منتشر شد
رمان گلهای آبی؛ رمون کنو؛ ترجمهٔ مهسا خیراللهی
رمون کنو با جنبش سوررئالیسم قرابت فکری داشت و احتمالاً گلهای آبی بیش از همۀ آثارش این قرابت را مینمایاند. کنو در این اثر خود را از قیدوبند زمان و مکان میرهاند و مرزهای تخیل را جابهجا میکند و شخصیتهایی را میپروراند که در عین تعدد یکی میشوند.
داستان گلهای آبی را از یک سو سیدرولَن روایت میکند، مردی عجیبوغریب و منزوی که در دهۀ ۱۹۶۰ روی کرجی زندگی میکند و به نظر میرسد کاری ندارد جز رنگ زدن حصار کنار کرجیاش که در دیدرس اوست و فردی ناشناس روی آن فحش مینویسد. از سوی دیگر دوک دوژ روایت را پیش میبرد، مردی از قرون وسطی که دقیقاً صد و هفتادوپنج سال در طول زمان جلو میآید تا به دوران سیدرولن میرسد. در این سفر که از سال ۱۲۶۴ و با ملاقات لوئی نهم، پادشاه وقت فرانسه، آغاز میشود، خدمتکار و دو اسب سخنگوی دوک همراهیاش میکنند.
یکی از جذابیتهای روایت کنو در این رمان شیوۀ اتصال دو شخصیت اصلی به یکدیگر است، به این ترتیب که با خوابیدن هر کدام از این دو، دیگری بیدار میشود و در لحظههای بیداری احساساتی مشابه احساسات شخصیت دیگر را از سر میگذراند...
منتشر شد
رمان گلهای آبی؛ رمون کنو؛ ترجمهٔ مهسا خیراللهی
رمون کنو با جنبش سوررئالیسم قرابت فکری داشت و احتمالاً گلهای آبی بیش از همۀ آثارش این قرابت را مینمایاند. کنو در این اثر خود را از قیدوبند زمان و مکان میرهاند و مرزهای تخیل را جابهجا میکند و شخصیتهایی را میپروراند که در عین تعدد یکی میشوند.
داستان گلهای آبی را از یک سو سیدرولَن روایت میکند، مردی عجیبوغریب و منزوی که در دهۀ ۱۹۶۰ روی کرجی زندگی میکند و به نظر میرسد کاری ندارد جز رنگ زدن حصار کنار کرجیاش که در دیدرس اوست و فردی ناشناس روی آن فحش مینویسد. از سوی دیگر دوک دوژ روایت را پیش میبرد، مردی از قرون وسطی که دقیقاً صد و هفتادوپنج سال در طول زمان جلو میآید تا به دوران سیدرولن میرسد. در این سفر که از سال ۱۲۶۴ و با ملاقات لوئی نهم، پادشاه وقت فرانسه، آغاز میشود، خدمتکار و دو اسب سخنگوی دوک همراهیاش میکنند.
یکی از جذابیتهای روایت کنو در این رمان شیوۀ اتصال دو شخصیت اصلی به یکدیگر است، به این ترتیب که با خوابیدن هر کدام از این دو، دیگری بیدار میشود و در لحظههای بیداری احساساتی مشابه احساسات شخصیت دیگر را از سر میگذراند...
آوای محبوب خویش را میشنوم.
اینک درمیرسد،
بر کوهساران میجهد،
و بر تپهها خیز برمیدارد.
محبوب من چون غزال است،
و آهو بره.
اینک پشت دیوار ما میایستد.
از پس پنجره انتظار میکشد،
و از پس نرده میپاید.
محبوب من بانگ برمیآورد،
و مرا میگوید:
«ای محبوبهٔ من، برخیز،
ای زیبای من، بیا.
چه اینک زمستان سپری شده است،
و بارانها به پایان رسیده و ناپیدا گشته است.
از غزل غزلها، سلیمان
عهد عتیق، جلد سوم، کتابهای حکمت
بر اساس کتاب مقدس اورشلیم
ترجمهٔ پیروز سیار
اینک درمیرسد،
بر کوهساران میجهد،
و بر تپهها خیز برمیدارد.
محبوب من چون غزال است،
و آهو بره.
اینک پشت دیوار ما میایستد.
از پس پنجره انتظار میکشد،
و از پس نرده میپاید.
محبوب من بانگ برمیآورد،
و مرا میگوید:
«ای محبوبهٔ من، برخیز،
ای زیبای من، بیا.
چه اینک زمستان سپری شده است،
و بارانها به پایان رسیده و ناپیدا گشته است.
از غزل غزلها، سلیمان
عهد عتیق، جلد سوم، کتابهای حکمت
بر اساس کتاب مقدس اورشلیم
ترجمهٔ پیروز سیار
مجموعهٔ کامل کتاب مقدس
بر اساس کتاب مقدس اورشلیم
ترجمهی پیروز سیار
موجود در کتابفروشی نشر نی
عهد عتیق، جلد اول: کتابهای شریعت یا تورات، ۸۱۶ صفحه، نهصد و هشتاد هزار تومان
عهد عتیق، جلد دوم: کتابهای تاریخ، ۱۳۶۸ صفحه، یک میلیون و پانصد هزار تومان
عهد عتیق، جلد سوم: کتابهای حکمت، ۹۸۴ صفحه، یک میلیون و دویست هزار تومان
عهد عتیق، جلد چهارم: کتابهای پیامبران، ۱۰۸۸ صفحه، یک میلیون و سیصد و شصت هزار تومان
عهد جدید: ۱۳۱۲ صفحه، یک میلیون و پانصد هزار تومان
ارسال رایگان به سراسر کشور www.nashreney.com
۱۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
مجموعهٔ کامل کتاب مقدس
بر اساس کتاب مقدس اورشلیم
ترجمهی پیروز سیار
موجود در کتابفروشی نشر نی
عهد عتیق، جلد اول: کتابهای شریعت یا تورات، ۸۱۶ صفحه، نهصد و هشتاد هزار تومان
عهد عتیق، جلد دوم: کتابهای تاریخ، ۱۳۶۸ صفحه، یک میلیون و پانصد هزار تومان
عهد عتیق، جلد سوم: کتابهای حکمت، ۹۸۴ صفحه، یک میلیون و دویست هزار تومان
عهد عتیق، جلد چهارم: کتابهای پیامبران، ۱۰۸۸ صفحه، یک میلیون و سیصد و شصت هزار تومان
عهد جدید: ۱۳۱۲ صفحه، یک میلیون و پانصد هزار تومان
ارسال رایگان به سراسر کشور www.nashreney.com
۱۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
منتشر شد
نظریهٔ رهایی
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی
هدفِ اصلیِ کتاب این است که ایدهٔ نوعی رهایی را شرح و بسط دهد که قادر است از آلوده شدنِ خویش به هر سلطهای عبور کند. به عبارتی دیگر، این کتاب تلاشی است برای به اندیشه در آوردنِ رهایی در وراء تقابلهای میانِ یونانیان و بربرها، میان فرهیختگان و اصطلاحاً «بدْویها»، میان اروپا و دیگریاش، میانِ مغربزمین و سایرِ نقاطِ جهان. این کتاب در پیِ آن است که رهایی را حقیقتاً جهانشمول سازد: در پیِ آن است که آزادی را به نحوی به اندیشه درآورَد که آزادی نه دستاورد و امتیازِ برخی مناطق و فرهنگها، بلکه تجربه و پراکسیسِ همگان باشد. بنابراین کتابِ پیشِ رو در پیِ مفهومی حقیقتاً انسانی از آزادی است: آزادی بهمثابهٔ تجربهای که برای هر انسانی در هر زمانی امکانپذیر است؛ بلکه حتی بهمثابهٔ تجربهای که در زندگیِ هر انسانی، ولو محدود و سرکوبشده، همواره پیشاپیش بالفعل است. این همان بنیادی است که بر پایهٔ آن میتوان در هر زمانی نبرد بر سرِ رهایی را آغاز کرد.
از مقدمهٔ نویسنده برای ترجمهٔ فارسی
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
نظریهٔ رهایی
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی
هدفِ اصلیِ کتاب این است که ایدهٔ نوعی رهایی را شرح و بسط دهد که قادر است از آلوده شدنِ خویش به هر سلطهای عبور کند. به عبارتی دیگر، این کتاب تلاشی است برای به اندیشه در آوردنِ رهایی در وراء تقابلهای میانِ یونانیان و بربرها، میان فرهیختگان و اصطلاحاً «بدْویها»، میان اروپا و دیگریاش، میانِ مغربزمین و سایرِ نقاطِ جهان. این کتاب در پیِ آن است که رهایی را حقیقتاً جهانشمول سازد: در پیِ آن است که آزادی را به نحوی به اندیشه درآورَد که آزادی نه دستاورد و امتیازِ برخی مناطق و فرهنگها، بلکه تجربه و پراکسیسِ همگان باشد. بنابراین کتابِ پیشِ رو در پیِ مفهومی حقیقتاً انسانی از آزادی است: آزادی بهمثابهٔ تجربهای که برای هر انسانی در هر زمانی امکانپذیر است؛ بلکه حتی بهمثابهٔ تجربهای که در زندگیِ هر انسانی، ولو محدود و سرکوبشده، همواره پیشاپیش بالفعل است. این همان بنیادی است که بر پایهٔ آن میتوان در هر زمانی نبرد بر سرِ رهایی را آغاز کرد.
از مقدمهٔ نویسنده برای ترجمهٔ فارسی
▫️بخشی از کتاب
چاپ سوم منتشر شد
بیتردید، مهمترین دغدغۀ شاه در دوران پادشاهی او ارتش و سیاست خارجی بود. در میانۀ دهۀ ۲۰ و اوایل دهۀ ۳۰ خورشیدی، شاه در فرایند تصمیمگیری در سیاست خارجی نقشی نداشت. اما با گذشت زمان، بهویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شاه بهآرامی درگیر مدیریت امور داخلی و خارجی ایران شد. با افزایش قدرت و ثروت ایران در اوایل دهۀ ۵۰ خورشیدی، او به شکلی فزاینده خودبزرگبین شد. «شاه همانگونه که پادشاهی میکند، حکومت میکند. او همۀ تصمیمات مهم و بسیاری از تصمیمات غیرمهم را برای حکومت ایران میگیرد.» او خود را اندیشمندی ژئوپلیتیک میدانست که دولتهای منطقه را در کمتر از سه دهه مجبور کرده بود ایران را بهعنوان قدرت برتر بپذیرند. برای مردی که گمان میکرد بهتنهایی کشوری عقبمانده را در ناحیهای آشوبزده به قدرتی مدرن و صنعتی تبدیل کرده است، اشتهای قدرتِ بیشینه سیریناپذیر مینمود. در میانۀ دهۀ ۵۰ خورشیدی، شاه حکومتی مطلقه در سیاست داخلی و خارجی ایران برپا کرده بود و خود به حکومتی تکنفره بدل شده بود.
از کتابِ «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه»
نوشتهٔ آرش رئیسینژاد
ترجمهٔ پریسا فرهادی
چاپ سوم منتشر شد
بیتردید، مهمترین دغدغۀ شاه در دوران پادشاهی او ارتش و سیاست خارجی بود. در میانۀ دهۀ ۲۰ و اوایل دهۀ ۳۰ خورشیدی، شاه در فرایند تصمیمگیری در سیاست خارجی نقشی نداشت. اما با گذشت زمان، بهویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شاه بهآرامی درگیر مدیریت امور داخلی و خارجی ایران شد. با افزایش قدرت و ثروت ایران در اوایل دهۀ ۵۰ خورشیدی، او به شکلی فزاینده خودبزرگبین شد. «شاه همانگونه که پادشاهی میکند، حکومت میکند. او همۀ تصمیمات مهم و بسیاری از تصمیمات غیرمهم را برای حکومت ایران میگیرد.» او خود را اندیشمندی ژئوپلیتیک میدانست که دولتهای منطقه را در کمتر از سه دهه مجبور کرده بود ایران را بهعنوان قدرت برتر بپذیرند. برای مردی که گمان میکرد بهتنهایی کشوری عقبمانده را در ناحیهای آشوبزده به قدرتی مدرن و صنعتی تبدیل کرده است، اشتهای قدرتِ بیشینه سیریناپذیر مینمود. در میانۀ دهۀ ۵۰ خورشیدی، شاه حکومتی مطلقه در سیاست داخلی و خارجی ایران برپا کرده بود و خود به حکومتی تکنفره بدل شده بود.
از کتابِ «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه»
نوشتهٔ آرش رئیسینژاد
ترجمهٔ پریسا فرهادی
آدميان به حكم طبيعت برابرند.
آنچه احتمالاً موجب مىگردد تا آدميان برابرى خود را نپذيرند تنها تصور خودپسندانه آنها دربارهٔ دانايى و درايت خودشان است؛ و تقريباً همهٔ آدميان گمان مىكنند كه نسبت به عوامالناس داراى درجهٔ بالاترى از عقل و درايت هستند: يعنى نسبت به همهٔ آدميان به استثناى خودشان و شمار اندک ديگرى كه بهواسطهٔ شهرتشان و يا به دليل موافقتشان با نظر ايشان مورد تأييد باشند. زيرا طبيعت آدميان چنان است كه هر قدر هم ديگران را با ذوقتر، بليغتر و داناتر از خود بدانند، باز هم اغلب مردم را بهاندازهٔ خود خردمند و دانا نمىشمارند؛ زيرا عقل و درايت خود را از نزديك مشاهده مىكنند و عقل و خردمندى ديگران را از دور.
از کتابِ لویاتان، توماس هابز؛ ترجمهٔ حسین بشیریه
آدميان به حكم طبيعت برابرند.
آنچه احتمالاً موجب مىگردد تا آدميان برابرى خود را نپذيرند تنها تصور خودپسندانه آنها دربارهٔ دانايى و درايت خودشان است؛ و تقريباً همهٔ آدميان گمان مىكنند كه نسبت به عوامالناس داراى درجهٔ بالاترى از عقل و درايت هستند: يعنى نسبت به همهٔ آدميان به استثناى خودشان و شمار اندک ديگرى كه بهواسطهٔ شهرتشان و يا به دليل موافقتشان با نظر ايشان مورد تأييد باشند. زيرا طبيعت آدميان چنان است كه هر قدر هم ديگران را با ذوقتر، بليغتر و داناتر از خود بدانند، باز هم اغلب مردم را بهاندازهٔ خود خردمند و دانا نمىشمارند؛ زيرا عقل و درايت خود را از نزديك مشاهده مىكنند و عقل و خردمندى ديگران را از دور.
از کتابِ لویاتان، توماس هابز؛ ترجمهٔ حسین بشیریه
«فلسفۀ رسالت مشترک» که فدوروف آن را در اواخر قرن نوزدهم بسط داد، در طول عمر او چندان توجه عموم را برنینگیخت، اما ایدههای این فیلسوف خوانندگان برجستهای مانند لئو تولستوی، فیودور داستایفسکی و ولادیمیر سالاویف را مجذوب و متأثر کرد. پروژۀ فدوروف شامل ایجاد شرایطی فنی، اجتماعی و سیاسی است که تحت آن میتوان همۀ مردمی را که زمانی زیستهاند دوباره زنده کرد ــ آن هم با وسایل فنی و مصنوعی. طبق تلقی فدوروف از پروژهاش، این پروژه حاکی بود از تداوم وعدۀ مسیحیت مبنی بر اینکه همۀ مردگان در پایان زمان دوباره زنده شوند، فقط با این فرق که فدرورف به فناناپذیریِ «بیخون» و «انتزاعیِ» روحِ مستقل از جسم باور نداشت و از نظر او صبر کردن منفعلانه برای ظهور دوم مسیح کافی نبود. اعتقاد فدوروف به تکنولوژی تزلزلناپذیر بود، چون تکنولوژی همهچیز را مادی، جسمانی، شدنی و از لحاظ فنی منعطف میسازد. اما از همه مهمتر فدوروف به قدرت سازماندهی اجتماعی باور داشت و از این جهت کاملاً سوسیالیست بود.
فدوروف به تناقضی درونی در نظریههای سوسیالیستی قرن نوزدهم واکنش نشان میداد، تناقضی که چندین مؤلف دیگر روزگار او بالاخص داستایفسکی دربارهاش بحث کردند. سوسیالیسم وعدۀ عدالت اجتماعی کامل را میداد، اما در عین حال این وعده را با باور به پیشرفت مرتبط میکرد. باور به پیشرفت متضمن آن بود که فقط نسلهای آینده در یک جامعۀ سوسیالیستی پیشرفته از این عدالت بهرهمند شوند. در مقابل، نسلهای امروز و نسلهای گذشته به ایفای نقش قربانیان مطیع پیشرفت وانهاده میشوند ــ و عدالت ابدی نخواهند داشت. بنابراین نسلهای آینده فقط با پذیرش خودخواهانۀ یک بیعدالتی تاریخی شرمآور از عدالت اجتماعی برخوردار میشوند، یعنی طرد همۀ نسلهای پیشین از قلمرو عدالت. در نتیجه سوسیالیسم به منزلۀ بهرهکشی از مردگان برای زندگان عمل میکند ــ و به منزلۀ بهرهکشی از آنهایی که امروز زندهاند به نفع آنهایی که فردا خواهند زیست.
از کتابِ «هنر در آگورای معاصر»
بوریس گرویس
ترجمۀ اشکان صالحی
«فلسفۀ رسالت مشترک» که فدوروف آن را در اواخر قرن نوزدهم بسط داد، در طول عمر او چندان توجه عموم را برنینگیخت، اما ایدههای این فیلسوف خوانندگان برجستهای مانند لئو تولستوی، فیودور داستایفسکی و ولادیمیر سالاویف را مجذوب و متأثر کرد. پروژۀ فدوروف شامل ایجاد شرایطی فنی، اجتماعی و سیاسی است که تحت آن میتوان همۀ مردمی را که زمانی زیستهاند دوباره زنده کرد ــ آن هم با وسایل فنی و مصنوعی. طبق تلقی فدوروف از پروژهاش، این پروژه حاکی بود از تداوم وعدۀ مسیحیت مبنی بر اینکه همۀ مردگان در پایان زمان دوباره زنده شوند، فقط با این فرق که فدرورف به فناناپذیریِ «بیخون» و «انتزاعیِ» روحِ مستقل از جسم باور نداشت و از نظر او صبر کردن منفعلانه برای ظهور دوم مسیح کافی نبود. اعتقاد فدوروف به تکنولوژی تزلزلناپذیر بود، چون تکنولوژی همهچیز را مادی، جسمانی، شدنی و از لحاظ فنی منعطف میسازد. اما از همه مهمتر فدوروف به قدرت سازماندهی اجتماعی باور داشت و از این جهت کاملاً سوسیالیست بود.
فدوروف به تناقضی درونی در نظریههای سوسیالیستی قرن نوزدهم واکنش نشان میداد، تناقضی که چندین مؤلف دیگر روزگار او بالاخص داستایفسکی دربارهاش بحث کردند. سوسیالیسم وعدۀ عدالت اجتماعی کامل را میداد، اما در عین حال این وعده را با باور به پیشرفت مرتبط میکرد. باور به پیشرفت متضمن آن بود که فقط نسلهای آینده در یک جامعۀ سوسیالیستی پیشرفته از این عدالت بهرهمند شوند. در مقابل، نسلهای امروز و نسلهای گذشته به ایفای نقش قربانیان مطیع پیشرفت وانهاده میشوند ــ و عدالت ابدی نخواهند داشت. بنابراین نسلهای آینده فقط با پذیرش خودخواهانۀ یک بیعدالتی تاریخی شرمآور از عدالت اجتماعی برخوردار میشوند، یعنی طرد همۀ نسلهای پیشین از قلمرو عدالت. در نتیجه سوسیالیسم به منزلۀ بهرهکشی از مردگان برای زندگان عمل میکند ــ و به منزلۀ بهرهکشی از آنهایی که امروز زندهاند به نفع آنهایی که فردا خواهند زیست.
از کتابِ «هنر در آگورای معاصر»
بوریس گرویس
ترجمۀ اشکان صالحی
منتشر شد
«مکاشفات جادو»
مجموعهٔ سی نمایشنامه از نغمه ثمینی
نغمه ثمینی یکی از پرکارترین نمایشنامهنویسان ایران است. او نمایشنامهنویسی را در سال ۱۳۷۰ همزمان با آغاز تحصیل در رشتهٔ نمایش در دانشگاه تهران شروع کرد و، ضمن تدریس دانشگاهیِ نمایشنامهنویسی و تاریخ تئاتر در ایران و خارج از ایران، اکنون نزدیک به سی سال است که بیوقفه برای صحنه قلم میزند. بسیاری از نمایشنامههای او در داخل و خارج از ایران اجرا شده و مخاطبانی را از فرهنگها و زبانهای مختلف به خود جلب کردهاند. مکاشفات جادو مجموعهٔ نمایشنامههای منتشر شده و منتشرنشدهٔ او تا سال ۱۴۰۰ است. این مجموعه شامل سی نمایشنامه و مقدمهای در شرح چگونگی نگارش آنهاست.
مخاطبان این کتاب میتوانند با مسیر حرکت سیسالهٔ نمایشنامهنویس، از اتودهای اولیه گرفته تا نمایشنامههای مطرح و شناختهشده، آشنا شوند و تأثیر برهههای فرهنگی و اجتماعی را بر آثار او مشاهده کنند.
نخستین بار است که مجموعهٔ آثار یک زن نمایشنامهنویس ایرانی در این ابعاد منتشر میشود.
منتشر شد
«مکاشفات جادو»
مجموعهٔ سی نمایشنامه از نغمه ثمینی
نغمه ثمینی یکی از پرکارترین نمایشنامهنویسان ایران است. او نمایشنامهنویسی را در سال ۱۳۷۰ همزمان با آغاز تحصیل در رشتهٔ نمایش در دانشگاه تهران شروع کرد و، ضمن تدریس دانشگاهیِ نمایشنامهنویسی و تاریخ تئاتر در ایران و خارج از ایران، اکنون نزدیک به سی سال است که بیوقفه برای صحنه قلم میزند. بسیاری از نمایشنامههای او در داخل و خارج از ایران اجرا شده و مخاطبانی را از فرهنگها و زبانهای مختلف به خود جلب کردهاند. مکاشفات جادو مجموعهٔ نمایشنامههای منتشر شده و منتشرنشدهٔ او تا سال ۱۴۰۰ است. این مجموعه شامل سی نمایشنامه و مقدمهای در شرح چگونگی نگارش آنهاست.
مخاطبان این کتاب میتوانند با مسیر حرکت سیسالهٔ نمایشنامهنویس، از اتودهای اولیه گرفته تا نمایشنامههای مطرح و شناختهشده، آشنا شوند و تأثیر برهههای فرهنگی و اجتماعی را بر آثار او مشاهده کنند.
نخستین بار است که مجموعهٔ آثار یک زن نمایشنامهنویس ایرانی در این ابعاد منتشر میشود.
باید دقت داشته باشیم که غریزه را با محرک ذهنی یکسان فرض نکنیم. بدیهی است به جز محرکهای غریزی، محرکهای ذهنی دیگری هم وجود دارند که بیشتر شبیه محرکهای فیزیولوژیک عمل میکنند؛ برای مثال، زمانی که نور شدیدی به چشم میتابد، این یک محرک غریزی نیست؛ اما وقتی خشکیِ غشاء مخاطیِ گلو و یا سوزش غشاء مخاطیِ معده را احساس میکنیم، با محرکهای غریزی سر و کار داریم.
اکنون به کمک این اطلاعات میتوانیم میان محرکهای غریزی و محرکهای (فیزیولوژیک) دیگر که به ذهن وارد میشوند، تمایز قائل شویم. در وهلۀ نخست، یک محرک غریزی نه از دنیای بیرونی بلکه از درون خودِ ارگانیسم نشئت میگیرد. به همین سبب است که چنین محرکی عملکرد متفاوتی روی ذهن دارد و برای دورکردن آن نیز اقدامات متفاوتی لازم است... از سوی دیگر، یک غریزه هیچگاه به صورت نیرویی با تأثیر موقتی عمل نمیکند، بلکه همواره تأثیری دائمی دارد. به علاوه، از آنجا که غریزه نه از بیرون بلکه از درون ارگانیسم یورش میآورد، گریز از آن فایدهای نخواهد داشت.
از کتابِ «کودکی را میزنند»
زیگموند فروید
ترجمهٔ مهدی حبیبزاده
باید دقت داشته باشیم که غریزه را با محرک ذهنی یکسان فرض نکنیم. بدیهی است به جز محرکهای غریزی، محرکهای ذهنی دیگری هم وجود دارند که بیشتر شبیه محرکهای فیزیولوژیک عمل میکنند؛ برای مثال، زمانی که نور شدیدی به چشم میتابد، این یک محرک غریزی نیست؛ اما وقتی خشکیِ غشاء مخاطیِ گلو و یا سوزش غشاء مخاطیِ معده را احساس میکنیم، با محرکهای غریزی سر و کار داریم.
اکنون به کمک این اطلاعات میتوانیم میان محرکهای غریزی و محرکهای (فیزیولوژیک) دیگر که به ذهن وارد میشوند، تمایز قائل شویم. در وهلۀ نخست، یک محرک غریزی نه از دنیای بیرونی بلکه از درون خودِ ارگانیسم نشئت میگیرد. به همین سبب است که چنین محرکی عملکرد متفاوتی روی ذهن دارد و برای دورکردن آن نیز اقدامات متفاوتی لازم است... از سوی دیگر، یک غریزه هیچگاه به صورت نیرویی با تأثیر موقتی عمل نمیکند، بلکه همواره تأثیری دائمی دارد. به علاوه، از آنجا که غریزه نه از بیرون بلکه از درون ارگانیسم یورش میآورد، گریز از آن فایدهای نخواهد داشت.
از کتابِ «کودکی را میزنند»
زیگموند فروید
ترجمهٔ مهدی حبیبزاده
والتر زماني در گذشته مستقل بوده و از ترسِ اینکه مبادا از عهده برنیاید خودش «راهِ بندگی» (هایک) در وابستگی را انتخاب کرده است. لذا خاطره، همانندِ شرمزدگی، نوعي تفاوت با، نوعي فاصله از، وابستگیِ کنونیِ والتر رقم میزند. اما این تفاوت در اینجا تفاوتي درونی است: خاطره نوعي درونیشدنِ تفاوت است. خاطره تفاوتِ وابستگی و استقلال، تفاوتِ {آدمِ} ناآزاد و آزاد، را در درونِ خُود میگشاید. بنابراین، خاطره صرفاً تفاوتِ میانِ غلط و درست نیست، بلکه غلط و درست در اینجا بدین معنا هستند: ازکفدادنِ خویشتن و خودبودن. خاطرۀ والتر وایت شرمِ او از خویش است. خاطرۀ او قصورِ عزمِ او را پیشِ چشماش میآورَد که او بهموجبِ آنْ به خُودِ حقیقیِ خویش خیانت کرده، از هستیِ خویش سقوط کرده است.
از کتابِ «نظریهٔ رهایی»
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی
والتر زماني در گذشته مستقل بوده و از ترسِ اینکه مبادا از عهده برنیاید خودش «راهِ بندگی» (هایک) در وابستگی را انتخاب کرده است. لذا خاطره، همانندِ شرمزدگی، نوعي تفاوت با، نوعي فاصله از، وابستگیِ کنونیِ والتر رقم میزند. اما این تفاوت در اینجا تفاوتي درونی است: خاطره نوعي درونیشدنِ تفاوت است. خاطره تفاوتِ وابستگی و استقلال، تفاوتِ {آدمِ} ناآزاد و آزاد، را در درونِ خُود میگشاید. بنابراین، خاطره صرفاً تفاوتِ میانِ غلط و درست نیست، بلکه غلط و درست در اینجا بدین معنا هستند: ازکفدادنِ خویشتن و خودبودن. خاطرۀ والتر وایت شرمِ او از خویش است. خاطرۀ او قصورِ عزمِ او را پیشِ چشماش میآورَد که او بهموجبِ آنْ به خُودِ حقیقیِ خویش خیانت کرده، از هستیِ خویش سقوط کرده است.
از کتابِ «نظریهٔ رهایی»
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی
گادامر در مقالۀ «کلمه و تصویر ــ آنگونه که هست، حقیقت است» توضیح میدهد که گزارۀ «هنر در تحققش وجود دارد» به این معناست که «حقیقتی که در اثر هنری جستوجو میشود حقیقتی است که در تحقق هنر به دست میآید». این دیدگاه دربارۀ حقیقتِ هنر که فاعل تحققبخش هنر را کسی میداند که در آن تأمل میکند، باید با مسیری مرتبط باشد که گادامر در انتهای حقیقت و روش آن را ترسیم میکند، مسیری در راستای ارتباط ایجادشده در فایدروس میان بهرهمندی و هستی امر زیبا بهمنزلۀ خودنمایانگری. امر زیبا باید بهمنزلۀ تصویری درک شود که میدرخشد و به آن نگریسته میشود. چنانکه گادامر خاطرنشان میکند، دربارۀ امر زیبا بیمعناست که بپرسیم آیا آنچه در تصویر امر زیبا پدیدار میشود خودِ شیء است یا رونوشت آن، زیرا امر زیبا ویژگیِ صرفاً آشکارکنندۀ چیزی را دارد که میدرخشد.
از کتابِ «گادامر»
کتاب راهنمای دانشگاه کمبریج
رابرت جِی. دوستال
ترجمهٔ اصغر واعظی
گادامر در مقالۀ «کلمه و تصویر ــ آنگونه که هست، حقیقت است» توضیح میدهد که گزارۀ «هنر در تحققش وجود دارد» به این معناست که «حقیقتی که در اثر هنری جستوجو میشود حقیقتی است که در تحقق هنر به دست میآید». این دیدگاه دربارۀ حقیقتِ هنر که فاعل تحققبخش هنر را کسی میداند که در آن تأمل میکند، باید با مسیری مرتبط باشد که گادامر در انتهای حقیقت و روش آن را ترسیم میکند، مسیری در راستای ارتباط ایجادشده در فایدروس میان بهرهمندی و هستی امر زیبا بهمنزلۀ خودنمایانگری. امر زیبا باید بهمنزلۀ تصویری درک شود که میدرخشد و به آن نگریسته میشود. چنانکه گادامر خاطرنشان میکند، دربارۀ امر زیبا بیمعناست که بپرسیم آیا آنچه در تصویر امر زیبا پدیدار میشود خودِ شیء است یا رونوشت آن، زیرا امر زیبا ویژگیِ صرفاً آشکارکنندۀ چیزی را دارد که میدرخشد.
از کتابِ «گادامر»
کتاب راهنمای دانشگاه کمبریج
رابرت جِی. دوستال
ترجمهٔ اصغر واعظی
پيشدستى در جنگ، كينتوزى و بيهوده خون ريختن مانند پيمان شكستن، بيداد است كه درنهايت جز شكست راه به جايى نمیبرد. يكبار كه پادشاه بيدادگرى مىخواهد پيمان بشكند، گروگانها را بكشد و به سرزمين دشمن آشتىجوى بتازد، تنها نتيجهاى كه مىگيرد خشم و ناسزاى رستم، مرگ فرزندى چون سياوش و از دست دادن همسرى است كه دوست دارد. و اسفنديار كه مىخواهد براى پادشاهى و دين رستم را، بدون گناهى، دستبسته به نزد گشتاسپ برد، خود و رستم هر دو را به كشتن مىدهد. ولى از مفاخرات همين دو هماورد مىدانيم كه حتى در هنگامه نبرد چه ستايشى از يكديگر مىكنند. مبارزان در جنگ با دشمن جوانمردند. نبرد تن به تن گودرز و پيران و سرانجام مرگ يكى بهدست ديگرى نمونهٔ والاى همدردى شريفمردانى است كه رهسپار مرگ روياروى، در بلندى كوهى بههم مىرسند؛ بايد خواند و ديد. كيخسرو، در بزرگترين و آخرين جنگ ايران و توران اصلى اخلاقى را به زبان مىآورد كه در دوستى و دشمنى، هميشه درست است:
چنين گفت كيخسرو هوشمند
كه هر چيز كان نيست ما را پسند
نياريم كس را همان بد به روى
اگر چند باشد جگر كينهجوى
از کتابِ ارمغان مور؛ جستاری در شاهنامه؛ شاهرخ مسکوب
پيشدستى در جنگ، كينتوزى و بيهوده خون ريختن مانند پيمان شكستن، بيداد است كه درنهايت جز شكست راه به جايى نمیبرد. يكبار كه پادشاه بيدادگرى مىخواهد پيمان بشكند، گروگانها را بكشد و به سرزمين دشمن آشتىجوى بتازد، تنها نتيجهاى كه مىگيرد خشم و ناسزاى رستم، مرگ فرزندى چون سياوش و از دست دادن همسرى است كه دوست دارد. و اسفنديار كه مىخواهد براى پادشاهى و دين رستم را، بدون گناهى، دستبسته به نزد گشتاسپ برد، خود و رستم هر دو را به كشتن مىدهد. ولى از مفاخرات همين دو هماورد مىدانيم كه حتى در هنگامه نبرد چه ستايشى از يكديگر مىكنند. مبارزان در جنگ با دشمن جوانمردند. نبرد تن به تن گودرز و پيران و سرانجام مرگ يكى بهدست ديگرى نمونهٔ والاى همدردى شريفمردانى است كه رهسپار مرگ روياروى، در بلندى كوهى بههم مىرسند؛ بايد خواند و ديد. كيخسرو، در بزرگترين و آخرين جنگ ايران و توران اصلى اخلاقى را به زبان مىآورد كه در دوستى و دشمنى، هميشه درست است:
چنين گفت كيخسرو هوشمند
كه هر چيز كان نيست ما را پسند
نياريم كس را همان بد به روى
اگر چند باشد جگر كينهجوى
از کتابِ ارمغان مور؛ جستاری در شاهنامه؛ شاهرخ مسکوب
كار جهان برهم خورده و قرين آشوب است
عقل آدمى خيانت پيشه است و پيمانش با خدايان سستى گرفته است.
ليك زمانى در خواهد رسيد كه اين داستان ديگرگونه شود
و آن روز سرفرازى به زنان باز خواهد گشت
و تبار زن بر بلندجايى خواهد نشست
و زبان بد گويانش بسته خواهد ماند.
آن چكامهها كه شاعران به درازاى اعصار
در ناراستى و سست عهدى زنان مىخوانند
خاموش خواهد شد.
آه دريغا كه آپولون، آن خداى چنگنواز
اگر خُنياى چنگ و ساز و سرود در دل ما نهاده بود
چه سرودها سر مىكردم از زبانِ زنان
تا حماسههاى مردان را پاسخ گويم.
بارى، زمان در گردش دورانها
بسيار چيزها از كرد و گفت زنان آشكار خواهد كرد
كه چيزى وامدار مردان نخواهد بود.
از نمایشنامهٔ مدئا
مجموعه پنج نمایشنامهٔ ائوریپیدس
ترجمهٔ عبدالله کوثری
كار جهان برهم خورده و قرين آشوب است
عقل آدمى خيانت پيشه است و پيمانش با خدايان سستى گرفته است.
ليك زمانى در خواهد رسيد كه اين داستان ديگرگونه شود
و آن روز سرفرازى به زنان باز خواهد گشت
و تبار زن بر بلندجايى خواهد نشست
و زبان بد گويانش بسته خواهد ماند.
آن چكامهها كه شاعران به درازاى اعصار
در ناراستى و سست عهدى زنان مىخوانند
خاموش خواهد شد.
آه دريغا كه آپولون، آن خداى چنگنواز
اگر خُنياى چنگ و ساز و سرود در دل ما نهاده بود
چه سرودها سر مىكردم از زبانِ زنان
تا حماسههاى مردان را پاسخ گويم.
بارى، زمان در گردش دورانها
بسيار چيزها از كرد و گفت زنان آشكار خواهد كرد
كه چيزى وامدار مردان نخواهد بود.
از نمایشنامهٔ مدئا
مجموعه پنج نمایشنامهٔ ائوریپیدس
ترجمهٔ عبدالله کوثری
روشنفكر فردى است با يک قوهٔ ذهنى وقف شده براى فهماندن، مجسم كردن، و تبيين يک پيام، يک نظريه، يک رويه، فلسفه يا انديشه - هم براى همگان و هم به همگان. چنين نقشى لبهٔ تيزى هم دارد و روشنفكر، بدون آنكه مولد پرسشهاى گيجكننده باشد، نمیتواند اين نقش را بازى كند. در ارائهٔ چنين نقشى، روشنفكر (بهجاى توليد آنها) قطعاً با راستكيشى و جزمگرايى روبهرو خواهد شد. او نمىواند چنين نقشى را بازى كند مگر آنكه حكومتها و مؤسسات نتوانند همكارى او را بهآسانى جلب كنند. روشنفكر فردى است كه علت وجوديش بازى كردن نقش نمايندگى همهٔ آن مردم و موضوعاتى است كه در جريان عادى، يا فراموشى شده و يا مخفى نگه داشته شدهاند. روشنفكر اين كار را براساس اصولى جهانشمول انجام مىدهد: يعنى همهٔ انسانها اين حق را دارند كه از قدرتها و ملتهاى دنيوى انتظار رفتارى را داشته باشند كه با معيارهاى آزادى و عدالت منطبق باشد؛ و اگر از آنها تخطى عمدى يا بىتوجهى نسبت به اين معيارها ديده شد، نيازمند گواهى دادن و پيكارى شجاعانه عليه آنهاست.
از کتابِ نقش روشنفکر؛ ادوارد سعید؛ ترجمهٔ حمید عضدانلو
روشنفكر فردى است با يک قوهٔ ذهنى وقف شده براى فهماندن، مجسم كردن، و تبيين يک پيام، يک نظريه، يک رويه، فلسفه يا انديشه - هم براى همگان و هم به همگان. چنين نقشى لبهٔ تيزى هم دارد و روشنفكر، بدون آنكه مولد پرسشهاى گيجكننده باشد، نمیتواند اين نقش را بازى كند. در ارائهٔ چنين نقشى، روشنفكر (بهجاى توليد آنها) قطعاً با راستكيشى و جزمگرايى روبهرو خواهد شد. او نمىواند چنين نقشى را بازى كند مگر آنكه حكومتها و مؤسسات نتوانند همكارى او را بهآسانى جلب كنند. روشنفكر فردى است كه علت وجوديش بازى كردن نقش نمايندگى همهٔ آن مردم و موضوعاتى است كه در جريان عادى، يا فراموشى شده و يا مخفى نگه داشته شدهاند. روشنفكر اين كار را براساس اصولى جهانشمول انجام مىدهد: يعنى همهٔ انسانها اين حق را دارند كه از قدرتها و ملتهاى دنيوى انتظار رفتارى را داشته باشند كه با معيارهاى آزادى و عدالت منطبق باشد؛ و اگر از آنها تخطى عمدى يا بىتوجهى نسبت به اين معيارها ديده شد، نيازمند گواهى دادن و پيكارى شجاعانه عليه آنهاست.
از کتابِ نقش روشنفکر؛ ادوارد سعید؛ ترجمهٔ حمید عضدانلو
یکی از مبتکرانهترین و مهمترین روشنبینیهای هایدگر این است که اگزیستانس انسانی بر این امر استوار شده که ما همیشه از قبل خود را در یک جهان مییابیم. بنا بر برداشت سنتی، «ذهن» میتواند بدون جهان وجود داشته باشد. طبق سنتی که با دکارت آغاز شد، کل جهان میتواند توهمی بزرگ باشد، اما ذهن همچنان میتواند به فکر کردن به تفکراتش و احساس کردنِ احساساتش ادامه دهد. هایدگر، بر خلاف این تصور، اینطور استدلال میکند که داشتن افکار و احساسات تنها برای هستندهای امکانپذیر است که فعالانه درگیر جهان باشد، و او قسمت قابلملاحظهای از هستی و زمان را به توصیف پدیدارشناختی مفصلی از آن چیزی اختصاص میدهد که در هستی در یک جهانْ دخیل است. او بر مبنای این توصیف استدلال میکند که سنتِ فلسفیْ خصلت حقیقی جهان و سرشت وجود انسانی ما در جهان را نادیده گرفته است. او ما انسانها را هستندهای به نام «دازاین» مینامد.
از کتابِ «چگونه هایدگر بخوانیم»
مارک راتال
ترجمهٔ مهدی نصر
ویراستار مجموعه: سایمون کریچلی
یکی از مبتکرانهترین و مهمترین روشنبینیهای هایدگر این است که اگزیستانس انسانی بر این امر استوار شده که ما همیشه از قبل خود را در یک جهان مییابیم. بنا بر برداشت سنتی، «ذهن» میتواند بدون جهان وجود داشته باشد. طبق سنتی که با دکارت آغاز شد، کل جهان میتواند توهمی بزرگ باشد، اما ذهن همچنان میتواند به فکر کردن به تفکراتش و احساس کردنِ احساساتش ادامه دهد. هایدگر، بر خلاف این تصور، اینطور استدلال میکند که داشتن افکار و احساسات تنها برای هستندهای امکانپذیر است که فعالانه درگیر جهان باشد، و او قسمت قابلملاحظهای از هستی و زمان را به توصیف پدیدارشناختی مفصلی از آن چیزی اختصاص میدهد که در هستی در یک جهانْ دخیل است. او بر مبنای این توصیف استدلال میکند که سنتِ فلسفیْ خصلت حقیقی جهان و سرشت وجود انسانی ما در جهان را نادیده گرفته است. او ما انسانها را هستندهای به نام «دازاین» مینامد.
از کتابِ «چگونه هایدگر بخوانیم»
مارک راتال
ترجمهٔ مهدی نصر
ویراستار مجموعه: سایمون کریچلی
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب
در خدمت و خیانت مترجمان
نوشتهٔ نیکو سرخوش
با حضور:
اشکان صالحی
پویا رفوئی
نیکو سرخوش
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۱۹ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب
در خدمت و خیانت مترجمان
نوشتهٔ نیکو سرخوش
با حضور:
اشکان صالحی
پویا رفوئی
نیکو سرخوش
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۱۹ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
منتشر شد
«قرائن مسیحیت»
در میان یونانیان باستان
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
سیمون وی جستوجوی خداوند از سوی انسان را خطا میشمارد؛ و تکیه بر عقل در این جستوجو خطایی مضاعف است. درواقع کسی که از طریق جستوجوی عقلیِ صرف در پی یافتن حقیقت باشد و بر این کار اصرار ورزد پیشاپیش اعراض از هدایت را برگزیده است، زیرا، بنا به قول ژرف سیمون وی، در جهان و در روان بشر نوعی نیروی گریز از خدا و ترس از مواجهه با او در کار است و انسان از روی غریزه میداند و به تجربه نیز دریافته است که جستوجوی عقلیِ صرف او را از این مواجهه معاف خواهد داشت. خدایی که ابژۀ شناخت عقل شود و به احاطۀ آن تن دهد از سنخ دیگر یافتههای عقل خواهد بود و ارزشی فروتر از عقل بشر خواهد داشت. جایی که این رفتار حتی برای انسان اهانتبار محسوب میشود کجا بر خداوندی میبرازد که «لیس کمثله شیء» است.
ما کشتیشکستگانی هستیم چسبیده به تختهپارههای پراکنده بر روی دریا که با انفعال تمام و با هر حرکت امواج بالا و پایین میرویم. خداوند برای نجات هریک از ما ریسمانی از آسمان فرو میفرستد... (از متن کتاب)
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«قرائن مسیحیت»
در میان یونانیان باستان
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
سیمون وی جستوجوی خداوند از سوی انسان را خطا میشمارد؛ و تکیه بر عقل در این جستوجو خطایی مضاعف است. درواقع کسی که از طریق جستوجوی عقلیِ صرف در پی یافتن حقیقت باشد و بر این کار اصرار ورزد پیشاپیش اعراض از هدایت را برگزیده است، زیرا، بنا به قول ژرف سیمون وی، در جهان و در روان بشر نوعی نیروی گریز از خدا و ترس از مواجهه با او در کار است و انسان از روی غریزه میداند و به تجربه نیز دریافته است که جستوجوی عقلیِ صرف او را از این مواجهه معاف خواهد داشت. خدایی که ابژۀ شناخت عقل شود و به احاطۀ آن تن دهد از سنخ دیگر یافتههای عقل خواهد بود و ارزشی فروتر از عقل بشر خواهد داشت. جایی که این رفتار حتی برای انسان اهانتبار محسوب میشود کجا بر خداوندی میبرازد که «لیس کمثله شیء» است.
ما کشتیشکستگانی هستیم چسبیده به تختهپارههای پراکنده بر روی دریا که با انفعال تمام و با هر حرکت امواج بالا و پایین میرویم. خداوند برای نجات هریک از ما ریسمانی از آسمان فرو میفرستد... (از متن کتاب)
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«گمشده به باغ شازده میرود»
نویسنده: شادی عنصری
مجموعه داستان
نشستهام توی قطار و از جنوب هند میروم شمال هند. باز باران میبارد و آن بیرون همهجا سبز و نمناک است. من درختها را میشمارم و بعد بوتهها را. یکدفعه خانهها ظاهر میشوند. بچهها میدوند و زنها به دنبالشان. ساریهای رنگی توی هوا میرقصند. با مامان که حرف زدم گفت ویزای او آمده و تا چند روز دیگر میرود آمریکا. گفت: «سرنوشت هر دو نفرتان غربت بود، آن هم این همه دور از هم.» موقع آمدن از او خداحافظی نکردم، حالا معلوم نیست دیگر کی بتوانیم همدیگر را ببینیم. پنجرهها را میشمارم و لباسهای آویخته به نردهها را. بعد دوباره سبزه است و بوته و مزرعه.
از متن کتاب
منتشر شد
«گمشده به باغ شازده میرود»
نویسنده: شادی عنصری
مجموعه داستان
نشستهام توی قطار و از جنوب هند میروم شمال هند. باز باران میبارد و آن بیرون همهجا سبز و نمناک است. من درختها را میشمارم و بعد بوتهها را. یکدفعه خانهها ظاهر میشوند. بچهها میدوند و زنها به دنبالشان. ساریهای رنگی توی هوا میرقصند. با مامان که حرف زدم گفت ویزای او آمده و تا چند روز دیگر میرود آمریکا. گفت: «سرنوشت هر دو نفرتان غربت بود، آن هم این همه دور از هم.» موقع آمدن از او خداحافظی نکردم، حالا معلوم نیست دیگر کی بتوانیم همدیگر را ببینیم. پنجرهها را میشمارم و لباسهای آویخته به نردهها را. بعد دوباره سبزه است و بوته و مزرعه.
از متن کتاب
يونگ تصديق مىكند كه با توجه به پيامدهاى اقتصادى و اجتماعى انقلاب صنعتى، دولت رفاه احتمالاً ضرورى و از بسيارى جهات سودمند است. اما او دولت رفاه را نوشى آميخته به نيش مىداند. همينكه انسان از ريشههاى حياتبخش غريزه جدا افتد به يک حيوان بيمار، بىروحيه و رو به زوال تبديل مىشود... او عزّت نفس، شادمانى و علاقهمندى به زندگى، و ارادهٔ زيستن را از دست مىدهد و تنها نوعى فاجعه مىتواند او را به زندگى باز گرداند. ترازكردن حسابها بهعهدهٔ مرجع سياسى يا اجتماعى بالاترى گذاشته مىشود كه از چنين مسئوليتى استقبال مىكند چه بدينوسيله قدرتش فزونى مىگيرد و متأسفانه هر اندازه قدرت اين مرجع بيشتر شود، فرد ضعيفتر و درماندهتر مىگردد. او بهدليل دلمشغولى به خواستهاى خويش نمىتواند بفهمد كه دولت هم از افرادى مانند خودش كه درخواستهايى دارند تشكيل شده است. نتيجهٔ ناگزير اينگونه وابستگى تام، كمونيسم است كه به عقيدهٔ يونگ در چهارچوب آن هر فرد، ديگر افراد جامعه را به بردگى مىكشد و آرامآرام يك ديكتاتور و بردهدار سختگير نماينده جامعه مىشود.
از کتابِ «یونگ و سیاست»
ولودیمیر والتر اوداینیک
ترجمهٔ علیرضا طیب
از کتابِ «یونگ و سیاست»
ولودیمیر والتر اوداینیک
ترجمهٔ علیرضا طیب
امیل دورکیم شاید بهترین صورتبندی اولیه را از مخرج مشترک همهٔ جریانهای پیشگفتهٔ سوسیالیسم اولیه به دست میدهد. او این ایده را مطرح کرد که هدف مشترک همهٔ این آموزهها این بود که فعالیتهای اقتصادی را، که موفق شده بودند از هرگونه نظارت اجتماعی بگریزند، تابع اقتدار جامعه کنند که دولت آن را نمایندگی میکرد. به دیدهٔ دورکیم، جریانهای سوسیالیستی گوناگون، گرچه در جزئیات تفاوتهای چشمگیری با هم دارند، اما همگی بر آناند که تنها راه پایانبخشیدن به فقرِ تودههای کارگران تجدید سازمان حوزهٔ اقتصاد و در نتیجه کنترل و نظارتِ ارادهٔ بزرگترِ جامعه بر فعالیتهای اقتصادی است. این تعریف از سوسیالیسم گرچه هنوز مقاصدِ هنجاریِ آن را بهخوبی بیان نمیکند، اما زمینهٔ مشترک همهٔ جنبشها و مکتبهای فکری سوسیالیستی را نشان میدهد.
از کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
از بخش اول: ایدهٔ اولیه، کمالیافتنِ انقلاب با آزادی اجتماعی
آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
از مجموعهٔ ایدههای رادیکال
امیل دورکیم شاید بهترین صورتبندی اولیه را از مخرج مشترک همهٔ جریانهای پیشگفتهٔ سوسیالیسم اولیه به دست میدهد. او این ایده را مطرح کرد که هدف مشترک همهٔ این آموزهها این بود که فعالیتهای اقتصادی را، که موفق شده بودند از هرگونه نظارت اجتماعی بگریزند، تابع اقتدار جامعه کنند که دولت آن را نمایندگی میکرد. به دیدهٔ دورکیم، جریانهای سوسیالیستی گوناگون، گرچه در جزئیات تفاوتهای چشمگیری با هم دارند، اما همگی بر آناند که تنها راه پایانبخشیدن به فقرِ تودههای کارگران تجدید سازمان حوزهٔ اقتصاد و در نتیجه کنترل و نظارتِ ارادهٔ بزرگترِ جامعه بر فعالیتهای اقتصادی است. این تعریف از سوسیالیسم گرچه هنوز مقاصدِ هنجاریِ آن را بهخوبی بیان نمیکند، اما زمینهٔ مشترک همهٔ جنبشها و مکتبهای فکری سوسیالیستی را نشان میدهد.
از کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
از بخش اول: ایدهٔ اولیه، کمالیافتنِ انقلاب با آزادی اجتماعی
آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
از مجموعهٔ ایدههای رادیکال