نشر نی
10.4K subscribers
6.18K photos
250 videos
479 files
3.61K links
www.nashreney.com :وب‌سایت

اینستاگرام: Instagram.com/nashreney

تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com
Download Telegram
✔️معرفی کتاب «صدر اسلام و زایش سرمایه‌داری»

✍️سهند ایرانمهر

🔸در خبری خواندم که دکتر موسی غنی‌‏‌نژاد در روزنامه دنیای اقتصاد نوشته است: جالب است بدانیم قیمت‌گذاری دستوری یکی از خط قرمزهای پیامبر اسلام در تدبیر اقتصادی در دوران زمامداری سیاسی خود بوده است. در سیره نبوی نقل است که ایشان، برخلاف سنت رایج آن زمان، هیچ‌گاه حاضر به قیمت‌گذاری کالاها در بازار حتی در زمان قحطی و در خصوص کالاهای احتکاری نشدند و توصیه فرمودند از آنجا که «قیمت‌ها دست خداست»،چنین کالاهایی باید به هر قیمتی که در بازار معین می‌شود، عرضه شوند.

🔸این نقل قول را چندی پیش در کتابی با عنوان «صدر اسلام و زایش سرمایه‌داری» خواندم و نمی‌دانم آیا دکتر غنی‌نژاد در مصاحبه پیش‌گفته، فرصت کرده‌اند، کتابی را که این نقل قول به همراه منبعش در آن آمده است، معرفی کنند یا نه؟ بنابراین به نظرم رسید برای کسانیکه منبع این سخن دکتر غنی‌نژاد را نمی‌دانند، کتاب حاوی این‌‌نقل قول( و‌منبعش) را معرفی کنم.

نویسنده ،کتاب بندیکت ،کهلر که تحصیلات اقتصادی - تاریخی و همچنین تجربه بانکداری دارد در آخرین اثر خود معتقد است، عناصر اصلی سرمایه‌داری مدرن که ابتدا در ونیز ظاهر شد در واقع از نهادها و رویه های کسب و کار اسلامی اقتباس شده اند. به نوشته وی از جمله نوآوریهای مهم مسلمانان ایجاد نهادهای شرکت و وقف ابداع فنون مدیریت ،تجاری، ریاضیات بازرگانی و اصلاحات پولی است به ادعای نویسنده اسلام تنها دینی است که بنیان گذارش کارآفرین بود و احترام به قراردادها در این دین یک واجب دینی و وظیفۀ مدنی شمرده می‌شد مکه نه فقط مکانی ،مقدس، بلکه مرکزی بسیار مهم برای تجارت بود و تجربه پیامبر در ،تجارت نقشی مهم در اداره موفق شهر مدینه و مذاکره و جنگ با دشمنان داشت نویسنده با اتکا به منابع گسترده و با بیانی جذاب خواننده را از مکه به مدینه ،دمشق بیت المقدس بغداد، قاهره و سایر شهرهای اسلامی می‌برد و با شیوه‌های مدیریتی حاکمان آن بلاد آشنا میکند و سیر تحول نهادهای اسلامی و علل پیشرفت و سپس افول تمدن اسلامی را با توجه به انگیزه های اقتصادی تحلیل می‌کند.

🔸بخشی از کتاب:

وقتی محمد [ص] نظارت بر قیمتها را برچید تجار عرب انگشت حیرت به دهان استطاعت مردم گرفتند. ابویوسف سه روایت مختلف از رویدادهای منتج به این تصمیم را باهم مقایسه کرده است که یکی از آنها بدین شرح است:

«قیمتها در زمان پیامبر افزایش یافت و مردم خدمت ایشان رسیدند و درخواست کردند سقف قیمتی که با استطاعت مردم مطابق باشد تعیین شود لیکن ایشان ،فرمودند قیمتهای پایین و بالا را خدا معین کرده است و ما اجازه نداریم از دستورات خدا تخطی کنیم.» ( کتاب الخراج، ابویوسف ص۴۹)به گفته ابویوسف محمد [ص] دستور داد قیمتها را به دستهایی نامرئی واگذارند و تأکید کرد قیمتها چه بسیار و چه،اندک در دست خدا هستند.». در مشكاة المصابيح حنفی هم‌ روایت دیگری از این سخن محمد [ص] نقل شده است: «خداست که نرخ‌ها را تعیین میکند و روزی دهنده و روزی ستاننده هموست».
#معرفی_کتاب
نشرنی
@sahandiranmehr

‌در دست انتشار
«در خدمت و خیانت مترجمان»
نوشته‌ی نیکو سرخوش

در کتاب پیش رو قرار نیست برمبنای چارچوبی زبان‌شناختی یا معرفت‌شناختی به صحت و سقم ترجمه‌ها پرداخته شود تا سرانجام فهرستی از مترجمان خوب و بد فراهم آید. پس اگر از خیانت در ترجمه سخن رانده می‌شود مسئله عدم‌وفاداری به کلمه یا زبانِ مبدأ نیست، بلکه مسئله بر سر مختل‌کردن یک امکان است و اگر از اخلاق یا اتیک در ترجمه سخن به میان می‌آید دقیقاً در همین برداشتِ متفاوت از وفاداری و خیانت است که این اخلاق معنا می‌یابد. این جستار با بیرون آمدن از حلقه‌ی تنگ و کم‌ثمرِ رهیافت‌های زبان‌شناختی و با اتخاذ رویکردی فلسفی‌ـ‌سیاسی در پی آن است که ببیند چگونه رویدادهای تاریخی در برهه‌های متفاوت بر نمودار سیاست، ادبیات و ترجمه اثر می‌گذارند و در این میان کدامین نیرو میدانِ ترجمه را به تسخیرِ خود درمی‌آورد و چگونه؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

‌سقراط درست پیش از این‌که جام شوکران را سر بکشد، به دوست و شاگردش، کریتون، گفت: «من به آسکلپیوس خروسی بدهکارم. فراموش نکن دینم را ادا کنی.»
آسکلپیوس الهه‌ی درمان در اساطیر یونان باستان بود. به ماری که دور چوبدستی‌اش پیچیده دقت کنید. آشناست. نه؟ پزشکان عاشق استفاده از این مار در لوگوهایشان‌اند. به هر حال آسکلپیوس ایزدگونه‌ی پزشکی در اساطیر یونان باستان بود. پس کلام آخر سقراط شاید در حالت تحت‌اللفظی اشاره دارد به این‌که سقراط یا یکی از پسرانش به‌تازگی بیمار بوده و معالجه شده و او باید برای خدای درمان قربانی کند. ولی بدون شک معنای واقعی این کلام چیزی فراتر از معنای تحت‌اللفظی آن است. بر اساس فلسفه‌ی سقراط، زندگی یک بیماریست. نوعی کوری که دیدگان ما را در مقابل حقیقت تیره‌و‌تار می‌کند. سقراط در آستانه‌ی مرگ بود، اما از مرگ نمی‌هراسید. مرگ را به چشم درمانی برای بیماری‌اش می‌دید؛ پس برای خدای درمان قربانی درنظر گرفت. این عالی‌ترین کنش سقراط بود، کسی که در سرتاسر مکالمه‌ی فایدون تلاش کرد تا دوستانش را متقاعد کند که روح انسان جاودانه است.

ویدئو از: Train Ride
ترجمه‌ی نگار خلیلی
تهیه و تنظیم: نشر نی
فهرست_کتاب‌های_نشر_نی؛_پاییز_۱۴۰۲.pdf
814.1 KB
فهرست کتاب‌های موجود؛ پاییز ۱۴۰۲
نشر نی pinned a file
افراطیون یا سلطنت‌طلبان افراطی در سلطنت‌طلبی گوی سبقت را حتا از لویی هجدهم نیز ربوده بودند. رهبر آنان آرتوا بود، که بعداً شارل دهم لقب گرفت. هرچند افراطیون اکثریتِ «مجلس حیرت‌انگیز» را در اختیار داشتند، اما چندی بعد شمار آنان هرگز از یک اقلیتِ پرسروصدای ۶۰ تا ۸۰ نفری ــ اکثراً اهالی مناطق جنوبی و غربیِ فرانسه ــ تجاوز نکرد. افراطیون خود را مدافعان ارزش‌های سنتیِ سلطنت، کلیسا و اشرافیت می‌دانستند، یعنی همان سه رکنی که به‌گمان ایشان در نظم و هماهنگیِ کامل بر فرانسه حکم می‌راندند.
تاج‌گذاری شارل دهم در ۱۸۲۵ گواه آشکاری بر افزایش نفوذ روحانیون بود. لویی هجدهم در کلیسای نوتردام تاج سلطنت بر سر نهاده بود، اما شارل خوش داشت که با برپایی ضیافتی باشکوه در کلیسای جامع رِمس که یادآور مراسم قرون وسطا بود، خاطرات کلوویس اول و گذشته‌ای خیال‌انگیز را در اذهان زنده نماید. رابطۀ پادشاه جدید با کلیسا چنان صمیمانه شده بود که مطبوعات غالباً وی را به‌طرزی مضحکه‌آمیز در ردای کشیشان به تصویر می‌کشیدند. وی با برگزیدن روحانیون به مقام کارگزاران انتخاباتی خود، این پیوند را تحکیم بخشید. در ۱۸۲۲ اسقف‌ها به‌توصیۀ شارل دهم بر سر منابر وعظ و خطابه مردم را به حمایت از افراطیون در انتخابات مجلس ترغیب کردند. این روال در انتخابات ۱۸۲۷ و ۱۸۳۰ شکل عادی‌تری به خود گرفت. یکی دیگر از نشانه‌های افزایش نفوذِ سیاسی افراطیون، تصویب قانونی فوق‌العاده جنجالی در ۱۸۲۵ بود که به‌موجب آن دولت موظف به پرداخت غرامت به مهاجرانی شد که املاک آنان در عصر انقلاب به تصرف درآمده بود. به‌اعتقاد لیبرال‌ها پرداخت چنین غرامتی بر روند مستمرِ فروش املاک ــ روندی که از عصر انقلاب آغاز شده بود ــ خدشه وارد می‌آورد و باعث اتلاف ۶۰۰ میلیون فرانک وجه دولتی می‌شد، ولی قانون فوراً به مرحلۀ اجرا درآمد و منافع آن مشخصاً نصیب خانواده‌هایی شد که هیچ نیازی به «اعانه» نداشتند.

از کتابِ سلطنت مشروطه در فرانسه
از مجموعۀ کارگاه تاریخ
پملا پیلبیم
ترجمۀ بابک محقق
«وقتی انسان آموخت ــ آن هم نه فقط روی کاغذ ــ که چگونه با رنج‌هایش تنها بماند، چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود، آن‌وقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد.»
آلبر کامو

از کتابِ روان‌درمانی اگزیستانسیال
اروین یالوم
ترجمهٔ سپیده حبیب

‌در دست انتشار
«عروض و قافیه فارسی»
با رویکرد جدید
نوشته‌ی علی‌اصغر قهرمانی مقبل

عروض جدید که از پرویز خانلری آغاز شده و با ابوالحسن نجفی اوج کم‌نظیری را تجربه کرده، در سیر تکاملی خود به این کتاب رسیده است. در این کتاب ویژگی‌های وزن شعر فارسی با زبانی ساده و منسجم، از مقدمات تا طبقه‌بندی اوزان، بیان می‌شود. جداول و تمرین‌های متنوع و هدفمند آن، با رویکرد آموزشی و کاربردی، خواننده را از کرانه تا ژرفای مباحث عروضی هدایت می‌کند. در مبحث قافیه نیز تلفیق دقیق مباحث سنتی و جدید، به همراه شواهد پرشمار و بعضاً دیریاب، موجب شده تا کتاب جامعیتی قابل قبول بیابد و کتابی در خور برای تدریس «عروض و قافیه» در دانشگاه باشد.

‌‌در دهه‌ی ۱۹۸۰ هنر زنان دیگر بر سیاستِ بدن زنانه تمرکز نکرد بلکه واسازی معناها و به‌پرسش‌گرفتن نشانه‌ها را در دستور کار خود قرار داد. این تغییرِ رویه قبل از هر چیز ناشی از تأثیرات نظریه‌ی روانکاوی بود که هنرمندان از آن برای تأکید بر سیاست «نگاه خیره» استفاده می‌کردند. نگاه خیره، به تعبیر نید (۱۹۹۲)، به بدن زنانه «نظم می‌بخشد»، بدین طریق که آن را به‌مثابه‌ی ابژه‌ای سالم، بی‌نقص، ایده‌آل و پرمایه بازمی‌نمایاند و درعین‌حال واقعیت گوشتالو، کثیف و پرنقص آن را کتمان می‌کند. فمنیست‌ها قضیه را این‌گونه طرح می‌کنند که «زنان چگونه وادار می‌شوند بدن‌هایشان را ماده‌ای خام برای دستکاری و نمایش بینگارند و خود را دائماً به دست وارسی و آزمون بسپارند؟». کارهای سیندی شرمن نقد بصری همین تصور نقاب‌گونه از زنانگی است. در عکس‌های دستکاری‌شده‌ی او، افشای «خودشیفتگی نهفته در زنانگی» و بزرگ‌نمایی و برجسته‌سازی اعضای بدن زنانه ابزاری می‌شود برای «تبدیل هم‌زمان عینیت‌یافتگی زنانه به سوژه و ابژه». به‌علاوه، او با به‌کارگیری شگرد نقیضه پاره‌ای تأثیرات متقابل متن و تصویر را نشان می‌دهد و نیز نمایان می‌سازد که بین تلاش برخی زنان برای زدودن عیوب و نواقص از بدن زنانه و نمایش تصویری صیقل‌یافته از آن، از یک سو و انتقادات فمنیستی از اثرات سرکوبگر این فرایندهای تغییرات آرایشی از سوی دیگرْ رابطه‌ای متقابل وجود دارد.

از کتاب «جامعه‌شناسی هنر»
شیوه‌های دیدن
دیوید انگلیس و جان هاگسون
ترجمه‌ی جمال محمدی

‌در دست انتشار از مجموعه‌ی جهان نمایش

«فیلم‌نامه پروست؛ در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته»
نمایش‌نامه
هرولد پینتر؛ ترجمه‌ی امین مدی

«روشنایی‌های بوهم»
نمایش‌نامه‌ی گروتسک
رامون ماریا دل بایه اینکلان؛ ترجمه‌ی مزدک صدر

«بسی ناگفته‌ها»
نمایش‌نامه؛ درباره‌ی زندگی و آثار کاترین منسفیلد، برگرفته از نوشته‌های نویسنده
الن بیتس؛ ترجمه‌ی نرگس انتخابی
چقدر زنان ژاپنی با پوسترها یا افسانه‌های رومانتیک و سطحی فرق دارند. عروسکی ظریف با موهای ماهرانه آراسته و صندل‌های چوبی بلند، که می‌داند چگونه لبخند بزند، تعظیم کند، کیمونویش را بپوشد و درآورد. اما وقتی به این‌جا می‌آیی زود درمی‌یابی که در پس این نقاب پودرزده کسی پر از قدرت اراده، صبر و بی‌باکی می‌زید و تلاش می‌کند. و عشق بی‌باک. در یک آواز عامیانهٔ ژاپنی زن می‌گوید: «ما، تو و من دو تکهٔ یک برگ کاج هستیم که خشک می‌شوند و می‌افتند بی‌آن‌که جدا شوند!»
ملاحت ظاهری او نه از ضعفش که از قدرت اراده‌ی منضبطش ریشه می‌گیرد، که می‌تواند بدون تزلزل با هر مصیبتی روبه‌رو شود، با این‌که بسیار فقیر و بیچاره است، هرگز شکایت نمی‌کند. و سرنوشتش را آزادانه می‌پذیرد، چنان‌که جنگجوی خوب جایگاه خود را در نبرد می‌پذیرد.

از کتابِ چین و ژاپن
سفرنامه
نیکوس کازانتزاکیس
ترجمه‌ی محمد دهقانی

‌درخت نیکو میوهٔ نیکو آورد و درخت تباه میوهٔ تباه. چه درخت را به میوه بازشناسند. ای افعی‌تباران، چه سان سخن نیکو توانید گفت، حال آن که بَدید؟ چه از آکندگی دل است که دهان به سخن درمی‌آید. انسان نیک از خزانهٔ نیکوی خویش نیکی برآورد و انسان بد از خزانهٔ بد خویش بدی. باری، شما را می‌گویم: هر سخن بی‌بنیاد که آدمیان بر زبان رانند، به روز داوری پاسخگوی آن خواهند بود. چه به سبب سخنان خویش تبرئه خواهی شد و به سبب سخنان خویش محکوم خواهی گشت.

از عهد جدید، انجیل مَتّی، ترجمهٔ پیروز سیار

«‌هیچ چیز قادر به از میان برداشتن جنگ نیست، مگر آن‌که انسان‌ها خود از رفتن به جبهه سر باز زنند.»
آلبرت آینشتاین

از کتابِ چرا جنگ؟
نامه‌نگاری آلبرت آینشتاین و زیگموند فروید
ترجمهٔ خسرو ناقد

‌از ته دل آرزو کردم که کاش در آغوشم می‌گرفت و در آغوشش می‌گرفتم... نمی‌خواستم در سینه‌اش پنهان شوم... می‌خواستم هر دو یاور هم باشیم، مثل دو لنگهٔ پنجره که در برابر طوفان با هم بسته می‌شوند... آرزو نمی‌کردم که مثلاً در بازوان او از هوش بروم... اما تاریکی شب برای من و او کمتر و پژواک صدای بمب‌ها ضعیف‌تر بود اگر دستانمان به گردن یکدیگر بود... حتا حیوانات وحشی هم وقت زلزله به هم می‌چسبند... مرگ دسته‌جمعی به اندازهٔ مرگ فردی وحشتناک نیست... آن‌که تنها می‌میرد دو بار مرده است: یک بار چون تنهاست، دیگر بار چون... مُرده!

از کتابِ «کابوس‌های بیروت»
غاده السمان
ترجمهٔ احسان موسوی خلخالی
جنگ فلسطینی ـ اسرائیلی (۱۹۸۲)

رویداد دیگری که فضای سیاسی ـ نظامی خاورمیانه را تغییر داد، انقلاب اسلامی در ایران بود که جبههٔ جدیدی علیه اسرائیل گشود. هر چند ایران از اواخر ۱۹۸۰ درگیر جنگ با عراق شد، از مواضع ضداسرائیلی خود دست برنداشت. دوستی میان ایران و سوریه نیز این جبههٔ ضداسرائیلی را گسترش بخشید. بحران استقرار موشک‌های سام - ۷ در ۱۹۸۱ در سوریه نگرانی اسرائیل را نسبت به قدرتمند‌تر شدن فلسطینی‌ها و دستیابی آن‌ها به سلاح‌های مخرب‌تر افزایش داد. نگرانی اسرائیل به‌ویژه از این جهت بود که با تحولات جدید منطقه پس از انقلاب ایران و افزایش قدرت فلسطینی‌ها، به دلیل حمایت‌های خارجی، چالش‌های نظامی بیشتری پیش رو داشته باشد. به همین دلیل بود که رهبران اسرائیلی تصمیم گرفتند این تنها نیروی بازماندهٔ مقاومت را از صحنه دور کنند.
نیروهای زرهی ارتش اسرائیل با گذشتن از مرزهای لبنان در ژوئن ۱۹۸۲ با برخورداری از پشتیبانی نیروهای هوایی به مواضع فلسطینی‌ها حمله کردند. با گسترش حملات اسرائیل نیروهای فلسطینی از مناطق جنوب لبنان عقب‌نشینی کردند و به اطراف بیروت رسیدند. اسرائیل با محاصرهٔ بیروت و بمباران‌های شدید این شهر، که به قطع آب و برق و سایر خدمات مدنی منجر شد، درصدد آن بود تا با فشار آوردن بر لبنانی‌ها آن‌ها وادار کند خواستار خروج فلسطینی‌ها از لبنان شوند. شرط پایان یافتن محاصره و بمباران بیروت نیز همین مسئله اعلام شد.
با تشدید فشار بر ساکنان بیروت و میانجی‌گری‌های فلیپ حبیب، نمایندهٔ امریکا، و سرانجام اصرار لبنانی‌ها یاسر عرفات رهبر سازمان آزادی‌بخش فلسطین پذیرفت که نیروهای خود را از بیروت و سپس از لبنان خارج کند.
جنگ ۱۹۸۲ چند پیـامد اصلی در پی داشت: نخست این‌که آخـرین چالش نظامی برای اسرائیل، یعنی حضور فلسطینی‌ها در مناطق اطراف اسرائیل، را از میان برداشت. خـروج فلسطینی‌ها از لبنان و محدودیت‌های شدید بر سـر راه آن‌ها برای دست زدن به اقدامات نظامی از یک‌سو و تحولات بعدی خاورمیانه و جهان از سوی دیگر عرفات را به این نتیجه رساند که دیگر مقابله با اسرائیل از راه نظامی امکان‌پذیر نیست و راه مذاکرهٔ سیاسی و راه‌حل‌های غیرمسلحانه مؤثرتر است. تحولات بعدی نظیر سفر عرفات به قاهره و شکستن تحریم مصر در ۱۹۸۳ و انعقاد پیمان اردنی ـ فلسطینی سال ۱۹۸۵ از نتایج گرایش ساف به راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز و چرخش آن به جانب میانه‌روهای عرب بود. جنگ ۱۹۸۲ لبنان و پیامدهای آن در ۱۹۸۳ به‌تدریج سایر اعراب را به سوی راه‌حل‌های صلح‌آمیز هدایت کرد.

از کتابِ «کشمکش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در خاورمیانه (غرب آسیا) و شمال افریقا»
نوشتهٔ حمید احمدی

◽️بخشی از کتاب

‌‌دریغا فرزندم، ای کاش که دست اختیارم بر تو گشوده بود
و ای کاش می‌دانستم کدام تقدیر بی‌شفقت دست بر تو نهاده است.
به کجا خفته‌ای ای فرزند که از آغوش مشتاق من‌ات ربودند؟
وه که اگر آگه بودم، آنگاه اگر سینه‌ام به نیزهٔ کین شکافته می‌شد و
دستانم به زنجیر بسته می‌ماند
و اگر پهلویم به زبانه‌های آتش می‌سوخت
حاشا که مادرت نهانگاه فرزند به دشمن می‌نمود.
آه پسرم، به کدام جایی و به کدام سرنوشت دچاری؟
به پای سرگردانی آیا صحراها درنوشته‌ای؟
در کام شعله‌های آتش آیا ناچیز شده‌ای؟
دست نابکار فاتحی آیا خون تو بر خاک ریخته؟
یا به دندان جانوری دَدخوی پاره پاره شده‌ای
و اکنون بر خاک افتاده طعمهٔ قوش و کرکسی؟

از نمایشنامهٔ زنان تروا، سنکا، ترجمهٔ عبدالله کوثری

نقاشی: مادران، اثر کته کلویتس، ۱۹۲۱

‌‌منتشر شد
توسعه، آب یا سراب
محمدسعید نوری نائینی

در یک فضای منطقی این‌که امور چگونه‌اند و چه باید کرد در حیطه‌ی قضاوت فردی ما قرار دارد و نمی‌توانیم از این مسئولیت شانه خالی کنیم. آیا هر فرد نباید مسئول آنچه برایش اتفاق می‌افتد باشد؟ چرا باید دیگران مأمور نفوذ و تأثیر در زندگی فرد باشند؟ دیدگاهی از توسعه، که خرد انسان و توانمندی‌های او را دارای نقشی تعیین‌کننده می‌داند، بر نقش‌آفرینی و مسئولیت و داوری افراد استوار است. در این دیدگاه انسان فردی است نقش‌آفرین نه منفعل و نقش‌پذیر و خودِ او بر کرسی تصمیم‌سازی و داوری می‌نشیند. حال و آینده‌ای را که به هر دلیل برایش مطلوب و ارزشمند است تعیین، و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. در این منظر انسان‌ها افرادی منفعل نیستند که، در خوشبینانه‌ترین حالت، از دستاوردهای برنامه‌های توسعه‌ای برخوردار شوند که دیوان سالاران، فن‌سالاران و مقامات سیاسی‌ـ اقتصادی به روش بالا به پایین برای آن‌ها تهیه کرده‌اند. در نگرش توسعه‌ی مردمی، افراد آزاد و مسئول‌اند و با حضور فعال در تمامی مراحل فرایند توسعه سرنوشت خویش را چنان که می‌خواهند رقم می‌زنند.
ــ از متن کتاب ص ۴۳-۴۴

◽️بخشی از کتاب
پیوندهای نازیسم با فاشیسم و تمامت‌خواهی

گرچه نازیسم خصوصیات منحصربه‌فرد فراوانی داشت، اما همواره تمایلی در کار بوده است که آن را ذیل عنوان کلی «فاشیسم» بگنجانند، مفهومی که یادآور کلماتی نظیر «خشونت»، «سرکوب» و «دیکتاتوری» است. درهرحال، یافتن نظریه‌ای جامع دربارهٔ «فاشیسم» بسی دشوار است. در وهلهٔ اول، هیچ فیلسوف صاحب‌نامی نبوده است که ایدئولوژی فاشیسم را صورت‌بندی کرده باشد. چندان هم جای تعجب ندارد، زیرا مایهٔ مباهات فاشیسم بوده است که ضدروشنفکری باشد و در تضاد با اندیشهٔ «عقلانی» قرار گیرد. به‌زعم مارکسیست‌ها، ابراز وفاداری کورکورانه و میهن‌پرستانهٔ فاشیست‌ها به کشوری قدرتمند چیزی جز «ابزار بورژوازی» در دستان گروه‌های مرتجع طبقهٔ مرفه نبود که برای حفظ جایگاهِ لرزان خود در صدر جامعه، درپی نابودی دموکراسی توده‌ای، کمونیسم و جنبش روبه‌رشد کارگر بودند. آنتونیو گرامشی، نویسندهٔ برجستهٔ مارکسیست ایتالیایی (که فاشیست‌ها او را به زندان افکندند و همان‌جا به قتل رساندند)، نسخهٔ دیگری به دست داد که در مقایسه با نظریهٔ فاشیسم ــ مبنی بر «توطئهٔ نخبگان» با هدف انهدام کمونیسم و دموکراسی ــ عالمانه‌تر بود. گرامشی می‌گفت کاپیتالیسم ــ به‌خصوص در اروپا ــ در اوایل قرن بیستم با بحرانی جدی دست‌به‌گریبان بوده است و طبقات حاکمِ قرن نوزدهم سوء‌استفاده از تودهٔ ملت و واداشتن آنان به تبعیت از فرامین خود را بسی دشوار یافته‌اند. آنان همچنین دلواپس آن بوده‌اند که مبادا موج انقلاب کمونیسم آن‌ها را با خود ببرد. در چنین اوضاع و احوالی، فاشیسم ابزار سرکوب و سلطهٔ مجدد بر توده‌ها شد. به آنان وعدهٔ حاکمی مقتدر و مردمی دادند، حال آن‌که در واقع امر صرفاً ابزار تخریبِ قدرت تهدیدآفرین کمونیسم و اصول برابری‌طلبانهٔ دموکراسیِ توده‌ای بود. صدالبته، مشکل چنین قرائتی از فاشیسم این بود که اهمیت چندانی به محبوبیت فاشیسم در برخی اقشار جوامع آلمان و ایتالیا نمی‌داد، زیرا آن‌ها را بازیچهٔ دست فاشیست‌ها می‌دانست.

از کتابِ «هـیـتـلـر و ظهور حزب نـازی»
از مجموعهٔ کارگاه تاریخ
فرانک مک‌دانو
ترجمهٔ آرش کلانتری
یکی از تازه‌ترین امواج مخالفت با اندیشه و آرمان صهیونیستی ظهور پدیدهٔ پست‌صهیونیسم در سال‌های پایانی دههٔ ۱۹۸۰ بود. این گروه از اندیشمندان و مورخان، از دیدگاه‌ها و ابعاد گوناگون، صهیونیسم و اسرائیل را مورد انتقاد قرار دادند. پست‌صهیونیسم اصطلاحی است برای توصیف «دیدگاه‌ مورخان تجدیدنظر‌طلب» اسرائیلی دربارهٔ تاریخ اسرائیل، که مورد پسند صهیونیست‌ها نیست. این دیدگاه جدید دربارهٔ ایدئولوژی، اصول و اهداف جنبش صهیونیسم در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی مطرح و به یکی از کشمکش‌های فکری میان روشنفکران اسرائیلی و روشنفکران عرب، به‌ویژه فلسطینی، تبدیل شد. چکیدهٔ دیدگاه‌های مورخان و اندیشمندان پست‌صهیونیست به شرح زیر است:
• صهیونیسم با تأسیس اسرائیل هدف اصلی خود را تحقق بخشیده و اکنون دورهٔ آن فرا‌رسیده که تاریخ اسرائیل با روشی عینی‌تر ارزیابی شود.
• اعراب فلسطینی در سال ۱۹۴۸ و پس‌ از آن به‌زور از خانه‌ها و سرزمین خود رانده شدند و بر‌خلاف روایت صهیونیستی خودشان از فلسطین فرار نکردند. ساختن روایت فرار فلسطینی‌ها بخشی از طرح اسرائیل بود تا یهودیان را در فلسطین به اکثریت برساند.
• نیروهای اسرائیلی در جنگ ۱۹۴۸ به این دلیل پیروز شدند که قدرت بیشتری از ارتش‌های اعزامی عرب داشتند، نه آن‌گونه که صهیونیست‌ها می‌گویند به‌دلیل شجاعت خود.
• یهودیان اکثریت موسوم به «اشکنازی»، رفتار تبعیض‌آمیزی در ‌برابر یهودیان «سفاردی» مهاجر داشتند که از کشورهای عربی آمده بودند.

از تقسیم‌بندی‌های گفتمان پست‌صهیونیستی نوعی طبقه‌بندی است که سه گونه گرایش برای پست‌صهیونیسم در نظر می‌گیرد:
گرایش نخست صهیونیسم را در پروژهٔ خود بیش‌از حد موفق می‌داند. موافقان این گرایش می‌گویند دولت اسرائیل باید از دولت یهودیان به دولت «همهٔ شهروندان اسرائیل» تبدیل و قانون بازگشت متوقف شود.
گرایش دوم مشروعیت و قانونی‌بودن صهیونیسم را انکار نمی‌کند، اما از اعمال ظالمانهٔ آن در‌قبال اعراب انتقاد می‌کند.
گرایش سوم رادیکال‌تر است و اصولاً صهیونیسم را حرکتی استعماری می‌داند و بر آن است که «صهیونیسم با یک اشتباه استعماری متولد شد». نوشته‌های ایلان پاپه، باروخ کیمرلینگ و گرشون شافیر بازتاب این نوع نگرش است. آن‌ها پست‌صهیونیسم را هجومی علیه صهیونیسم می‌دانند و ابایی ندارند که نشان دهند صهیونیسم و اسرائیل از ابتدا پدیده‌هایی آلوده و پلید بوده‌اند.

از کتابِ «سیاست و حکومت در خاورمیانه (غرب آسیا) و شمال افریقا»
نوشتهٔ حمید احمدی