در دست انتشار
«حافظهای برای فراموشی»
اوت، بیروت، ۱۹۸۲
محمود درویش
ترجمهٔ علیرضا معصومی
ادبیات فلسطین؛ خاطره
گوشهاى دور نشستهام، دور از ديگران، دور از خودم، در فكر آن خوابم كه از من گذشت، خوابى از ميان خوابى ديگر؛ تو زندهاى؟ كى اتفاق افتاد؟ حافظهام در برابر اين تهديد يارى مىكند؟ آيا سوسن گذشتهها مىتواند اين شمشير مرصع به موشك را بشكند؟ و چرا او… چرا او؟ چرا بايد از ترانهٔ ترانهها سوسن برويد، كه همو خورشيد و ماه را پشت ديوارهاى اريحا نگه داشته تا گاه كشتار طولانىتر شود؟
از صفحهٔ ۱۷۱ کتاب
در دست انتشار
«حافظهای برای فراموشی»
اوت، بیروت، ۱۹۸۲
محمود درویش
ترجمهٔ علیرضا معصومی
ادبیات فلسطین؛ خاطره
گوشهاى دور نشستهام، دور از ديگران، دور از خودم، در فكر آن خوابم كه از من گذشت، خوابى از ميان خوابى ديگر؛ تو زندهاى؟ كى اتفاق افتاد؟ حافظهام در برابر اين تهديد يارى مىكند؟ آيا سوسن گذشتهها مىتواند اين شمشير مرصع به موشك را بشكند؟ و چرا او… چرا او؟ چرا بايد از ترانهٔ ترانهها سوسن برويد، كه همو خورشيد و ماه را پشت ديوارهاى اريحا نگه داشته تا گاه كشتار طولانىتر شود؟
از صفحهٔ ۱۷۱ کتاب
مشکل از آنجا آب میخورد که شخصی که طرد میکند معمولاً ایمان دارد برای چیزی میجنگد. البته لغت «جنگیدن» را خیلی تحتاللفظی قلمداد نکنید؛ نبردها و جنگهای واقعی، همانطور که بر کسی پوشیده نیست، با بیاعتنایی به دشمن و او را احمق و بیعرضهای پنداشتن که از اساس میشود وجودش را نادیده گرفت، به پیروزی نمیانجامد. از این نوع افراد در نزاعهای واقعی جنگجو در نمیآید؛ فوق فوقش یک حمالی ازشان درآید که بشود فرستاد به مقر دشمن تا میانهٔ آنها را خراب کند. خدا را چه دیدی شاید کم هم تأثیرگذار نشود، ولی بیایید دیگر عنوانهایی چون زورآزمایی ایدئولوژیک و دفاع دلیرانه از اصول و مبارزهٔ فرهنگی و این قبیل افاضات را به دمش نبندیم. تمارض است و بس، و اجازه دهید بگذاریمش همان جایی که به آن تعلق دارد: در رسانهکاری سیاسی.
از کتابِ «حکایات مندرآوردی»
مجموعه داستان
کارل چاپک
ترجمهٔ اسد ناصحی
مشکل از آنجا آب میخورد که شخصی که طرد میکند معمولاً ایمان دارد برای چیزی میجنگد. البته لغت «جنگیدن» را خیلی تحتاللفظی قلمداد نکنید؛ نبردها و جنگهای واقعی، همانطور که بر کسی پوشیده نیست، با بیاعتنایی به دشمن و او را احمق و بیعرضهای پنداشتن که از اساس میشود وجودش را نادیده گرفت، به پیروزی نمیانجامد. از این نوع افراد در نزاعهای واقعی جنگجو در نمیآید؛ فوق فوقش یک حمالی ازشان درآید که بشود فرستاد به مقر دشمن تا میانهٔ آنها را خراب کند. خدا را چه دیدی شاید کم هم تأثیرگذار نشود، ولی بیایید دیگر عنوانهایی چون زورآزمایی ایدئولوژیک و دفاع دلیرانه از اصول و مبارزهٔ فرهنگی و این قبیل افاضات را به دمش نبندیم. تمارض است و بس، و اجازه دهید بگذاریمش همان جایی که به آن تعلق دارد: در رسانهکاری سیاسی.
از کتابِ «حکایات مندرآوردی»
مجموعه داستان
کارل چاپک
ترجمهٔ اسد ناصحی
در دست انتشار
«آزادی و سرکوب»
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آزادى مىتواند معنايى غير از امكان تحصيل بدونِ سعىِ لذايذ داشته باشد. فهمى بسيار متفاوت، و شجاعانه، از آزادى وجود دارد كه خرد عام بر آن صحه مىگذارد. آزادى راستين را نمىتوان رابطهاى ميان ميل و ارضاى ميل دانست، آزادى رابطهاى ميان انديشه و عمل است؛ انسانِ مطلقاً آزاد كسى است كه هر عمل او از قضاوتى ابتدايى دربارهٔ هدفى كه براى خود برگزيده و نيز دربارهٔ زنجيرهٔ وسايل مناسب براى رسيدن به آن هدف نشئت مىگيرد. مهم نيست كه اين اَعمال آسان باشند يا دردناك يا حتى با موفقيت همراه باشند؛ گرچه درد و شكست موجب ناخشنودى انسان مىشوند، مادام كه انسان خود ترتيبدهندهٔ اَعمال خويش باشد، درد يا شكست نمىتوانند موجب تحقير او شوند. و ترتيب دادنِ اَعمال خويش بههيچوجه به معناى عمل دلبخواه نيست؛ اَعمال دلبخواه ابداً ناشى از قضاوت نيستند و اين اعمال را نمىتوان در معناى صحيح كلمه آزاد ناميد. هر قضاوت به مجموعهاى از شرايط عينى و نتيجتاً به شبكهاى از ضرورتهاى گوناگون وابسته است...
ــ برگرفته از متن كتاب، صفحهٔ ۹۹ و ۱۰۰ کتاب
در دست انتشار
«آزادی و سرکوب»
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
آزادى مىتواند معنايى غير از امكان تحصيل بدونِ سعىِ لذايذ داشته باشد. فهمى بسيار متفاوت، و شجاعانه، از آزادى وجود دارد كه خرد عام بر آن صحه مىگذارد. آزادى راستين را نمىتوان رابطهاى ميان ميل و ارضاى ميل دانست، آزادى رابطهاى ميان انديشه و عمل است؛ انسانِ مطلقاً آزاد كسى است كه هر عمل او از قضاوتى ابتدايى دربارهٔ هدفى كه براى خود برگزيده و نيز دربارهٔ زنجيرهٔ وسايل مناسب براى رسيدن به آن هدف نشئت مىگيرد. مهم نيست كه اين اَعمال آسان باشند يا دردناك يا حتى با موفقيت همراه باشند؛ گرچه درد و شكست موجب ناخشنودى انسان مىشوند، مادام كه انسان خود ترتيبدهندهٔ اَعمال خويش باشد، درد يا شكست نمىتوانند موجب تحقير او شوند. و ترتيب دادنِ اَعمال خويش بههيچوجه به معناى عمل دلبخواه نيست؛ اَعمال دلبخواه ابداً ناشى از قضاوت نيستند و اين اعمال را نمىتوان در معناى صحيح كلمه آزاد ناميد. هر قضاوت به مجموعهاى از شرايط عينى و نتيجتاً به شبكهاى از ضرورتهاى گوناگون وابسته است...
ــ برگرفته از متن كتاب، صفحهٔ ۹۹ و ۱۰۰ کتاب
در دست انتشار
«تسخیر سیاستگذاری»
سازمان همکاری اقتصادی و توسعه
ترجمهٔ رضا امیدی
تسخیر سیاستگذاری پدیدهای ذاتاً سیاسی است و بر فرایندی دلالت دارد که طی آن سیاستهای عمومی بهطور پایدار و مدام از منافع عمومی فاصله میگیرند و بهسوی منافع گروههای ذینفع یا افراد خاص جهت مییابند. تسخیر نقطۀ مقابل سیاستگذاری فراگیر و منصفانه است، و همواره ارزشهای مرکزی دموکراتیک را تضعیف میکند. این مفهوم اولین بار در توصیف الگوهای گذار اقتصادی و سیاسی در شوروی و کشورهای اروپای شرقی وارد ادبیات علوم سیاسی شد. تسخیرکنندگانِ دولت الیگارشهایی بودند که با استفاده از ارتباطات شخصی با افراد و احزابِ صاحب قدرت سیاسی بر شکلگیری و طراحی سیاستها تأثیر میگذاشتند. سالهای اولیۀ گذار در شوروی را دورۀ «خانهبهدوشی نهادی» معرفی میکنند؛ بازنمایی وضعیتی که در آن افرادی بهطور استراتژیک بین بخشهای مختلف دولتی و خصوصی در رفتوآمد بودند تا جای مناسب را بهلحاظ دسترسی به امتیازات بیابند. این ایلهای نهادی وضعیت اولیۀ خود را به همایلیهای خود مدیوناند و به آنها وفادارند نه به موقعیتهای رسمی یا نهادهایی که با آنها در ارتباطاند...
در دست انتشار
«تسخیر سیاستگذاری»
سازمان همکاری اقتصادی و توسعه
ترجمهٔ رضا امیدی
تسخیر سیاستگذاری پدیدهای ذاتاً سیاسی است و بر فرایندی دلالت دارد که طی آن سیاستهای عمومی بهطور پایدار و مدام از منافع عمومی فاصله میگیرند و بهسوی منافع گروههای ذینفع یا افراد خاص جهت مییابند. تسخیر نقطۀ مقابل سیاستگذاری فراگیر و منصفانه است، و همواره ارزشهای مرکزی دموکراتیک را تضعیف میکند. این مفهوم اولین بار در توصیف الگوهای گذار اقتصادی و سیاسی در شوروی و کشورهای اروپای شرقی وارد ادبیات علوم سیاسی شد. تسخیرکنندگانِ دولت الیگارشهایی بودند که با استفاده از ارتباطات شخصی با افراد و احزابِ صاحب قدرت سیاسی بر شکلگیری و طراحی سیاستها تأثیر میگذاشتند. سالهای اولیۀ گذار در شوروی را دورۀ «خانهبهدوشی نهادی» معرفی میکنند؛ بازنمایی وضعیتی که در آن افرادی بهطور استراتژیک بین بخشهای مختلف دولتی و خصوصی در رفتوآمد بودند تا جای مناسب را بهلحاظ دسترسی به امتیازات بیابند. این ایلهای نهادی وضعیت اولیۀ خود را به همایلیهای خود مدیوناند و به آنها وفادارند نه به موقعیتهای رسمی یا نهادهایی که با آنها در ارتباطاند...
اصطلاح «داستايفسكىزدگى» در توصيف احوال آدمهايى به كار مىرود كه در مرز جنون ايستادهاند، كسانى كه از چيرگى بر عواطف شيدايى و غريب خويش درماندهاند. داستايفسكى روان بشر را طورى تجزيه و تحليل مىكرد كه گويى از ميكروسكوپ استفاده مىكند: كژىها و كاستىهاى بشرى را براى روشنتر ديدن و دقيقتر شناختن و بهتر توجيه كردنِ آنها به شكلى افراطى بزرگنمايى مىكرد. رمانهاى داستايفسكى فريادى دائمى و نقل رسوايى مستمرند. اين پيامد روش مشاهدهگرى نويسنده است كه حتى عواطفِ خاموش و معمولاً نهفتهٔ انسان را بلند جار مىزند. خرق عادت و شگفتى روش داستايفسكى نيز در همين نكته است. وقتى در يك فيلم ورزشى حركت تصاوير را كند مىكنند و ما اسبى را مىبينيم كه در برابر مانع بلند مىشود و با حركتى رو به جلو، كه يادآور پيش رفتن بىشتاب ماهى در آب است، به هوا برمىخيزد، سروكارمان با روشى حيرتآور و غيرمعمول است كه هدف آن تسهيل مشاهده و روشن كردن نكات رمزآلود پرش اسب است، منتها در قالب تصويرى دور از دنياى واقعى و عجيب و غريب.
از کتابِ «زندگی و آثار فیودور داستایفسکی»
استانیسلاو ماتسکه ویچ
ترجمهٔ روشن وزیری
از کتابِ «زندگی و آثار فیودور داستایفسکی»
استانیسلاو ماتسکه ویچ
ترجمهٔ روشن وزیری
در دست انتشار
«دور از روئی»
ادبیات فرانسه؛ رمان
رمون کنو
ترجمهٔ مهسا خیراللهی
سروكلهٔ پسربچه پيدا شد. روى كاپشنش برف نشسته بود، حدوداً شش سال داشت و كفشهايش بزرگ و گلى بود. خودش را روى دِسيگال انداخت و داد زد: «سلام پدربزرگ.» او را ماچ كرد، بعد به طرف خانم لومون هجوم برد و جيغ زد: «سلام مادربزرگ!» اشتباهى كه در شناسايى جدش مرتكب شده بود، موقعيت را پيچيدهتر كرد. سروكلهٔ زن پيدا شد. كلاهى به سر داشت و بارانى مندرسى به تن و مثل پسربچه برفى بود.
با صداى بلند گفت: من دخترتونم!
بعد به بچه اشاره كرد و گفت: اين هم نوهتون!
از صفحهٔ ۱۵۹ کتاب
در دست انتشار
«دور از روئی»
ادبیات فرانسه؛ رمان
رمون کنو
ترجمهٔ مهسا خیراللهی
سروكلهٔ پسربچه پيدا شد. روى كاپشنش برف نشسته بود، حدوداً شش سال داشت و كفشهايش بزرگ و گلى بود. خودش را روى دِسيگال انداخت و داد زد: «سلام پدربزرگ.» او را ماچ كرد، بعد به طرف خانم لومون هجوم برد و جيغ زد: «سلام مادربزرگ!» اشتباهى كه در شناسايى جدش مرتكب شده بود، موقعيت را پيچيدهتر كرد. سروكلهٔ زن پيدا شد. كلاهى به سر داشت و بارانى مندرسى به تن و مثل پسربچه برفى بود.
با صداى بلند گفت: من دخترتونم!
بعد به بچه اشاره كرد و گفت: اين هم نوهتون!
از صفحهٔ ۱۵۹ کتاب
اگزيستانسياليسم با صراحت اعلام مى دارد كه بشر يعنى دلهره. مفهوم اين جمله چنين است: هنگامى كه آدمى خود را ملتزم ساخت و دريافت كه وى نهتنها همان است كه موجوديت خود، راه و روش زندگى خود، را تعيين و انتخاب مىكند، بلكه اضافه بر آن قانونگذارى است كه با انتخاب شخص خود جامعهٔ بشرى را نيز انتخاب مىكند، چنين فردى نخواهد توانست از احساس مسئوليت تمام و عميق بگريزد. راست است، بسيارى از مردم دلهره ندارند، اما به نظر ما اينان سرپوشى بر دلهرهٔ خود مىگذارند، يعنى از آن مىگريزند.
مسلماً بسيارى از مردم مىپندارند كه با انجامدادن فلان كار فقط خود را ملتزم مىسازند و هنگامى كه به آنان گفته شود: راستى اگر همهٔ مردم چنين كنند، چه خواهد شد؟ شانه بالا مىاندازند و با بىاعتنايى جواب میدهند كه: «همهٔ مردم چنين نمىكنند.» اما درحقيقت بايد هميشه از خود پرسيد: اگر همه چنين كنند، چه پيش خواهد آمد؟
برگرفتهاى از مقالهٔ «اگزيستانسياليسم»؛ ژان پل سارتر؛ ترجمهٔ مصطفى رحيمى
از کتابِ «از مدرنیسم تا پستمدرنیسم»
اگزيستانسياليسم با صراحت اعلام مى دارد كه بشر يعنى دلهره. مفهوم اين جمله چنين است: هنگامى كه آدمى خود را ملتزم ساخت و دريافت كه وى نهتنها همان است كه موجوديت خود، راه و روش زندگى خود، را تعيين و انتخاب مىكند، بلكه اضافه بر آن قانونگذارى است كه با انتخاب شخص خود جامعهٔ بشرى را نيز انتخاب مىكند، چنين فردى نخواهد توانست از احساس مسئوليت تمام و عميق بگريزد. راست است، بسيارى از مردم دلهره ندارند، اما به نظر ما اينان سرپوشى بر دلهرهٔ خود مىگذارند، يعنى از آن مىگريزند.
مسلماً بسيارى از مردم مىپندارند كه با انجامدادن فلان كار فقط خود را ملتزم مىسازند و هنگامى كه به آنان گفته شود: راستى اگر همهٔ مردم چنين كنند، چه خواهد شد؟ شانه بالا مىاندازند و با بىاعتنايى جواب میدهند كه: «همهٔ مردم چنين نمىكنند.» اما درحقيقت بايد هميشه از خود پرسيد: اگر همه چنين كنند، چه پيش خواهد آمد؟
برگرفتهاى از مقالهٔ «اگزيستانسياليسم»؛ ژان پل سارتر؛ ترجمهٔ مصطفى رحيمى
از کتابِ «از مدرنیسم تا پستمدرنیسم»
چاپ دوم منتشر شد
«دریدا در متن»
عبدالکریم رشیدیان
در این متن مباحثِ مهمِ بیش از پنجاه اثرِ دریدا مستقیماً بررسی شده و نکات مرتبط در بعضی نوشتههای دیگر او نیز مطرح شده است. خوانندگان میتوانند نهفقط شکلگیری اندیشهی دریدا را در سیر تاریخی زندهی آن از خلال مباحث او درک کنند بلکه چکیدههای گاه مبسوطی از اکثر آثار او را نیز در اختیار داشته باشند. افزون بر این میتوان راهورسم اندیشهورزی دریدا را که ساختارزدایی نامیده میشود در نمونههایی زنده و ملموس مشاهده کرد. در این متنها همچنین میتوان با جوانبی از سرگذشت شخصی دریدا و روایتهای او از زندگیاش آشنا شد که بیان نوعی بیمأویی و حاشیهنشینی است و جایگاه «غیرعادی» او را در فرهنگ فرانسوی و اروپایی بازتاب میدهد.
نسخهی الکترونیک در فیدیبو
نسخهی الکترونیک در طاقچه
▫️بخشی از کتاب
ارسال رایگان به سراسر کشور www.nashreney.com
چاپ دوم منتشر شد
«دریدا در متن»
عبدالکریم رشیدیان
در این متن مباحثِ مهمِ بیش از پنجاه اثرِ دریدا مستقیماً بررسی شده و نکات مرتبط در بعضی نوشتههای دیگر او نیز مطرح شده است. خوانندگان میتوانند نهفقط شکلگیری اندیشهی دریدا را در سیر تاریخی زندهی آن از خلال مباحث او درک کنند بلکه چکیدههای گاه مبسوطی از اکثر آثار او را نیز در اختیار داشته باشند. افزون بر این میتوان راهورسم اندیشهورزی دریدا را که ساختارزدایی نامیده میشود در نمونههایی زنده و ملموس مشاهده کرد. در این متنها همچنین میتوان با جوانبی از سرگذشت شخصی دریدا و روایتهای او از زندگیاش آشنا شد که بیان نوعی بیمأویی و حاشیهنشینی است و جایگاه «غیرعادی» او را در فرهنگ فرانسوی و اروپایی بازتاب میدهد.
نسخهی الکترونیک در فیدیبو
نسخهی الکترونیک در طاقچه
▫️بخشی از کتاب
ارسال رایگان به سراسر کشور www.nashreney.com
اگر ابراهيم ايمان نداشت بىگمان سارا از اندوه مرده بود و ابراهيم، خسته از غم، به جاى درک برآورده شدن آرزو به آن، بدان گونه كه بر رؤياى جوانى، لبخند مىزد. اما ابراهيم ايمان داشت، از اين رو جوان بود؛ زيرا آن كس كه هميشه در آرزوى بهترين چيز است سرخورده از زندگى پير مىشود، و آن كس كه هميشه مهياى بدترين چيز است زودهنگام پير مىشود، اما آن كس كه ايمان دارد جاودانه جوان مىماند. پس ستايش بر اين داستان باد! زيرا سارا، اگرچه ساليانى بر او گذشته بود اما هنوز اين اندازه جوان بود كه لذت مادر بودن را بخواهد، و ابراهيم، اگرچه مويش خاكسترى شده بود هنوز اين اندازه جوان بود كه بخواهد پدر باشد. از جنبه ظاهر شگفتى آن بود كه امر بر طبق انتظار آنان گذشت، و در يك معناى عميقتر معجزه ايمان در اين است كه ابراهيم و سارا اين اندازه جوان بودند كه آرزو كنند و ايمان آرزوى آنان، و از اين رو جوانى آنان را حفظ كرد. او تحقق وعده را پذيرفت، آن را به بركت ايمان پذيرفت، و امر موافق با وعده و ايمان او گذشت - زيرا موسى با عصاى خويش به صخره نواخت، اما ايمان نداشت.
از کتابِ ترس و لرز؛ سورن کیرکگور؛ ترجمهٔ عبدالکریم رشیدیان
اگر ابراهيم ايمان نداشت بىگمان سارا از اندوه مرده بود و ابراهيم، خسته از غم، به جاى درک برآورده شدن آرزو به آن، بدان گونه كه بر رؤياى جوانى، لبخند مىزد. اما ابراهيم ايمان داشت، از اين رو جوان بود؛ زيرا آن كس كه هميشه در آرزوى بهترين چيز است سرخورده از زندگى پير مىشود، و آن كس كه هميشه مهياى بدترين چيز است زودهنگام پير مىشود، اما آن كس كه ايمان دارد جاودانه جوان مىماند. پس ستايش بر اين داستان باد! زيرا سارا، اگرچه ساليانى بر او گذشته بود اما هنوز اين اندازه جوان بود كه لذت مادر بودن را بخواهد، و ابراهيم، اگرچه مويش خاكسترى شده بود هنوز اين اندازه جوان بود كه بخواهد پدر باشد. از جنبه ظاهر شگفتى آن بود كه امر بر طبق انتظار آنان گذشت، و در يك معناى عميقتر معجزه ايمان در اين است كه ابراهيم و سارا اين اندازه جوان بودند كه آرزو كنند و ايمان آرزوى آنان، و از اين رو جوانى آنان را حفظ كرد. او تحقق وعده را پذيرفت، آن را به بركت ايمان پذيرفت، و امر موافق با وعده و ايمان او گذشت - زيرا موسى با عصاى خويش به صخره نواخت، اما ايمان نداشت.
از کتابِ ترس و لرز؛ سورن کیرکگور؛ ترجمهٔ عبدالکریم رشیدیان
چاپ دوم منتشر شد
«پدیدارشناسی ادراک»
موریس مرلوپونتی
ترجمهٔ مسعود علیا
پدیدارشناسی ادراک در زمرهی مهمترین متون جنبش پدیدارشناسی و فلسفهی قرن بیستم جای دارد. این اثر کلاسیک، که اکنون به هشتاد سال پس از انتشار به فارسی درآمده است، نمونهای است کمنظیر از رویکرد پدیدارشناسانه به قلم فیلسوفی که بنیادکاوانه در تجربهی زیسته و زیستجهان نقب میزند تا از کار ادراک و ساختارها و مقومات آن سردرآورد. در نظر او، پدیدارِ ادراک بنیادیترین سطح تماس و مراودهی ما با جهان است که سطوح دیگر تجربه و فرهنگ و شناخت و فهم و تعقل قائم به آناند و در نهایت از آن قوت و قوّت میگیرند. ادراک پدیداری پرمایه است که روشنسازی پدیدارشناسانهاش (هم از حیث مُدرِک یا سوژهی بدنمند و هم از حیث مُدرَک یا جهانی که به ادراک درمیآید) گاه مفهومپردازیها و صورتبندیهای بدیعی میطلبد و گاه مستلزم بازنگری در مفهومپردازی و صورتبندیِ بسیاری از پدیدارهای دیگری است که در تاریخ فلسفه مطرح بودهاند.
نسخهٔ الکترونیک کتاب
چاپ دوم منتشر شد
«پدیدارشناسی ادراک»
موریس مرلوپونتی
ترجمهٔ مسعود علیا
پدیدارشناسی ادراک در زمرهی مهمترین متون جنبش پدیدارشناسی و فلسفهی قرن بیستم جای دارد. این اثر کلاسیک، که اکنون به هشتاد سال پس از انتشار به فارسی درآمده است، نمونهای است کمنظیر از رویکرد پدیدارشناسانه به قلم فیلسوفی که بنیادکاوانه در تجربهی زیسته و زیستجهان نقب میزند تا از کار ادراک و ساختارها و مقومات آن سردرآورد. در نظر او، پدیدارِ ادراک بنیادیترین سطح تماس و مراودهی ما با جهان است که سطوح دیگر تجربه و فرهنگ و شناخت و فهم و تعقل قائم به آناند و در نهایت از آن قوت و قوّت میگیرند. ادراک پدیداری پرمایه است که روشنسازی پدیدارشناسانهاش (هم از حیث مُدرِک یا سوژهی بدنمند و هم از حیث مُدرَک یا جهانی که به ادراک درمیآید) گاه مفهومپردازیها و صورتبندیهای بدیعی میطلبد و گاه مستلزم بازنگری در مفهومپردازی و صورتبندیِ بسیاری از پدیدارهای دیگری است که در تاریخ فلسفه مطرح بودهاند.
نسخهٔ الکترونیک کتاب
در طول دو قرن گذشته شواهد بسیاری از جهان زندهی در حال تغییر گردآوری شده است که برای توجیه آنها راهی جز پذیرش تکامل نبوده است. هرچند نظریههای تکاملی مختلفی برای تبیین این تغییرات ارائه شده اما نظریهی تکامل داروینی بیش از سایر نظریههای تکاملگرایانه مورد پذیرش و البته مخالفت قرار گرفته است. اهمیت این نظریه فارغ از دلایل مخالفان و موافقان، در تأثیرگذاری آن نهفقط بر زیستشناسی بهمنزلهی یک علم تجربی، بلکه بر علوم انسانی و همهی ارکان زندگی بشر از اقتصاد گرفته تا جامعهشناسی و حتا سیاست است. هیچ نظریهای هرچند دقیق و پیچیده را نمیتوان یافت که چنین تأثیری بر علوم و باورها گذاشته باشد.
چیستی تکامل به قلم یکی از سرشناسترین تکاملگرایانِ پس از داروین نوشته شده است؛ کسی که خود سهم بسزایی در توسعهی این نظریه داشته و سعی کرده است در این اثر تصویری جامع و در عین حال نهچندان پیچیده از نظریهی تکامل ارائه دهد تا علاوه بر زیستشناسان، خوانندگانی با گرایشهای مختلف را نیز در جریان این نظریه و شواهد و همچنین کموکاستیهای آن قرار دهد.
چیستی تکامل؛ ارنست مایر؛ ترجمهی مهدی صادقی
در طول دو قرن گذشته شواهد بسیاری از جهان زندهی در حال تغییر گردآوری شده است که برای توجیه آنها راهی جز پذیرش تکامل نبوده است. هرچند نظریههای تکاملی مختلفی برای تبیین این تغییرات ارائه شده اما نظریهی تکامل داروینی بیش از سایر نظریههای تکاملگرایانه مورد پذیرش و البته مخالفت قرار گرفته است. اهمیت این نظریه فارغ از دلایل مخالفان و موافقان، در تأثیرگذاری آن نهفقط بر زیستشناسی بهمنزلهی یک علم تجربی، بلکه بر علوم انسانی و همهی ارکان زندگی بشر از اقتصاد گرفته تا جامعهشناسی و حتا سیاست است. هیچ نظریهای هرچند دقیق و پیچیده را نمیتوان یافت که چنین تأثیری بر علوم و باورها گذاشته باشد.
چیستی تکامل به قلم یکی از سرشناسترین تکاملگرایانِ پس از داروین نوشته شده است؛ کسی که خود سهم بسزایی در توسعهی این نظریه داشته و سعی کرده است در این اثر تصویری جامع و در عین حال نهچندان پیچیده از نظریهی تکامل ارائه دهد تا علاوه بر زیستشناسان، خوانندگانی با گرایشهای مختلف را نیز در جریان این نظریه و شواهد و همچنین کموکاستیهای آن قرار دهد.
چیستی تکامل؛ ارنست مایر؛ ترجمهی مهدی صادقی
چاپ پنجم منتشر شد
«کورش یا ذوالقرنین قرآن و تورات»
مولانا ابوالکلام آزاد
ترجمه و تعلیقات: مسلم زمانی و علیاصغر قهرمانی مقبل
مسئلهی «ذوالقرنین» موضوع پیچیدهای است که از دیرباز مورخان و مفسران را سرگشته و سردرگم کرده است. این نام در کتاب مقدس و قرآن کریم آمده است؛ قرآن کریم او را یکی از پادشاهان کهن میداند و از وی به نیکی یاد میکند. حال، پرسش این است که این پادشاه کیست، نامش از کجا بر زبانها افتاده، برای چه چنین لقب شگفتآوری گرفته، و چه اندیشهای پشت این لقب بوده است؟ آیا در حقیقت پادشاهی با این لقب وجود داشته است؛ یا ماجرای او صرفاً افسانهای از افسانههای پیشینیان است؟ در طول تاریخ پاسخهای متفاوتی به این پرسش داده شده و مصداقهای متعددی برای این لقب معرفی شده است. در سدهی معاصر، مولانا ابوالکلام آزاد، متفکر بزرگ هند، با مستندات تاریخی، کورش را مصداق ذوالقرنینِ مذکور در قرآن و تورات میداند و به این پرسش تاریخی پاسخی مستدل میدهد؛ نظریهای که مفسر بزرگی چون علامه طباطبائی نیز آن را پذیرفته است.
چاپ پنجم منتشر شد
«کورش یا ذوالقرنین قرآن و تورات»
مولانا ابوالکلام آزاد
ترجمه و تعلیقات: مسلم زمانی و علیاصغر قهرمانی مقبل
مسئلهی «ذوالقرنین» موضوع پیچیدهای است که از دیرباز مورخان و مفسران را سرگشته و سردرگم کرده است. این نام در کتاب مقدس و قرآن کریم آمده است؛ قرآن کریم او را یکی از پادشاهان کهن میداند و از وی به نیکی یاد میکند. حال، پرسش این است که این پادشاه کیست، نامش از کجا بر زبانها افتاده، برای چه چنین لقب شگفتآوری گرفته، و چه اندیشهای پشت این لقب بوده است؟ آیا در حقیقت پادشاهی با این لقب وجود داشته است؛ یا ماجرای او صرفاً افسانهای از افسانههای پیشینیان است؟ در طول تاریخ پاسخهای متفاوتی به این پرسش داده شده و مصداقهای متعددی برای این لقب معرفی شده است. در سدهی معاصر، مولانا ابوالکلام آزاد، متفکر بزرگ هند، با مستندات تاریخی، کورش را مصداق ذوالقرنینِ مذکور در قرآن و تورات میداند و به این پرسش تاریخی پاسخی مستدل میدهد؛ نظریهای که مفسر بزرگی چون علامه طباطبائی نیز آن را پذیرفته است.
يگانه وظيفهاى كه ادبيات دارد مبارزه عليه ستم و سركوب است و اين كار را فقط با توصيف ستم و افشاكردن مرتكبان چنين ستمى مىتواند به انجام برساند. اما چون ادبيات حاصل يك عمل آزادانه خلّاق است پس عليه هر نوع خشونت و هر نوع توتاليتاريسمى است.
حال ديگر تار و پود جامعه به نحوى مشهود در حال از هم گسستن است، به اين دليل كه املاك دست به دست مىشوند، و به اين دليل كه مشتى ادارهجاتى هستند كه تصميم مىگيرند كدام زمين بايد به چه كسى برسد. آنهايى كه در دوران رژيم پيشين مورد تعقيب و آزار بودند اكثراً همچنان فقير هستند، و آنهايى كه در قدرتند، همچنان ثروتمند، و نظام بازار به نفع ثروتمندان است. اميد به رفع و رجوع عادلانه خطاهاى گذشته سريعاً در حال تبخير است. براى يك نويسنده چه چيزى مىتواند هيجانانگيزتر و مسحوركنندهتر از زمانهاى چنين پر از تناقض باشد؟
از کتابِ «روح پراگ»
ایوان کلیما
ترجمهٔ خشایار دیهیمی
يگانه وظيفهاى كه ادبيات دارد مبارزه عليه ستم و سركوب است و اين كار را فقط با توصيف ستم و افشاكردن مرتكبان چنين ستمى مىتواند به انجام برساند. اما چون ادبيات حاصل يك عمل آزادانه خلّاق است پس عليه هر نوع خشونت و هر نوع توتاليتاريسمى است.
حال ديگر تار و پود جامعه به نحوى مشهود در حال از هم گسستن است، به اين دليل كه املاك دست به دست مىشوند، و به اين دليل كه مشتى ادارهجاتى هستند كه تصميم مىگيرند كدام زمين بايد به چه كسى برسد. آنهايى كه در دوران رژيم پيشين مورد تعقيب و آزار بودند اكثراً همچنان فقير هستند، و آنهايى كه در قدرتند، همچنان ثروتمند، و نظام بازار به نفع ثروتمندان است. اميد به رفع و رجوع عادلانه خطاهاى گذشته سريعاً در حال تبخير است. براى يك نويسنده چه چيزى مىتواند هيجانانگيزتر و مسحوركنندهتر از زمانهاى چنين پر از تناقض باشد؟
از کتابِ «روح پراگ»
ایوان کلیما
ترجمهٔ خشایار دیهیمی
نشر نی برگزار میکند:
کتاب مقدس، ادبیات، مطالعات ادیان
بهمناسبت پایان ترجمهٔ کتاب مقدس به قلم پیروز سیار
با حضور:
هوشنگ رهنما
شهرام پازوکی
شاپور اعتماد
آلاء وحیدنیا
پیروز سیار
زمان: دوشنبه ۱۴ آبانماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
نشر نی برگزار میکند:
کتاب مقدس، ادبیات، مطالعات ادیان
بهمناسبت پایان ترجمهٔ کتاب مقدس به قلم پیروز سیار
با حضور:
هوشنگ رهنما
شهرام پازوکی
شاپور اعتماد
آلاء وحیدنیا
پیروز سیار
زمان: دوشنبه ۱۴ آبانماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
نوشتار و تفاوت مجموعهای از نخستین مقالات دریدا است که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد و در میان آثار او جایگاهی ممتاز دارد. دریدا در هریک از این مقالات، که نوعی سکوی پرتاب شمرده میشوند، بعضی درونمایههای بنیادی و روشهای کلیدی اندیشمندان بزرگ عصر خویش (روسه، فوکو، ژابس، هوسرل، هایدگر، لویناس، ارتو، فروید، باتای، لوی استروس و …) را مورد سنجش قرار میدهد. از خلال این سنجش، خطوط و عناصر شکلدهندهی فضای اندیشهٔ دریدایی اندکاندک چهره مینمایند تا در آثار بعدی او سیمای مشخصتری پیدا کنند. تنوع، غنا و اهمیت مسائل مطرحشده، شیوهٔ پرسشگری و نقد دریدا در این جستارها تولد اندیشمندی را بشارت میداد که برای ماندن آمده بود و تأثیر انکارناپذیرش بر اقلیم فلسفی زمانهاش گواه آن بوده است.
نوشتار و تفاوت؛ ژاک دریدا؛ ترجمهٔ عبدالکریم رشیدیان
اثر شایستهٔ تقدیر در سیوپنجمین دورهٔ کتاب سال، بخش فلسفهٔ غرب (۱۳۹۶)
نوشتار و تفاوت مجموعهای از نخستین مقالات دریدا است که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد و در میان آثار او جایگاهی ممتاز دارد. دریدا در هریک از این مقالات، که نوعی سکوی پرتاب شمرده میشوند، بعضی درونمایههای بنیادی و روشهای کلیدی اندیشمندان بزرگ عصر خویش (روسه، فوکو، ژابس، هوسرل، هایدگر، لویناس، ارتو، فروید، باتای، لوی استروس و …) را مورد سنجش قرار میدهد. از خلال این سنجش، خطوط و عناصر شکلدهندهی فضای اندیشهٔ دریدایی اندکاندک چهره مینمایند تا در آثار بعدی او سیمای مشخصتری پیدا کنند. تنوع، غنا و اهمیت مسائل مطرحشده، شیوهٔ پرسشگری و نقد دریدا در این جستارها تولد اندیشمندی را بشارت میداد که برای ماندن آمده بود و تأثیر انکارناپذیرش بر اقلیم فلسفی زمانهاش گواه آن بوده است.
نوشتار و تفاوت؛ ژاک دریدا؛ ترجمهٔ عبدالکریم رشیدیان
اثر شایستهٔ تقدیر در سیوپنجمین دورهٔ کتاب سال، بخش فلسفهٔ غرب (۱۳۹۶)
هيچ بازى تقدير دوامى نمىآرد
اندوه و شادى هريک به نوبت مىآيند و مىروند
و نوبت شادى كوتاهتر.
آن كه شادمانه بر فراز نشسته
به ساعتى در ژرفترين ژرفاها فرومىافتد
و آن كه ديهيم شاهى به سر دارد
و چون سرى بجنباند
مادها و هندوها، همسايگان آفتاب،
شمشير در نيام مىكنند،
آنگاه كه چوبدست شاهى به دست لرزان بگيرد
پيشاپيش فر و شكوه خود را فروريخته بيند
و از بخت لرزان و تقدير بىنشان
به هراس افتد.
از نمایشنامهٔ توئستس
مجموعهٔ زنان تروا و توئستس
سنکا
ترجمهٔ عبدالله کوثری
هيچ بازى تقدير دوامى نمىآرد
اندوه و شادى هريک به نوبت مىآيند و مىروند
و نوبت شادى كوتاهتر.
آن كه شادمانه بر فراز نشسته
به ساعتى در ژرفترين ژرفاها فرومىافتد
و آن كه ديهيم شاهى به سر دارد
و چون سرى بجنباند
مادها و هندوها، همسايگان آفتاب،
شمشير در نيام مىكنند،
آنگاه كه چوبدست شاهى به دست لرزان بگيرد
پيشاپيش فر و شكوه خود را فروريخته بيند
و از بخت لرزان و تقدير بىنشان
به هراس افتد.
از نمایشنامهٔ توئستس
مجموعهٔ زنان تروا و توئستس
سنکا
ترجمهٔ عبدالله کوثری
Forwarded from نشر نی
نشر نی برگزار میکند:
کتاب مقدس، ادبیات، مطالعات ادیان
بهمناسبت پایان ترجمهٔ کتاب مقدس به قلم پیروز سیار
با حضور:
هوشنگ رهنما
شهرام پازوکی
شاپور اعتماد
آلاء وحیدنیا
پیروز سیار
زمان: دوشنبه ۱۴ آبانماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
نشر نی برگزار میکند:
کتاب مقدس، ادبیات، مطالعات ادیان
بهمناسبت پایان ترجمهٔ کتاب مقدس به قلم پیروز سیار
با حضور:
هوشنگ رهنما
شهرام پازوکی
شاپور اعتماد
آلاء وحیدنیا
پیروز سیار
زمان: دوشنبه ۱۴ آبانماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
از نظر هابز آنچه انسان را از شرارت و تباهى در وضع طبيعى به مدنيت رهنمون مىشود، شناخت و پذيرش تكليف و وظيفه است نه حق و حقوق.
آنچه ما را «آدم» مىكند، دانش وظيفهشناسى است، وگرنه حيوانات هم مانند انسان مىتوانند حق و حقوقى داشته باشند، درحالىكه تكليف و وظيفه نمىشناسند. آنچه آدمى را مدنى و متمدن مىسازد، تكليف است نه حق.
اين ديدگاه هابز، در عصر سلطهٔ گفتمان مردمسالارى و حقوق بشر، ممكن است «محافظهكارانه»، «ضد دموكراسى»، «سلطنتطلبانه»، «اشرافىمآب» و «بدبينانه» بهنظر برسد. اما واقعيت اين است كه حكومتها و دولتها، هميشه و همواره، از هر شكل و نوعى، ازجمله دولتهاى پارلمانى و حكومتهاى مردمسالار امروز، بهشيوههاى آشكار و پنهان و از طريق دستگاههاى عقيدتى و فكرى و انتظامى و نظامى و امنيتى، تكاليف و وظايف اتباع و شهروندان را در قالب قوانين گوناگون معيّن مىكنند و با كاربرد ضمانت اجراهاى گوناگون قانونى و جزايى و اجتماعى و حقوقى اجراى آن تكاليف و وظايف را تضمين مىنمايند.
از کتابِ بهیموت
یا پارلمان طولانی
توماس هابز
ترجمهٔ حسین بشیریه
از نظر هابز آنچه انسان را از شرارت و تباهى در وضع طبيعى به مدنيت رهنمون مىشود، شناخت و پذيرش تكليف و وظيفه است نه حق و حقوق.
آنچه ما را «آدم» مىكند، دانش وظيفهشناسى است، وگرنه حيوانات هم مانند انسان مىتوانند حق و حقوقى داشته باشند، درحالىكه تكليف و وظيفه نمىشناسند. آنچه آدمى را مدنى و متمدن مىسازد، تكليف است نه حق.
اين ديدگاه هابز، در عصر سلطهٔ گفتمان مردمسالارى و حقوق بشر، ممكن است «محافظهكارانه»، «ضد دموكراسى»، «سلطنتطلبانه»، «اشرافىمآب» و «بدبينانه» بهنظر برسد. اما واقعيت اين است كه حكومتها و دولتها، هميشه و همواره، از هر شكل و نوعى، ازجمله دولتهاى پارلمانى و حكومتهاى مردمسالار امروز، بهشيوههاى آشكار و پنهان و از طريق دستگاههاى عقيدتى و فكرى و انتظامى و نظامى و امنيتى، تكاليف و وظايف اتباع و شهروندان را در قالب قوانين گوناگون معيّن مىكنند و با كاربرد ضمانت اجراهاى گوناگون قانونى و جزايى و اجتماعى و حقوقى اجراى آن تكاليف و وظايف را تضمين مىنمايند.
از کتابِ بهیموت
یا پارلمان طولانی
توماس هابز
ترجمهٔ حسین بشیریه
نشر نی با همکاری انتشارات هرمس برگزار میکند:
کتاب مقدس، ادبیات، مطالعات ادیان
بهمناسبت پایان ترجمهٔ کتاب مقدس به قلم پیروز سیار
با حضور:
هوشنگ رهنما
شهرام پازوکی
شاپور اعتماد
آلاء وحیدنیا
پیروز سیار
امروز دوشنبه ۱۴ آبانماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
نشر نی با همکاری انتشارات هرمس برگزار میکند:
کتاب مقدس، ادبیات، مطالعات ادیان
بهمناسبت پایان ترجمهٔ کتاب مقدس به قلم پیروز سیار
با حضور:
هوشنگ رهنما
شهرام پازوکی
شاپور اعتماد
آلاء وحیدنیا
پیروز سیار
امروز دوشنبه ۱۴ آبانماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
ورود برای عموم آزاد است.
Audio
فایل صوتی جلسهٔ «کتاب مقدس، ادبیات، مطالعات ادیان»
بهمناسبت پایان ترجمهٔ کتاب مقدس به قلم پیروز سیار
با حضور:
هوشنگ رهنما
شهرام پازوکی
شاپور اعتماد
آلاء وحیدنیا
پیروز سیار
لینک ویدئو جلسه در آپارات
فایل صوتی جلسهٔ «کتاب مقدس، ادبیات، مطالعات ادیان»
بهمناسبت پایان ترجمهٔ کتاب مقدس به قلم پیروز سیار
با حضور:
هوشنگ رهنما
شهرام پازوکی
شاپور اعتماد
آلاء وحیدنیا
پیروز سیار
لینک ویدئو جلسه در آپارات
در مقابل اين بليّهٔ هايله كه دقيقه به دقيقه نزديک مىشود تكليف چيست؟ چه بايد كرد كه ما هم مثل ملل خارجه در ملک اجداد خود صاحب حق زندگى بمانيم؟
از روى تجربهٔ چندين ساله، خوب مىدانيم كه شما به اين سؤال من چه جواب خواهيد گفت.
خواهيد گفت: بايد بناى كار را بر عدالت گذاشت، بايد امور دولت را نظم داد. بايد اغراض شخصى را كنار گذاشت، بايد خلق ايران را تربيت كرد، بايد مملكت را آباد، خزانه را معمور و حقوق دولت و ملت را همهجا محكم نگاه داشت.
بر جميع اين نصايح كه مطابق عقل و در خور فهم هر ذىشعور است، فقط يک كلمه جواب دارم.
مىگويم: چند هزار سال است همهٔ اين نصايح را جميع عقلا و حكما و علما و مرشدين و شعرا و دراويش و نقّالهاى ما به فصاحتى كه بالاتر از آن نباشد، يک قرار تكرار كرده و تكرار مىكنند و هيچیک از اين نصايح به هيچیک از دردهاى ما به قدر ذره [اى] فايده نبخشيده است.
از «رسالههای میرزا ملکمخان ناظمالدّوله»
گردآوری و مقدمه: حجتالله اصیل
در مقابل اين بليّهٔ هايله كه دقيقه به دقيقه نزديک مىشود تكليف چيست؟ چه بايد كرد كه ما هم مثل ملل خارجه در ملک اجداد خود صاحب حق زندگى بمانيم؟
از روى تجربهٔ چندين ساله، خوب مىدانيم كه شما به اين سؤال من چه جواب خواهيد گفت.
خواهيد گفت: بايد بناى كار را بر عدالت گذاشت، بايد امور دولت را نظم داد. بايد اغراض شخصى را كنار گذاشت، بايد خلق ايران را تربيت كرد، بايد مملكت را آباد، خزانه را معمور و حقوق دولت و ملت را همهجا محكم نگاه داشت.
بر جميع اين نصايح كه مطابق عقل و در خور فهم هر ذىشعور است، فقط يک كلمه جواب دارم.
مىگويم: چند هزار سال است همهٔ اين نصايح را جميع عقلا و حكما و علما و مرشدين و شعرا و دراويش و نقّالهاى ما به فصاحتى كه بالاتر از آن نباشد، يک قرار تكرار كرده و تكرار مىكنند و هيچیک از اين نصايح به هيچیک از دردهاى ما به قدر ذره [اى] فايده نبخشيده است.
از «رسالههای میرزا ملکمخان ناظمالدّوله»
گردآوری و مقدمه: حجتالله اصیل