نشر نو
5.41K subscribers
2.23K photos
453 videos
27 files
3.2K links
نشانی:
تهران، خيابان مطهرى، خيابان ميرعماد، كوچهٔ سيزدهم (شهيد جنتى)، پلاک ١٣

روابط عمومی و ثبت سفارش تلفنی:
٨٨٧۴٠٩٩١

وب‌سایت نشرنو:
www.nashrenow.com

پذیرش اثر:
submit@nashrenow.com

ارتباط با روابط عمومی:
t.me/NashrenowPR
Download Telegram
امروز بیست‌وچهارم اردیبهشت‌ماه در غرفهٔ نشرنو با مؤلفان و مترجمان دیدار می‌کنیم:

ـــ کاوه لاجوردی | ساعت ۱۵ تا ۱۶

ـــ نرگس انتخابی | ساعت ۱۶ تا ۱۷

ـــ میثم محمدامینی | ساعت ۱۷ تا ۱۸

در شبستان، راهرو ۱۰/۲، غرفهٔ ۲۱۳، نشرنو

@nashrenow
«آدمی» و «زنی از مصر» تجدید چاپ شدند.
هم‌اکنون در نمایشگاه کتاب

آدمی
روتخر برخمان، در کتاب «آدمی»، از دویست‌هزار سال گذشتۀ بشر چشم‌اندازی نو ارائه می‌کند و با استناد به شواهد علمی و تاریخی می‌گوید که تکامل انسان، به‌وضوح، همسو با امید و همزیستی با طبیعت بوده است و نه در جهت بقای برترین گونه. همین موضوع، از دید او، سنگ‌بنای شکل‌گیریِ اولین جوامع بشری است.

برخمان در این کتاب نشان می‌دهد که ما برای مهربانی و مهرورزی چقدر سختگیریم و به همکاری بیشتر از رقابت گرایش داریم؛ می‌خواهیم به همدیگر اعتماد کنیم و خوشبین باشیم اما باورِ «شرآمیز بودنِ سرشت بشر» جلویش را می‌گیرد، باوری که روز و شب در همه‌جا، از گفتگوهای روزمره و ترانه‌ها و اخبار روزانه گرفته تا کتاب و فیلم، تکرار و به ما تلقین می‌شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

زنی از مصر
آنچه در این کتاب خواهید خواند شرحی است گیرا بر یکی از ملتهب‌ترین دوران‌ها که بر خاورمیانه رفته ــ نقطه‌ای از جهان که سال‌ها است در بحبوحۀ جنگ‌های بی‌امان روی آرامش به خود ندیده است.

@nashrenow
امروز بیست‌وپنجم اردیبهشت‌ماه در غرفهٔ نشرنو با مؤلفان و مترجمان دیدار می‌کنیم:

ـــ محمد شریفی (فرهنگ‌نویس) | ساعت ۱۵ تا ۱۶

در شبستان، راهرو ۱۰/۲، غرفهٔ ۲۱۳، نشرنو

@nashrenow
امروز بیست‌وپنجم اردیبهشت‌ماه دیدار با استادان فیزیک دانشگاه شریف در غرفهٔ نشرنو

ساعت ۱۶ الی ۱۸

دکتر حسام‌الدین ارفعی، مترجم کتاب معماهایی برای رازگشایی از عالم
دکتر بهرام مشحون، نویسندهٔ درک و دریافت کیهان (به‌زودی)
دکتر شانت باغرام، نویسندهٔ درک و دریافت کیهان (به‌زودی)

در شبستان، راهرو ۱۰/۲، غرفهٔ ۲۱۳، نشرنو

@nashrenow
فردوسی ده صفت در انسان را با عنوان ده ديو بر می‌شمرد:
آز، نياز، رشک، ننگ، كين، خشم
سخن‌چينی، دورویی، ناپاکی و ناسپاسی.

وقتی روان انسان در دست اينان باشد، روشنی و فروغ ميميرد و انسان در ظلمات گم می‌شود.

۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت استاد ابوالقاسم فردوسی، از ستارگان درخشندۀ آسمان ادب فارسی و سرایندۀ کتاب شاهنامه، حماسۀ ملّی ایران فرخنده باد.

@nashrenow
«یکی درد و یکی درمان پسندد»

برخی راه‌های بزرگداشتِ فردوسیِ بزرگ و بهره‌هایی که از هریک می‌توان بُرد

مهری بهفر

آن که عظمت شاهنامه مجذوبش می‌کند، در تجلیل از شاهنامه و فردوسی سخن می‌راند.

آن‌ که شاهنامه را سپهرِ پهناورِ زمینه‌های تحقیقی و تحلیلی می‌بیند، در پیِ به‌ دست دادنِ دانسته‌هایی عالمانه و فاضلانه است که فرادستِ تحقیق‌ها و تحلیل‌های پیشین و الغاگرِ دریافت‌‌های متقدّم باشد.

آن‌ که شاهنامه را متنی برآمده از سنّتِ کهنِ روایی با کشش و توانشِ شگرفِ خوانده‌شدن و شنیده‌شدن می‌بیند، هرگاه که دست دهد، خواه در روز بزرگداشت فردوسی خواه در روزان و شبانِ دیگر سال، دل به متن می‌دهد و می‌گذارد روایت با شخصیت‌ها و نقش‌مایه‌ها و مضمون‌ها و معناهای متعددش نه‌فقط در ذهنِ او مَسکن گُزیند که دستمایهٔ تمثیلات و استعارات و کنایات و تشبیهاتی شود که به‌واسطهٔ آن‌ها جهان را به فهم خود درمی‌آورد. و از این راه، با زبان و معنی و تخیّلی که سده‌ها دست‌به‌دست گشته همدست می‌شود و از این راه، با فردوسی همدستی می‌کند و در خویشکاری او به قدرِ خود مشارکت می‌جوید و به سهم خود سهیم می‌شود.

آن‌کس که مخاطب تجلیل از مقام والای فردوسی است و پای گفت‌ونوشت‌های تجلیل‌آمیزِ انگیزشی می‌نشیند، «بلاغت» نصیب می‌برد.

آن‌کس که مخاطب تحلیل و تحقیق و افزودن‌بر دانسته‌هایش دربارهٔ شاهنامه و فردوسی است، «فرهیختگی و دانش» نصیب می‌برد.

آن‌ کس که مخاطب روایت است و دل به داستان‌ها می‌دهد، گذشته از لذت، «فرهنگ و بینش» نصیب می‌برد.

اما این بدان معناست که نمی‌توان به هرسهٔ این کارها پرداخت یا مخاطب هر سه‌شان بود؟ البته که می‌توان. اما آنچه اغلب دیده شده این است که اولی و دومی جای کنش و عملِ اصلی را ـ که همانا خواندن و شنیدن خود متن است ـ گرفته‌اند؛ چون ما در «زمانهٔ درباره‌ها» زندگی‌ می‌کنیم، در زمانه‌ای که دانستن «دربارهٔ» چیزها، از  تجربه و دریافتِ خودِ آن‌ها برتر است. و به‌سربردن در بطنِ متن و غوطه‌خوردن در آن و جذب اجزاء و عناصرِ آن ارج و قدری ندارد؛ چون دستاوردِ ملموس و معیّنی را به چشم نمی‌کشد؛ زیراکه وجهِ رواییِ فرهنگ همچون خودِ فرهنگ است که نه خصلتِ نمایشی دارد و نه خاصیتِ فضل‌فروشی و نه خوی‌وخیمِ مجادله و میدان‌داری، آرام‌آرام فرادست می‌آید و بی‌غوغا و صدا و ادعا ته‌نشین می‌شود. فرهنگ همچون فرهیختگی نیست که با نمایشِ دانسته‌ها و کاربردِ اصطلاحات و بیان دیدگاه‌ها و نظریه‌ها و جدل‌ و مجادله وجودِ خود را به سمع و نظر برساند و در قالب کلمات قابل عرضه و ارائه باشد.

پس شاید نیکو باشد که در روز بزرگداشت فردوسی به آنچه اصل است، اما به اقتضاء «زمانهٔ درباره‌ها» مورد غفلت قرار می‌گیرد، توجه کنیم و خلاف جهتِ روزبازار، به حد فرصت و استطاعت از چند بیت تا یک داستان شاهنامه را بخوانیم یا بشنویم و بشنوانیم.

@nashrenow
امروز بیست‌وششم اردیبهشت‌ماه در غرفهٔ نشرنو با مؤلفان و مترجمان دیدار می‌کنیم:

ـــ نرگس سنائی | ساعت ۱۴ تا ۱۵

ـــ مژده الفت | ساعت ۱۵ تا ۱۶

ـــ ابوالفضل الله‌دادی | ساعت ۱۶ تا ۱۷

ـــ جواد حیدری | ساعت ۱۷ تا ۱۸

در شبستان، راهرو ۱۰/۲، غرفهٔ ۲۱۳، نشرنو

@nashrenow
امروز بیست‌وهفتم اردیبهشت‌ماه در غرفهٔ نشرنو با مؤلفان و مترجمان دیدار می‌کنیم:

ـــ سحر یوسفی و زهرا عالی | ساعت ۱۵ تا ۱۶

ـــ پیروز سیار | ساعت ۱۶ تا ۱۷

ـــ علیرضا طهماسب | ساعت ۱۷ تا ۱۸

در شبستان، راهرو ۱۰/۲، غرفهٔ ۲۱۳، نشرنو

@nashrenow
اگرچه امروزه بیشتر خوانندگان هابز را در درجۀ اول به‌عنوان مؤلف لویاتان می‌شناسند، اما نخستین دلیل شهرت او به‌عنوان مؤلف این اثر بود، در باب شهروند. از سال ۱۶۴۱ تعداد اندکی از نزدیکان هابز از این اثر باخبر بودند، اما عموم افراد زمانی از آن خبردار شدند که شرکت مشهور الزویر در آمستردام نسخه‌ای عمومی از آن ترتیب داد و منتشر کرد، که در ماه‌‎های آغازین سال ۱۶۴۷ به کتاب‌فروشی‌ها آمد، یعنی زمانی که مؤلف ۵۹ساله بود و در آستانۀ آغاز کار بر روی لویاتان.

این اثر بلافاصله پرفروش شد. الزویر همۀ نسخه‌های خود را تا فرارسیدن تابستان به فروش رساند، و به‌سرعت آن را تجدید چاپ کرد. و این اثر تا قرن نوزدهم مهم‌ترین متن هابزی برای خوانندگان اروپای قاره‌ای باقی ماند، تا حدی به این خاطر که ترجمۀ تأییدشدۀ آن به زبان فرانسه به قلم دوست هابز، ساموئل سوربی‌یر، در ۱۶۴۹ منتشر شد، در حالی که لویاتان تا دوران ما به زبان فرانسه ترجمه نشد، و تا حدی به این خاطر که این اثر در سرتاسر قرون هفدهم و هجدهم پیوسته تجدید چاپ می‌شد. با اینکه هابز چهار سال بعد لویاتان را منتشر کرد، هرگز منکر این اثر نشد، و در سال ۱۶۴۸ آن را با افتخار در مجموعۀ آثار خود به زبان لاتین در کنار ترجمۀ لاتین لویاتان بازچاپ کرد.

اگرچه عموم افراد خیلی دیر هابز را شناختند، اما (همان‌طور که یکی از دوستان او می‌گوید) «جان‌های برگزیده» از سال‌ها پیش او را می‌شناختند، و او در باب شهروند را پنج سال پیشتر از چاپ رسمی آن برای مطالعه و دست به دست شدن بین آنها به‌طور محدود چاپ کرده بود.

در باب شهروند |توماس هابز | ترجمۀ یاشار جیرانی | نشر نو، چاپ اول ۱۴۰۳، قطع رقعی، جلد سخت، پنجاه و چهار + ۳۳۲ صفحه، #ازکتاب.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

سفارش و خرید از وب‌سایت نشرنو:

@nashrenow | nashrenow.com