در ما نقصی نهفته است: روح اصالت و ابتکار در وجودمان جایی ندارد. کمابیش هر آنچه تصمیم به انجامش میگیریم الهامگرفتهشده ــ اجازه بدهید صادقانه سخن بگوییم، کپیشده ــ از نمونههای فاخر و برجسته است. اگر تصمیم بگیریم خلاقیتی بهخرج دهیم، همواره این موارد اجتنابناپذیرند: یا نابهنگام و بیموقعاند، یا موجب غافلگیری میگردند و یا اینکه رسوایی بهبار میآورند. عموی بزرگم معتقد است ما بهسان کپیهای کاغذ کاربنی ــ همانند نمونهی اصلی، تنها به رنگی دیگر، بر روی کاغذی دیگر و با محصول نهایی دیگری ــ هستیم.
داستانهای کرونوپیوها و فاماها | خولیو کورتاسار | ترجمهی طلوع ریاضی و شهروز عمیدی
@neypub
داستانهای کرونوپیوها و فاماها | خولیو کورتاسار | ترجمهی طلوع ریاضی و شهروز عمیدی
@neypub
خانه در آن غروب که خورشید گردی طلایی بر همه چیز پراکنده بود بیش از همیشه به صدف شکنندهای میمانست که گذشت فصلهای بیشمار باران و آفتاب بر آن فرو آورده است، اما در پشت خانه که چریتی دوچرخهاش را دنبال خود میکشید و به آنسو میرفت، نشانههایی از سکونت تازه به چشم میآمد. درِ زمختی که از تخته درست شده بود از ورودیِ آشپزخانه آویخته بود. چریتی در را هل داد و باز کرد و وارد اتاقی شد که به شیوهی ابتدایی کمپها در آن وسیله چیده شده بود. کنار پنجره میزی بود که آن هم از تخته درست شده بود، با کوزهی سفالینی که دستهگل بزرگی از مینای وحشی در خود داشت و دو صندلی برزنتی که نزدیک آن بود و در گوشهای تشکی با پتویی مکزیکی بر رویش دیده میشد.
اتاق خالی بود و چریتی دوچرخهاش را به خانه تکیه داد و با زحمت خود را از دامنه بالا کشید و روی صخرهای در زیر درخت سیب کهنسالی نشست. هوا کاملاً ساکن بود و از جایی که نشسته بود میتوانست صدای دلنگدلنگ زنگ دوچرخهای را در دوردستهای پایین جاده بشنود...
تابستان | ادیت وارتون | ترجمهی مزدک بلوری
@neypub
اتاق خالی بود و چریتی دوچرخهاش را به خانه تکیه داد و با زحمت خود را از دامنه بالا کشید و روی صخرهای در زیر درخت سیب کهنسالی نشست. هوا کاملاً ساکن بود و از جایی که نشسته بود میتوانست صدای دلنگدلنگ زنگ دوچرخهای را در دوردستهای پایین جاده بشنود...
تابستان | ادیت وارتون | ترجمهی مزدک بلوری
@neypub
Forwarded from اتچ بات
🎙فایل صوتی سخنرانی های نشست نقد و بررسی کتاب " از سرد و گرم روزگار"
♦️ این جلسه، نخستین نشست از سلسله نشست های " خاطره نگاری و تاریخ مردم" بود که با حضور احمد زیدآبادی- نویسنده کتاب- حسن باستانی راد و داریوش رحمانیان در پژوهشکده مطالعات فرهنگی روایت در تاریخ 2 اردیبهشت ماه 1397 برگزار شد.
🆔 @S_Imagination
♦️ این جلسه، نخستین نشست از سلسله نشست های " خاطره نگاری و تاریخ مردم" بود که با حضور احمد زیدآبادی- نویسنده کتاب- حسن باستانی راد و داریوش رحمانیان در پژوهشکده مطالعات فرهنگی روایت در تاریخ 2 اردیبهشت ماه 1397 برگزار شد.
🆔 @S_Imagination
Telegram
attach 📎
Forwarded from Absurd Mind's Media
مهمان ناخوانده
#محمد_صادقی
1. اریک امانوئل اشمیت نویسنده و نمایشنامهنویس مشهور فرانسوی در کتاب «مهمان ناخوانده» که با ترجمه «تینوش نظمجو» منتشر شده، در بستر هولناکترین و تلخترین فصل از تاریخ قرن بیستم و در فضایی سرشار از شر و جنایت، کشاکشی میان باور و ناباوری را در مرز خواب و بیداری پیش روی ما قرار میدهد. قدرتگیری نازیها در آلمان با ادعای برتری فکری، مسلکی و نژادی نسبت به دیگران، به تدریج و سپس با شتاب، به نابودسازی «دیگران» میانجامد، و نمایشنامهنویس در چنین فضایی به مفاهیمی همچون آزادی، ایمان، عشق و مسئولیتپذیری میپردازد. در گذر از تکیه بر «پاسخ»، و آغاز دوره جدید، که بر «پرسش» تکیه دارد، «نیاز به قطعیت» همچنان در انسان احساس میشود و با چاشنی غرور میآمیزد تا آنجا که دوره «جنون انسانهای متکبر» شکل میگیرد. گفتوگوی فروید و آنا (دخترش) بویژه آنجا که بر اهمیت پرسش تکیه دارد، مقدمه خوبی برای آغاز گفتوگوی نفسگیر فروید و ناشناس به نظر میرسد. یکی از نکتههای تکاندهنده در نمایشنامه بحث پرحرارت فروید و ناشناس، درباره «آزادی انسان» است. آزادی در برابر خیر و شر، و اهمیت آزادی انتخاب، که در غیر این صورت، آزادی معنادار نخواهد بود. به تعبیر ناشناس یا بهتر است بگویم «ناشناس-آفریننده»، انسان آزاد آفریده شده، و نه به شکل یک ربات که مهارپذیر باشد. انسان، خود باید دست به انتخاب بزند و این فهمی است متفاوت که ناشناس-آفریننده میخواهد بر اساس آن، شناسایی شود. زیرا هرچه آزادی و رهایی از اسارتها و زنجیرها تشدید شود، مفهوم «مسئولیت» و مسئولیتپذیری پررنگتر میشود. از این رو در گفتوگو با فروید به آزادی انتخاب و اختیار انسان اشاره آشکاری دارد:«تو خدایی رو که عشق میورزه نمیخوای. تو خدای قهر و خشم و غضب رو ترجیح میدی.»
2. اریک فروم در کتاب «گریز از آزادی» میگوید که انسان از آزادی میگریزد زیرا از افتادن به دام مسئولیت هراس دارد و نمیخواهد پاسخگو باشد و به همین خاطر است که دیکتاتوریها رونق میگیرند. چرا؟ چون آنها آزادی را محدود میکنند ولی مسئولیتها را برعهده میگیرند. برابری هم در این وضع معنای خود را از دست میدهد، البته غیر از برابری در سرسپردگی، که نتیجه چنین فرایندی است! فروم بر اهمیت فردیت (و از دست ندادن آن) و پیامدهای نامطلوب همرنگی با دیگران (که انسان خودش را از یاد میبرد) تاکید کرده، اما استقلال و آزادی را مساوی با تجرد و هراس نمیداند. بلکه به باور او «انسان میتواند آزاد باشد و به تنهایی دچار نشود، از نقد و سنجش باز ننشیند و به دامان شک هم نیفتد، استقلال خویش را نگاه دارد و ضمناً، جزء تجزیهناپذیر بشریت هم باقی بماند» اما چگونه؟ او فعالیت خودانگیخته (بر مبنای انگیزههای درونی) را راهحل آزادی میداند. «با فعالیت خودانگیخته آدمی بر وحشت تنهایی چیره میشود بیآنکه تمامیت نفس خود را قربانی کند، چه وقتی خودانگیخته نفس را از قوه به فعل رسانید، دوباره با دنیا، با انسانها، و با خودش دست اتحاد میدهد.» فروم، عشق را مهمترین عامل در این جهت میداند، اما نه عشقی که حاصل آن مستحیلشدن در دیگری یا تملک اوست، «بلکه عشق به معنی اثبات دیگران، به معنی یکیشدن فرد با دیگران بر آن اساس که نفس منفرد نیز بر جای بماند و حفظ شود. کیفیت پویای عشق در همین تضاد است که از نیاز به غلبه بر جدایی برمیخیزد و به وحدت منتهی میشود ولی با این حال فردیت شخص را از میان نمیبرد.»
3. لحظهای که ناشناس-آفریننده در کتاب «مهمان ناخوانده» از پیدایش ایمان خود به انسان و در حقیقت، از لحظه عاشقشدن خود سخن میگوید، گویی پایان خوابی است که زیستن پس از آن را میتوان، خودِ زندگی دانست.
به ابزورد بپیوندید
https://telegram.me/joinchat/Bev08jvSuFlZGzq0QAKCbQ
#محمد_صادقی
1. اریک امانوئل اشمیت نویسنده و نمایشنامهنویس مشهور فرانسوی در کتاب «مهمان ناخوانده» که با ترجمه «تینوش نظمجو» منتشر شده، در بستر هولناکترین و تلخترین فصل از تاریخ قرن بیستم و در فضایی سرشار از شر و جنایت، کشاکشی میان باور و ناباوری را در مرز خواب و بیداری پیش روی ما قرار میدهد. قدرتگیری نازیها در آلمان با ادعای برتری فکری، مسلکی و نژادی نسبت به دیگران، به تدریج و سپس با شتاب، به نابودسازی «دیگران» میانجامد، و نمایشنامهنویس در چنین فضایی به مفاهیمی همچون آزادی، ایمان، عشق و مسئولیتپذیری میپردازد. در گذر از تکیه بر «پاسخ»، و آغاز دوره جدید، که بر «پرسش» تکیه دارد، «نیاز به قطعیت» همچنان در انسان احساس میشود و با چاشنی غرور میآمیزد تا آنجا که دوره «جنون انسانهای متکبر» شکل میگیرد. گفتوگوی فروید و آنا (دخترش) بویژه آنجا که بر اهمیت پرسش تکیه دارد، مقدمه خوبی برای آغاز گفتوگوی نفسگیر فروید و ناشناس به نظر میرسد. یکی از نکتههای تکاندهنده در نمایشنامه بحث پرحرارت فروید و ناشناس، درباره «آزادی انسان» است. آزادی در برابر خیر و شر، و اهمیت آزادی انتخاب، که در غیر این صورت، آزادی معنادار نخواهد بود. به تعبیر ناشناس یا بهتر است بگویم «ناشناس-آفریننده»، انسان آزاد آفریده شده، و نه به شکل یک ربات که مهارپذیر باشد. انسان، خود باید دست به انتخاب بزند و این فهمی است متفاوت که ناشناس-آفریننده میخواهد بر اساس آن، شناسایی شود. زیرا هرچه آزادی و رهایی از اسارتها و زنجیرها تشدید شود، مفهوم «مسئولیت» و مسئولیتپذیری پررنگتر میشود. از این رو در گفتوگو با فروید به آزادی انتخاب و اختیار انسان اشاره آشکاری دارد:«تو خدایی رو که عشق میورزه نمیخوای. تو خدای قهر و خشم و غضب رو ترجیح میدی.»
2. اریک فروم در کتاب «گریز از آزادی» میگوید که انسان از آزادی میگریزد زیرا از افتادن به دام مسئولیت هراس دارد و نمیخواهد پاسخگو باشد و به همین خاطر است که دیکتاتوریها رونق میگیرند. چرا؟ چون آنها آزادی را محدود میکنند ولی مسئولیتها را برعهده میگیرند. برابری هم در این وضع معنای خود را از دست میدهد، البته غیر از برابری در سرسپردگی، که نتیجه چنین فرایندی است! فروم بر اهمیت فردیت (و از دست ندادن آن) و پیامدهای نامطلوب همرنگی با دیگران (که انسان خودش را از یاد میبرد) تاکید کرده، اما استقلال و آزادی را مساوی با تجرد و هراس نمیداند. بلکه به باور او «انسان میتواند آزاد باشد و به تنهایی دچار نشود، از نقد و سنجش باز ننشیند و به دامان شک هم نیفتد، استقلال خویش را نگاه دارد و ضمناً، جزء تجزیهناپذیر بشریت هم باقی بماند» اما چگونه؟ او فعالیت خودانگیخته (بر مبنای انگیزههای درونی) را راهحل آزادی میداند. «با فعالیت خودانگیخته آدمی بر وحشت تنهایی چیره میشود بیآنکه تمامیت نفس خود را قربانی کند، چه وقتی خودانگیخته نفس را از قوه به فعل رسانید، دوباره با دنیا، با انسانها، و با خودش دست اتحاد میدهد.» فروم، عشق را مهمترین عامل در این جهت میداند، اما نه عشقی که حاصل آن مستحیلشدن در دیگری یا تملک اوست، «بلکه عشق به معنی اثبات دیگران، به معنی یکیشدن فرد با دیگران بر آن اساس که نفس منفرد نیز بر جای بماند و حفظ شود. کیفیت پویای عشق در همین تضاد است که از نیاز به غلبه بر جدایی برمیخیزد و به وحدت منتهی میشود ولی با این حال فردیت شخص را از میان نمیبرد.»
3. لحظهای که ناشناس-آفریننده در کتاب «مهمان ناخوانده» از پیدایش ایمان خود به انسان و در حقیقت، از لحظه عاشقشدن خود سخن میگوید، گویی پایان خوابی است که زیستن پس از آن را میتوان، خودِ زندگی دانست.
به ابزورد بپیوندید
https://telegram.me/joinchat/Bev08jvSuFlZGzq0QAKCbQ
در سیویکمین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران منتظر شما هستیم.
۱۲ تا ۲۲ اردیبهشت
مصلی، بخش ناشران عمومی، سالن شبستان، راهروی ۳۱
#نمایشگاه_کتاب
@neypub
۱۲ تا ۲۲ اردیبهشت
مصلی، بخش ناشران عمومی، سالن شبستان، راهروی ۳۱
#نمایشگاه_کتاب
@neypub
آنقدر دربارهی زندگی در زندان در اردوگاههای کار اجباری در آلمان و شوروی سابق نوشته شده است که من چارهای جز تکرار همان حرفها ندارم. در طول سه سال و نیم تمام حتی یک قاچ میوه ندیدم؛ هرگز حتی یک تخممرغ نخوردم و نه حتی یک گرم کره (آنوقتها هیچکس از مزایای مصرف محدود کلسترول باخبر نبود)، حالا دیگر شکلات یا برنج، کلوچه یا هویج که دیگر جای خود دارد. با اینهمه یادم نمیآید که کمبود غذا آزارم داده باشد یا همهی ذهنم را به خودش مشغول داشته باشد.
روح پراگ | ایوان کلیما | ترجمهی خشایار دیهیمی
@neypub
روح پراگ | ایوان کلیما | ترجمهی خشایار دیهیمی
@neypub
در دست انتشار
«نفت و هژمونیسم امریکا»
انتقال سیستم انرژی فسیلی به انرژی تجدیدپذیر
محسن مسرت
goo.gl/HkHk41
@neypub
«نفت و هژمونیسم امریکا»
انتقال سیستم انرژی فسیلی به انرژی تجدیدپذیر
محسن مسرت
goo.gl/HkHk41
@neypub
تازههای #تاریخ
سیویکمین دورهی نمایشگاه کتاب تهران
تا ۲۲ اردیبهشت
مصلی تهران، شبستان، راهروی ۳۱، غرفه ۱۳
#نمایشگاه_کتاب
@neypub
سیویکمین دورهی نمایشگاه کتاب تهران
تا ۲۲ اردیبهشت
مصلی تهران، شبستان، راهروی ۳۱، غرفه ۱۳
#نمایشگاه_کتاب
@neypub