منتشر شد
«شهسواران سرنوشت»
(رمان)
نوشتهی شیرین فرّهی
از متن کتاب:
سراپا خیس بود و میلرزید. زیبا بود! خیلی زیبا! چشمهای قهوهای رنگش به چشم آهوهای دشت میمانست و پوستش به لطافت گلهای یاس بود. سرخی موهایش میدرخشید و تنها نشان آشنا برای آروید همین رنگ موها بود. زیر نگاه خیرهای که به دختر انداخت ردی از شرم بر پوست چون برگ گلش نشست و این برافروختگی خاطرهای را به ذهن آروید آورد. این گونههای گُر گرفته آن پریزادهی زیبا را به اون شناساند.
منتشر شد
«شهسواران سرنوشت»
(رمان)
نوشتهی شیرین فرّهی
از متن کتاب:
سراپا خیس بود و میلرزید. زیبا بود! خیلی زیبا! چشمهای قهوهای رنگش به چشم آهوهای دشت میمانست و پوستش به لطافت گلهای یاس بود. سرخی موهایش میدرخشید و تنها نشان آشنا برای آروید همین رنگ موها بود. زیر نگاه خیرهای که به دختر انداخت ردی از شرم بر پوست چون برگ گلش نشست و این برافروختگی خاطرهای را به ذهن آروید آورد. این گونههای گُر گرفته آن پریزادهی زیبا را به اون شناساند.
پروفسور گریگوری ولاستوس مینویسد:
[مطابق نظر افلاطون] ما باید افراد را تا آنجا، و فقط تا آنجا، که نیک و زیبا هستند دوست بداریم. اما انسانهایی که شاهکار کمال باشند بسیار کماند، و حتی گل سرسبد محبوبهای ما هم بهکلی از زشتی، میانمایگی، ابتذال، و مسخرگی مبرّا نیست، [بنابراین] اگر بنا باشد عشق ما به محبوب تنها بهدلیل فضیلت و زیبایی او باشد، در آن صورت هیچکس هیچگاه نمیتواند در تمامتش بهمثابه یک فرد بیبدیل محبوب ما شود. بهنظر من، این بزرگترین کاستی نظریهی افلاطون است. این نظریه به عشقی که به تمامت وجود فرد تعلق میگیرد اعتنایی ندارد. مطابق این نظریه، عشق فقط بهصورتی انتزاعی از فرد (یعنی مجموعهای از عالیترین صفات او) تعلق میگیرد. به همین دلیل است که در نردبان عشق افلاطون، عواطف شخصی در پایینترین سطوح قرار میگیرد... رفیعترین قلهی توفیق ــعالیترین دستاوردی که تمام مراتب پایینتر عشق بناست بهمنزلهی «پلههایی» برای رسیدن به آن مرتبه «بهکار گرفته شود»ــ عشقی است با بیشترین فاصله از عواطفی که نثار انسانهای واقعی میشود.
از کتابِ «دربارهی عشق»
مجموعه مقالات
ترجمهی آرش نراقی
پروفسور گریگوری ولاستوس مینویسد:
[مطابق نظر افلاطون] ما باید افراد را تا آنجا، و فقط تا آنجا، که نیک و زیبا هستند دوست بداریم. اما انسانهایی که شاهکار کمال باشند بسیار کماند، و حتی گل سرسبد محبوبهای ما هم بهکلی از زشتی، میانمایگی، ابتذال، و مسخرگی مبرّا نیست، [بنابراین] اگر بنا باشد عشق ما به محبوب تنها بهدلیل فضیلت و زیبایی او باشد، در آن صورت هیچکس هیچگاه نمیتواند در تمامتش بهمثابه یک فرد بیبدیل محبوب ما شود. بهنظر من، این بزرگترین کاستی نظریهی افلاطون است. این نظریه به عشقی که به تمامت وجود فرد تعلق میگیرد اعتنایی ندارد. مطابق این نظریه، عشق فقط بهصورتی انتزاعی از فرد (یعنی مجموعهای از عالیترین صفات او) تعلق میگیرد. به همین دلیل است که در نردبان عشق افلاطون، عواطف شخصی در پایینترین سطوح قرار میگیرد... رفیعترین قلهی توفیق ــعالیترین دستاوردی که تمام مراتب پایینتر عشق بناست بهمنزلهی «پلههایی» برای رسیدن به آن مرتبه «بهکار گرفته شود»ــ عشقی است با بیشترین فاصله از عواطفی که نثار انسانهای واقعی میشود.
از کتابِ «دربارهی عشق»
مجموعه مقالات
ترجمهی آرش نراقی
سیاست زبانی دولت پهلوی بر آن بود تا زبان فارسی را با زدودن کلمات عربی و دیگر کلمات «خارجی» پالایش کند. ایدهی پالایش زبان فارسی از عربی در نیمهی دوم قرن نوزدهم به دست گروه کوچکی از روشنفکران ناسیونالیست رومانتیک آغاز شد. نخستین تلاش سیستماتیک برای یافتن کلمات فارسی برای واژههای فنی جدید، اما نه بهمنظور پالایش زبان فارسی، در آستانهی انقلاب مشروطه روی داد و به شکلگیری مجلس آکادمی انجامید که در سال ۱۲۸۲ ش. نشستهای ماهانه برپا میکرد.
چند سازمان دیگر نیز که عمر کوتاهی داشتند و در دورهی سالهای ۱۳۰۳ تا ۱۳۱۴ ش. تشکیل شدند، به جستوجو برای کلمات فارسی بهویژه در عرصههای جدید نظامی و فنی ادامه دادند. این امر به ابداع واژههای نامشخص بسیار و بحثهای داغ به نفع و بر ضد جنبش پالایش منجر شد. این تلاشها پس از دیدار رضاشاه از ترکیه در ۱۳۱۳ ش. به اوج خود رسید و تحتتأثیر یک پروژهی مشابه ازسوی آتاتورک قرار گرفت.
در این شرایط بود که فرهنگستان زبان ایران در سال ۱۳۱۴ ش. به ابتکار محمدعلی فروغی نخستوزیر ایران بنیانگذاری شد و هدفش جایگزینی کلمات عربی با معادلهای برگزیدهی دقیق فارسی بود. فرهنگستان اول در جریان شش سال فعالیت خود تا سال ۱۳۲۰ ش.، بیش از ۳۵۰۰ کلمه، ازجمله نام مکانها را عرضه کرد. پس از یک مرحلهی طولانی تعطیلی که با برکناری رضاشاه در ۱۳۲۰ ش. آغاز شد، فرهنگستان زبان در سال ۱۳۴۹ ش. به ریاست صادق کیا دوباره کار خود را آغاز کرد. کیا که شاگرد ذبیحالله بهروز بود یکی از طرفداران سرسخت پالایش زبان فارسی از عربی به شمار میرفت. فرهنگستان دوم تا زمان انقلاب ۱۳۵۷، ۱۴۷۰ واژهی فنی و کلمات معادل در زبانهای عربی و اروپایی را جمعآوری و تصویب کرد.
از کتابِ «هویت ایرانی»
از دوران باستان تا پایان پهلوی
احمد اشرف و دو مقاله از گراردو نیولی و شاپور شهبازی
ترجمه و تدوین: حمید احمدی
سیاست زبانی دولت پهلوی بر آن بود تا زبان فارسی را با زدودن کلمات عربی و دیگر کلمات «خارجی» پالایش کند. ایدهی پالایش زبان فارسی از عربی در نیمهی دوم قرن نوزدهم به دست گروه کوچکی از روشنفکران ناسیونالیست رومانتیک آغاز شد. نخستین تلاش سیستماتیک برای یافتن کلمات فارسی برای واژههای فنی جدید، اما نه بهمنظور پالایش زبان فارسی، در آستانهی انقلاب مشروطه روی داد و به شکلگیری مجلس آکادمی انجامید که در سال ۱۲۸۲ ش. نشستهای ماهانه برپا میکرد.
چند سازمان دیگر نیز که عمر کوتاهی داشتند و در دورهی سالهای ۱۳۰۳ تا ۱۳۱۴ ش. تشکیل شدند، به جستوجو برای کلمات فارسی بهویژه در عرصههای جدید نظامی و فنی ادامه دادند. این امر به ابداع واژههای نامشخص بسیار و بحثهای داغ به نفع و بر ضد جنبش پالایش منجر شد. این تلاشها پس از دیدار رضاشاه از ترکیه در ۱۳۱۳ ش. به اوج خود رسید و تحتتأثیر یک پروژهی مشابه ازسوی آتاتورک قرار گرفت.
در این شرایط بود که فرهنگستان زبان ایران در سال ۱۳۱۴ ش. به ابتکار محمدعلی فروغی نخستوزیر ایران بنیانگذاری شد و هدفش جایگزینی کلمات عربی با معادلهای برگزیدهی دقیق فارسی بود. فرهنگستان اول در جریان شش سال فعالیت خود تا سال ۱۳۲۰ ش.، بیش از ۳۵۰۰ کلمه، ازجمله نام مکانها را عرضه کرد. پس از یک مرحلهی طولانی تعطیلی که با برکناری رضاشاه در ۱۳۲۰ ش. آغاز شد، فرهنگستان زبان در سال ۱۳۴۹ ش. به ریاست صادق کیا دوباره کار خود را آغاز کرد. کیا که شاگرد ذبیحالله بهروز بود یکی از طرفداران سرسخت پالایش زبان فارسی از عربی به شمار میرفت. فرهنگستان دوم تا زمان انقلاب ۱۳۵۷، ۱۴۷۰ واژهی فنی و کلمات معادل در زبانهای عربی و اروپایی را جمعآوری و تصویب کرد.
از کتابِ «هویت ایرانی»
از دوران باستان تا پایان پهلوی
احمد اشرف و دو مقاله از گراردو نیولی و شاپور شهبازی
ترجمه و تدوین: حمید احمدی
نمیتوان درون جامعهشناسی راه يافت بیآنكه ابتدا خود را از بند تبعيتها و پيوندهايی كه ما را به گروههای مختلف متصل كردهاند، رها ساخت؛ بیآنكه باورهايی را كه به اين تعلقها دامن زدهاند نفی كرد؛ بیآنكه تمام بندهایمان به هر جايی و هر تباری را به دور انداخت. جامعهشناسی از آنچه «مردم» میناميم ريشه گرفته و به آنچه «نخبگان» نام میدهيم رسيده است، و بدين ترتيب نمیتواند به روشنبينی كه در هر نوع از جابهجايی اجتماعی وجود دارد دست يابد، مگر آنكه از يكسو بازنمود عامهگرايانه (پوپوليستی) مردم را (كه تنها میتواند سازندگان آن را گول بزند) و از سوی ديگر بازنمود نخبهگرايانهی نخبگان را (كه صرفاً میتواند كسانی را كه خود را نخبه میدانند و كسانی را كه نخبه نيستند گول بزند) كنار گذاشته و محكوم كند.
اينكه موقعيت اجتماعی دانشمند را مانع و سدی غيرقابل عبور برای ساختن يك جامعهشناسی علمی بدانيم، از آنجا ناشی میشود كه فراموش میكنيم جامعهشناسی میتواند ابزارهايی به ما بدهد كه به جنگ جبرگرايیهای اجتماعی حتی در علمی كه آنها را بهروز میكند و بنابراين با وجدان خود انطباقشان میدهد، برويم. جامعهشناسىِ جامعهشناسی است كه به ما امكان میدهد با در اختيار گرفتن دستاوردهای علمیای كه تاكنون كسب شدهاند عليه [نوعی از] علم بسيج شويم، و اين ابزاری ناگزير در روششناختی است: ما همان اندازه میتوانيم عليه آموختههای خود، شناخت توليد كنيم كه با شناخت خود (بهويژه در جامعهشناسی) و تنها تاريخ است كه میتواند ما را از بند تاريخ رها كند.
از کتابِ «درسی دربارهی درس»
پیر بوردیو
ترجمهی ناصر فکوهی
اينكه موقعيت اجتماعی دانشمند را مانع و سدی غيرقابل عبور برای ساختن يك جامعهشناسی علمی بدانيم، از آنجا ناشی میشود كه فراموش میكنيم جامعهشناسی میتواند ابزارهايی به ما بدهد كه به جنگ جبرگرايیهای اجتماعی حتی در علمی كه آنها را بهروز میكند و بنابراين با وجدان خود انطباقشان میدهد، برويم. جامعهشناسىِ جامعهشناسی است كه به ما امكان میدهد با در اختيار گرفتن دستاوردهای علمیای كه تاكنون كسب شدهاند عليه [نوعی از] علم بسيج شويم، و اين ابزاری ناگزير در روششناختی است: ما همان اندازه میتوانيم عليه آموختههای خود، شناخت توليد كنيم كه با شناخت خود (بهويژه در جامعهشناسی) و تنها تاريخ است كه میتواند ما را از بند تاريخ رها كند.
از کتابِ «درسی دربارهی درس»
پیر بوردیو
ترجمهی ناصر فکوهی
نشر نی
نشر نی | خرید آنلاین کتاب
فروشگاه اینترنتی نشر نی، ناشر تخصصی کتابهای علوم انسانی و ادبیات
«ویتگنشتاین ـ پوپر»
و ماجرای سیخ بخاری
ده دقیقه جدل میان دو فیلسوف بزرگ
دیوید ادموندز و جان آیدینو
ترجمهٔ حسن کامشاد
در شامگاه ۲۵ اکتبر ۱۹۴۶، در اتاقی شلوغ و پرهیاهو در کیمبریج، لودویگ ویتگنشتاین و کارل پوپر برای اولین و آخرین بار با هم روبهرو شدند و تقریباً بلافاصله شایعه در اکناف جهان پیچید که این دو، مجهز به سیخهای آختهٔ بخاری، به جان هم افتادند… «آن ده دقیقه بنیاد جهان فلسفهٔ غرب را حسابی تکان داد… نویسندگان داستان بسیار خوبی پیدا کردهاند و ماجرا را به طرزی دلپذیر باز میگویند.»
John Banville, Irish Times
«[نویسندگان] دیدار پوپر و ویتگنشتاین را بسان برخورد تایتانیک و کوه یخ گریزناپذیر میسازند».
مجلهٔ تایم
«ویتگنشتاین ـ پوپر»
و ماجرای سیخ بخاری
ده دقیقه جدل میان دو فیلسوف بزرگ
دیوید ادموندز و جان آیدینو
ترجمهٔ حسن کامشاد
در شامگاه ۲۵ اکتبر ۱۹۴۶، در اتاقی شلوغ و پرهیاهو در کیمبریج، لودویگ ویتگنشتاین و کارل پوپر برای اولین و آخرین بار با هم روبهرو شدند و تقریباً بلافاصله شایعه در اکناف جهان پیچید که این دو، مجهز به سیخهای آختهٔ بخاری، به جان هم افتادند… «آن ده دقیقه بنیاد جهان فلسفهٔ غرب را حسابی تکان داد… نویسندگان داستان بسیار خوبی پیدا کردهاند و ماجرا را به طرزی دلپذیر باز میگویند.»
John Banville, Irish Times
«[نویسندگان] دیدار پوپر و ویتگنشتاین را بسان برخورد تایتانیک و کوه یخ گریزناپذیر میسازند».
مجلهٔ تایم
چاپ دوم منتشر شد
شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه
ایران، کردهای عراق و شیعیان لبنان ۱۳۳۷-۱۳۵۷
آرش رئیسی نژاد
ترجمهی پریسا فرهادی
پیوندهای استراتژیک ایران با برخی از جوامع و گروههای غیردولتی منطقه، در کنار تنش با آمریکا، مهمترین مبحث سیاست خارجی ایران دوران معاصر است. برخلاف باور رایج، اتحاد ایران با گروههای یادشده پیش از انقلاب اسلامی و در زمان محمدرضا شاه پهلوی پیریزی شد. کتاب شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه، نشان میدهد که شاه ایران در میانهی سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۵۷ روابط استراتژيکی را با کردهای عراقی و شیعیان لبنانی جهت حفظ امنیت ملی، یکپارچگی سرزمینی و مهار دشمنان خود برقرار کرد. کتاب با تکیه بر ویژگیهای ژئوپلیتیکی ایران، بر اهمیت نقش شاه و دیگر نهادهای تصمیمگیر در سیاست خارجی کشور تأکید میکند. همچنین این کتاب برای نخستینبار سرنوشت رازآلود امام موسی صدر را بیان کرده و رابطهی پرفراز و نشیب ایران را با ملامصطفی بارزانی بازگو میکند. حجم و تنوع اسناد ناگفتهی جمعآوریشده از بایگانیهای مهم آمریکا و ایران در کنار مصاحبه با دستاندرکاران سیاست خارجی ایران نشاندهندهی دستاولبودن این روایت است.
چاپ دوم منتشر شد
شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه
ایران، کردهای عراق و شیعیان لبنان ۱۳۳۷-۱۳۵۷
آرش رئیسی نژاد
ترجمهی پریسا فرهادی
پیوندهای استراتژیک ایران با برخی از جوامع و گروههای غیردولتی منطقه، در کنار تنش با آمریکا، مهمترین مبحث سیاست خارجی ایران دوران معاصر است. برخلاف باور رایج، اتحاد ایران با گروههای یادشده پیش از انقلاب اسلامی و در زمان محمدرضا شاه پهلوی پیریزی شد. کتاب شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه، نشان میدهد که شاه ایران در میانهی سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۵۷ روابط استراتژيکی را با کردهای عراقی و شیعیان لبنانی جهت حفظ امنیت ملی، یکپارچگی سرزمینی و مهار دشمنان خود برقرار کرد. کتاب با تکیه بر ویژگیهای ژئوپلیتیکی ایران، بر اهمیت نقش شاه و دیگر نهادهای تصمیمگیر در سیاست خارجی کشور تأکید میکند. همچنین این کتاب برای نخستینبار سرنوشت رازآلود امام موسی صدر را بیان کرده و رابطهی پرفراز و نشیب ایران را با ملامصطفی بارزانی بازگو میکند. حجم و تنوع اسناد ناگفتهی جمعآوریشده از بایگانیهای مهم آمریکا و ایران در کنار مصاحبه با دستاندرکاران سیاست خارجی ایران نشاندهندهی دستاولبودن این روایت است.
نظریۀ رخداد حقیقت بدیو در وهلۀ نخست به سبب استفادۀ او از آموزۀ پل نبود که برای ژیژک جذابیت یافت. اگر خطر اغراق را به جان بخریم باید گفت آنچه نهایتاً باعث جذب ژیژک به بدیو شد همان چیزی بود که او را مجذوب لکان کرد: یعنی دغدغۀ حقیقت. فلسفۀ «پسامدرن» در نظر ژیژک معادل فلسفۀ سوفسطاییان یونان باستان و شکاکان پیش از کانت است: هر سه گروه از مواجهه با مفهوم حقیقت سر باز میزنند. در بسیاری از حلقهها از لکان نیز همراه با دریدا و فوکو به عنوان بخشی از «تثلیث مقدس» پسامدرن یاد میشود، اما ژیژک معتقد است این برچسب تا حدودی گمراهکننده است. لکان تا آنجا با «پسامدرنها» همرأی است که تصدیق میکند راهی برای بازگشت به مفهوم «سنتی» حقیقت وجود ندارد. جایی که راهش از پسامدرنیسم جدا میشود بر سر مفهوم امر واقعی است، مفهومی که بهتعبیری معرف نوعی برداشت «پساپسامدرن» از حقیقت است. ژیژک معتقد است در سطح سیاسی نیز سیاست غالب در غرب گرفتار همین مشکل است: هر برنامۀ سیاسیِ مبتنی بر حقیقت به عنوان امری که بالقوه تمامیتخواهانه است طرد میشود. ژیژک نیز موافق است که تمامیتخواهی امری بهغایت منفی است و آن را ذیل مقولۀ روانکاوانۀ «انحراف» تحلیل میکند.
از کتابِ «ژیژک و الهیات»
از مجموعهٔ ایدههای رادیکال
آدام کوتسکو
ترجمهٔ امیررضا گلابی
نظریۀ رخداد حقیقت بدیو در وهلۀ نخست به سبب استفادۀ او از آموزۀ پل نبود که برای ژیژک جذابیت یافت. اگر خطر اغراق را به جان بخریم باید گفت آنچه نهایتاً باعث جذب ژیژک به بدیو شد همان چیزی بود که او را مجذوب لکان کرد: یعنی دغدغۀ حقیقت. فلسفۀ «پسامدرن» در نظر ژیژک معادل فلسفۀ سوفسطاییان یونان باستان و شکاکان پیش از کانت است: هر سه گروه از مواجهه با مفهوم حقیقت سر باز میزنند. در بسیاری از حلقهها از لکان نیز همراه با دریدا و فوکو به عنوان بخشی از «تثلیث مقدس» پسامدرن یاد میشود، اما ژیژک معتقد است این برچسب تا حدودی گمراهکننده است. لکان تا آنجا با «پسامدرنها» همرأی است که تصدیق میکند راهی برای بازگشت به مفهوم «سنتی» حقیقت وجود ندارد. جایی که راهش از پسامدرنیسم جدا میشود بر سر مفهوم امر واقعی است، مفهومی که بهتعبیری معرف نوعی برداشت «پساپسامدرن» از حقیقت است. ژیژک معتقد است در سطح سیاسی نیز سیاست غالب در غرب گرفتار همین مشکل است: هر برنامۀ سیاسیِ مبتنی بر حقیقت به عنوان امری که بالقوه تمامیتخواهانه است طرد میشود. ژیژک نیز موافق است که تمامیتخواهی امری بهغایت منفی است و آن را ذیل مقولۀ روانکاوانۀ «انحراف» تحلیل میکند.
از کتابِ «ژیژک و الهیات»
از مجموعهٔ ایدههای رادیکال
آدام کوتسکو
ترجمهٔ امیررضا گلابی
اهمیت نسبی «تداوم» و «تحول» در تاریخ ایران، در زمانها و زمینههای مختلف متفاوت بوده است. در زمینهی سیاسی، تهاجمات و تحول در حاکمیت تداوم را منقطع میساخت و در زمینهی امور دیوانی و اداری «تداوم» از ویژگیهای چشمگیر بود که شکافهای سیاسی را پر میکرد. در کتاب تداوم و تحول در تاریخ میانهی ایران مؤلف بر آن است که عناصر تداوم و تحول را در وجوه مختلف تاریخ سلجوقیات بزرگ، خوارزمشاهیان و ایلخانان نشان دهد. او عقیده دارد که نباید این دو عنصر را در تقابل و تباین شدید با یکدیگر قرار داد چون در سرتاسر دورهی مورد بحث تداوم پایا وجود داشته است. آن لمبتن در این کتاب عناصر تداوم و تحول را در بعضی از نهادهای دیوانی، حقوقی و اقتصادی که کم و بیش با هم در ارتباط بودهاند را پی میگیرد و ترکیببندی گروههایی که بر این نهادها تسلط داشتند و عامل مهمی در تحول و تداوم به شمار میرفتند را ارزیابی میکند. هدف وی بررسی جنبههای محیطی است که در چارچوب آن انسانها به دنبال حفظ و اشاعهی حیات فرهنگی و معنوی خود در تاریخ میانهی ایران بودهاند.
«تداوم و تحول در تاریخ میانه ایران»
آن لمبتن
ترجمهی یعقوب آژند
اهمیت نسبی «تداوم» و «تحول» در تاریخ ایران، در زمانها و زمینههای مختلف متفاوت بوده است. در زمینهی سیاسی، تهاجمات و تحول در حاکمیت تداوم را منقطع میساخت و در زمینهی امور دیوانی و اداری «تداوم» از ویژگیهای چشمگیر بود که شکافهای سیاسی را پر میکرد. در کتاب تداوم و تحول در تاریخ میانهی ایران مؤلف بر آن است که عناصر تداوم و تحول را در وجوه مختلف تاریخ سلجوقیات بزرگ، خوارزمشاهیان و ایلخانان نشان دهد. او عقیده دارد که نباید این دو عنصر را در تقابل و تباین شدید با یکدیگر قرار داد چون در سرتاسر دورهی مورد بحث تداوم پایا وجود داشته است. آن لمبتن در این کتاب عناصر تداوم و تحول را در بعضی از نهادهای دیوانی، حقوقی و اقتصادی که کم و بیش با هم در ارتباط بودهاند را پی میگیرد و ترکیببندی گروههایی که بر این نهادها تسلط داشتند و عامل مهمی در تحول و تداوم به شمار میرفتند را ارزیابی میکند. هدف وی بررسی جنبههای محیطی است که در چارچوب آن انسانها به دنبال حفظ و اشاعهی حیات فرهنگی و معنوی خود در تاریخ میانهی ایران بودهاند.
«تداوم و تحول در تاریخ میانه ایران»
آن لمبتن
ترجمهی یعقوب آژند
جنبش سینمای محض در سال ۱۹۱۸، مهمترین اتفاق این سال و نیز یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ سینمای ژاپن است. به بیان ساده، این جنبش میخواست با سرمشق قرار دادن سینمای غرب، سینمای ژاپن را که شدیداً متأثر از نمایشهای شینپا و کابوکی بود، اصلاح کند.
سینمای ژاپن تا این زمان به دو شاخۀ بزرگ تقسیم میشد: نخست، گِندایگِکی یا نمایش زمان حال که شدیداً متأثر از نمایش شینپا بود؛ دوم، جیدایگِکی یا نمایش دورهای که شدیداً تحت تأثیر نمایش کابوکی بود... مهمترین ویژگی فیلم شینپا که جنبش سینمای محض بهدنبال حذف آن بود، استفاده از هنرپیشههای مرد برای اجرای نقش زنان بود. به این هنرپیشههای مرد زننما، اویاما یا اونّاگاتا گفته میشود. در کابوکی، اویاما به هنرپیشههای مردی اطلاق میشد که نقش زنان جوان را بازی میکردند. گفته میشود در سال ۱۶۲۹ حکومت وقت بازی زنان در کابوکی و هر نوع نمایش دیگر را ممنوع کرد و بعد از آن بود که مردان زننما یا اویاماها در نمایش ظاهر شدند. معروفترین اویاما که از قضا در همین سالِ شکلگیری جنبش سینمای محض، در ۲۵ سالگی جوانمرگ شد، تِجیرو تاچیبانا نام داشت که بعد از تأسیس نیکّاتسو به این شرکت پیوست. او با فیلم کاتیوشا بسیار محبوب شد و در این فیلم نقش کاتیوشا را بازی کرد. زیبایی او عامل بسیار مهمی در کشاندن تماشاگران به سینما بود، بهطوری که به او لقب مری پیکفورد ژاپن دادند.
از کتابِ «سینمای ژاپن»
از آغاز تا پایان جنگ جهانی دوم
محمد نقیزاده و قدرتاله ذاکری
سینمای ژاپن تا این زمان به دو شاخۀ بزرگ تقسیم میشد: نخست، گِندایگِکی یا نمایش زمان حال که شدیداً متأثر از نمایش شینپا بود؛ دوم، جیدایگِکی یا نمایش دورهای که شدیداً تحت تأثیر نمایش کابوکی بود... مهمترین ویژگی فیلم شینپا که جنبش سینمای محض بهدنبال حذف آن بود، استفاده از هنرپیشههای مرد برای اجرای نقش زنان بود. به این هنرپیشههای مرد زننما، اویاما یا اونّاگاتا گفته میشود. در کابوکی، اویاما به هنرپیشههای مردی اطلاق میشد که نقش زنان جوان را بازی میکردند. گفته میشود در سال ۱۶۲۹ حکومت وقت بازی زنان در کابوکی و هر نوع نمایش دیگر را ممنوع کرد و بعد از آن بود که مردان زننما یا اویاماها در نمایش ظاهر شدند. معروفترین اویاما که از قضا در همین سالِ شکلگیری جنبش سینمای محض، در ۲۵ سالگی جوانمرگ شد، تِجیرو تاچیبانا نام داشت که بعد از تأسیس نیکّاتسو به این شرکت پیوست. او با فیلم کاتیوشا بسیار محبوب شد و در این فیلم نقش کاتیوشا را بازی کرد. زیبایی او عامل بسیار مهمی در کشاندن تماشاگران به سینما بود، بهطوری که به او لقب مری پیکفورد ژاپن دادند.
از کتابِ «سینمای ژاپن»
از آغاز تا پایان جنگ جهانی دوم
محمد نقیزاده و قدرتاله ذاکری
این یک حقیقت بیچونوچرا است که کسانی که با هر دو نوع لذت [کمّی و کیفی] بهطور مساوی آشنا باشند، و در قدرشناختن و لذت بردن از هر دو، ظرفیت برابر داشته باشند، نوعی از زندگی را ترجیح میدهند که [با تأکید بر لذات کیفی، لذات سطح بالا که خاص انسان است و نه مشترک میان او و حیوان] تواناییهای برترِ آنان را به کار وادارد. تعداد کمی از انسانها ممکن است به این رضایت دهند که به حیوانات فرودستتری تبدیل شوند، تا، در مقابل، امکان بهرهوری بیشتری را از لذات حیوانات پیدا کنند. هیچ انسان هوشمندی به این رضایت نمیدهد که به یک دیوانه بدل شود؛ هیچ انسان آموختهای نمیخواهد به یک بیسواد تبدیل شود؛ هیچ انسان صاحب احساس و وجدانی راضی نمیشود به یک خودپرست و فرومایه تغییر ماهیت دهد؛ هر چند متقاعد شده باشد که افراد کودن یا رذل بهبهرهٔ خویش بیشتر خرسندند تا او به بهرهٔ خود.
از کتابِ «فایدهگرایی»
جان استیوارت میل
ترجمهٔ مرتضی مردیها
این یک حقیقت بیچونوچرا است که کسانی که با هر دو نوع لذت [کمّی و کیفی] بهطور مساوی آشنا باشند، و در قدرشناختن و لذت بردن از هر دو، ظرفیت برابر داشته باشند، نوعی از زندگی را ترجیح میدهند که [با تأکید بر لذات کیفی، لذات سطح بالا که خاص انسان است و نه مشترک میان او و حیوان] تواناییهای برترِ آنان را به کار وادارد. تعداد کمی از انسانها ممکن است به این رضایت دهند که به حیوانات فرودستتری تبدیل شوند، تا، در مقابل، امکان بهرهوری بیشتری را از لذات حیوانات پیدا کنند. هیچ انسان هوشمندی به این رضایت نمیدهد که به یک دیوانه بدل شود؛ هیچ انسان آموختهای نمیخواهد به یک بیسواد تبدیل شود؛ هیچ انسان صاحب احساس و وجدانی راضی نمیشود به یک خودپرست و فرومایه تغییر ماهیت دهد؛ هر چند متقاعد شده باشد که افراد کودن یا رذل بهبهرهٔ خویش بیشتر خرسندند تا او به بهرهٔ خود.
از کتابِ «فایدهگرایی»
جان استیوارت میل
ترجمهٔ مرتضی مردیها
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «زبان، واقعیت و ارزش در فلسفه مکداول»
نوشتهٔ ایمان همتی
با حضور:
امیر مازیار
مسعود حسینی
محسن آزموده
ایمان همتی
زمان: دوشنبه ۲۱ خردادماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «زبان، واقعیت و ارزش در فلسفه مکداول»
نوشتهٔ ایمان همتی
با حضور:
امیر مازیار
مسعود حسینی
محسن آزموده
ایمان همتی
زمان: دوشنبه ۲۱ خردادماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
منتشر شد
«پیامبری و قرارداد»
داود فیرحی
تحلیل ماهیت دولت پیامبر (ص) اهمیت زیادی برای نواندیشی دینی، تجدد سیاسی و اصلاح نهاد دولت در ایران و دیگر جوامع اسلامی دارد، اما اکثر دولتپژوهیها در جهان اسلام، بیآنکه به سیرهی حکمرانی پیامبر اکرم (ص) توجه نمایند، به سنّت خلفای راشدین و یا اندیشههای کلامی شیعه ارجاع میدهند و ماجرای سقیفه و سنّت سیاسی مبتنی بر این واقعه را مرجع ارزیابی دولت قرار میدهند. بدینسان، ماهیت دولت پیامبر و سیرهی حکمرانی دهسالهی او مورد «غفلتِ سیستماتیک» قرار گرفته و چندان در معرض پژوهش و ارزیابی قرار نداشته است. مطالعات چندساله و نیز چند ترم تدریس در حوزهی «سیرهی سیاسی پیامبر اسلام» نشان میدهد که این شیوهی حکمرانی بهطور بنیادی بر الگوی قرارداد استوار است. قراردادها و پیمانهای موجود از پیامبر اسلام، چنان تعدد و تواتر دارند که دولت آن حضرت را میتوان «دولت قراردادی» نامید. این پژوهش به کاوش در این اسناد و الگوی حکمرانی در سنّت پیامبر میپردازد.
(به نقل از طرحنامهی دکتر فیرحی برای تألیف کتاب پیامبری و قرارداد)
منتشر شد
«پیامبری و قرارداد»
داود فیرحی
تحلیل ماهیت دولت پیامبر (ص) اهمیت زیادی برای نواندیشی دینی، تجدد سیاسی و اصلاح نهاد دولت در ایران و دیگر جوامع اسلامی دارد، اما اکثر دولتپژوهیها در جهان اسلام، بیآنکه به سیرهی حکمرانی پیامبر اکرم (ص) توجه نمایند، به سنّت خلفای راشدین و یا اندیشههای کلامی شیعه ارجاع میدهند و ماجرای سقیفه و سنّت سیاسی مبتنی بر این واقعه را مرجع ارزیابی دولت قرار میدهند. بدینسان، ماهیت دولت پیامبر و سیرهی حکمرانی دهسالهی او مورد «غفلتِ سیستماتیک» قرار گرفته و چندان در معرض پژوهش و ارزیابی قرار نداشته است. مطالعات چندساله و نیز چند ترم تدریس در حوزهی «سیرهی سیاسی پیامبر اسلام» نشان میدهد که این شیوهی حکمرانی بهطور بنیادی بر الگوی قرارداد استوار است. قراردادها و پیمانهای موجود از پیامبر اسلام، چنان تعدد و تواتر دارند که دولت آن حضرت را میتوان «دولت قراردادی» نامید. این پژوهش به کاوش در این اسناد و الگوی حکمرانی در سنّت پیامبر میپردازد.
(به نقل از طرحنامهی دکتر فیرحی برای تألیف کتاب پیامبری و قرارداد)
زنان، بهویژه، در کشورهایی که پیشرفت تکنولوژیک کمتری دارند، بیش از آنکه از نقشهای جنسیتی سنتی رها شده باشند از یک مجموعه نقش ظالمانه به مجموعۀ دیگری از نقشهای ظالمانه منتقل شدهاند. برای مثال، در بسیاری از مناطقِ پردازش صادرات که شرکتهای سهامی چندملیتی آنها را گسترش دادهاند زنان را به کارهایی وامیدارند که از آنها بهرهکشی میشود و تأثیرشان اندکی بیش از تجارت در پلکان انتهایی نردبان اجتماعی سنتی بهجای تجارت در پلکان انتهایی نردبان نولیبرال است. دیوید هاروِی مینویسد: «انباشت بهواسطۀ خلعِ ید، عموماً، تیشه به ریشۀ هر قدرتی میزند که زنان احتمالاً در نظامهای تولید/بازاریابیِ خانهداری سنتی و در ساختارها و بازارهای اجتماعی سنتی آن قدرت داشتهاند. گذرگاههای رهایی زنان از نظارتهای پدرسالارانۀ سنتی در کشورهای درحالتوسعه یا از کار تحقیرآمیز در کارخانهها میگذرد یا از تجارتِ فعالیتهای جنسی.»
از کتابِ «دوستی در عصر اقتصاد»
تاد می
ترجمهی کاوه بهبهانی
زنان، بهویژه، در کشورهایی که پیشرفت تکنولوژیک کمتری دارند، بیش از آنکه از نقشهای جنسیتی سنتی رها شده باشند از یک مجموعه نقش ظالمانه به مجموعۀ دیگری از نقشهای ظالمانه منتقل شدهاند. برای مثال، در بسیاری از مناطقِ پردازش صادرات که شرکتهای سهامی چندملیتی آنها را گسترش دادهاند زنان را به کارهایی وامیدارند که از آنها بهرهکشی میشود و تأثیرشان اندکی بیش از تجارت در پلکان انتهایی نردبان اجتماعی سنتی بهجای تجارت در پلکان انتهایی نردبان نولیبرال است. دیوید هاروِی مینویسد: «انباشت بهواسطۀ خلعِ ید، عموماً، تیشه به ریشۀ هر قدرتی میزند که زنان احتمالاً در نظامهای تولید/بازاریابیِ خانهداری سنتی و در ساختارها و بازارهای اجتماعی سنتی آن قدرت داشتهاند. گذرگاههای رهایی زنان از نظارتهای پدرسالارانۀ سنتی در کشورهای درحالتوسعه یا از کار تحقیرآمیز در کارخانهها میگذرد یا از تجارتِ فعالیتهای جنسی.»
از کتابِ «دوستی در عصر اقتصاد»
تاد می
ترجمهی کاوه بهبهانی
Forwarded from نشر نی
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «زبان، واقعیت و ارزش در فلسفه مکداول»
نوشتهٔ ایمان همتی
با حضور:
امیر مازیار
مسعود حسینی
محسن آزموده
ایمان همتی
زمان: دوشنبه ۲۱ خردادماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «زبان، واقعیت و ارزش در فلسفه مکداول»
نوشتهٔ ایمان همتی
با حضور:
امیر مازیار
مسعود حسینی
محسن آزموده
ایمان همتی
زمان: دوشنبه ۲۱ خردادماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم
منتشر شد
«گرایشها سیاسی در خاورمیانه و امنیت ملی ایران»
حمید احمدی
پژوهشهای موجود پیرامون امنیت ملی ایران و چالشها و تهدیدات بیرونی فراروی آن بیشتر تحت تأثیرات مطالعات بینالمللی، بهویژه مطالعهٔ تأثیرات استراتژیک و ژئوپلیتیک ناشی از سیاست ابرقدرتها یا بازیگران منطقهای، بوده است. پژوهش کنونی بر زمینهٔ کمتر شناخته شده اما بسیار مهم دیگر، یعنی تأثیر اندیشهها و گرایشهای سیاسی محیط پیرامونی بر امنیت ملی ایران متمرکز شده است. از آنجا که اندیشهها و گرایشهای سیاسی در خاورمیانه بر سه محور ناسیونالیسم، چپ مارکسیستی و اسلامگرایی استوار بودهاند، نویسنده نگاه این گرایشها و جریانها و دولتهای طرفداران آنها به ایران و تأثیر سیاستهای ناشی از این گرایشها بر امنیت ملی کشورمان را بررسی و تحلیل کرده و ضمن ارائهٔ تعریف فراگیر و نوینی از امنیت ملی ایران، آن را برآیند امنیت سرزمینی، نظامی، اقتصادی، سیاسی، انسانی و هویتی ایران و مردم ایران قلدمداد میکند.
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«گرایشها سیاسی در خاورمیانه و امنیت ملی ایران»
حمید احمدی
پژوهشهای موجود پیرامون امنیت ملی ایران و چالشها و تهدیدات بیرونی فراروی آن بیشتر تحت تأثیرات مطالعات بینالمللی، بهویژه مطالعهٔ تأثیرات استراتژیک و ژئوپلیتیک ناشی از سیاست ابرقدرتها یا بازیگران منطقهای، بوده است. پژوهش کنونی بر زمینهٔ کمتر شناخته شده اما بسیار مهم دیگر، یعنی تأثیر اندیشهها و گرایشهای سیاسی محیط پیرامونی بر امنیت ملی ایران متمرکز شده است. از آنجا که اندیشهها و گرایشهای سیاسی در خاورمیانه بر سه محور ناسیونالیسم، چپ مارکسیستی و اسلامگرایی استوار بودهاند، نویسنده نگاه این گرایشها و جریانها و دولتهای طرفداران آنها به ایران و تأثیر سیاستهای ناشی از این گرایشها بر امنیت ملی کشورمان را بررسی و تحلیل کرده و ضمن ارائهٔ تعریف فراگیر و نوینی از امنیت ملی ایران، آن را برآیند امنیت سرزمینی، نظامی، اقتصادی، سیاسی، انسانی و هویتی ایران و مردم ایران قلدمداد میکند.
▫️بخشی از کتاب
Audio
فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «زبان، واقعیت و ارزش در فلسفهٔ مکداول»
نوشتهٔ ایمان همتی
با حضور:
امیر مازیار
مسعود حسینی
محسن آزموده
ایمان همتی
فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «زبان، واقعیت و ارزش در فلسفهٔ مکداول»
نوشتهٔ ایمان همتی
با حضور:
امیر مازیار
مسعود حسینی
محسن آزموده
ایمان همتی
منتشر شد
«پدیدارشناسی ادراک»
موریس مرلوپونتی
ترجمهی مسعود علیا
پدیدارشناسی ادراک در زمرهی مهمترین متون جنبش پدیدارشناسی و فلسفهی قرن بیستم جای دارد. این اثر کلاسیک، که اکنون به هشتاد سال پس از انتشار به فارسی درآمده است، نمونهای است کمنظیر از رویکرد پدیدارشناسانه به قلم فیلسوفی که بنیادکاوانه در تجربهی زیسته و زیستجهان نقب میزند تا از کار ادراک و ساختارها و مقومات آن سردرآورد. در نظر او، پدیدارِ ادراک بنیادیترین سطح تماس و مراودهی ما با جهان است که سطوح دیگر تجربه و فرهنگ و شناخت و فهم و تعقل قائم به آناند و در نهایت از آن قوت و قوّت میگیرند. ادراک پدیداری پرمایه است که روشنسازی پدیدارشناسانهاش (هم از حیث مُدرِک یا سوژهی بدنمند و هم از حیث مُدرَک یا جهانی که به ادراک درمیآید) گاه مفهومپردازیها و صورتبندیهای بدیعی میطلبد و گاه مستلزم بازنگری در مفهوم پردازی و صورتبندیِ بسیاری از پدیدارهای دیگری است که در تاریخ فلسفه مطرح بودهاند...
▫️بخشی از کتاب
منتشر شد
«پدیدارشناسی ادراک»
موریس مرلوپونتی
ترجمهی مسعود علیا
پدیدارشناسی ادراک در زمرهی مهمترین متون جنبش پدیدارشناسی و فلسفهی قرن بیستم جای دارد. این اثر کلاسیک، که اکنون به هشتاد سال پس از انتشار به فارسی درآمده است، نمونهای است کمنظیر از رویکرد پدیدارشناسانه به قلم فیلسوفی که بنیادکاوانه در تجربهی زیسته و زیستجهان نقب میزند تا از کار ادراک و ساختارها و مقومات آن سردرآورد. در نظر او، پدیدارِ ادراک بنیادیترین سطح تماس و مراودهی ما با جهان است که سطوح دیگر تجربه و فرهنگ و شناخت و فهم و تعقل قائم به آناند و در نهایت از آن قوت و قوّت میگیرند. ادراک پدیداری پرمایه است که روشنسازی پدیدارشناسانهاش (هم از حیث مُدرِک یا سوژهی بدنمند و هم از حیث مُدرَک یا جهانی که به ادراک درمیآید) گاه مفهومپردازیها و صورتبندیهای بدیعی میطلبد و گاه مستلزم بازنگری در مفهوم پردازی و صورتبندیِ بسیاری از پدیدارهای دیگری است که در تاریخ فلسفه مطرح بودهاند...
▫️بخشی از کتاب
چاپ سیزدهم منتشر شد
«پیکان سرنوشت ما»
با بهرهگیری از نوشتهها و خاطرات احمد خیامی
گردآوری و نگارش: مهدی خیامی
کتاب پیکان سرنوشت ما که براساس نوشتهها و خاطرات احمد خیامی، از بنیانگذاران شرکت کارخانجات ایرانناسیونال و فروشگاههای زنجیرهای کوروش، نوشته شده، از جهات بسیاری خواندنی و باارزش است. از جمله، نخست اینکه بسیاری از روایتهای این کتاب بهطور کلی دربردارندهی دروس و آموزههای فراوانی برای علاقهمندان به کارآفرینی بومی است. دوم اینکه روایتکننده برخی اصول مهم اخلاق تجاری و رفتار صنعتی و همچنین چگونگی رعایت آنها را توضیح داده است.
روایتهای احمد خیامی گوشههای ثبتنشده در تاریخ توسعهی صنعتی ایران را روشن میکند؛ نتیجهی تحقیقات زیادی را به زیر سؤال برده و به چالش میکشد؛ و سؤالات و موضوعات متعددی را مطرح میکند. اما بیشک روایتهای این کتاب زمینهی مطالعات بیشتری را بهویژه در مورد صنعت خودروسازی در دههی ۱۳۴۰ شمسی، که دورهی طلایی اقتصاد ایران در آن رقم خورده است، فراهم میکند.
چاپ سیزدهم منتشر شد
«پیکان سرنوشت ما»
با بهرهگیری از نوشتهها و خاطرات احمد خیامی
گردآوری و نگارش: مهدی خیامی
کتاب پیکان سرنوشت ما که براساس نوشتهها و خاطرات احمد خیامی، از بنیانگذاران شرکت کارخانجات ایرانناسیونال و فروشگاههای زنجیرهای کوروش، نوشته شده، از جهات بسیاری خواندنی و باارزش است. از جمله، نخست اینکه بسیاری از روایتهای این کتاب بهطور کلی دربردارندهی دروس و آموزههای فراوانی برای علاقهمندان به کارآفرینی بومی است. دوم اینکه روایتکننده برخی اصول مهم اخلاق تجاری و رفتار صنعتی و همچنین چگونگی رعایت آنها را توضیح داده است.
روایتهای احمد خیامی گوشههای ثبتنشده در تاریخ توسعهی صنعتی ایران را روشن میکند؛ نتیجهی تحقیقات زیادی را به زیر سؤال برده و به چالش میکشد؛ و سؤالات و موضوعات متعددی را مطرح میکند. اما بیشک روایتهای این کتاب زمینهی مطالعات بیشتری را بهویژه در مورد صنعت خودروسازی در دههی ۱۳۴۰ شمسی، که دورهی طلایی اقتصاد ایران در آن رقم خورده است، فراهم میکند.
از آدميان هر آن كس كه دل به شوكت شاهى گرم مىدارد
و در تالارهاى شاهوار خود سرمست از قدرت مىخرامد
آن كس كه از بادهاى هوسكار تقدير بيمىش نيست
و دل به شادى اكنون خوش كرده است
گو بيايد و بر تقدير من و تو، اى تروا، بنگرد.
كه آينهدار تقدير هرگز بدين هشيارى
ناپايدارى تكيهگاه شاهان را آشكار نكرده است
كه اينك، بنگر، دستِ همان تقدير
تختگاه سرفراز آسيا را كه ساخته دستهايى ايزدى بود
چنين ويران و وانهاده رها كردهست.
از کتابِ «زنان تروا و توئستس»
سنکا
ترجمهی عبدالله کوثری
از آدميان هر آن كس كه دل به شوكت شاهى گرم مىدارد
و در تالارهاى شاهوار خود سرمست از قدرت مىخرامد
آن كس كه از بادهاى هوسكار تقدير بيمىش نيست
و دل به شادى اكنون خوش كرده است
گو بيايد و بر تقدير من و تو، اى تروا، بنگرد.
كه آينهدار تقدير هرگز بدين هشيارى
ناپايدارى تكيهگاه شاهان را آشكار نكرده است
كه اينك، بنگر، دستِ همان تقدير
تختگاه سرفراز آسيا را كه ساخته دستهايى ايزدى بود
چنين ويران و وانهاده رها كردهست.
از کتابِ «زنان تروا و توئستس»
سنکا
ترجمهی عبدالله کوثری
چاپ نهم منتشر شد
«اروپا از دوران ناپلئون»
دیوید تامسن
ترجمهی خشایار دیهیمی و احد علیقلیان
اروپا از دوران ناپلئون یکی از کتابهای مرجع درباره تاریخ اروپای مدرن بهحساب میآید. این کتاب بر اساس این اعتقاد نوشته شده که اروپای پس از ۱۷۸۹ را فقط با پژوهش در نیروهای فراگیری میتوان درک کرد که در طول زمان بر شکلگیری اروپای مدرن از بریتانیا تا بالکان تأثیرگذار بودند.
بنابراین، دکتر تامسن بر عواملی کلی نظیر رشد جمعیت، صنعتیشدن، توسعهی ماوراء بحار، دموکراسی و سوسیالیسم، ناسیونالیسم، روابط میان جنگ و انقلاب تأکید میگذارد. او این عوامل کلی را، نه کشور به کشور، بلکه مرحله به مرحله مورد بررسی قرار میدهد تا شکلگیری تمدن اروپایی در طول یک قرن و نیم را به صورت کلی پیوسته به ما بنمایاند.
حاصل کار تاریخیست با تمام جزئیاتی که سهمی بسزا در شکلگیری اروپای مدرن داشتهاند و طرح کاملی را از گذشته پیش چشم خواننده میآورند. مجله اکونومیست درباره این کتاب نوشته است: «باید امیدوارم باشیم که این کتاب راه خودش را به قفسهی کتابخانههای مهم همهی مردان و زنان هوشمندی که فکر میکنند و میخوانند باز کند.»
چاپ نهم منتشر شد
«اروپا از دوران ناپلئون»
دیوید تامسن
ترجمهی خشایار دیهیمی و احد علیقلیان
اروپا از دوران ناپلئون یکی از کتابهای مرجع درباره تاریخ اروپای مدرن بهحساب میآید. این کتاب بر اساس این اعتقاد نوشته شده که اروپای پس از ۱۷۸۹ را فقط با پژوهش در نیروهای فراگیری میتوان درک کرد که در طول زمان بر شکلگیری اروپای مدرن از بریتانیا تا بالکان تأثیرگذار بودند.
بنابراین، دکتر تامسن بر عواملی کلی نظیر رشد جمعیت، صنعتیشدن، توسعهی ماوراء بحار، دموکراسی و سوسیالیسم، ناسیونالیسم، روابط میان جنگ و انقلاب تأکید میگذارد. او این عوامل کلی را، نه کشور به کشور، بلکه مرحله به مرحله مورد بررسی قرار میدهد تا شکلگیری تمدن اروپایی در طول یک قرن و نیم را به صورت کلی پیوسته به ما بنمایاند.
حاصل کار تاریخیست با تمام جزئیاتی که سهمی بسزا در شکلگیری اروپای مدرن داشتهاند و طرح کاملی را از گذشته پیش چشم خواننده میآورند. مجله اکونومیست درباره این کتاب نوشته است: «باید امیدوارم باشیم که این کتاب راه خودش را به قفسهی کتابخانههای مهم همهی مردان و زنان هوشمندی که فکر میکنند و میخوانند باز کند.»