در همان روزها، حركت ضد انقلابى در پايتخت شتاب مىگرفت. محمدعلىشاه در روز چهاردهم خرداد ۱۲۸۷ از تهران به باغ شاه رفت. پنج روز بعد اعلاميهٔ تلگرافى او به سراسر كشور مخابره شد. شاه در آن اعلاميه «مشتى خائن خود غرض خودخواه» را سبب تزلزل دولت و ملت دانست. وى اين افراد را پيمانشكن خواند و ضمن آنكه نوع حكومت كشور را همچنان مشروطه دانست، به تهديد «مفسدين» پرداخت.
شهرهاى رشت، اصفهان و قزوين پشتيبانى خود را از مشروطيت اعلام كردند. جوش و خروش بزرگى تبريز را فراگرفت. انجمن ايالتى طرحى براى بركنارى شاه از مقام سلطنت ارائه داد. انجمنهاى سياسى تبريز اين طرح را بىدرنگ پذيرفتند. در هنگامهٔ آن كشاكش، مجاهدان بر انجمن فشار آوردند كه آنها را به يارى مجلس بفرستد. سرانجام سيصد مجاهد مسلح در روز بيستوهفت خرداد ۱۲۸۷ آمادهٔ حركت به پايتخت شدند. آنان در باسمنج، روستايى در دو فرسنگى شهر، اردو زدند تا پس از پيوستن نيروى كمكى به يارى مجلس بشتابند. ولى نشانههاى ضعف در ميان مشروطهخواهان شهر آشكار بود. ميرهاشم، سازماندهنده نيروهاى ضد انقلابى تبريز، دستكم تا روز نوزدهم خرداد در جلسههاى انجمن ايالتى شركت مىكرد. فرماندهٔ مجاهدان اعزامى به پايتخت، نقىخان رشيدالملک بود كه خود را به شاه وفادار مىدانست و گفته مىشد كه متحد ميرهاشم است. فرماندهى چنين شخصى بر نيروى مجاهد خبر از بىنظمى كار انجمن مىداد. هيچ نقشهاى براى مقابله با هواداران شاه يا براى دفاع از شهر پرداخته نشده بود. سازمان نظامى مجاهدان پيكرهٔ مشخصى نداشت. اما نكتهٔ جالب توجه آنکه ستارخان و باقرخان در اردوى اعزامى بودند و هر كدام سركردگى پنجاه سوار را برعهده داشتند.
از کتابِ «مجاهدان مشروطه»؛ سهراب یزدانی
شهرهاى رشت، اصفهان و قزوين پشتيبانى خود را از مشروطيت اعلام كردند. جوش و خروش بزرگى تبريز را فراگرفت. انجمن ايالتى طرحى براى بركنارى شاه از مقام سلطنت ارائه داد. انجمنهاى سياسى تبريز اين طرح را بىدرنگ پذيرفتند. در هنگامهٔ آن كشاكش، مجاهدان بر انجمن فشار آوردند كه آنها را به يارى مجلس بفرستد. سرانجام سيصد مجاهد مسلح در روز بيستوهفت خرداد ۱۲۸۷ آمادهٔ حركت به پايتخت شدند. آنان در باسمنج، روستايى در دو فرسنگى شهر، اردو زدند تا پس از پيوستن نيروى كمكى به يارى مجلس بشتابند. ولى نشانههاى ضعف در ميان مشروطهخواهان شهر آشكار بود. ميرهاشم، سازماندهنده نيروهاى ضد انقلابى تبريز، دستكم تا روز نوزدهم خرداد در جلسههاى انجمن ايالتى شركت مىكرد. فرماندهٔ مجاهدان اعزامى به پايتخت، نقىخان رشيدالملک بود كه خود را به شاه وفادار مىدانست و گفته مىشد كه متحد ميرهاشم است. فرماندهى چنين شخصى بر نيروى مجاهد خبر از بىنظمى كار انجمن مىداد. هيچ نقشهاى براى مقابله با هواداران شاه يا براى دفاع از شهر پرداخته نشده بود. سازمان نظامى مجاهدان پيكرهٔ مشخصى نداشت. اما نكتهٔ جالب توجه آنکه ستارخان و باقرخان در اردوى اعزامى بودند و هر كدام سركردگى پنجاه سوار را برعهده داشتند.
از کتابِ «مجاهدان مشروطه»؛ سهراب یزدانی
از سر فقرهٔ اتفاق شب پیش گذشته، هولِ این شمعدانیها افتاده به جانمان، آقا. هول از این کِرمهاست که افتادهاند به جانِ این شمعدانیها. کِرم این شمعدانیها توفیر دارند با کِرمهای دیگر. این یکیها برگ را نمیخورند، ساقهها را بیجان نمیکنند. ریشه را به دندان میگیرند. میخورند تا دیگر ریشهای باقی نمیماند. آنوقت یک روز میشود که شمعدانیها، با ساقه و برگ و همهٔ گُلهایشان، میافتند روی خاک باغچه. مردن است، اشک دارد و ماتم، اما دلسوزتر؛ به مرگ و ناکامی جوان تازهسال میماند این مردن شمعدانیها. غرضمان این است، آقا، که اینجا نشستهایم و حیرانیم از حکمت این جهان. امروز شمعدانیها ــــــ ناکام ــــــ میمیرند، همانها که تا دیروز کسی به گمان مردنشان هم نبود. همین دیروز این باغچه غرقابهٔ شبدر بود و امروز خاکجای شاهی مرده. یا این که این شاه دیروز بر حریر و ململ و ابریشم خفته بود در دربخانه، و امروز خفته بر این خاک سرد اندرونی ما.
از نمایشنامهٔ خوابنامه؛ نوشتهٔ محمد چرمشیر
از مجموعهٔ جهان نمایش
طرح جلد از سیمین بدرلو
از سر فقرهٔ اتفاق شب پیش گذشته، هولِ این شمعدانیها افتاده به جانمان، آقا. هول از این کِرمهاست که افتادهاند به جانِ این شمعدانیها. کِرم این شمعدانیها توفیر دارند با کِرمهای دیگر. این یکیها برگ را نمیخورند، ساقهها را بیجان نمیکنند. ریشه را به دندان میگیرند. میخورند تا دیگر ریشهای باقی نمیماند. آنوقت یک روز میشود که شمعدانیها، با ساقه و برگ و همهٔ گُلهایشان، میافتند روی خاک باغچه. مردن است، اشک دارد و ماتم، اما دلسوزتر؛ به مرگ و ناکامی جوان تازهسال میماند این مردن شمعدانیها. غرضمان این است، آقا، که اینجا نشستهایم و حیرانیم از حکمت این جهان. امروز شمعدانیها ــــــ ناکام ــــــ میمیرند، همانها که تا دیروز کسی به گمان مردنشان هم نبود. همین دیروز این باغچه غرقابهٔ شبدر بود و امروز خاکجای شاهی مرده. یا این که این شاه دیروز بر حریر و ململ و ابریشم خفته بود در دربخانه، و امروز خفته بر این خاک سرد اندرونی ما.
از نمایشنامهٔ خوابنامه؛ نوشتهٔ محمد چرمشیر
از مجموعهٔ جهان نمایش
طرح جلد از سیمین بدرلو
منتشر شد
احمد سمیعی گیلانی
زندگانی و خاطرات سیاسی
در گفتوگو با سایه اقتصادینیا
کار ثبت و ضبط خاطرات سیاسی استاد احمد سمیعی (گیلانی) را خیلی دیر شروع کردم: تابستان ۱۳۹۹، وقتی همهگیری کووید جهان را آشفته بود و استاد، پیر و بیحوصله و تنها، صدمین سالهای حیاتش را در خانه میگذراند: گوشش نمیشنید و سوی چشمش کم شده بود و از ناتوانیاش در خواندن و نوشتن کلافه بود. بهرغم اینهمه، شکایت اصلیاش از تنهایی بود. قرنطینه را تاب نمیآورد و نمیدانست خودش را چطور سرگرم کند. عمری به صحبت رندان خو کرده، به زندان زمان اسیر افتاده بود. سرانجام، همین کلافگی بود که کلاف سکوت سالیانش را شکافت: قرار گذاشتیم دیدارهای گاهوبیگاهمان را به ملاقاتهای منظم ضبط خاطرات سیاسیاش تبدیل کنیم تا تلخی و خاموشی ایام با شِکر خاطره و جرقههای حافظۀ او شیرین و روشن شود. آنچه از خاطراتش در طول سالهای کار ادبی و فعالیت فرهنگی در یاد داشت، در مصاحبههای دیگر، حتی مکرر، گفته بود؛ اما در نقل خاطرات سیاسی همواره پرهیزی محافظهکارانه داشت. این اولین روایت یکپارچه و مفصل اوست از فعالیت سیاسی در سازمان جوانان حزب تودۀ ایران.
صفحاتی از کتاب
منتشر شد
احمد سمیعی گیلانی
زندگانی و خاطرات سیاسی
در گفتوگو با سایه اقتصادینیا
کار ثبت و ضبط خاطرات سیاسی استاد احمد سمیعی (گیلانی) را خیلی دیر شروع کردم: تابستان ۱۳۹۹، وقتی همهگیری کووید جهان را آشفته بود و استاد، پیر و بیحوصله و تنها، صدمین سالهای حیاتش را در خانه میگذراند: گوشش نمیشنید و سوی چشمش کم شده بود و از ناتوانیاش در خواندن و نوشتن کلافه بود. بهرغم اینهمه، شکایت اصلیاش از تنهایی بود. قرنطینه را تاب نمیآورد و نمیدانست خودش را چطور سرگرم کند. عمری به صحبت رندان خو کرده، به زندان زمان اسیر افتاده بود. سرانجام، همین کلافگی بود که کلاف سکوت سالیانش را شکافت: قرار گذاشتیم دیدارهای گاهوبیگاهمان را به ملاقاتهای منظم ضبط خاطرات سیاسیاش تبدیل کنیم تا تلخی و خاموشی ایام با شِکر خاطره و جرقههای حافظۀ او شیرین و روشن شود. آنچه از خاطراتش در طول سالهای کار ادبی و فعالیت فرهنگی در یاد داشت، در مصاحبههای دیگر، حتی مکرر، گفته بود؛ اما در نقل خاطرات سیاسی همواره پرهیزی محافظهکارانه داشت. این اولین روایت یکپارچه و مفصل اوست از فعالیت سیاسی در سازمان جوانان حزب تودۀ ایران.
صفحاتی از کتاب
در جریان مجمعِ امپراتور که حوالی نیمهشب در پناهگاه زیرزمینی امپراتور برگزار شد، هیرانوما، رئیس شورای مشاوران سلطنتی که پشت پرده با سوزوکی، نخستوزیر، به توافقات لازم دست یافته بود، امپراتور را قانع کرد تا تصمیم نهایی را دربارۀ این موضوع اتخاذ نماید. امپراتور ضمن تأیید نظر صلحطلبان، بیان داشت:
من پس از تأمل جدی دربارۀ اوضاع حاکم بر داخل و خارج کشور به این نتیجه رسیدهام که استمرار جنگ هیچ حاصلی جز ویرانی مملکت و تداوم خونریزی و سبعیت در جهان ندارد. دیگر مرا بیش از این تاب و تحمل آن نمانده است که شاهد رنج مردمان بیگناه باشم. اتمام جنگ تنها راه اعادۀ صلح و رهایی مملکت از اینهمه آلام جانفرساست... اینک اشکهای خود را فرومیخورم و موافقت خود را با پیشنهاد مندرج در اعلامیۀ متفقین اعلام میدارم».
از کتابِ «ژاپن رویاروی جهان»
مری ال. هنمن
ترجمهٔ بابک محقق
از مجموعهٔ کارگاه تاریخ
در جریان مجمعِ امپراتور که حوالی نیمهشب در پناهگاه زیرزمینی امپراتور برگزار شد، هیرانوما، رئیس شورای مشاوران سلطنتی که پشت پرده با سوزوکی، نخستوزیر، به توافقات لازم دست یافته بود، امپراتور را قانع کرد تا تصمیم نهایی را دربارۀ این موضوع اتخاذ نماید. امپراتور ضمن تأیید نظر صلحطلبان، بیان داشت:
من پس از تأمل جدی دربارۀ اوضاع حاکم بر داخل و خارج کشور به این نتیجه رسیدهام که استمرار جنگ هیچ حاصلی جز ویرانی مملکت و تداوم خونریزی و سبعیت در جهان ندارد. دیگر مرا بیش از این تاب و تحمل آن نمانده است که شاهد رنج مردمان بیگناه باشم. اتمام جنگ تنها راه اعادۀ صلح و رهایی مملکت از اینهمه آلام جانفرساست... اینک اشکهای خود را فرومیخورم و موافقت خود را با پیشنهاد مندرج در اعلامیۀ متفقین اعلام میدارم».
از کتابِ «ژاپن رویاروی جهان»
مری ال. هنمن
ترجمهٔ بابک محقق
از مجموعهٔ کارگاه تاریخ
Audio
فایل صوتی جلسهٔ رونمایی کتاب احمد سمیعی گیلانی (زندگانی و خاطرات سیاسی)
در گفتوگو با سایه اقتصادینیا
با حضور:
کاوه بیات
هومن یوسفدهی
سایه اقتصادینیا
محسن آزموده
فایل صوتی جلسهٔ رونمایی کتاب احمد سمیعی گیلانی (زندگانی و خاطرات سیاسی)
در گفتوگو با سایه اقتصادینیا
با حضور:
کاوه بیات
هومن یوسفدهی
سایه اقتصادینیا
محسن آزموده
سرمایهداری ذاتاً اضطرابآفرین است و مدام امیال جدید به وجود میآورد. در جوامع سنتی نوعی ارباب یا مهتر مداخله میکند تا مانع از انفجار تخاصم بنیادین جامعه شود، اما در عصر مدرن سیمای ارباب متزلزل شده است ـ یعنی جایگاه قدرت خالی است ـ و سرمایهداری آزادانه میتازد. در چنین وضعیتی مردم به هویتهای ملی روی میآورند که پسماندۀ دورههای تاریخی گذشتهاند و اغلب از هیچ برای خودشان یک میراث تاریخی مشخص میسازند. امری که ژیژک آن را شیء مطلق ملی مینامد بدل میشود به راهی برای سروشکل دادن به لذت گروه یا اجتماع از طریق ساختن یک سبک زندگی پایدار. ذات تعارضآمیز سرمایهداری مانع از تثبیت این زندگی پایدار است، بنابراین شیء مطلق ملی (مثلاً آمریکا) لزوماً نوعی دیگری نژادی به بار میآورد (مثل مهاجران غیرقانونی) که [گمان میرود] ژوییسانس ما را میرباید. در حالت افراطی، وقتی ارباب جدید خود را به عنوان مدافع شیء مطلق ملی جا میزند میتوان انتظار ظهور فاشیسم را داشت. آنوقت کاری نمیماند جز تصفیۀ دیگری از بدنهٔ اجتماعی تا توازن اسطورهای ازدسترفته احیا شود. افراطیترین و وحشتناکترین نسخهٔ این منطق هم البته نازیسم است.
سرمایهداری ذاتاً اضطرابآفرین است و مدام امیال جدید به وجود میآورد. در جوامع سنتی نوعی ارباب یا مهتر مداخله میکند تا مانع از انفجار تخاصم بنیادین جامعه شود، اما در عصر مدرن سیمای ارباب متزلزل شده است ـ یعنی جایگاه قدرت خالی است ـ و سرمایهداری آزادانه میتازد. در چنین وضعیتی مردم به هویتهای ملی روی میآورند که پسماندۀ دورههای تاریخی گذشتهاند و اغلب از هیچ برای خودشان یک میراث تاریخی مشخص میسازند. امری که ژیژک آن را شیء مطلق ملی مینامد بدل میشود به راهی برای سروشکل دادن به لذت گروه یا اجتماع از طریق ساختن یک سبک زندگی پایدار. ذات تعارضآمیز سرمایهداری مانع از تثبیت این زندگی پایدار است، بنابراین شیء مطلق ملی (مثلاً آمریکا) لزوماً نوعی دیگری نژادی به بار میآورد (مثل مهاجران غیرقانونی) که [گمان میرود] ژوییسانس ما را میرباید. در حالت افراطی، وقتی ارباب جدید خود را به عنوان مدافع شیء مطلق ملی جا میزند میتوان انتظار ظهور فاشیسم را داشت. آنوقت کاری نمیماند جز تصفیۀ دیگری از بدنهٔ اجتماعی تا توازن اسطورهای ازدسترفته احیا شود. افراطیترین و وحشتناکترین نسخهٔ این منطق هم البته نازیسم است.
این مسئلهای فلسفی است که چگونه برخی هنرها عواطف را بیان میکنند و چرا ما به هنر واکنش عاطفی نشان میدهیم، یا اصلاً چنین واکنشی از خود بروز نمیدهیم. دلمان از محنت و مصیبت شخصیتهایی که میدانیم وجود واقعی ندارند بهدرد میآید. حال آنکه در حالت معمول باید باور داشته باشیم که نخست باید چیزی وجود داشته باشد تا بعد به آماج واکنش عاطفی ما مبدل شود. چرا از مرگ رومئو و ژولیت اندوهگین میشوم در حالی که میدانم آنها هرگز وجود خارجی نداشتهاند و، بنابراین، هرگز دلدادۀ یکدیگر نبودهاند و از این عشق نمردهاند؟ آیا واکنش به شخصیتهای داستانیْ غیرعقلانی، شبهعاطفی یا از گونۀ دیگری است؟ آیا این بدان معناست که تجربۀ تمامی احساسات منفیْ ناخوشایند نیست، یا دلیلش آن است که ما خودآزاریم، یا موجوداتی غیرمعقولیم، یا دلایل دیگری در کار است؟ موسیقی «محض» بیکلام ــ یعنی موسیقی بیکلامی که هیچ داستانی را روایت نمیکند ــ چگونه میتواند بیانگر عواطف باشد و ما چگونه با جوشش احساساتِ منتزع از قلمرو تجربۀ انسانی در این موسیقی به هیجان میآییم؟
از کتابِ «فلسفهٔ هنر»
استیون دیویس
ترجمهٔ محمدرضا ابوالقاسمی
این مسئلهای فلسفی است که چگونه برخی هنرها عواطف را بیان میکنند و چرا ما به هنر واکنش عاطفی نشان میدهیم، یا اصلاً چنین واکنشی از خود بروز نمیدهیم. دلمان از محنت و مصیبت شخصیتهایی که میدانیم وجود واقعی ندارند بهدرد میآید. حال آنکه در حالت معمول باید باور داشته باشیم که نخست باید چیزی وجود داشته باشد تا بعد به آماج واکنش عاطفی ما مبدل شود. چرا از مرگ رومئو و ژولیت اندوهگین میشوم در حالی که میدانم آنها هرگز وجود خارجی نداشتهاند و، بنابراین، هرگز دلدادۀ یکدیگر نبودهاند و از این عشق نمردهاند؟ آیا واکنش به شخصیتهای داستانیْ غیرعقلانی، شبهعاطفی یا از گونۀ دیگری است؟ آیا این بدان معناست که تجربۀ تمامی احساسات منفیْ ناخوشایند نیست، یا دلیلش آن است که ما خودآزاریم، یا موجوداتی غیرمعقولیم، یا دلایل دیگری در کار است؟ موسیقی «محض» بیکلام ــ یعنی موسیقی بیکلامی که هیچ داستانی را روایت نمیکند ــ چگونه میتواند بیانگر عواطف باشد و ما چگونه با جوشش احساساتِ منتزع از قلمرو تجربۀ انسانی در این موسیقی به هیجان میآییم؟
از کتابِ «فلسفهٔ هنر»
استیون دیویس
ترجمهٔ محمدرضا ابوالقاسمی
چاپ دوازدهم منتشر شد
«انگیزش و هیجان»
رابرت فرانکن
ترجمهٔ حسن شمساسفندآباد، غلامرضا محمودی، سوزان امامیپور
چه چیز در ما ایجاد انگیزش میکند؟ این انگیزش از کجا ناشی میشود؟ چرا انگیزش برخی از افراد بیش از دیگران است؟
این پرسشها را اغلب نهتنها روانشناسان و نظریهپردازان انگیزش، بلکه دانشجویان و مردم عادی نیز که علاقهمندند بدانند چگونه این نیروی قوی ما را در زندگی روزمره به پیش میراند، میپرسند. این کتاب عمومی مقدمهای جامع و جذاب را دربارهٔ حقایق بنیادی و نظریههای اصلی انگیزش انسان در اختیار میگذارد. نویسنده در طول کتاب، پرسشهای عمیقی را مطرح میکند که توجه خواننده را جلب و به مطالعهٔ بیشتر علاقهمند میسازد. فرانکن ساختی مناسب را فراهم میآورد که نشان میدهد چگونه رفتار از تعامل میان عناصر زیستشناختی، یادگیری و شناخت با تفاوتهای فردی بهوجود میآید. این کتاب براساس پژوهشهای تجربی، تحقیقات پژوهشگرانی را مورد بررسی قرار میدهد که بنیانی وراثتی و زیستشناختی، اکتسابی، و فکری و شناختی برای انگیزش و هیجان یافتهاند. (کارول هیز، دانشگاه ایالتی دلتا)
چاپ دوازدهم منتشر شد
«انگیزش و هیجان»
رابرت فرانکن
ترجمهٔ حسن شمساسفندآباد، غلامرضا محمودی، سوزان امامیپور
چه چیز در ما ایجاد انگیزش میکند؟ این انگیزش از کجا ناشی میشود؟ چرا انگیزش برخی از افراد بیش از دیگران است؟
این پرسشها را اغلب نهتنها روانشناسان و نظریهپردازان انگیزش، بلکه دانشجویان و مردم عادی نیز که علاقهمندند بدانند چگونه این نیروی قوی ما را در زندگی روزمره به پیش میراند، میپرسند. این کتاب عمومی مقدمهای جامع و جذاب را دربارهٔ حقایق بنیادی و نظریههای اصلی انگیزش انسان در اختیار میگذارد. نویسنده در طول کتاب، پرسشهای عمیقی را مطرح میکند که توجه خواننده را جلب و به مطالعهٔ بیشتر علاقهمند میسازد. فرانکن ساختی مناسب را فراهم میآورد که نشان میدهد چگونه رفتار از تعامل میان عناصر زیستشناختی، یادگیری و شناخت با تفاوتهای فردی بهوجود میآید. این کتاب براساس پژوهشهای تجربی، تحقیقات پژوهشگرانی را مورد بررسی قرار میدهد که بنیانی وراثتی و زیستشناختی، اکتسابی، و فکری و شناختی برای انگیزش و هیجان یافتهاند. (کارول هیز، دانشگاه ایالتی دلتا)
بیهوده است اگر بخواهیم همچون هگل یا هایدگر در جستوجوی جهتی تحلیلی و ضروری باشیم که قرار باشد فلسفه را با یونان [باستان] مرتبط سازد. از آنجا که یونانیان مردمانی آزاد بودند، نخستین کسانی بودند که ابژه را در نسبتی با سوژه درک کردند. ولی از آنجا که ابژه همچنان بهمثابه «زیبا» موردِ تعمق قرار میگیرد، بدون اینکه هنوز نسبتش با سوژه معین شده باشد، باید منتظر مراحل بعدی باشیم تا این نسبت خودش مورد تأمل قرار گیرد و سپس به حرکت درآید یا مکالمه شود. با تمام این اوصاف، یونانیان بودند که افتخار ابداع نخستین مرحله را دارند که بر مبنای آن، هر چیزی بهنحو درونی به مفهوم بسط مییابد. بیگمان خاوریان [شرقیها] نیز اندیشه میکردند، ولی ایشان به ابژه فینفسه بهمنزلهی انتزاع محض میاندیشیدند، به کلیت تهی که با جزئیت بسیط دقیقاً یکی بود: ایشان از نسبت با سوژه بهمثابه کلیتی انضمامی [متحیز] یا فردیتی کلی بیبهره بودند. خاوریان از مفهوم غافل بودند، چراکه به همزیستسازیِ مجردترین خلأ و مبتذلترین باشنده بدون هیچگونه وساطتی بسنده میکردند.
از کتابِ «فلسفه چیست»
ژیل دلوز و فلیکس گتاری
ترجمهی محمدرضا آخوندزاده
بیهوده است اگر بخواهیم همچون هگل یا هایدگر در جستوجوی جهتی تحلیلی و ضروری باشیم که قرار باشد فلسفه را با یونان [باستان] مرتبط سازد. از آنجا که یونانیان مردمانی آزاد بودند، نخستین کسانی بودند که ابژه را در نسبتی با سوژه درک کردند. ولی از آنجا که ابژه همچنان بهمثابه «زیبا» موردِ تعمق قرار میگیرد، بدون اینکه هنوز نسبتش با سوژه معین شده باشد، باید منتظر مراحل بعدی باشیم تا این نسبت خودش مورد تأمل قرار گیرد و سپس به حرکت درآید یا مکالمه شود. با تمام این اوصاف، یونانیان بودند که افتخار ابداع نخستین مرحله را دارند که بر مبنای آن، هر چیزی بهنحو درونی به مفهوم بسط مییابد. بیگمان خاوریان [شرقیها] نیز اندیشه میکردند، ولی ایشان به ابژه فینفسه بهمنزلهی انتزاع محض میاندیشیدند، به کلیت تهی که با جزئیت بسیط دقیقاً یکی بود: ایشان از نسبت با سوژه بهمثابه کلیتی انضمامی [متحیز] یا فردیتی کلی بیبهره بودند. خاوریان از مفهوم غافل بودند، چراکه به همزیستسازیِ مجردترین خلأ و مبتذلترین باشنده بدون هیچگونه وساطتی بسنده میکردند.
از کتابِ «فلسفه چیست»
ژیل دلوز و فلیکس گتاری
ترجمهی محمدرضا آخوندزاده
چاپ دوم منتشر شد
«مذاکره با اشیا»
برونو لاتور و نظریه کنشگر ـ شبکه
رحمان شریفزاده
هنر نظریهی کنشگرـشبکه، که لاتور از مؤلفان اصلی آن است، برقراری تقارن بسیار عام میان انسانها و غیرانسانها است؛ غیرانسانها نه وسایلی صرف در دست انساناند و نه ابژههای خاموش و پنهانی، که منتظر باشند روزی سوژهای (دانشمندی) آنها را کشف کند. آنها زندگی، تاریخ، عاملیت، کنش و اثرگذاریِ خاص خود را دارند. هدف نظریهی کنشگرـشبکه اعطا یا بازگرداندن شأن عاملیت و تاریخمندی به اشیاست. آنها نه ابژههای منفعل در دست انسان بلکه طرف مذاکرهی انساناند. آنها در ساختن تاریخ اجتماعیـسیاسی ما شریکاند. آنها شهروندان راستین جامعهاند. عمدهی تاریخ اندیشه، تاریخ مصادرهی عاملیت غیرانسانها به نفع انسانهاست؛ به قول لاتور: «غیرانسانها آزاد به دنیا میآیند ولی همواره دربندند!»
چاپ دوم منتشر شد
«مذاکره با اشیا»
برونو لاتور و نظریه کنشگر ـ شبکه
رحمان شریفزاده
هنر نظریهی کنشگرـشبکه، که لاتور از مؤلفان اصلی آن است، برقراری تقارن بسیار عام میان انسانها و غیرانسانها است؛ غیرانسانها نه وسایلی صرف در دست انساناند و نه ابژههای خاموش و پنهانی، که منتظر باشند روزی سوژهای (دانشمندی) آنها را کشف کند. آنها زندگی، تاریخ، عاملیت، کنش و اثرگذاریِ خاص خود را دارند. هدف نظریهی کنشگرـشبکه اعطا یا بازگرداندن شأن عاملیت و تاریخمندی به اشیاست. آنها نه ابژههای منفعل در دست انسان بلکه طرف مذاکرهی انساناند. آنها در ساختن تاریخ اجتماعیـسیاسی ما شریکاند. آنها شهروندان راستین جامعهاند. عمدهی تاریخ اندیشه، تاریخ مصادرهی عاملیت غیرانسانها به نفع انسانهاست؛ به قول لاتور: «غیرانسانها آزاد به دنیا میآیند ولی همواره دربندند!»
چاپ دوم منتشر شد
«دکتر محمد مصدق: سرگذشت سیاسی»
نوشتهی فرهاد دیبا
ترجمهی شیرین کریمی
این کتاب سرگذشت سیاسی دکتر محمد مصدق به همراه برخی جزئیات زندگی خصوصی اوست. مصدق با جداشدن از پیشینهی اجتماعی خود به رهبر جنبش استقلالخواهی در کشوری بهظاهر مستقل تبدیل شد. گرچه نفت نقش اساسی در زندگینامهی سیاسی مصدق ایفا نمیکرد، او در جایگاه پیشاهنگِ یک «انقلاب نفتی» به عرصه آمد؛ انقلابی که قرار بود دو دهه پس از برکناری او از قدرت به سرانجام برسد. نویسنده همچنین اشاراتی به برخی سیاستمداران منطقهی خاورمیانه دارد تا اهمیت سیاسی مصدق را در میان نیروهای نوظهور در جهان سوم روشن سازد. مصدق به نسل رهبران ناسیونالیستی تعلق داشت که تحت تأثیر مشروطهگرایی غربی بودند. دکتر محمد مصدق: سرگذشت سیاسی شرح سرسختی او در راه آرمانهایش و شرح ترتیب رویدادهای سیاسی است که در طول پنجاه سال بیامان او را به سوی مقام نخستوزیریِ ایران سوق داد و جایگاهش را در تاریخ سیاسی این کشور تثبیت کرد.
چاپ دوم منتشر شد
«دکتر محمد مصدق: سرگذشت سیاسی»
نوشتهی فرهاد دیبا
ترجمهی شیرین کریمی
این کتاب سرگذشت سیاسی دکتر محمد مصدق به همراه برخی جزئیات زندگی خصوصی اوست. مصدق با جداشدن از پیشینهی اجتماعی خود به رهبر جنبش استقلالخواهی در کشوری بهظاهر مستقل تبدیل شد. گرچه نفت نقش اساسی در زندگینامهی سیاسی مصدق ایفا نمیکرد، او در جایگاه پیشاهنگِ یک «انقلاب نفتی» به عرصه آمد؛ انقلابی که قرار بود دو دهه پس از برکناری او از قدرت به سرانجام برسد. نویسنده همچنین اشاراتی به برخی سیاستمداران منطقهی خاورمیانه دارد تا اهمیت سیاسی مصدق را در میان نیروهای نوظهور در جهان سوم روشن سازد. مصدق به نسل رهبران ناسیونالیستی تعلق داشت که تحت تأثیر مشروطهگرایی غربی بودند. دکتر محمد مصدق: سرگذشت سیاسی شرح سرسختی او در راه آرمانهایش و شرح ترتیب رویدادهای سیاسی است که در طول پنجاه سال بیامان او را به سوی مقام نخستوزیریِ ایران سوق داد و جایگاهش را در تاریخ سیاسی این کشور تثبیت کرد.
چاپ دوم منتشر شد
«در خدمت و خیانت مترجمان»
نوشتهٔ نیکو سرخوش
از متن کتاب: درهرحال این تاخوردگی بر درون در حوزهی تفکر، تألیف و ترجمه توانی برای مقاومت تلقی میشد و خودبیانگری، توجه به استقلال، حفظ وطن و مقابله با حیلهگریها و خصومتهای دو غول شمال و جنوب مسئلهی اصلی نویسندگان و مترجمان آن دوره بود. ازاینرو ترجمهی حاجیبابا از نوعی رویارویی سلحشورانه حکایت داشت و میرزاحبیب در این رویارویی از متنی خصومتآمیز متنی دیگر میسازد... ترجمهی میرزاحبیب بهوضوح خیانتی بود به متن اصلی، اما خدمتی بود به ایران و فرهنگ ایرانزمین و زبان فارسی.
در کتاب پیش رو قرار نیست برمبنای چارچوبی زبانشناختی یا معرفتشناختی به صحت و سقم ترجمهها پرداخته شود تا سرانجام فهرستی از مترجمان خوب و بد فراهم آید. پس اگر از خیانت در ترجمه سخن رانده میشود مسئله عدموفاداری به کلمه یا زبانِ مبدأ نیست، بلکه مسئله بر سر مختلکردن یک امکان است و اگر از اخلاق یا اتیک در ترجمه سخن به میان میآید دقیقاً در همین برداشتِ متفاوت از وفاداری و خیانت است که این اخلاق معنا مییابد...
چاپ دوم منتشر شد
«در خدمت و خیانت مترجمان»
نوشتهٔ نیکو سرخوش
از متن کتاب: درهرحال این تاخوردگی بر درون در حوزهی تفکر، تألیف و ترجمه توانی برای مقاومت تلقی میشد و خودبیانگری، توجه به استقلال، حفظ وطن و مقابله با حیلهگریها و خصومتهای دو غول شمال و جنوب مسئلهی اصلی نویسندگان و مترجمان آن دوره بود. ازاینرو ترجمهی حاجیبابا از نوعی رویارویی سلحشورانه حکایت داشت و میرزاحبیب در این رویارویی از متنی خصومتآمیز متنی دیگر میسازد... ترجمهی میرزاحبیب بهوضوح خیانتی بود به متن اصلی، اما خدمتی بود به ایران و فرهنگ ایرانزمین و زبان فارسی.
در کتاب پیش رو قرار نیست برمبنای چارچوبی زبانشناختی یا معرفتشناختی به صحت و سقم ترجمهها پرداخته شود تا سرانجام فهرستی از مترجمان خوب و بد فراهم آید. پس اگر از خیانت در ترجمه سخن رانده میشود مسئله عدموفاداری به کلمه یا زبانِ مبدأ نیست، بلکه مسئله بر سر مختلکردن یک امکان است و اگر از اخلاق یا اتیک در ترجمه سخن به میان میآید دقیقاً در همین برداشتِ متفاوت از وفاداری و خیانت است که این اخلاق معنا مییابد...
چاپ دوم منتشر شد
«مصدق ۱۲۹۹»
روایتی تاریخی از والیگری محمد مصدق در ایالت فارس
شیرین کریمی
مصدق ۱۲۹۹ روایتی تاریخی از دوران والیگری محمد مصدق در ایالت فارس است؛ از مهر ۱۲۹۹ تا اوایل فروردین ۱۳۰۰ خورشیدی. این روایت نوعی تاریخنگاری است نه به شیوهی متعارف، و نه به روش مرسوم و دانشگاهی. دادهها برگرفته از سندها، کتابها، مقالهها، روزنامهها، فیلمها، عکسها و صداهایی است که از تاریخ معاصر ایران بر جای مانده است، بدینمعنی که در این متن هیچ کلمهای برآمده از حدس و خیال نیست.
محمد مصدق در ۱۷ مهرماه ۱۲۹۹ در ۳۸ سالگی والی ایالت پهناور فارس شد. در طی شش ماه پس از آن روزهای پرحادثهای بر جهان و ایران گذشت. این کتاب روایت میکند که وضعیت سیاسی حاکم بر جهان و ایران، و همچنین وضعیت سیاسی و اجتماعی حاکم بر ایالت فارس چه بود، چه وقایعی رخ داد، محمد مصدق چگونه با این وقایع مواجه شد، چه سیاستی را در پیش گرفت، و چرا در روزهای نخست فروردین ۱۳۰۰ از شیراز رفت.
چاپ دوم منتشر شد
«مصدق ۱۲۹۹»
روایتی تاریخی از والیگری محمد مصدق در ایالت فارس
شیرین کریمی
مصدق ۱۲۹۹ روایتی تاریخی از دوران والیگری محمد مصدق در ایالت فارس است؛ از مهر ۱۲۹۹ تا اوایل فروردین ۱۳۰۰ خورشیدی. این روایت نوعی تاریخنگاری است نه به شیوهی متعارف، و نه به روش مرسوم و دانشگاهی. دادهها برگرفته از سندها، کتابها، مقالهها، روزنامهها، فیلمها، عکسها و صداهایی است که از تاریخ معاصر ایران بر جای مانده است، بدینمعنی که در این متن هیچ کلمهای برآمده از حدس و خیال نیست.
محمد مصدق در ۱۷ مهرماه ۱۲۹۹ در ۳۸ سالگی والی ایالت پهناور فارس شد. در طی شش ماه پس از آن روزهای پرحادثهای بر جهان و ایران گذشت. این کتاب روایت میکند که وضعیت سیاسی حاکم بر جهان و ایران، و همچنین وضعیت سیاسی و اجتماعی حاکم بر ایالت فارس چه بود، چه وقایعی رخ داد، محمد مصدق چگونه با این وقایع مواجه شد، چه سیاستی را در پیش گرفت، و چرا در روزهای نخست فروردین ۱۳۰۰ از شیراز رفت.
اگر فرد در پروژهای دخیل باشد ــ یا به عبارت دقیقتر در پروژهای زیست کند ــ همیشه بالاخره در آینده قرار دارد. فرد بر روی چیزی کار میکند که هنوز قابل ارائه به دیگران نیست، چیزی که پوشیده و غیرقابل انتقال است. پروژه فرد را از حال به آیندهای بالقوه منتقل میکند و موجب گسستی زمانی میان خود فرد و کسانی میشود که همچنان منتظر وقوع آیندهاند. مؤلف پروژه پیشاپیش از آینده باخبر است، چراکه پروژه چیزی جز وصف آینده نیست.
زمانی سارتر وضعیتِ «در پروژه بودن» را شرط هستیشناسانۀ وجود انسان توصیف کرد. به عقیدۀ سارتر هر شخصی از منظر آیندۀ خاصی زندگی میکند که ضرورتاً از نگاه دیگران پنهان است. از نظر او این وضع به بیگانگی اساسی هر فرد منجر میشود، چراکه هر فرد دیگری فقط میتواند این فرد را در نتیجۀ شرایط شخصیاش در نظر بگیرد و نه هرگز به منزلۀ طرحی ناهمگون بنا بر این شرایط. در نتیجه چارچوب زمانیِ موازیِ ناهمگونِ پروژه از هر شکلی از بازنمایی در حال حاضر گریزان است. بنابراین از نظر سارتر پروژه به ظنّ واقعیتگریزی و اجتناب عمدی از ارتباط اجتماعی و مسئولیت فردی آلوده است.
هنر در آگورای معاصر؛ بوریس گرویس؛ ترجمهٔ اشکان صالحی
زمانی سارتر وضعیتِ «در پروژه بودن» را شرط هستیشناسانۀ وجود انسان توصیف کرد. به عقیدۀ سارتر هر شخصی از منظر آیندۀ خاصی زندگی میکند که ضرورتاً از نگاه دیگران پنهان است. از نظر او این وضع به بیگانگی اساسی هر فرد منجر میشود، چراکه هر فرد دیگری فقط میتواند این فرد را در نتیجۀ شرایط شخصیاش در نظر بگیرد و نه هرگز به منزلۀ طرحی ناهمگون بنا بر این شرایط. در نتیجه چارچوب زمانیِ موازیِ ناهمگونِ پروژه از هر شکلی از بازنمایی در حال حاضر گریزان است. بنابراین از نظر سارتر پروژه به ظنّ واقعیتگریزی و اجتناب عمدی از ارتباط اجتماعی و مسئولیت فردی آلوده است.
هنر در آگورای معاصر؛ بوریس گرویس؛ ترجمهٔ اشکان صالحی
نشر نی برگزار میکند:
خوانش رمان فارسی، دههٔ شصت
(حضوری)
مدرس: محمد راغب
یکشنبهها، ساعت ۱۷ تا ۱۹
چهار جلسه، شروع ۱۱ شهریور
مهلت ثبتنام تا ۸ شهریور
هزینهٔ دوره : ۵۰۰ هزار تومان
برنامهٔ جلسات:
جلسهٔ اول (۱۴۰۳/۶/۱۱): زمین سوخته (۱۳۶۱) احمد محمود
جلسهٔ دوم (۱۴۰۳/۶/۱۸): درد سیاوش (۱۳۶۴) اسماعیل فصیح
جلسهٔ سوم (۱۴۰۳/۶/۲۵): بالون مهتا (۱۳۶۸) جعفر مدرس صادقی
جلسهٔ چهارم (۱۴۰۳/۷/۱): آداب زیارت (۱۳۶۹) تقی مدرسی
ثبت نام آیدی تلگرام: @nashreney_pr
نشر نی برگزار میکند:
خوانش رمان فارسی، دههٔ شصت
(حضوری)
مدرس: محمد راغب
یکشنبهها، ساعت ۱۷ تا ۱۹
چهار جلسه، شروع ۱۱ شهریور
مهلت ثبتنام تا ۸ شهریور
هزینهٔ دوره : ۵۰۰ هزار تومان
برنامهٔ جلسات:
جلسهٔ اول (۱۴۰۳/۶/۱۱): زمین سوخته (۱۳۶۱) احمد محمود
جلسهٔ دوم (۱۴۰۳/۶/۱۸): درد سیاوش (۱۳۶۴) اسماعیل فصیح
جلسهٔ سوم (۱۴۰۳/۶/۲۵): بالون مهتا (۱۳۶۸) جعفر مدرس صادقی
جلسهٔ چهارم (۱۴۰۳/۷/۱): آداب زیارت (۱۳۶۹) تقی مدرسی
ثبت نام آیدی تلگرام: @nashreney_pr
چاپ هفدهم منتشر شد
«افکار عمومی»
ژودیت لازار
ترجمهٔ مرتضی کتبی
تاریخ تفکر باید با تاریخ رخدادهای اجتماعی همراه باشد. این کتاب ما را از یونانیان به رومیان میکشاند و از حرفهای کوچهبازاری قرون وسطی به نخستین بیانیهٔ مطبوعاتی هدایت میکند، شایعات را میشکافد و به قلب جدل دربارهٔ نقش نظرسنجیها میزند.
یکی از نکات اساسی این کتاب پیشرفت تدریجی آن است. مفاهیم را یکی یکی تعریف میکند، طرز تشکیل ساختار و مکانیسمهای افکار عمومی را مورد مطالعه قرار میدهد، بستن مفهوم افکار عمومی در قالب نظرسنجیهای بازاری را بهسختی افشا میکند و با این کار خود دامها و موانع شناختشناسی آن را نشان میدهد.
این کتاب جمعبندی کوتاه اما کاملی از وضعیت کنونی دانش در مورد این مفهوم است. در کتاب، مثالهای بارزی بهکار گرفته شده، طرحوارههای توجیهی روشنی ارائه گردیده و حق اندیشههای اساسی بنیانگذاران نظریهٔ افکار عمومی ادا شده است.
چاپ هفدهم منتشر شد
«افکار عمومی»
ژودیت لازار
ترجمهٔ مرتضی کتبی
تاریخ تفکر باید با تاریخ رخدادهای اجتماعی همراه باشد. این کتاب ما را از یونانیان به رومیان میکشاند و از حرفهای کوچهبازاری قرون وسطی به نخستین بیانیهٔ مطبوعاتی هدایت میکند، شایعات را میشکافد و به قلب جدل دربارهٔ نقش نظرسنجیها میزند.
یکی از نکات اساسی این کتاب پیشرفت تدریجی آن است. مفاهیم را یکی یکی تعریف میکند، طرز تشکیل ساختار و مکانیسمهای افکار عمومی را مورد مطالعه قرار میدهد، بستن مفهوم افکار عمومی در قالب نظرسنجیهای بازاری را بهسختی افشا میکند و با این کار خود دامها و موانع شناختشناسی آن را نشان میدهد.
این کتاب جمعبندی کوتاه اما کاملی از وضعیت کنونی دانش در مورد این مفهوم است. در کتاب، مثالهای بارزی بهکار گرفته شده، طرحوارههای توجیهی روشنی ارائه گردیده و حق اندیشههای اساسی بنیانگذاران نظریهٔ افکار عمومی ادا شده است.
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب
دکتر محمد مصدق: سرگذشت سیاسی (نوشتهٔ فرهاد دیبا؛ ترجمهٔ شیرین کریمی) و مصدق ۱۲۹۹ (نوشتهٔ شیرین کریمی)
با حضور:
محمدابراهیم فتاحی
پرویز صداقت
محمدحسین خسروپناه (آنلاین)
شیرین کریمی
محسن آزموده
زمان: یکشنبه ۲۸ مردادماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
▫️ورود برای عموم آزاد است.
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب
دکتر محمد مصدق: سرگذشت سیاسی (نوشتهٔ فرهاد دیبا؛ ترجمهٔ شیرین کریمی) و مصدق ۱۲۹۹ (نوشتهٔ شیرین کریمی)
با حضور:
محمدابراهیم فتاحی
پرویز صداقت
محمدحسین خسروپناه (آنلاین)
شیرین کریمی
محسن آزموده
زمان: یکشنبه ۲۸ مردادماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
▫️ورود برای عموم آزاد است.
دولت مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سقوط کرد و خانهاش غارت و ویران شد و سرانجام در دادگاه نظامی محاکمه شد. ورنون والترز اظهار داشت: «سازمان سیا بیش از آنچه حقش بود برای این کار افتخار کسب کرد. به واقع این افتخار متعلق به سپهبد زاهدی است.» به کرومیت روزولت به دلیل نقشش در کودتا مدال امنیت ملی اهدا شد. کریستوفر مونتاگ وودهاوس، سیاستمدار محافظهکار انگلیسی، مدالِ روزولت را «سرگرمیِ ایرانیِ» او نامید.
در روز کودتا مصدق اصرار داشت در خانه بماند و سروکارش به اراذل و اوباش بیفتد. به احتمال زیاد کسانی که این عملیات را طراحی کرده بودند اینک امید داشتند آخرین پردهٔ نمایش هم اجرا شود و اراذل و اوباش کار مصدق را بسازند. اما دوستانش او را بلند کردند و با نردبان از دیوار پشت باغ خارج شدند و وارد خانهٔ همسایه در کوچهٔ بوذرجمهری شدند. اما صبح روز بعد مصدق برای اینکه دوستان و بستگان و سایر حامیانش آسیب نبیند از مخفیشدن دست کشید. به شریفامامی تلفن کرد و محل اختفای خود را به او اطلاع داد، سرهنگ باتمانقلیچ برای دستگیری مصدق اعزام شد. مصدق را چند روز بعد به زندان سلطنتآباد منتقل کردند تا آنجا منتظر محاکمه باشد و بعد او را در پادگان لشگر ۲ زرهی زندانی کردند. آنها به دو دلیل اعدام نشدند: اول اینکه شاه میترسید آنها تبدیل به شهید شوند، چیزی که بههیچوجه نمیخواست، و دوم توانایی بالای مصدق در دفاع از خودش و دولتش در دادگاه.
از کتابِ «سرگذشت سیاسی دکتر محمد مصدق»
فرهاد دیبا
ترجمهٔ شیرین کریمی
دولت مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سقوط کرد و خانهاش غارت و ویران شد و سرانجام در دادگاه نظامی محاکمه شد. ورنون والترز اظهار داشت: «سازمان سیا بیش از آنچه حقش بود برای این کار افتخار کسب کرد. به واقع این افتخار متعلق به سپهبد زاهدی است.» به کرومیت روزولت به دلیل نقشش در کودتا مدال امنیت ملی اهدا شد. کریستوفر مونتاگ وودهاوس، سیاستمدار محافظهکار انگلیسی، مدالِ روزولت را «سرگرمیِ ایرانیِ» او نامید.
در روز کودتا مصدق اصرار داشت در خانه بماند و سروکارش به اراذل و اوباش بیفتد. به احتمال زیاد کسانی که این عملیات را طراحی کرده بودند اینک امید داشتند آخرین پردهٔ نمایش هم اجرا شود و اراذل و اوباش کار مصدق را بسازند. اما دوستانش او را بلند کردند و با نردبان از دیوار پشت باغ خارج شدند و وارد خانهٔ همسایه در کوچهٔ بوذرجمهری شدند. اما صبح روز بعد مصدق برای اینکه دوستان و بستگان و سایر حامیانش آسیب نبیند از مخفیشدن دست کشید. به شریفامامی تلفن کرد و محل اختفای خود را به او اطلاع داد، سرهنگ باتمانقلیچ برای دستگیری مصدق اعزام شد. مصدق را چند روز بعد به زندان سلطنتآباد منتقل کردند تا آنجا منتظر محاکمه باشد و بعد او را در پادگان لشگر ۲ زرهی زندانی کردند. آنها به دو دلیل اعدام نشدند: اول اینکه شاه میترسید آنها تبدیل به شهید شوند، چیزی که بههیچوجه نمیخواست، و دوم توانایی بالای مصدق در دفاع از خودش و دولتش در دادگاه.
از کتابِ «سرگذشت سیاسی دکتر محمد مصدق»
فرهاد دیبا
ترجمهٔ شیرین کریمی
در دست انتشار
«ژک لکان»
زندگی و نظام فکری
الیزابت رودینسکو
ترجمهٔ ناتاشا محرمزاده و ملیکا خوشنژاد
کتاب حاضر به بررسی سیما، کارنامه و میراث فکری ژک لکان میپردازد، یکی از روانکاوان تأثیرگذار و بحثبرانگیز قرن بیستم که دلبستهٔ حقیقت بود و نظریاتش همچنان موضوع بحثهای داغ در عالَم روانکاوی و دیگر حوزههای علوم انسانی است. تردیدی نیست که نویسندهٔ این کتاب، الیزابت رودینسکو، برای تکمیل پروژهٔ خود میبایست با بسیاری منابع ضدونقیض دستوپنجه نرم کند تا نتیجهٔ تحقیق او هم شامل آرای لکانیهای ارتدکس بشود، هم نظریات لکانیهای میانهرو را در بر بگیرد و هم به آرای آنانی که با هر دو گروه سر ستیز دارند مختصر اشارهای کرده باشد. از این رو، با اثری روبهرو هستیم که، ضمن پرهیز از هرگونه ایدئالسازیِ خاص تذکرهنویسان، از ارائهٔ سیمای قدیسی پالوده از خطا پرهیز میکند. کتاب بلافاصله پس از انتشار با طوفان نقدهای مثبت و منفی روبهرو شد؛ اما امروز کمتر پژوهشگری است که به روانکاوی فرویدی ـ لکانی علاقهمند باشد و در منابع و مآخذ به کتاب ژک لکان: زندگی و نظام فکری برنخورد، یا خود را از تورق آن یا ارجاع به آن بینیاز ببیند.
در دست انتشار
«ژک لکان»
زندگی و نظام فکری
الیزابت رودینسکو
ترجمهٔ ناتاشا محرمزاده و ملیکا خوشنژاد
کتاب حاضر به بررسی سیما، کارنامه و میراث فکری ژک لکان میپردازد، یکی از روانکاوان تأثیرگذار و بحثبرانگیز قرن بیستم که دلبستهٔ حقیقت بود و نظریاتش همچنان موضوع بحثهای داغ در عالَم روانکاوی و دیگر حوزههای علوم انسانی است. تردیدی نیست که نویسندهٔ این کتاب، الیزابت رودینسکو، برای تکمیل پروژهٔ خود میبایست با بسیاری منابع ضدونقیض دستوپنجه نرم کند تا نتیجهٔ تحقیق او هم شامل آرای لکانیهای ارتدکس بشود، هم نظریات لکانیهای میانهرو را در بر بگیرد و هم به آرای آنانی که با هر دو گروه سر ستیز دارند مختصر اشارهای کرده باشد. از این رو، با اثری روبهرو هستیم که، ضمن پرهیز از هرگونه ایدئالسازیِ خاص تذکرهنویسان، از ارائهٔ سیمای قدیسی پالوده از خطا پرهیز میکند. کتاب بلافاصله پس از انتشار با طوفان نقدهای مثبت و منفی روبهرو شد؛ اما امروز کمتر پژوهشگری است که به روانکاوی فرویدی ـ لکانی علاقهمند باشد و در منابع و مآخذ به کتاب ژک لکان: زندگی و نظام فکری برنخورد، یا خود را از تورق آن یا ارجاع به آن بینیاز ببیند.