عیب و برای بچه‌ها به‌شدت ممنوع بود، اما برای زن‌ها جرم بود، بلکه بالاتر از جرم، چیزی در ردیف بی‌ناموسی، چه برسد به اینکه طرف نه مرد، نه بچه و نه حتی زن، بلکه دختر جوانی باشد، آن‌هم دخترکی که هنوز هفده سالش هم نشده.
چیزی که باعث می‌شد این عصبانیت به اوج برسد و رئیس دانشکده کنترلش را از دست بدهد این بود که دخترک ظاهراً سال‌اولی بود، یعنی دانشجوی تازه‌واردی که تا دیروز یک بچه‌دبیرستانی بوده.

از مجموعه‌داستانِ «یک جور اشتباه»
یوسف ادریس
ترجمهٔ سیدمحمدحسین میرفخرائی

‌عباس امیرانتظام از معدود بازماندگان مبارز ملی به رهبری دکتر مصدق است که هم عضو شورای مرکزی و هم عضو هیئت اجرای نهضت مقاومت ملی بوده است و در آن دوران که ۱۶ آذر ۱۳۳۲ یکی از برجسته‌ترین ایام آن است، سرپرستی کمیتهٔ دانشگاه و امور مربوط به آن را در نهضت مقاومت ملی به عهده داشته است.
او به‌سبب باوری که به راه و شخصیت مهندس بازرگان داشت، هم‌زمان با تأسیس نهضت آزادی به عضویت آن درآمد. لیکن پس از مدت کوتاهی برای تکمیل تحصیلات خود رهسپار فرانسه و امریکا شد و پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه برکلی، در ۱۳۴۹ به ایران مراجعت کردو در ۱۳۵۷ در جریان انقلاب مجدداً در کنار مهندس بازرگان قرار گرفت. پس از پیروزی انقلاب از سوی مهندس بازرگان به سمت معاونت نخست‌وزیر و سخنگوی دولت موقت برگزیده شد و اوایل تابستان ۱۳۵۸ به عنوان سفیر در پنج کشور اسکاندیناوی به سوئد رفت.
پس از اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام متهم به جاسوسی به نفع امریکا شد و در دادگاه انقلاب محکوم به حبس ابد گردید.

«آن‌سوی اتهام»
عباس امیرانتظام
جلد اول: خاطرات
جلد دوم: محاکمه و دفاعیات

امکان سفارش چاپ تک‌نسخهٔ کتاب از سایت نشر نی و سایت می‌خوانم

‌من زشتی‌ها را ديده‌ام، اما آن‌ها را ننگريسته‌ام. به عزرائيل نمى‌انديشم، به او افتخار خواهم داد كه به من بينديشد. و به او خواهم گفت تو پاداش من هستى، نه پايان من، چرا كه مرگ برايم رهايى نيست، آغاز ديگرى است.
اگر مرگ را تولدى ديگر بدانيم، خواهم گفت كه دست‌هايم دوباره نقاشى خواهند كرد و بار ديگر، بار سرنوشتى را كه حماسهٔ عشق را به تلخى و سختى اما پرشكوه زيسته است، به دوش خواهند كشيد.
تا در تولدى ديگر، دلهره‌ها و شاد‌ی‌هاى زندگى را تصوير كنند و راز زندگى مرا كه بر آن مُهر عشق خورده است، بگشايند. عشق به زندگى، عشق به انسان‌ها، عاشق عشق.
و دستى بر گورم خواهد نوشت:
«نقاش‌ها كور به دنيا مى‌آيند، آ‌ن‌ها با چشم قلب مى‌بينند.»

از کتابِ «در فاصلهٔ دو نقطه»
ایران درّودی
Forwarded from به مهربانی
موسسۀ دارالاکرام برگزار میکند:
پاسداشت بیش از دو دهه تلاش برای حمایت از تحصیل دانش‌آموزان ایران

برنامه رویداد:
(۱) پخش مستند «جادوی جاده‌های دور» به کارگردانی خانم مژگان ایلانلو
(۲) سخنرانی آقای دکتر مقصود فراستخواه
(۳) تکنوازی استاد سالار زمانیان
(۴) گزارشی از فعالیت های موسسه دارالاکرام
(۵) نمایشگاه عکس مرتبط با مستند

تیزر مستند «جادوی جاده های دور» را از اینجا ببینید.

زمان: پنجشنبه، بیستم دی ماه ۱۴۰۳
ساعت: ۱۶ الی ۱۸:۳۰

آدرس: بزرگراه حقانی، ورودی منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد، بلوار شهدای بانک مرکزی، ساختمان کوشک باغ هنر، طبقه منفی ۲

لوکیشن ورودی سالن 👇🏻👇🏻
https://nshn.ir/rbvSuT5xiwzj

منتشر شد
«خنده‌های خطرناک»
استیون میلهاوزر
ترجمهٔ مهنام نجفی‌

‌خنده‌های خطرناک شامل سیزده داستان است که در چهار بخش مجزا سامان یافته. آنچه در سبک و سیاق این داستان‌ها بارز است، خیالِ متصل به واقعیت و همچنین کمدی آمیخته به تراژدی، ترس، و فلسفه‌ورزی است. در داستان‌های میلهاوزر چیزها از خود بودن تن می‌زنند، به چیزی دیگر، چیزی بی‌نام، تبدیل می‌شوند و ناگهان غریب به نظر می‌رسند. و این شروع ماجراست، ماجرای هیجان‌انگیز و پرخطر کشف معمای چیزها، جست‌وجو در قلمروهای ناشناخته، احساسات نیازموده، امکانات تازه، و مفاهیم نو. با شروع ماجرا باید از راه ‌بُرید و به بیراهه ‌زد. در بیراهه‌های این ماجراجویی البته موقعیت‌های مضحک و ابلهانه هم کم نیست. سرک کشیدن به پشت و پسل‌ها و شیرجه زدن در اعماق خیلی با طمأنینه و وقار سازگار نیست و در گذر از بزنگاه‌ها از سبکسری و دیوانگی گریزی نیست.

▫️بخشی از کتاب

از منظر روان‌شناسى، واقعيت اين است كه «مشاهدهٔ پليدى، پلشتى را در روح انسان زنده مى‌كند». صِرف مشاهدهٔ یک جنايت، اثر زيان‌بارى بر روان مى‌گذارد. روان‌هايى كه تلقين‌پذيرترند ممكن است با مشاهدهٔ يک جنايت، آمادگى بيشترى براى آلوده‌شدن و تقليد پيدا كنند: به همين دليل است كه پس از قلم‌فرسايى رسانه‌هاى خبرى دربارهٔ يک جرم مشخص، شاهد وقوع يک رشته جنايت‌هاى مشابه هستيم. ولى روان هر انسان، مجذوب پليدى است. «نبايد آنى تصور كرد كه كسى توانايى گريز از اين بازى اضداد را دارد. درون بيشتر انسان‌ها اهريمنى كه بدين‌ترتيب زنده مى‌شود در چهرهٔ دروغين خشم اخلاقى رخ مى‌نمايد و اين مسلماً اثرات سودمندى هم دارد. زيرا بدى بايد جبران شود؛ درغيراين‌صورت سياه‌كاران، جهان را نابود خواهند كرد يا نيكان از خشم خفه خواهند شد. تنها خطر اين است كه خشم اخلاقىِ ملهم از اقدامات مصيبت‌بار و سيراب‌شده از رذيلتِ حاضر در روان هر انسان، شرارت‌بارتر از فساد اوليه باشد.

از کتابِ «یونگ و سیاست»
اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی کارل گوستاو یونگ
ولودیمیر والتر اوداینیک
ترجمهٔ علیرضا طیب

‌پرسشی که نویسندگان و هنرمندان امروز با آن روبرو هستند، فقط مربوط به سیاست‌های اقتصاد مبتنی بر کربن نیست. بسیاری از این پرسش‌ها به راه و رسم‌ خود ما مربوط می‌شود، راه و رسمی که ما را در پنهان‌سازی فرهنگ عامه همدست می‌کنند. اگر من، به‌عنوان رمان‌نویس، استفاده از نام‌های تجاری را در توصیف ویژگی‌های یک شخصیت برگزیده‌ام، آیا نیازی نیست از خودم دربارۀ میزان مشارکتم در هدایت و دستکاری بازار بپرسم؟
فکر می‌کنم با همین رویکرد باید این سؤال را نیز مطرح کرد که چه چیزی در تغییر اقلیم وجود دارد که روایت آن منجر به حذفش از فهرست آثار جدی ‌می‌شود؟ و چه چیزی دربارۀ گسترۀ فرهنگی و الگوهای مسلط آن‌ به ما می‌گوید؟
بعدها، اگر دنیا به‌طرز قابل‌توجهی تغییر کرده باشد، و هنگامی که بالاآمدن سطح دریاها جنگل‌های سونداربانس را بلعیده باشد، و شهرهایی مانند کلکته، نیویورک و بانکوک را سکونت‌ناپذیر کرده باشد، اگر خوانندگان کتاب‌ها و بازدیدکنندگان موزه‌ها به هنر و ادبیات زمان ما رجوع کنند، آیا در این آثار نگاه نمی‌کنند تا اولین‌ها و فوری‌ترین نشانه‌ها از جهان دگرگون‌شدۀ به‌ارث‌رسیده را پیدا کنند؟

جنون بزرگ ؛ آمیتاو گوش؛ امید رستمیان مقدم

‌علوم نوآورند و پيوسته پيش مى‌روند اما فرهنگ مدام دگرگون مى‌شود، اكتشاف مكرر هر فرد در ذهنيت خويش است. از آنجا كه نتيجهٔ تجربهٔ افراد در وجدان خويش، انتظار و خواست خويش است، بيانگر حساس‌ترين ويژگى‌هاى انسان است و درعين‌حال كليت جاودانه‌اى را كه پديدآورندهٔ اوست بر او مكشوف مى‌كند. ما عشق را بسيار پيش از طى مراحل آن آموخته‌ايم، و اين هر احساسى باشد، پيوسته باز تجربه مى‌كنيم و هميشه همان است. از آنجا كه در هر عشق، حيرت، وسوسه و رنجِ هميشگىِ همهٔ عشق‌ها پديد مى‌آيد، تجربهٔ عشقِ هركس بر او آشكار مى‌كند كه همانند ديگران است؛ و بدين‌سان فرهنگ به ما مى‌فهماند كه هيچ‌چيز بيش از آن موجب همبستگى ما با ديگران نيست، و بدين‌سان ما را از تنهايى نجات مى‌دهد. پس آنچه براى هركس مهم‏‌ترين چيزها و بهتر از هر چيز نمايانگر اوست نمى‌تواند پيشرفتى داشته باشد زيرا همه آن را در باطن خويش واقعيتى پايدار مى‌يابند. بنابراين بودلر حق داشت كه مى‌گفت: «چيزى پوچ‌تر از پيشرفت نيست زيرا انسان هميشه همان انسان، يعنى در حالت توحش است!».

از کتابِ «انسان پاره‌پاره»
نیکلا گریمالدی
ترجمهٔ عباس باقری

‌ما همه دربارهٔ افلاطون و ارسطو، فیلسوفان یونان، و دکارت و کانت، فیلسوفان عصر جدید، بسیار خوانده و شنیده‌ایم. اما بین این دو گروه، بین عهد باستان و دوران رنسانس چطور؟ بی‌شک با نام اوگوستین قدیس، ژروم قدیس، فرانسوای قدیس، آبلار و توماس قدیس نیز آشنایی داریم.
اما آیا می‌دانیم «تومیس» چیست؟ آیا ابن‌رشد، میمونید، گروستِت، راجر بیکن، رامون لول، مارسیل پادوآیی، و… را می‌شناسیم؟
لوچانو دِ کرشنتزو در این کتاب (که می‌توان مجلد دوم کتاب فیلسوفان بزرگ یونان باستان محسوبش داشت) ما را با همان زبان ساده و شیرین و طنزآمیزش با این اندیشمندان و با زندگی‌ها و نظریه‌های آنها آشنا می‌کند. وانگهی از هراس پایان هزارهٔ نخست، از جنگ‌های صلیبی، از زنان جادوگر و از بسیاری مسائل دیگر، که به‌ظاهر ارتباطی با فلسفه و فیلسوفان قرون وسطا ندارند نیز سخن می‌گوید. کوتاه‌سخن، کتابی است ساده اما آموزنده، شیرین اما پرمحتوا که تازگی‌های بسیار دارد و زبان طنز‌آمیزش بر دلنشینی آن می‌افزاید.

«فیلسوفان بزرگ قرون وسطا»
لوچانو دِ کرشنتزو
ترجمهٔ عباس باقری

امکان سفارش چاپ تک‌نسخهٔ کتاب از سایت نشر نی و سایت می‌خوانم
دوركم در خودكشى، با نوشتن اين‌كه «زندگى اجتماعى اساساً از بازنمايى‌ها ساخته مى‌شود»، و افزون بر آن، اين‌كه «اين بازنمايى‌هاى جمعى نسبت به بازنمايى‌هاى فردى سرشت كاملاً متفاوتى دارند»، استفاده از مفهوم بازنمايى‌هاى جمعى را آغاز كرد. او مى‌خواست در تقابل با تبيين‌هايى كه منشأ ايده‌ها و باورها را در حالات آگاهى فردى جست‌وجو مى‌كردند بر منشأ و سرشت جمعى يا اجتماعى باورها و ايده‌ها تأكيد كند. بازنمايى‌هاى جمعى عبارت‌اند از تمام «شيوه‌هايى كه گروه از طريق آن خود را در رابطه با ابژه‌هايى كه بر آن اثر مى‌گذارند، درک مى‌كند». آن‌ها ناشى از دغدغه‌هاى جمعى‌اند: «گروه به لحاظ خميره‌اش با فرد متفاوت است و بنابراين چيزهايى كه بر آن اثر مى‌گذارند طبيعت متفاوتى دارند» . نتيجتاً، براى فهم شيوهٔ تصور جامعه از خويش و از محيطش بايد طبيعت جامعه را در نظر گرفت، نه طبيعت افراد را. حتى نمادهايى كه اين برداشت‏‌ها را بيان مى‌كنند، بر اساس نوع جامعه تغيير مى‌كند».

از کتابِ «امیل دورکم»
کنت تامپسن
ترجمهٔ شهناز مسمی پرست

‌چاپ چهارم منتشر شد
نقد چیست؟ و پرورش خود
میشل فوکو
ترجمه‌ی نیکو سرخوش و افشین جهاندیده

میشل فوکو در ۲۷ مه ۱۹۷۸ در انجمن فرانسوی فلسفه سخنرانی می‌کند و در این سخنرانی برمبنای پاسخ کانت به پرسش «روشن‌نگری چیست؟» (۱۷۸۴) تعریفی از نقد ارائه می‌کند. فوکو نقد را رویکردی اخلاقی‌ـ‌سیاسی مبتنی‌بر «خواست این‌همه حکومت نشدن» تعریف می‌کند. همچنین ترجمه‌ای از سخنرانی فوکو تحت عنوان «پرورش خود» در کتاب پیش رو در دسترس است. فوکو این سخنرانی را در ۱۲ آوریل ۱۹۸۳ در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی ایراد می‌کند و در این سخنرانی کارش را تا هستی‌شناسی تاریخی خویشتن‌مان تعریف می‌کند و رابطه‌ای برقرار می‌کند میان تأملاتش در مورد روشن‌نگری و تحلیل‌هایش در مورد یونان و روم باستان. فوکو طی همین اقامت در ایالات متحده در سه جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ شرکت می‌کند و در این جلسات به پرسش‌های حاضران در مورد صحبت‌هایش و نیز خط‌سیر فلسفی‌اش پاسخ می‌دهد. گزارش این جلسات نیز در کتاب حاضر در دسترس است.

منتشر شد
«مردی که جای خرش را گرفت»
مجموعه‌داستان
محمد زفزاف
ترجمهٔ سیدمحمدحسین میرفخرائی

‌‌کتاب حاضر مجموعه‌ای است از پانزده داستان به قلم محمد زفزاف، داستان‌نویس سرشناس مراکشی (۱۹۴۵-۲۰۰۱)، که از مجموعه آثار او انتخاب و ترجمه شده‌اند. بیشتر این داستان‌ها در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ سدهٔ بیستم در مطبوعات جهان عرب انتشار یافته‌اند و عموماً با رویکردی واقع‌گرا، روایتگر شرایط فرهنگی، اجتماعی و اوضاع معیشتی مردمان مراکش در آن دورانند. با این حال، شاید بیراه نباشد اگر بگوییم این نوشته‌ها کم‌وبیش امروزِ مراکش را نیز پیش چشم می‌آورند و اثر گذر زمان بر آن‌ها چندان مشهود نیست.
👍1
Forwarded from نشر نی

نشر نی برگزار می‌کند:
خوانش انتقادی شاهنامهٔ فردوسی
دکتر محمد دهقانی
حضوری و آنلاین

زمان: سه‌شنبه‌ها، ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰
مدت دوره: ۸ جلسه
شروع دوره: ۲ بهمن‌ماه
مهلت ثبت نام: تا ۲۹ دی‌ماه
هزینهٔ دوره: یک میلیون تومان
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، بعد از تقاطع فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ پنجم

ثبت‌نام آی‌دی تلگرام:
@nashreney_pr

‌همۀ آن چیزی که فلوبر می‌بیند، شکارها، قتل‌عام‌ها، مرگ‌ها، تا واپسین آغوش مسیح در کالبد انسان، آن شور و حرارتِ اشتیاق، رسوایی، خستگی و لذت، هیچ میکروسکوپی و هیچ میز تشریحی قادر به نشان دادن‌شان نیست. آنچه او می‌داند، نه اندام‌های تولیدمثل سفره‌ماهی نشان خواهد داد، نه سیستم عصبی سپرماهی، نه بدن شرحه‌شرحۀ حلزون دریایی، چون تنها هنر است که با روایت‌های آغشته به خون و ضرباهنگی چون تپش‌ قلب رازش را می‌داند، این‌جاست که قلبِ زندگی می‌تپد، در بی‌رحمی تناقض‌ها و راز دگرگونی‌هایش.
یک ساعتی می‌شود که دیگر نور خورشید اتاقش را روشن نمی‌کند. تنها ته‌ماندۀ شمعی در جاشمعی برنجی مانده است. فلوبر زنگ می‌زند و از مادموازل شارلوت می‌خواهد یکی دیگر برایش بیاورد. وقتی فرشتۀ کوچک با یک شمع سفید در دست می‌آید، اتاق در شامگاه آبی‌فامی غرق می‌شود که دورتادورِ تن بزرگ و بی‌حرکت او را، که مثل مجسمۀ خدایی در انتهای یک معبد نشسته است، می‌پوشاند.

از کتابِ «پاییز فلوبر»
آلکساندر پوستل
ترجمهٔ ساناز ساعی دیباور

‌فلوبر پنجاه‌وسه ساله و در آستانۀ ورشکستگی، تصمیم می‌گیرد به کونکارنو برود و پاییز را کنار دوست دانشمندش ژرژ پوشه بگذراند. تمام مدتی که آن‌جاست آب‌تنی می‌کند، کنار دریا قدم می‌زند و پوشه را هنگام تشریح ماهی‌ها و نرم‌تنان تماشا می‌کند. می‌خواهد به خود بقبولاند که از شرّ ادبیات خلاص شده و زندگی بدون نویسندگی و ادبیات آسان‌تر و خوشایندتر است، اما نمی‌تواند افکاری را که به کابوس زندگی‌اش بدل شده‌اند از ذهن خود دور کند. شرکت در جلسه‌های تشریح دوستش پوشه ناخودآگاه به سرچشمۀ الهام فلوبر تبدیل می‌شود و او را به سمت نوشتن خلاقانه سوق می‌دهد. فلوبر کم‌کم غول افسردگی و اندوه را کنار می‌زند، نیروی از دست رفتۀ خود را بازمی‌یابد و نویسندگی را از سر می‌گیرد.

«پاییز فلوبر»
آلکساندر پوستل
ترجمهٔ ساناز ساعی دیباور

نامزد جایزهٔ ابوالحسن نجفی

‌در میان قصه‌ها، نوع پهلوانی آن البته توأم با چاشنی حکایات عاشقانه و ماجراهای عیاری و پندارهای جادویی از همه بیشتر خواستار داشته و دارد و در چهار قرن اخیر مفصل‌ترین و پرتنوع‌ترین این قصه‌ها اسکندرنامه تحریر نقالی است که خود مرحله‌ای از تکامل فن داستان‌پردازی را در سرزمین ما رقم می‌زند، چنان‌که قهرمانان این قصه را گاه می‌توان با ولگرد ماجراجو و همه‌فن‌حریف داستان‌های پیکارسک اواخر قرونِ وسطای اروپا مقایسه کرد و حتی می‌توان مجموعاً اسکندرنامه تحریر نقالی را نوعی هجویهٔ داستان‌های تاریخی و پهلوانی قدیم انگاشت که در مواردی یادآور دن کیشوت است. همچنین می‌توان آن را پیش‌درآمد رمان تاریخی جدید فارسی فرض کرد. تحول شخصیتی در قهرمانان محسوس و ملموس است که گرچه هنوز جمعی می‌اندیشند یا به انگیزهٔ دینی عملی می‌کنند اما در آستانهٔ انتقال به فردیت هستند و این خود انعکاس تحول اجتماعی است و ورود به عصر جدید را رقم می‌زند.

‌«اسکندر و عیاران»
تلخیص از کلیات هفت‌جلدی اسکندرنامهٔ نقالی منوچهرخان حکیم
گزینش و ویرایش: علیرضا ذکاوتی قراگزلو

امکان سفارش چاپ تک‌نسخهٔ کتاب از سایت نشر نی و سایت می‌خوانم

در دست انتشار
«‌سرویس جاسوسی انگلیس از درون»
پشت پردهٔ عملیات پنهانی اینتلیجنس سرویس در خاورمیانه
استیون داریل
ترجمهٔ محسن اشرفی


نقش بریتانیا و وابستگان داخلی آن در تحولات ایران، به‌ویژه در کودتای ۲۸ مرداد، همواره مورد توجه اما پوشیده در لایهٔ ضخیم پنهان‌کاری سازمان جاسوسی و وزارت خارجهٔ این کشور بوده است. استیون داریل در این کتاب تصویری ترسیم می‌کند از آنچه در مورد خاورمیانه طی نیمهٔ دوم قرن بیستم در هزارتوی سرویس جاسوسی و وزارت‌خارجهٔ بریتانیا گذشت. در پرتو این روایت تازه، می‌توان پروندهٔ کودتا بودن ماجرای ۲۸ مرداد را بازخوانی کرد و شاید بتوان آن را برای همیشه بست: کودتا رخ داد، چون ایرانیان بر حفظ اختیار بر منابع نفتی خود اصرار ورزیدند، و بریتانیا هم برای شریک کردن آمریکا در برانداختن دولت ملی به‌ناچار حاضر شد سهم عمده‌ای از نفت ایران را به شرکت‌های آمریکایی بدهد.

فوکو در آغاز گفت‌وگویی با عنوان «مباحثه دربارۀ رمان» می‌گوید رمان خط سیری در حجم زبان است که زبان را «دولا» یا «دوتا» می‌کند و درون آن فضایی خاص می‌گشاید، فضایی خالی و در عین حال پُر که درواقع فضای اندیشه است. همین نکته را شاید بتوان در مورد دیرینه‌شناسی نیز گفت: تحلیل‌های دیرینه‌شناسانه خط سیری در حجم دانش‌اند که دانش را «دولا» یا «دوتا» می‌کنند و درون آن فضایی خاص می‌گشایند، فضایی خالی و در عین حال پُر که درواقع فضای اندیشه است؛ دیرینه‌شناسی فضای «اندیشۀ انتقادی» را می‌گشاید.
در وضعیت عادی، صورت‌بندی‌های دانش از مرحلۀ پوزیتیویته تا صوری‌سازی، با نادیدنی‌کردن شکاف برسازنده‌شان، خود را اموری طبیعی و غیرتاریخی نشان می‌دهند. به همین دلیل است که کار دیرینه‌شناسی با مسیری که از «میان» دانش می‌پیماید، گونه‌ای «دولا»کردن یا «دوتا»کردن است.

از کتابِ «تبارشناسی خاکستری است»
تأملاتی دربارهٔ روش فوکو
عادل مشایخی

‌«اى زن، بيدار شو؛ زنگ خطر عقل در تمام جهان به صدا درآمده است؛ حقوقت را درياب.»
اولمپ دو گوژ، ۱۷۹۱


مشاجرهٔ زنان تنها تريبونى بود كه زنان و مردان در سال‌هاى ابتدايى اروپاى مدرن مى‌توانستند مستقيماً ديدگاه‌هاى سنتى جنسيت را نقد كنند. مانع موفقيت آن‌ها، نه ترس از انتقام‏جويى‌هاى حقوقى، بلكه ارزش‌هاى اجتماعى بود كه با معاصران‌شان در آن‌ها شريک بودند: اين پنداشت كه جهانى كه مى‌شناختند جهان سلطه‌جو، طبقاتى، و مردسالار را خدا اين گونه آفريده بود، و به همين دليل در نهايت بايد به آن رضا مى‌دادند. اين انديشه كه جامعه را انسان مى‌آفريند و بنابراين قابل تغيير و اصلاح است تنها در اواخر قرن هفدهم و هجدهم پديد آمد. جامعه‌اى كه با مناسبات طبقاتى ميان مردان چالشى نداشت، مناسبات ميان زنان و مردان را نيز مورد سؤال قرار نمی‌داد.
همهٔ اين مناسبات با انقلاب‌هاى فكرى و سياسى قرون هفدهم و هجدهم متحول شد.

از کتابِ «زنان در روزگارشان»
تاریخ فمینیسم در غرب
مارلین لگیت
ترجمهٔ نیلوفر مهدیان