نشر نی
10.3K subscribers
6.19K photos
251 videos
479 files
3.62K links
www.nashreney.com :وب‌سایت

اینستاگرام: Instagram.com/nashreney

تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com
Download Telegram

‌در دست انتشار
«برجام؛ هماوردی گفتمان‌های رسانه‌ای»
پویا نعمت‌اللهی, محمدرضا رسولی

پژوهش حاضر با هدف واکاوی برجام در کانتکست رسانه‌های داخلی صورت گرفته است. در این معنا یکی از حوزه‌هایی که به پدیده‌ی برجام به مفهوم عام گفتمانی آن واکنش نشان داده، رسانه‌ها هستند. رسانه‌ها که خود بازتاب‌دهنده‌ی جریان‌های مرتبط با مسئله‌ی برجام بودند در منازعه‌ای گفتمانی برجام را در دالّ مرکزی دیالوگ خود قرار داده و صحنه‌ای از معارضه را له یا علیه کنش‌های پیوستار برجام رقم زدند. در این میان مطالعه‌ای که بتواند این صحنه‌ی هماوردی گفتمانی را به تصویر بکشد، شاید از ضرورت‌های شناختی تام این پیوستار بود. در اثری که پیش روی شماست سعی شده تا همگرایی و واگرایی گفتمان رسانه‌ای برجام مورد توجه قرار گیرد.
کتاب حاضر پژوهشی آکادمیک است که، به مثابه‌ی یک ضرورت و اولویت و با دغدغه‌ی مطالعه‌ی کنش‌ها و واکنش‌های گفتمانی رسانه، از بدو خلق برجام تا مقطع خروج آمریکا از آن به منظور ثبت در تاریخ تعامل برجام و رسانه صورت گرفته است.

‌در دست انتشار
«فلسفه هنرهای دینی»
گوردون گراهام
ترجمه‌ی محمدرضا ابوالقاسمی

دین و هنر پیوندهای پیچیده و پرتنشی با یکدیگر دارند. از یک سو، برخی ادیان ریشه‌هایی الهیاتی برای آفرینش هنری یافته‌اند و برخی دیگر به دلایل الهیاتی هنرها را از خود رانده‌اند. از دیگر سو، مفهوم هنر نیز طی قرون متمادی تحولات تاریخی عمیقی را از سر گذرانده است و آن‌چه روزگاری هنر دینی به شمار می‌آمد رفته‌رفته از حیطٔ هنرهای زیبا به حوزهٔ هنرهای کاربردی رانده شد. نویسنده با اشاره به مباحثات متألهان و متفکران دربارهٔ نقش بی‌بدیل هنرها در ایمان و ایقان و ایثار دینی به عرضهٔ ادلهٔ فلسفی برای توضیح تعامل تاریخی ادیان و انواع هنرها می‌پردازد. شرح فلسفی موضوعاتی مانند دلایل حضور نافذ نوا و نوحه و نغمه در ادیان، رابطهٔ متواتر یا متلاطم شرک و شمایل، پیوستگی پایدار ادبیات و عبادت و مبانی معنوی معماری معابد و مقابر این کتاب را به منبعی مفید برای دین‌پژوهان و هنرپژوهان مبدل می‌کند.

‌منتشر شد
«آغازین بنیادهای متافیزیکی منطق با رهسپارشدن از لایبنیتس»
مارتین هایدگر
ترجمهٔ طالب جابری

جلد ۲۶ مجموعه آثار هایدگر متن درس‌گفتاری است که در تابستان ۱۹۲۸ تحت عنوان «منطق» در ماربورگ ارائه شده است. هایدگر بر این باور است که نزد لایبنیتس نه‌تنها سنت باستانی و قرون وسطاییِ منطق در یک صورت جدید تجمیع می‌شود، بلکه او همزمان به تکانه‌ای برای پرسش‌گری‌های نو در منطق تبدیل می‌گردد. هایدگر بر همین اساس در این درس‌گفتار می‌کوشد با مبنا قراردادن تفکر لایبنیتس، خصوصاً نظریهٔ حکم و اصل بنیاد او، مبانی متافیزیکی منطق را نمایان سازد، و از این طریق منطق را فلسفی کند. در تفسیر هایدگر روشن می‌شود که چگونه مفاهیم منطقی به اگزیستانس بشری و مسئلهٔ آزادی گره خورده‌اند.

‌منتشر شد
«قصه‌های جنگ»
مجموعه داستان
جوزف کنراد
ترجمه‌ی نیما حضرتی

حالا از کارِراس برای‌تان بگویم که در پس آن نقاب سیاست و آزادی‌خواهی که به چهره می‌زد، آدم شیاد و به‌شدت ریاکاری بود، و مردم بدبخت سرزمین مندوسا طعمه‌ی دزدان و فریبکاران و خائنان و قاتلانی شده بودند که کابینه‌ی او را تشکیل می‌دادند. پشت آن ظاهر شریف، انسانی بود عاری از هر گونه شفقت و احساس و احترام و وجدان. چیزی به جز ظلم نمی‌شناخت، و قصد داشت روزی از گاسپار روئیس هم در اجرای نقشه‌های کثیفش استفاده کند، ولی خیلی زود فهمیده بود که همدست شدن با دولت شیلی برایش منفعت بیشتری دارد.

‌در دست انتشار
«در انتظار خدا»
سیمون وی
ترجمه‌ی بهزاد حسین‌زاده

همه می‌دانیم در این جهان هیچ خیر راستینی وجود ندارد، می‌دانیم هر آن‌چه در این جهان خیر به نظر می‌رسد فانی و محدود است، فرسوده می‌شود و فرسایش آن حقیقتی به نام ضرورت را با وضوحِ تمام افشا می‌کند. احتمالاً هر انسانی در لحظاتی درخشان از زندگی‌اش قاطعانه نزد خود اعتراف کرده است که در این جهان هیچ خیر غایی وجود ندارد. ولی انسان به محض مواجهه با این حقیقت با انواع دروغ‌ها بر آن سرپوش می‌نهد. بسیاری حتی از اقرار به این کار لذت می‌برند و در اندوه خود نوعی شادی بیمارگون می‌جویند، بی‌آن‌که لحظه‌ای جرئت رویارویی با حقیقت را داشته باشند. اینان احساس می‌کنند مواجهه‌ی مستقیم با این حقیقت ــ ولو برای لحظاتی کوتاه ــ‌ خطری مهلک در بر دارد و درست فکر می‌کنند. ضربت این آگاهی از شمشیر نیز بُرنده‌تر است و مرگی هولناک‌تر از مرگ جسم را به انسان تحمیل می‌کند. طولی نمی‌کشد که این آگاهی همه‌ی اجزای نفْس را در ما می‌کُشد. برای تحمل این درد باید حقیقت را بیش از زندگی دوست داشت. چنین کسانی، به تعبیر افلاطون، با همه‌ی وجود از فانیات زمانمند روی‌گردان می‌شوند.

‌‌منتشر شد
‌«دوستی با گراز»
(مجموعه داستان)
نوشته‌ی نگار داودی

قدم‌های مامان بزرگ‌تر بود و تندتر. من جا ماندم. مامان مرا می‌کشید. صدایی مثل یاهوووو آرام و ممتد پخش می‌شد. من ایستادم. مامان دستم را کشید. من نرفتم. باز کشید، آرام گفت «بیا»، یک طوری که فقط من بشنوم، اما من بلند گفتم: «گیر کردم.» پیراهنم به میخ روی دیوار گیر کرده بود… ولی مامان باز آرام گفت: «بیا.» انگار میخی نیست، انگار این روزهایی که زندگی می‌کنیم زندگی نیست، انگار زندگی جای دیگری است و ما منتظریم نوبت زندگی کردن‌مان بشود. خودم را کشیدم، میخ پیراهنم را شکافت و ما باز چرخیدیم. دور بابا که مُرده بود چرخیدیم.

از صفحه‌ی ۶۵ کتاب

منتشر شد
«ژیژک و الهیات»
آدام کوتسکو
ترجمه‌ی امیررضا گلابی
از مجموعه‌ی ایده‌های رادیکال

این کتاب با شرح‌های معمول بر آثار اسلاوی ژیژک فرقی جالب و اساسی دارد. شرح آدام کوتسکو فراز و فرود اندیشه‌ی ژیژک را از مسیری نامعمول دنبال می‌کند. به عقیده‌ی کوتسکو، همزمان با افزایش اقبال به آثار ژیژک نشانه‌های چرخشی به سوی الهیات در آراء او مشاهده می‌شود، و این چرخش در خصوص متفکری ماتریالیست چون او موضوعی قابل توجه است. به همین دلیل، گرچه این کتاب برای مجموعه‌ای عام تحت عنوان «فلسفه و الهیات» نوشته شده، شرحی خواندنی از پروژه‌ی فکری خاص ژیژک به عنوان فیلسوفی ماتریالیست که الهیات یکی از عناصر فلسفه‌ی اوست ارائه می‌کند. خواننده‌ی کتاب ابتدا با مفاهیم اصلی ژیژک که عموماً برگرفته از روانکاوی لکانی هستند آشنا می‌شود و این آشنایی با معرفی روش فلسفی ژیژک که عمدتاً ملهم از فلسفه‌ی هگل است تکمیل می‌شود. در ادامه، کوتسکو زمینه‌های جهت‌گیری به مضامین الهیاتی را در آثار ژیژک شرح می‌دهد و با رجوع به آثار اصلی او اهمیت این چرخش الهیاتی را برای فلسفه‌ای ماتریالیستی مشخص می‌کند...

▫️بخشی از کتاب

‌منطقۀ کشتارگاه، که حیوانات را آن‌جا سر می‌بُرند، میدان جنگ است، پس کی وقت می‌کنند حیوانی را سر ببرند؟ آن هم وقتی که گوشت آدمیزاد در خیابان‌ها افتاده، آن هم معمولاً پوست‌کنده و سربریده... چطور گوشت بخورم؟ چه کسی تضمین می‌دهد که آنچه در برابرم است بازوی محبوبم نباشد که چند دقیقه پیش از آن‌که پیش چشمم کشته شود مدتی گِرد من حلقه زده بود؟

کابوس‌های بیروت؛ غادة‌السمان؛ ترجمهٔ احسان موسوی خلخالی


‌چاپ یازدهم منتشر شد
«‌مبانی جامعه‌شناسی هنر»
علی رامین

جامعه‌شناسی هنر، دانشی «دوزیستی» متشکل از دو رکن هنر و جامعه‌شناسی است. هنر، واژه‌ای با بار ارزشی، از زمره‌ی علوم انسانی است که سرشتی کیفیت‌گرا دارد. زیباشناسان و فیلسوفان هنر کوشیده‌اند هنر را از زوایای سه‌گانه‌ی هنر، هنرمند و مخاطب بنگرند و با صورت‌بندی تعاریفی عمدتاً ذات‌شناسانه، پرسش کلی چیستی هنر را پاسخ گویند. جامعه‌شناسی علمی کمیت‌گراست که به مطالعه‌ی اجتماع و نظام‌های انسانی، روابط افراد با یکدیگر و با جامعه، نهادها و ساختارهای اجتماعی می‌پردازد، و نیز به موضوع ارتباطات انسانی و چگونگی انتقال و خلق معنی در بستر اجتماع، توجهی جدی دارد.
مجموعه‌ی حاضر ضمن بررسی رهیافت‌ها، نظریه‌ها و گفتمان‌هایی که اساس مطالعات اجتماعی هنرها در زمان‌ها و مکان‌های گوناگون قرارگرفته‌اند، اهمیت و نقش نهادهای اجتماعی، فرهنگی، دینی، سیاسی و اقتصادیِ تأثیرگذار بر آفرینش و بازآفرینی هنرها را به تحلیل و ارزیابی می‌گیرد و بر شیوه‌های خلق آثار هنری در بستر اجتماع و چگونگی ایجاد ارتباط میان هنرمندان و مخاطبان آثار هنری، و عرضه و فروش آن‌ها، در دوره‌های مختلف نظر می‌کند.

‌روان‌کاوی خودیکی‌انگاری را نخستین تجلی پیوندی عاطفی با فردی دیگر می‌داند. خودیکی‌انگاری در تاریخ اولیه‌ی عقده‌ی ادیپ نقش دارد. پسربچه علاقه‌ی خاصی به پدرش از خود نشان می‌دهد؛ دوست دارد چون او بزرگ شود و مثل او شود و همه‌جا جای او را بگیرد. خلاصه این‌که او پدرش را الگوی خود می‌انگارد. این رفتار هیچ ارتباطی با نگرش منفعلانه یا زنانه نسبت به پدرش (و نسبت به مردان به‌طور کلی) ندارد، برعکس مشخصاً رفتاری مردانه است. این رفتار به‌خوبی با عقده‌ی ادیپ ــ  که خود راه را برای آن هموار می‌کند ــ سازگار است.
در همان زمانِ این خودیکی‌انگاری با پدر، یا اندکی بعد، پسربچه شروع به پروراندن مایه‌گذاری روانی‌ـ  عاطفی معطوف به ابژه‌ای از نوع پیوستی نسبت به مادرش می‌کند. بنابراین، او از آن پس دو پیوند متمایز به‌لحاظ روان‌شناختی را از خود بروز می‌دهد: انرژی روانی معطوف به ابژه‌ی جنسی سرراست به مادرش و خودیکی‌انگاری با پدرش که او را الگوی خود قرار داده است. این دو برای مدتی بدون هیچ‌گونه تداخل یا تأثیرگذاری متقابل در کنار هم به حیات خود ادامه می‌دهند. در نتیجه‌ی پیشرفت مقاومت‌ناپذیر به‌سوی وحدت حیات روانی، این دو بالاخره به هم می‌پیوندند، و عقده‌ی ادیپ عادی از تلاقی این دو نشئت می‌گیرد. پسربچه درمی‌یابد که پدرش مانع رسیدن او به مادرش است. خودیکی‌انگاری او با پدرش از آن پس حالتی خصمانه می‌یابد و با آرزوی او برای جایگزین پدر شدن در نسبت با مادرش نیز یکی می‌شود.

از کتابِ «روان‌شناسی توده‌ای و تحلیل اگو»
زیگموند فروید
ترجمه‌ی سایرا رفیعی
‌در دست انتشار
«نامه‌های زندان (جلد دوم؛ از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۱)»
آنتونیو گرامشی
ترجمه‌ی اثمار موسوی‌نیا

در میان انبوه نوشته‌های آنتونیو گرامشی، نامه‌های زندان از برجسته‌ترین نوشته‌های او در عالم اندیشه‌ی سیاسی است؛ منبعی مهم و پرارزش برای درک شخصیت راستین گرامشی، ویژگی‌های فکری و اخلاقی و عمق مطالعات او، همچنین برای فهم آرای او در عرصه‌ی جامعه‌شناسی سیاسی و مطالعات فرهنگی. اهمیت این اثر در آن است که بخش مهمی از کوشش گرامشی را در تدوین پروژه‌ی فکری‌اش به ما ارائه می‌دهد که، علاوه بر سیاست، تاریخ و فلسفه‌ی مطالعات فرهنگی را نیز دربر می‌گیرد.
در جای‌جای نامه‌ها تلاش برای بررسی همه‌جانبه‌ی مسئله‌ی اصلی گرامشی، یعنی نحوه‌ی سربرآوردن فاشیسم و ناکامی جنبش انقلابی، مشهود است، و رد و نشانی از مفاهمی کلیدی و مورد توجه او همچون هژمونی، روشنفکر ارگانیک، جامعه‌ی سیاسی و جامعه‌ی مدنی، تاریخی‌گری، مسائل فرهنگی و ادبی، و جریان‌های حاشیه‌ای ادبی را به‌وضوح می‌توان در خط فکری او و ابراز نظرش پیرامون مقولات گوناگون و حتی مسائل روزمره دید.

‌نیکلاس کوچولو مطمئناً با غرور نمرد. او یک غیر نظامی بود. چریک‌های توی حیاط هم غیر نظامی بودند و تجربه‌ای از مردن نداشتند. از مردن، وحشتناک می‌ترسیدند. بالای ابرها نجیب‌زاده‌ای چرخ می‌زد و با غرور بر سرشان بمب می‌ریخت. آن‌ها روی شکم‌هایشان می‌خوابیدند و توی گل دمر می‌خزیدند و هراسان بودند. اغلب وقتی مسلسل‌ها شروع می‌کردند به پارس کردن، طبیعی‌ترین کار را می‌کردند: فرار. پیش از آن که بمباران شوند با فریاد کمک می‌خواستند و مادرهایشان را صدا می‌زدند. دوست داشتند فوتبال بازی کنند، کاهو به نیش بکشند و خواب دوران بعد از جنگ را ببینند که همه‌شان باسواد می‌شدند. و خواب زمانی را که بیش از سه نفر توی هر اتاق نبودند و می‌توانستند هفته‌ای دوبار گوشت بخورند و برای خودشان ساعت و لباس پلوخوری بخرند، آن‌ها باور داشتند که زندگی خوب و لازم است و حتا جنگیدن برای زندگی کردن... تمام این‌ها را باور داشتند و از مرگ نمی‌ترسیدند. اما از مردن وحشتناک می‌ترسیدند. چون غیرنظامی بودند، سربازان مردم، سربازان زندگی و نه سربازان مرگ.

از کتابِ «گفت‌وگو با مرگ»
آرتور کوستلر
ترجمه‌ی خشایار دیهیمی و نصرالله دیهیمی
‌‌
منتشر شد
‌«ایدهٔ سوسیالیسم»
آکسل هونت
ترجمهٔ محمد نبوی
از مجموعه‌ی ایده‌های رادیکال

با افزایش توجه به امر اجتماعی و تلاش برای توان‌مندسازی جامعه در برابر دولت و اقتصاد، متفکران مختلف به بازسازی ایدهٔ سوسیالیسم برخاسته‌اند. در این راستا، آکسل هونِت، به عنوان جامعه‌شناسی که وارث نظریهٔ انتقادیِ مکتب فرانکفورت است، نخست به سراغ خاستگاه‌های ایدهٔ سوسیالیسم در عصر صنعتی می‌رود و می‌کوشد فرایند تکوین این ایده را بر بستر تاریخی آن واکاوی کند. تلاش نظری هونت با تمرکز بر مفهوم «آزادی اجتماعی» پیش می‌رود که به باور او دستاورد مهم سوسیالیست‌های اولیه در برابر برداشت فردگرایانه از آزادی بوده است. هونت این دستاورد اساسی را از چارچوب محدود صنعت‌گرایی و اقتصادباوری اولیه بیرون می‌کشد تا آن را به برداشت معاصرتری از جامعه و تاریخ مجهز کند و محمل همبستگی اجتماعی جدیدی سازد که مبتنی است بر بازشناسی متقابل، همکاری و خودشکوفایی همگانی...

▫️بخشی از کتاب

‌چاپ هشتم منتشر شد
«تراژدی مردم»
انقلاب روسیه (۱۹۲۴-۱۸۹۱)
اورلاندو فایجس
ترجمه‌ی احد علیقلیان

«شمار اندکی از مورخان از جسارت پرداختن به موضوعات سترگ برخوردارند، و شمار کمتری در چنین کار خطیری کامیاب می‌شوند. تراژدی مردم بیش از هر کتاب دیگری به درک ما از انقلاب روسیه کمک می‌کند.»
اریک هابزباوم، لاندن ریویو آو بوکز

«این کتاب صرفاً تاریخ نیست؛ بلکه خود بخشی از تاریخ است… اورلاندو فایجَس تجربه انقلاب را بدان‌گونه که میلیون‌ها نفر از مردم عادی روسیه از سر گذراندند نشان می‌دهد.»
نیل آچرسن، ایندیپندنت آن ساندی

اورلاندو فایجَس یکی از درخشان‌ترین کتاب‌های تاریخی را پدید آورده است. تراژدی مردم با پژوهشی دقیق، ساختاری منسجم و استدلالی منطقی دیدگاهی بسیار فراگیر در مورد یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین رویدادهای تاریخ مدرن را عرضه می‌کند. شناخت فایجَس از تاریخ روسیه حیرت‌انگیز است و از این شناخت برای پرداختن به پرسش‌های مهم‌تر درباره خود ماهیت تاریخ بهره برده است.»
اندرو سالومون، آبزرور

‌نشر نی برگزار می‌کند:
کارگاه ویرایش محتوایی متون تألیفی
مدرس: مجید ملکان

زمان: روزهای شنبه و سه‌شنبه (ساعت ۱۶ تا ۱۹)
مهلت ثبت‌نام: تا ۶ تیر
شروع کارگاه: سه‌شنبه ۱۲ تیر
تاریخ امتحان ورودی: یک‌شنبه ۱۰ تیر
مدت: پنج هفته
شهریه: دو میلیون و پانصد هزار تومان

نحوه‌ی انتخابِ شرکت‌کنندگان: امتحان ورودی (ترجمه، ویرایش، معلومات زبانی و ادبی، معلومات عمومی)


داوطلبان برای ثبت‌نام در امتحان ورودی می‌توانند رزومه‌ی خود را به آی‌دی تلگرام زیر ارسال کنند.
@nashreney_pr


در این کارگاه ویرایش متون تألیفی به منظور تولید متنِ منسجم و منطقی آموزش داده می‌شود. اگر به‌دنبال ویرایش زبانی و صوری/ فنی (درست و نادرست در زبان فارسی، اعمالِ رسم‌الخط و فاصله‌گذاری، مباحثِ «غلط ننویسیم» و ...) هستید، این کارگاه حتماً فایده‌ای برای شما نخواهد داشت.
نشر نی pinned a photo

‌‌منتشر شد
«شهسواران سرنوشت»
(رمان)
نوشته‌ی شیرین فرّهی

از متن کتاب:
سراپا خیس بود و می‌لرزید. زیبا بود! خیلی زیبا! چشم‌های قهوه‌ای رنگش به چشم‌ آهوهای دشت می‌مانست و پوستش به لطافت گل‌های یاس بود. سرخی موهایش می‌درخشید و تنها نشان آشنا برای آروید همین رنگ موها بود. زیر نگاه خیره‌ای که به دختر انداخت ردی از شرم بر پوست چون برگ گلش نشست و این برافروختگی خاطره‌ای را به ذهن آروید آورد. این گونه‌های گُر گرفته آن پریزاده‌ی زیبا را به اون شناساند.

‌پروفسور گریگوری ولاستوس می‌نویسد:
[مطابق نظر افلاطون] ما باید افراد را تا آن‌جا، و فقط تا آن‌جا، که نیک و زیبا هستند دوست بداریم. اما انسان‌هایی که شاهکار کمال باشند بسیار کم‌اند، و حتی گل سرسبد محبوب‌های ما هم به‌کلی از زشتی، میان‌مایگی، ابتذال، و مسخرگی مبرّا نیست، [بنابراین] اگر بنا باشد عشق ما به محبوب تنها به‌دلیل فضیلت و زیبایی او باشد، در آن صورت هیچ‌کس هیچ‌گاه نمی‌تواند در تمامتش به‌مثابه یک فرد بی‌بدیل محبوب ما شود. به‌نظر من، این بزرگ‌ترین کاستی نظریه‌ی افلاطون است. این نظریه به عشقی که به تمامت وجود فرد تعلق می‌گیرد اعتنایی ندارد. مطابق این نظریه، عشق فقط به‌صورتی انتزاعی از فرد (یعنی مجموعه‌ای از عالی‌ترین صفات او) تعلق می‌گیرد. به همین دلیل است که در نردبان عشق افلاطون، عواطف شخصی در پایین‌ترین سطوح قرار می‌گیرد... رفیع‌ترین قله‌ی توفیق ــ‌عالی‌ترین دستاوردی که تمام مراتب پایین‌تر عشق بناست به‌منزله‌ی «پله‌هایی» برای رسیدن به آن مرتبه «به‌کار گرفته شود»‌ــ عشقی است با بیش‌ترین فاصله از عواطفی که نثار انسان‌های واقعی می‌شود.

از کتابِ «درباره‌ی عشق»
مجموعه مقالات
ترجمه‌ی آرش نراقی

‌سیاست زبانی دولت پهلوی بر آن بود تا زبان فارسی را با زدودن کلمات عربی و دیگر کلمات «خارجی» پالایش کند. ایده‌ی پالایش زبان فارسی از عربی در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم به ‌دست گروه کوچکی از روشنفکران ناسیونالیست رومانتیک آغاز شد. نخستین تلاش سیستماتیک برای یافتن کلمات فارسی برای واژه‌های فنی جدید، اما نه به‌منظور پالایش زبان فارسی، در آستانه‌ی انقلاب مشروطه روی داد و به شکل‌گیری مجلس آکادمی انجامید که در سال ۱۲۸۲ ش. نشست‌های ماهانه برپا می‌کرد.
چند سازمان دیگر نیز که عمر کوتاهی داشتند و در دوره‌ی سال‌های ۱۳۰۳ تا ۱۳۱۴ ش. تشکیل شدند، به جست‌وجو برای کلمات فارسی به‌ویژه در عرصه‌های جدید نظامی و فنی ادامه دادند. این امر به ابداع واژه‌های نامشخص بسیار و بحث‌های داغ به نفع و بر ضد جنبش پالایش منجر شد. این تلاش‌ها پس از دیدار رضاشاه از ترکیه در ۱۳۱۳ ش. به اوج خود رسید و تحت‌تأثیر یک پروژه‌ی مشابه ازسوی آتاتورک قرار گرفت. 
در این شرایط بود که فرهنگستان زبان ایران در سال ۱۳۱۴ ش. به ابتکار محمدعلی فروغی نخست‌وزیر ایران بنیان‌گذاری شد و هدفش جایگزینی کلمات عربی با معادل‌های برگزیده‌ی دقیق فارسی بود. فرهنگستان اول در جریان شش سال فعالیت خود تا سال ۱۳۲۰ ش.، بیش از ۳۵۰۰ کلمه، ازجمله نام مکان‌ها را عرضه کرد.  پس از یک مرحله‌ی طولانی تعطیلی که با برکناری رضاشاه در ۱۳۲۰ ش. آغاز شد، فرهنگستان زبان در سال ۱۳۴۹ ش. به ریاست صادق کیا دوباره کار خود را آغاز کرد. کیا که شاگرد ذبیح‌الله بهروز بود یکی از طرفداران سرسخت پالایش زبان فارسی از عربی به‌ شمار می‌رفت. فرهنگستان دوم تا زمان انقلاب ۱۳۵۷، ۱۴۷۰ واژه‌ی فنی و کلمات معادل در زبان‌های عربی و اروپایی را جمع‌آوری و تصویب کرد.

از کتابِ «هویت ایرانی»
از دوران باستان تا پایان پهلوی
احمد اشرف و دو مقاله از گراردو نیولی و شاپور شهبازی
ترجمه و تدوین: حمید احمدی
نمی‌توان درون جامعه‌شناسی راه يافت بی‌آن‌كه ابتدا خود را از بند تبعيت‌ها و پيوندهايی كه ما را به گروه‌های مختلف متصل كرده‌اند، رها ساخت؛ بی‌آن‌كه باورهايی را كه به اين تعلق‌ها دامن زده‌اند نفی كرد؛ بی‌آن‌كه تمام بندهای‌مان به هر جايی و هر تباری را به دور انداخت. جامعه‌شناسی از آن‌چه «مردم» می‌ناميم ريشه گرفته و به آن‌چه «نخبگان» نام می‌دهيم رسيده است، و بدين ترتيب نمی‌تواند به روشن‌بينی كه در هر نوع از جابه‌جايی اجتماعی وجود دارد دست يابد، مگر آن‌كه از يك‌سو بازنمود عامه‌گرايانه (پوپوليستی) مردم را (كه تنها می‌تواند سازندگان آن را گول بزند) و از سوی ديگر بازنمود نخبه‌گرايانه‌ی نخبگان را (كه صرفاً می‌تواند كسانی را كه خود را نخبه می‌دانند و كسانی را كه نخبه نيستند گول بزند) كنار گذاشته و محكوم كند.
اين‌كه موقعيت اجتماعی دانشمند را مانع و سدی غيرقابل عبور برای ساختن يك جامعه‌شناسی علمی بدانيم، از آن‌جا ناشی می‌شود كه فراموش می‌كنيم جامعه‌شناسی می‌تواند ابزارهايی به ما بدهد كه به جنگ جبرگرايی‌های اجتماعی حتی در علمی كه آن‌ها را به‌روز می‌كند و بنابراين با وجدان خود انطباق‌شان می‌دهد، برويم. جامعه‌شناسىِ جامعه‌شناسی است كه به ما امكان می‌دهد با در اختيار گرفتن دستاوردهای علمی‌ای كه تاكنون كسب شده‌اند عليه [نوعی از] علم بسيج شويم، و اين ابزاری ناگزير در روش‌شناختی است: ما همان اندازه می‌توانيم عليه آموخته‌های خود، شناخت توليد كنيم كه با شناخت خود (به‌ويژه در جامعه‌شناسی) و تنها تاريخ است كه می‌تواند ما را از بند تاريخ رها كند.

از کتابِ «درسی درباره‌ی درس»
پیر بوردیو
ترجمه‌ی ناصر فکوهی