جايگاه عقيده دور از علم و نزديک به جهل است، بيشتر بيانگر احساس و باورى كم يا بيش قوى است تا شناخت. واسطهاى بين حقيقت و خطاست و از ديد افلاطون بيشتر به اين دومى نزديك است. افلاطون مىگويد كه عقيده، مربوط به هستى يا ماهيت آن نيست بلكه راجع به صورتى از آنست كه بر ما نمايان مىشود. ما در برابر ظاهر آن، با عقيدهاى غيرواضح و نامتيقن، و طبيعتاً ثانوى، واكنش نشان مىدهيم.
از آن جا كه عقيدهها در كليهٔ امور انسان دخيلاند، پس جا دارد تعريفى از انسان را كه يكبار براى هميشه، بهعنوان اصل متعارف برگزيديم، يادآور شويم: انسان موجود زندهاى است با توانِ عقل و آزادى. منظور من از اين تعريف آنست كه انسانها بهطور مسلم و طبيعى، آزاد و عاقل يا منطقىاند، اما ممكن است عقل يا آزادى خود را بد يا خوب بهكار برند. و اين در واقع توجه داشتن به همان ناكاملىِ انسان است و كامل نبودن انسان عمدتاً ناشى از همان آزادى اوست كه عقل خود را به وسيلهٔ آن بهكار مىاندازد. آيا آزادى آنگونه كه منشأ نيكى است، منشأ بدى هم نيست؟ اين مربوط به شخصيت هر انسان و اعمال و آثار او مىشود.
از کتابِ «حقیقتها و آزادی»
رمون پولن
ترجمهٔ عباس باقری
جايگاه عقيده دور از علم و نزديک به جهل است، بيشتر بيانگر احساس و باورى كم يا بيش قوى است تا شناخت. واسطهاى بين حقيقت و خطاست و از ديد افلاطون بيشتر به اين دومى نزديك است. افلاطون مىگويد كه عقيده، مربوط به هستى يا ماهيت آن نيست بلكه راجع به صورتى از آنست كه بر ما نمايان مىشود. ما در برابر ظاهر آن، با عقيدهاى غيرواضح و نامتيقن، و طبيعتاً ثانوى، واكنش نشان مىدهيم.
از آن جا كه عقيدهها در كليهٔ امور انسان دخيلاند، پس جا دارد تعريفى از انسان را كه يكبار براى هميشه، بهعنوان اصل متعارف برگزيديم، يادآور شويم: انسان موجود زندهاى است با توانِ عقل و آزادى. منظور من از اين تعريف آنست كه انسانها بهطور مسلم و طبيعى، آزاد و عاقل يا منطقىاند، اما ممكن است عقل يا آزادى خود را بد يا خوب بهكار برند. و اين در واقع توجه داشتن به همان ناكاملىِ انسان است و كامل نبودن انسان عمدتاً ناشى از همان آزادى اوست كه عقل خود را به وسيلهٔ آن بهكار مىاندازد. آيا آزادى آنگونه كه منشأ نيكى است، منشأ بدى هم نيست؟ اين مربوط به شخصيت هر انسان و اعمال و آثار او مىشود.
از کتابِ «حقیقتها و آزادی»
رمون پولن
ترجمهٔ عباس باقری
چاپ سیزدهم منتشر شد
«مفاهیم نقد فیلم»
تحلیل نئوفرمالیستی و مقالات دیگر
مجید اسلامی
«مفاهیم نقد فیلم» نام صفحاتی بود در ماهنامهی فیلم که به مقولهی «نئوفرمالیسم» در سینما میپرداخت و توسط نگارنده اداره میشد. کتاب حاضر (با همان نام) تشکیل شده از دو کتاب. کتاب اول اساساً به «نئوفرالیسم» ربط پیدا میکند که بخش اول آن تئوریست (متشکل از مقدمهی مفصل کتاب شکستن حفاظ شیشهای کریستین تامپسن و بخشهایی از کتاب هنر فیلم نوشتهی دیوید بوردول / کریستین تامپسن دربارهی فرم و اصول فرم روایی در سینما) و بخش دوم آن شامل نقدهایی نمونهایست از کتاب هنر فیلم و شکستن حفاظ شیشهای مربوط به چند فیلم شاخص و آشنا. بخش سوم شامل نقدهایی تألیفیست که نگارنده در طی سالهای دههی ۱۳۷۰ بهشیوهی نئوفرمالیستها نوشته. فیلمهایی که در کل کتاب به آنها پرداخته میشود دارای تنوع خاصیست: از نمونههای کلاسیکی چون دلیجان، همشهری کین و قیصر تا فیلمهای متفاوتی چون خانهی دوست کجاست؟ و گوست داگ و چشمان باز بسته.
کتاب دوم، مستقل از مفهوم نئوفرمالیسم، شامل مقالاتی تألیفی و ترجمه است دربارهی چند فیلم و سینماگر برجسته.
چاپ سیزدهم منتشر شد
«مفاهیم نقد فیلم»
تحلیل نئوفرمالیستی و مقالات دیگر
مجید اسلامی
«مفاهیم نقد فیلم» نام صفحاتی بود در ماهنامهی فیلم که به مقولهی «نئوفرمالیسم» در سینما میپرداخت و توسط نگارنده اداره میشد. کتاب حاضر (با همان نام) تشکیل شده از دو کتاب. کتاب اول اساساً به «نئوفرالیسم» ربط پیدا میکند که بخش اول آن تئوریست (متشکل از مقدمهی مفصل کتاب شکستن حفاظ شیشهای کریستین تامپسن و بخشهایی از کتاب هنر فیلم نوشتهی دیوید بوردول / کریستین تامپسن دربارهی فرم و اصول فرم روایی در سینما) و بخش دوم آن شامل نقدهایی نمونهایست از کتاب هنر فیلم و شکستن حفاظ شیشهای مربوط به چند فیلم شاخص و آشنا. بخش سوم شامل نقدهایی تألیفیست که نگارنده در طی سالهای دههی ۱۳۷۰ بهشیوهی نئوفرمالیستها نوشته. فیلمهایی که در کل کتاب به آنها پرداخته میشود دارای تنوع خاصیست: از نمونههای کلاسیکی چون دلیجان، همشهری کین و قیصر تا فیلمهای متفاوتی چون خانهی دوست کجاست؟ و گوست داگ و چشمان باز بسته.
کتاب دوم، مستقل از مفهوم نئوفرمالیسم، شامل مقالاتی تألیفی و ترجمه است دربارهی چند فیلم و سینماگر برجسته.
همزمان با هفتهٔ کتاب و کتابخوانی
۲۴ تا ۳۰ آبانماه
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری در کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی بههمراه پست رایگان
(فقط کتابهای نشر نی)
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ۹ صبح تا ۶ عصر
سایت نشر نی: www.nashreney.com
همزمان با هفتهٔ کتاب و کتابخوانی
۲۴ تا ۳۰ آبانماه
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری در کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی بههمراه پست رایگان
(فقط کتابهای نشر نی)
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ۹ صبح تا ۶ عصر
سایت نشر نی: www.nashreney.com
در دفترچههای یادداشتش از هر قلم جنسی پیدا میشود، از متن رسمی گرفته تا حرف خودمانی؛ از تفکرات شخصی یا یادداشتهایی برای کلاس. مثلاً اینجا چند مدخل پشت سر هم:
...
ــ طبیعتاً من زن باب روز نیستم. هرگز نه دنبال مد روز بودهام و نه مطابق مد عمل کردهام. آنچه جستهام استمرار است.
ــ میگویند اُه، او هیچوقت ازدواج نکرد؛ چگونه میتوان زندگی انسانی را اینگونه تقلیل داد و در قالب این کلمات ریخت.
...
ــ پیشتر وقتی رابطهٔ عاشقانهای به اتمام میرسید تقصیر همیشه به گردن زن بود. اگر مرد میگذاشت و میرفت زن عرضهٔ نگه داشتنش را نداشت؛ اگر زن میگذاشت و میرفت، یا ناسازگار بود یا بوالهوس یا کمتحمل. حال آن که در واقع احتمالاً زن خسته و ملول شده بود.
ــ دانشجویی، یک زن، رسماً گفت مادام بوواری را دوست ندارد، «چون اِما مادر بدی بود». چه چیزها که آدم نمیشنود.
از رمانِ «الیزابت فینچ»
جولین بارنز
ترجمهٔ محمدرضا ترکتتاری
در دفترچههای یادداشتش از هر قلم جنسی پیدا میشود، از متن رسمی گرفته تا حرف خودمانی؛ از تفکرات شخصی یا یادداشتهایی برای کلاس. مثلاً اینجا چند مدخل پشت سر هم:
...
ــ طبیعتاً من زن باب روز نیستم. هرگز نه دنبال مد روز بودهام و نه مطابق مد عمل کردهام. آنچه جستهام استمرار است.
ــ میگویند اُه، او هیچوقت ازدواج نکرد؛ چگونه میتوان زندگی انسانی را اینگونه تقلیل داد و در قالب این کلمات ریخت.
...
ــ پیشتر وقتی رابطهٔ عاشقانهای به اتمام میرسید تقصیر همیشه به گردن زن بود. اگر مرد میگذاشت و میرفت زن عرضهٔ نگه داشتنش را نداشت؛ اگر زن میگذاشت و میرفت، یا ناسازگار بود یا بوالهوس یا کمتحمل. حال آن که در واقع احتمالاً زن خسته و ملول شده بود.
ــ دانشجویی، یک زن، رسماً گفت مادام بوواری را دوست ندارد، «چون اِما مادر بدی بود». چه چیزها که آدم نمیشنود.
از رمانِ «الیزابت فینچ»
جولین بارنز
ترجمهٔ محمدرضا ترکتتاری
همزمان با هفتهٔ کتاب و کتابخوانی
۲۴ تا ۳۰ آبانماه
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری در کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی بههمراه پست رایگان
(برای تمام کتابهای نشر نی)
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ۹ صبح تا ۶ عصر
سایت نشر نی: www.nashreney.com
همزمان با هفتهٔ کتاب و کتابخوانی
۲۴ تا ۳۰ آبانماه
۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری در کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی بههمراه پست رایگان
(برای تمام کتابهای نشر نی)
نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ۹ صبح تا ۶ عصر
سایت نشر نی: www.nashreney.com
لباس جایی است که فرهنگها برای حضور فیزیکی بدنها در جامعه تصمیم میگیرند. بیدلیل نیست که هر نهاد قدرتمداری، مثل ارتش، مدرسه، یا حتی برخی حکومتها برایِ بدنها لباسهایِ یکسان و همشکل طراحی میکند. درواقع در این همشکلی معنایی عمیق نهفته است: هویتهایِ همانند و همشکل که در برابر قدرت وظایفی یکسان و تعریفشده دارند.
طرحهایِ کیمونوهایِ سنتی همه برگرفته از زیبایی طبیعت در ژاپناند؛ شکوفههایِ گیلاس، امواج آبها، پرندگان، کوههایِ مقدس، و گلهایِ آراسته...
وجه دیگر کیمونو، بهویژه کیمونوهایِ زنانه، انقیاد بدن است. بدنِ کیمونوپوشِ سنتی و متعلق به طبقات اشراف را ابتدا در باندهایی بهشدت تنگ و سفت میپیچند، به شکلی که تا جایِ ممکن به ستونی صاف بدل شود. سپس چند لایه روی هم پوشیده میشود تا نوبت برسد به آخرین لایه که همان لباسِ پرنقشونگار است. آن باند آغازین و سپس این لایهها راهرفتن و نشستن و برخاستن را محدود و دشوار میکند. این لباس برایِ بدنی تحت اختیار و فرمانبردار طراحی شده است. بدنی که هر لحظه به یاد صاحبش میاندازد که باید اختیار حرکاتش را داشته باشد.
از کتابِ «جنگها و بدنها»
نغمه ثمینی
لباس جایی است که فرهنگها برای حضور فیزیکی بدنها در جامعه تصمیم میگیرند. بیدلیل نیست که هر نهاد قدرتمداری، مثل ارتش، مدرسه، یا حتی برخی حکومتها برایِ بدنها لباسهایِ یکسان و همشکل طراحی میکند. درواقع در این همشکلی معنایی عمیق نهفته است: هویتهایِ همانند و همشکل که در برابر قدرت وظایفی یکسان و تعریفشده دارند.
طرحهایِ کیمونوهایِ سنتی همه برگرفته از زیبایی طبیعت در ژاپناند؛ شکوفههایِ گیلاس، امواج آبها، پرندگان، کوههایِ مقدس، و گلهایِ آراسته...
وجه دیگر کیمونو، بهویژه کیمونوهایِ زنانه، انقیاد بدن است. بدنِ کیمونوپوشِ سنتی و متعلق به طبقات اشراف را ابتدا در باندهایی بهشدت تنگ و سفت میپیچند، به شکلی که تا جایِ ممکن به ستونی صاف بدل شود. سپس چند لایه روی هم پوشیده میشود تا نوبت برسد به آخرین لایه که همان لباسِ پرنقشونگار است. آن باند آغازین و سپس این لایهها راهرفتن و نشستن و برخاستن را محدود و دشوار میکند. این لباس برایِ بدنی تحت اختیار و فرمانبردار طراحی شده است. بدنی که هر لحظه به یاد صاحبش میاندازد که باید اختیار حرکاتش را داشته باشد.
از کتابِ «جنگها و بدنها»
نغمه ثمینی
چاپ دوم منتشر شد
ایدهٔ سوسیالیسم
آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
با افزایش توجه به امر اجتماعی و تلاش برای توانمندسازی جامعه در برابر دولت و اقتصاد، متفکران مختلف به بازسازی ایدهٔ سویسیالیسم برخاستهاند. در این راستا، آکسل هونِت، به عنوان جامعهشناسی که وارث نظریهٔ انتقادیِ مکتب فرانکفورت است، به سراغ خاستگاههای ایدهٔ سوسیالیسم در عصر صنعتی میرود و میکوشد فرایند تکوین این ایده را بر بستر تاریخی آن واکاوی کند. تلاش نظری هونت با تمرکز بر مفهوم آزادی اجتماعی پیش میرود که به باور او دستاورد مهم سوسیالیستهای اولیه در برابر برداشت فردگرایانه از آزادی بوده است. هونت این دستاورد اساسی را از چارچوب محدود صنعتگرایی و اقتصادباوری اولیه بیرون میکشد تا آن را به برداشت معاصرتری از جامعه و تاریخ مجهز کند و محمل همبستگی اجتماعی جدیدی سازد که مبتنیست بر بازشناسی متقابل، همکاری و خودشکوفایی همگانی. جستجوی او برای یافتن راههای نوسازی ایدهٔ سوسیالیسم در دو جهت پیش میرود: نخست در جهت رهانیدن آن از باور به قانونمندی حرکت تاریخ و پیوند زدنش به نوعی تجربهگری تاریخی و دوم در جهت ساختن سوسیالیسم به مثابه شکل دموکراتیک زندگی.
ایدهٔ سوسیالیسم
آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
با افزایش توجه به امر اجتماعی و تلاش برای توانمندسازی جامعه در برابر دولت و اقتصاد، متفکران مختلف به بازسازی ایدهٔ سویسیالیسم برخاستهاند. در این راستا، آکسل هونِت، به عنوان جامعهشناسی که وارث نظریهٔ انتقادیِ مکتب فرانکفورت است، به سراغ خاستگاههای ایدهٔ سوسیالیسم در عصر صنعتی میرود و میکوشد فرایند تکوین این ایده را بر بستر تاریخی آن واکاوی کند. تلاش نظری هونت با تمرکز بر مفهوم آزادی اجتماعی پیش میرود که به باور او دستاورد مهم سوسیالیستهای اولیه در برابر برداشت فردگرایانه از آزادی بوده است. هونت این دستاورد اساسی را از چارچوب محدود صنعتگرایی و اقتصادباوری اولیه بیرون میکشد تا آن را به برداشت معاصرتری از جامعه و تاریخ مجهز کند و محمل همبستگی اجتماعی جدیدی سازد که مبتنیست بر بازشناسی متقابل، همکاری و خودشکوفایی همگانی. جستجوی او برای یافتن راههای نوسازی ایدهٔ سوسیالیسم در دو جهت پیش میرود: نخست در جهت رهانیدن آن از باور به قانونمندی حرکت تاریخ و پیوند زدنش به نوعی تجربهگری تاریخی و دوم در جهت ساختن سوسیالیسم به مثابه شکل دموکراتیک زندگی.
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
نوشتهٔ آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده
زمان: سهشنبه ۲۹ آبانماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
▫️ورود برای عموم آزاد است.
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
نوشتهٔ آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده
زمان: سهشنبه ۲۹ آبانماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
▫️ورود برای عموم آزاد است.
شبها وقتى صداى بوق كشتىها را در مه مىشنيدم و شهر تيره و ستارهباران را تماشا مىكردم كه بيشتر شبيه بهشتى بود كه براى عمه ماتيلده هيچ رمز و رازى نداشت، نوعى احساس دلتنگى و دلزدگى به سراغم مىآمد. اما، درعينحال، از دنياى امن و امانى كه حرفهاى عمهجان برايم تصوير مىكرد لذت مىبردم، آن شاهراه پرشكوه و سرراست كه به مرگى ختم مىشد كه جاى هراس نداشت، مرگى كه درست مثل اين زندگى، هيچچيز تصادفى و نامنتظر در آن نبود. آخر مرگ چيز هولناكى نبود. مرگ بُرش نهايى بود، قاطع و تميز، همين و بس. البته، جهنم وجود داشت اما نه براى ما، جهنم براى مجازات بقيه مردم شهر بود...
هر تصورى از چيزهاى نامنتظر، هر نوع ترس، چنان براى عمه ماتيلده بيگانه بود كه من، با اعتقاد به اينكه ترس و عشق رابطهٔ نزديكى با هم دارند، اغلب به اين فكر مىافتم كه او، دستكم در آن روزها، هيچكس را دوست نمىداشت. اما شايد اشتباه میکنم. بسا كه او، با همه خشكى و انزواطلبىاش با نوعى عشق، به برادرانش وابسته شده بود.
از کتابِ «داستانهای کوتاه امریکای لاتین»
روبرتو گونسالس اچه وریا
ترجمهٔ عبدالله کوثری
شبها وقتى صداى بوق كشتىها را در مه مىشنيدم و شهر تيره و ستارهباران را تماشا مىكردم كه بيشتر شبيه بهشتى بود كه براى عمه ماتيلده هيچ رمز و رازى نداشت، نوعى احساس دلتنگى و دلزدگى به سراغم مىآمد. اما، درعينحال، از دنياى امن و امانى كه حرفهاى عمهجان برايم تصوير مىكرد لذت مىبردم، آن شاهراه پرشكوه و سرراست كه به مرگى ختم مىشد كه جاى هراس نداشت، مرگى كه درست مثل اين زندگى، هيچچيز تصادفى و نامنتظر در آن نبود. آخر مرگ چيز هولناكى نبود. مرگ بُرش نهايى بود، قاطع و تميز، همين و بس. البته، جهنم وجود داشت اما نه براى ما، جهنم براى مجازات بقيه مردم شهر بود...
هر تصورى از چيزهاى نامنتظر، هر نوع ترس، چنان براى عمه ماتيلده بيگانه بود كه من، با اعتقاد به اينكه ترس و عشق رابطهٔ نزديكى با هم دارند، اغلب به اين فكر مىافتم كه او، دستكم در آن روزها، هيچكس را دوست نمىداشت. اما شايد اشتباه میکنم. بسا كه او، با همه خشكى و انزواطلبىاش با نوعى عشق، به برادرانش وابسته شده بود.
از کتابِ «داستانهای کوتاه امریکای لاتین»
روبرتو گونسالس اچه وریا
ترجمهٔ عبدالله کوثری
Forwarded from الفبای فردا
دارالاکرام به مناسبت روز جهانی حقوق کودک برگزار میکند:
دوراهی رقابت و همکاری در آموزش کودکان
در نظامهای آموزشی امروز، همواره این پرسش مطرح است که آیا باید دانشآموزان را به سمت رقابت سوق داد یا همکاری را در آنها تقویت کرد؟
در این نشست با حضور دکتر اسداله مرادی به واکاوی این مسئله خواهیم پرداخت که چگونه میتوان تمایل به رقابت را به سمت الگوهای سالم همکاری و کار گروهی سوق داد. برخی از پرسشهای محوری این نشست عبارتند از:
۱.چگونه میتوان انگیزه رقابت را در خدمت تقویت روحیه همکاری قرار داد؟
۲.نقش معلمان و مربیان در هدایت دانشآموزان به سمت الگوهای سالم رقابت و همکاری چیست؟
۳.تجربههای موفق جهانی در ایجاد تعادل میان رقابت و همکاری در مدارس کدامند؟
(توضیحات بیشتر در باب نشست)
زمان: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۳ - ساعت ۱۶
مکان: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
مشاهده انلاین: اینستاگرام به مهربانی
🆔️@alefbayefarda
دوراهی رقابت و همکاری در آموزش کودکان
در نظامهای آموزشی امروز، همواره این پرسش مطرح است که آیا باید دانشآموزان را به سمت رقابت سوق داد یا همکاری را در آنها تقویت کرد؟
در این نشست با حضور دکتر اسداله مرادی به واکاوی این مسئله خواهیم پرداخت که چگونه میتوان تمایل به رقابت را به سمت الگوهای سالم همکاری و کار گروهی سوق داد. برخی از پرسشهای محوری این نشست عبارتند از:
۱.چگونه میتوان انگیزه رقابت را در خدمت تقویت روحیه همکاری قرار داد؟
۲.نقش معلمان و مربیان در هدایت دانشآموزان به سمت الگوهای سالم رقابت و همکاری چیست؟
۳.تجربههای موفق جهانی در ایجاد تعادل میان رقابت و همکاری در مدارس کدامند؟
(توضیحات بیشتر در باب نشست)
زمان: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۳ - ساعت ۱۶
مکان: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
مشاهده انلاین: اینستاگرام به مهربانی
روز جهانی حقوق کودک را در حالی گرامی میداریم که هماکنون ۲۶۱ کودک منتظر همراهی شما برای حضور در کلاس های درس هستند. با مشارکت خود حافظ امید این دانشآموزان باشید: اینجا
🆔️@alefbayefarda
منتشر شد
«دور از روئی»
رمون کنو
ترجمهٔ مهسا خیراللهی
کنو دور از روئی را در اواسط دوران نویسندگیاش نوشت که دیگر از جنبش سوررئالیسم فاصله گرفته بود. دور از روئی رمان «رؤیای بیدار» است. در این رمان، احتمالات پررنگتر و قویتر از واقعیتها هستند و کنو نشان میدهد که تلاش برای تحقق این احتمالات ممکن است اضطرابی بیپایان برای انسان پدید آورد. در شروع دور از روئی تصور میکنیم که سرگذشت یک انسان را در دست گرفتهایم، ولی در ادامۀ رمان متوجه میشویم که در واقع با چندین بیوگرافی سروکار داریم.
شخصیت اصلی رمان، ژاک لومون، رؤیاپرداز است، اختراع میکند، تخیل میکند و چند زندگی گوناگون را در سر میپروراند. در کودکی به سینما میرود و خودش را جای شخصیتهای فیلمها تصور میکند و زمانی که بزرگ میشود خودش جای شخصیت فیلمها را میگیرد. در کودکی میخواهد پادشاه یا پاپ شود و در بزرگسالی بوکسور و شیمیدان و بازیگر میشود. این شخصیت در قالب نقشهای گوناگون میرود و آنها را زندگی میکند، با این حال از واقعیتها لذت نمیبرد و زندگیاش به نظر پوستهای تهی است در پی زندگی دیگری که عاقبت خودش هم دقیقاً نمیداند چه زندگیای!
منتشر شد
«دور از روئی»
رمون کنو
ترجمهٔ مهسا خیراللهی
کنو دور از روئی را در اواسط دوران نویسندگیاش نوشت که دیگر از جنبش سوررئالیسم فاصله گرفته بود. دور از روئی رمان «رؤیای بیدار» است. در این رمان، احتمالات پررنگتر و قویتر از واقعیتها هستند و کنو نشان میدهد که تلاش برای تحقق این احتمالات ممکن است اضطرابی بیپایان برای انسان پدید آورد. در شروع دور از روئی تصور میکنیم که سرگذشت یک انسان را در دست گرفتهایم، ولی در ادامۀ رمان متوجه میشویم که در واقع با چندین بیوگرافی سروکار داریم.
شخصیت اصلی رمان، ژاک لومون، رؤیاپرداز است، اختراع میکند، تخیل میکند و چند زندگی گوناگون را در سر میپروراند. در کودکی به سینما میرود و خودش را جای شخصیتهای فیلمها تصور میکند و زمانی که بزرگ میشود خودش جای شخصیت فیلمها را میگیرد. در کودکی میخواهد پادشاه یا پاپ شود و در بزرگسالی بوکسور و شیمیدان و بازیگر میشود. این شخصیت در قالب نقشهای گوناگون میرود و آنها را زندگی میکند، با این حال از واقعیتها لذت نمیبرد و زندگیاش به نظر پوستهای تهی است در پی زندگی دیگری که عاقبت خودش هم دقیقاً نمیداند چه زندگیای!
از دل وضعيت استثنايى واقعى كه در آن بهسر مىبريم، بازگشت به وضعيت قانون محال است، چون حالا ديگر خود مفاهيم «دولت» و «قانون» مسئلهاند. اما اگر متوقفكردن اين ماشين و نشاندادن فرض حقوقى مركزىاش امكانپذير است، ازآنروست كه بين خشونت و قانون، بين زندگى و هنجار هيچ پيوند يا مفصل واقعى وجود ندارد. افزون بر جريانى كه مىكوشد اين دو قطب را به هر قيمتى متصل به هم نگاه دارد، جريان مقابلى هست كه در قانون و زندگى، در جهت عكس كار مىكند و همواره سعى دارد چيزهايى را كه بهطور مصنوعى و خشونتبار به هم متصل شدهاند از هم جدا كند. در ميدان تنش فرهنگ ما، دو نيروى معارض جريان دارند: نيرويى كه وضع و تأسيس مىكند و نيرويى كه خلع مىكند و ناكار مىسازد. وضعيت استثنايى، هم نقطهٔ تنش حداكثرى اين دو نيرو است هم ــ وقتى بر قاعده منطبق مىشود ــ آن چيزى است كه امروزه تهديد میكند اين دو نيرو از هم تميزناپذير و غيرقابل تشخيص شوند. زيستن در وضعيت استثنايى بهمعنى تجربهٔ توأمان هر دوى اين امكانهاست.
از کتابِ «وضعیت استثنایی»
جورجو آگامبن
ترجمهٔ پویا ایمانی
از دل وضعيت استثنايى واقعى كه در آن بهسر مىبريم، بازگشت به وضعيت قانون محال است، چون حالا ديگر خود مفاهيم «دولت» و «قانون» مسئلهاند. اما اگر متوقفكردن اين ماشين و نشاندادن فرض حقوقى مركزىاش امكانپذير است، ازآنروست كه بين خشونت و قانون، بين زندگى و هنجار هيچ پيوند يا مفصل واقعى وجود ندارد. افزون بر جريانى كه مىكوشد اين دو قطب را به هر قيمتى متصل به هم نگاه دارد، جريان مقابلى هست كه در قانون و زندگى، در جهت عكس كار مىكند و همواره سعى دارد چيزهايى را كه بهطور مصنوعى و خشونتبار به هم متصل شدهاند از هم جدا كند. در ميدان تنش فرهنگ ما، دو نيروى معارض جريان دارند: نيرويى كه وضع و تأسيس مىكند و نيرويى كه خلع مىكند و ناكار مىسازد. وضعيت استثنايى، هم نقطهٔ تنش حداكثرى اين دو نيرو است هم ــ وقتى بر قاعده منطبق مىشود ــ آن چيزى است كه امروزه تهديد میكند اين دو نيرو از هم تميزناپذير و غيرقابل تشخيص شوند. زيستن در وضعيت استثنايى بهمعنى تجربهٔ توأمان هر دوى اين امكانهاست.
از کتابِ «وضعیت استثنایی»
جورجو آگامبن
ترجمهٔ پویا ایمانی
Audio
فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
نوشتهٔ آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده
نوشتهٔ آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده
افلاطون میپرسد: عادل بودن یا عادلانه زیستنِ انسان به چه معناست؟ پرسش دیگر این است: آیا حیات مبتنی بر عدالت حیاتی مطلوب است، یا، برعکس، ناعادل بودن به بهبود زندگی ما کمک بیشتری میکند؟ منظر دوم سیاسی است. کدام تمهیدات قانونی برای برقراری عدالت در کشور ضروری است؟ چگونه میتوان به تأسیس و حفظ نظام حکومتی مبتنی بر عدالت دست زد؟ و چگونه و چرا بعضی جوامع از دستیابی به عدالت بازمیمانند؟
در اندیشهی افلاطون حوزهها و مسائل درهمتنیدهاند. از این روست که معرفتشناسی او بدون فلسفهی سیاسیاش و فلسفهی سیاسیاش بدون فلسفهی اخلاقش قابل درک نیست. کتاب جمهوری بهترین نمود این درهمتنیدگی سیاست و معرفت نزد افلاطون است. کتاب حاضر به خواننده کمک میکند گامبهگام پیش رود و پیوند مستحکم معرفتشناسی افلاطون با دغدغههای سیاسیاش برای ساختن شهری بهتر، عادلانهتر و باثباتتر را بهروشنی دریابد. جمهوری مهمترین و مفصلترین اثری است که افلاطون در آن این آرمان سیاسی را با گوشهچشمی به آیرونی سقراطی پی میگیرد و جامعهی آتن را آماج نقدهای تندوتیز خود قرار میدهد.
از کتابِ راهنمای خواننده؛ جمهوری افلاطون
لوک پرسهاوس
افلاطون میپرسد: عادل بودن یا عادلانه زیستنِ انسان به چه معناست؟ پرسش دیگر این است: آیا حیات مبتنی بر عدالت حیاتی مطلوب است، یا، برعکس، ناعادل بودن به بهبود زندگی ما کمک بیشتری میکند؟ منظر دوم سیاسی است. کدام تمهیدات قانونی برای برقراری عدالت در کشور ضروری است؟ چگونه میتوان به تأسیس و حفظ نظام حکومتی مبتنی بر عدالت دست زد؟ و چگونه و چرا بعضی جوامع از دستیابی به عدالت بازمیمانند؟
در اندیشهی افلاطون حوزهها و مسائل درهمتنیدهاند. از این روست که معرفتشناسی او بدون فلسفهی سیاسیاش و فلسفهی سیاسیاش بدون فلسفهی اخلاقش قابل درک نیست. کتاب جمهوری بهترین نمود این درهمتنیدگی سیاست و معرفت نزد افلاطون است. کتاب حاضر به خواننده کمک میکند گامبهگام پیش رود و پیوند مستحکم معرفتشناسی افلاطون با دغدغههای سیاسیاش برای ساختن شهری بهتر، عادلانهتر و باثباتتر را بهروشنی دریابد. جمهوری مهمترین و مفصلترین اثری است که افلاطون در آن این آرمان سیاسی را با گوشهچشمی به آیرونی سقراطی پی میگیرد و جامعهی آتن را آماج نقدهای تندوتیز خود قرار میدهد.
از کتابِ راهنمای خواننده؛ جمهوری افلاطون
لوک پرسهاوس
اگر من میتوانم دست راستم را با دست چپم لمس کنم در همان حال که دست راستم دارد عینی را لمس میکند، دست راستی که عین است دست راستی نیست که دارد لمس میکند: اولی همتافتهای از استخوانها، عضلات، و گوشت است که در نقطهای از فضا متراکم شدهاند؛ دومی مثل موشکی فضا را درمینوردد تا عین خارجی را در جایش آشکار کند. بنابراین، بدن من تا جایی که جهان را میبیند یا لمس میکند، نه قابل دیدن است نه قابل لمس. آنچه نمیگذارد که بدن من هرگز عین باشد یا هرگز «کاملاً تقویمشده» باشد این است که بدن من آن چیزی است که اعیان به واسطۀ آن وجود دارند. بدن من تا جایی که آن چیزی است که میبیند و لمس میکند نه دیدارپذیر است نه لمسپذیر. پس بدنْ عینی در میان اعیان بیرونی نیست که صرفاً این خصوصیتِ همواره بودن را از خود ظاهر سازد. اگر دوام دارد، این دوام از نوعی است مطلق که به صورت بنیادِ دوامِ نسبیِ اعیانِ در معرض افول، اعیان حقیقی، عمل میکند. حضور و غیاب اعیان بیرونی تنها نوساناتی در درون میدان سرآغازینی از حضور، در درون پهنهای ادراکیاند که بدن من بر آنها قدرت دارد.
از کتابِ «پدیدارشناسی ادراک»
موریس مرلوپونتی
ترجمهٔ مسعود علیا
اگر من میتوانم دست راستم را با دست چپم لمس کنم در همان حال که دست راستم دارد عینی را لمس میکند، دست راستی که عین است دست راستی نیست که دارد لمس میکند: اولی همتافتهای از استخوانها، عضلات، و گوشت است که در نقطهای از فضا متراکم شدهاند؛ دومی مثل موشکی فضا را درمینوردد تا عین خارجی را در جایش آشکار کند. بنابراین، بدن من تا جایی که جهان را میبیند یا لمس میکند، نه قابل دیدن است نه قابل لمس. آنچه نمیگذارد که بدن من هرگز عین باشد یا هرگز «کاملاً تقویمشده» باشد این است که بدن من آن چیزی است که اعیان به واسطۀ آن وجود دارند. بدن من تا جایی که آن چیزی است که میبیند و لمس میکند نه دیدارپذیر است نه لمسپذیر. پس بدنْ عینی در میان اعیان بیرونی نیست که صرفاً این خصوصیتِ همواره بودن را از خود ظاهر سازد. اگر دوام دارد، این دوام از نوعی است مطلق که به صورت بنیادِ دوامِ نسبیِ اعیانِ در معرض افول، اعیان حقیقی، عمل میکند. حضور و غیاب اعیان بیرونی تنها نوساناتی در درون میدان سرآغازینی از حضور، در درون پهنهای ادراکیاند که بدن من بر آنها قدرت دارد.
از کتابِ «پدیدارشناسی ادراک»
موریس مرلوپونتی
ترجمهٔ مسعود علیا
دكارت نخست شهادت حواس را ردّ مىكند: «دريافتهام كه حواس گهگاه فريبنده است و دورانديشى حكم مىكند كه بر كسانى كه حتى يک بار فريبمان دادهاند، يكسره اعتماد نكنيم». اما دامنهٔ اين شک محدود است: چهبسا، حواس دربارهٔ چيزهاى ريز يا دور، فريبكار باشند؛ اما پارهاى احكام حسبنياد، مانند «اين تكهكاغذ را در دست دارم» يا «كنار آتش نشستهام»، هست كه بهنظر مىرسد شک در آنها ديوانگى است. اما اينک، شک تازهاى مطرح مىشود: «چگونه مىشود كه گاهى شبها در خواب وقتى بدون لباس در بستر دراز كشيدهام، از [وقوع] همين حوادث آشنا - كه من اينجا با لباس منزل، كنار آتش نشستهام - مطمئن هستم»؛ اگر اين احتمال وجود دارد كه من الان دارم خواب مىبينم؛ پس مىتوان در احكام بهظاهر روشنى، مانند اينكه «الان كنار آتش نشستهام» نيز ترديد روا داشت. اما از قرار معلوم، خوابها مركّب از عناصرى هستند كه در اصل، در زندگى واقعى ريشه دارند، همانگونه كه تصاوير تخيّلى، برساخته از عناصر مبتنى بر واقعيّت است.
از کتابِ «دکارت»
جان کاتنیگم
ترجمهٔ سیدمصطفی شهرآیینی
دكارت نخست شهادت حواس را ردّ مىكند: «دريافتهام كه حواس گهگاه فريبنده است و دورانديشى حكم مىكند كه بر كسانى كه حتى يک بار فريبمان دادهاند، يكسره اعتماد نكنيم». اما دامنهٔ اين شک محدود است: چهبسا، حواس دربارهٔ چيزهاى ريز يا دور، فريبكار باشند؛ اما پارهاى احكام حسبنياد، مانند «اين تكهكاغذ را در دست دارم» يا «كنار آتش نشستهام»، هست كه بهنظر مىرسد شک در آنها ديوانگى است. اما اينک، شک تازهاى مطرح مىشود: «چگونه مىشود كه گاهى شبها در خواب وقتى بدون لباس در بستر دراز كشيدهام، از [وقوع] همين حوادث آشنا - كه من اينجا با لباس منزل، كنار آتش نشستهام - مطمئن هستم»؛ اگر اين احتمال وجود دارد كه من الان دارم خواب مىبينم؛ پس مىتوان در احكام بهظاهر روشنى، مانند اينكه «الان كنار آتش نشستهام» نيز ترديد روا داشت. اما از قرار معلوم، خوابها مركّب از عناصرى هستند كه در اصل، در زندگى واقعى ريشه دارند، همانگونه كه تصاوير تخيّلى، برساخته از عناصر مبتنى بر واقعيّت است.
از کتابِ «دکارت»
جان کاتنیگم
ترجمهٔ سیدمصطفی شهرآیینی
منتشر شد
«شبحی در حال تسخیر ادبیات»
خوانندگان رمان متحد نشوید
محمد راغب
رمانى كه قهرمانش مسئلهدار است در ميانه ايدئولوژى و اتوپيا معلق مىماند و، در واقع، تركيبى است از عامليت فردى نويسنده و ساختار اجتماعى جهان. اين ساختار اجتماعى جلوهاى متنى دارد اما در تركيب با فرديت مجال بروز مىيابد. حركت و ديدگاه راوى و شخصيت در پىرنگ، همراه با چشمانداز انواع نويسندگان و خوانندگان در گسترهٔ ايدئولوژى (همراستا با وضع موجود) و اتوپيا (ناهمراستا با وضع موجود)، قالب رمانى را برمىسازد.
خوانش دو رمان چشمهايش و دختر رعيت، كه هر دو در يك سال و به دست نويسندگانى با ديدگاههاى سياسى نسبتاً مشابه نوشته شدهاند، آزمونى براى نظرورزى دربارۀ شكل رمان است و بدين منظور درونمايههاى اجتماعى، سياسى، فرهنگى و اقتصادى آنها در قالبهاى متكثرى از روايتشناسى، جامعهشناسى و شكل خاصى از نظریهٔ دريافت مطالعه مىشود.
▫️ بخشی از کتاب
منتشر شد
«شبحی در حال تسخیر ادبیات»
خوانندگان رمان متحد نشوید
محمد راغب
رمانى كه قهرمانش مسئلهدار است در ميانه ايدئولوژى و اتوپيا معلق مىماند و، در واقع، تركيبى است از عامليت فردى نويسنده و ساختار اجتماعى جهان. اين ساختار اجتماعى جلوهاى متنى دارد اما در تركيب با فرديت مجال بروز مىيابد. حركت و ديدگاه راوى و شخصيت در پىرنگ، همراه با چشمانداز انواع نويسندگان و خوانندگان در گسترهٔ ايدئولوژى (همراستا با وضع موجود) و اتوپيا (ناهمراستا با وضع موجود)، قالب رمانى را برمىسازد.
خوانش دو رمان چشمهايش و دختر رعيت، كه هر دو در يك سال و به دست نويسندگانى با ديدگاههاى سياسى نسبتاً مشابه نوشته شدهاند، آزمونى براى نظرورزى دربارۀ شكل رمان است و بدين منظور درونمايههاى اجتماعى، سياسى، فرهنگى و اقتصادى آنها در قالبهاى متكثرى از روايتشناسى، جامعهشناسى و شكل خاصى از نظریهٔ دريافت مطالعه مىشود.
▫️ بخشی از کتاب
چاپ پنجم منتشر شد
صدر اسلام و زایش سرمایهداری
بندیکت کهلر
ترجمهٔ جعفر خیرخواهان و محمد ماشینچیان
نویسندهی کتاب، بندیکت کُهلر، در آخرین اثر خود ثابت میکند عناصر اصلی سرمایهداری مدرن که ابتدا در ونیز ظاهر شد درواقع از نهادها و رویّههای کسبوکار اسلامی اقتباس شدهاند. ازجمله نوآوریهای مهم مسلمانان: ایجاد نهادهای شرکت و وقف، ابداع فنون مدیریت تجاری، ریاضیات بازرگانی و اصلاحات پولی است. به ادعای نویسنده، اسلام تنها دینی است که بنیانگذارش کارآفرین بود و احترام به قراردادها در این دین یک واجب دینی و وظیفهی مدنی شمرده میشد. مکه نهفقط مکانی مقدس، بلکه مرکزی بسیار مهم برای تجارت بود و تجربهی پیامبر در تجارت، نقشی مهم در ادارهی موفق شهر مدینه و مذاکره و جنگ با دشمنان داشت. نویسنده با اتکا به منابع گسترده و با بیانی جذاب، خواننده را از مکه به مدینه، دمشق، بیتالمقدس، بغداد، قاهره و سایر شهرهای اسلامی میبَرد و با شیوههای مدیریتی حاکمان آن بلاد آشنا میکند و سیر تحول نهادهای اسلامی و علل پیشرفت و سپس افول تمدن اسلامی را با توجه به انگیزههای اقتصادی تحلیل میکند.
چاپ پنجم منتشر شد
صدر اسلام و زایش سرمایهداری
بندیکت کهلر
ترجمهٔ جعفر خیرخواهان و محمد ماشینچیان
نویسندهی کتاب، بندیکت کُهلر، در آخرین اثر خود ثابت میکند عناصر اصلی سرمایهداری مدرن که ابتدا در ونیز ظاهر شد درواقع از نهادها و رویّههای کسبوکار اسلامی اقتباس شدهاند. ازجمله نوآوریهای مهم مسلمانان: ایجاد نهادهای شرکت و وقف، ابداع فنون مدیریت تجاری، ریاضیات بازرگانی و اصلاحات پولی است. به ادعای نویسنده، اسلام تنها دینی است که بنیانگذارش کارآفرین بود و احترام به قراردادها در این دین یک واجب دینی و وظیفهی مدنی شمرده میشد. مکه نهفقط مکانی مقدس، بلکه مرکزی بسیار مهم برای تجارت بود و تجربهی پیامبر در تجارت، نقشی مهم در ادارهی موفق شهر مدینه و مذاکره و جنگ با دشمنان داشت. نویسنده با اتکا به منابع گسترده و با بیانی جذاب، خواننده را از مکه به مدینه، دمشق، بیتالمقدس، بغداد، قاهره و سایر شهرهای اسلامی میبَرد و با شیوههای مدیریتی حاکمان آن بلاد آشنا میکند و سیر تحول نهادهای اسلامی و علل پیشرفت و سپس افول تمدن اسلامی را با توجه به انگیزههای اقتصادی تحلیل میکند.
❤1
منتشر شد
«آزادی و سرکوب»
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آزادى مىتواند معنايى غير از امكان تحصيل بدونِ سعىِ لذايذ داشته باشد. فهمى بسيار متفاوت، و شجاعانه، از آزادى وجود دارد كه خرد عام بر آن صحه مىگذارد. آزادى راستين را نمىتوان رابطهاى ميان ميل و ارضاى ميل دانست، آزادى رابطهاى ميان انديشه و عمل است؛ انسانِ مطلقاً آزاد كسى است كه هر عمل او از قضاوتى ابتدايى دربارهٔ هدفى كه براى خود برگزيده و نيز دربارهٔ زنجيرهٔ وسايل مناسب براى رسيدن به آن هدف نشئت مىگيرد. مهم نيست كه اين اَعمال آسان باشند يا دردناك يا حتى با موفقيت همراه باشند؛ گرچه درد و شكست موجب ناخشنودى انسان مىشوند، مادام كه انسان خود ترتيبدهندهٔ اَعمال خويش باشد، درد يا شكست نمىتوانند موجب تحقير او شوند. و ترتيب دادنِ اَعمال خويش بههيچوجه به معناى عمل دلبخواه نيست؛ اَعمال دلبخواه ابداً ناشى از قضاوت نيستند و اين اعمال را نمىتوان در معناى صحيح كلمه آزاد ناميد. هر قضاوت به مجموعهاى از شرايط عينى و نتيجتاً به شبكهاى از ضرورتهاى گوناگون وابسته است...
منتشر شد
«آزادی و سرکوب»
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آزادى مىتواند معنايى غير از امكان تحصيل بدونِ سعىِ لذايذ داشته باشد. فهمى بسيار متفاوت، و شجاعانه، از آزادى وجود دارد كه خرد عام بر آن صحه مىگذارد. آزادى راستين را نمىتوان رابطهاى ميان ميل و ارضاى ميل دانست، آزادى رابطهاى ميان انديشه و عمل است؛ انسانِ مطلقاً آزاد كسى است كه هر عمل او از قضاوتى ابتدايى دربارهٔ هدفى كه براى خود برگزيده و نيز دربارهٔ زنجيرهٔ وسايل مناسب براى رسيدن به آن هدف نشئت مىگيرد. مهم نيست كه اين اَعمال آسان باشند يا دردناك يا حتى با موفقيت همراه باشند؛ گرچه درد و شكست موجب ناخشنودى انسان مىشوند، مادام كه انسان خود ترتيبدهندهٔ اَعمال خويش باشد، درد يا شكست نمىتوانند موجب تحقير او شوند. و ترتيب دادنِ اَعمال خويش بههيچوجه به معناى عمل دلبخواه نيست؛ اَعمال دلبخواه ابداً ناشى از قضاوت نيستند و اين اعمال را نمىتوان در معناى صحيح كلمه آزاد ناميد. هر قضاوت به مجموعهاى از شرايط عينى و نتيجتاً به شبكهاى از ضرورتهاى گوناگون وابسته است...
آیا رهایی میتواند بنیادی باشد: آیا آزادیِ بنیادی وجود دارد. رهایی در صورتي بنیادی است که به پشتِ سوبژکتیویتهاي بازگردد که تبارشناسیِ یونانی ــ تبارشناسیِ مغربزمین ــ آزادی را در پرتوِ آن تعریف میکند. بنابراین، رهاییِ بنیادیْ رهاییِ رهایی است. زیرا رهاییِ بنیادیْ رهایی از رهاییاي است که سوبژکتیویته پدیدش میآورد ــ رهایی از رهاییِ یونانی یا غربی. رهاییِ بنیادیْ رهاییِ آزادی از سوبژکتیوشدن است. آزادی، اِلِئوثریا ــ برنامۀ رهاییِ بنیادی همین است ــ باید به معنیِ چیزي باشد بهکل غیر از آنچه تا به اینجا دیدیم. شخصیتي در اِلِئوثریای بکت، ویکتور، این مطلب را اینگونه بیان میکند: «اول، زندانیِ دیگران بودم. بعد، خودم را از آنها جدا کردم. سپس زندانیِ خودم بودم. این از آن هم بدتر بود. بعد، خودم را از خودم جدا کردم.» راندنِ رهایی به ورای آزادیِ یونانی ــ ـِ عملی، سوبژکتیو، غربی ــ به معنیِ رهایی بخشیدنِ خویش از سوژه بودن است.
از کتابِ نظریهٔ رهایی
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی
آیا رهایی میتواند بنیادی باشد: آیا آزادیِ بنیادی وجود دارد. رهایی در صورتي بنیادی است که به پشتِ سوبژکتیویتهاي بازگردد که تبارشناسیِ یونانی ــ تبارشناسیِ مغربزمین ــ آزادی را در پرتوِ آن تعریف میکند. بنابراین، رهاییِ بنیادیْ رهاییِ رهایی است. زیرا رهاییِ بنیادیْ رهایی از رهاییاي است که سوبژکتیویته پدیدش میآورد ــ رهایی از رهاییِ یونانی یا غربی. رهاییِ بنیادیْ رهاییِ آزادی از سوبژکتیوشدن است. آزادی، اِلِئوثریا ــ برنامۀ رهاییِ بنیادی همین است ــ باید به معنیِ چیزي باشد بهکل غیر از آنچه تا به اینجا دیدیم. شخصیتي در اِلِئوثریای بکت، ویکتور، این مطلب را اینگونه بیان میکند: «اول، زندانیِ دیگران بودم. بعد، خودم را از آنها جدا کردم. سپس زندانیِ خودم بودم. این از آن هم بدتر بود. بعد، خودم را از خودم جدا کردم.» راندنِ رهایی به ورای آزادیِ یونانی ــ ـِ عملی، سوبژکتیو، غربی ــ به معنیِ رهایی بخشیدنِ خویش از سوژه بودن است.
از کتابِ نظریهٔ رهایی
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی