Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
نامزدهای نهایی دومین جایزهی استاد نجفی
از میان صد کتاب ترجمهی ارسالی به دبیرخانهی جایزهی استاد نجفی، فهرست نامزدهای راهیافته به مرحلهی نهایی دومین جایزهی استاد ابوالحسن نجفی به شرح ذیل اعلام شد:
سایلاس مارنر، نوشتهی جورج الیوت، ترجمهی رضا رضایی، نشر نی
خریدن لنین، نوشتهی میروسلاو پنکوف، ترجمهی امیر مهدی حقیقت، نشر ماهی
بیسواد و فرقی نمیکند، نوشتهی آگوتا کریستوف، ترجمهی اصغر نوری، نشر مروارید
مارش رادتسکی، نوشتهی یوزف روت، ترجمهی محمد همتی، نشر نو
شبهای وحشی، نوشتهی جویس کرول اوتس، ترجمهی فرزانه دوستی، نشر نی
آس و پاس در پاریس و لندن، نوشتهی جورج اورول، ترجمهی بهمن دارالشفایی، نشر ماهی
http://l1l.ir/3zbs
از میان صد کتاب ترجمهی ارسالی به دبیرخانهی جایزهی استاد نجفی، فهرست نامزدهای راهیافته به مرحلهی نهایی دومین جایزهی استاد ابوالحسن نجفی به شرح ذیل اعلام شد:
سایلاس مارنر، نوشتهی جورج الیوت، ترجمهی رضا رضایی، نشر نی
خریدن لنین، نوشتهی میروسلاو پنکوف، ترجمهی امیر مهدی حقیقت، نشر ماهی
بیسواد و فرقی نمیکند، نوشتهی آگوتا کریستوف، ترجمهی اصغر نوری، نشر مروارید
مارش رادتسکی، نوشتهی یوزف روت، ترجمهی محمد همتی، نشر نو
شبهای وحشی، نوشتهی جویس کرول اوتس، ترجمهی فرزانه دوستی، نشر نی
آس و پاس در پاریس و لندن، نوشتهی جورج اورول، ترجمهی بهمن دارالشفایی، نشر ماهی
http://l1l.ir/3zbs
چشمانم را میگشایم، بهسختی میتوانم از فریاد شادی خودداری کنم. هرگز گمان نمیکردم که چهرهی زمین را چنین آگنده، چنین رنگبهرنگ ببینم. نشئهای شگفت مرا فرا میگیرد؛ آمیختن با این تودهی انبوه و هزار سر، پیچیدن بر این قرقره، و ازیادبردن اینکه از کجا میآیی و به کجا میروی. کمکم چشمانت باز میشود و میتوانی چیزها را تشخیص دهی: خیابانهای باریک در زوایای غریب، بیرقهای بلند با خطوط چینی، اژدهایان سبز که بر دیوارها و بامها حک شدهاند، مغازههای کوچک همچون مغاک با مردان کوچک زرد و خمیده در آنها که با چرم و چوب کار میکنند، آتش میافروزند و انواع گوشتها را ــ گوساله،اسب، سگ ــ میپزند و ساطور میکنند.
جذامیان با انگشتان خوردهشده، کودکان لخت مادرزاد با شکمهای ورمکرده، زنان با شلوارهای سیاه تنگ، صداهای خشن، رنگهای درخشان، همسازیهای غریب، و فراتر از همه، تحملناپذیر، انبوه، کوبنده، تعفن چینی. اینجا هر انسان یک فاضلاب است، کثافتی که میانبارد ناگفتنی است، کثافتی که پدرانش هزاران سال میانباشتهاند تا پوست تخت و انعطافپذیر چین را شکل دهند. آهسته گام برمیدارم و میجنگم تا هراس را از خود دور کنم آنقدر که شاید بتوانم از این منظرهی دهشتناک و حیرتانگیز لذت ببرم بیآنکه غش کنم.
چین و ژاپن | نیکوس کازانتزاکیس | ترجمهی محمد دهقانی
goo.gl/sHfujC
@neypub
جذامیان با انگشتان خوردهشده، کودکان لخت مادرزاد با شکمهای ورمکرده، زنان با شلوارهای سیاه تنگ، صداهای خشن، رنگهای درخشان، همسازیهای غریب، و فراتر از همه، تحملناپذیر، انبوه، کوبنده، تعفن چینی. اینجا هر انسان یک فاضلاب است، کثافتی که میانبارد ناگفتنی است، کثافتی که پدرانش هزاران سال میانباشتهاند تا پوست تخت و انعطافپذیر چین را شکل دهند. آهسته گام برمیدارم و میجنگم تا هراس را از خود دور کنم آنقدر که شاید بتوانم از این منظرهی دهشتناک و حیرتانگیز لذت ببرم بیآنکه غش کنم.
چین و ژاپن | نیکوس کازانتزاکیس | ترجمهی محمد دهقانی
goo.gl/sHfujC
@neypub
چاپ چهارم منتشر شد
«روانشناسی تودهای و تحلیل اگو»
زیگموند فروید
ترجمهی سایرا رفیعی
goo.gl/S302Vx
@neypub
«روانشناسی تودهای و تحلیل اگو»
زیگموند فروید
ترجمهی سایرا رفیعی
goo.gl/S302Vx
@neypub
چاپ ششم منتشر شد
«تولد زیست سیاست»
درس گفتارهای کلژ دو فرانس
میشل فوکو | ترجمهی رضا نجفزاده
goo.gl/a3KNz2
@neypub
«تولد زیست سیاست»
درس گفتارهای کلژ دو فرانس
میشل فوکو | ترجمهی رضا نجفزاده
goo.gl/a3KNz2
@neypub
شهریاری که دونِ شأن خود نمیداند که بگوید: بر او است که در مسائل مذهبی، نهتنها مردم را به پذیرش باوری وادار نکند، بلکه ایشان را در آن مسائل یکسره آزاد نیز بگذارد، شهریاری که عنوان متکبرانهی مدارگری را بر خود روا نمیبیند و آن را رد میکند بهراستی که [پادشاهی] روشننگر است، و سزاوار اینکه جهانیان و آیندگانِ قدرشناس وی را بدین عنوان بستایند که نوع بشر را ــ دستکم تا جایی که مربوط به حکومت است ــ از اسارت درونی رهانیده، و همگان را آزادی بخشیده تا در کلیهی امور وجدانی از عقل خویش پیروی کنند.
ایمانوئل کانت؛ در پاسخ به پرسش روشننگری چیست؟
برگرفته از کتاب «از مدرنیسم تا پستمدرنیسم»
ویراستار: لارنس کهون
با سرپرستی و ویرایش: عبدالکریم رشیدیان
goo.gl/abeYpQ
@neypub
ایمانوئل کانت؛ در پاسخ به پرسش روشننگری چیست؟
برگرفته از کتاب «از مدرنیسم تا پستمدرنیسم»
ویراستار: لارنس کهون
با سرپرستی و ویرایش: عبدالکریم رشیدیان
goo.gl/abeYpQ
@neypub
امروز ۲۹ ژانویه مصادف با زادروز ماتئی ویسنییک (Matei Vișniec) نمایشنامهنویس و شاعر رومانیایی
goo.gl/wKxvQ3
@neypub
@dortadoredonya
goo.gl/wKxvQ3
@neypub
@dortadoredonya
امروز ۲۹ ژانویه مصادف با زادروز ماتئی ویسنییک (Matei Vișniec) نمایشنامهنویس و شاعر رومانیایی
ماتئی ویسنییک در رشتهی فلسفه و تاریخ در دانشگاه بخارست تحصیل کرد و در سن ۳۱ سالگی از رژیم کمونیست کشورش گریخت و پناهندهی کشور فرانسه شد. ویسنییک تا امروز بیش از چهل نمایشنامه به زبان رومانیایی و بیست نمایشنامه به زبان فرانسوی نوشته است و مهمترین نمایشنامهنویس رومانی به حساب میآید.
«داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوستی در فرانکفورت دارد»، «سه شب با مادوکس»، «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی»، «اسبهای پشت پنجره»، «تماشاچی محکوم به اعدام» و «ریچارد سوم اجرا نمیشود» آثاری است که نشر نی از او منتشر کرده است.
goo.gl/wKxvQ3
@neypub
@dortadoredonya
ماتئی ویسنییک در رشتهی فلسفه و تاریخ در دانشگاه بخارست تحصیل کرد و در سن ۳۱ سالگی از رژیم کمونیست کشورش گریخت و پناهندهی کشور فرانسه شد. ویسنییک تا امروز بیش از چهل نمایشنامه به زبان رومانیایی و بیست نمایشنامه به زبان فرانسوی نوشته است و مهمترین نمایشنامهنویس رومانی به حساب میآید.
«داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوستی در فرانکفورت دارد»، «سه شب با مادوکس»، «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی»، «اسبهای پشت پنجره»، «تماشاچی محکوم به اعدام» و «ریچارد سوم اجرا نمیشود» آثاری است که نشر نی از او منتشر کرده است.
goo.gl/wKxvQ3
@neypub
@dortadoredonya
دستفروشی به نام جعفر سوار بر الاغ از روستای «ده شاه» میآمد و حلوا میفروخت. یک روز با دیدن جعفر حلوافروش، از مادرم خواستم که قدری حلوا بخرد و چون گفت پولی برای خرید ندارد، با تمام توان و قدرتی که داشتم عر زدن را آغاز کردم. این عر زدنها بر تصمیم مادرم برای خرید حلوا تأثیری نگذاشت، اما پیرمرد حلوافروش دلش به رحم آمد و تکهای حلوا از حلبیاش بیرون آورد و به دستم داد. تکهی حلوا را به صورت گلولههای کوچک درآوردم و در طول روز خوردم. با این رفتار طبیعی بود که مرا بچهای اِشکمی (شکمو) به حساب آورند، بچهای که معنی «نداشتن» را نمیفهمد!
از سرد و گرم روزگار | احمد زیدآبادی
goo.gl/UPV9wY
@neypub
از سرد و گرم روزگار | احمد زیدآبادی
goo.gl/UPV9wY
@neypub
چاپ هفتم منتشر شد
«رسالهای درباره حکومت»
برگزیدهی کتاب فصل بهار ۸۷
جان لاک
ترجمهی حمید عضدانلو
goo.gl/kauCVF
@neypub
«رسالهای درباره حکومت»
برگزیدهی کتاب فصل بهار ۸۷
جان لاک
ترجمهی حمید عضدانلو
goo.gl/kauCVF
@neypub
ریچارد براتیگان در ۳۰ ژانویه سال ۱۹۳۵ در واشینگتن متولد شد. در دههی ۱۹۵۰ به سانفرانسیسکو رفت و به جنبش بیت پیوست. گرچه براتیگان مشخصاً به عنوان یک نویسندهی بیت شناخته نمیشود، اما نفرت نسل بیت از ارزشهای طبقهی متوسط، دنیای تجارتگرایی و تبلیغات و همرنگی با جماعت در آثار او به شدت وجود دارد.
موفقیت او به عنوان نویسنده و شاعر با حاشیههای بسیاری همراه بود. او آثار متعددی را در نشریات به چاپ رساند که هیچکدام مورد توجه قرار نگرفت. اما پس از انتشار «صید قزل آلا در آمریکا» در سال ۱۹۶۷ که بسیاری آن را بهترین رمان او میدانند، توجه عمومی به سوی او جلب شد و او به عنوان اسطورهی مکتبی جدید شناخته شد. سال ۱۹۷۰ «صید قزل آلا در آمریکا» تبدیل به نامی برای یک کمون، مکتبی آزاد و حتی روزنامهای زیرزمینی شد.
سال ۱۹۷۲ براتیگان به خانهای کوچک در کالیفرنیا نقل مکان کرد تا از دید عموم دور باشد. در طی هشت سال، او بهندرت قرارهای ملاقات برای مصاحبه و یا سخنرانی را میپذیرفت. طی سال ۱۹۸۴ براتیگان در دانشگاه مونتانا به تدریس پرداخت، اما خیلی زود از این کار استعفا داد. در نهایت در اکتبر همان سال جسم بیجان او در شرایطی در خانهاش پیدا شد که به گفتهی پلیس چهار یا پنج هفته پیش از آن، با شلیک گلوله خودکشی کرده بود.
منبع : godot.ir
@neypub
موفقیت او به عنوان نویسنده و شاعر با حاشیههای بسیاری همراه بود. او آثار متعددی را در نشریات به چاپ رساند که هیچکدام مورد توجه قرار نگرفت. اما پس از انتشار «صید قزل آلا در آمریکا» در سال ۱۹۶۷ که بسیاری آن را بهترین رمان او میدانند، توجه عمومی به سوی او جلب شد و او به عنوان اسطورهی مکتبی جدید شناخته شد. سال ۱۹۷۰ «صید قزل آلا در آمریکا» تبدیل به نامی برای یک کمون، مکتبی آزاد و حتی روزنامهای زیرزمینی شد.
سال ۱۹۷۲ براتیگان به خانهای کوچک در کالیفرنیا نقل مکان کرد تا از دید عموم دور باشد. در طی هشت سال، او بهندرت قرارهای ملاقات برای مصاحبه و یا سخنرانی را میپذیرفت. طی سال ۱۹۸۴ براتیگان در دانشگاه مونتانا به تدریس پرداخت، اما خیلی زود از این کار استعفا داد. در نهایت در اکتبر همان سال جسم بیجان او در شرایطی در خانهاش پیدا شد که به گفتهی پلیس چهار یا پنج هفته پیش از آن، با شلیک گلوله خودکشی کرده بود.
منبع : godot.ir
@neypub
معرفی کتاب «چین و ژاپن»
نوشتهی نیکوس کازانتزاکیس
ترجمهی محمد دهقانی
روزنامهی شرق ، شمارهی ۳۰۷۴، ۱۰ بهمن ۹۶
سفر به خاور دور
نیکوس کازانتزاکیس (۱۸۸۳–۱۹۵۷) یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم و مهمترین چهرههای ادبی یونان جدید است. نویسندگان بزرگی چون آلبرت شوایتزر، توماس مان و آلبر کامو او را یک غول ادبی میدانستند. البته کازانتزاکیس صرفا نویسنده مایههای یونانی نبود. تشنگیاش برای دانش و اشتیاقش برای احاطه بر تجربه کلی بشر در جهانبینیاش او را بارها بر آن داشت تا کشورش را در جستجوی تجربهها، دریافتها و دیدگاههای تازهای ترک کند و از این میان هرچه با نیازها و کنجکاویهای روحش که تقریبا نامحدود بود، تطابق داشت انتخاب و به هنر بدل میکرد. کازانتزاکیس ناظر جنگهای داخلی اسپانیا بود و به چین و ژاپن، مصر و فلسطین، ایتالیا و انگلستان، اتریش و قبرس و فرانسه سفر کرد. سفرنامههای او نقش زیادی در گسترش ادبیات نوین داشته است. او در سفرنامهنویسی روشی جدید بنا کرد که ضمن حکایت ادبی سفر، همهچیز را (از توصیف مناظر تا مقالهای فلسفی درباره اندیشمندان بزرگ) روایت میکند. این سفرنامهها بسیار پیشتر از آنکه نخستین رمانش منتشر شود او را نزد عموم یونانیان به شهرت رساند. او میکوشید در سفرهایش، آن رشته نادیدنی را بیابد که انسانها را صرفنظر از ملیت، دولت، مذهب و تمدن با هم پیوند میداد. چنانکه میگفت: «یکی از بزرگترین لذتهای ذهن آدمی این است که به دو بینش متضاد گوش دهد و ارزش نسبی هر یک از دو بینش مخالف را بشناسد و بکوشد تا از این اندیشههای خصمانه و متعصب، پدیدهای کامل خلق کند». درمجموع، برخی از مایههای اصلی سفرنامههایش مربوط است به روانشناسی مردمان، قهرمانان عمل و اندیشه، آثار تاریخی و مناظر و پیوندشان با روح مردم، فناناپذیری تمدنها و آینده هر کشور و بشر بهطورکلی.
دغدغههای کازانتزاکیس و سبک بدیع او در سفرنامهنویسی شاید ماحصل شکل زندگی او باشد: او در شهر هراکلیون در جزیره کرت به دنیا آمد. کرت در آن زمان تحت سلطه حکومت عثمانی بود و او در فضای شورش و طغیان مردم کرت علیه عثمانیان بزرگ شد. مدتی را در مدرسه فرانسویان تحصیل کرد که راهبان کاتولیک ادارهاش میکردند. پس از اتمام دوره دبیرستان، در سال ۱۹۰۲ در رشته حقوق دانشگاه آتن ثبتنام کرد و در سال ۱۹۰۶ میلادی مدرک دکترا گرفت. در سال ۱۹۰۷ به پاریس رفت و شاگرد آنری برگسون فیلسوف نامدار فرانسوی شد. در جنگ بالکان به ارتش یونان پیوست و علیه دشمن جنگید و پس از جنگ، مدیریت کل وزارت امور اجتماعی را پذیرفت و چندی نیز نماینده سازمان یونسکو در پاریس بود. در سال ۱۹۴۷ از یونان به آنتیب رفت برای ادامه فعالیتهای ادبیاش. در سال ۱۹۵۶ از طرف کانون نویسندگان یونانی برای جایزه نوبل ادبیات معرفی شد و در سال ۱۹۵۷ با یک رأی کمتر نسبت به آلبر کامو این جایزه را از دست داد. اگرچه مردی مذهبی بود، به هیچ مذهبی تعلقخاطر نداشت و متوالیا این امر را در مسیح، بودا، لنین و اودیسه میجست. ازاینرو، به تناوب تحتتأثیر جریانات مختلف و زمانهای متفاوت قرار میگرفت: از مسیحیت و بودیسم تا نیچه، برگسون، جیمز و شوپنهاور. همچنین کاملا به مارکسیسملنینیسم گرایش داشت، ولی هیچگاه عضویت هیچ حزب کمونیستی را نپذیرفت. آثار او به اکثر زبانهای زنده دنیا ترجمه شدهاند. بسیاری از آثار او نیز حتی گاه چندباره، به دست مترجمان توانایی چون محمد قاضی و صالح حسینی و دیگران به فارسی ترجمه شدهاند: از جمله «برادرکشی»، «سفرها»، «آخرین وسوسه مسیح»، «گزارش به خاک یونان»، «سنفرانسیس»، «کورس»، «سودوم و گومورا»، «آزادی یا مرگ»، «زوربای یونانی» و «مسیح بازمصلوب».
بهتازگی کتاب «چین و ژاپن» که در سال ١٣٧٩ با ترجمه محمد دهقانی منتشر شده بود به همت نشر نی تجدیدچاپ شده است. بسیاری در یونان مقبولترین سفرنامهاش را همین کتاب میدانند که اولینبار در سال ۱۹۳۸ منتشر شد و دریافتهای او را از خاور دور در سال ۱۹۳۵ روایت میکند. برخی از توصیفهای این کتاب با اندک تغییری به «باغ صخرهها» منتقل شد، رمانی به فرانسه که در سال ۱۹۳۷ نوشت. در چاپ چهارم چین و ژاپن در ۱۹۵۸، بخش دومی به کتاب اضافه شد شامل آخرین نوشتههای کازانتزاکیس، یادداشتهایش درباره کتابی که قصد داشت تحت عنوان «بیست سال بعد» درباره چین بنویسد. این یادداشتها را مفصلا همسرش حاشیهنویسی کرده که او را در این سفر همراهی میکرد و تمام اطلاعات زمینهای را درباره این آخرین سفر او به خاور دور در سال ۱۹۵۷ به خواننده میداد.
@neypub
نوشتهی نیکوس کازانتزاکیس
ترجمهی محمد دهقانی
روزنامهی شرق ، شمارهی ۳۰۷۴، ۱۰ بهمن ۹۶
سفر به خاور دور
نیکوس کازانتزاکیس (۱۸۸۳–۱۹۵۷) یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم و مهمترین چهرههای ادبی یونان جدید است. نویسندگان بزرگی چون آلبرت شوایتزر، توماس مان و آلبر کامو او را یک غول ادبی میدانستند. البته کازانتزاکیس صرفا نویسنده مایههای یونانی نبود. تشنگیاش برای دانش و اشتیاقش برای احاطه بر تجربه کلی بشر در جهانبینیاش او را بارها بر آن داشت تا کشورش را در جستجوی تجربهها، دریافتها و دیدگاههای تازهای ترک کند و از این میان هرچه با نیازها و کنجکاویهای روحش که تقریبا نامحدود بود، تطابق داشت انتخاب و به هنر بدل میکرد. کازانتزاکیس ناظر جنگهای داخلی اسپانیا بود و به چین و ژاپن، مصر و فلسطین، ایتالیا و انگلستان، اتریش و قبرس و فرانسه سفر کرد. سفرنامههای او نقش زیادی در گسترش ادبیات نوین داشته است. او در سفرنامهنویسی روشی جدید بنا کرد که ضمن حکایت ادبی سفر، همهچیز را (از توصیف مناظر تا مقالهای فلسفی درباره اندیشمندان بزرگ) روایت میکند. این سفرنامهها بسیار پیشتر از آنکه نخستین رمانش منتشر شود او را نزد عموم یونانیان به شهرت رساند. او میکوشید در سفرهایش، آن رشته نادیدنی را بیابد که انسانها را صرفنظر از ملیت، دولت، مذهب و تمدن با هم پیوند میداد. چنانکه میگفت: «یکی از بزرگترین لذتهای ذهن آدمی این است که به دو بینش متضاد گوش دهد و ارزش نسبی هر یک از دو بینش مخالف را بشناسد و بکوشد تا از این اندیشههای خصمانه و متعصب، پدیدهای کامل خلق کند». درمجموع، برخی از مایههای اصلی سفرنامههایش مربوط است به روانشناسی مردمان، قهرمانان عمل و اندیشه، آثار تاریخی و مناظر و پیوندشان با روح مردم، فناناپذیری تمدنها و آینده هر کشور و بشر بهطورکلی.
دغدغههای کازانتزاکیس و سبک بدیع او در سفرنامهنویسی شاید ماحصل شکل زندگی او باشد: او در شهر هراکلیون در جزیره کرت به دنیا آمد. کرت در آن زمان تحت سلطه حکومت عثمانی بود و او در فضای شورش و طغیان مردم کرت علیه عثمانیان بزرگ شد. مدتی را در مدرسه فرانسویان تحصیل کرد که راهبان کاتولیک ادارهاش میکردند. پس از اتمام دوره دبیرستان، در سال ۱۹۰۲ در رشته حقوق دانشگاه آتن ثبتنام کرد و در سال ۱۹۰۶ میلادی مدرک دکترا گرفت. در سال ۱۹۰۷ به پاریس رفت و شاگرد آنری برگسون فیلسوف نامدار فرانسوی شد. در جنگ بالکان به ارتش یونان پیوست و علیه دشمن جنگید و پس از جنگ، مدیریت کل وزارت امور اجتماعی را پذیرفت و چندی نیز نماینده سازمان یونسکو در پاریس بود. در سال ۱۹۴۷ از یونان به آنتیب رفت برای ادامه فعالیتهای ادبیاش. در سال ۱۹۵۶ از طرف کانون نویسندگان یونانی برای جایزه نوبل ادبیات معرفی شد و در سال ۱۹۵۷ با یک رأی کمتر نسبت به آلبر کامو این جایزه را از دست داد. اگرچه مردی مذهبی بود، به هیچ مذهبی تعلقخاطر نداشت و متوالیا این امر را در مسیح، بودا، لنین و اودیسه میجست. ازاینرو، به تناوب تحتتأثیر جریانات مختلف و زمانهای متفاوت قرار میگرفت: از مسیحیت و بودیسم تا نیچه، برگسون، جیمز و شوپنهاور. همچنین کاملا به مارکسیسملنینیسم گرایش داشت، ولی هیچگاه عضویت هیچ حزب کمونیستی را نپذیرفت. آثار او به اکثر زبانهای زنده دنیا ترجمه شدهاند. بسیاری از آثار او نیز حتی گاه چندباره، به دست مترجمان توانایی چون محمد قاضی و صالح حسینی و دیگران به فارسی ترجمه شدهاند: از جمله «برادرکشی»، «سفرها»، «آخرین وسوسه مسیح»، «گزارش به خاک یونان»، «سنفرانسیس»، «کورس»، «سودوم و گومورا»، «آزادی یا مرگ»، «زوربای یونانی» و «مسیح بازمصلوب».
بهتازگی کتاب «چین و ژاپن» که در سال ١٣٧٩ با ترجمه محمد دهقانی منتشر شده بود به همت نشر نی تجدیدچاپ شده است. بسیاری در یونان مقبولترین سفرنامهاش را همین کتاب میدانند که اولینبار در سال ۱۹۳۸ منتشر شد و دریافتهای او را از خاور دور در سال ۱۹۳۵ روایت میکند. برخی از توصیفهای این کتاب با اندک تغییری به «باغ صخرهها» منتقل شد، رمانی به فرانسه که در سال ۱۹۳۷ نوشت. در چاپ چهارم چین و ژاپن در ۱۹۵۸، بخش دومی به کتاب اضافه شد شامل آخرین نوشتههای کازانتزاکیس، یادداشتهایش درباره کتابی که قصد داشت تحت عنوان «بیست سال بعد» درباره چین بنویسد. این یادداشتها را مفصلا همسرش حاشیهنویسی کرده که او را در این سفر همراهی میکرد و تمام اطلاعات زمینهای را درباره این آخرین سفر او به خاور دور در سال ۱۹۵۷ به خواننده میداد.
@neypub
فکر میکنی در این روز و روزگار کسی از احزاب خبر دارد؟ رفیق عزیز، دیگر حزب سیاسی نمانده. واقعاً آبروریزی است. اینها سر هیچی توافق ندارند. دستکم خودشان میگویند که از این بابت شرمندهاند، وگرنه من که فعلاً از سیاست دست کشیدهام. همهمان از سیاست کنار کشیدهایم، هرچند یکسره به خودمان میگوییم مردم وقتی متحد باشند، شکست نمیخورند، درحالیکه در این ده سال اینقدر ما را شکست دادهاند که حسابش از دست من در رفته. این یعنی شکست مطلق. دخلمان آمده. صدامان هم در نمیآید. یک بمب اینجا، یک بمب آنجا، اما اینها کاری نمیکند، مثل تعهد به اعتراض مسالمتآمیز یا اعتراض خشونتآمیز، یا اپوزوسیون، یا مردم متحد و از این قبیل حرفها. مانونگو اینها کمر ما را شکستند. ماجرا از این قرار است.
حکومت نظامی | خوسه دونوسو | ترجمهی عبدالله کوثری
@neypub
حکومت نظامی | خوسه دونوسو | ترجمهی عبدالله کوثری
@neypub
اعتراف میکنم یه کم میترسم. میترسم همهی این خوشیها یه روزی تموم شه. البته شاید هم نشه گفت ترس واقعی، چون این ترسه همیشه درست موقعی میآد سراغم که من و اون داریم از زندگیمون لذت میبریم، مثلاً وقتی با هم میریم پیکنیک یا شبایی که با هم میخوابیم، این لذته قاطی میشه با یه ترسی که شاید دیگه این خوشیها پیش نیان... و این اذیتم میکنه. درست عین مرگ.
تجربههای اخیر | امیررضا کوهستانی
براساس نمایشنامهای از نادیا راس و جکوب ورن
از مجموعهی دورتادور دنیا | نمایشنامه
@neypub
@dortadoredonya
تجربههای اخیر | امیررضا کوهستانی
براساس نمایشنامهای از نادیا راس و جکوب ورن
از مجموعهی دورتادور دنیا | نمایشنامه
@neypub
@dortadoredonya
Forwarded from نوار؛ شنیدنیست
من خیلی سال است از چیز دیگری حرف نزدهام.دیگر یادم رفته از چیزی غیر از بیعدالتی، نبود آزادی، فلاکت یا خشونت حرف بزنم.
https://goo.gl/qyJhUF
@Navaar_ir. 🌹🎧❄
https://goo.gl/qyJhUF
@Navaar_ir. 🌹🎧❄