Forwarded from نشستهای گفتار و انديشه
🔸چه باشد آنچه خوانندش سیاست
🔹 بررسی کتابِ سیاست چیست
کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی
آدریان لفتویچ
ترجمهی مصطفی تاجزاده و فروغ قلیپور
"کتاب سیاست چیست؟" مروری بر نگرشهای متنوع درباره این فعالیت و رشته علمی است.
🖊 جواد حیدری (عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد)
📌 روزنامه هممیهن ۱۴۰۳/۰۷/۰۷
▪️سیاست، به مثابه یک فعالیت، یکی از مهمترین جنبههای زندگی انسانی است که بر همه چیز از روابط شخصی تا دیپلماسی جهانی تأثیر میگذارد. با این حال، واژهی سیاست مبهم و چندوجهی است و در نظر افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. کتاب، کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی، که با ویراستاری آدریان لفتویچ، به عنوان پلی برای درک پیچیدگیهای غنی سیاست از طریق ارائهی دیدگاههای متنوع عمل میکند. این کتاب که برای اولین بار در سال ۲۰۰۴ منتشر شده، مجموعهای از مقالات نویسندگان برجسته را گرد هم میآورد تا مفهوم سیاست، دامنهی آن، و اهمیتش را مورد بررسی و بحث قرار دهند.
▪️عنوان کتاب به تمرکز دوگانهی آن اشاره دارد: سیاست به عنوان یک فعالیت زنده (آنچه مردم انجام میدهند/سیاستورزی) و سیاست به عنوان یک رشتهی علمی (آنچه مردم مطالعه میکنند/سیاستشناسی). سیاست با حرف کوچک "p" به فعالیتهای روزمرهی مذاکره، مبارزه برای قدرت، و تصمیمگیری در جامعه اشاره دارد. در مقابل، سیاست با حرف بزرگ "P" به مطالعهی آکادمیک، نظریهها، روشها و مفاهیمی اشاره میکند که دانشمندان برای درک و تحلیل رفتارهای سیاسی توسعه دادهاند.
▪️این کتاب برای کمک به دانشجویان دورهی کارشناسی و تحصیلات تکمیلی نوشته شده است تا این رشتهی علمی را درک کنند. اما این کتاب افزون بر این به نوشتهای قابلتأمل برای محققان علوم سیاسی است که با روشهای مختلفی دست و پنجه نرم میکنند که میتوان سیاست را درک کرد.
اهداف اصلی کتاب
۱. ارائهی دیدگاههای متنوع: کتاب به یک تعریف واحد از سیاست پایبند نیست. در عوض، مجموعهای از دیدگاهها دربارهی مفهوم سیاست را گرد هم میآورد. این دیدگاهها از تعاریف کلاسیک حکومت گرفته تا رویکردهای معاصر مانند سیاستهای فمینیستی و محیط زیستی در نوسان است. با ارائهی این دیدگاههای متفاوت، کتاب به خوانندگان کمک میکند تا ماهیت گسترده و پیچیدهی سیاست را بهتر درک کنند.
۲. مقایسهی سیاست به عنوان فعالیت و به عنوان یک رشته: هدف اصلی کتاب تمایز قائل شدن بین سیاست به عنوان یک فعالیت (سیاستورزی)—چیزی که هر روز در محیطهای واقعی اتفاق میافتد—و سیاست به عنوان یک رشتهی رسمی، یعنی مطالعهی این فعالیتها در زمینهی آکادمیک است. این مقایسه مهم است، زیرا نشان میدهد که چگونه مطالعهی سیاست میتواند بر روی نحوهی سیاستورزی تأثیر بگذارد و برعکس.
۳. تشویق به بحث انتقادی: کتاب نه تنها برای معرفی ایدهها طراحی شده است بلکه برای تحریک بحث و تبادل نظر نیز نوشته شده است. این کتاب خوانندگان را به تفکر انتقادی دربارهی معنای سیاست، عملکرد آن، و اهمیت آن دعوت میکند. از طریق این بحثها، دانشجویان و پژوهشگران میتوانند درک عمیقتری از تکامل نظریه و عمل سیاسی پیدا کنند.
برای مطالعه متن کامل این یادداشت اینجا را لمس کنید.
@goftar_andisheh
🔹 بررسی کتابِ سیاست چیست
کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی
آدریان لفتویچ
ترجمهی مصطفی تاجزاده و فروغ قلیپور
"کتاب سیاست چیست؟" مروری بر نگرشهای متنوع درباره این فعالیت و رشته علمی است.
🖊 جواد حیدری (عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد)
📌 روزنامه هممیهن ۱۴۰۳/۰۷/۰۷
▪️سیاست، به مثابه یک فعالیت، یکی از مهمترین جنبههای زندگی انسانی است که بر همه چیز از روابط شخصی تا دیپلماسی جهانی تأثیر میگذارد. با این حال، واژهی سیاست مبهم و چندوجهی است و در نظر افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. کتاب، کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی، که با ویراستاری آدریان لفتویچ، به عنوان پلی برای درک پیچیدگیهای غنی سیاست از طریق ارائهی دیدگاههای متنوع عمل میکند. این کتاب که برای اولین بار در سال ۲۰۰۴ منتشر شده، مجموعهای از مقالات نویسندگان برجسته را گرد هم میآورد تا مفهوم سیاست، دامنهی آن، و اهمیتش را مورد بررسی و بحث قرار دهند.
▪️عنوان کتاب به تمرکز دوگانهی آن اشاره دارد: سیاست به عنوان یک فعالیت زنده (آنچه مردم انجام میدهند/سیاستورزی) و سیاست به عنوان یک رشتهی علمی (آنچه مردم مطالعه میکنند/سیاستشناسی). سیاست با حرف کوچک "p" به فعالیتهای روزمرهی مذاکره، مبارزه برای قدرت، و تصمیمگیری در جامعه اشاره دارد. در مقابل، سیاست با حرف بزرگ "P" به مطالعهی آکادمیک، نظریهها، روشها و مفاهیمی اشاره میکند که دانشمندان برای درک و تحلیل رفتارهای سیاسی توسعه دادهاند.
▪️این کتاب برای کمک به دانشجویان دورهی کارشناسی و تحصیلات تکمیلی نوشته شده است تا این رشتهی علمی را درک کنند. اما این کتاب افزون بر این به نوشتهای قابلتأمل برای محققان علوم سیاسی است که با روشهای مختلفی دست و پنجه نرم میکنند که میتوان سیاست را درک کرد.
اهداف اصلی کتاب
۱. ارائهی دیدگاههای متنوع: کتاب به یک تعریف واحد از سیاست پایبند نیست. در عوض، مجموعهای از دیدگاهها دربارهی مفهوم سیاست را گرد هم میآورد. این دیدگاهها از تعاریف کلاسیک حکومت گرفته تا رویکردهای معاصر مانند سیاستهای فمینیستی و محیط زیستی در نوسان است. با ارائهی این دیدگاههای متفاوت، کتاب به خوانندگان کمک میکند تا ماهیت گسترده و پیچیدهی سیاست را بهتر درک کنند.
۲. مقایسهی سیاست به عنوان فعالیت و به عنوان یک رشته: هدف اصلی کتاب تمایز قائل شدن بین سیاست به عنوان یک فعالیت (سیاستورزی)—چیزی که هر روز در محیطهای واقعی اتفاق میافتد—و سیاست به عنوان یک رشتهی رسمی، یعنی مطالعهی این فعالیتها در زمینهی آکادمیک است. این مقایسه مهم است، زیرا نشان میدهد که چگونه مطالعهی سیاست میتواند بر روی نحوهی سیاستورزی تأثیر بگذارد و برعکس.
۳. تشویق به بحث انتقادی: کتاب نه تنها برای معرفی ایدهها طراحی شده است بلکه برای تحریک بحث و تبادل نظر نیز نوشته شده است. این کتاب خوانندگان را به تفکر انتقادی دربارهی معنای سیاست، عملکرد آن، و اهمیت آن دعوت میکند. از طریق این بحثها، دانشجویان و پژوهشگران میتوانند درک عمیقتری از تکامل نظریه و عمل سیاسی پیدا کنند.
برای مطالعه متن کامل این یادداشت اینجا را لمس کنید.
@goftar_andisheh
هممیهن
چه باشد آنچه خوانندش سیاست
کتاب سیاست به یک تعریف واحد از سیاست پایبند نیست. در عوض، مجموعهای از دیدگاهها دربارهی مفهوم سیاست را گرد هم میآورد. این دیدگاهها از تعاریف کلاسیک حکومت گرفته تا رویکردهای معاصر مانند سیاستهای فمینیستی و محیطزیستی در نوسان است. با ارائهی این…
👍1
منتشر شد
«اودوسئوس و پنلوپه»
نمایشنامه
نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا
ترجمهٔ علیرضا شفیعینسب
از مجموعهٔ جهان نمایش
○ ای اودوسئوس، سراپای تو آهنین است و نیرویت به جا میماند، اما همراهان تو از ماندگی و خوابآلودی از پا درآمدهاند. گرسنگی و تشنگی نیز امان ما را بریده است. اگر در این جزیره استراحت نکنیم، دیگر پارو نمیتوانیم زد و عنقریب در دریا سرگردان میشویم. اگر ناگهان طوفانی سر برسد، چگونه میتوان از چنگال مرگ گریخت؟ بگذار امشب را در اینجا بیاساییم تا فردا به راه خود ادامه دهیم.
از صفحهٔ ۵۷ کتاب
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
منتشر شد
«اودوسئوس و پنلوپه»
نمایشنامه
نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا
ترجمهٔ علیرضا شفیعینسب
از مجموعهٔ جهان نمایش
○ ای اودوسئوس، سراپای تو آهنین است و نیرویت به جا میماند، اما همراهان تو از ماندگی و خوابآلودی از پا درآمدهاند. گرسنگی و تشنگی نیز امان ما را بریده است. اگر در این جزیره استراحت نکنیم، دیگر پارو نمیتوانیم زد و عنقریب در دریا سرگردان میشویم. اگر ناگهان طوفانی سر برسد، چگونه میتوان از چنگال مرگ گریخت؟ بگذار امشب را در اینجا بیاساییم تا فردا به راه خود ادامه دهیم.
از صفحهٔ ۵۷ کتاب
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
چاپ هفتم منتشر شد
«ابن بطوطه»
محمدعلی موحد
سفرنامهی ابن بطوطه، سیاح مراکشی گویاترین و زندهترین سند فرهنگی جهان اسلام است که از قرن هشتم هجری (چهاردم میلادی) به دست ما رسیده است. سفرنامهی وی، آیینهای است که زیر و روی جوامع اسلامی روزگار در آن منعکس است. نهتنها سیره و عملکرد طبقات حاکم و نگرش و روش پادشاهان و دیوانیان که راه و رسم عالمان و فقیهان، مراسم و آداب تشریفات جاری، چگونگی گذران مردم، مدرسهها و خانقاهها، شادیها و ماتمها و در یک کلمه احوال و اوضاع اجتماعی و سیاسی و فرهنگی؛ این همه را از خلال سفرنامهی ابن بطوطه توان دید.
دکتر محمدعلی موحد که پیشتر در ترجمهی سفرنامهی ابن بطوطه به فارسی همت گماشته بود با تألیف کتاب پیش رو جذابترین و تکاندهندهترین بخشهای کتاب سفرنامه را بازسازی و برجسته کرده است. مؤلف مسائل مهمی از قبیل نقش فردی و اجتماعی زنان، قدرت سیاسی، دین و دولت، آموزش و فرهنگ و بسیاری موضوعات مهم دیگر را با تحقیق در سفرنامهی ابن بطوطه و منابع دیگر آن روزگار به نحوی خواندنی حتی برای خوانندهی غیرمتخصص ترسیم کرده است.
چاپ هفتم منتشر شد
«ابن بطوطه»
محمدعلی موحد
سفرنامهی ابن بطوطه، سیاح مراکشی گویاترین و زندهترین سند فرهنگی جهان اسلام است که از قرن هشتم هجری (چهاردم میلادی) به دست ما رسیده است. سفرنامهی وی، آیینهای است که زیر و روی جوامع اسلامی روزگار در آن منعکس است. نهتنها سیره و عملکرد طبقات حاکم و نگرش و روش پادشاهان و دیوانیان که راه و رسم عالمان و فقیهان، مراسم و آداب تشریفات جاری، چگونگی گذران مردم، مدرسهها و خانقاهها، شادیها و ماتمها و در یک کلمه احوال و اوضاع اجتماعی و سیاسی و فرهنگی؛ این همه را از خلال سفرنامهی ابن بطوطه توان دید.
دکتر محمدعلی موحد که پیشتر در ترجمهی سفرنامهی ابن بطوطه به فارسی همت گماشته بود با تألیف کتاب پیش رو جذابترین و تکاندهندهترین بخشهای کتاب سفرنامه را بازسازی و برجسته کرده است. مؤلف مسائل مهمی از قبیل نقش فردی و اجتماعی زنان، قدرت سیاسی، دین و دولت، آموزش و فرهنگ و بسیاری موضوعات مهم دیگر را با تحقیق در سفرنامهی ابن بطوطه و منابع دیگر آن روزگار به نحوی خواندنی حتی برای خوانندهی غیرمتخصص ترسیم کرده است.
چاپ سوم منتشر شد
«کتاب آواز»
رمزگشایی آواز ایرانی براساس ردیف عبدالله دوامی
داریوش طلایی
کتاب آواز پروژهای است که به آواز ایرانی اختصاص دارد و جلد اول آن را با عنوان رمزگشایی آواز ایرانی پیش رو دارید. مجلدات بعدی این کتاب به جوانب دیگر آواز، از جمله سبکشناسی آواز ایرانی، خواهد پرداخت.با اینکه آواز مهمترین بخش موسیقی ایرانی را تشکیل میدهد، به امر آموزش آن، در مقایسه با سازها، بسیار کمتوجهی شده است. کتاب رمزگشایی آواز ایرانی به قصد بنیانگذاری علم شناخت آواز به نام آوازشناسی و سپس آموزش آن به روش علمی، عملی (متدیک)، و آکادمیک تألیف شده است.
چاپ سوم منتشر شد
«کتاب آواز»
رمزگشایی آواز ایرانی براساس ردیف عبدالله دوامی
داریوش طلایی
کتاب آواز پروژهای است که به آواز ایرانی اختصاص دارد و جلد اول آن را با عنوان رمزگشایی آواز ایرانی پیش رو دارید. مجلدات بعدی این کتاب به جوانب دیگر آواز، از جمله سبکشناسی آواز ایرانی، خواهد پرداخت.با اینکه آواز مهمترین بخش موسیقی ایرانی را تشکیل میدهد، به امر آموزش آن، در مقایسه با سازها، بسیار کمتوجهی شده است. کتاب رمزگشایی آواز ایرانی به قصد بنیانگذاری علم شناخت آواز به نام آوازشناسی و سپس آموزش آن به روش علمی، عملی (متدیک)، و آکادمیک تألیف شده است.
چگونه درودى سر دهم كه نه از كوتاهى نارسا باشد
و نه از بلندى ملال فزايد؟
چه بسيارند آنان كه خود را راستْكار وامىنمايند
تا بر گناهِ كرده پرده پوشند.
چه بسيار مردان كه ناله بر لب دارند
بى آنكه نيش اندوهى دلهاشان را گزيده باشد.
و نيز بسا مردان كه لبخند بر لب مىآرند
اگرچه در چشمانشان نورى و در دلهاشان سرورى نيست.
از مجموعه آثار آیسخولوس؛ نمایشنامهٔ آگاممنون؛ ترجمهٔ عبدالله کوثری.
چگونه درودى سر دهم كه نه از كوتاهى نارسا باشد
و نه از بلندى ملال فزايد؟
چه بسيارند آنان كه خود را راستْكار وامىنمايند
تا بر گناهِ كرده پرده پوشند.
چه بسيار مردان كه ناله بر لب دارند
بى آنكه نيش اندوهى دلهاشان را گزيده باشد.
و نيز بسا مردان كه لبخند بر لب مىآرند
اگرچه در چشمانشان نورى و در دلهاشان سرورى نيست.
از مجموعه آثار آیسخولوس؛ نمایشنامهٔ آگاممنون؛ ترجمهٔ عبدالله کوثری.
منتشر شد
«رقص آدمکهای کاغذی»
نوشتهٔ سعید توکلی
رمان
این پسر مرا یاد خودم میاندازد. چهرهٔ آفتابسوختهاش نه، تقدیرش را میگویم. تقدیر بازیگوشی دارد. آدمکهای کاغذی برایش میرقصند، حتی بیشتر از آنچه دیده بودم. باورت میشود؟ آدمی نباید اینقدر گرفتار و اینقدر تنها باشد. او از من هم شکنندهتر است. هر بار که نگاهش میکنم دهانم تلخ میشود. اولینبار که روبهرویم ایستاد ترسیدم. توی چشمهایش اندوه موج میزد. چه میکردم؟ با تقدیر که نمیشود جنگید. مگر زور آدمی به تقدیر میرسد؟
از صفحهٔ ۱۲۱ کتاب
منتشر شد
«رقص آدمکهای کاغذی»
نوشتهٔ سعید توکلی
رمان
این پسر مرا یاد خودم میاندازد. چهرهٔ آفتابسوختهاش نه، تقدیرش را میگویم. تقدیر بازیگوشی دارد. آدمکهای کاغذی برایش میرقصند، حتی بیشتر از آنچه دیده بودم. باورت میشود؟ آدمی نباید اینقدر گرفتار و اینقدر تنها باشد. او از من هم شکنندهتر است. هر بار که نگاهش میکنم دهانم تلخ میشود. اولینبار که روبهرویم ایستاد ترسیدم. توی چشمهایش اندوه موج میزد. چه میکردم؟ با تقدیر که نمیشود جنگید. مگر زور آدمی به تقدیر میرسد؟
از صفحهٔ ۱۲۱ کتاب
فروید در نامهای به ریچارد دایرـبنیت مینویسد: من وانمود نمیکنم که هدف باید تبدیل انسانها به خدایان و تبدیل زمین به بهشت باشد؛ آنچه بیشتر یادآور افکار کهنه است، بیآنکه درست باشد. سرشت ما انسانها بر طبیعت حیوانیمان استوار است، ما هرگز نمیتوانیم ماهیتی خدایگونه به خود بگیریم. زمین سیارۀ کوچکی است و درخور تبدیل شدن به “بهشت” نیست.
آنچه در بررسیهای فروید برای ما بیش از جنبههای حقوقی و تشکیلاتی مسئلۀ جنگ اهمیت و جذابیت دارد، آگاهی از آراء و افکار او در جایگاه دانشمندی آشنا به غرایز انسانی است. آینشتاین در پرسشهای خود از فروید، به نکتهای اشاره میکند که پاسخ فروید به آن در واقع شروع بررسی روانشناسانۀ وی از پدیدۀ جنگ است؛ در واقع هر دو بر این باورند که علل اصلی بروز پدیدۀ شوم جنگ را نباید صرفاً در جهان سیاست و دنیای اقتصاد جستوجو کرد. بیتردید قدرتطلبی و زیادهخواهی و گرایشهای توسعهطلبانۀ قدرتهای کوچک و بزرگ، و نیز استبداد رأی دیکتاتورها و سوداگریهای صاحبان صنایع نظامی، از علل وقوع جنگها است.
از کتابِ چرا جنگ؟
تدوین و ترجمهٔ خسرو ناقد
فروید در نامهای به ریچارد دایرـبنیت مینویسد: من وانمود نمیکنم که هدف باید تبدیل انسانها به خدایان و تبدیل زمین به بهشت باشد؛ آنچه بیشتر یادآور افکار کهنه است، بیآنکه درست باشد. سرشت ما انسانها بر طبیعت حیوانیمان استوار است، ما هرگز نمیتوانیم ماهیتی خدایگونه به خود بگیریم. زمین سیارۀ کوچکی است و درخور تبدیل شدن به “بهشت” نیست.
آنچه در بررسیهای فروید برای ما بیش از جنبههای حقوقی و تشکیلاتی مسئلۀ جنگ اهمیت و جذابیت دارد، آگاهی از آراء و افکار او در جایگاه دانشمندی آشنا به غرایز انسانی است. آینشتاین در پرسشهای خود از فروید، به نکتهای اشاره میکند که پاسخ فروید به آن در واقع شروع بررسی روانشناسانۀ وی از پدیدۀ جنگ است؛ در واقع هر دو بر این باورند که علل اصلی بروز پدیدۀ شوم جنگ را نباید صرفاً در جهان سیاست و دنیای اقتصاد جستوجو کرد. بیتردید قدرتطلبی و زیادهخواهی و گرایشهای توسعهطلبانۀ قدرتهای کوچک و بزرگ، و نیز استبداد رأی دیکتاتورها و سوداگریهای صاحبان صنایع نظامی، از علل وقوع جنگها است.
از کتابِ چرا جنگ؟
تدوین و ترجمهٔ خسرو ناقد
منتشر شد
«ژک لکان»
زندگی و نظام فکری
الیزابت رودینسکو
ترجمهٔ ناتاشا محرمزاده و ملیکا خوشنژاد
کتاب حاضر به بررسی سیما، کارنامه و میراث فکری ژک لکان میپردازد، یکی از روانکاوان تأثیرگذار و بحثبرانگیز قرن بیستم که دلبستهٔ حقیقت بود و نظریاتش همچنان موضوع بحثهای داغ در عالم روانکاوی و دیگر حوزههای علوم انسانی است. تردیدی نیست که نویسندهٔ این کتاب، الیزابت رودینسکو، برای تکمیل پروژهٔ خود میبایست با بسیاری منابع ضدونقیض دستوپنجه نرم کند تا نتیجهٔ تحقیق او هم شامل آرای لکانیهای ارتدکس بشود، هم نظریات لکانیهای میانهرو را دربر بگیرد و هم به آرای آنانی که با هر دو گروه سر ستیز دارند مختصر اشارهای کرده باشد. از این رو، با اثری روبهرو هستیم که، ضمن پرهیز از هرگونه ایدئالسازیِ خاص تذکرهنویسان، از ارائهٔ سیمای قدیسی پالوده از خطا پرهیز میکند. کتاب بلافاصله پس از انتشار با طوفان نقدهای مثبت و منفی روبهرو شد؛ اما امروز کمتر پژوهشگری است که به روانکاوی فرویدی ـ لکانی علاقهمند باشد و در منابع و مآخذ به کتاب ژک لکان: زندگی و نظام فکری برنخورد، یا خود را از تورق آن یا ارجاع به آن بینیاز ببیند.
بخشی از کتاب
منتشر شد
«ژک لکان»
زندگی و نظام فکری
الیزابت رودینسکو
ترجمهٔ ناتاشا محرمزاده و ملیکا خوشنژاد
کتاب حاضر به بررسی سیما، کارنامه و میراث فکری ژک لکان میپردازد، یکی از روانکاوان تأثیرگذار و بحثبرانگیز قرن بیستم که دلبستهٔ حقیقت بود و نظریاتش همچنان موضوع بحثهای داغ در عالم روانکاوی و دیگر حوزههای علوم انسانی است. تردیدی نیست که نویسندهٔ این کتاب، الیزابت رودینسکو، برای تکمیل پروژهٔ خود میبایست با بسیاری منابع ضدونقیض دستوپنجه نرم کند تا نتیجهٔ تحقیق او هم شامل آرای لکانیهای ارتدکس بشود، هم نظریات لکانیهای میانهرو را دربر بگیرد و هم به آرای آنانی که با هر دو گروه سر ستیز دارند مختصر اشارهای کرده باشد. از این رو، با اثری روبهرو هستیم که، ضمن پرهیز از هرگونه ایدئالسازیِ خاص تذکرهنویسان، از ارائهٔ سیمای قدیسی پالوده از خطا پرهیز میکند. کتاب بلافاصله پس از انتشار با طوفان نقدهای مثبت و منفی روبهرو شد؛ اما امروز کمتر پژوهشگری است که به روانکاوی فرویدی ـ لکانی علاقهمند باشد و در منابع و مآخذ به کتاب ژک لکان: زندگی و نظام فکری برنخورد، یا خود را از تورق آن یا ارجاع به آن بینیاز ببیند.
بخشی از کتاب
در دست انتشار
«تشیع، همبستگی و مخاطره هویتگرایی»
ادوار اجتماعی فعالیتهای خیریهٔ نهاد دین
آرمان ذاکری
یافتههای این اثر نشان میدهد علمای شیعه تاکنون نتوانستهاند متناسب با مسائل اجتماعی روز جامعه، نظامِ فکری و نیرویِ اجتماعی خود را بهگونهای بازسازی کنند که بتوانند در حوزههایی مانند فقر و بیکاری و اعتیاد و روسپیگری نقشی ویژه ایفا کنند. در شرایط اضطرار اقتصادی ناشی از ترکیب سیاستهای نولیبرال با تحریمهای اقتصادی و ناکارآمدیهای دولتها در ایران، علما هیچ گفتار یا سازمان منسجمی برای مواجهه با این وضعیت ندارند. به همین دلیل در چند دههٔ گذشته مدام از مسائل اجتماعی و اقتصادی عامهٔ مردم فاصله گرفتهاند و بخشی از مشروعیت خود را از دست دادهاند.
… مطالعهٔ فعالیتهای خیریهٔ مراجع تقلید شیعه در سدهٔ گذشته نشان میدهد این فعالیتها از ابتدای دههٔ هفتاد، با پیدا شدن جهتگیری هویتگرایانه، دچار دگردیسی مهمی شده است…. نهاد دین اکنون در موقعیتی است که میبایست میان دو جنس همبستگیِ متضاد انتخاب کند: هویتگرا شدن یا اجتماعی شدن؟...
در دست انتشار
«تشیع، همبستگی و مخاطره هویتگرایی»
ادوار اجتماعی فعالیتهای خیریهٔ نهاد دین
آرمان ذاکری
یافتههای این اثر نشان میدهد علمای شیعه تاکنون نتوانستهاند متناسب با مسائل اجتماعی روز جامعه، نظامِ فکری و نیرویِ اجتماعی خود را بهگونهای بازسازی کنند که بتوانند در حوزههایی مانند فقر و بیکاری و اعتیاد و روسپیگری نقشی ویژه ایفا کنند. در شرایط اضطرار اقتصادی ناشی از ترکیب سیاستهای نولیبرال با تحریمهای اقتصادی و ناکارآمدیهای دولتها در ایران، علما هیچ گفتار یا سازمان منسجمی برای مواجهه با این وضعیت ندارند. به همین دلیل در چند دههٔ گذشته مدام از مسائل اجتماعی و اقتصادی عامهٔ مردم فاصله گرفتهاند و بخشی از مشروعیت خود را از دست دادهاند.
… مطالعهٔ فعالیتهای خیریهٔ مراجع تقلید شیعه در سدهٔ گذشته نشان میدهد این فعالیتها از ابتدای دههٔ هفتاد، با پیدا شدن جهتگیری هویتگرایانه، دچار دگردیسی مهمی شده است…. نهاد دین اکنون در موقعیتی است که میبایست میان دو جنس همبستگیِ متضاد انتخاب کند: هویتگرا شدن یا اجتماعی شدن؟...
«همۀ فرمولهای قدیمی، فرمول کلاسیک، فرمول رمانتیک، همه بر اساس قرارداد و قطع سیستماتیکِ واقعیت بنا شدهاند. یعنی فرض را بر این گرفتهاند که واقعیت شرمآور است و سعی میکنند از آن یک عصاره، یک شعر، بیرون بکشند با این بهانه که باید طبیعت را هرزهزدایی کرد و تعالی بخشید. تا به امروز، در مکتبهای ادبی گوناگون اختلاف فقط بر سر این بوده که به واقعیت چه لباس مبدلی باید پوشاند تا در انظار عمومی هرزه به نظر نیاید. در اصل، این تغییر پوشش چندان مهم نیست و کارناوال طبیعت ادامه دارد. اما امروز، ناتورالیستها آمدهاند اعلام کنند که حقیقت به رخت و لباس احتیاجی ندارد؛ حقیقت باید عریان گام بردارد. باز هم تکرار میکنم، مشاجره فقط بر سر همین است...»
از مقدمهٔ نمایشنامهٔ «رنه و مادلن»
امیل زولا
ترجمهٔ نگار یونسزاده
از مجموعهٔ جهان نمایش
«همۀ فرمولهای قدیمی، فرمول کلاسیک، فرمول رمانتیک، همه بر اساس قرارداد و قطع سیستماتیکِ واقعیت بنا شدهاند. یعنی فرض را بر این گرفتهاند که واقعیت شرمآور است و سعی میکنند از آن یک عصاره، یک شعر، بیرون بکشند با این بهانه که باید طبیعت را هرزهزدایی کرد و تعالی بخشید. تا به امروز، در مکتبهای ادبی گوناگون اختلاف فقط بر سر این بوده که به واقعیت چه لباس مبدلی باید پوشاند تا در انظار عمومی هرزه به نظر نیاید. در اصل، این تغییر پوشش چندان مهم نیست و کارناوال طبیعت ادامه دارد. اما امروز، ناتورالیستها آمدهاند اعلام کنند که حقیقت به رخت و لباس احتیاجی ندارد؛ حقیقت باید عریان گام بردارد. باز هم تکرار میکنم، مشاجره فقط بر سر همین است...»
از مقدمهٔ نمایشنامهٔ «رنه و مادلن»
امیل زولا
ترجمهٔ نگار یونسزاده
از مجموعهٔ جهان نمایش
چاپ پنجم منتشر شد
«پدیدارشناسی روح»
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی، محمدمهدی اردبیلی
پدیدارشناسیِ روح دانشِ پدیدارشونده را عرضه میکند و میبایست جایگزینِ تبیینهای روانشناسانه یا همچنین مباحث انتزاعیتر دربارهی بنیانگذاریِ دانش شود. این اثر تمهید برای علم را از نظرگاهي موردِ ملاحظه قرار میدهد که بهوسیلهی آنْ این تمهیدْ نوعی فلسفهی تازه، جالبِ توجه و نخستین علمِ فلسفه است. این اثر قالبهای مختلفِ روح را در مقام منزلگاههای یک راه دربرمیگیرد، راهي که از طریقِ آنْ این روح به دانشِ محض یا روحِ مطلق بدل میشود. از این رو، در بخشبندیهای اصلیِ این علم، بخشهایي که دوباره به چندین بخش تقسیم میشوند، آگاهی، خودآگاهی، عقلِ مشاهدهگر و کنشگر، خودِ روح، بهمنزلهی روحِ اخلاقی عرفی، فرهیخته و اخلاقی، و نهایتاً بهمنزلهی روحِ دینی در صورِ مختلفاش، موردِ ملاحظه قرار میگیرند...
برگرفته از آگهی پدیدارشناسیِ روح،
احتمالاً به قلمِ هگل، منتشرشده در روزنامهی بامبرگ، ۲۸ ژوئن ۱۸۰۷.
چاپ پنجم منتشر شد
«پدیدارشناسی روح»
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی، محمدمهدی اردبیلی
پدیدارشناسیِ روح دانشِ پدیدارشونده را عرضه میکند و میبایست جایگزینِ تبیینهای روانشناسانه یا همچنین مباحث انتزاعیتر دربارهی بنیانگذاریِ دانش شود. این اثر تمهید برای علم را از نظرگاهي موردِ ملاحظه قرار میدهد که بهوسیلهی آنْ این تمهیدْ نوعی فلسفهی تازه، جالبِ توجه و نخستین علمِ فلسفه است. این اثر قالبهای مختلفِ روح را در مقام منزلگاههای یک راه دربرمیگیرد، راهي که از طریقِ آنْ این روح به دانشِ محض یا روحِ مطلق بدل میشود. از این رو، در بخشبندیهای اصلیِ این علم، بخشهایي که دوباره به چندین بخش تقسیم میشوند، آگاهی، خودآگاهی، عقلِ مشاهدهگر و کنشگر، خودِ روح، بهمنزلهی روحِ اخلاقی عرفی، فرهیخته و اخلاقی، و نهایتاً بهمنزلهی روحِ دینی در صورِ مختلفاش، موردِ ملاحظه قرار میگیرند...
برگرفته از آگهی پدیدارشناسیِ روح،
احتمالاً به قلمِ هگل، منتشرشده در روزنامهی بامبرگ، ۲۸ ژوئن ۱۸۰۷.
انقلاب قربانی لازم دارد و مهمات... اما آیا ضرورتی دارد که اینگونه بمیرم، افتاده در گوشهای، هراسزده، با قامتی خمیده زیر بار بلاتکلیفی؟ اگر همین حالا بمیرم، فقط یک کشته هستم نه شهید!... مهم آن است که در مرگ من چیزی باشد که جهان را انسانیتر کند. در این لحظه، مرگ من فقط گند بیشتری در خیابانهاست! فقط همین. اگر بمیرم مثل گوسفند مردهام نه انسان. مردنِ بیهوده انسان را به قربانیای احمق تبدیل میکند و نه هیچچیزی بیشتر. من و چنین مرگی؟ انتخاب مرگ، به خودی خود، هیچ خدمتی به کسی نیست، فرار است. صرفاً نشان دادن ضعف در برابر «افکار عمومی» است که معمولاً مقتول را ــ هرکه میخواهد باشد ــ بزرگ میشمرد و رشادت را در مرگ، صِرف مرگ، میبیند و مبارزه با خشونت احمقانه را عیب میشمرد!... اما هر مرگی که قهرمانانه نیست.. مهم آن است که مرگ انسان معنادار باشد و مهمتر اینکه آن مرگ پایان زندگیای معنادار باشد. انسانی که مثل هر گوسفندی تصادفی میمیرد یا قاتل میشود یا مقتول نه شهید.
از کتابِ کابوسهای بیروت، غادة السمان، ترجمهٔ احسان موسوی خلخالی
انقلاب قربانی لازم دارد و مهمات... اما آیا ضرورتی دارد که اینگونه بمیرم، افتاده در گوشهای، هراسزده، با قامتی خمیده زیر بار بلاتکلیفی؟ اگر همین حالا بمیرم، فقط یک کشته هستم نه شهید!... مهم آن است که در مرگ من چیزی باشد که جهان را انسانیتر کند. در این لحظه، مرگ من فقط گند بیشتری در خیابانهاست! فقط همین. اگر بمیرم مثل گوسفند مردهام نه انسان. مردنِ بیهوده انسان را به قربانیای احمق تبدیل میکند و نه هیچچیزی بیشتر. من و چنین مرگی؟ انتخاب مرگ، به خودی خود، هیچ خدمتی به کسی نیست، فرار است. صرفاً نشان دادن ضعف در برابر «افکار عمومی» است که معمولاً مقتول را ــ هرکه میخواهد باشد ــ بزرگ میشمرد و رشادت را در مرگ، صِرف مرگ، میبیند و مبارزه با خشونت احمقانه را عیب میشمرد!... اما هر مرگی که قهرمانانه نیست.. مهم آن است که مرگ انسان معنادار باشد و مهمتر اینکه آن مرگ پایان زندگیای معنادار باشد. انسانی که مثل هر گوسفندی تصادفی میمیرد یا قاتل میشود یا مقتول نه شهید.
از کتابِ کابوسهای بیروت، غادة السمان، ترجمهٔ احسان موسوی خلخالی
در مراسم عبادی که یوهان سباستین باخ مصائب قدیس متی را برای آن تصنیف کرده بود و اکنون یکی از بزرگترین آثار موسیقایی همۀ دورانهاست، مردم طی مراسم میآمدند و میرفتند و عموماً بیشتر به موعظه توجه میکردند تا به موسیقی. نمایشنامههای شکسپیر، که در نوع خود شاهکار بودند، با شمشیربازی و دلقکبازی متوقف میشدند و تماشاگران نیز از دستفروشانی غذا میخریدند که متاعشان را فریاد میزدند. حتی برای مخاطبان متأخرتر و خوشرفتارتر، «تعمق زیباشناختی» رسم روزگار نبود. موتسارت به پدرش شِکوه میکرد که افرادی در محافلِ بانزاکتی که او برای نواختن پیانو به آنجا دعوت شده (و دستمزد گرفته) بود، حین اجرا باهم صحبت میکردند. نزدیک به ۲۰۰ سال پس از شکسپیر، زمانی که موزۀ لوور در پاریس نخستین بار بهعنوان یک موزۀ هنری افتتاح شد، روی دیوارها اطلاعیههایی نصب میکردند تا به مردم بگوید بهجای استفاده از تالارهای طولانی برای بازی پرتاب گویچه، به تصاویر نگاه کنند. خلاصه آنکه مردم زمان زیادی صرف کردند تا تمرین تمرکز بر آثار هنری را بیاموزند.
از کتابِ «فلسفۀ هنرهای دینی»
گوردون گراهام
ترجمهٔ محمدرضا ابوالقاسمی
در مراسم عبادی که یوهان سباستین باخ مصائب قدیس متی را برای آن تصنیف کرده بود و اکنون یکی از بزرگترین آثار موسیقایی همۀ دورانهاست، مردم طی مراسم میآمدند و میرفتند و عموماً بیشتر به موعظه توجه میکردند تا به موسیقی. نمایشنامههای شکسپیر، که در نوع خود شاهکار بودند، با شمشیربازی و دلقکبازی متوقف میشدند و تماشاگران نیز از دستفروشانی غذا میخریدند که متاعشان را فریاد میزدند. حتی برای مخاطبان متأخرتر و خوشرفتارتر، «تعمق زیباشناختی» رسم روزگار نبود. موتسارت به پدرش شِکوه میکرد که افرادی در محافلِ بانزاکتی که او برای نواختن پیانو به آنجا دعوت شده (و دستمزد گرفته) بود، حین اجرا باهم صحبت میکردند. نزدیک به ۲۰۰ سال پس از شکسپیر، زمانی که موزۀ لوور در پاریس نخستین بار بهعنوان یک موزۀ هنری افتتاح شد، روی دیوارها اطلاعیههایی نصب میکردند تا به مردم بگوید بهجای استفاده از تالارهای طولانی برای بازی پرتاب گویچه، به تصاویر نگاه کنند. خلاصه آنکه مردم زمان زیادی صرف کردند تا تمرین تمرکز بر آثار هنری را بیاموزند.
از کتابِ «فلسفۀ هنرهای دینی»
گوردون گراهام
ترجمهٔ محمدرضا ابوالقاسمی
جملهٔ دوم کتاب رابرت کانکوئست، حاصل اندوه: مالکیت اشتراکیِ شوروی و ترورـ قحطی، چنین است:
شاید بتوان گفت در عملیاتی که در این کتاب به ثبت رسیده برای نه هر کلمه، بلکه هر حرف الفبا که به کار رفته، در حدود بیست جان آدمی تباه شده است.
همین جمله شاخص ۲۸۳۷ جان بشر است. کتاب کانکوئست ۴۱۱ صفحه دارد.
سرگین اسبها را میخوردند، چون غالباً دانههای درستهٔ گندم داشت. (۹۰۰ جان)
السکا وویتریخوسکی با مصرف گوشت اسبهایی که در مزرعهٔ اشتراکی از مشمشه و امراض دیگر مرده بودند جان خود و خانوادهاش را نجات داد. (۱۹۸۱ جان)
کانکوئست از رمان گروسمن، پیوسته روان، نقل میکند: «و چهرههای کودکانْ سالخورده و رنجدیده مینمود، گویی هفتادساله بودند، و بهار که آمد دیگر چهره نداشتند. کلههایی چون سر پرندگان با منقار، یا چون سر قورباغه ــ باریک و گشادهلب ــ پیدا کرده بودند، و بعضی هم به ماهی میمانستند، با دهان باز» (۳۴۴۱ جان)
این قحطی دستاورد بشر بود.
از کتابِ «استالین مخوف»؛ مارتین ایمیس؛ ترجمهٔ حسن کامشاد
جملهٔ دوم کتاب رابرت کانکوئست، حاصل اندوه: مالکیت اشتراکیِ شوروی و ترورـ قحطی، چنین است:
شاید بتوان گفت در عملیاتی که در این کتاب به ثبت رسیده برای نه هر کلمه، بلکه هر حرف الفبا که به کار رفته، در حدود بیست جان آدمی تباه شده است.
همین جمله شاخص ۲۸۳۷ جان بشر است. کتاب کانکوئست ۴۱۱ صفحه دارد.
سرگین اسبها را میخوردند، چون غالباً دانههای درستهٔ گندم داشت. (۹۰۰ جان)
السکا وویتریخوسکی با مصرف گوشت اسبهایی که در مزرعهٔ اشتراکی از مشمشه و امراض دیگر مرده بودند جان خود و خانوادهاش را نجات داد. (۱۹۸۱ جان)
کانکوئست از رمان گروسمن، پیوسته روان، نقل میکند: «و چهرههای کودکانْ سالخورده و رنجدیده مینمود، گویی هفتادساله بودند، و بهار که آمد دیگر چهره نداشتند. کلههایی چون سر پرندگان با منقار، یا چون سر قورباغه ــ باریک و گشادهلب ــ پیدا کرده بودند، و بعضی هم به ماهی میمانستند، با دهان باز» (۳۴۴۱ جان)
این قحطی دستاورد بشر بود.
از کتابِ «استالین مخوف»؛ مارتین ایمیس؛ ترجمهٔ حسن کامشاد
«سينمای خالص» به معنای پديدهای ناب اصلاً وجود ندارد، مگر در خواب و خيال فرماليسم آوانگارد كه البته هرگز تعبير نشد. در عوض، تز «ناخالصی» را بايد بسط داد: اصل ذيل را بايد پيش نهاد؛ سينما محل ظهور تميیزناپذيری ذاتی هنر و ناهنر است [جايی كه عناصر هنری و غيرهنری را از هم تميیز نتوان داد]. دقيقتر بگوييم، هيچ فيلمي نيست از كه آغاز تا پايان مهارش به دست تفكر هنری باشد. فيلم همواره عناصري را در درون خود جای میدهد كه مطلقاً ناخالصاند، عناصری برگرفته از تصاوير خيالی محيط پيرامون، از ضایعات هنرهای دگر، و از قراردادها و نشانههايی داراي تاريخ مصرف محدود. فعاليت هنری را در يک فيلم تنها به صورت قسمی «فرآيند خالصسازی خصلت غيرهنری درونی خود فيلم» میتوان تمیيز داد. اين فرآيند هرگز كامل نمیشود و به اتمام نمیرسد. به بيان بهتر، اگر اين فرآيند كامل میشد و بدينوسيله خلوص فرضي و كذايي سينمای تجربی تحقق میيافت، آنگاه خود قابليت هنری، يا دقيقتر بگوييم، خطاب کلی و همهشمول آن سركوب میشد.
از کتابِ «تفکر نامتناهی»؛ آلن بدیو؛ ترجمهٔ صالح نجفی
از مقالۀ «فلسفه و سینما»
از مجموعهٔ ایدههای رادیکال
«سينمای خالص» به معنای پديدهای ناب اصلاً وجود ندارد، مگر در خواب و خيال فرماليسم آوانگارد كه البته هرگز تعبير نشد. در عوض، تز «ناخالصی» را بايد بسط داد: اصل ذيل را بايد پيش نهاد؛ سينما محل ظهور تميیزناپذيری ذاتی هنر و ناهنر است [جايی كه عناصر هنری و غيرهنری را از هم تميیز نتوان داد]. دقيقتر بگوييم، هيچ فيلمي نيست از كه آغاز تا پايان مهارش به دست تفكر هنری باشد. فيلم همواره عناصري را در درون خود جای میدهد كه مطلقاً ناخالصاند، عناصری برگرفته از تصاوير خيالی محيط پيرامون، از ضایعات هنرهای دگر، و از قراردادها و نشانههايی داراي تاريخ مصرف محدود. فعاليت هنری را در يک فيلم تنها به صورت قسمی «فرآيند خالصسازی خصلت غيرهنری درونی خود فيلم» میتوان تمیيز داد. اين فرآيند هرگز كامل نمیشود و به اتمام نمیرسد. به بيان بهتر، اگر اين فرآيند كامل میشد و بدينوسيله خلوص فرضي و كذايي سينمای تجربی تحقق میيافت، آنگاه خود قابليت هنری، يا دقيقتر بگوييم، خطاب کلی و همهشمول آن سركوب میشد.
از کتابِ «تفکر نامتناهی»؛ آلن بدیو؛ ترجمهٔ صالح نجفی
از مقالۀ «فلسفه و سینما»
از مجموعهٔ ایدههای رادیکال
هگل در مقدمۀ پدیدارشناسی بهطور مختصر به بررسی دو شیوهای میپردازد که فیلسوف میتواند آگاهی غیرفلسفی را نقد کند و بکوشد آن را در خصوص شایستگیهای فلسفه قانع کند. اولی رویکردی است مستقیم: فیلسوف صرفاً اظهار میکند که دیدگاه عام دربارۀ جهان اشتباه است و تنها فلسفه حقیقت را میفهمد. این شیوۀ متداولی است که فیلسوفان میکوشند با آن رقیبانشان را از میدان به در کنند: آنان استدلال میکنند (یا اظهار میکنند) که حق با آنهاست و رقیبانشان برخطا هستند. رویکرد دوم غیرمستقیمتر است. فیلسوف دیدگاهِ عام دربارۀ جهان را یکجا رد نمیکند، بلکه «به دیدگاهِ عام [gemein] تکیه میکند برای دلآگاهیهایی که این دیدگاه دربارۀ چیزی بهتر میدهد». به عبارت دیگر، فیلسوف اعلام میکند که آنچه در دیدگاه عام دربارۀ اشیاء مندرج است، ولی بر آن دیدگاه نامعلوم است، همان فهمی از اشیاء است که فلسفه مطرح میکند.
از کتابِ راهنمای خواننده: پدیدارشناسی روح هگل
استیون هولگیت
ترجمهٔ علی سهرابی
هگل در مقدمۀ پدیدارشناسی بهطور مختصر به بررسی دو شیوهای میپردازد که فیلسوف میتواند آگاهی غیرفلسفی را نقد کند و بکوشد آن را در خصوص شایستگیهای فلسفه قانع کند. اولی رویکردی است مستقیم: فیلسوف صرفاً اظهار میکند که دیدگاه عام دربارۀ جهان اشتباه است و تنها فلسفه حقیقت را میفهمد. این شیوۀ متداولی است که فیلسوفان میکوشند با آن رقیبانشان را از میدان به در کنند: آنان استدلال میکنند (یا اظهار میکنند) که حق با آنهاست و رقیبانشان برخطا هستند. رویکرد دوم غیرمستقیمتر است. فیلسوف دیدگاهِ عام دربارۀ جهان را یکجا رد نمیکند، بلکه «به دیدگاهِ عام [gemein] تکیه میکند برای دلآگاهیهایی که این دیدگاه دربارۀ چیزی بهتر میدهد». به عبارت دیگر، فیلسوف اعلام میکند که آنچه در دیدگاه عام دربارۀ اشیاء مندرج است، ولی بر آن دیدگاه نامعلوم است، همان فهمی از اشیاء است که فلسفه مطرح میکند.
از کتابِ راهنمای خواننده: پدیدارشناسی روح هگل
استیون هولگیت
ترجمهٔ علی سهرابی
صبح، زیر نقابِ ماتیکی که میزد، زن دیگری شد. نقاب فرانسویاش را زد و بوسۀ سردی روی گونۀ من گذاشت. حق داشت، من هم اگر مثل او یک نقاب فرانسوی داشتم اصلاً برش نمیداشتم و اصلاً خودم را داخل هزارتویی به اسم فلسطین نمیکردم. من مجبورم، چون خودم توی همین هزارتو به دنیا آمدهام. تو هم همینطور. ما نه چارهای داریم و نه نقابی. نقاب ما جنگ است. حتی نقاب جنگ هم برای پوشاندن گردابی که ما داریم در آن غرق میشویم کافی نیست.
همۀ داستانهای مربوط به جنگ که در آن فرو رفتهایم از هم میپاشد و چیزی نمیماند بهجز کشتارها. آیا ما از دشمنانمان تقلید میکنیم یا آنان از جلادانشان تقلید میکنند و ما را وامیدارند این نقابی را بپوشیم که چهرۀ دنیا را پوشاند؟
از رمانِ «دروازه خورشید»؛ الیاس خوری؛ ترجمهٔ نرگس قندیلزاده
صبح، زیر نقابِ ماتیکی که میزد، زن دیگری شد. نقاب فرانسویاش را زد و بوسۀ سردی روی گونۀ من گذاشت. حق داشت، من هم اگر مثل او یک نقاب فرانسوی داشتم اصلاً برش نمیداشتم و اصلاً خودم را داخل هزارتویی به اسم فلسطین نمیکردم. من مجبورم، چون خودم توی همین هزارتو به دنیا آمدهام. تو هم همینطور. ما نه چارهای داریم و نه نقابی. نقاب ما جنگ است. حتی نقاب جنگ هم برای پوشاندن گردابی که ما داریم در آن غرق میشویم کافی نیست.
همۀ داستانهای مربوط به جنگ که در آن فرو رفتهایم از هم میپاشد و چیزی نمیماند بهجز کشتارها. آیا ما از دشمنانمان تقلید میکنیم یا آنان از جلادانشان تقلید میکنند و ما را وامیدارند این نقابی را بپوشیم که چهرۀ دنیا را پوشاند؟
از رمانِ «دروازه خورشید»؛ الیاس خوری؛ ترجمهٔ نرگس قندیلزاده
هرگز به بولوار نيفسكى ايمان نياوريد! همهچيزش دوز و كلک است، رؤياست، نه آنچه كه بهنظر مىرسد! فكر مىكنيد آن آقايى كه با كت زيبا مشغول گردش است خيلى ثروتمند است؟ اشتباه مىكنيد: تنها ثروتش در دنيا همين كت قشنگ است. تصور مىكنيد آن دو مرد قوىهيكل، كه ايستاده و مشغول تماشاى كارگرانى هستند كه روى ساختمان كليسا كار مىكنند، دارند از معمارى آن بحث مىكنند؟ - بههيچوجه: آنها دربارهٔ آن دو كلاغ كه روبهروى هم نشستهاند بحث مىكنند.
بولوار نيفسكى همهٔ روز را به فريب و نيرنگ مشغول است، اما بدتر از همه شبهاست، آن زمانى كه تاريكى همچون فرشى بر آن گسترده میشود و تنها ديوارهاى زرد و سفيد ساختمانها قابل تشخيصند، زمانى كه همهٔ شهر تيمارستانى از هياهو و نور میشود، زمانى كه دهها هزار كالسكه از پلها عبور مىكنند، كالسكهچىها فرياد مىزنند و اسبها را هى مىكنند و زمانى كه شيطان خودش بيرون مىخزد و چراغهاى خيابان را روشن مىكند، تنها بدين منظور كه همه چيز را با جلوهاى دگرگونه به نمايش در آورد.
از کتابِ یادداشتهای یک دیوانه
نیکلای گوگول
ترجمهٔ خشایار دیهیمی
هرگز به بولوار نيفسكى ايمان نياوريد! همهچيزش دوز و كلک است، رؤياست، نه آنچه كه بهنظر مىرسد! فكر مىكنيد آن آقايى كه با كت زيبا مشغول گردش است خيلى ثروتمند است؟ اشتباه مىكنيد: تنها ثروتش در دنيا همين كت قشنگ است. تصور مىكنيد آن دو مرد قوىهيكل، كه ايستاده و مشغول تماشاى كارگرانى هستند كه روى ساختمان كليسا كار مىكنند، دارند از معمارى آن بحث مىكنند؟ - بههيچوجه: آنها دربارهٔ آن دو كلاغ كه روبهروى هم نشستهاند بحث مىكنند.
بولوار نيفسكى همهٔ روز را به فريب و نيرنگ مشغول است، اما بدتر از همه شبهاست، آن زمانى كه تاريكى همچون فرشى بر آن گسترده میشود و تنها ديوارهاى زرد و سفيد ساختمانها قابل تشخيصند، زمانى كه همهٔ شهر تيمارستانى از هياهو و نور میشود، زمانى كه دهها هزار كالسكه از پلها عبور مىكنند، كالسكهچىها فرياد مىزنند و اسبها را هى مىكنند و زمانى كه شيطان خودش بيرون مىخزد و چراغهاى خيابان را روشن مىكند، تنها بدين منظور كه همه چيز را با جلوهاى دگرگونه به نمايش در آورد.
از کتابِ یادداشتهای یک دیوانه
نیکلای گوگول
ترجمهٔ خشایار دیهیمی
در هایکو، محدودیت زبان موضوع دغدغهای است که برای ما قابل درک بهنظر نمیرسد، زیرا هدف نه ایجاز بلکه برعکس، عمل کردن بر ریشهٔ خودِ معنا است تا بتوان سبب آن شد که این معنا با گسترهٔ بیپایان تمثیلها و در جهانهای نماد پیوند نخورد، درون آنها ذوب، به آنها متصل، و در آنجا سرگردان نشوند. خلاصه بودنِ هایکو امری صوری نیست؛ هایکو اندیشهای غنی نیست که آن را به شکلی کوتاهشده، تقلیل داده باشند؛ هایکو حادثهای کوتاه است که با یک ضربه، شکل مناسب خود را مییابد. دقت هایکو بهروشنی چیزی موسیقایی در خود دارد (موسیقیِ معنا و نه لزوماً موسیقی آواها)؛ هایکو دارای خلوص، انعطاف و حتی خالی بودنِ یک نُت موسیقی است، و شاید بههمین دلیل باشد که آن را دوبار، برای پژواک، میخوانند؛ اگر این کلامِ لذتبخش را تنها یک بار بر زبان میآوردیم، در آن صورت بیش از اندازه به معنای غافلگیرکننده، به ضربه، به ناگهانی بودنِ جنبهٔ کامل آن بها داده بودیم.
از کتابِ امپراتوری نشانهها
رولان بارت
ترجمهٔ ناصر فکوهی
در هایکو، محدودیت زبان موضوع دغدغهای است که برای ما قابل درک بهنظر نمیرسد، زیرا هدف نه ایجاز بلکه برعکس، عمل کردن بر ریشهٔ خودِ معنا است تا بتوان سبب آن شد که این معنا با گسترهٔ بیپایان تمثیلها و در جهانهای نماد پیوند نخورد، درون آنها ذوب، به آنها متصل، و در آنجا سرگردان نشوند. خلاصه بودنِ هایکو امری صوری نیست؛ هایکو اندیشهای غنی نیست که آن را به شکلی کوتاهشده، تقلیل داده باشند؛ هایکو حادثهای کوتاه است که با یک ضربه، شکل مناسب خود را مییابد. دقت هایکو بهروشنی چیزی موسیقایی در خود دارد (موسیقیِ معنا و نه لزوماً موسیقی آواها)؛ هایکو دارای خلوص، انعطاف و حتی خالی بودنِ یک نُت موسیقی است، و شاید بههمین دلیل باشد که آن را دوبار، برای پژواک، میخوانند؛ اگر این کلامِ لذتبخش را تنها یک بار بر زبان میآوردیم، در آن صورت بیش از اندازه به معنای غافلگیرکننده، به ضربه، به ناگهانی بودنِ جنبهٔ کامل آن بها داده بودیم.
از کتابِ امپراتوری نشانهها
رولان بارت
ترجمهٔ ناصر فکوهی