در دست انتشار
«قرائن مسیحیت»
در میان یونانیان باستان
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
سیمون وی جستوجوی خداوند از سوی انسان را خطا میشمارد؛ و تکیه بر عقل در این جستوجو خطایی مضاعف است. درواقع کسی که از طریق جستوجوی عقلیِ صرف در پی یافتن حقیقت باشد و بر این کار اصرار ورزد پیشاپیش اعراض از هدایت را برگزیده است، زیرا، بنا به قول ژرف سیمون وی، در جهان و در روان بشر نوعی نیروی گریز از خدا و ترس از مواجهه با او در کار است و انسان از روی غریزه میداند و به تجربه نیز دریافته است که جستوجوی عقلیِ صرف او را از این مواجهه معاف خواهد داشت. خدایی که ابژۀ شناخت عقل شود و به احاطۀ آن تن دهد از سنخ دیگر یافتههای عقل خواهد بود و ارزشی فروتر از عقل بشر خواهد داشت. جایی که این رفتار حتی برای انسان اهانتبار محسوب میشود کجا بر خداوندی میبرازد که «لیس کمثله شیء» است.
ما کشتیشکستگانی هستیم چسبیده به تختهپارههای پراکنده بر روی دریا که با انفعال تمام و با هر حرکت امواج بالا و پایین میرویم. خداوند برای نجات هریک از ما ریسمانی از آسمان فرو میفرستد... (از متن کتاب)
در دست انتشار
«قرائن مسیحیت»
در میان یونانیان باستان
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده
سیمون وی جستوجوی خداوند از سوی انسان را خطا میشمارد؛ و تکیه بر عقل در این جستوجو خطایی مضاعف است. درواقع کسی که از طریق جستوجوی عقلیِ صرف در پی یافتن حقیقت باشد و بر این کار اصرار ورزد پیشاپیش اعراض از هدایت را برگزیده است، زیرا، بنا به قول ژرف سیمون وی، در جهان و در روان بشر نوعی نیروی گریز از خدا و ترس از مواجهه با او در کار است و انسان از روی غریزه میداند و به تجربه نیز دریافته است که جستوجوی عقلیِ صرف او را از این مواجهه معاف خواهد داشت. خدایی که ابژۀ شناخت عقل شود و به احاطۀ آن تن دهد از سنخ دیگر یافتههای عقل خواهد بود و ارزشی فروتر از عقل بشر خواهد داشت. جایی که این رفتار حتی برای انسان اهانتبار محسوب میشود کجا بر خداوندی میبرازد که «لیس کمثله شیء» است.
ما کشتیشکستگانی هستیم چسبیده به تختهپارههای پراکنده بر روی دریا که با انفعال تمام و با هر حرکت امواج بالا و پایین میرویم. خداوند برای نجات هریک از ما ریسمانی از آسمان فرو میفرستد... (از متن کتاب)
در دست انتشار
«حکایات مندرآوردی»
مجموعه داستان
کارل چاپک
ترجمهٔ اسدالله ناصح
حکایات مندرآوردی بهتناوب طی دورهای هجدهساله و بدون ترتیب خاصی به نگارش درآمدهاند و اکثر آنها واکنشهای چاپک به مسائل سیاسی داخلی و خارجی وقت بودند. خوانشهای گوناگونی از حکایات مندرآوردی میتوان داشت: میتوان آن را مَثَل یا حکایت یا استفادهٔ خلاقانه و مبتکرانهٔ چاپک از این شگردهای ادبی بهمنظور برانگیختن سؤالات اخلاقی و اشاره به مسائل اجتماعی و سیاسی پنداشت. در بسیاری از این حکایات، چاپک پیشانگاشتهای «تردیدناپذیر» ما را دربارهٔ شخصیتها و وقایع تاریخی به بازی میگیرد و زیروزبر میسازد.
از صفحهٔ ۱۷۳ کتاب:
بودن یا نبودن… بودن که
چیزی باشی تام و تمام: اینهایند سخنان درخور اعتنا!
بودن که بازیگر باشی. یا دست به قلم ببری؟ یا سخن برانی
و دل مردم را بشورانی؟ این یا آن؟ آخ که خر ما از کُرگی دُم نداشت!
کدامیک؟ پس سرانجام این هملت چه باید شود؟
به چه نائل خواهم گشت، چه چیز را به سرانجام خواهم رساند؟
کاش کَسَکی بودم، چیزکی! ــ آری، اما چه؟
مسئله این است!
در دست انتشار
«حکایات مندرآوردی»
مجموعه داستان
کارل چاپک
ترجمهٔ اسدالله ناصح
حکایات مندرآوردی بهتناوب طی دورهای هجدهساله و بدون ترتیب خاصی به نگارش درآمدهاند و اکثر آنها واکنشهای چاپک به مسائل سیاسی داخلی و خارجی وقت بودند. خوانشهای گوناگونی از حکایات مندرآوردی میتوان داشت: میتوان آن را مَثَل یا حکایت یا استفادهٔ خلاقانه و مبتکرانهٔ چاپک از این شگردهای ادبی بهمنظور برانگیختن سؤالات اخلاقی و اشاره به مسائل اجتماعی و سیاسی پنداشت. در بسیاری از این حکایات، چاپک پیشانگاشتهای «تردیدناپذیر» ما را دربارهٔ شخصیتها و وقایع تاریخی به بازی میگیرد و زیروزبر میسازد.
از صفحهٔ ۱۷۳ کتاب:
بودن یا نبودن… بودن که
چیزی باشی تام و تمام: اینهایند سخنان درخور اعتنا!
بودن که بازیگر باشی. یا دست به قلم ببری؟ یا سخن برانی
و دل مردم را بشورانی؟ این یا آن؟ آخ که خر ما از کُرگی دُم نداشت!
کدامیک؟ پس سرانجام این هملت چه باید شود؟
به چه نائل خواهم گشت، چه چیز را به سرانجام خواهم رساند؟
کاش کَسَکی بودم، چیزکی! ــ آری، اما چه؟
مسئله این است!
بهترین تحلیل برای فروپاشی آپارتاید آفریقای جنوبی، اشاره به نقش آن دسته از کارگزاران (بهویژه نخبگان هر دو جبهه) است که با محاسبۀ عقلانیِ هزینهها و منافعِ در حال تغییر دریافتند که معامله منافعشان را تأمین میکند. نتیجۀ مذاکرات پیرامون قانون اساسی جدید، که حدود چهار سال زمان برد، شکلگیریِ همین معامله بود. بنابراین، رویکردی که بر اساس آن سیاست نوعی برهمکنشِ پیچیدۀ منافع گوناگونِ فردی و جمعی است که همۀ طرفها به میانجی آن در پی منافع خود هستند، این مطالبه را پیش روی تحلیلگران مینهد که ابتدا منافع بهخطرافتاده را شناسایی کنند و بعد به ارزیابی شواهدی بپردازند که نشان میدهد توازن میان هزینهها و منافعِ رویههای سیاسی گوناگون برای طرفهای متعدد درگیر به چه سمتوسویی در حرکت است. دستاوردهای سیاسی (در بسترهای غیرانقلابی) حاصل توافقها و سازشکاریهاییاند که برای تحقق منافع به آنها تن میدهیم، زیرا میخواهیم به بهترین معاملۀ ممکن در یک شرایط خاص دست یابیم.
از کتابِ «سیاست چیست؟»
کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی
آدریان لفتویچ
ترجمهٔ مصطفی تاجزاده و فروغ قلیپور
بهترین تحلیل برای فروپاشی آپارتاید آفریقای جنوبی، اشاره به نقش آن دسته از کارگزاران (بهویژه نخبگان هر دو جبهه) است که با محاسبۀ عقلانیِ هزینهها و منافعِ در حال تغییر دریافتند که معامله منافعشان را تأمین میکند. نتیجۀ مذاکرات پیرامون قانون اساسی جدید، که حدود چهار سال زمان برد، شکلگیریِ همین معامله بود. بنابراین، رویکردی که بر اساس آن سیاست نوعی برهمکنشِ پیچیدۀ منافع گوناگونِ فردی و جمعی است که همۀ طرفها به میانجی آن در پی منافع خود هستند، این مطالبه را پیش روی تحلیلگران مینهد که ابتدا منافع بهخطرافتاده را شناسایی کنند و بعد به ارزیابی شواهدی بپردازند که نشان میدهد توازن میان هزینهها و منافعِ رویههای سیاسی گوناگون برای طرفهای متعدد درگیر به چه سمتوسویی در حرکت است. دستاوردهای سیاسی (در بسترهای غیرانقلابی) حاصل توافقها و سازشکاریهاییاند که برای تحقق منافع به آنها تن میدهیم، زیرا میخواهیم به بهترین معاملۀ ممکن در یک شرایط خاص دست یابیم.
از کتابِ «سیاست چیست؟»
کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی
آدریان لفتویچ
ترجمهٔ مصطفی تاجزاده و فروغ قلیپور
منتشر شد
«سیاست چیست؟»
کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی
آدریان لفتویچ
ترجمهٔ مصطفی تاجزاده و فروغ قلیپور
اساتید و دانشجویان رشتهٔ علوم سیاسی اذعان دارند که تلقی هر فرد از سیاست نه تنها بر پرسشهای او بلکه بر چارچوب نظری تحلیلها و تا حدودی بر اقدامات سیاسی او تأثیرگذار خواهد بود. هدف اصلی کتاب سیاست چیست؟ کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی جز این نیست که خوانندگان مبتدی و علاقمند به مطالعهٔ جدی علوم سیاسی، با تلقیهای گوناگون موجود از واژهٔ «سیاست» آشنا شوند و بتوانند، ضمن قیاس تلقیهای متعارض از این مفهوم، جایگاهی برای تفکر خاص خود بیابند.
ویراست نخست کتاب حاضر در سال ۱۹۸۴ منتشر شد و خیلی زود در انگلستان، استرالیا، آفریقای جنوبی و آمریکای لاتین چنان مورد استقبال قرار گرفت که کمی بعد بهکلی نایاب شد. در ویراست جدید کتاب، که اینک ترجمهٔ فارسی آن در اختیار خوانندگان قرار میگیرد، مقالاتی جدید افزون شده و مقالات قبلی نیز مورد بازنگری جدی قرار گرفته است.
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«سیاست چیست؟»
کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی
آدریان لفتویچ
ترجمهٔ مصطفی تاجزاده و فروغ قلیپور
اساتید و دانشجویان رشتهٔ علوم سیاسی اذعان دارند که تلقی هر فرد از سیاست نه تنها بر پرسشهای او بلکه بر چارچوب نظری تحلیلها و تا حدودی بر اقدامات سیاسی او تأثیرگذار خواهد بود. هدف اصلی کتاب سیاست چیست؟ کنشورزی سیاسی و سیاستپژوهی جز این نیست که خوانندگان مبتدی و علاقمند به مطالعهٔ جدی علوم سیاسی، با تلقیهای گوناگون موجود از واژهٔ «سیاست» آشنا شوند و بتوانند، ضمن قیاس تلقیهای متعارض از این مفهوم، جایگاهی برای تفکر خاص خود بیابند.
ویراست نخست کتاب حاضر در سال ۱۹۸۴ منتشر شد و خیلی زود در انگلستان، استرالیا، آفریقای جنوبی و آمریکای لاتین چنان مورد استقبال قرار گرفت که کمی بعد بهکلی نایاب شد. در ویراست جدید کتاب، که اینک ترجمهٔ فارسی آن در اختیار خوانندگان قرار میگیرد، مقالاتی جدید افزون شده و مقالات قبلی نیز مورد بازنگری جدی قرار گرفته است.
▫️بخشی از کتاب
تعداد كسانى كه انتخاب كردهاند تنها زندگى كنند در حال افزايش است. مطالعهاى كه به تازگى انجام گرفته دلايل آنها براى اينكه زندگى تنها را انتخاب كردهاند نشان مىدهد. مصاحبههاى اين تحقيق، كه مبناى گردآورى يافتهها بودند، بر اهميت استقلال و آزادى تأكيد داشتند - اينكه هرجور كه دلشان مىخواهد خانهشان را فرش كنند، چيزى را كه دوست دارند بخورند، و با كسانى حشر و نشر داشته باشند كه خودشان مىخواهند. آنها ظاهراً نمونهٔ بارز چرخش به سمت خود بودند. اشتباه بزرگى است كه اين آدمها را افرادى تنها بدانيم. بلكه به عكس، بسيارى از آنها زندگى اجتماعى فعالى دارند. در حقيقت بعضى از كسانى كه تنها زندگى مىكنند قبلاً متأهل بودند، يا همين حالا هم آخر هفته را با خانوادهشان مىگذرانند و بعضى هم از دور با والدينشان در ارتباطاند. به عبارت ديگر، چرخش به سمت خود كه جزوى از زندگى تنها است تناقضى با تلاش براى رسيدن به روابط صميمانه ندارد. در حقيقت با تأكيد بر برابرى و استقلال امكان شكلگيرى اين نوع رابطه بيشتر هم شده است.
از کتاب درآمدی بر جامعهشناسی
نیکولاس ابرکرامبی
ترجمهٔ هادی جلیلی
تعداد كسانى كه انتخاب كردهاند تنها زندگى كنند در حال افزايش است. مطالعهاى كه به تازگى انجام گرفته دلايل آنها براى اينكه زندگى تنها را انتخاب كردهاند نشان مىدهد. مصاحبههاى اين تحقيق، كه مبناى گردآورى يافتهها بودند، بر اهميت استقلال و آزادى تأكيد داشتند - اينكه هرجور كه دلشان مىخواهد خانهشان را فرش كنند، چيزى را كه دوست دارند بخورند، و با كسانى حشر و نشر داشته باشند كه خودشان مىخواهند. آنها ظاهراً نمونهٔ بارز چرخش به سمت خود بودند. اشتباه بزرگى است كه اين آدمها را افرادى تنها بدانيم. بلكه به عكس، بسيارى از آنها زندگى اجتماعى فعالى دارند. در حقيقت بعضى از كسانى كه تنها زندگى مىكنند قبلاً متأهل بودند، يا همين حالا هم آخر هفته را با خانوادهشان مىگذرانند و بعضى هم از دور با والدينشان در ارتباطاند. به عبارت ديگر، چرخش به سمت خود كه جزوى از زندگى تنها است تناقضى با تلاش براى رسيدن به روابط صميمانه ندارد. در حقيقت با تأكيد بر برابرى و استقلال امكان شكلگيرى اين نوع رابطه بيشتر هم شده است.
از کتاب درآمدی بر جامعهشناسی
نیکولاس ابرکرامبی
ترجمهٔ هادی جلیلی
هیچ گمان نمیبردم اکثر انسانها تا این حد از مرگ بهراسند. معهذا، علل تمامی پدیدههای روانشناختی خاص زندان را باید در این ترس و واهمه جست. در ایتالیا میگویند پیری نشانۀ هراس از مرگ است. به نظرم نکتۀ حکیمانهای است. در زندان این استحالۀ روانی زمانی به وقوع میپیوندد که زندانی احساس میکند اسیر دامی شده است و دیگر راه خلاص ندارد: تغییری سریع و ریشهای روی میدهد، و در این نقطه هر قدر زندانی در باورها و عقایدش بیثباتتر باشد آن تغییر با شدت و حدت بیشتری رخ میدهد. من شاهد صحنههای بسیار بودهام از درغلتیدن خفتبار زندانیها به پستی و تباهی. و با دیدن این صحنهها بسی چیزها آموختهام، همانگونه که پسران اسپارت از مشاهدۀ تباهی هلوِتها میآموختند.
«نامههای زندان»
از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۱
جلد دوم
آنتونیو گرامشی
ترجمهٔ اثمار موسوینیا
هیچ گمان نمیبردم اکثر انسانها تا این حد از مرگ بهراسند. معهذا، علل تمامی پدیدههای روانشناختی خاص زندان را باید در این ترس و واهمه جست. در ایتالیا میگویند پیری نشانۀ هراس از مرگ است. به نظرم نکتۀ حکیمانهای است. در زندان این استحالۀ روانی زمانی به وقوع میپیوندد که زندانی احساس میکند اسیر دامی شده است و دیگر راه خلاص ندارد: تغییری سریع و ریشهای روی میدهد، و در این نقطه هر قدر زندانی در باورها و عقایدش بیثباتتر باشد آن تغییر با شدت و حدت بیشتری رخ میدهد. من شاهد صحنههای بسیار بودهام از درغلتیدن خفتبار زندانیها به پستی و تباهی. و با دیدن این صحنهها بسی چیزها آموختهام، همانگونه که پسران اسپارت از مشاهدۀ تباهی هلوِتها میآموختند.
«نامههای زندان»
از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۱
جلد دوم
آنتونیو گرامشی
ترجمهٔ اثمار موسوینیا
نشر نی برگزار میکند
🎭 نمايشنامهخوانی غرور و تعصب
اجرای كارگاهی
اقتباسی از رمان غرور و تعصب اثر جين آستين
نويسنده: كيت هميل
مترجم: ناديا فغانی
كارگردان: سحر بيرانوند
نقشخوانان (به ترتيب حروف الفبا):
عماد اخلاقی
كيميا چراغی
توحيد راوش
ارشيا زرين
ندا شاهانی
عاطفه شكوری
محمد صبوری مطلق
لیلی عزتی
كيانا كاظميان
يكتا معصومی اقدم
حسين ملكى
مينا موسی خانی
زمان: چهارشنبه ٧ شهريور ماه، ساعت ١٩
مدت اجرا: ٧٠ دقيقه
مكان: تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، بالاتر از خیابان فکوری، پلاك ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
طراح پوستر: بهاران بيرانوند
حضور برای عموم رايگان است.
تکاجرا با ظرفيت محدود
لطفا جهت رزرو به شماره ۰۹۳۷۵۶۴۴۲۸۰ در واتساپ پيام دهيد.
منتظر حضورتان هستيم ✨
نشر نی برگزار میکند
🎭 نمايشنامهخوانی غرور و تعصب
اجرای كارگاهی
اقتباسی از رمان غرور و تعصب اثر جين آستين
نويسنده: كيت هميل
مترجم: ناديا فغانی
كارگردان: سحر بيرانوند
نقشخوانان (به ترتيب حروف الفبا):
عماد اخلاقی
كيميا چراغی
توحيد راوش
ارشيا زرين
ندا شاهانی
عاطفه شكوری
محمد صبوری مطلق
لیلی عزتی
كيانا كاظميان
يكتا معصومی اقدم
حسين ملكى
مينا موسی خانی
زمان: چهارشنبه ٧ شهريور ماه، ساعت ١٩
مدت اجرا: ٧٠ دقيقه
مكان: تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، بالاتر از خیابان فکوری، پلاك ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
طراح پوستر: بهاران بيرانوند
حضور برای عموم رايگان است.
تکاجرا با ظرفيت محدود
لطفا جهت رزرو به شماره ۰۹۳۷۵۶۴۴۲۸۰ در واتساپ پيام دهيد.
منتظر حضورتان هستيم ✨
👍1
منتشر شد
رمان گلهای آبی؛ رمون کنو؛ ترجمهٔ مهسا خیراللهی
رمون کنو با جنبش سوررئالیسم قرابت فکری داشت و احتمالاً گلهای آبی بیش از همۀ آثارش این قرابت را مینمایاند. کنو در این اثر خود را از قیدوبند زمان و مکان میرهاند و مرزهای تخیل را جابهجا میکند و شخصیتهایی را میپروراند که در عین تعدد یکی میشوند.
داستان گلهای آبی را از یک سو سیدرولَن روایت میکند، مردی عجیبوغریب و منزوی که در دهۀ ۱۹۶۰ روی کرجی زندگی میکند و به نظر میرسد کاری ندارد جز رنگ زدن حصار کنار کرجیاش که در دیدرس اوست و فردی ناشناس روی آن فحش مینویسد. از سوی دیگر دوک دوژ روایت را پیش میبرد، مردی از قرون وسطی که دقیقاً صد و هفتادوپنج سال در طول زمان جلو میآید تا به دوران سیدرولن میرسد. در این سفر که از سال ۱۲۶۴ و با ملاقات لوئی نهم، پادشاه وقت فرانسه، آغاز میشود، خدمتکار و دو اسب سخنگوی دوک همراهیاش میکنند.
یکی از جذابیتهای روایت کنو در این رمان شیوۀ اتصال دو شخصیت اصلی به یکدیگر است، به این ترتیب که با خوابیدن هر کدام از این دو، دیگری بیدار میشود و در لحظههای بیداری احساساتی مشابه احساسات شخصیت دیگر را از سر میگذراند...
منتشر شد
رمان گلهای آبی؛ رمون کنو؛ ترجمهٔ مهسا خیراللهی
رمون کنو با جنبش سوررئالیسم قرابت فکری داشت و احتمالاً گلهای آبی بیش از همۀ آثارش این قرابت را مینمایاند. کنو در این اثر خود را از قیدوبند زمان و مکان میرهاند و مرزهای تخیل را جابهجا میکند و شخصیتهایی را میپروراند که در عین تعدد یکی میشوند.
داستان گلهای آبی را از یک سو سیدرولَن روایت میکند، مردی عجیبوغریب و منزوی که در دهۀ ۱۹۶۰ روی کرجی زندگی میکند و به نظر میرسد کاری ندارد جز رنگ زدن حصار کنار کرجیاش که در دیدرس اوست و فردی ناشناس روی آن فحش مینویسد. از سوی دیگر دوک دوژ روایت را پیش میبرد، مردی از قرون وسطی که دقیقاً صد و هفتادوپنج سال در طول زمان جلو میآید تا به دوران سیدرولن میرسد. در این سفر که از سال ۱۲۶۴ و با ملاقات لوئی نهم، پادشاه وقت فرانسه، آغاز میشود، خدمتکار و دو اسب سخنگوی دوک همراهیاش میکنند.
یکی از جذابیتهای روایت کنو در این رمان شیوۀ اتصال دو شخصیت اصلی به یکدیگر است، به این ترتیب که با خوابیدن هر کدام از این دو، دیگری بیدار میشود و در لحظههای بیداری احساساتی مشابه احساسات شخصیت دیگر را از سر میگذراند...
آوای محبوب خویش را میشنوم.
اینک درمیرسد،
بر کوهساران میجهد،
و بر تپهها خیز برمیدارد.
محبوب من چون غزال است،
و آهو بره.
اینک پشت دیوار ما میایستد.
از پس پنجره انتظار میکشد،
و از پس نرده میپاید.
محبوب من بانگ برمیآورد،
و مرا میگوید:
«ای محبوبهٔ من، برخیز،
ای زیبای من، بیا.
چه اینک زمستان سپری شده است،
و بارانها به پایان رسیده و ناپیدا گشته است.
از غزل غزلها، سلیمان
عهد عتیق، جلد سوم، کتابهای حکمت
بر اساس کتاب مقدس اورشلیم
ترجمهٔ پیروز سیار
اینک درمیرسد،
بر کوهساران میجهد،
و بر تپهها خیز برمیدارد.
محبوب من چون غزال است،
و آهو بره.
اینک پشت دیوار ما میایستد.
از پس پنجره انتظار میکشد،
و از پس نرده میپاید.
محبوب من بانگ برمیآورد،
و مرا میگوید:
«ای محبوبهٔ من، برخیز،
ای زیبای من، بیا.
چه اینک زمستان سپری شده است،
و بارانها به پایان رسیده و ناپیدا گشته است.
از غزل غزلها، سلیمان
عهد عتیق، جلد سوم، کتابهای حکمت
بر اساس کتاب مقدس اورشلیم
ترجمهٔ پیروز سیار
مجموعهٔ کامل کتاب مقدس
بر اساس کتاب مقدس اورشلیم
ترجمهی پیروز سیار
موجود در کتابفروشی نشر نی
عهد عتیق، جلد اول: کتابهای شریعت یا تورات، ۸۱۶ صفحه، نهصد و هشتاد هزار تومان
عهد عتیق، جلد دوم: کتابهای تاریخ، ۱۳۶۸ صفحه، یک میلیون و پانصد هزار تومان
عهد عتیق، جلد سوم: کتابهای حکمت، ۹۸۴ صفحه، یک میلیون و دویست هزار تومان
عهد عتیق، جلد چهارم: کتابهای پیامبران، ۱۰۸۸ صفحه، یک میلیون و سیصد و شصت هزار تومان
عهد جدید: ۱۳۱۲ صفحه، یک میلیون و پانصد هزار تومان
ارسال رایگان به سراسر کشور www.nashreney.com
۱۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
مجموعهٔ کامل کتاب مقدس
بر اساس کتاب مقدس اورشلیم
ترجمهی پیروز سیار
موجود در کتابفروشی نشر نی
عهد عتیق، جلد اول: کتابهای شریعت یا تورات، ۸۱۶ صفحه، نهصد و هشتاد هزار تومان
عهد عتیق، جلد دوم: کتابهای تاریخ، ۱۳۶۸ صفحه، یک میلیون و پانصد هزار تومان
عهد عتیق، جلد سوم: کتابهای حکمت، ۹۸۴ صفحه، یک میلیون و دویست هزار تومان
عهد عتیق، جلد چهارم: کتابهای پیامبران، ۱۰۸۸ صفحه، یک میلیون و سیصد و شصت هزار تومان
عهد جدید: ۱۳۱۲ صفحه، یک میلیون و پانصد هزار تومان
ارسال رایگان به سراسر کشور www.nashreney.com
۱۰ درصد تخفیف خرید حضوری از کتابفروشی نشر نی
منتشر شد
نظریهٔ رهایی
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی
هدفِ اصلیِ کتاب این است که ایدهٔ نوعی رهایی را شرح و بسط دهد که قادر است از آلوده شدنِ خویش به هر سلطهای عبور کند. به عبارتی دیگر، این کتاب تلاشی است برای به اندیشه در آوردنِ رهایی در وراء تقابلهای میانِ یونانیان و بربرها، میان فرهیختگان و اصطلاحاً «بدْویها»، میان اروپا و دیگریاش، میانِ مغربزمین و سایرِ نقاطِ جهان. این کتاب در پیِ آن است که رهایی را حقیقتاً جهانشمول سازد: در پیِ آن است که آزادی را به نحوی به اندیشه درآورَد که آزادی نه دستاورد و امتیازِ برخی مناطق و فرهنگها، بلکه تجربه و پراکسیسِ همگان باشد. بنابراین کتابِ پیشِ رو در پیِ مفهومی حقیقتاً انسانی از آزادی است: آزادی بهمثابهٔ تجربهای که برای هر انسانی در هر زمانی امکانپذیر است؛ بلکه حتی بهمثابهٔ تجربهای که در زندگیِ هر انسانی، ولو محدود و سرکوبشده، همواره پیشاپیش بالفعل است. این همان بنیادی است که بر پایهٔ آن میتوان در هر زمانی نبرد بر سرِ رهایی را آغاز کرد.
از مقدمهٔ نویسنده برای ترجمهٔ فارسی
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
نظریهٔ رهایی
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی
هدفِ اصلیِ کتاب این است که ایدهٔ نوعی رهایی را شرح و بسط دهد که قادر است از آلوده شدنِ خویش به هر سلطهای عبور کند. به عبارتی دیگر، این کتاب تلاشی است برای به اندیشه در آوردنِ رهایی در وراء تقابلهای میانِ یونانیان و بربرها، میان فرهیختگان و اصطلاحاً «بدْویها»، میان اروپا و دیگریاش، میانِ مغربزمین و سایرِ نقاطِ جهان. این کتاب در پیِ آن است که رهایی را حقیقتاً جهانشمول سازد: در پیِ آن است که آزادی را به نحوی به اندیشه درآورَد که آزادی نه دستاورد و امتیازِ برخی مناطق و فرهنگها، بلکه تجربه و پراکسیسِ همگان باشد. بنابراین کتابِ پیشِ رو در پیِ مفهومی حقیقتاً انسانی از آزادی است: آزادی بهمثابهٔ تجربهای که برای هر انسانی در هر زمانی امکانپذیر است؛ بلکه حتی بهمثابهٔ تجربهای که در زندگیِ هر انسانی، ولو محدود و سرکوبشده، همواره پیشاپیش بالفعل است. این همان بنیادی است که بر پایهٔ آن میتوان در هر زمانی نبرد بر سرِ رهایی را آغاز کرد.
از مقدمهٔ نویسنده برای ترجمهٔ فارسی
▫️بخشی از کتاب
چاپ سوم منتشر شد
بیتردید، مهمترین دغدغۀ شاه در دوران پادشاهی او ارتش و سیاست خارجی بود. در میانۀ دهۀ ۲۰ و اوایل دهۀ ۳۰ خورشیدی، شاه در فرایند تصمیمگیری در سیاست خارجی نقشی نداشت. اما با گذشت زمان، بهویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شاه بهآرامی درگیر مدیریت امور داخلی و خارجی ایران شد. با افزایش قدرت و ثروت ایران در اوایل دهۀ ۵۰ خورشیدی، او به شکلی فزاینده خودبزرگبین شد. «شاه همانگونه که پادشاهی میکند، حکومت میکند. او همۀ تصمیمات مهم و بسیاری از تصمیمات غیرمهم را برای حکومت ایران میگیرد.» او خود را اندیشمندی ژئوپلیتیک میدانست که دولتهای منطقه را در کمتر از سه دهه مجبور کرده بود ایران را بهعنوان قدرت برتر بپذیرند. برای مردی که گمان میکرد بهتنهایی کشوری عقبمانده را در ناحیهای آشوبزده به قدرتی مدرن و صنعتی تبدیل کرده است، اشتهای قدرتِ بیشینه سیریناپذیر مینمود. در میانۀ دهۀ ۵۰ خورشیدی، شاه حکومتی مطلقه در سیاست داخلی و خارجی ایران برپا کرده بود و خود به حکومتی تکنفره بدل شده بود.
از کتابِ «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه»
نوشتهٔ آرش رئیسینژاد
ترجمهٔ پریسا فرهادی
چاپ سوم منتشر شد
بیتردید، مهمترین دغدغۀ شاه در دوران پادشاهی او ارتش و سیاست خارجی بود. در میانۀ دهۀ ۲۰ و اوایل دهۀ ۳۰ خورشیدی، شاه در فرایند تصمیمگیری در سیاست خارجی نقشی نداشت. اما با گذشت زمان، بهویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شاه بهآرامی درگیر مدیریت امور داخلی و خارجی ایران شد. با افزایش قدرت و ثروت ایران در اوایل دهۀ ۵۰ خورشیدی، او به شکلی فزاینده خودبزرگبین شد. «شاه همانگونه که پادشاهی میکند، حکومت میکند. او همۀ تصمیمات مهم و بسیاری از تصمیمات غیرمهم را برای حکومت ایران میگیرد.» او خود را اندیشمندی ژئوپلیتیک میدانست که دولتهای منطقه را در کمتر از سه دهه مجبور کرده بود ایران را بهعنوان قدرت برتر بپذیرند. برای مردی که گمان میکرد بهتنهایی کشوری عقبمانده را در ناحیهای آشوبزده به قدرتی مدرن و صنعتی تبدیل کرده است، اشتهای قدرتِ بیشینه سیریناپذیر مینمود. در میانۀ دهۀ ۵۰ خورشیدی، شاه حکومتی مطلقه در سیاست داخلی و خارجی ایران برپا کرده بود و خود به حکومتی تکنفره بدل شده بود.
از کتابِ «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه»
نوشتهٔ آرش رئیسینژاد
ترجمهٔ پریسا فرهادی
آدميان به حكم طبيعت برابرند.
آنچه احتمالاً موجب مىگردد تا آدميان برابرى خود را نپذيرند تنها تصور خودپسندانه آنها دربارهٔ دانايى و درايت خودشان است؛ و تقريباً همهٔ آدميان گمان مىكنند كه نسبت به عوامالناس داراى درجهٔ بالاترى از عقل و درايت هستند: يعنى نسبت به همهٔ آدميان به استثناى خودشان و شمار اندک ديگرى كه بهواسطهٔ شهرتشان و يا به دليل موافقتشان با نظر ايشان مورد تأييد باشند. زيرا طبيعت آدميان چنان است كه هر قدر هم ديگران را با ذوقتر، بليغتر و داناتر از خود بدانند، باز هم اغلب مردم را بهاندازهٔ خود خردمند و دانا نمىشمارند؛ زيرا عقل و درايت خود را از نزديك مشاهده مىكنند و عقل و خردمندى ديگران را از دور.
از کتابِ لویاتان، توماس هابز؛ ترجمهٔ حسین بشیریه
آدميان به حكم طبيعت برابرند.
آنچه احتمالاً موجب مىگردد تا آدميان برابرى خود را نپذيرند تنها تصور خودپسندانه آنها دربارهٔ دانايى و درايت خودشان است؛ و تقريباً همهٔ آدميان گمان مىكنند كه نسبت به عوامالناس داراى درجهٔ بالاترى از عقل و درايت هستند: يعنى نسبت به همهٔ آدميان به استثناى خودشان و شمار اندک ديگرى كه بهواسطهٔ شهرتشان و يا به دليل موافقتشان با نظر ايشان مورد تأييد باشند. زيرا طبيعت آدميان چنان است كه هر قدر هم ديگران را با ذوقتر، بليغتر و داناتر از خود بدانند، باز هم اغلب مردم را بهاندازهٔ خود خردمند و دانا نمىشمارند؛ زيرا عقل و درايت خود را از نزديك مشاهده مىكنند و عقل و خردمندى ديگران را از دور.
از کتابِ لویاتان، توماس هابز؛ ترجمهٔ حسین بشیریه
«فلسفۀ رسالت مشترک» که فدوروف آن را در اواخر قرن نوزدهم بسط داد، در طول عمر او چندان توجه عموم را برنینگیخت، اما ایدههای این فیلسوف خوانندگان برجستهای مانند لئو تولستوی، فیودور داستایفسکی و ولادیمیر سالاویف را مجذوب و متأثر کرد. پروژۀ فدوروف شامل ایجاد شرایطی فنی، اجتماعی و سیاسی است که تحت آن میتوان همۀ مردمی را که زمانی زیستهاند دوباره زنده کرد ــ آن هم با وسایل فنی و مصنوعی. طبق تلقی فدوروف از پروژهاش، این پروژه حاکی بود از تداوم وعدۀ مسیحیت مبنی بر اینکه همۀ مردگان در پایان زمان دوباره زنده شوند، فقط با این فرق که فدرورف به فناناپذیریِ «بیخون» و «انتزاعیِ» روحِ مستقل از جسم باور نداشت و از نظر او صبر کردن منفعلانه برای ظهور دوم مسیح کافی نبود. اعتقاد فدوروف به تکنولوژی تزلزلناپذیر بود، چون تکنولوژی همهچیز را مادی، جسمانی، شدنی و از لحاظ فنی منعطف میسازد. اما از همه مهمتر فدوروف به قدرت سازماندهی اجتماعی باور داشت و از این جهت کاملاً سوسیالیست بود.
فدوروف به تناقضی درونی در نظریههای سوسیالیستی قرن نوزدهم واکنش نشان میداد، تناقضی که چندین مؤلف دیگر روزگار او بالاخص داستایفسکی دربارهاش بحث کردند. سوسیالیسم وعدۀ عدالت اجتماعی کامل را میداد، اما در عین حال این وعده را با باور به پیشرفت مرتبط میکرد. باور به پیشرفت متضمن آن بود که فقط نسلهای آینده در یک جامعۀ سوسیالیستی پیشرفته از این عدالت بهرهمند شوند. در مقابل، نسلهای امروز و نسلهای گذشته به ایفای نقش قربانیان مطیع پیشرفت وانهاده میشوند ــ و عدالت ابدی نخواهند داشت. بنابراین نسلهای آینده فقط با پذیرش خودخواهانۀ یک بیعدالتی تاریخی شرمآور از عدالت اجتماعی برخوردار میشوند، یعنی طرد همۀ نسلهای پیشین از قلمرو عدالت. در نتیجه سوسیالیسم به منزلۀ بهرهکشی از مردگان برای زندگان عمل میکند ــ و به منزلۀ بهرهکشی از آنهایی که امروز زندهاند به نفع آنهایی که فردا خواهند زیست.
از کتابِ «هنر در آگورای معاصر»
بوریس گرویس
ترجمۀ اشکان صالحی
«فلسفۀ رسالت مشترک» که فدوروف آن را در اواخر قرن نوزدهم بسط داد، در طول عمر او چندان توجه عموم را برنینگیخت، اما ایدههای این فیلسوف خوانندگان برجستهای مانند لئو تولستوی، فیودور داستایفسکی و ولادیمیر سالاویف را مجذوب و متأثر کرد. پروژۀ فدوروف شامل ایجاد شرایطی فنی، اجتماعی و سیاسی است که تحت آن میتوان همۀ مردمی را که زمانی زیستهاند دوباره زنده کرد ــ آن هم با وسایل فنی و مصنوعی. طبق تلقی فدوروف از پروژهاش، این پروژه حاکی بود از تداوم وعدۀ مسیحیت مبنی بر اینکه همۀ مردگان در پایان زمان دوباره زنده شوند، فقط با این فرق که فدرورف به فناناپذیریِ «بیخون» و «انتزاعیِ» روحِ مستقل از جسم باور نداشت و از نظر او صبر کردن منفعلانه برای ظهور دوم مسیح کافی نبود. اعتقاد فدوروف به تکنولوژی تزلزلناپذیر بود، چون تکنولوژی همهچیز را مادی، جسمانی، شدنی و از لحاظ فنی منعطف میسازد. اما از همه مهمتر فدوروف به قدرت سازماندهی اجتماعی باور داشت و از این جهت کاملاً سوسیالیست بود.
فدوروف به تناقضی درونی در نظریههای سوسیالیستی قرن نوزدهم واکنش نشان میداد، تناقضی که چندین مؤلف دیگر روزگار او بالاخص داستایفسکی دربارهاش بحث کردند. سوسیالیسم وعدۀ عدالت اجتماعی کامل را میداد، اما در عین حال این وعده را با باور به پیشرفت مرتبط میکرد. باور به پیشرفت متضمن آن بود که فقط نسلهای آینده در یک جامعۀ سوسیالیستی پیشرفته از این عدالت بهرهمند شوند. در مقابل، نسلهای امروز و نسلهای گذشته به ایفای نقش قربانیان مطیع پیشرفت وانهاده میشوند ــ و عدالت ابدی نخواهند داشت. بنابراین نسلهای آینده فقط با پذیرش خودخواهانۀ یک بیعدالتی تاریخی شرمآور از عدالت اجتماعی برخوردار میشوند، یعنی طرد همۀ نسلهای پیشین از قلمرو عدالت. در نتیجه سوسیالیسم به منزلۀ بهرهکشی از مردگان برای زندگان عمل میکند ــ و به منزلۀ بهرهکشی از آنهایی که امروز زندهاند به نفع آنهایی که فردا خواهند زیست.
از کتابِ «هنر در آگورای معاصر»
بوریس گرویس
ترجمۀ اشکان صالحی
منتشر شد
«مکاشفات جادو»
مجموعهٔ سی نمایشنامه از نغمه ثمینی
نغمه ثمینی یکی از پرکارترین نمایشنامهنویسان ایران است. او نمایشنامهنویسی را در سال ۱۳۷۰ همزمان با آغاز تحصیل در رشتهٔ نمایش در دانشگاه تهران شروع کرد و، ضمن تدریس دانشگاهیِ نمایشنامهنویسی و تاریخ تئاتر در ایران و خارج از ایران، اکنون نزدیک به سی سال است که بیوقفه برای صحنه قلم میزند. بسیاری از نمایشنامههای او در داخل و خارج از ایران اجرا شده و مخاطبانی را از فرهنگها و زبانهای مختلف به خود جلب کردهاند. مکاشفات جادو مجموعهٔ نمایشنامههای منتشر شده و منتشرنشدهٔ او تا سال ۱۴۰۰ است. این مجموعه شامل سی نمایشنامه و مقدمهای در شرح چگونگی نگارش آنهاست.
مخاطبان این کتاب میتوانند با مسیر حرکت سیسالهٔ نمایشنامهنویس، از اتودهای اولیه گرفته تا نمایشنامههای مطرح و شناختهشده، آشنا شوند و تأثیر برهههای فرهنگی و اجتماعی را بر آثار او مشاهده کنند.
نخستین بار است که مجموعهٔ آثار یک زن نمایشنامهنویس ایرانی در این ابعاد منتشر میشود.
منتشر شد
«مکاشفات جادو»
مجموعهٔ سی نمایشنامه از نغمه ثمینی
نغمه ثمینی یکی از پرکارترین نمایشنامهنویسان ایران است. او نمایشنامهنویسی را در سال ۱۳۷۰ همزمان با آغاز تحصیل در رشتهٔ نمایش در دانشگاه تهران شروع کرد و، ضمن تدریس دانشگاهیِ نمایشنامهنویسی و تاریخ تئاتر در ایران و خارج از ایران، اکنون نزدیک به سی سال است که بیوقفه برای صحنه قلم میزند. بسیاری از نمایشنامههای او در داخل و خارج از ایران اجرا شده و مخاطبانی را از فرهنگها و زبانهای مختلف به خود جلب کردهاند. مکاشفات جادو مجموعهٔ نمایشنامههای منتشر شده و منتشرنشدهٔ او تا سال ۱۴۰۰ است. این مجموعه شامل سی نمایشنامه و مقدمهای در شرح چگونگی نگارش آنهاست.
مخاطبان این کتاب میتوانند با مسیر حرکت سیسالهٔ نمایشنامهنویس، از اتودهای اولیه گرفته تا نمایشنامههای مطرح و شناختهشده، آشنا شوند و تأثیر برهههای فرهنگی و اجتماعی را بر آثار او مشاهده کنند.
نخستین بار است که مجموعهٔ آثار یک زن نمایشنامهنویس ایرانی در این ابعاد منتشر میشود.
باید دقت داشته باشیم که غریزه را با محرک ذهنی یکسان فرض نکنیم. بدیهی است به جز محرکهای غریزی، محرکهای ذهنی دیگری هم وجود دارند که بیشتر شبیه محرکهای فیزیولوژیک عمل میکنند؛ برای مثال، زمانی که نور شدیدی به چشم میتابد، این یک محرک غریزی نیست؛ اما وقتی خشکیِ غشاء مخاطیِ گلو و یا سوزش غشاء مخاطیِ معده را احساس میکنیم، با محرکهای غریزی سر و کار داریم.
اکنون به کمک این اطلاعات میتوانیم میان محرکهای غریزی و محرکهای (فیزیولوژیک) دیگر که به ذهن وارد میشوند، تمایز قائل شویم. در وهلۀ نخست، یک محرک غریزی نه از دنیای بیرونی بلکه از درون خودِ ارگانیسم نشئت میگیرد. به همین سبب است که چنین محرکی عملکرد متفاوتی روی ذهن دارد و برای دورکردن آن نیز اقدامات متفاوتی لازم است... از سوی دیگر، یک غریزه هیچگاه به صورت نیرویی با تأثیر موقتی عمل نمیکند، بلکه همواره تأثیری دائمی دارد. به علاوه، از آنجا که غریزه نه از بیرون بلکه از درون ارگانیسم یورش میآورد، گریز از آن فایدهای نخواهد داشت.
از کتابِ «کودکی را میزنند»
زیگموند فروید
ترجمهٔ مهدی حبیبزاده
باید دقت داشته باشیم که غریزه را با محرک ذهنی یکسان فرض نکنیم. بدیهی است به جز محرکهای غریزی، محرکهای ذهنی دیگری هم وجود دارند که بیشتر شبیه محرکهای فیزیولوژیک عمل میکنند؛ برای مثال، زمانی که نور شدیدی به چشم میتابد، این یک محرک غریزی نیست؛ اما وقتی خشکیِ غشاء مخاطیِ گلو و یا سوزش غشاء مخاطیِ معده را احساس میکنیم، با محرکهای غریزی سر و کار داریم.
اکنون به کمک این اطلاعات میتوانیم میان محرکهای غریزی و محرکهای (فیزیولوژیک) دیگر که به ذهن وارد میشوند، تمایز قائل شویم. در وهلۀ نخست، یک محرک غریزی نه از دنیای بیرونی بلکه از درون خودِ ارگانیسم نشئت میگیرد. به همین سبب است که چنین محرکی عملکرد متفاوتی روی ذهن دارد و برای دورکردن آن نیز اقدامات متفاوتی لازم است... از سوی دیگر، یک غریزه هیچگاه به صورت نیرویی با تأثیر موقتی عمل نمیکند، بلکه همواره تأثیری دائمی دارد. به علاوه، از آنجا که غریزه نه از بیرون بلکه از درون ارگانیسم یورش میآورد، گریز از آن فایدهای نخواهد داشت.
از کتابِ «کودکی را میزنند»
زیگموند فروید
ترجمهٔ مهدی حبیبزاده
والتر زماني در گذشته مستقل بوده و از ترسِ اینکه مبادا از عهده برنیاید خودش «راهِ بندگی» (هایک) در وابستگی را انتخاب کرده است. لذا خاطره، همانندِ شرمزدگی، نوعي تفاوت با، نوعي فاصله از، وابستگیِ کنونیِ والتر رقم میزند. اما این تفاوت در اینجا تفاوتي درونی است: خاطره نوعي درونیشدنِ تفاوت است. خاطره تفاوتِ وابستگی و استقلال، تفاوتِ {آدمِ} ناآزاد و آزاد، را در درونِ خُود میگشاید. بنابراین، خاطره صرفاً تفاوتِ میانِ غلط و درست نیست، بلکه غلط و درست در اینجا بدین معنا هستند: ازکفدادنِ خویشتن و خودبودن. خاطرۀ والتر وایت شرمِ او از خویش است. خاطرۀ او قصورِ عزمِ او را پیشِ چشماش میآورَد که او بهموجبِ آنْ به خُودِ حقیقیِ خویش خیانت کرده، از هستیِ خویش سقوط کرده است.
از کتابِ «نظریهٔ رهایی»
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی
والتر زماني در گذشته مستقل بوده و از ترسِ اینکه مبادا از عهده برنیاید خودش «راهِ بندگی» (هایک) در وابستگی را انتخاب کرده است. لذا خاطره، همانندِ شرمزدگی، نوعي تفاوت با، نوعي فاصله از، وابستگیِ کنونیِ والتر رقم میزند. اما این تفاوت در اینجا تفاوتي درونی است: خاطره نوعي درونیشدنِ تفاوت است. خاطره تفاوتِ وابستگی و استقلال، تفاوتِ {آدمِ} ناآزاد و آزاد، را در درونِ خُود میگشاید. بنابراین، خاطره صرفاً تفاوتِ میانِ غلط و درست نیست، بلکه غلط و درست در اینجا بدین معنا هستند: ازکفدادنِ خویشتن و خودبودن. خاطرۀ والتر وایت شرمِ او از خویش است. خاطرۀ او قصورِ عزمِ او را پیشِ چشماش میآورَد که او بهموجبِ آنْ به خُودِ حقیقیِ خویش خیانت کرده، از هستیِ خویش سقوط کرده است.
از کتابِ «نظریهٔ رهایی»
کریستوف منکه
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی
گادامر در مقالۀ «کلمه و تصویر ــ آنگونه که هست، حقیقت است» توضیح میدهد که گزارۀ «هنر در تحققش وجود دارد» به این معناست که «حقیقتی که در اثر هنری جستوجو میشود حقیقتی است که در تحقق هنر به دست میآید». این دیدگاه دربارۀ حقیقتِ هنر که فاعل تحققبخش هنر را کسی میداند که در آن تأمل میکند، باید با مسیری مرتبط باشد که گادامر در انتهای حقیقت و روش آن را ترسیم میکند، مسیری در راستای ارتباط ایجادشده در فایدروس میان بهرهمندی و هستی امر زیبا بهمنزلۀ خودنمایانگری. امر زیبا باید بهمنزلۀ تصویری درک شود که میدرخشد و به آن نگریسته میشود. چنانکه گادامر خاطرنشان میکند، دربارۀ امر زیبا بیمعناست که بپرسیم آیا آنچه در تصویر امر زیبا پدیدار میشود خودِ شیء است یا رونوشت آن، زیرا امر زیبا ویژگیِ صرفاً آشکارکنندۀ چیزی را دارد که میدرخشد.
از کتابِ «گادامر»
کتاب راهنمای دانشگاه کمبریج
رابرت جِی. دوستال
ترجمهٔ اصغر واعظی
گادامر در مقالۀ «کلمه و تصویر ــ آنگونه که هست، حقیقت است» توضیح میدهد که گزارۀ «هنر در تحققش وجود دارد» به این معناست که «حقیقتی که در اثر هنری جستوجو میشود حقیقتی است که در تحقق هنر به دست میآید». این دیدگاه دربارۀ حقیقتِ هنر که فاعل تحققبخش هنر را کسی میداند که در آن تأمل میکند، باید با مسیری مرتبط باشد که گادامر در انتهای حقیقت و روش آن را ترسیم میکند، مسیری در راستای ارتباط ایجادشده در فایدروس میان بهرهمندی و هستی امر زیبا بهمنزلۀ خودنمایانگری. امر زیبا باید بهمنزلۀ تصویری درک شود که میدرخشد و به آن نگریسته میشود. چنانکه گادامر خاطرنشان میکند، دربارۀ امر زیبا بیمعناست که بپرسیم آیا آنچه در تصویر امر زیبا پدیدار میشود خودِ شیء است یا رونوشت آن، زیرا امر زیبا ویژگیِ صرفاً آشکارکنندۀ چیزی را دارد که میدرخشد.
از کتابِ «گادامر»
کتاب راهنمای دانشگاه کمبریج
رابرت جِی. دوستال
ترجمهٔ اصغر واعظی
پيشدستى در جنگ، كينتوزى و بيهوده خون ريختن مانند پيمان شكستن، بيداد است كه درنهايت جز شكست راه به جايى نمیبرد. يكبار كه پادشاه بيدادگرى مىخواهد پيمان بشكند، گروگانها را بكشد و به سرزمين دشمن آشتىجوى بتازد، تنها نتيجهاى كه مىگيرد خشم و ناسزاى رستم، مرگ فرزندى چون سياوش و از دست دادن همسرى است كه دوست دارد. و اسفنديار كه مىخواهد براى پادشاهى و دين رستم را، بدون گناهى، دستبسته به نزد گشتاسپ برد، خود و رستم هر دو را به كشتن مىدهد. ولى از مفاخرات همين دو هماورد مىدانيم كه حتى در هنگامه نبرد چه ستايشى از يكديگر مىكنند. مبارزان در جنگ با دشمن جوانمردند. نبرد تن به تن گودرز و پيران و سرانجام مرگ يكى بهدست ديگرى نمونهٔ والاى همدردى شريفمردانى است كه رهسپار مرگ روياروى، در بلندى كوهى بههم مىرسند؛ بايد خواند و ديد. كيخسرو، در بزرگترين و آخرين جنگ ايران و توران اصلى اخلاقى را به زبان مىآورد كه در دوستى و دشمنى، هميشه درست است:
چنين گفت كيخسرو هوشمند
كه هر چيز كان نيست ما را پسند
نياريم كس را همان بد به روى
اگر چند باشد جگر كينهجوى
از کتابِ ارمغان مور؛ جستاری در شاهنامه؛ شاهرخ مسکوب
پيشدستى در جنگ، كينتوزى و بيهوده خون ريختن مانند پيمان شكستن، بيداد است كه درنهايت جز شكست راه به جايى نمیبرد. يكبار كه پادشاه بيدادگرى مىخواهد پيمان بشكند، گروگانها را بكشد و به سرزمين دشمن آشتىجوى بتازد، تنها نتيجهاى كه مىگيرد خشم و ناسزاى رستم، مرگ فرزندى چون سياوش و از دست دادن همسرى است كه دوست دارد. و اسفنديار كه مىخواهد براى پادشاهى و دين رستم را، بدون گناهى، دستبسته به نزد گشتاسپ برد، خود و رستم هر دو را به كشتن مىدهد. ولى از مفاخرات همين دو هماورد مىدانيم كه حتى در هنگامه نبرد چه ستايشى از يكديگر مىكنند. مبارزان در جنگ با دشمن جوانمردند. نبرد تن به تن گودرز و پيران و سرانجام مرگ يكى بهدست ديگرى نمونهٔ والاى همدردى شريفمردانى است كه رهسپار مرگ روياروى، در بلندى كوهى بههم مىرسند؛ بايد خواند و ديد. كيخسرو، در بزرگترين و آخرين جنگ ايران و توران اصلى اخلاقى را به زبان مىآورد كه در دوستى و دشمنى، هميشه درست است:
چنين گفت كيخسرو هوشمند
كه هر چيز كان نيست ما را پسند
نياريم كس را همان بد به روى
اگر چند باشد جگر كينهجوى
از کتابِ ارمغان مور؛ جستاری در شاهنامه؛ شاهرخ مسکوب
كار جهان برهم خورده و قرين آشوب است
عقل آدمى خيانت پيشه است و پيمانش با خدايان سستى گرفته است.
ليك زمانى در خواهد رسيد كه اين داستان ديگرگونه شود
و آن روز سرفرازى به زنان باز خواهد گشت
و تبار زن بر بلندجايى خواهد نشست
و زبان بد گويانش بسته خواهد ماند.
آن چكامهها كه شاعران به درازاى اعصار
در ناراستى و سست عهدى زنان مىخوانند
خاموش خواهد شد.
آه دريغا كه آپولون، آن خداى چنگنواز
اگر خُنياى چنگ و ساز و سرود در دل ما نهاده بود
چه سرودها سر مىكردم از زبانِ زنان
تا حماسههاى مردان را پاسخ گويم.
بارى، زمان در گردش دورانها
بسيار چيزها از كرد و گفت زنان آشكار خواهد كرد
كه چيزى وامدار مردان نخواهد بود.
از نمایشنامهٔ مدئا
مجموعه پنج نمایشنامهٔ ائوریپیدس
ترجمهٔ عبدالله کوثری
كار جهان برهم خورده و قرين آشوب است
عقل آدمى خيانت پيشه است و پيمانش با خدايان سستى گرفته است.
ليك زمانى در خواهد رسيد كه اين داستان ديگرگونه شود
و آن روز سرفرازى به زنان باز خواهد گشت
و تبار زن بر بلندجايى خواهد نشست
و زبان بد گويانش بسته خواهد ماند.
آن چكامهها كه شاعران به درازاى اعصار
در ناراستى و سست عهدى زنان مىخوانند
خاموش خواهد شد.
آه دريغا كه آپولون، آن خداى چنگنواز
اگر خُنياى چنگ و ساز و سرود در دل ما نهاده بود
چه سرودها سر مىكردم از زبانِ زنان
تا حماسههاى مردان را پاسخ گويم.
بارى، زمان در گردش دورانها
بسيار چيزها از كرد و گفت زنان آشكار خواهد كرد
كه چيزى وامدار مردان نخواهد بود.
از نمایشنامهٔ مدئا
مجموعه پنج نمایشنامهٔ ائوریپیدس
ترجمهٔ عبدالله کوثری