مانفرد: خون! اين خون است!
خون من، خون پاك پدرانم،
همان خونى كه در رگهاى من و او جارى بود،
در آن هنگام كه جوان بوديم و يكديگر را آنچنان دوست مىداشتيم كه هرگز نبايد.
و اين خون ريخته شد،
اما هنوز مىجوشد و برمىآيد
و ابرها را سرخفام مىكند،
همان ابرهايى كه راه بهشت را بر من مىبندند،
آنجا كه تو اينك نيستى و من هرگز نخواهم بود!
شكارچى: سخنانى غريب مىگويى. گناهى بزرگ تو را اينچنين به وادى جنون كشانده است. اما از هر چه در ترس و رنج باشى، باز درمانى هست. از مردان مقدس يارى بخواه، و شكيبايى پيشه كن.
مانفرد: شكيبايى، شكيبايى. دور باد! اين واژه را براى جانوران باركش برساختهاند، نه پرندگان شكارى! آن را بر ميرندگانى كه همچون خودت از خاك برآمدهاند موعظه كن، من از جنس تو نيستم!
مانفرد: به من نگاه كن! من زندهام، آيا اين تحمل رنج نيست؟
شكارچى: اين تشنج است، زندگى نيست.
از نمایشنامهٔ مانفرد
لرد بایرون
ترجمهٔ حسین قدسی
از مجموعهٔ دورتادور دنیا
خون من، خون پاك پدرانم،
همان خونى كه در رگهاى من و او جارى بود،
در آن هنگام كه جوان بوديم و يكديگر را آنچنان دوست مىداشتيم كه هرگز نبايد.
و اين خون ريخته شد،
اما هنوز مىجوشد و برمىآيد
و ابرها را سرخفام مىكند،
همان ابرهايى كه راه بهشت را بر من مىبندند،
آنجا كه تو اينك نيستى و من هرگز نخواهم بود!
شكارچى: سخنانى غريب مىگويى. گناهى بزرگ تو را اينچنين به وادى جنون كشانده است. اما از هر چه در ترس و رنج باشى، باز درمانى هست. از مردان مقدس يارى بخواه، و شكيبايى پيشه كن.
مانفرد: شكيبايى، شكيبايى. دور باد! اين واژه را براى جانوران باركش برساختهاند، نه پرندگان شكارى! آن را بر ميرندگانى كه همچون خودت از خاك برآمدهاند موعظه كن، من از جنس تو نيستم!
مانفرد: به من نگاه كن! من زندهام، آيا اين تحمل رنج نيست؟
شكارچى: اين تشنج است، زندگى نيست.
از نمایشنامهٔ مانفرد
لرد بایرون
ترجمهٔ حسین قدسی
از مجموعهٔ دورتادور دنیا
انجام هر کنشی شماری «باید» با خود به همراه دارد. کانت این «باید»ها را «امر/ دستور» مینامد. کانت این امرها را امرهای مشروط مینامد، زیرا اعتبار آنها برای سوژه وابسته و مشروط به اهداف آن سوژۀ خاص است. اما از نظر کانت اخلاق مستلزم «بایدی» فراتر از «بایدِ» مشروط است: یعنی «امر مطلق». از آنجا که امر مطلق مستقل از اهداف یک سوژۀ خاص است، این امر باید صوری و خالی از هر محتوایی باشد. بنابراین، قانون اخلاقی باید به این شکل بیان شود:
یک خواست کاملاً عقلانی تنها از رهگذر ماکسیمهایی عمل میکند که بتوانند تبدیل به قانونی جهانروا شوند.
اگر این جمله را بهصورت یک دستور بنویسیم، از این قرار خواهد بود:
تنها بر اساس ماکسیمهایی عمل کن که بتوانی همزمان بخواهی آنها تبدیل به قانون کلی شوند.
بنابراین توجیه کانت برای امر مطلق در مفهوم ارادۀ آزاد نهفته است. اگر ما ارادۀ آزاد داریم، پس تنها بر اساس خواستهها و نیازهامان متعین نشدهایم. این سویۀ سلبی آزادی است. سویۀ ایجابی آزادی این است که اراده برای خود قانون بنا مینهد و از این رهگذر خود را متعین میکند.
از کتابِ «زبان، واقعیت و ارزش در فلسفه مکداول»؛ ایمان همتی
انجام هر کنشی شماری «باید» با خود به همراه دارد. کانت این «باید»ها را «امر/ دستور» مینامد. کانت این امرها را امرهای مشروط مینامد، زیرا اعتبار آنها برای سوژه وابسته و مشروط به اهداف آن سوژۀ خاص است. اما از نظر کانت اخلاق مستلزم «بایدی» فراتر از «بایدِ» مشروط است: یعنی «امر مطلق». از آنجا که امر مطلق مستقل از اهداف یک سوژۀ خاص است، این امر باید صوری و خالی از هر محتوایی باشد. بنابراین، قانون اخلاقی باید به این شکل بیان شود:
یک خواست کاملاً عقلانی تنها از رهگذر ماکسیمهایی عمل میکند که بتوانند تبدیل به قانونی جهانروا شوند.
اگر این جمله را بهصورت یک دستور بنویسیم، از این قرار خواهد بود:
تنها بر اساس ماکسیمهایی عمل کن که بتوانی همزمان بخواهی آنها تبدیل به قانون کلی شوند.
بنابراین توجیه کانت برای امر مطلق در مفهوم ارادۀ آزاد نهفته است. اگر ما ارادۀ آزاد داریم، پس تنها بر اساس خواستهها و نیازهامان متعین نشدهایم. این سویۀ سلبی آزادی است. سویۀ ایجابی آزادی این است که اراده برای خود قانون بنا مینهد و از این رهگذر خود را متعین میکند.
از کتابِ «زبان، واقعیت و ارزش در فلسفه مکداول»؛ ایمان همتی
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر»
نقد خوانشِ احمد فردید
نوشتهٔ احسان شریعتی
ترجمهٔ امیر رضایی
با حضور:
مهدی فدایی مهربانی
علیاصغر مصلح
احسان شریعتی
امیر رضایی
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۲۶ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر»
نقد خوانشِ احمد فردید
نوشتهٔ احسان شریعتی
ترجمهٔ امیر رضایی
با حضور:
مهدی فدایی مهربانی
علیاصغر مصلح
احسان شریعتی
امیر رضایی
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۲۶ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
منتشر شد
«اوتوفرون»
متن دوزبانه
افلاطون
از مجموعه متون یونانی و لاتین
ترجمه و افزودهها: ایمان شفیع بیک
اوتوفرون را میتوان بهترین نمونه از دیالوگهای سقراطیِ افلاطون خواند که مجموعهٔ ویژگیهای روش و منش و اندیشهٔ سقراط را در بردارد. این دیالوگ، از یکسو، نخستین اثر از چهارگانهٔ موسوم به «مرگ سقراط» است و، از دیگر سو، در میانِ دیالوگهای سقراطیِ تعریفمحور میگنجد و، از این رو، حلقهٔ پیوند فلسفهٔ سقراط با محکومیتِ اوست.
اوتوفرون گفتوگو بر سرِ مفهوم «پارسایی» و تلاش در راهِ تعریفِ آن است. آنجا که اوتوفرون پارسایی را «آنچه ایزدان دوست میدارند» تعریف میکند، سقراط از او میپرسد آیا چیزی از این رو که ایزدان دوستش میدارند، پارسایانه است یا از این رو که پارسایانه است، ایزدان دوستش میدارند. با این پرسش، سقراط پیشاهنگِ یکی از پرسشهای بنیادینِ علم کلام و فلسفهٔ دین در تاریخِ اندیشهٔ مکتوب میشود، پرسشی که صورتبندیِ کلیِ آن این است که آیا خوبی و ارزشِ چیزی ذاتیِ آن است یا بسته به اراده و حکمِ الهیست...
بخشی از کتاب
منتشر شد
«اوتوفرون»
متن دوزبانه
افلاطون
از مجموعه متون یونانی و لاتین
ترجمه و افزودهها: ایمان شفیع بیک
اوتوفرون را میتوان بهترین نمونه از دیالوگهای سقراطیِ افلاطون خواند که مجموعهٔ ویژگیهای روش و منش و اندیشهٔ سقراط را در بردارد. این دیالوگ، از یکسو، نخستین اثر از چهارگانهٔ موسوم به «مرگ سقراط» است و، از دیگر سو، در میانِ دیالوگهای سقراطیِ تعریفمحور میگنجد و، از این رو، حلقهٔ پیوند فلسفهٔ سقراط با محکومیتِ اوست.
اوتوفرون گفتوگو بر سرِ مفهوم «پارسایی» و تلاش در راهِ تعریفِ آن است. آنجا که اوتوفرون پارسایی را «آنچه ایزدان دوست میدارند» تعریف میکند، سقراط از او میپرسد آیا چیزی از این رو که ایزدان دوستش میدارند، پارسایانه است یا از این رو که پارسایانه است، ایزدان دوستش میدارند. با این پرسش، سقراط پیشاهنگِ یکی از پرسشهای بنیادینِ علم کلام و فلسفهٔ دین در تاریخِ اندیشهٔ مکتوب میشود، پرسشی که صورتبندیِ کلیِ آن این است که آیا خوبی و ارزشِ چیزی ذاتیِ آن است یا بسته به اراده و حکمِ الهیست...
بخشی از کتاب
جملۀ مشهور موس «تابو به وجود میآید تا شکسته شود» در کالج جامعهشناسی به این نحو تفسیر شد که امور بهظاهر عقلانی حیات اجتماعی همان تابوهاییاند که جامعه باید از آنها تخطی کند و آنها را بشکند تا خالق امر نو شود.
اما موس شخصاً واقف بود که کنار نهادن بیمحابای عقلانیت و مجال دادن به عدم عقلانیت در جوامعی که خطر فاشیسم از هر سو در آنها سر برآورده، بازی کردن با آتشی بود که معلوم نبود آنان که ناخواسته در بهپاشدن آن مشارکت میکنند بتوانند از لهیب آن کناره گیرند. به همین دلیل او در پاسخ به نامهای از میشل لیریس، اعضای کالج جامعهشناسی را چنین توصیف میکند:
معتقدم انحراف از راه راست به کلیتی بدل شده است ــ و شما [اعضای کالج جامعهشناسی] هم قربانی همین کلیت هستید ــ گونهای خردگریزی مطلق که به نام اسطورهای مدرن به آن چسبیدهاید: اسطورۀ هزارتو و پاریس. اما معتقدم که هماکنون، یحتمل همۀ شما تحت تأثیر هایدگر و برگسونیسمی هستید که به هیتلریسم عقب نشسته است و شما به هیتلریسمی مشروعیت میبخشید که شیفتۀ خردگریزی است...
از کتاب «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»
مکتب موس و دورکیم در برابر فایدهگرایی و فاشیسم
آرمان ذاکری
اما موس شخصاً واقف بود که کنار نهادن بیمحابای عقلانیت و مجال دادن به عدم عقلانیت در جوامعی که خطر فاشیسم از هر سو در آنها سر برآورده، بازی کردن با آتشی بود که معلوم نبود آنان که ناخواسته در بهپاشدن آن مشارکت میکنند بتوانند از لهیب آن کناره گیرند. به همین دلیل او در پاسخ به نامهای از میشل لیریس، اعضای کالج جامعهشناسی را چنین توصیف میکند:
معتقدم انحراف از راه راست به کلیتی بدل شده است ــ و شما [اعضای کالج جامعهشناسی] هم قربانی همین کلیت هستید ــ گونهای خردگریزی مطلق که به نام اسطورهای مدرن به آن چسبیدهاید: اسطورۀ هزارتو و پاریس. اما معتقدم که هماکنون، یحتمل همۀ شما تحت تأثیر هایدگر و برگسونیسمی هستید که به هیتلریسم عقب نشسته است و شما به هیتلریسمی مشروعیت میبخشید که شیفتۀ خردگریزی است...
از کتاب «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»
مکتب موس و دورکیم در برابر فایدهگرایی و فاشیسم
آرمان ذاکری
Forwarded from نشر نی
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر»
نقد خوانشِ احمد فردید
نوشتهٔ احسان شریعتی
ترجمهٔ امیر رضایی
با حضور:
مهدی فدایی مهربانی
علیاصغر مصلح
احسان شریعتی
امیر رضایی
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۲۶ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر»
نقد خوانشِ احمد فردید
نوشتهٔ احسان شریعتی
ترجمهٔ امیر رضایی
با حضور:
مهدی فدایی مهربانی
علیاصغر مصلح
احسان شریعتی
امیر رضایی
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۲۶ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
در سال ۱۹۶۶، یک سال پس از اینکه نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور کمونیست رومانی قدرت گرفت، سقط جنین را غیرقانونی اعلام کرد. او ادعا کرد که «جنین متعلق به کل جامعه است، هرکس که آن را معدوم کند خائن است و قانون بقای ملت را نقض کرده است.»
برنامهٔ ممنوعیت سقط جنین چائوشسکو برای رسیدن به یکی از اهداف اصلی او یعنی رشد سریع رومانی از طریق رشد جمیعتش طراحی شده بود. تنها استثنا در این میان مادرانی بودند که چهار فرزند داشتند و یا زنانی که مسئولیت مهمی در حزب کمونیست داشتند. درعینحال، همهٔ برنامههای آموزشی مربطو به آمیزش جنسی و جلوگیری از بارداری لغو شد. مأموران دولت که به طنز پلیس قاعدگی نامیده میشدند بهطور منظم در محل کار زنان حاضر میشدند و از آنان آزمایشهای حاملگی میگرفتند. اگر زنی از دادن آزمایش امتناع میکرد باید مالیات امتناع از بچهداری میپرداخت.
برنامهٔ چائوشسکو نتیجه داد. پس از یک سال از آغاز ممنوعیت سقط چنین میزان زاد و ولد رومانیاییها دو برابر شد. این بچهها در کشوری به دنیا میآمدند که زندگی در آن فلاکتبار بود مگر زندگی کسانی که به اطرافیان چائوشسکو و یا رؤسای حزب کمونیست وابسته بودند. اکثر بچههایی که پس از ممنوعیت سقط جنین به دنیا آمدند، در مقایس با بچههایی که یکسال قبل از آن به دنیا آمده بودند، از هر لحاظ وضعیت نابسامانی داشتند: آنها در امتحانهای مدرسه نمرات کمتری میآوردند، در بازار کار موفقیت کمتری داشتند و با احتمال بیشتری مجرم میشدند.
از کتابِ «اقتصاد ناهنجاریهای پنهان اجتماعی»
استیون دابنر و استیون لویت
ترجمهٔ سعید مشیری
در سال ۱۹۶۶، یک سال پس از اینکه نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور کمونیست رومانی قدرت گرفت، سقط جنین را غیرقانونی اعلام کرد. او ادعا کرد که «جنین متعلق به کل جامعه است، هرکس که آن را معدوم کند خائن است و قانون بقای ملت را نقض کرده است.»
برنامهٔ ممنوعیت سقط جنین چائوشسکو برای رسیدن به یکی از اهداف اصلی او یعنی رشد سریع رومانی از طریق رشد جمیعتش طراحی شده بود. تنها استثنا در این میان مادرانی بودند که چهار فرزند داشتند و یا زنانی که مسئولیت مهمی در حزب کمونیست داشتند. درعینحال، همهٔ برنامههای آموزشی مربطو به آمیزش جنسی و جلوگیری از بارداری لغو شد. مأموران دولت که به طنز پلیس قاعدگی نامیده میشدند بهطور منظم در محل کار زنان حاضر میشدند و از آنان آزمایشهای حاملگی میگرفتند. اگر زنی از دادن آزمایش امتناع میکرد باید مالیات امتناع از بچهداری میپرداخت.
برنامهٔ چائوشسکو نتیجه داد. پس از یک سال از آغاز ممنوعیت سقط چنین میزان زاد و ولد رومانیاییها دو برابر شد. این بچهها در کشوری به دنیا میآمدند که زندگی در آن فلاکتبار بود مگر زندگی کسانی که به اطرافیان چائوشسکو و یا رؤسای حزب کمونیست وابسته بودند. اکثر بچههایی که پس از ممنوعیت سقط جنین به دنیا آمدند، در مقایس با بچههایی که یکسال قبل از آن به دنیا آمده بودند، از هر لحاظ وضعیت نابسامانی داشتند: آنها در امتحانهای مدرسه نمرات کمتری میآوردند، در بازار کار موفقیت کمتری داشتند و با احتمال بیشتری مجرم میشدند.
از کتابِ «اقتصاد ناهنجاریهای پنهان اجتماعی»
استیون دابنر و استیون لویت
ترجمهٔ سعید مشیری
آيا اين جهان هستى در مسير نامساوى منشور ديدگان متفاوت به نظر مىآيد؟!
نخستين نگاه من با چشمان لوچى بود كه زواياى ديد آن هرگز مساوى نخواهند شد!
ولى امروز میدانم كه انسانها آنچه را مهم است، از مسير منشور ديدگان نمینگرند بلكه با چشم دل لمس مىكنند.
من دومين دختر خانواده، با چهرهاى كه به تعريف ديگران، بهرهٔ چندانى از زيبايى نداشت و با چشمانى كه مسير نگاهش را نمىشد تعقيب كرد، به دنيا آمده بودم و نامادرى پدر با ديدن نوزاد به مادرم گفته بود:
براى زاييدن اين دختر زشت و لوچ چرا اينقدر درد؟
از کتابِ «در فاصلهٔ دو نقطه»
ایران درّودی
نخستين نگاه من با چشمان لوچى بود كه زواياى ديد آن هرگز مساوى نخواهند شد!
ولى امروز میدانم كه انسانها آنچه را مهم است، از مسير منشور ديدگان نمینگرند بلكه با چشم دل لمس مىكنند.
من دومين دختر خانواده، با چهرهاى كه به تعريف ديگران، بهرهٔ چندانى از زيبايى نداشت و با چشمانى كه مسير نگاهش را نمىشد تعقيب كرد، به دنيا آمده بودم و نامادرى پدر با ديدن نوزاد به مادرم گفته بود:
براى زاييدن اين دختر زشت و لوچ چرا اينقدر درد؟
از کتابِ «در فاصلهٔ دو نقطه»
ایران درّودی
در سال ۱۲۸۵ مردم ایران دو راه در پیش روی خود داشتند که عملاً سیاستورزی ایرانیان در سدۀ بیستم و پس از آن را تعیین کرد: اینکه ایران باید جامعهای اسلامی باشد یا سکولار؟ بااینحال، اشتباه است اگر فکر کنیم درک و دریافت مردم ایران در زمان مشروطه به همین گونه بود که امروز میتوان به این انتخاب اندیشید، یعنی میتوانستند از بین این دو یکی را انتخاب کنند. در نظر بسیاری از همعصران انقلاب مشروطه، اسلام و مشروطه کاملاً با یکدیگر سازگار بودند: از نظر آنان، بین قانون برآمده از ارادۀ مردم و قوانین آسمانی جدایی وجود نداشت. تنها گروهی از نخبگان تحصیلکردهٔ سکولار و برخی از علما مشکلاتی را که ممکن بود در این راه پدید آید تشخیص میدادند. بر این اساس، در این کتاب نحوهٔ تکوین و تطور بحث و گفتوگو بین اسلام و سکولاریسم و اثرات آن در دریافت عموم مردم و افکار عمومی مورد توجه است. بنابراین، کتاب حاضر بر ظهور ناسیونالیسم اسلامی تمرکز کرده و به این پرسش میپردازد که امکان مصالحه بر سر اسلام تا چه حد بود و چه میزان تلاش برای تحقق آن صورت گرفت.
از کتاب «ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم»
ونسا مارتین
ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی
در سال ۱۲۸۵ مردم ایران دو راه در پیش روی خود داشتند که عملاً سیاستورزی ایرانیان در سدۀ بیستم و پس از آن را تعیین کرد: اینکه ایران باید جامعهای اسلامی باشد یا سکولار؟ بااینحال، اشتباه است اگر فکر کنیم درک و دریافت مردم ایران در زمان مشروطه به همین گونه بود که امروز میتوان به این انتخاب اندیشید، یعنی میتوانستند از بین این دو یکی را انتخاب کنند. در نظر بسیاری از همعصران انقلاب مشروطه، اسلام و مشروطه کاملاً با یکدیگر سازگار بودند: از نظر آنان، بین قانون برآمده از ارادۀ مردم و قوانین آسمانی جدایی وجود نداشت. تنها گروهی از نخبگان تحصیلکردهٔ سکولار و برخی از علما مشکلاتی را که ممکن بود در این راه پدید آید تشخیص میدادند. بر این اساس، در این کتاب نحوهٔ تکوین و تطور بحث و گفتوگو بین اسلام و سکولاریسم و اثرات آن در دریافت عموم مردم و افکار عمومی مورد توجه است. بنابراین، کتاب حاضر بر ظهور ناسیونالیسم اسلامی تمرکز کرده و به این پرسش میپردازد که امکان مصالحه بر سر اسلام تا چه حد بود و چه میزان تلاش برای تحقق آن صورت گرفت.
از کتاب «ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم»
ونسا مارتین
ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی
Audio
فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر»
نقد خوانشِ احمد فردید
نوشتهٔ احسان شریعتی
ترجمهٔ امیر رضایی
با حضور:
مهدی فدایی مهربانی
علیاصغر مصلح
احسان شریعتی
امیر رضایی
محسن آزموده
نقد خوانشِ احمد فردید
نوشتهٔ احسان شریعتی
ترجمهٔ امیر رضایی
با حضور:
مهدی فدایی مهربانی
علیاصغر مصلح
احسان شریعتی
امیر رضایی
محسن آزموده
در دست انتشار
«اودوسئوس و پنلوپه»
نمایشنامه
نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا
ترجمهٔ علیرضا شفیعینسب
○ ای اودوسئوس، سراپای تو آهنین است و نیرویت به جا میماند، اما همراهان تو از ماندگی و خوابآلودی از پا درآمدهاند. گرسنگی و تشنگی نیز امان ما را بریده است. اگر در این جزیره استراحت نکنیم، دیگر پارو نمیتوانیم زد و عنقریب در دریا سرگردان میشویم. اگر ناگهان طوفانی سر برسد، چگونه میتوان از چنگال مرگ گریخت؟ بگذار امشب را در اینجا بیاساییم تا فردا به راه خود ادامه دهیم.
از صفحهٔ ۵۷ کتاب
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
در دست انتشار
«اودوسئوس و پنلوپه»
نمایشنامه
نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا
ترجمهٔ علیرضا شفیعینسب
○ ای اودوسئوس، سراپای تو آهنین است و نیرویت به جا میماند، اما همراهان تو از ماندگی و خوابآلودی از پا درآمدهاند. گرسنگی و تشنگی نیز امان ما را بریده است. اگر در این جزیره استراحت نکنیم، دیگر پارو نمیتوانیم زد و عنقریب در دریا سرگردان میشویم. اگر ناگهان طوفانی سر برسد، چگونه میتوان از چنگال مرگ گریخت؟ بگذار امشب را در اینجا بیاساییم تا فردا به راه خود ادامه دهیم.
از صفحهٔ ۵۷ کتاب
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
كافكا، در نوشتهاى از يادداشتهاى روزانهاش، مینویسد: «در بازگشت به خانه، به ماكس گفتم كه در بستر مرگ بسيار خوشحال خواهم بود، به شرط آنكه درد زياد نباشد. فراموش كردم اضافه كنم كه بهترين چيزهايى كه نوشتهام بر همين توانايىِ خوشحالمردن بنا مىشود، اما بعداً به عمد از گفتن آن سرباز زدم. در همهٔ اين قطعههاى خوب و بسيار متقاعدكننده، همواره كسى در نظر است كه مىميرد و مردن را دشوار مىيابد و آن را بىعدالتى مىشمارد؛ همهٔ اینها، دستكم به اعتقاد من، براى خواننده بسيار هيجانانگيز است. اما، براى من كه گمان مىكنم بتوانم در بستر مرگم خوشحال باشم، چنين توصيفهايى در نهان يک بازى است، من حتى از مردن در وجود يک محتضر هم لذت مىبرم، بنابراين به شيوهاى حساب شده توجه خواننده را كه بدينگونه به مرگ معطوف شده است بهكار مىگيرم، و كاملاً بيش از او، كه گمان مىكنم در بستر مرگش شكوه خواهد كرد، حضور ذهنم را حفظ خواهم كرد، پس شكوه من تا حد ممكن بىنقص خواهد بود و مانند شكوهاى واقعى ناگهان متوقف نخواهد شد، بلكه سير زيبا وناب خود را ادامه خواهد داد..»
از کتابِ «از کافکا تا کافکا»
موریس بلانشو
ترجمهٔ مهشید نونهالی
كافكا، در نوشتهاى از يادداشتهاى روزانهاش، مینویسد: «در بازگشت به خانه، به ماكس گفتم كه در بستر مرگ بسيار خوشحال خواهم بود، به شرط آنكه درد زياد نباشد. فراموش كردم اضافه كنم كه بهترين چيزهايى كه نوشتهام بر همين توانايىِ خوشحالمردن بنا مىشود، اما بعداً به عمد از گفتن آن سرباز زدم. در همهٔ اين قطعههاى خوب و بسيار متقاعدكننده، همواره كسى در نظر است كه مىميرد و مردن را دشوار مىيابد و آن را بىعدالتى مىشمارد؛ همهٔ اینها، دستكم به اعتقاد من، براى خواننده بسيار هيجانانگيز است. اما، براى من كه گمان مىكنم بتوانم در بستر مرگم خوشحال باشم، چنين توصيفهايى در نهان يک بازى است، من حتى از مردن در وجود يک محتضر هم لذت مىبرم، بنابراين به شيوهاى حساب شده توجه خواننده را كه بدينگونه به مرگ معطوف شده است بهكار مىگيرم، و كاملاً بيش از او، كه گمان مىكنم در بستر مرگش شكوه خواهد كرد، حضور ذهنم را حفظ خواهم كرد، پس شكوه من تا حد ممكن بىنقص خواهد بود و مانند شكوهاى واقعى ناگهان متوقف نخواهد شد، بلكه سير زيبا وناب خود را ادامه خواهد داد..»
از کتابِ «از کافکا تا کافکا»
موریس بلانشو
ترجمهٔ مهشید نونهالی
در الگوى هابز كه تأثيرى ژرف بر فلسفهٔ سياسى ما برجا گذاشته است، قراردادى كه قدرت و اختيارات را به حاكم تفويض مىكند مبتنىست بر پيشفرض ترس متقابل و جنگ همه عليه همه: دولت آن [نيرويى] است كه دقيقاً براى پايانبخشيدن به ترس مىآيد. در دولت امنيت اين چارچوب وارونه مىشود: دولت دائماً بر ترس [شهروندان] استوار است و بايد اين ترس را به هر قيمتى حفظ كند، چون كاركرد اصلى و مشروعيتاش را از آن مىگيرد...
خطر در اينجا عبارت است از گرايش به برقرارى رابطهاى حسابشده بين تروريسم و دولت امنيت: اگر دولت براى مشروعيتاش به ترس نياز دارد، بايد در صورت لزوم رعب و وحشت توليد كند يا دستكم مانع از توليد آن نشود. بدينترتيب مىبينيم دولتها آن سياست خارجى را دنبال میكنند كه تروريسمى را تغذيه مىكند كه بايد در داخل مرزها با آن جنگيد و مىبينيم با دولتهايى كه مىدانيم از سازمانهاى تروريستى حمايت مالى مىكنند روابطى دوستانه را حفظ مىكنند و حتا به آنها سلاح مىفروشند.
از کتابِ «وضعیت استثنایی»
جورجو آگامبن
ترجمهٔ پویا ایمانی
در الگوى هابز كه تأثيرى ژرف بر فلسفهٔ سياسى ما برجا گذاشته است، قراردادى كه قدرت و اختيارات را به حاكم تفويض مىكند مبتنىست بر پيشفرض ترس متقابل و جنگ همه عليه همه: دولت آن [نيرويى] است كه دقيقاً براى پايانبخشيدن به ترس مىآيد. در دولت امنيت اين چارچوب وارونه مىشود: دولت دائماً بر ترس [شهروندان] استوار است و بايد اين ترس را به هر قيمتى حفظ كند، چون كاركرد اصلى و مشروعيتاش را از آن مىگيرد...
خطر در اينجا عبارت است از گرايش به برقرارى رابطهاى حسابشده بين تروريسم و دولت امنيت: اگر دولت براى مشروعيتاش به ترس نياز دارد، بايد در صورت لزوم رعب و وحشت توليد كند يا دستكم مانع از توليد آن نشود. بدينترتيب مىبينيم دولتها آن سياست خارجى را دنبال میكنند كه تروريسمى را تغذيه مىكند كه بايد در داخل مرزها با آن جنگيد و مىبينيم با دولتهايى كه مىدانيم از سازمانهاى تروريستى حمايت مالى مىكنند روابطى دوستانه را حفظ مىكنند و حتا به آنها سلاح مىفروشند.
از کتابِ «وضعیت استثنایی»
جورجو آگامبن
ترجمهٔ پویا ایمانی
اگر من بهدليل ورود كوتاهم به دنيايى كه اين بچهها در آن زندگى مىكنند خشمگينم، براى آنها واردشدن به دنياى من چطور خواهد بود؟ وقتى اقيانوس را ديده باشى و در مكانى آرام كه آب فراوان است و شبها بولدوزرها آن را نمىدزدند زندگى كنى، وقتى عصر را بدون اينكه نگران فروريختن ناگهانى خانهات باشى يا بدون اينكه برج و تانک و حالا يک ديوار عظيم فلزى محاصرهات كرده باشند سپرى كنى، كنجكاوم كه آيا دنيا را بهخاطر تمام اين سالها كه بودى ــ و فقط بودى و در برابر تلاش بىوقفه براى بيرونكردنت از خانهى خودت مقاومت كردى، مىبخشى؟ اين چيزى است كه دوست دارم راجع به اين بچهها بدانم. واقعاً وقتى كه اينها را بدانند چه مىشود؟
ريچل کوری ۱۶ مارس ۲۰۰۳ در سن ۲۳ سالگى بهدست بولدوزر كاترپيلار دى ۹، وسيلهاى كه مخصوص تخريب خانهها ساخته شده است، به قتل رسيد. مرگ ريچل اولين مورد از قتلهاى زنجيرهوار غربىها در نوار غزه در بهار ۲۰۰۳ بود. ريچل كورى از فعالان عضو جنبش بينالمللى همبستگى (ISM) بود، سازمانى كه با هدف «حمايت بدون خشونت از مقاومت فلسطينيان در برابر اشغالگرى ارتش اسرائيل» تأسيس شده است.
اگر من بهدليل ورود كوتاهم به دنيايى كه اين بچهها در آن زندگى مىكنند خشمگينم، براى آنها واردشدن به دنياى من چطور خواهد بود؟ وقتى اقيانوس را ديده باشى و در مكانى آرام كه آب فراوان است و شبها بولدوزرها آن را نمىدزدند زندگى كنى، وقتى عصر را بدون اينكه نگران فروريختن ناگهانى خانهات باشى يا بدون اينكه برج و تانک و حالا يک ديوار عظيم فلزى محاصرهات كرده باشند سپرى كنى، كنجكاوم كه آيا دنيا را بهخاطر تمام اين سالها كه بودى ــ و فقط بودى و در برابر تلاش بىوقفه براى بيرونكردنت از خانهى خودت مقاومت كردى، مىبخشى؟ اين چيزى است كه دوست دارم راجع به اين بچهها بدانم. واقعاً وقتى كه اينها را بدانند چه مىشود؟
ريچل کوری ۱۶ مارس ۲۰۰۳ در سن ۲۳ سالگى بهدست بولدوزر كاترپيلار دى ۹، وسيلهاى كه مخصوص تخريب خانهها ساخته شده است، به قتل رسيد. مرگ ريچل اولين مورد از قتلهاى زنجيرهوار غربىها در نوار غزه در بهار ۲۰۰۳ بود. ريچل كورى از فعالان عضو جنبش بينالمللى همبستگى (ISM) بود، سازمانى كه با هدف «حمايت بدون خشونت از مقاومت فلسطينيان در برابر اشغالگرى ارتش اسرائيل» تأسيس شده است.
در دست انتشار
«رقص آدمکهای کاغذی»
نوشتهٔ سعید توکلی
رمان
این پسر مرا یاد خودم میاندازد. چهرهٔ آفتابسوختهاش نه، تقدیرش را میگویم. تقدیر بازیگوشی دارد. آدمکهای کاغذی برایش میرقصند، حتی بیشتر از آنچه دیده بودم. باورت میشود؟ آدمی نباید اینقدر گرفتار و اینقدر تنها باشد. او از من هم شکنندهتر است. هر بار که نگاهش میکنم دهانم تلخ میشود. اولینبار که روبهرویم ایستاد ترسیدم. توی چشمهایش اندوه موج میزد. چه میکردم؟ با تقدیر که نمیشود جنگید. مگر زور آدمی به تقدیر میرسد؟
از صفحهٔ ۱۲۱ کتاب
در دست انتشار
«رقص آدمکهای کاغذی»
نوشتهٔ سعید توکلی
رمان
این پسر مرا یاد خودم میاندازد. چهرهٔ آفتابسوختهاش نه، تقدیرش را میگویم. تقدیر بازیگوشی دارد. آدمکهای کاغذی برایش میرقصند، حتی بیشتر از آنچه دیده بودم. باورت میشود؟ آدمی نباید اینقدر گرفتار و اینقدر تنها باشد. او از من هم شکنندهتر است. هر بار که نگاهش میکنم دهانم تلخ میشود. اولینبار که روبهرویم ایستاد ترسیدم. توی چشمهایش اندوه موج میزد. چه میکردم؟ با تقدیر که نمیشود جنگید. مگر زور آدمی به تقدیر میرسد؟
از صفحهٔ ۱۲۱ کتاب
تاریخ سرزمین افغانستان از صدای زنان خالی است. وقتی چهرهٔ زنان بایستی پوشیده بماند، پس چگونه باید باور کرد که گُردآفریدی یا رودابهای بوده یا تهمینهای، رکسانایی و ملالهای و همه داستان نبودهاند؟
صدای زنها غایب است. نظام و فرهنگ مردانه زن را به غیاب رانده تا خود بتواند به جای او حاضر شود، تصمیم بگیرد و حرف بزند.
اکنون اما دوران دیگری فرارسیده است، در ضدزنترین دوران تاریخ افغانستان، دورانی که انتظار نمیرود زنی بتواند از سرکوبِ آن سر بلند کند، زنها شاهکار آفریدهاند. در تمام صحنههایی که از وجود آنها خالی بوده حاضر شدهاند. خیابانهای اعتراض را به نام خویش ثبت کردهاند. صدایشان بلندتر از شلیکهای ارعابگر طالبان، فضای رخوت خیابانها را شکافته است. اکنون دیگر زمان شینده شدن صدای زنان است. هر قدر طالبان بر گوشها و دلها و چشمها و زبانها مهر بزنند، زنان از دیدگاه خود تجربههای خویش را روایت میکنند.
از مقدمهٔ کتاب صدای آزادی؛ محمدآصف سلطانزاده و زینب انتظار
تاریخ سرزمین افغانستان از صدای زنان خالی است. وقتی چهرهٔ زنان بایستی پوشیده بماند، پس چگونه باید باور کرد که گُردآفریدی یا رودابهای بوده یا تهمینهای، رکسانایی و ملالهای و همه داستان نبودهاند؟
صدای زنها غایب است. نظام و فرهنگ مردانه زن را به غیاب رانده تا خود بتواند به جای او حاضر شود، تصمیم بگیرد و حرف بزند.
اکنون اما دوران دیگری فرارسیده است، در ضدزنترین دوران تاریخ افغانستان، دورانی که انتظار نمیرود زنی بتواند از سرکوبِ آن سر بلند کند، زنها شاهکار آفریدهاند. در تمام صحنههایی که از وجود آنها خالی بوده حاضر شدهاند. خیابانهای اعتراض را به نام خویش ثبت کردهاند. صدایشان بلندتر از شلیکهای ارعابگر طالبان، فضای رخوت خیابانها را شکافته است. اکنون دیگر زمان شینده شدن صدای زنان است. هر قدر طالبان بر گوشها و دلها و چشمها و زبانها مهر بزنند، زنان از دیدگاه خود تجربههای خویش را روایت میکنند.
از مقدمهٔ کتاب صدای آزادی؛ محمدآصف سلطانزاده و زینب انتظار
شاید بهترین توصیف از مظفرالدینشاه در گزارش سِر آرتور هاردینگ، به ادوارد گِرِی، وزیر امور خارجۀ دولت لیبرال بریتانیا آمده باشد. او مینویسد:
مظفرالدینشاه شاید تنها شاهزادهای از سلسلۀ قاجار باشد که نشان داده است هیچ استعدادی برای ایفای نقش یک پادشاه مستبد را ندارد. وی ذاتاً مهربان و خوشقلب، اما ضعیف، هوسباز و در کل تقریباً بیسواد است. قبل از رسیدن به سلطنت پیش از پنجاه سال نایبالسلطنۀ رسمی ایالت بزرگ آذربایجان بود و در تبریز در انزوا به سر میبرد، بدون اینکه درواقع تسلطی بر امور آن داشته باشد که توسط وزیرش و با فرمانهای مستقیم از تهران اداره میشد. وی در این مدت از نظر مالی اغلب آنقدر تحت فشار بود که مشکل میتوانست هزینههای دمودستگاه خودش را تأمین کند. این بود که وقتی به سلطنت رسید، برای جبران سالهای تنگدستی بدون هیچ ملاحظهای دست به ولخرجیهای بیحدوحصر زد. دستهای از درباریان ترک جاهل و طماع هم او را ترغیب و از وی حمایت کردند...
از کتابِ «زوال نظام اجتماعی و فروپاشی دولت قاجار»
براساس اسناد آرشیو وزارت خارجهٔ بریتانیا
رضا رئیسطوسی
شاید بهترین توصیف از مظفرالدینشاه در گزارش سِر آرتور هاردینگ، به ادوارد گِرِی، وزیر امور خارجۀ دولت لیبرال بریتانیا آمده باشد. او مینویسد:
مظفرالدینشاه شاید تنها شاهزادهای از سلسلۀ قاجار باشد که نشان داده است هیچ استعدادی برای ایفای نقش یک پادشاه مستبد را ندارد. وی ذاتاً مهربان و خوشقلب، اما ضعیف، هوسباز و در کل تقریباً بیسواد است. قبل از رسیدن به سلطنت پیش از پنجاه سال نایبالسلطنۀ رسمی ایالت بزرگ آذربایجان بود و در تبریز در انزوا به سر میبرد، بدون اینکه درواقع تسلطی بر امور آن داشته باشد که توسط وزیرش و با فرمانهای مستقیم از تهران اداره میشد. وی در این مدت از نظر مالی اغلب آنقدر تحت فشار بود که مشکل میتوانست هزینههای دمودستگاه خودش را تأمین کند. این بود که وقتی به سلطنت رسید، برای جبران سالهای تنگدستی بدون هیچ ملاحظهای دست به ولخرجیهای بیحدوحصر زد. دستهای از درباریان ترک جاهل و طماع هم او را ترغیب و از وی حمایت کردند...
از کتابِ «زوال نظام اجتماعی و فروپاشی دولت قاجار»
براساس اسناد آرشیو وزارت خارجهٔ بریتانیا
رضا رئیسطوسی
برای فروید رؤیا تحقق آرزومندی است، زیرا بر مکانیسمی خاص استوار است که متوجه «واقعیت بخشیدن» به تمناست، واقعیتی که گرچه خیالی است ولی چنان شکلوصورتی زنده به خود میگیرد که گوئی حتی از واقعیت خارجی نیز فراتر رفته است. فروید همواره میان تحقق آرزومندی و ارضای آن تفاوتی عمده قائل میشود. در ارضاء میلوخواهش فرد حقیقتاً (یا بهطور خیالی) اقناع میشود. حال آنکه در تحقق یعنی به انجامرساندن آرزومندی مسألهٔ عمده واقعیت بخشیدن به تمناست. بدینمعنی که آرزومندی دارای وجه زمانی خاصی میگردد که بنا بر آن، امری که هنوز به وقوع نپیوسته است به زمان حال ارجاع داده شده، صورتی حیوحاضر به خود میگیرد. به قول فروید «زمان حال وجهی است از زمان که در آن میل و آرزو به صورت امری به انجام رسیده تصور میشود.»
به نظر میرسد وقایع بیاهمیتِ روزِ قبل از رؤیا ــ که در اصطلاح فروید پسماندههای روزانه خوانده میشوند ــ منشاء تشکل رؤیاهای شبانه باشند ولی باید دانست که این پسماندهها تنها حاکی از امیالی جزئی بوده از آنچه در عُرف روانکاوی تمنا یا آرزومندی خوانده میشود متمایزند.
از کتابِ «ذهن و زمان»
نوشتهٔ کرامت مولّلی
برای فروید رؤیا تحقق آرزومندی است، زیرا بر مکانیسمی خاص استوار است که متوجه «واقعیت بخشیدن» به تمناست، واقعیتی که گرچه خیالی است ولی چنان شکلوصورتی زنده به خود میگیرد که گوئی حتی از واقعیت خارجی نیز فراتر رفته است. فروید همواره میان تحقق آرزومندی و ارضای آن تفاوتی عمده قائل میشود. در ارضاء میلوخواهش فرد حقیقتاً (یا بهطور خیالی) اقناع میشود. حال آنکه در تحقق یعنی به انجامرساندن آرزومندی مسألهٔ عمده واقعیت بخشیدن به تمناست. بدینمعنی که آرزومندی دارای وجه زمانی خاصی میگردد که بنا بر آن، امری که هنوز به وقوع نپیوسته است به زمان حال ارجاع داده شده، صورتی حیوحاضر به خود میگیرد. به قول فروید «زمان حال وجهی است از زمان که در آن میل و آرزو به صورت امری به انجام رسیده تصور میشود.»
به نظر میرسد وقایع بیاهمیتِ روزِ قبل از رؤیا ــ که در اصطلاح فروید پسماندههای روزانه خوانده میشوند ــ منشاء تشکل رؤیاهای شبانه باشند ولی باید دانست که این پسماندهها تنها حاکی از امیالی جزئی بوده از آنچه در عُرف روانکاوی تمنا یا آرزومندی خوانده میشود متمایزند.
از کتابِ «ذهن و زمان»
نوشتهٔ کرامت مولّلی
❤1
كودك چگونه به دختر يا پسربودن خود پى مىبرد؟ چگونه رفتار مبتنى بر نقش جنسيتى با رشد كودك در او شكل مىگيرد؟ تأثير عوامل معين نظيرِ رفتارِ والدين و رسانههاى گروهى در فرآيند جامعهپذيرى جنسيت چيست؟
پس از تولد با وارسى اندامهاى تناسلى نوزاد به او جنسيتى مذكر يا مؤنث نسبت مىدهند و اين بر تجارب آتى او تأثيرى عميق مىگذارد. نوزاد هويتى جنسيتى پيدا مىكند، اين اصطلاح به احساس و آگاهى خود فرد دربارهٔ زن يا مرد، دختر يا پسربودن اشاره دارد. او نقشى جنسيتى را مىآموزد، يعنى مجموعه انتظاراتى دربارهٔ رفتارى كه براى افراد داراى آن جنسيت مناسب تلقى مىشود. اين انتظارات بسته به نحوهٔ تعريف «مردانگى» و «زنانگى» فرق دارد. اگر مبناى جنسيت را كاملاً بيولوژيك ندانيم، آنگاه لازم است به عوامل اجتماعى يا محيطى بپردازيم كه در كنش متقابل با عوامل بيولوژيك به رشد هويت جنسيتى و نقش جنسيتى منجر مىشوند. بااينهمه، در ميان دانشمندان علوم اجتماعى دربارهٔ ماهيت ويژگى جامعهپذيرى و فرايند يادگيرى و همچنين در مورد اهميت عوامل معين در اين فرآيند اختلافنظرهاى فراوان وجود دارد.
از کتاب «جامعهشناسی جنسیت»
استفانی گرت
ترجمهٔ کتایون بقایی
كودك چگونه به دختر يا پسربودن خود پى مىبرد؟ چگونه رفتار مبتنى بر نقش جنسيتى با رشد كودك در او شكل مىگيرد؟ تأثير عوامل معين نظيرِ رفتارِ والدين و رسانههاى گروهى در فرآيند جامعهپذيرى جنسيت چيست؟
پس از تولد با وارسى اندامهاى تناسلى نوزاد به او جنسيتى مذكر يا مؤنث نسبت مىدهند و اين بر تجارب آتى او تأثيرى عميق مىگذارد. نوزاد هويتى جنسيتى پيدا مىكند، اين اصطلاح به احساس و آگاهى خود فرد دربارهٔ زن يا مرد، دختر يا پسربودن اشاره دارد. او نقشى جنسيتى را مىآموزد، يعنى مجموعه انتظاراتى دربارهٔ رفتارى كه براى افراد داراى آن جنسيت مناسب تلقى مىشود. اين انتظارات بسته به نحوهٔ تعريف «مردانگى» و «زنانگى» فرق دارد. اگر مبناى جنسيت را كاملاً بيولوژيك ندانيم، آنگاه لازم است به عوامل اجتماعى يا محيطى بپردازيم كه در كنش متقابل با عوامل بيولوژيك به رشد هويت جنسيتى و نقش جنسيتى منجر مىشوند. بااينهمه، در ميان دانشمندان علوم اجتماعى دربارهٔ ماهيت ويژگى جامعهپذيرى و فرايند يادگيرى و همچنين در مورد اهميت عوامل معين در اين فرآيند اختلافنظرهاى فراوان وجود دارد.
از کتاب «جامعهشناسی جنسیت»
استفانی گرت
ترجمهٔ کتایون بقایی
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی نمایشنامهٔ «خوابنامه»
نوشتهٔ محمد چرمشیر
با حضور:
کامران سپهران
بهزاد آقاجمالی
محمد چرمشیر
محمدحسن خدایی
زمان: چهارشنبه ۴ مهرماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی نمایشنامهٔ «خوابنامه»
نوشتهٔ محمد چرمشیر
با حضور:
کامران سپهران
بهزاد آقاجمالی
محمد چرمشیر
محمدحسن خدایی
زمان: چهارشنبه ۴ مهرماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
چاپ سوم منتشر شد
«فرهنگ جغرافیای تاریخی شاهنامه»
مهدی سیدی فرخد
در این پژوهش تمامی شاهنامه، از آغاز پادشاهی کیومرث پیشدادی تا پایان پادشاهی یزدگرد سوم ساسانی، بهدقت بررسی و همهی اعلام جغرافیایی مندرج در این اثر سترگ استخراج و شناسایی و با شرح و توضیح کامل معرفی شده است. اما محدودهی زمانی این پژوهش به عهد تصنیف شاهنامه ختم نمیشود، زیرا دگرگونیها و تغییراتی هم که تا به امروز در نام و عنوان مواضع جغرافیایی رخ داده در آن لحاظ شده است، بهگونهای که اگر از کوه و چشمه و دریا و شهری از زمان پیشدادیان و ضحّاک نام برده شده، اوضاع آنها تا زمان حاضر با استناد به منابع بعد از ساسانیان و نیز بر اساس پژوهشهای میدانی خودمان معلوم و معرفی شده است. از این رو، علاوه بر شاهنامه و منابع جغرافیایی و تاریخی مربوط به آن، کتب دینی و عرفانی و سایر اسناد مکتوب نیز از نظر دور نماندهاند. در نهایت، پیمایش و کاوش میدانی در ایران و ممالکت همجوار (عرصهی جغرافیایی شاهنامه) مکمل پژوهش کتابخانهای بوده است.
رقعی گالینگور، ۶۳۸ صفحه، ۷۸۰ هزار تومان
سفارش چاپ تکنسخه جلد شومیز
چاپ سوم منتشر شد
«فرهنگ جغرافیای تاریخی شاهنامه»
مهدی سیدی فرخد
در این پژوهش تمامی شاهنامه، از آغاز پادشاهی کیومرث پیشدادی تا پایان پادشاهی یزدگرد سوم ساسانی، بهدقت بررسی و همهی اعلام جغرافیایی مندرج در این اثر سترگ استخراج و شناسایی و با شرح و توضیح کامل معرفی شده است. اما محدودهی زمانی این پژوهش به عهد تصنیف شاهنامه ختم نمیشود، زیرا دگرگونیها و تغییراتی هم که تا به امروز در نام و عنوان مواضع جغرافیایی رخ داده در آن لحاظ شده است، بهگونهای که اگر از کوه و چشمه و دریا و شهری از زمان پیشدادیان و ضحّاک نام برده شده، اوضاع آنها تا زمان حاضر با استناد به منابع بعد از ساسانیان و نیز بر اساس پژوهشهای میدانی خودمان معلوم و معرفی شده است. از این رو، علاوه بر شاهنامه و منابع جغرافیایی و تاریخی مربوط به آن، کتب دینی و عرفانی و سایر اسناد مکتوب نیز از نظر دور نماندهاند. در نهایت، پیمایش و کاوش میدانی در ایران و ممالکت همجوار (عرصهی جغرافیایی شاهنامه) مکمل پژوهش کتابخانهای بوده است.
رقعی گالینگور، ۶۳۸ صفحه، ۷۸۰ هزار تومان
سفارش چاپ تکنسخه جلد شومیز