گاهی آدم خجالت میکشد از گفتنِ «سال نو»…
وقتی هنوز
جای بعضی جوانها
در خانه خالی است،
وقتی مادرها با عکسها حرف میزنند،
وقتی زندگی
برای خیلیها
نه جشن، که فقط ادامه دادن است…
در چنین روزهایی
شادی اگر هم بیاید
آرام میآید
با احتیاط.
ما نمیخواهیم غمها را فراموش کنیم،
نمیخواهیم چشم ببندیم
بر زخمهای بزرگ این سرزمین…
فقط میخواهیم
در دل این اندوهِ سنگین،
نوری کوچک روشن کنیم.
برای کودکی
که شاید سهمش از این روزگار
بیشتر ترس ونگرانی بوده تا عید،
یک جفت کفش نو
شاید جهان را عوض نکند…
اما میتواند
دلِ کوچکی را باورمند کند
که هنوز هم
میشود راه رفت،
میشود به آینده رسید،
میشود نترسید از فردا.
بیایید
در میان این همه فقدان،
قدمهای کوچکِ امید را
تنها نگذاریم.
6037 9981 8714 6914
💛🌻 نیکی های کوچک
وقتی هنوز
جای بعضی جوانها
در خانه خالی است،
وقتی مادرها با عکسها حرف میزنند،
وقتی زندگی
برای خیلیها
نه جشن، که فقط ادامه دادن است…
در چنین روزهایی
شادی اگر هم بیاید
آرام میآید
با احتیاط.
ما نمیخواهیم غمها را فراموش کنیم،
نمیخواهیم چشم ببندیم
بر زخمهای بزرگ این سرزمین…
فقط میخواهیم
در دل این اندوهِ سنگین،
نوری کوچک روشن کنیم.
برای کودکی
که شاید سهمش از این روزگار
بیشتر ترس ونگرانی بوده تا عید،
یک جفت کفش نو
شاید جهان را عوض نکند…
اما میتواند
دلِ کوچکی را باورمند کند
که هنوز هم
میشود راه رفت،
میشود به آینده رسید،
میشود نترسید از فردا.
بیایید
در میان این همه فقدان،
قدمهای کوچکِ امید را
تنها نگذاریم.
6037 9981 8714 6914
💛🌻 نیکی های کوچک
⬛️
…
دیدم که سعدی میگفت: تن آدمی شریف است به جان آدمیت
گفتم: چه کلمات قشنگی: تن، آدمی، شریف، جان، آدمیت
چه بوی خوشی دارند این واژگان.
ناگهان اما تیرها کمانه کردند و خوردند به تنها، به آدمها،
به جانها…
ناگهان موشکها باریدند روی شرافت، روی آدمیت؛
تنها و جانها و آدمها در خون خود غلتیدند و شرافت و آدمیت نیز زیر آوارها جان دادند.
▪️
گروهی مویه میکردند و گروهی میرقصیدند. گروهی کِل میکشیدند و گروهی ضجه میزدند.
هر گروهی به تنها و جانها و آدمهای گروه دیگر میگفت: جنازه، میگفت: نعش
هر گروهی فکر میکرد که این نعش و جنازه شدن حق آن دیگری است.
اما آنها نعش و جنازه نبودند آنها همه ایران بودند.
…
✍️#عرفان_نظرآهاری
#نام_همه_کشتگان_ایران_است
…
دیدم که سعدی میگفت: تن آدمی شریف است به جان آدمیت
گفتم: چه کلمات قشنگی: تن، آدمی، شریف، جان، آدمیت
چه بوی خوشی دارند این واژگان.
ناگهان اما تیرها کمانه کردند و خوردند به تنها، به آدمها،
به جانها…
ناگهان موشکها باریدند روی شرافت، روی آدمیت؛
تنها و جانها و آدمها در خون خود غلتیدند و شرافت و آدمیت نیز زیر آوارها جان دادند.
▪️
گروهی مویه میکردند و گروهی میرقصیدند. گروهی کِل میکشیدند و گروهی ضجه میزدند.
هر گروهی به تنها و جانها و آدمهای گروه دیگر میگفت: جنازه، میگفت: نعش
هر گروهی فکر میکرد که این نعش و جنازه شدن حق آن دیگری است.
اما آنها نعش و جنازه نبودند آنها همه ایران بودند.
…
✍️#عرفان_نظرآهاری
#نام_همه_کشتگان_ایران_است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا این مملکت بی صاحب نیست؟!
مجید مرادی
این جوان هندی، سرباز ،روحالله رضوی که مجری سیمای جبلی و جلیلی است از عوامل جنایت حمله به سفارت انگلیس در تهران است. میگوید برای تعطیلی سفارت انگلیس در هر جای دنیا هر چه که از دستش برآید انجام میدهد!
اما، او تنها دستش به سفارت انگلیس در تهران رسیده است زیرا اگر به ساختمان سفارت انگلیس در دهلی نو که پایتخت کشور اوست حمله کند، او را به زندان میبرند و سخت تنبیهش میکنند اما اگر به سفارت انگلیس در تهران حمله کند به صداوسیما راه مییابد و مجری برنامه زنده میشود.
#فرهیختگان روزن آگاهی
آتش به اختیارهای بی افسار همچنان یکه تاز عرصه ی سیاست .....
مجید مرادی
این جوان هندی، سرباز ،روحالله رضوی که مجری سیمای جبلی و جلیلی است از عوامل جنایت حمله به سفارت انگلیس در تهران است. میگوید برای تعطیلی سفارت انگلیس در هر جای دنیا هر چه که از دستش برآید انجام میدهد!
اما، او تنها دستش به سفارت انگلیس در تهران رسیده است زیرا اگر به ساختمان سفارت انگلیس در دهلی نو که پایتخت کشور اوست حمله کند، او را به زندان میبرند و سخت تنبیهش میکنند اما اگر به سفارت انگلیس در تهران حمله کند به صداوسیما راه مییابد و مجری برنامه زنده میشود.
#فرهیختگان روزن آگاهی
آتش به اختیارهای بی افسار همچنان یکه تاز عرصه ی سیاست .....
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«اردشیر رستمی؛ شاعر، نویسنده، بازیگر و مردی که سال_هاست با واژه_ها زندگی می_کند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم بالا وارزش جان انسان را ببینیم...
و خطاب به بدنامان تاریخ که جوانهای سرو قامت و زنان ومردان مارا از روی خاک به زیرخاک فرستادید.
تاابد نفرین ونابودی برای شما🖤
و خطاب به بدنامان تاریخ که جوانهای سرو قامت و زنان ومردان مارا از روی خاک به زیرخاک فرستادید.
تاابد نفرین ونابودی برای شما🖤
🔲⭕️ *آیا کار ایران تمام است؟ راهی برای خلاصی از ساختارهای قفلشده هست؟
✍ *مجتبی لشکربلوکی*
مدتی برای «طرح ایران ۲۰۳۵» (طرحی مردمنهاد و غیردولتی برای آیندهی ایران) روی موقعیت ایران در شاخصهای بینالمللی کار کردم. با همهی محدودیتهایی که این شاخصها دارند، تصویری ـ هرچند نه جامع، دقیق و کاملاً منصفانه ـ از وضعیت ایران ارائه میدهند. در شاخصهای مرتبط با حکمرانی، ایران عموماً پایینتر از متوسط جهان قرار دارد و در برخی موارد وضعیتش در طول زمان بدتر هم شده است:
شاخص ادراک فساد: رتبهی ۱۵۳
شاخص حکمرانی خوب: رتبهی ۱۲۵
شاخص حقوق مالکیت: رتبهی ۱۱۳
شاخص آزادی اقتصادی: رتبهی ۱۶۹
آیا این بدان معناست که کار ما تمام شده و توسعه در ایران به بنبست رسیده است؟ به نظر من، نه.
در روزگاری که با دیدن کژنهادها، پوسیدگی نظام کشورداری و فرسودگی سازوکارهای حکمرانی، دچار نوعی «خستگی تاریخی» شدهایم، جرئت میخواهد که میان «بنبست ساختاری» و «فقدان امکان» تفاوت بگذاریم. ساختارها در بسیاری از حوزهها ناکارآمد و قفلکنندهاند، اما این به معنای فقدان امکان توسعه نیست.
در بخش عمدهای از تاریخ علوم اجتماعی، ساختارهای کلان مانند طبقه، قانون، فرهنگ و دولت، محور تحلیل بودند و نقش عاملیت فردی به حاشیه میرفت. نظریهپردازانی چون آنتونی گیدنز و مارگارت آرچر بر این نکته تأکید کردند که انسانها صرفاً تابع ساختارها نیستند؛ بلکه میتوانند با کنش خود، ساختارها را حفظ یا تغییر دهند.
☑️⭕️ *چهار نمونهی تاریخی*
*بنگلادش:* در دههی ۱۹۷۰، نظام بانکی رسمی فقرا و زنان روستایی را عملاً نادیده میگرفت. محمد یونس در سال ۱۹۷۶، با قرضدادن ۲۷ دلار از پول شخصی خود به ۴۲ زن فقیر در روستای جبره، زمینهی شکلگیری اعتبار خرد و سپس بانک گرامین را فراهم کرد؛ طرحی که میلیونها نفر را تحت پوشش قرار داد و برای یونس جایزهی نوبل صلح را به همراه داشت.
*کنیا:* در میانهی دههی ۲۰۰۰، بسیاری از مردم کنیا به خدمات بانکی دسترسی نداشتند و انتقال پول نیز پرهزینه بود. در چنین شرایطی، M-Pesa در سال ۲۰۰۷ راهاندازی شد و بدون انتظار برای اصلاح نظام بانکی، با استفاده از فناوری امکان انتقال پول، پرداخت و پسانداز را برای میلیونها نفر فراهم کرد.
*ایران؛ قنات:* در سرزمینی خشک و کمآب و در دورههایی که دولت مرکزی حضور و توان فنی کافی نداشت، جوامع محلی با تکیه بر دانش بومی، همکاری جمعی و قواعد عرفی، نظام پیچیدهای برای حفر، نگهداری و توزیع آب ایجاد کردند.
*ایران؛ مدارس نوین:* در دورهی قاجار، کوششهای حسن رشدیه و شبکهای از خیرین، انجمنها و خانوادهها، با وجود ضعف ساختارهای رسمی، به شکلگیری و گسترش مدارس نوین کمک کرد.
شاید ایران درگیر نوعی قفلشدگی نهادی (Institutional Lock-in) باشد؛ یعنی نهادها بهگونهای شکل گرفتهاند که هم مسیر توسعه را محدود میکنند و هم تغییر خودشان دشوار شده است. اما قفلشدگی ساختاری به معنای فقدان امکان نیست. کنشگران خلاق میتوانند در شکافهای ساختار و فرصتهای پنهان آن، امکانهای تازهای ایجاد کنند.
☑️⭕️ *تجویز راهبردی*
باید برای اصلاحات ساختاری تلاش کرد، اما همزمان نباید از خلاقیتهای انسانی، ابتکارات میدانی و نتوکراسی ـ شکلگیری شبکههای موقت و موضوعمحور از خبرگان و نخبگان غیردولتی برای حل مسائل عمومی در تعامل با حکومت ـ غافل شد.
تا زمانی که ایران انسانهای خلاق، مسئول و امیدوار دارد، امکان توسعه نیز وجود دارد. با وجود ساختارهای چلاق، به آیندهی ایران و توان کنشگران خلاق امیدوارم.
✍ *مجتبی لشکربلوکی*
مدتی برای «طرح ایران ۲۰۳۵» (طرحی مردمنهاد و غیردولتی برای آیندهی ایران) روی موقعیت ایران در شاخصهای بینالمللی کار کردم. با همهی محدودیتهایی که این شاخصها دارند، تصویری ـ هرچند نه جامع، دقیق و کاملاً منصفانه ـ از وضعیت ایران ارائه میدهند. در شاخصهای مرتبط با حکمرانی، ایران عموماً پایینتر از متوسط جهان قرار دارد و در برخی موارد وضعیتش در طول زمان بدتر هم شده است:
شاخص ادراک فساد: رتبهی ۱۵۳
شاخص حکمرانی خوب: رتبهی ۱۲۵
شاخص حقوق مالکیت: رتبهی ۱۱۳
شاخص آزادی اقتصادی: رتبهی ۱۶۹
آیا این بدان معناست که کار ما تمام شده و توسعه در ایران به بنبست رسیده است؟ به نظر من، نه.
در روزگاری که با دیدن کژنهادها، پوسیدگی نظام کشورداری و فرسودگی سازوکارهای حکمرانی، دچار نوعی «خستگی تاریخی» شدهایم، جرئت میخواهد که میان «بنبست ساختاری» و «فقدان امکان» تفاوت بگذاریم. ساختارها در بسیاری از حوزهها ناکارآمد و قفلکنندهاند، اما این به معنای فقدان امکان توسعه نیست.
در بخش عمدهای از تاریخ علوم اجتماعی، ساختارهای کلان مانند طبقه، قانون، فرهنگ و دولت، محور تحلیل بودند و نقش عاملیت فردی به حاشیه میرفت. نظریهپردازانی چون آنتونی گیدنز و مارگارت آرچر بر این نکته تأکید کردند که انسانها صرفاً تابع ساختارها نیستند؛ بلکه میتوانند با کنش خود، ساختارها را حفظ یا تغییر دهند.
☑️⭕️ *چهار نمونهی تاریخی*
*بنگلادش:* در دههی ۱۹۷۰، نظام بانکی رسمی فقرا و زنان روستایی را عملاً نادیده میگرفت. محمد یونس در سال ۱۹۷۶، با قرضدادن ۲۷ دلار از پول شخصی خود به ۴۲ زن فقیر در روستای جبره، زمینهی شکلگیری اعتبار خرد و سپس بانک گرامین را فراهم کرد؛ طرحی که میلیونها نفر را تحت پوشش قرار داد و برای یونس جایزهی نوبل صلح را به همراه داشت.
*کنیا:* در میانهی دههی ۲۰۰۰، بسیاری از مردم کنیا به خدمات بانکی دسترسی نداشتند و انتقال پول نیز پرهزینه بود. در چنین شرایطی، M-Pesa در سال ۲۰۰۷ راهاندازی شد و بدون انتظار برای اصلاح نظام بانکی، با استفاده از فناوری امکان انتقال پول، پرداخت و پسانداز را برای میلیونها نفر فراهم کرد.
*ایران؛ قنات:* در سرزمینی خشک و کمآب و در دورههایی که دولت مرکزی حضور و توان فنی کافی نداشت، جوامع محلی با تکیه بر دانش بومی، همکاری جمعی و قواعد عرفی، نظام پیچیدهای برای حفر، نگهداری و توزیع آب ایجاد کردند.
*ایران؛ مدارس نوین:* در دورهی قاجار، کوششهای حسن رشدیه و شبکهای از خیرین، انجمنها و خانوادهها، با وجود ضعف ساختارهای رسمی، به شکلگیری و گسترش مدارس نوین کمک کرد.
شاید ایران درگیر نوعی قفلشدگی نهادی (Institutional Lock-in) باشد؛ یعنی نهادها بهگونهای شکل گرفتهاند که هم مسیر توسعه را محدود میکنند و هم تغییر خودشان دشوار شده است. اما قفلشدگی ساختاری به معنای فقدان امکان نیست. کنشگران خلاق میتوانند در شکافهای ساختار و فرصتهای پنهان آن، امکانهای تازهای ایجاد کنند.
☑️⭕️ *تجویز راهبردی*
باید برای اصلاحات ساختاری تلاش کرد، اما همزمان نباید از خلاقیتهای انسانی، ابتکارات میدانی و نتوکراسی ـ شکلگیری شبکههای موقت و موضوعمحور از خبرگان و نخبگان غیردولتی برای حل مسائل عمومی در تعامل با حکومت ـ غافل شد.
تا زمانی که ایران انسانهای خلاق، مسئول و امیدوار دارد، امکان توسعه نیز وجود دارد. با وجود ساختارهای چلاق، به آیندهی ایران و توان کنشگران خلاق امیدوارم.
یک کیف، یک شروع خوب
🎒📗📏📔🖍📚📝 🔐
سال تحصیلی که نزدیک میشود، برای بعضی کودکان شوق خریدن کیف و دفتر و مداد با نگرانیِ نداشتن آنها همراه است.
بیایید امسال اجازه ندهیم هیچ کودکی به خاطر تنگنای مالی، آغاز مدرسه را با احساس کمبود و شرمندگی تجربه کند.
قرار نیست کار بزرگی از یک نفر بخواهیم؛
سهم کوچک هرکدام از ما میتواند یک کیف کامل برای یک دانشآموز باشد.
یک کیف، چند دفتر، مداد و مداد رنگی شاید برای ما چیز بزرگی نباشد، اما برای کودکی که چشمانتظار شروع مدرسه است، میتواند معنای دیگری داشته باشد:
اینکه من هم دیده شدهام، من هم مهمم، من هم میتوانم با شوق به مدرسه بروم.
بیایید پیش از باز شدن مدرسه، سهم کوچکی در ساختن یک شروع خوب برای چند کودک داشته باشیم.
گاهی یک کیف مدرسه، فقط یک کیف نیست؛
هدیهای است برای امید، عزتنفس و آینده.
نیکی های کوچک مشهد 💛🌻
💳۶۰۳۷ ۹۹۸۱ ۸۷۱۴ ۶۹۱۴
تابستان ۱۴۰۵
🎒📗📏📔🖍📚📝 🔐
سال تحصیلی که نزدیک میشود، برای بعضی کودکان شوق خریدن کیف و دفتر و مداد با نگرانیِ نداشتن آنها همراه است.
بیایید امسال اجازه ندهیم هیچ کودکی به خاطر تنگنای مالی، آغاز مدرسه را با احساس کمبود و شرمندگی تجربه کند.
قرار نیست کار بزرگی از یک نفر بخواهیم؛
سهم کوچک هرکدام از ما میتواند یک کیف کامل برای یک دانشآموز باشد.
یک کیف، چند دفتر، مداد و مداد رنگی شاید برای ما چیز بزرگی نباشد، اما برای کودکی که چشمانتظار شروع مدرسه است، میتواند معنای دیگری داشته باشد:
اینکه من هم دیده شدهام، من هم مهمم، من هم میتوانم با شوق به مدرسه بروم.
بیایید پیش از باز شدن مدرسه، سهم کوچکی در ساختن یک شروع خوب برای چند کودک داشته باشیم.
گاهی یک کیف مدرسه، فقط یک کیف نیست؛
هدیهای است برای امید، عزتنفس و آینده.
نیکی های کوچک مشهد 💛🌻
💳۶۰۳۷ ۹۹۸۱ ۸۷۱۴ ۶۹۱۴
تابستان ۱۴۰۵