نشر نی
10.4K subscribers
6.19K photos
251 videos
479 files
3.62K links
www.nashreney.com :وب‌سایت

اینستاگرام: Instagram.com/nashreney

تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com
Download Telegram
يونگ تصديق مى‌كند كه با توجه به پيامدهاى اقتصادى و اجتماعى انقلاب صنعتى، دولت رفاه احتمالاً ضرورى و از بسيارى جهات سودمند است. اما او دولت رفاه را نوشى آميخته به نيش مى‌داند. همين‌كه انسان از ريشه‌هاى حيات‌بخش غريزه جدا افتد به يک حيوان بيمار، بى‌روحيه و رو به زوال تبديل مى‌شود... او عزّت نفس، شادمانى و علاقه‌مندى به زندگى، و ارادهٔ زيستن را از دست مى‌دهد و تنها نوعى فاجعه مى‌تواند او را به زندگى باز گرداند. ترازكردن حساب‌ها به‌عهدهٔ مرجع سياسى يا اجتماعى بالاترى گذاشته مى‌شود كه از چنين مسئوليتى استقبال مى‌كند چه بدين‌وسيله قدرتش فزونى مى‌گيرد و متأسفانه هر اندازه قدرت اين مرجع بيشتر شود، فرد ضعيف‌تر و درمانده‌تر مى‌گردد. او به‌دليل دلمشغولى به خواست‌هاى خويش نمى‌تواند بفهمد كه دولت هم از افرادى مانند خودش كه درخواست‌هايى دارند تشكيل شده است. نتيجهٔ ناگزير اين‌گونه وابستگى تام، كمونيسم است كه به عقيدهٔ يونگ در چهارچوب آن هر فرد، ديگر افراد جامعه را به بردگى مى‌كشد و آرام‌آرام يك ديكتاتور و برده‌دار سخت‏گير نماينده جامعه مى‌شود.

از کتابِ «یونگ و سیاست»
ولودیمیر والتر اوداینیک
ترجمهٔ علیرضا طیب

‌امیل دورکیم شاید بهترین صورت‌بندی اولیه را از مخرج مشترک همهٔ جریان‌های پیش‌گفتهٔ سوسیالیسم اولیه به دست می‌دهد. او این ایده را مطرح کرد که هدف مشترک همهٔ این آموزه‌ها این بود که فعالیت‌های اقتصادی را، که موفق شده بودند از هرگونه نظارت اجتماعی بگریزند، تابع اقتدار جامعه کنند که دولت آن را نمایندگی می‌کرد. به دیدهٔ دورکیم، جریان‌های سوسیالیستی گوناگون، گرچه در جزئیات تفاوت‌های چشم‌گیری با هم دارند، اما همگی بر آن‌اند که تنها راه پایان‌بخشیدن به فقرِ توده‌های کارگران تجدید سازمان حوزهٔ اقتصاد و در نتیجه کنترل و نظارتِ ارادهٔ بزرگ‌ترِ جامعه بر فعالیت‌های اقتصادی است. این تعریف از سوسیالیسم گرچه هنوز مقاصدِ هنجاریِ آن را به‌خوبی بیان نمی‌کند، اما زمینهٔ مشترک همهٔ جنبش‌ها و مکتب‌های فکری سوسیالیستی را نشان می‌دهد.

از کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
از بخش اول: ایدهٔ اولیه، کمال‌یافتنِ انقلاب با آزادی اجتماعی
آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
از مجموعهٔ ایده‌های رادیکال
Forwarded from نشر نی

‌‌‌نشر نی برگزار می‌کند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب
در خدمت و خیانت مترجمان
نوشتهٔ نیکو سرخوش

با حضور:
اشکان صالحی
پویا رفوئی
نیکو سرخوش
محسن آزموده

زمان: دوشنبه ۱۹ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم

منتشر شد
«نورگون»
مجموعه داستان فارسی
بهاره حجتی

یک‌آن چند جفت چشمِ سرخ و به‌خون‌نشسته جان می‌گیرند روی سینهٔ دیوار. مار هزارسری چنبره زده و فش‌فش می‌کند. نیشش را بیرون می‌کشد و زبانه‌های آتش رها می‌شوند از دهانش بیرون. نعره می‌کشم. بندبند بدنم می‌لرزد و نقطه‌های سیاه تیر می‌زنند به چشمم. زیر چکمه‌های سیاهم چال می‌شود، خالی می‌شود، و پس سرم دوخته می‌شود به زمین. خاک‌ریزه‌ها پلکم را بسته‌اند. بعد صدای ضرب ریختن خاک می‌پیچد توی گوش‌هام، مهیب و محکم. نفسم پس می‌رود. لایه‌لایه می‌روم پایین، پایین و پایین‌تر. سنگین و سنگین‌تر می‌شوم. پشت‌بندش خاک دماغ و دهانم را پر می‌کند و باز هم می‌روم پایین و پایین‌تر. سینه‌ام جای هوا خاک بلعیده. می‌خواهم سرفه کنم، اما دهانم پر از خاک شده، نمی‌شود، نمی‌توانم. بدنم توان جنبیدن ندارد. سنگ شده‌ام.
از صفحهٔ ۲۲ کتاب

چاپ اول ۱۴۰۳، شومیز رقعی، ۱۰۸ صفحه، ۱۴۰ هزار تومان

منتشر شد
«صدای آزادی»
محمد آصف سلطان‌زاده و زینب انتظار

مردان افغان درک درستی از آزادی زن‌ها ندارند؛ آن‌ها استقلال مالی زنان را خطری برای اقتدار خود در خانواده می‌دانند. اینک با ایجاد محدودیت برای کار زن‌ها توسط طالبان، آن اقتدار نسبتاً ازدست‌رفتهٔ مرد به‌عنوان تنها نان‌آور و سرپرست خانواده بازمی‌گردد. همین که زن برای بیرون رفتنش از خانه به همسرش نیازمند است، به مرد اقتدار بخشیده است... مردان از زنان معترض حمایت نمی‌کنند، زیرا نوک پیکان اعتراضات زن‌ها رفتار زن‌ستیزانهٔ مردان را نیز نشانه رفته است… به طور قطع باور دارم که زنان در دنیا سکان تغییرات سیاسی و فرهنگی را به دست گرفته‌اند و زنان افغانستان نیز این مهم را در سرزمینی با فرهنگ مردانه و به‌شدت محافظه‌کار و مقاوم در برابر تغییر به عهده خواهند گرفت. مردان دنیا خسته از کار در اتاق‌های فکری سیاسی جهانی و گمشده در پیچ‌وخم دیپلماسی میان کشورها از یافتن راه‌حل مشکلات بشری مأیوس شده‌اند. جنگ می‌آفرینند و از مدیریت آن ناتوان می‌شوند. از این پس زنان تحولات و انقلاب‌ها را رقم خواهند زد و صدای آزادی این بار زنانه است.
Audio
فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتاب
در خدمت و خیانت مترجمان
نوشتهٔ نیکو سرخوش

با حضور:
اشکان صالحی
پویا رفوئی
نیکو سرخوش
محسن آزموده

‌آزادی کامل و نامحدود برای بیان انواع عقاید، بدون هیچ ممنوعیت و محدودیت، از نیازهای مطلق عقل است. پس یکی از نیازهای روح هم هست، زیرا وقتی عقل احساس ناراحتی کند روح نیز بیمار است. پاسخ‌گویی به این نیاز، ماهیت و حدودی دارد که به خود ساختار قوای گوناگون روح وابسته است. زیرا ممکن است امری واحد همزمان محدود و نامحدود باشد، مثلاً می‌توان طول یک مستطیل را بی‌نهایت فرض کرد بی‌آنکه عرض آن تغییری کند.
نیاز به آزادی که این‌همه برای عقل ضرورت دارد ایجاب می‌کند که با وسواس از آن در برابر تلقین، تبلیغات سوء و اِعمال نفوذ محافظت شود. این‌ها روش‌های ایجاد محدودیت هستند، نوعی خاص از محدودیت که با ترس یا درد جسمی همراه نیست، اما بااین‌حال گونه‌ای از خشونت به شمار می‌رود. فنون مدرن ابزارهای بسیار نیرومندی در اختیار این شکل از خشونت می‌گذارند. این شکل از خشونت بنا به ماهیتش جمعی است و قربانیانش افراد بشر هستند.
دربارۀ آزادی اندیشه باید گفت تقریباً درست است که بدون آزادی هیچ اندیشه‌‌ای هم وجود ندارد، اما از آن درست‌تر این است که بگوییم وقتی اندیشه‌ معدوم باشد، آزاد هم نیست.

از کتاب قدرت کلمات؛ سیمون وی؛ ترجمهٔ بهزاد حسین‌زاده


‌‌همه با این صحنۀ کلاسیک کارتون [تام و جری] آشناییم: گربه به لبۀ پرتگاه می‌رسد اما به رفتن ادامه می‌دهد و این واقعیت را نادیده می‌گیرد که زیر پایش خالی شده است؛ فقط وقتی سقوط می‌کند که به پایین نگاه می‌کند و می‌فهمد زیرپایش خالی است. وقتی رژیمی سیاسی هم اقتدارش را از دست می‌دهد مثل همان گربۀ روی پرتگاه است: برای این‌که بیفتد فقط باید به یادش آورد که زیر پایش را نگاه کند. اما عکس این قضیه هم صادق است: وقتی رژیمی اقتدارگرا به بحران نهایی‌اش نزدیک می‌شود، فروپاشی‌اش قانونی دارد که از دو مرحله تبعیت می‌کند. پیش از فروپاشی واقعی آن گسستی رازآمیز رخ می‌دهد: ناگهان مردم متوجه می‌شوند که بازی تمام شده است ــ دیگر ترسی ندارند. نه‌تنها رژیم مشروعیتش را از دست می‌دهد بلکه نفس تلاشش برای اعمال قانون هم در نظر مردم واکنشی از سر ترس و ناتوانی است. در کتاب شاهنشاه، که گزارشی کلاسیک از انقلاب ۱۹۷۹ ایران است، ریشارد کاپوشچینسکی لحظۀ دقیق این گسست را مشخص کرده است: در یکی از چهارراه‌های تهران پلیس بر سر معترضی داد می‌زند که دور شود، اما او از جای خود تکان نمی‌خورد و پلیس سرافکنده عقب می‌نشیند؛ ظرف چند ساعت تمام تهران از این ماجرا باخبر می‌شوند، و بعد با این‌که نبرد خیابانی هفته‌ها ادامه یافت دیگر همه می‌دانستند که بازی تمام شده است.

از کتابِ رخداد
سفری فلسفی با قطار یک مفهوم
اسلاوی ژیژک
ترجمهٔ امیررضا گلابی
از مجموعهٔ ایده‌های رادیکال

‌‌نوشتن به زندگی شور و روشنی می‌بخشد. علت اصلی نوشتن، بیش‌تر آن است که نویسنده نمی‌تواند ننویسد. این خاطره‌های رسته از فراموشی که سالیان سال در کنه ذهن من خفته بود، در پیرسالی به خلجان درآمد و خود خود را نویساند. نوشتن در این حال بیش‌تر گوش‌دادن بود تا سخن‌گفتن و دستاورد هم، چنان‌که خواهید دید، یکسره مکاشفه است و بدون موعظه و مبالغه. نویسنده به جای آن‌که چیزی بیندیشد، دربارهٔ چیزی که می‌اندیشد می‌نویسد. ندانسته‌ای به قلم نیامده، اما دانسته‌ها هم، به دلایل آشکار، همه به قلم ننشسته ـ که جای تأسف است.
آن‌چه نوشته شده، به هر صورت، در هشتادوچند سال عمر بر نویسنده گذشته است، و ای‌بسا که او در این بازنگری به گذشته، ناخودآگاه می‌خواسته خود را بهتر بشناسد… مگر نه که آفتاب به لب بام رسیده؟

از کتابِ «‌حدیث نفس»
نوشتهٔ حسن کامشاد

‌منتشر شد
«گرمای روز»
الیزابت بوئن
ترجمهٔ آناهیتا مجاوری

بوئن علاقۀ زیادی به نوشتن دربارۀ زندگی‌های پررمزوراز داشت، از آن‌ها که اگر پرده از مقابل‌شان کنار برود رسوایی‌ به بار می‌آید. او دوست داشت دربارۀ خیانت‌ها و رسوایی‌های نهفته در پس زندگی‌های به‌ظاهر عادی افراد محترم بنویسد.
گرمای روز در خلال جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد و فضای پرتنش و خاکستری لندن را در دوران جنگ و حمله‌های هوایی شبانه توصیف می‌کند. مردم جنگ‌زده به ‌خاطر بمباران‌های شبانه از شب و تاریکی گریزانند و روز و گرمای مطبوع آن را می‌پرستند.
گرمای روز پرسش‌هایی اساسی در ذهن خواننده طرح می‌کند و نویسنده با موضعی بی‌طرفانه می‌کوشد ما را درگیر مجموعه‌ای از قضاوت‌ها دربارۀ شخصیت‌های داستان کند. آنچه این رمان را خواندنی‌تر می‌کند توصیف دقیق بوئن از حالات روحی شخصیت‌ها و استفاده از نمادهایی است که مخاطب را به رمزگشایی ترغیب می‌کند، نمادهایی مثل ساعت، قاب‌ عکس‌، پنجره‌‌، آینه‌ و روزنامه و هرآنچه به رازآلودتر شدن فضاها و شخصیت‌ها کمک می‌کند.

▫️▫️▫️▫️▫️
مانفرد: خون! اين خون است!
خون من، خون پاك پدرانم،
همان خونى كه در رگ‌هاى من و او جارى بود،
در آن هنگام كه جوان بوديم و يكديگر را آن‏چنان دوست مى‌داشتيم كه هرگز نبايد.
و اين خون ريخته شد،
اما هنوز مى‌جوشد و برمى‌آيد
و ابرها را سرخ‏فام مى‌كند،
همان ابرهايى كه راه بهشت را بر من مى‌بندند،
آن‌جا كه تو اينك نيستى و من هرگز نخواهم بود!
شكارچى: سخنانى غريب مى‌گويى. گناهى بزرگ تو را اين‌چنين به وادى جنون كشانده است. اما از هر چه در ترس و رنج باشى، باز درمانى هست. از مردان مقدس يارى بخواه، و شكيبايى پيشه كن.
مانفرد: شكيبايى، شكيبايى. دور باد! اين واژه را براى جانوران باركش برساخته‌اند، نه پرندگان شكارى! آن را بر ميرندگانى كه همچون خودت از خاك برآمده‌اند موعظه كن، من از جنس تو نيستم!
مانفرد: به من نگاه كن! من زنده‌ام، آيا اين تحمل رنج نيست؟
‌شكارچى: اين تشنج است، زندگى نيست.

از نمایشنامهٔ مانفرد
لرد بایرون
ترجمهٔ حسین قدسی
از مجموعهٔ دورتادور دنیا

‌انجام هر کنشی شماری «باید» با خود به همراه دارد. کانت این «باید»ها را «امر/ دستور» می‌نامد. کانت این امرها را امرهای مشروط می‌نامد، زیرا اعتبار آن‌ها برای سوژه وابسته و مشروط به اهداف آن سوژۀ خاص است. اما از نظر کانت اخلاق مستلزم «بایدی» فراتر از «بایدِ» مشروط است: یعنی «امر مطلق». از آن‌جا که امر مطلق مستقل از اهداف یک سوژۀ خاص است، این امر باید صوری و خالی از هر محتوایی باشد. بنابراین، قانون اخلاقی باید به این شکل بیان شود:
یک خواست کاملاً عقلانی تنها از رهگذر ماکسیم‌هایی عمل می‌کند که بتوانند تبدیل به قانونی جهان‌روا شوند.
اگر این جمله را به‌صورت یک دستور بنویسیم، از این قرار خواهد بود:
تنها بر اساس ماکسیم‌هایی عمل کن که بتوانی هم‌زمان بخواهی آن‌ها تبدیل به قانون کلی شوند.
بنابراین توجیه کانت برای امر مطلق در مفهوم ارادۀ آزاد نهفته است. اگر ما ارادۀ آزاد داریم، پس تنها بر اساس خواسته‌ها و نیازهامان متعین نشده‌ایم. این سویۀ سلبی آزادی است. سویۀ ایجابی آزادی این است که اراده برای خود قانون بنا می‌نهد و از این رهگذر خود را متعین می‌کند.

از کتابِ «زبان، واقعیت و ارزش در فلسفه مک‌داول»؛ ایمان همتی

‌‌‌نشر نی برگزار می‌کند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «سنجش پیامدهای هستی‌شناسی هایدگر»
نقد خوانشِ احمد فردید
نوشتهٔ احسان شریعتی
ترجمهٔ امیر رضایی

با حضور:
مهدی فدایی مهربانی
علی‌اصغر مصلح
احسان شریعتی
امیر رضایی
محسن آزموده

زمان: دوشنبه ۲۶ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم

منتشر شد
«اوتوفرون»
متن دوزبانه
افلاطون
از مجموعه متون یونانی و لاتین
ترجمه و افزوده‌ها: ایمان شفیع بیک

اوتوفرون را می‌توان بهترین نمونه از دیالوگ‌های سقراطیِ افلاطون خواند که مجموعهٔ ویژگی‌های روش و منش و اندیشهٔ سقراط را در بردارد. این دیالوگ، از یک‌سو، نخستین اثر از چهارگانهٔ موسوم به «مرگ سقراط» است و، از دیگر سو، در میانِ دیالوگ‌های سقراطیِ تعریف‌محور می‌گنجد و، از این رو، حلقهٔ پیوند فلسفهٔ سقراط با محکومیتِ اوست.
اوتوفرون گفت‌وگو بر سرِ مفهوم «پارسایی» و تلاش در راهِ تعریفِ آن است. آن‌جا که اوتوفرون پارسایی را «آنچه ایزدان دوست می‌دارند» تعریف می‌کند، سقراط از او می‌پرسد آیا چیزی از این رو که ایزدان دوستش می‌دارند، پارسایانه است یا از این رو که پارسایانه است، ایزدان دوستش می‌دارند. با این پرسش، سقراط پیشاهنگِ یکی از پرسش‌های بنیادینِ علم کلام و فلسفهٔ دین در تاریخِ اندیشهٔ مکتوب می‌شود، پرسشی که صورت‌بندیِ کلیِ آن این است که آیا خوبی و ارزشِ چیزی ذاتیِ آن است یا بسته به اراده و حکمِ الهی‌ست...

بخشی از کتاب
جملۀ مشهور موس «تابو به وجود می‌آید تا شکسته شود» در کالج جامعه‌شناسی به این نحو تفسیر ‌شد که امور به‌ظاهر عقلانی حیات اجتماعی همان تابو‌هایی‌‌اند که جامعه باید از آن‌ها تخطی کند و آن‌ها را بشکند تا خالق امر نو شود.
اما موس شخصاً واقف بود که کنار نهادن بی‌محابای عقلانیت و مجال دادن به عدم عقلانیت در جوامعی که خطر فاشیسم از هر سو در آن‌ها سر برآورده، بازی کردن با آتشی بود که معلوم نبود آنان که ناخواسته در به‌پاشدن آن مشارکت می‌کنند بتوانند از لهیب آن کناره گیرند. به همین دلیل او در پاسخ به نامه‌ای از میشل لیریس، اعضای کالج جامعه‌شناسی را چنین توصیف می‌کند:
معتقدم انحراف از راه راست به کلیتی بدل شده است ــ و شما [اعضای کالج جامعه‌شناسی] هم قربانی همین کلیت هستید ــ گونه‌ای خردگریزی مطلق که به نام اسطوره‌‌ای مدرن به آن چسبیده‌اید: اسطورۀ هزارتو و پاریس. اما معتقدم که هم‌اکنون، یحتمل همۀ شما تحت تأثیر هایدگر و برگسونیسمی هستید که به هیتلریسم عقب نشسته است و شما به هیتلریسمی مشروعیت می‌‌بخشید که شیفتۀ خردگریزی است...

از کتاب «همبستگی اجتماعی و دشمنان آن»
مکتب موس و دورکیم در برابر فایده‌گرایی و فاشیسم
آرمان ذاکری
Forwarded from نشر نی

‌‌‌نشر نی برگزار می‌کند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «سنجش پیامدهای هستی‌شناسی هایدگر»
نقد خوانشِ احمد فردید
نوشتهٔ احسان شریعتی
ترجمهٔ امیر رضایی

با حضور:
مهدی فدایی مهربانی
علی‌اصغر مصلح
احسان شریعتی
امیر رضایی
محسن آزموده

زمان: دوشنبه ۲۶ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم

‌در سال ۱۹۶۶، یک سال پس از این‌که نیکلای چائوشسکو، دیکتاتور کمونیست رومانی قدرت گرفت، سقط جنین را غیرقانونی اعلام کرد. او ادعا کرد که «جنین متعلق به کل جامعه است، هرکس که آن را معدوم کند خائن است و قانون بقای ملت را نقض کرده است.»
برنامهٔ ممنوعیت سقط جنین چائوشسکو برای رسیدن به یکی از اهداف اصلی او یعنی رشد سریع رومانی از طریق رشد جمیعتش طراحی شده بود. تنها استثنا در این میان مادرانی بودند که چهار فرزند داشتند و یا زنانی که مسئولیت مهمی در حزب کمونیست داشتند. درعین‌حال، همهٔ برنامه‌های آموزشی مربطو به آمیزش جنسی و جلوگیری از بارداری لغو شد. مأموران دولت که به طنز پلیس قاعدگی نامیده می‌شدند به‌طور منظم در محل کار زنان حاضر می‌شدند و از آنان آزمایش‌های حاملگی می‌گرفتند. اگر زنی از دادن آزمایش امتناع می‌کرد باید مالیات امتناع از بچه‌داری می‌پرداخت.
برنامهٔ چائوشسکو نتیجه داد. پس از یک سال از آغاز ممنوعیت سقط چنین میزان زاد و ولد رومانیایی‌ها دو برابر شد. این بچه‌ها در کشوری به دنیا می‌آمدند که زندگی در آن فلاکت‌بار بود مگر زندگی کسانی که به اطرافیان چائوشسکو و یا رؤسای حزب کمونیست وابسته بودند. اکثر بچه‌هایی که پس از ممنوعیت سقط جنین به دنیا آمدند، در مقایس با بچه‌هایی که یک‌سال قبل از آن به دنیا آمده بودند، از هر لحاظ وضعیت نابسامانی داشتند: آن‌ها در امتحان‌های مدرسه نمرات کم‌تری می‌آوردند، در بازار کار موفقیت کم‌تری داشتند و با احتمال بیش‌تری مجرم می‌شدند.

از کتابِ «اقتصاد ناهنجاری‌های پنهان اجتماعی»
استیون دابنر و استیون لویت
ترجمهٔ سعید مشیری
آيا اين جهان هستى در مسير نامساوى منشور ديدگان متفاوت به نظر مى‌آيد؟!
نخستين نگاه من با چشمان لوچى بود كه زواياى ديد آن هرگز مساوى نخواهند شد!
ولى امروز می‌دانم كه انسان‌ها آنچه را مهم است، از مسير منشور ديدگان نمی‌‏نگرند بلكه با چشم دل لمس مى‌كنند.
من دومين دختر خانواده، با چهره‌اى كه به تعريف ديگران، بهرهٔ چندانى از زيبايى نداشت و با چشمانى كه مسير نگاهش را نمى‌شد تعقيب كرد، به دنيا آمده بودم و نامادرى پدر با ديدن نوزاد به مادرم گفته بود:
براى زاييدن اين دختر زشت و لوچ چرا اين‌قدر درد؟

از کتابِ «در فاصلهٔ دو نقطه»
ایران درّودی

‌در سال ۱۲۸۵ مردم ایران دو راه در پیش روی خود داشتند که عملاً سیاست‌ورزی ایرانیان در سدۀ بیستم و پس از آن را تعیین کرد: اینکه ایران باید جامعه‌ای اسلامی باشد یا سکولار؟ بااین‌حال، اشتباه است اگر فکر کنیم درک و دریافت مردم ایران در زمان مشروطه به همین گونه بود که امروز می‌توان به این انتخاب اندیشید، یعنی می‌توانستند از بین این دو یکی را انتخاب کنند. در نظر بسیاری از هم‌عصران انقلاب مشروطه، اسلام و مشروطه کاملاً با یکدیگر سازگار بودند: از نظر آنان، بین قانون برآمده از ارادۀ مردم و قوانین آسمانی جدایی وجود نداشت. تنها گروهی از نخبگان تحصیل‌کردهٔ سکولار و برخی از علما مشکلاتی را که ممکن بود در این راه پدید آید تشخیص می‌دادند. بر این اساس، در این کتاب نحوهٔ تکوین و تطور بحث و گفت‌وگو بین اسلام و سکولاریسم و اثرات آن در دریافت عموم مردم و افکار عمومی مورد توجه است. بنابراین، کتاب حاضر بر ظهور ناسیونالیسم اسلامی تمرکز کرده و به این پرسش می‌پردازد که امکان مصالحه بر سر اسلام تا چه حد بود و چه میزان تلاش برای تحقق آن صورت گرفت.

از کتاب «ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم»
ونسا مارتین
ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی
Audio
‌فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتابِ «سنجش پیامدهای هستی‌شناسی هایدگر»
نقد خوانشِ احمد فردید
نوشتهٔ احسان شریعتی
ترجمهٔ امیر رضایی

با حضور:
مهدی فدایی مهربانی
علی‌اصغر مصلح
احسان شریعتی
امیر رضایی
محسن آزموده

‌در دست انتشار
«اودوسئوس و پنلوپه»
نمایش‌نامه
نوشتهٔ ماریو بارگاس یوسا
ترجمهٔ علیرضا شفیعی‌نسب


○ ای اودوسئوس، سراپای تو آهنین است و نیرویت به جا می‌ماند، اما همراهان تو از ماندگی و خواب‌آلودی از پا درآمده‌اند. گرسنگی و تشنگی نیز امان ما را بریده است. اگر در این جزیره استراحت نکنیم، دیگر پارو نمی‌توانیم زد و عنقریب در دریا سرگردان می‌شویم. اگر ناگهان طوفانی سر برسد، چگونه می‌توان از چنگال مرگ گریخت؟ بگذار امشب را در این‌جا بیاساییم تا فردا به راه خود ادامه دهیم.
از صفحهٔ ۵۷ کتاب

جهان نمایش مجموعه‌ای است از متن‌هایی که برای صحنه‌ی نمایش یا درباره‌ی آن نوشته شده‌اند. انواع نمایش‌نامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایش‌نامه‌هایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متن‌های نظری در حوزه‌ی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای می‌گیرند.