امروز ۲۵ اسفند مصادف با زادروز پروین اعتصامی
رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهی قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایاننامهی تحصیلی خود را از مدرسهی آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیوند زناشویی وی با پسر عمویش بیش از دو و نیم ماه دوام نداشت. وی پس از جدایی از همسر، مدتی کتابدار کتابخانهی دانشسرای عالی بود. دیوان اشعار وی بالغ بر ۲۵۰۰ بیت در قالب قصیده، قطعه و مثنوی تنها اثری است که از او به جای مانده است. او در ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.
@neypub
رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهی قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایاننامهی تحصیلی خود را از مدرسهی آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیوند زناشویی وی با پسر عمویش بیش از دو و نیم ماه دوام نداشت. وی پس از جدایی از همسر، مدتی کتابدار کتابخانهی دانشسرای عالی بود. دیوان اشعار وی بالغ بر ۲۵۰۰ بیت در قالب قصیده، قطعه و مثنوی تنها اثری است که از او به جای مانده است. او در ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.
@neypub
Forwarded from دورتادور دنیا
بعضىها چون عشقشون مىلنگه بعدازظهرها گریه مىكنن... من مىرم دیدن مسابقه اسبدوانى.
لاموزیکا دومین | مارگریت دوراس | ترجمه تینوش نظمجو
دورتادور دنیا نمایشنامه ۱
@dortadoredonya
@neypub
لاموزیکا دومین | مارگریت دوراس | ترجمه تینوش نظمجو
دورتادور دنیا نمایشنامه ۱
@dortadoredonya
@neypub
Forwarded from دورتادور دنیا
«آیا من فکر کردم که او دقیقاً، کاملاً همانطور که رفته بود بازمیگردد ؟ آیا من همیشه چنین تصور کرده بودم؟»
در خانهام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید | لاگارس | نظمجو
@dortadoredonya
@neypub
در خانهام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید | لاگارس | نظمجو
@dortadoredonya
@neypub
چاپ ششم منتشر شد
«تئاتر فلسفه»
گزیدهای از درسگفتارها، کوتاهنوشتها، گفتوگوها و ...
میشل فوکو
ترجمهی نیکو سرخوش و افشین جهاندیده
goo.gl/gxhHx8
@neypub
«تئاتر فلسفه»
گزیدهای از درسگفتارها، کوتاهنوشتها، گفتوگوها و ...
میشل فوکو
ترجمهی نیکو سرخوش و افشین جهاندیده
goo.gl/gxhHx8
@neypub
خوشا همچون غزالی مست در چمنزاران باشم
که جستزنان میگریزد از دام
و میگریزد از چشم صیادِ بدسگال و سگان درندهاش
و آنگاه دور از هوهوی نخجیرکاران و عوعوی درندگان
به بستر هموار جویباری نغمهخوان میرسد
و آرام مییابد در صفای بیشهزارانی تهی از آدمیزاد
و آرام میگیرد در سایهی گیسوی درختان.
ائوریپیدس | ترجمهی عبدالله کوثری
@neypub
که جستزنان میگریزد از دام
و میگریزد از چشم صیادِ بدسگال و سگان درندهاش
و آنگاه دور از هوهوی نخجیرکاران و عوعوی درندگان
به بستر هموار جویباری نغمهخوان میرسد
و آرام مییابد در صفای بیشهزارانی تهی از آدمیزاد
و آرام میگیرد در سایهی گیسوی درختان.
ائوریپیدس | ترجمهی عبدالله کوثری
@neypub
با تقتقی گنگ، کوبهی در را به صدا درمیآری: کلهی مسین سگی، چندان ساییده و صاف که همانند کلهی جنین سگی است در موزهی علوم طبیعی. گویی صورت سگ به تو نیشخند میزند، دست از این فلز سرد برمیداری. در با نخستین فشار اندک انگشتان تو باز میشود، اما پیش از آنکه به درون بروی آخرین نگاه را از فراز شانه به صف بلند اتوموبیلهای مانده درجا میاندازی، که خرخر میکنند، بوق میزنند و دود مسموم بیتابی خود را میپراکنند. میکوشی تصویری از این دنیای بیاعتنای خارج برای خود نگه داری.
آئورا | کارلوس فوئنتس | ترجمهی عبدالله کوثری
@neypub
آئورا | کارلوس فوئنتس | ترجمهی عبدالله کوثری
@neypub
زنی آرزو میکرد همسرش را با زنی دیگر در بستر بیابد تا بتواند ترکش کند. روشن است آرزو داشته همسرش را ترک کند، ولی نتوانسته آرزو را به کردار تبدیل کند: رنج تصمیم (یا پیشبینی پشیمانی پس از تصمیم) بسیار شدید بوده است. بنابراین زن امیدوار بوده مرد با شکستن یک اصل محرز در رابطه، بهجای او تصمیم بگیرد. با وجود این، امکانات زن بههیچوجه محدود به انتظار کشیدن و امید داشتن نبود. او در عین اینکه هنوز تصمیمش را از خودش هم پنهان میکرد، راههای متعددی برای تسریع در تصمیمگیری کشف کرده بود: مثلاً خود را بهطرز نامحسوسی از همسر دور نگاه میداشت و از رابطهی جنسی با او امتناع میکرد که در نهان به این معنا بود که همسر میتواند در جای دیگری به این رابطه دست یابد.
رواندرمانی اگزیستانسیال | اروین یالوم | ترجمهی سپیده حبیب
@neypub
رواندرمانی اگزیستانسیال | اروین یالوم | ترجمهی سپیده حبیب
@neypub
فرض کنید با بیست تن از دوستانتان که همه افراد غیرنظامیاند، به سرزمینی رفتهاید که درگیر جنگ شهری سختی است و به دو بخش تقسیم شده است. شبهنظامیان محلی شما را بازداشت و متهم به جاسوسی برای دشمن میکنند. آنان همهی شما را به مرگ تهدید میکنند مگر اینکه با کشتن اسیری غیرنظامی که تنها جرمش این است که از قوم و قبیلهی شبهنظامیان نیست، ثابت کنید طرف آنهایید. چه میکنید؟ انتخاب دشواری است: جان فردی بیگناه را بگیرید یا بگذارید آنان جان ۲۱ نفر را بگیرند که همه بیگناهاند. چه میکنید؟
دربارهی این دوراهی اخلاقی دشوار دستکم میتوان به دو صورت اندیشید: اول اینکه بگوییم باید کاری را بکنیم که نهایتاً بهترین نتایج را بهبار میآورد. از آنجا که در آن دو راهی یک راه به کشتهشدن ۲۱ نفر بیگناه منجر میشود و راه دیگر فقط به ازدسترفتن جان یک نفر، و از آنجا که راه سومی در میان نیست، از نظر اخلاقی راه دست کشتن آن یک نفر اسیر بیگناه است. دیدگاهی اخلاقی که اینچنین استدلال میکند پیامدگرا نامیده میشود، چون در این دیدگاه زمانی که ارزشداوری میکنیم به پیامدِ کار توجه داریم.
مسائل کلیدی فلسفه | جولیان باجینی | ترجمهی حمیده بحرینی
@neypub
دربارهی این دوراهی اخلاقی دشوار دستکم میتوان به دو صورت اندیشید: اول اینکه بگوییم باید کاری را بکنیم که نهایتاً بهترین نتایج را بهبار میآورد. از آنجا که در آن دو راهی یک راه به کشتهشدن ۲۱ نفر بیگناه منجر میشود و راه دیگر فقط به ازدسترفتن جان یک نفر، و از آنجا که راه سومی در میان نیست، از نظر اخلاقی راه دست کشتن آن یک نفر اسیر بیگناه است. دیدگاهی اخلاقی که اینچنین استدلال میکند پیامدگرا نامیده میشود، چون در این دیدگاه زمانی که ارزشداوری میکنیم به پیامدِ کار توجه داریم.
مسائل کلیدی فلسفه | جولیان باجینی | ترجمهی حمیده بحرینی
@neypub
انسان آزاد کسی است که در اموری که میتواند با تکیه بر قوت و دانش خود، عملی انجام دهد، بدون آنکه مواجه با مانعی باشد، آنچه را که میخواهد انجام دهد. اما وقتی کلمات آزاد و آزادی دربارهی هر چیز جز اجسام بهکار برده شوند، چنین کاربردی نادرست است؛ زیرا آنچه قابل حرکت نباشد، قابل ممانعت از حرکت هم نیست؛ و بنابراین وقتی (مثلاً) گفته میشود که راه آزاد [یعنی باز] است، منظور آزادی راه نیست بلکه آزادی کسانی است که بدون اجبار به توقف در آن راه میپیمایند. و وقتی میگوییم هدیه «آزاد» [یعنی رایگان] است، منظور «آزادی» خود هدیه نیست بلکه آزادی هدیهدهنده است که در اعطای آن به هیچ قانون یا میثاقی مقید نیست. همچنین وقتی ما آزادانه سخن میگوییم منظور آزادی صدا یا ادای سخن نیست بلکه آزادی کسی است که هیچ قانونی او را وادار نکرده غیر از سخنی که گفته است، بگوید. سرانجام در واژهی ارادهی آزاد هیچگونه آزادی برای اراده، میل یا خواهش استنباط نمیشود بلکه منظور آزادی انسان است، به این معنی که آنچه وی اراده، میل و یا خواهش انجام دادنش را داشته باشد با مانعی مواجه نگردد.
لویاتان | توماس هابز | ترجمهی حسین بشیریه
@neypub
لویاتان | توماس هابز | ترجمهی حسین بشیریه
@neypub
نیچه توضیح میدهد که سایههایی از خدا نیز هست که باید از میان برداشته شوند. چیزهایی هست که باید نسبت به آنها هوشیار باشیم چیزهایی مثل اندیشیدن به جهان به مثابهی یک موجود زنده و یا یک ماشین، اعتقاد به قوانین طبیعت وقتی که تنها ضرورتها هستند که وجود دارند، اعتقاد به اینکه مرگ متضاد زندگی است درحالیکه زنده فقط نوعی نادر از چیزی مرده است، جایگزینکردن افسانهی خدا با آیین ماده، و غیر از آن. بهطور خلاصه بحث نیچه این است که ما با این شناخت با مشکل رو_به_رو میشویم زیرا درمییابیم که هیچیک از احکام زیباشناسانه و اخلاقی ما به جهان قابل اطلاق نیستند.
چگونه نیچه بخوانیم | کیت انسل پیرسون | ترجمهی لیلا کوچکمنش
goo.gl/1WV6L6
@neypub
چگونه نیچه بخوانیم | کیت انسل پیرسون | ترجمهی لیلا کوچکمنش
goo.gl/1WV6L6
@neypub
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
.
زبان و توسعه
ــــــــــــــــــــــــ
(به بهانه معرفی کتاب «زبان، قدرت و منزلت در ایران»)
محسن رنانی
@Renani_Mohsen
👇👇👇👇
http://telegra.ph/-03-18-18
زبان و توسعه
ــــــــــــــــــــــــ
(به بهانه معرفی کتاب «زبان، قدرت و منزلت در ایران»)
محسن رنانی
@Renani_Mohsen
👇👇👇👇
http://telegra.ph/-03-18-18
Telegraph
**
زبان و توسعه ــــــــــــــــــــــــ (به بهانه معرفی کتاب «زبان، قدرت و منزلت در ایران») «فلسفه نباف». آیا این جمله کوتاه برای شما آشنا نیست؟ چرا وقتی ما ایرانیان میخواهیم به حرف های بیپایه و بیهوده اشاره کنیم، از عبارت «فلسفه بافی» استفاده میکنیم؟…