نشر نی
10.4K subscribers
6.18K photos
250 videos
479 files
3.61K links
www.nashreney.com :وب‌سایت

اینستاگرام: Instagram.com/nashreney

تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com
Download Telegram

‌از ته دل آرزو کردم که کاش در آغوشم می‌گرفت و در آغوشش می‌گرفتم... نمی‌خواستم در سینه‌اش پنهان شوم... می‌خواستم هر دو یاور هم باشیم، مثل دو لنگهٔ پنجره که در برابر طوفان با هم بسته می‌شوند... آرزو نمی‌کردم که مثلاً در بازوان او از هوش بروم... اما تاریکی شب برای من و او کمتر و پژواک صدای بمب‌ها ضعیف‌تر بود اگر دستانمان به گردن یکدیگر بود... حتا حیوانات وحشی هم وقت زلزله به هم می‌چسبند... مرگ دسته‌جمعی به اندازهٔ مرگ فردی وحشتناک نیست... آن‌که تنها می‌میرد دو بار مرده است: یک بار چون تنهاست، دیگر بار چون... مُرده!

از کتابِ «کابوس‌های بیروت»
غاده السمان
ترجمهٔ احسان موسوی خلخالی
جنگ فلسطینی ـ اسرائیلی (۱۹۸۲)

رویداد دیگری که فضای سیاسی ـ نظامی خاورمیانه را تغییر داد، انقلاب اسلامی در ایران بود که جبههٔ جدیدی علیه اسرائیل گشود. هر چند ایران از اواخر ۱۹۸۰ درگیر جنگ با عراق شد، از مواضع ضداسرائیلی خود دست برنداشت. دوستی میان ایران و سوریه نیز این جبههٔ ضداسرائیلی را گسترش بخشید. بحران استقرار موشک‌های سام - ۷ در ۱۹۸۱ در سوریه نگرانی اسرائیل را نسبت به قدرتمند‌تر شدن فلسطینی‌ها و دستیابی آن‌ها به سلاح‌های مخرب‌تر افزایش داد. نگرانی اسرائیل به‌ویژه از این جهت بود که با تحولات جدید منطقه پس از انقلاب ایران و افزایش قدرت فلسطینی‌ها، به دلیل حمایت‌های خارجی، چالش‌های نظامی بیشتری پیش رو داشته باشد. به همین دلیل بود که رهبران اسرائیلی تصمیم گرفتند این تنها نیروی بازماندهٔ مقاومت را از صحنه دور کنند.
نیروهای زرهی ارتش اسرائیل با گذشتن از مرزهای لبنان در ژوئن ۱۹۸۲ با برخورداری از پشتیبانی نیروهای هوایی به مواضع فلسطینی‌ها حمله کردند. با گسترش حملات اسرائیل نیروهای فلسطینی از مناطق جنوب لبنان عقب‌نشینی کردند و به اطراف بیروت رسیدند. اسرائیل با محاصرهٔ بیروت و بمباران‌های شدید این شهر، که به قطع آب و برق و سایر خدمات مدنی منجر شد، درصدد آن بود تا با فشار آوردن بر لبنانی‌ها آن‌ها وادار کند خواستار خروج فلسطینی‌ها از لبنان شوند. شرط پایان یافتن محاصره و بمباران بیروت نیز همین مسئله اعلام شد.
با تشدید فشار بر ساکنان بیروت و میانجی‌گری‌های فلیپ حبیب، نمایندهٔ امریکا، و سرانجام اصرار لبنانی‌ها یاسر عرفات رهبر سازمان آزادی‌بخش فلسطین پذیرفت که نیروهای خود را از بیروت و سپس از لبنان خارج کند.
جنگ ۱۹۸۲ چند پیـامد اصلی در پی داشت: نخست این‌که آخـرین چالش نظامی برای اسرائیل، یعنی حضور فلسطینی‌ها در مناطق اطراف اسرائیل، را از میان برداشت. خـروج فلسطینی‌ها از لبنان و محدودیت‌های شدید بر سـر راه آن‌ها برای دست زدن به اقدامات نظامی از یک‌سو و تحولات بعدی خاورمیانه و جهان از سوی دیگر عرفات را به این نتیجه رساند که دیگر مقابله با اسرائیل از راه نظامی امکان‌پذیر نیست و راه مذاکرهٔ سیاسی و راه‌حل‌های غیرمسلحانه مؤثرتر است. تحولات بعدی نظیر سفر عرفات به قاهره و شکستن تحریم مصر در ۱۹۸۳ و انعقاد پیمان اردنی ـ فلسطینی سال ۱۹۸۵ از نتایج گرایش ساف به راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز و چرخش آن به جانب میانه‌روهای عرب بود. جنگ ۱۹۸۲ لبنان و پیامدهای آن در ۱۹۸۳ به‌تدریج سایر اعراب را به سوی راه‌حل‌های صلح‌آمیز هدایت کرد.

از کتابِ «کشمکش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در خاورمیانه (غرب آسیا) و شمال افریقا»
نوشتهٔ حمید احمدی

◽️بخشی از کتاب

‌‌دریغا فرزندم، ای کاش که دست اختیارم بر تو گشوده بود
و ای کاش می‌دانستم کدام تقدیر بی‌شفقت دست بر تو نهاده است.
به کجا خفته‌ای ای فرزند که از آغوش مشتاق من‌ات ربودند؟
وه که اگر آگه بودم، آنگاه اگر سینه‌ام به نیزهٔ کین شکافته می‌شد و
دستانم به زنجیر بسته می‌ماند
و اگر پهلویم به زبانه‌های آتش می‌سوخت
حاشا که مادرت نهانگاه فرزند به دشمن می‌نمود.
آه پسرم، به کدام جایی و به کدام سرنوشت دچاری؟
به پای سرگردانی آیا صحراها درنوشته‌ای؟
در کام شعله‌های آتش آیا ناچیز شده‌ای؟
دست نابکار فاتحی آیا خون تو بر خاک ریخته؟
یا به دندان جانوری دَدخوی پاره پاره شده‌ای
و اکنون بر خاک افتاده طعمهٔ قوش و کرکسی؟

از نمایشنامهٔ زنان تروا، سنکا، ترجمهٔ عبدالله کوثری

نقاشی: مادران، اثر کته کلویتس، ۱۹۲۱

‌‌منتشر شد
توسعه، آب یا سراب
محمدسعید نوری نائینی

در یک فضای منطقی این‌که امور چگونه‌اند و چه باید کرد در حیطه‌ی قضاوت فردی ما قرار دارد و نمی‌توانیم از این مسئولیت شانه خالی کنیم. آیا هر فرد نباید مسئول آنچه برایش اتفاق می‌افتد باشد؟ چرا باید دیگران مأمور نفوذ و تأثیر در زندگی فرد باشند؟ دیدگاهی از توسعه، که خرد انسان و توانمندی‌های او را دارای نقشی تعیین‌کننده می‌داند، بر نقش‌آفرینی و مسئولیت و داوری افراد استوار است. در این دیدگاه انسان فردی است نقش‌آفرین نه منفعل و نقش‌پذیر و خودِ او بر کرسی تصمیم‌سازی و داوری می‌نشیند. حال و آینده‌ای را که به هر دلیل برایش مطلوب و ارزشمند است تعیین، و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. در این منظر انسان‌ها افرادی منفعل نیستند که، در خوشبینانه‌ترین حالت، از دستاوردهای برنامه‌های توسعه‌ای برخوردار شوند که دیوان سالاران، فن‌سالاران و مقامات سیاسی‌ـ اقتصادی به روش بالا به پایین برای آن‌ها تهیه کرده‌اند. در نگرش توسعه‌ی مردمی، افراد آزاد و مسئول‌اند و با حضور فعال در تمامی مراحل فرایند توسعه سرنوشت خویش را چنان که می‌خواهند رقم می‌زنند.
ــ از متن کتاب ص ۴۳-۴۴

◽️بخشی از کتاب
پیوندهای نازیسم با فاشیسم و تمامت‌خواهی

گرچه نازیسم خصوصیات منحصربه‌فرد فراوانی داشت، اما همواره تمایلی در کار بوده است که آن را ذیل عنوان کلی «فاشیسم» بگنجانند، مفهومی که یادآور کلماتی نظیر «خشونت»، «سرکوب» و «دیکتاتوری» است. درهرحال، یافتن نظریه‌ای جامع دربارهٔ «فاشیسم» بسی دشوار است. در وهلهٔ اول، هیچ فیلسوف صاحب‌نامی نبوده است که ایدئولوژی فاشیسم را صورت‌بندی کرده باشد. چندان هم جای تعجب ندارد، زیرا مایهٔ مباهات فاشیسم بوده است که ضدروشنفکری باشد و در تضاد با اندیشهٔ «عقلانی» قرار گیرد. به‌زعم مارکسیست‌ها، ابراز وفاداری کورکورانه و میهن‌پرستانهٔ فاشیست‌ها به کشوری قدرتمند چیزی جز «ابزار بورژوازی» در دستان گروه‌های مرتجع طبقهٔ مرفه نبود که برای حفظ جایگاهِ لرزان خود در صدر جامعه، درپی نابودی دموکراسی توده‌ای، کمونیسم و جنبش روبه‌رشد کارگر بودند. آنتونیو گرامشی، نویسندهٔ برجستهٔ مارکسیست ایتالیایی (که فاشیست‌ها او را به زندان افکندند و همان‌جا به قتل رساندند)، نسخهٔ دیگری به دست داد که در مقایسه با نظریهٔ فاشیسم ــ مبنی بر «توطئهٔ نخبگان» با هدف انهدام کمونیسم و دموکراسی ــ عالمانه‌تر بود. گرامشی می‌گفت کاپیتالیسم ــ به‌خصوص در اروپا ــ در اوایل قرن بیستم با بحرانی جدی دست‌به‌گریبان بوده است و طبقات حاکمِ قرن نوزدهم سوء‌استفاده از تودهٔ ملت و واداشتن آنان به تبعیت از فرامین خود را بسی دشوار یافته‌اند. آنان همچنین دلواپس آن بوده‌اند که مبادا موج انقلاب کمونیسم آن‌ها را با خود ببرد. در چنین اوضاع و احوالی، فاشیسم ابزار سرکوب و سلطهٔ مجدد بر توده‌ها شد. به آنان وعدهٔ حاکمی مقتدر و مردمی دادند، حال آن‌که در واقع امر صرفاً ابزار تخریبِ قدرت تهدیدآفرین کمونیسم و اصول برابری‌طلبانهٔ دموکراسیِ توده‌ای بود. صدالبته، مشکل چنین قرائتی از فاشیسم این بود که اهمیت چندانی به محبوبیت فاشیسم در برخی اقشار جوامع آلمان و ایتالیا نمی‌داد، زیرا آن‌ها را بازیچهٔ دست فاشیست‌ها می‌دانست.

از کتابِ «هـیـتـلـر و ظهور حزب نـازی»
از مجموعهٔ کارگاه تاریخ
فرانک مک‌دانو
ترجمهٔ آرش کلانتری
یکی از تازه‌ترین امواج مخالفت با اندیشه و آرمان صهیونیستی ظهور پدیدهٔ پست‌صهیونیسم در سال‌های پایانی دههٔ ۱۹۸۰ بود. این گروه از اندیشمندان و مورخان، از دیدگاه‌ها و ابعاد گوناگون، صهیونیسم و اسرائیل را مورد انتقاد قرار دادند. پست‌صهیونیسم اصطلاحی است برای توصیف «دیدگاه‌ مورخان تجدیدنظر‌طلب» اسرائیلی دربارهٔ تاریخ اسرائیل، که مورد پسند صهیونیست‌ها نیست. این دیدگاه جدید دربارهٔ ایدئولوژی، اصول و اهداف جنبش صهیونیسم در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی مطرح و به یکی از کشمکش‌های فکری میان روشنفکران اسرائیلی و روشنفکران عرب، به‌ویژه فلسطینی، تبدیل شد. چکیدهٔ دیدگاه‌های مورخان و اندیشمندان پست‌صهیونیست به شرح زیر است:
• صهیونیسم با تأسیس اسرائیل هدف اصلی خود را تحقق بخشیده و اکنون دورهٔ آن فرا‌رسیده که تاریخ اسرائیل با روشی عینی‌تر ارزیابی شود.
• اعراب فلسطینی در سال ۱۹۴۸ و پس‌ از آن به‌زور از خانه‌ها و سرزمین خود رانده شدند و بر‌خلاف روایت صهیونیستی خودشان از فلسطین فرار نکردند. ساختن روایت فرار فلسطینی‌ها بخشی از طرح اسرائیل بود تا یهودیان را در فلسطین به اکثریت برساند.
• نیروهای اسرائیلی در جنگ ۱۹۴۸ به این دلیل پیروز شدند که قدرت بیشتری از ارتش‌های اعزامی عرب داشتند، نه آن‌گونه که صهیونیست‌ها می‌گویند به‌دلیل شجاعت خود.
• یهودیان اکثریت موسوم به «اشکنازی»، رفتار تبعیض‌آمیزی در ‌برابر یهودیان «سفاردی» مهاجر داشتند که از کشورهای عربی آمده بودند.

از تقسیم‌بندی‌های گفتمان پست‌صهیونیستی نوعی طبقه‌بندی است که سه گونه گرایش برای پست‌صهیونیسم در نظر می‌گیرد:
گرایش نخست صهیونیسم را در پروژهٔ خود بیش‌از حد موفق می‌داند. موافقان این گرایش می‌گویند دولت اسرائیل باید از دولت یهودیان به دولت «همهٔ شهروندان اسرائیل» تبدیل و قانون بازگشت متوقف شود.
گرایش دوم مشروعیت و قانونی‌بودن صهیونیسم را انکار نمی‌کند، اما از اعمال ظالمانهٔ آن در‌قبال اعراب انتقاد می‌کند.
گرایش سوم رادیکال‌تر است و اصولاً صهیونیسم را حرکتی استعماری می‌داند و بر آن است که «صهیونیسم با یک اشتباه استعماری متولد شد». نوشته‌های ایلان پاپه، باروخ کیمرلینگ و گرشون شافیر بازتاب این نوع نگرش است. آن‌ها پست‌صهیونیسم را هجومی علیه صهیونیسم می‌دانند و ابایی ندارند که نشان دهند صهیونیسم و اسرائیل از ابتدا پدیده‌هایی آلوده و پلید بوده‌اند.

از کتابِ «سیاست و حکومت در خاورمیانه (غرب آسیا) و شمال افریقا»
نوشتهٔ حمید احمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

استرس چطور بر مغز شما اثر می‌گذارد؟

وقتی استرس مستمر باشد ـ نوعی از استرس که اکثر ما هر روز با آن مواجه هستیم ـ در واقع مغز شما را تغییر می‌دهد. استرسِ مزمن مثل فشار کاری زیاد یا مشاجره در خانه می‌تواند بر اندازه‌، ساختار و عملکرد مغز ـ تا عمق ژن‌های شما ـ اثر بگذارد. استرس مزمن می‌تواند یادگیری و یادآوری امور را برای‌تان دشوارتر کند و همچنین زمینه را برای ابتلا به مشکلات ذهنی جدی‌تر فراهم کند؛ مشکلاتی مثل افسردگی و در نهایت آلزایمر. آثار استرس می‌تواند به عمق دی ان ای در مغز راه پیدا کند. اما راه‌های زیادی وجود دارد که می‌توانیم از طریق آنها اثر کورتیزول بر مغز استرس‌دیده را از بین ببریم. قدرتمندترین سلاح ورزش و مدیتیشن است که مستلزم تنفس عمیق و آگاه بودن و تمرکز بر پیرامون‌تان است. این دو فعالیت استرس را کاهش می‌دهند و هیپوکامپ را بزرگ می‌کنند و در نتیجه حافظهٔ شما را تقویت می‌کنند. بنابراین از فشار زندگی روزمره شکست نخورید، استرس خودتان را کنترل کنید، پیش از آنکه استرس کنترل شما را به دست بگیرد.

ویدئو از ویدئو از TED-Ed
ترجمهٔ معصومه موسوی
تهیه و تنظیم: نشر نی

‌منتشر شد
«همواره مستدام، سپس نابود»
واپسین نسل شوروی
الکسی یورچاک
ترجمه‌ی دامون افضلی


الکسی یورچاک، استاد مردم‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا، بِرکلی، کتابش را با یک پارادوکس آغاز می‌کند: «فروپاشی اتحاد شوروی برای مردمی که در آن نظام زندگی می‌کردند واقعه‌ای بود بس نامنتظره که البته تعجب‌برانگیز هم نبود.» نویسنده برای رسیدن به فهمی دقیق‌تر از این پارادوکس، با ارائه‌ی روایت مردم‌شناسانه‌ی انضمامی، غنی و دقیقی از زندگیِ «واپسین نسل شوروی» بر سایه‌روشن‌های گاه غریبِ زندگی تحت لوای نظام شوروی انگشت می‌گذارد. این روایت دست‌اول و سرشار از جزئیات مایه‌ی تمایز کتاب یورچاک از دیگر کتاب‌هایی است که درباره‌ی واپسین نسل شوروی نگاشته شده است.

◽️ بخشی از کتاب
‌«هرگز به ذهنم خطور هم نکرده بود که چیزی در اتحاد شوروی تغییر کند، چه رسد به این‌که {کل آن} ناپدید شود. هیچ‌کس انتظارش را نداشت. این تصور تام‌وتمام وجود داشت که همه‌چیز ابدی است.»

به نقل از آندره‌یی ماکاره‌ویچ، ترانه‌نویس و نوازندۀ معروف روسی

از کتابِ «همواره مستدام، سپس نابود»
الکسی یورچاک
ترجمه‌ی دامون افضلی

‌‌منتشر شد
«فلسفه‌ی باغ‌ها»
دیوید ادوارد کوپر
ترجمه‌ی شیرین کریمی

از نگاه دیوید ادوارد کوپر باغبانی کردوکاری است که اگر با قوه‌ی تشخیص حسیِ مناسب درگیرش شوید بیش از هر کردوکار دیگری تجسم‌بخش حقیقتِ رابطه‌ی میان انسان و جهانش است. کوپر در این کتابِ اندیشمندانه و تأمل‌برانگیز با روشی یگانه و مهیج در مفهوم‌سازی نشان می‌دهد که چطور تأمل دقیق بر کردوکارهای باغبانی و فهم این کردوکارها می‌تواند باعث بروز نوعی مکاشفه در اسرار هستی شود. به گفته‌ی جان کاتینگهام، فیلسوف انگلیسی، کتاب فلسفه‌ی باغ‌ها نمونه‌ای ژرف و پرمحتوا از تأمل فلسفی است که نشان می‌دهد چطور فلسفه، با وجود تمامی نقدهای بی‌امان، هنوز می‌تواند به زبان بشریت سخن بگوید. اگر به دنبال درک باغبانی و رابطه‌ی ما با طبیعت و هنر باشید و به فلسفه، باغ‌ها و باغبانی علاقه‌مند باشید، این کتاب پر از نمونه‌های روشنگر، نکات تأمل‌برانگیز و به لحاظ فکری بسیار چالش‌برانگیز است.

◽️ بخشی از کتاب
وقتى رسانه‌‏ها ما را با «بحران‏‌هايى بشرى» كه ظاهراً پيوسته در سراسر جهان پديدار مى‌‏شوند بمباران مى‏‌كنند همواره بايد به‌‏خاطر داشته باشيم كه هر بحران خاصى تنها در نتيجهٔ تقلاّيى پيچيده يكباره در كانون توجه رسانه‌‏ها قرار مى‏‌گيرد. على‌‏القاعده در اين‏جا نقش ملاحظات واقعاً بشردوستانه كم اهميت‏‌تر از ملاحظات فرهنگى، ايدئولوژيك - سياسى، و اقتصادى است. براى نمونه، مطلب اصلى شماره ۵ ژوئن ۲۰۰۶ مجله تايم اين بود: «مرگبارترين جنگ جهان». اين مطلب گزارش مستند و مشروحى از نحوه جان سپردن نزديك به ۴ ميليون انسانى در جمهورى دموكراتيك كنگو بود كه طى دهه گذشته در نتيجهٔ خشونت سياسى كشته شده بودند. پس از چاپ اين مطلب هيچ خبرى از جنجال‏‌هاى بشردوستانه معمول نشد و تنها چندتايى نامه از نويسندگان منتشر شد - گويى نوعى سازوكار سانسور مانع از آن مى‏شد كه اين اخبار تأثير كامل خود را در فضاى نمادين ما به‌‏جا گذارد. اگر بدبين باشيم بايد بگوييم مجلهٔ تايم در مبارزه براى مطرح ساختن شديدترين نمونهٔ رنج كشيدن انسان‏‌ها قربانى درستى انتخاب نكرده بود. اين مجله بايد به فهرست مسائلى مى‌‏چسبيد كه معمولاً انتظارشان مى‌‏رود: وضعيت زنان مسلمان يا خانواده‌‏هاى قربانيان ۱۱ سپتامبر و اين‏كه آنان چگونه با مسئله از دست دادن عزيزان‌‏شان كنار آمده‌‏اند. امروزه وضعيت كنگو عملاً به قول كنراد به‌‏صورت نوعى «قلب تاريكى» از نو مطرح شده است. هيچ‏كس جرأت رويارويى با آن را ندارد. مرگ يك كودك فلسطينى ساكن كرانه غربى رود اردن، و مسلماً مرگ يك اسرائيلى يا آمريكايى هزاران بار ارزشمندتر از جان سپردن يكى از اهالى بى‌‏نام و نشان كنگوست.

از کتابِ «خشونت»
اسلاوی ژیژک
ترجمهٔ علی‌رضا پاکنهاد
1
بنیان فاشیسم، ماهیت آن، تکلیف و هدف آن بر مبنای انگارهٔ دولت است. فاشیسم دولت را امر مطلقی می‌انگارد که همهٔ گروه‌ها و افراد مقید به آن بوده تنها بر اساس نسبت‌شان با دولت سنجیده می‌شوند.... دولت فاشیستی به‌ خود آگاه است، اراده و شخصیت دارد ــ به همین سبب دولت «اخلاقی» خوانده می‌شود.... دولت ضامن امنیت، هم داخلی و هم خارجی، ا‌ست. دولت حافظ و مشوق روح مردمی‌ است، روحی که قرن‌هاست در بستر زبان و رسوم و باورهای مردمی بالیده است. دولت نه‌تنها واقعیت زندهٔ اکنون است، که با گذشته و مهم‌تر از آن با آینده اتصال دارد و به این سبب از محدودهٔ کوچک حیات فردی فرارفته روح درون‌ماندگار ملت را نمایندگی می‌کند....
فاشیسم خواهان آن است که دولت پیکره‌ای زنده و قدرتمند داشته هم‌زمان به حمایت وسیع همگانی متکی باشد. دولت فاشیستی حتی مشاغل و فعالیت‌های اقتصادی مردم را به درون خود کشیده از طریق نهادهای صنفیِ آموزشی و اجتماعی که پدید آورده است، اثرات خود را به تمام جوانب حیات مردم می‌رساند و تمام نیروهای معنوی و اقتصادی و سیاسی ملت را به واسطهٔ نهادهای صنفیِ تک‌تک آن‌ها در برِ خود می‌گیرد.... دولت فاشیستی ملت را سازمان می‌بخشد، ولی حدی از آزادی فردی به هرکس عطا می‌کند؛ مورد آخر شامل آزادی‌های بیهوده یا بالقوه مضر نیست، ولی تمام آزادی‌های اساسی را در بر می‌گیرد؛ تصمیم‌گیرندهٔ نهایی در این‌باره نه فرد که خود دولت است.


از کتابِ «فاشیسم و راست‌گرایی در اروپا»
از مجموعهٔ کارگاه تاریخ
مارتین بلینک‌هورن
ترجمهٔ مهیار آقایی
در ابتداى سده‌‏ى نوزدهم، نمايش عظيم تنبيه جسمى محو شد؛ بدنِ تعذيب‏‌شده كنار گذاشته شد؛ نمايش درد از مجازات حذف شد. عصر بى‏‌پيرايگىِ تنبيهى آغاز شد. گرچه بيشتر دگرگونى‌‏ها تا سال ۱۸۴۰ انجام گرفت و گرچه سازوكارهاى تنبيه شيوه‌‏ى جديد عملكرد خود را يافت اما اين فرايند هنوز راهى دراز تا تكميل و پايان يافتن داشت. كاهش تعذيب گرايشى بود كه در دگرگونى عظيم سال‌‏هاى ۱۷۶۰ تا ۱۸۴۰ ريشه داشت؛ اما اين كاهش به انجام نرسيده‌‏ است و مى‌‏توان گفت كه روش تعذيب تا مدت‏‌هاى مديد در نظام كيفرى ما وجود داشته است و هنوز هم وجود دارد.
در چنگ و قبضه بودنِ بدن نيز در ميانه‌‏ى سده‏‌ى نوزدهم كاملاً از ميان نرفت. بدون شك، كيفر ديگر بر تعذيب به منزله تكنيكِ درد [جسمانى] متمركز نبود؛ هدفِ اصلى كيفر از دست دادنِ دارايى يا حقوق بود. اما مجازاتى مانند كار اجبارى يا حتا زندان ــ محروميت صرف از آزادى ــ هرگز بدون مكملى تنبيهى كه به خود بدن مربوط مى‌‏شد كارايى نداشت: جيره‏‌بندى غذايى، محروميت جنسى، تنبيه بدنى، حبس انفرادى. آيا اين‌‏ها نتيجه‏‌ى ناخواسته اما اجتناب‏‌ناپذير زندانى كردن نيستند؟ در واقع، زندانى كردن در صريح‏‌ترين سازوكارهاى خود همواره حدى از درد بدنى را در برداشته است. انتقادهايى كه اغلب در نيمه‏‌ى نخست سده‏‌ى نوزدهم از نظام ندامتگاهى مى‏‌شد (اين‏كه زندان به اندازه‌‏ى كافى تنبيهى نيست و زندانيان در كل كمتر از بسيارى از فقيران و كارگران، گرسنگى و سرما و محروميت مى‏‌كشند) از يك امر مسلم حكايت داشت كه هيچ‌‏گاه به‌‏صراحت رد نشد: درست و عادلانه آن است كه محكوم بيشتر از ساير انسان‌‏ها متحملِ رنج جسمى شود. به‏‌سختى مى‏‌توان كيفر را از يك مكملِ درد جسمى تفكيك كرد. و اصلاً مجازات غير بدنى چه مى‏‌تواند باشد؟
اگر كيفرمندى در سخت‏‌گيرترين شكل‏‌هاى خود ديگر متوجه بدن نيست، پس بر چه چيز چنگ مى‌‏اندازد؟ پاسخ نظريه‌‏پردازان ــ پاسخ كسانى كه از حدود سال ۱۷۶۰ دوره‏اى را آغاز كردند كه هنوز به پايان نرسيده‏‌است ــ ساده و تقريباً بديهى است و به نظر مى‌‏رسد كه پاسخ در خود پرسش جا دارد چون اين ديگر بدن نيست] كه بر آن چنگ انداخته مى‌‏شود [بلكه روح است. بايد به جاى كفاره‌‏اى كه بر بدن وارد مى‏‌آمد، مجازاتى بنشيند كه بر اعماق قلب و انديشه و اراده و اميال تأثير بگذارد. مابْلى يك‏بار براى هميشه اين اصل را ضابطه‌‏بندى كرد: «اگر بتوان اين‌‏گونه سخن گفت، باشد كه مجازات بيشتر بر روح وارد آيد تا بر بدن.»

از کتاب «مراقبت و تنبیه»
میشل فوکو
ترجمه‌ی نیکو سرخوش و افشین جهاندیده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌‌
◽️‌دموکراسی از منظر پوپر

دموکراسی می‌خواهد مانعِ قدرت‌گرفتن استبداد شود اما معضل اصلی دموکراسی «وجود رهبران توده‌پسند» است. رهبرانی می‌توانند وجود داشته باشند که بین تودۀ مردم محبوب‌اند و بطور دموکراتیکی انتخاب شده‌اند و این پشتوانۀ مشروعیت مردمی آنان شده است. چنین رهبری ممکن است تبدیل به فیگوری مستبد شود؛ فیگوری که در یونان باستان، افلاطون از او سخن به میان می‌آورد. در انقلاب انگلستان نیز با چنین فیگوری روبرو هستیم و هیتلر هم اینگونه بود. این‌ها انگشت‌شمار نمونۀ شاخص از مستبدی است که بطور دموکراتیک انتخاب شده است. دقیقاً به همین دلیل معتقدم مهم است دموکراسی را – حتی به‌رغم اینکه به‌معنی حاکمیت مردم است – نباید مترادف «حاکمیت تودۀ مردم» گرفت چرا که مردم ممکن است [به‌طریق دموکراتیکی] فردی مستبد را انتخاب کرده و به حکومت برسانند. در عوض، دموکراسی را باید بر اساس آن ساختارهایی تعریف کرد که طبق آن مردم واجد این قدرت‌اند که [فرد یا] حکومتی را از قدرت پائین بکشند و عزل کنند. لذا در اینجا نه صرفاً از تاریخ که از سیاست هم سخن می‌گویم چرا که تاریخ و سیاست پیوند وثیقی با یکدیگر دارند.

ترجمه و تنظیم: نشر نی
‌اگرچه پاک‌سازى قومی اسرائیل در جنگ ۱۹۴۸ اكنون ديگر كمتر انكار مى‏شود، در اسرائيل امر عموماً شناخته شده‏اى نيست. بااين‏حال، يك گروه اصلى از رهبران راست‏گراى اسرائيل و مهاجرنشينان اين امر را نه تنها شرطى مرسوم، بلكه مرحلهٔ نخست فرآيندى مى‏دانند كه در جريان است. از نظر اين گروه، موجوديت دولت اسرائيل در معرض نابودى است مگر اينكه زمين‏هاى يهوديان هرچه زودتر از اعراب پاك شود. دولت ائتلافى امروز اسرائيل شامل احزابى است كه انتقال جمعيت فلسطين را راه‏حل مشكل جمعيت مى‏دانند. رسانه‏هاى گروهى اسرائيل همواره به گفته‏هاى سياستمداران و از جمله مايكل كلاينر عضو كنست و بنى الون وزير حمل‏ونقل، اشاره مى‏كنند كه خواهان اخراج اجبارى اعراب از كشور هستند. رئيس ستاد ارتش، موشه يعلون، در مصاحبه‏اى كه با روزنامه ها آرتس انجام داد، فلسطينى‏ها را «غدهٔ سرطانى» و اقدام ارتش در اراضى اشغالى را «شيمى درمانى» خواند و اظهار داشت كه ممكن است معالجهٔ سخت‏ترى ضرورى باشد. شارون، نخست‏وزير سابق، اسرائيل هم از اين «ارزيابى واقعيت» حمايت كرد. اين‏گونه اظهارات عوام‏فريبانه و نژادپرستانه درمورد شهروندان فلسطينى اسرائيل، نشان از دامنهٔ جناياتى دارد كه ممكن است درمورد آنان اعمال شود و شايد براى آن برنامه‏ريزى هم شده باشد و فقط منتظر فرصت مناسب براى اجراى آن هستند.

از کتابِ انهدام سیاسی
نسل‌کشی فلسطینی‌ها در اسرائیل آریل شارون
باروخ کیمرلینگ
ترجمهٔ حسن گلریز

‌چاپ سوم منتشر شد
تصویرهای متعارض از سیاست جهان
گرگ فرای و جاسینتا اهٔگن
ترجمهٔ علیرضا طیب

با پشت سر گذاشته‌شدن مسلّمات ظاهراً آرامش‌بخش جنگ سرد، وجه مشخصهٔ پایان سدهٔ بیستم و پگاه سدهٔ بیست‌ویکم را بحث و جدل‌های تازه و دامنه‌دار دربارهٔ سرشت سیاست جهان تشکیل داده است. اکنون با مجموعه‌ای گسترده از تصویرهای شورانگیز و گیرا روبه‌رو هستیم که هر یک مدعی بیان حق مطلب دربارهٔ گوهر و روح نظم بالندهٔ جهانی است ــ و معروف‌ترین‌شان فرجام تاریخ فرانسیس فوکویاما و برخورد تمدن‌های ساموئل هانتینگتون است.
تصویرهای متعارض از سیاست جهان از همین تصویرهای رقیبی آغاز می‌شود که بیشتر بحث‌های عمومی و مباحثات رسانه‌ها دربارهٔ سیاست جهان را رقم زده و بر شرایط بحث بر سر سیاست‌ها تأثیر گذاشته‌اند. تصویرهای ارائه‌شده از سوی فوکویاما و هانتینگتون و تصویرهای دیگری چون جهان بدون مرز، اقتدارگریزی آینده، دوران آیندهٔ منطقه‌گرایی و اسلام و غرب همگی نمایندهٔ فرض‌های متفاوتی در این باره‌اند که چه واحدها و نیروهایی در سیاست جهان اهمیت دارند، چه امکان‌هایی برای صلح و جنگ وجود دارد، و آیا جهان را باید یک یا دو یا چند پیکرهٔ سیاسی دانست.

«سرباز در طول جنگ از حق زندگی، مجرم از حق آزادی، و همهٔ شهروندان در وضعیتی اضطراری از حق جست‌وجوی خوشبختی محروم می‌شوند.»
هانا آرنت؛ از مقالهٔ افول دولت‌ـ‌ملت و پایان حقوق بشر
از کتابِ قانون و خشونت
گزیده مقالات
زیر نظر مراد فرهادپور

‌چاپ دوم منتشر شد
«جهان پیش رو»
مناظره دربارهٔ جهان پس از امریکا
شان کلارک و سابرینا هوک
ترجمهٔ علیرضا طیب


پرسش از این‌که سیاست جهان چند سال بعد چه شکل و شمایلی خواهد داشت ـ چه رسد به دهه‌ها بعد ـ پرسشی است که پاسخگویی به آن حتی از عهده‌ی یک علم اجتماعی جاافتاده نیز خارج است. عوامل دخیل بیش از حد زیادند، قوت و قدرت‌شان بیش از اندازه متغیر است، و تشخیص ترکیباتی از آن‌ها که در بازی وارد خواهد شد چنان دشوار است که پیش‌بینی‌های فراگیر را غیرقابل‌ اعتماد می‌سازد.
کتاب حاضر نوعی پیش‌بینی درباره‌ی مسائلی است که با گذار از سلطه‌ی امریکا و قدافراشتن قدرت‌های دیگر می‌تواند پدید آید.
این کتاب بی‌مانند مجموعه‌ای از استدلال‌های ناهمگون را از زبان دانشمندان و دست‌اندرکاران حوزه‌ی سیاست‌گذاری در خود فراهم آورده است که نماینده‌ی رشته‌های علمی و دیدگاه‌های نظری و مختلف و متعددی هستند. کتاب حاضر به‌دلیل روشن‌سازی و تمرکز روی این مناظره‌ی اساسی درباره‌ی آینده‌ی جهان در چند دهه‌ی بعد، قابل استفاده‌ی دانشجویان و دانشمندان روابط بین‌الملل و سیاست جهان،‌ مسائل سیاسی امریکا، سیاست خارجی ایالات متحده و امنیت بین‌الملل است.
Forwarded from الفبای فردا
وقف سنتی ریشه‌دار در جوامع اسلامی است و به بخش‌ها و کارکردهای مختلفِ جامعه گره خورده است. نحوۀ سیاست‌ورزی، مراودات اقتصادی و روابط قدرت، نحوۀ تعامل طبقات و همه و همه بر شکل نهاد وقف اثر گذاشته و از آن اثر پذیرفته است. با این همه نهاد وقف و آثار و تبعاتش به اندازۀ کافی مورد توجه متفکران ایرانی قرار نگرفته است.

نشست بیستم خیروخرد میزبان دکتر پیام روشنفکر است و در نظر دارد با توجه به پژوهش‌های انجام شده در مورد نهاد وقف، برنامه‌‌های پژوهشی‌ مرتبط با آن را به بحث بگذارد. اطلاعات بیشتر

زمان: یکشنبه ۳۰ مهر ماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۷
نشست حضوری: خیابان وزرا، کوچه بیستم، پلاک ۶، طبقه دوم
مشاهده آنلاین در الفبای فردا:   alefbayefarda.ir/kheyrokherad-20


🆔 instagram.com/alefbayefarda
🆔
t.me/alefbayefarda

‌منتشر شد
«دایره‌المعارف روانکاوی فروید ــ لکان»
جلد اول: الف
کرامت موللی

روانکاوی امروزه در ایران همچو بازار شامی است که نمیتوان در آن غثّ و سمین را از هم تشخیص داد. بسیارند که تحت نام روانکاو بیش از آنکه به آلام روحی دردمندان بپردازند به سوداگری مالی و امیال نازل خود نظر دارند. نویسنده نخست بر آن است تا شرایط ملّی‌ـ‌فرهنگیِ یکچنین پدیداری را بلحاظ تاریخی مورد تأمّل قرار داده در افق آن خاصّه به نسبت مخدوش اصحاب قلم با امر خطیر زبان بپردازد. چراکه امروزه زبان فارسی مشوب به رابطه‌ای تصنّعی و مملو از ترکیبات «من‌درآوردی» است که هم از زبان کوچه و بازار بدور افتاده و هم از زبان آباء و اجدادمان.
زبان کتاب که حاصل تحقیقات و تجارب حرفه‌ای نویسنده در زمانی نزدیک به نیم‌قرن میباشد حاکی از آنست که مفاهیم روانکاوی را نمیتوان بمثابه کالاهای لوکسی دانست که گوئی مستقیماً از فرنگ وارد شده‌اند. حال‌آنکه روانکاوی طیّ طریقی است صادقانه که دور از هرگونه تمسک به عقل و خردی خشک و بی‌روح موجب آگاهی قلبی فرد نسبت به سرگذشت، معضلات روحی و حیات باطنی خود میگردد.

◽️بخشی از کتاب

‌به قول آرتور هیو کلاف «فقط یک خدا داشته باشید؛ چه کاری است آدم برود سراغ خدای دوم وقتی همان یکی این قدر گران تمام می‌شود؟» طبیعی هم هست که داشتن خدای واحد برای آدم گران تمام شود، چون تمام جواب‌ها را فقط او می‌داند، تمام گره‌ها را فقط او باز می‌کند و تمام عبادت‌ها فقط به درگاه اوست. خدای مسیحی کارهایش را به دیگران نمی‌سپارد، او یک چندکارۀ حسود است. در حالی که خدایان پاگانی و هلنیستی متعدد و گوناگونند. شما خدایان محبوب‌ خودتان را دارید که هر کدام وظیفۀ متفاوتی بر عهده دارند و آن‌ها نیز انسان‌های محبوب خودشان را دارند. البته این خدایان مدام با هم در جنگ‌وجدل‌اند و تیر و ترکش نزاع‌شان اغلب انسان‌ها را نیز بی‌نصیب نمی‌گذارد. هر لحظه ممکن است از سر تفنن شما را به حال خود رها کنند و به همین دلیل همیشه باید مجیزشان را بگویید. یک گاو سفید دیگر بخر و بعد چهارچشمی مراقب باش ببین این خدایان متنوع چه بر سرت می‌آورند. بیشتر از آنچه خدای مسیحی بر سر انسان‌ می‌آورد؟ جواب این سؤال ساده نیست.

از کتابِ «الیزابت فینچ»
جولین بارنز
ترجمۀ محمدرضا ترک‌تتاری