نشر نی
10.4K subscribers
6.19K photos
251 videos
479 files
3.62K links
www.nashreney.com :وب‌سایت

اینستاگرام: Instagram.com/nashreney

تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com
Download Telegram

‌پاسخ ستیزه‌جویانهٔ پاز به آخرین سؤال پونیاتوفسکا، دربارهٔ رابطهٔ نویسنده و جامعه، از نظر بلاغت سیاسی جالب‌توجه است:
نویسنده، اگر واقعاً نویسنده باشد، هیچ تعهدی ندارد... که بخواهد وضع کشورش را مستقیماً بهتر کند. همهٔ ما تعهدات اجتماعی داریم، اما نویسنده تعهد دیگری هم دارد: گفتن حقیقت (آن‌طور که می‌بیند)، حتی اگر شرم‌آور یا ناپسند به نظر برسد. اتفاقاً باید بر اینکه مقبول و محبوب نیستیم تأکید کنیم. مثلاً جرئت کنیم و تن بورژوازی مکزیک را تکانی بدهیم. کل این بورژوازی بر مسند خود نشسته: بانوان محافل بالا که بر تخت عزت و عفت‌شان تکیه زده‌اند، و سیاست‌مدارانی که بر قدرت‌شان، بانکدارها و پول‌شان، و رهبرانی که غرق دروغ‌اند. در اصل، همه‌شان بر فقر مردم تکیه زده‌اند.
این خشم پاز از «بورژوازی درنده‌خو» در قوی‌ترین شعری که در سال‌های اولیهٔ بازگشتش به مکزیک سرود، «سبوی شکسته»، نیز مشهود است:
زنجره نمی‌خوانْد
بوی غریب آهک و بذر سوخته در هوا،
کوچه‌های ده جوی‌هایی خشکیده
خُرد و هزار تکه می‌شد هوا اگر کسی فریاد می‌زد:
«کسی زنده‌ست؟»

از کتابِ اکتاویو پاز، نیک کیستر، ترجمهٔ لیلا مینایی

‌کسی باید سررسد
که بی‌باکانه هرچه هست بر زبان راند، که بگوید
این بیداد است و ستم، این بی‌عدالتی‌ای است سترگ،
جنایتی مخوف در حق شما شده،
و آن‌که خود را پادشاه شما می‌خواند،
دزدی بیش نیست، قاتل است و شهوت‌ران.
اگر هست کسی بین‌تان که ذره‌ای بویی از رادمردی برده،
چرا به این خواری و خفت تن می‌دهید و تحمل می‌کنید،
چرا شمشیر برنمی‌کشید و از حق خود دفاع نمی‌کنید؟
آیا شرم اخته‌تان کرده که به بردگی رضا داده‌اید؟
آیا بردگانی هستید که جان‌شان را به شرافت‌شان ترجیح داده‌اند؟

از مجموعه داستان حکایات من‌درآوردی؛ کارل چاپک؛ ترجمهٔ اسد ناصحی

خوانش‌های گوناگونی از حکایات من‌درآوردی می‌توان داشت: می‌توان آن را مَثَل یا حکایت یا استفادهٔ خلاقانه و مبتکرانهٔ چاپک از این شگردهای ادبی به‌منظور برانگیختن سؤالات اخلاقی و اشاره به مسائل اجتماعی و سیاسی پنداشت. در بسیاری از این حکایات، چاپک پیش‌انگاشت‌های «تردیدناپذیر» ما را دربارهٔ شخصیت‌ها و وقایع تاریخی به بازی می‌گیرد و زیروزبر می‌سازد.

‌چاپ چهاردهم منتشر شد
«داستان‌های کوتاه امریکای لاتین»
روبرتو گونسالس اچه وریا
ترجمهٔ عبدالله کوثری

دنیای گسترده و حیرت‌آور ادبیات امریکای لاتین تنها به رمان‌هایی که تاکنون خوانده‌ایم و خواهیم خواند محدود نمی‌شود. در این منطقه از جهان داستان کوتاه از دیرباز جایگاهی والا و قابل قیاس با رمان داشته است. آنچه در این مجموعه آمده است، کیفیت استثنایی این داستان‌ها را آشکار می‌کند و دریچه‌ی دیگری است بر دنیایی که هنوز برای مبهوت کردن ما شگفتی‌ها در آستین دارد.
این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه از نویسندگان امریکای لاتین است که توسط روبرتو گونسالس اچه‌وریا، استاد ادبیات امریکای لاتین و ادبیات تطبیقی دانشگاه ییل برای دانشگاه آکسفورد گردآوری شده است. کتاب سیر تحول داستان کوتاه امریکای لاتین را از دوره‌ی استعمار تا دوران معاصر بر خواننده روشن می‌کند و هر داستان نماینده‌ی خوبی برای هر دوره است.

بشر (یا دازاین) موجود خاصی است که باید نسبت به خود آگاه باشد، در برابر خویش مسئول باشد و به خودش تبدیل بشود. او موجودی است که همواره در رابطه‌ای جدلی با نبودن و مرگ است. و نه‌تنها می‌داند زمانی فرا می‌رسد که نخواهد بود، بلکه می‌تواند با انتخاب‌های خویش باشندگی‌اش را به کناری افکند و از دست بدهد. «بودن و نبودن» ــ «و» در عنوان فرعی این بخش اشتباه چاپی نیست ــ چیزی نیست که فرد یک بار برای همیشه و در لحظه‌ای که به خودکشی فکر می‌کند انتخاب کند. می‌شود گفت انتخابی است که فرد در هر لحظه می‌کند. پاسکال با زیبایی بی‌مانندی این جدل بنیادین موجود در آگاهی انسان از باشندگی‌اش را به تصویر می‌کشد:
بشر ساقه‌ای بیش نیست، نحیف‌ترین ساقه در طبیعت، ولی او ساقه‌ای اندیشمند است. لازم نیست همۀ گیتی برای نابودکردنش مجهز شود: کمی بخار، یک قطره آب برای کشتنش کافی است. ولی بشر از هر آن‌چه او را بکشد اصیل‌تر است، فرقی نمی‌کند گیتی از کجا او را در هم بکوبد، زیرا او می‌داند که می‌میرد و بر برتری گیتی بر خود واقف است؛ ولی گیتی از این‌همه هیچ نمی‌داند.

از کتابِ «هستی»
رولو می، ارنست انجل، هانری ف. النبرگر
ترجمۀ سپیده حبیب

‌هیچ‌کس حق ندارد بگوید که «برای من شورش کنید مترادف است با آزادسازی نهایی تمام انسان‌ها». اما با این گفته نیز موافق نیستم که «قیام‌کردن برای‌تان بی‌فایده است [زیرا] همواره همان خواهد بود». به کسی که جانش را در برابر قدرتی به خطر می‌اندازد نمی‌توان حکم کرد. آیا شورش‌کردن موجه است یا ناموجه؟ این پرسش را باز بگذاریم. این‌که قیام می‌شود یک واقعیت است؛ و ازهمین‌رو است که سوژه‌مندی (نه سوژه‌مندی آدم‌های بزرگ بلکه سوژه‌مندیِ هر کسی) وارد تاریخ می‌شود و نَفَسش را به تاریخ می‌دمد. یک بزهکار جانش را در قبال مجازات‌های مفرط به‌خطر می‌اندازد؛ یک دیوانه نیز دیگر نمی‌تواند حبس و محرومیت و تحقیرشدن را تاب آورد؛ یک ملت رژیمی را که ظلم و ستم می‌کند نمی‌پذیرد. این امر نه بزهکار را بی‌گناه می‌کند، نه دیوانه را مداوا و نه آینده‌ای موعود را برای ملت تضمین می‌کند. وانگهی هیچ‌کس ملزم نیست از آنان حمایت کند و با آنان همبستگی داشته باشد. هیچ‌کس ملزم نیست این صداهای درهم‌وبرهم را آواهایی بهتر از سایر صداها بیابد و آن‌ها را بیانگر کُنهِ حقیقت بداند.

از کتابِ «آیا قیام کردن بی‌فایده است؟»
میشل فوکو
ترجمهٔ نیکو سرخوش و افشین جهاندیده

وفای به عهد در بازگردان عهدین

گزارش روزنامهٔ هم‌میهن نوشتهٔ فرزاد نعمتی از جلسهٔ کتاب مقدس؛ به‌مناسبت پایان ترجمهٔ کتاب مقدس به‌قلم پیروز سیار

https://shorturl.at/HHoEh

‌جايگاه عقيده دور از علم و نزديک به جهل است، بيشتر بيانگر احساس و باورى كم يا بيش قوى است تا شناخت. واسطه‌اى بين حقيقت و خطاست و از ديد افلاطون بيشتر به اين دومى نزديك است. افلاطون مى‌گويد كه عقيده، مربوط به هستى يا ماهيت آن نيست بلكه راجع به صورتى از آنست كه بر ما نمايان مى‌شود. ما در برابر ظاهر آن، با عقيده‌اى غيرواضح و نامتيقن، و طبيعتاً ثانوى، واكنش نشان مى‌دهيم.
از آن جا كه عقيده‌ها در كليهٔ امور انسان دخيل‌اند، پس جا دارد تعريفى از انسان را كه يكبار براى هميشه، به‌عنوان اصل متعارف برگزيديم، يادآور شويم: انسان موجود زنده‌اى است با توانِ عقل و آزادى. منظور من از اين تعريف آنست كه انسان‌ها به‌طور مسلم و طبيعى، آزاد و عاقل يا منطقى‌اند، اما ممكن است عقل يا آزادى خود را بد يا خوب به‌كار برند. و اين در واقع توجه داشتن به همان ناكاملىِ انسان است و كامل نبودن انسان عمدتاً ناشى از همان آزادى اوست كه عقل خود را به وسيلهٔ آن به‌كار مى‌اندازد. آيا آزادى آن‌گونه كه منشأ نيكى است، منشأ بدى هم نيست؟ اين مربوط به شخصيت هر انسان و اعمال و آثار او مى‌شود.

از کتابِ «حقیقت‌ها و آزادی»
رمون پولن
ترجمهٔ عباس باقری

🔸 ‌فروش ویژه 🔸
برای کتاب‌های آسیب‌دیده
در کتابفروشی نشر نی (فقط کتاب‌های نشر نی)

▫️پنجشنبه و جمعه، ۲۴ و ۲۵ آبان‌ماه
ساعت ۱۰ صبح تا ۶ عصر
۵۰ درصد تخفیف


نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول

‌چاپ سیزدهم منتشر شد
«مفاهیم نقد فیلم»
تحلیل نئوفرمالیستی و مقالات دیگر
مجید اسلامی

«مفاهیم نقد فیلم» نام صفحاتی بود در ماهنامه‌ی فیلم که به مقوله‌ی «نئوفرمالیسم» در سینما می‌پرداخت و توسط نگارنده اداره می‌شد. کتاب حاضر (با همان نام) تشکیل شده از دو کتاب. کتاب اول اساساً به «نئوفرالیسم» ربط پیدا می‌کند که بخش اول آن تئوری‌ست (متشکل از مقدمه‌ی مفصل کتاب شکستن حفاظ شیشه‌ای کریستین تامپسن و بخش‌هایی از کتاب هنر فیلم نوشته‌ی دیوید بوردول / کریستین تامپسن درباره‌ی فرم و اصول فرم روایی در سینما) و بخش دوم آن شامل نقدهایی نمونه‌ای‌ست از کتاب هنر فیلم و شکستن حفاظ شیشه‌ای مربوط به چند فیلم شاخص و آشنا. بخش سوم شامل نقد‌هایی تألیفی‌ست که نگارنده در طی سال‌های دهه‌ی ۱۳۷۰ به‌شیوه‌ی نئوفرمالیست‌ها نوشته. فیلم‌هایی که در کل کتاب به آن‌ها پرداخته می‌شود دارای تنوع خاصی‌ست: از نمونه‌های کلاسیکی چون دلیجان، همشهری کین و قیصر تا فیلم‌های متفاوتی چون خانه‌ی دوست کجاست؟ و گوست داگ و چشمان باز بسته.
کتاب دوم، مستقل از مفهوم نئوفرمالیسم، شامل مقالاتی تألیفی و ترجمه است درباره‌ی چند فیلم و سینماگر برجسته.

‌همزمان با هفتهٔ کتاب و کتابخوانی
۲۴ تا ۳۰ آبان‌ماه


۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری در کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی به‌همراه پست رایگان


(فقط کتاب‌های نشر نی)

نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ۹ صبح تا ۶ عصر

سایت نشر نی: www.nashreney.com

‌در دفترچه‌های یادداشتش از هر قلم جنسی پیدا می‌شود، از متن رسمی گرفته تا حرف خودمانی؛ از تفکرات شخصی یا یادداشت‌هایی برای کلاس. مثلاً این‌جا چند مدخل پشت سر هم:
...
ــ طبیعتاً من زن باب روز نیستم. هرگز نه دنبال مد روز بوده‌ام و نه مطابق مد عمل کرده‌ام. آنچه جسته‌ام استمرار است.
ــ می‌گویند اُه، او هیچ‌وقت ازدواج نکرد؛ چگونه می‌توان زندگی انسانی را این‌گونه تقلیل داد و در قالب این کلمات ریخت.
...
ــ پیش‌تر وقتی رابطهٔ عاشقانه‌ای به اتمام می‌رسید تقصیر همیشه به گردن زن بود. اگر مرد می‌گذاشت و می‌رفت زن عرضهٔ نگه داشتنش را نداشت؛ اگر زن می‌گذاشت و می‌رفت، یا ناسازگار بود یا بوالهوس یا کم‌تحمل. حال آن که در واقع احتمالاً زن خسته و ملول شده بود.

ــ دانشجویی، یک زن، رسماً گفت مادام بوواری را دوست ندارد، «چون اِما مادر بدی بود». چه چیزها که آدم نمی‌شنود.

از رمانِ «الیزابت فینچ»
جولین بارنز
ترجمهٔ محمدرضا ترک‌تتاری

‌همزمان با هفتهٔ کتاب و کتابخوانی
۲۴ تا ۳۰ آبان‌ماه


۲۰ درصد تخفیف خرید حضوری در کتابفروشی نشر نی
۱۰ درصد تخفیف خرید آنلاین از سایت نشر نی به‌همراه پست رایگان


(برای تمام کتاب‌های نشر نی)

نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اول، ۹ صبح تا ۶ عصر

سایت نشر نی: www.nashreney.com

‌لباس جایی است که فرهنگ‌ها برای حضور فیزیکی بدن‌ها در جامعه تصمیم می‌گیرند. بی‌دلیل نیست که هر نهاد قدرت‌مداری، مثل ارتش، مدرسه، یا حتی برخی حکومت‌ها برایِ بدن‌ها لباس‌هایِ یکسان و هم‌شکل طراحی می‌کند. درواقع در این هم‌شکلی معنایی عمیق نهفته است: هویت‌هایِ همانند و هم‌شکل که در برابر قدرت وظایفی یکسان و تعریف‌شده دارند.
طرح‌هایِ کیمونو‌هایِ سنتی همه برگرفته از زیبایی طبیعت در ژاپن‌اند؛ شکوفه‌هایِ گیلاس، امواج آب‌ها، پرندگان، کوه‌هایِ مقدس، و گل‌هایِ آراسته...
وجه دیگر کیمونو، به‌ویژه کیمونو‌هایِ زنانه، انقیاد بدن است. بدنِ کیمونوپوشِ سنتی و متعلق به طبقات اشراف را ابتدا در باند‌هایی به‌شدت تنگ و سفت می‌پیچند، به شکلی که تا جایِ ممکن به ستونی صاف بدل شود. سپس چند لایه روی هم پوشیده می‌شود تا نوبت برسد به آخرین لایه که همان لباسِ پرنقش‌ونگار است. آن باند آغازین و سپس این لایه‌ها راه‌رفتن و نشستن و برخاستن را محدود و دشوار می‌کند. این لباس برایِ بدنی تحت اختیار و فرمانبردار طراحی شده است. بدنی که هر لحظه به یاد صاحبش می‌اندازد که باید اختیار حرکاتش را داشته باشد.

از کتابِ «جنگ‌ها و بدن‌ها»
نغمه ثمینی
‌چاپ دوم منتشر شد
ایدهٔ سوسیالیسم
آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی

با افزایش توجه به امر اجتماعی و تلاش برای توان‌مندسازی جامعه در برابر دولت و اقتصاد، متفکران مختلف به بازسازی ایدهٔ سویسیالیسم برخاسته‌اند. در این راستا، آکسل هونِت، به عنوان جامعه‌شناسی که وارث نظریهٔ انتقادیِ مکتب فرانکفورت است، به سراغ خاستگاه‌های ایدهٔ سوسیالیسم در عصر صنعتی می‌رود و می‌کوشد فرایند تکوین این ایده را بر بستر تاریخی آن واکاوی کند. تلاش نظری هونت با تمرکز بر مفهوم آزادی اجتماعی پیش می‌رود که به باور او دستاورد مهم سوسیالیست‌های اولیه در برابر برداشت فردگرایانه از آزادی بوده است. هونت این دستاورد اساسی را از چارچوب محدود صنعت‌گرایی و اقتصادباوری اولیه بیرون می‌کشد تا آن را به برداشت معاصرتری از جامعه و تاریخ مجهز کند و محمل همبستگی اجتماعی جدیدی سازد که مبتنی‌ست بر بازشناسی متقابل، همکاری و خودشکوفایی همگانی. جستجوی او برای یافتن راه‌های نوسازی ایدهٔ سوسیالیسم در دو جهت پیش می‌رود: نخست در جهت رهانیدن آن از باور به قانون‌مندی حرکت تاریخ و پیوند زدنش به نوعی تجربه‌گری تاریخی و دوم در جهت ساختن سوسیالیسم به مثابه شکل دموکراتیک زندگی.

‌‌نشر نی برگزار می‌کند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
نوشتهٔ آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی

با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده

زمان: سه‌شنبه ۲۹ آبان‌ماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم

▫️ورود برای عموم آزاد است.

‌شب‌ها وقتى صداى بوق كشتى‌ها را در مه مى‌شنيدم و شهر تيره و ستاره‌باران را تماشا مى‌كردم كه بيشتر شبيه بهشتى بود كه براى عمه ماتيلده هيچ رمز و رازى نداشت، نوعى احساس دلتنگى و دلزدگى به سراغم مى‌آمد. اما، درعين‌حال، از دنياى امن و امانى كه حرف‌هاى عمه‌جان برايم تصوير مى‌كرد لذت مى‌بردم، آن شاهراه پرشكوه و سرراست كه به مرگى ختم مى‌شد كه جاى هراس نداشت، مرگى كه درست مثل اين زندگى، هيچ‌چيز تصادفى و نامنتظر در آن نبود. آخر مرگ چيز هولناكى نبود. مرگ بُرش نهايى بود، قاطع و تميز، همين و بس. البته، جهنم وجود داشت اما نه براى ما، جهنم براى مجازات بقيه مردم شهر بود...
هر تصورى از چيزهاى نامنتظر، هر نوع ترس، چنان براى عمه ماتيلده بيگانه بود كه من، با اعتقاد به اين‌كه ترس و عشق رابطهٔ نزديكى با هم دارند، اغلب به اين فكر مى‌افتم كه او، دست‌كم در آن روزها، هيچ‌كس را دوست نمى‌داشت. اما شايد اشتباه می‌کنم. بسا كه او، با همه خشكى و انزواطلبى‌اش با نوعى عشق، به برادرانش وابسته شده بود.

از کتابِ «داستان‌های کوتاه امریکای لاتین»
روبرتو گونسالس اچه وریا
ترجمهٔ عبدالله کوثری
Forwarded from الفبای فردا
دارالاکرام به مناسبت روز جهانی حقوق کودک برگزار می‌کند:
 دوراهی رقابت و همکاری در آموزش کودکان

در نظام‌های آموزشی امروز، همواره این پرسش مطرح است که آیا باید دانش‌آموزان را به سمت رقابت سوق داد یا همکاری را در آنها تقویت کرد؟

در این نشست با حضور دکتر اسداله مرادی به واکاوی این مسئله خواهیم پرداخت که چگونه می‌توان تمایل به رقابت را به سمت الگوهای سالم همکاری و کار گروهی سوق داد. برخی از پرسش‌های محوری این نشست عبارتند از:

۱.چگونه می‌توان انگیزه رقابت را در خدمت تقویت روحیه همکاری قرار داد؟

۲.نقش معلمان و مربیان در هدایت دانش‌آموزان به سمت الگوهای سالم رقابت و همکاری چیست؟

۳‌.تجربه‌های موفق جهانی در ایجاد تعادل میان رقابت و همکاری در مدارس کدامند؟

(توضیحات بیشتر در باب نشست)

زمان: سه‌شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۳ - ساعت ۱۶
مکان: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
مشاهده انلاین: اینستاگرام به مهربانی

روز جهانی حقوق  کودک را در حالی گرامی می‌داریم که هم‌اکنون ۲۶۱ کودک منتظر همراهی شما برای حضور در کلاس های درس هستند. با مشارکت خود حافظ امید این دانش‌آموزان باشید: اینجا


🆔️@alefbayefarda

منتشر شد
«دور از روئی»
رمون کنو
ترجمهٔ مهسا خیراللهی

کنو دور از روئی را در اواسط دوران نویسندگی‌اش نوشت که دیگر از جنبش سوررئالیسم فاصله گرفته بود. دور از روئی رمان «رؤیای بیدار» است. در این رمان، احتمالات پررنگ‌تر و قوی‌تر از واقعیت‌ها هستند و کنو نشان می‌دهد که تلاش برای تحقق این احتمالات ممکن است اضطرابی بی‌پایان برای انسان پدید آورد. در شروع دور از روئی تصور می‌کنیم که سرگذشت یک انسان را در دست گرفته‌ایم، ولی در ادامۀ رمان متوجه می‌شویم که در واقع با چندین بیوگرافی سروکار داریم.
شخصیت اصلی رمان، ژاک لومون، رؤیاپرداز است، اختراع می‌کند، تخیل می‌کند و چند زندگی گوناگون را در سر می‌پروراند. در کودکی به سینما می‌رود و خودش را جای شخصیت‌های فیلم‌ها تصور می‌کند و زمانی‌ که بزرگ می‌شود خودش جای شخصیت فیلم‌ها را می‌گیرد. در کودکی می‌خواهد پادشاه یا پاپ شود و در بزرگسالی بوکسور و شیمی‌دان و بازیگر می‌شود. این شخصیت در قالب نقش‌های گوناگون می‌رود و آن‌ها را زندگی می‌کند، با این حال از واقعیت‌ها لذت نمی‌برد و زندگی‌اش به نظر پوسته‌ای تهی است در پی زندگی دیگری که عاقبت خودش هم دقیقاً نمی‌داند چه زندگی‌ای!

‌از دل وضعيت استثنايى واقعى كه در آن به‌سر مى‌بريم، بازگشت به وضعيت قانون محال است، چون حالا ديگر خود مفاهيم «دولت» و «قانون» مسئله‌اند. اما اگر متوقف‌كردن اين ماشين و نشان‌دادن فرض حقوقى مركزى‌اش امكان‌پذير است، ازآن‌روست كه بين خشونت و قانون، بين زندگى و هنجار هيچ پيوند يا مفصل واقعى وجود ندارد. افزون بر جريانى كه مى‌كوشد اين دو قطب را به هر قيمتى متصل به هم نگاه دارد، جريان مقابلى هست كه در قانون و زندگى، در جهت عكس كار مى‌كند و همواره سعى دارد چيزهايى را كه به‌طور مصنوعى و خشونت‌بار به هم متصل شده‌اند از هم جدا كند. در ميدان تنش فرهنگ ما، دو نيروى معارض جريان دارند: نيرويى كه وضع و تأسيس مى‌كند و نيرويى كه خلع مى‌كند و ناكار مى‌سازد. وضعيت استثنايى، هم نقطهٔ تنش حداكثرى اين دو نيرو است هم ــ وقتى بر قاعده منطبق مى‌شود ــ آن چيزى است كه امروزه تهديد می‌كند اين دو نيرو از هم تميزناپذير و غيرقابل تشخيص شوند. زيستن در وضعيت استثنايى به‌معنى تجربهٔ توأمان هر دوى اين امكان‌هاست.

از کتابِ «وضعیت استثنایی»
جورجو آگامبن
ترجمهٔ پویا ایمانی
Audio
فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
نوشتهٔ آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی

با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده

‌افلاطون می‌پرسد: عادل بودن یا عادلانه زیستنِ انسان به چه معناست؟ پرسش دیگر این است: آیا حیات مبتنی بر عدالت حیاتی مطلوب است، یا، برعکس، ناعادل بودن به بهبود زندگی ما کمک بیشتری می‌کند؟ منظر دوم سیاسی است. کدام تمهیدات قانونی برای برقراری عدالت در کشور ضروری است؟ چگونه می‌توان به تأسیس و حفظ نظام حکومتی مبتنی بر عدالت دست زد؟ و چگونه و چرا بعضی جوامع از دستیابی به عدالت بازمی‌مانند؟
در اندیشه‌ی افلاطون حوزه‌ها و مسائل درهم‌تنیده‌اند. از این روست که معرفت‌شناسی او بدون فلسفه‌ی سیاسی‌اش و فلسفه‌ی سیاسی‌اش بدون فلسفه‌ی اخلاقش قابل درک نیست. کتاب جمهوری بهترین نمود این درهم‌تنیدگی سیاست و معرفت نزد افلاطون است. کتاب حاضر به خواننده کمک می‌کند گام‌به‌گام پیش رود و پیوند مستحکم معرفت‌شناسی افلاطون با دغدغه‌های سیاسی‌اش برای ساختن شهری بهتر، عادلانه‌تر و باثبات‌تر را به‌روشنی دریابد. جمهوری مهم‌ترین و مفصل‌ترین اثری است که افلاطون در آن این آرمان سیاسی را با گوشه‌چشمی به آیرونی سقراطی پی می‌گیرد و جامعه‌ی آتن را آماج نقد‌های تندوتیز خود قرار می‌دهد.

از کتابِ راهنمای خواننده؛ جمهوری افلاطون
لوک پرسهاوس