نشرنو
6.36K subscribers
2.49K photos
463 videos
27 files
4.04K links
نشانی:
تهران، خيابان مطهرى، خيابان ميرعماد، كوچهٔ سيزدهم (شهيد جنتى)، پلاک ١٣

روابط عمومی و ثبت سفارش تلفنی:
٨٨٧۴٠٩٩١

وب‌سایت نشرنو:
www.nashrenow.com

پذیرش اثر:
submit@nashrenow.com

ارتباط با واحد رسانه:
social@nashrenow.com
Download Telegram
ملالْ مردم را از درون می‌خورد. طبیعتاً برای درک این مسئله باید اندکی بیندیشیم و چیزی نیست که به‌راحتی به‌چشم بیاید. مثل نوعی غبار است که بی این‌که ببینیم می‌آید و می‌رود، آن را تنفس می‌کنیم، می‌خوریم و می‌نوشیم. مثل پتویی بر روی دست و چهره می‌افتد. همواره باید این باران خاکستر را از سر تا پای خود پاک کنیم. به همین دلیل است که مردم چنین بی‌قرارند.

فلسفۀ ملال | لارس اسوندسن | ترجمۀ افشین خاکباز

@nashrenow
👍53
برخلاف بریتانیا در ابتدای قرن بیست ایران وضعیتی اسفبار داشت. در داخل، ایلات و روحانیان و بزرگان محلیْ کشور را چندپاره کرده بودند و حاکمیت دولت مرکزی را به چالش می‌کشیدند. ایران، در خارج، بخش بزرگی از قفقاز و آسیای میانه را به روسیه واگذار کرده بود و در شرق نیز در بریتانیا متحمل شکست‌های خفت‌بار نظامی دیگری شده بود. نتیجتاً در حینی که توان اقتصادی و نظامی ایران روزافزون تقلیل می‌یافت در دام دو امپراتوری سیری‌ناپذیر گرفتار افتاده بود. لهذا حاکمیت آن تدریجاً رو به زوال داشت و اغلب تصمیم‌های سیاسی‌اش را باید یک یا هر دو امپراتوری همسایه تأیید می‌کردند.
ایران هیچ گاه رسماً در یک امپراتوری بیگانه ادغام نشد، ولی غیررسمی بین روسیه و بریتانیا تقسیم شده بود.

پِرشِن پترولیوم | لئوناردو داوودی | ترجمۀ شفق سعد

@nashrenow
👍104
ا. ا. هاسمن در یکی از رقت‌انگیزترین شعرهای مجموعۀ مردی از شراپشر، از زبانِ کارگر مزرعه‌ای جوانمرگ پرسش‌های جانسوزی را خطاب به دوست زنده‌اش مطرح می‌کند:

آیا همراهانم زمین را شخم می‌زنند،
با گاوآهنی که من پیشتر می‌راندم،
و زنگِ زنجیر و یراق را
همچون هنگامی که من زنده بودم می‌شنوند؟
آیا هنوز کنار ساحل رود
فوتبال بازی می‌کنند،
و بچه‌ها به دنبال توپ چرمی می‌دوند،
اینک که من دیگر سرپا نیستم؟
آیا آن دختری که دوست داشتم،
و ترک گفتنش را دشوار می‌دانستم، شاد است؟
و آیا از گریستنِ شب‌هنگام در بستر
خسته شده است؟

مرگ | جفری اسکار | ترجمۀ شیرین احمدی

@nashrenow
19🔥1🙏1
فرقش این است که زمان نسبت به سرنوشت ما بی‌قید و بی‌تفاوت است. زمان وحشتناک است، اما تنها چیز درست در جهان همین زمان است. زمان کاری می‌کند که ما به این‌جا برسیم، یعنی به جایی که سرانجام همه با هم برابر و همپایه می‌شویم. اما پیش از آن‌که به این خط پایان برسیم می‌توانیم در زندگی چیزهایی را تجربه کنیم و دست به کارهای خاصی بزنیم و مسئول هر عملی باشیم که به آن دست می‌زنیم. می‌گذارد هر چیزی را که دوست داریم خراب کنیم. زمان یا مطلقِ بی‌نهایت، نامش را هرچه بگذاریم تفاوتی نمی‌کند.

نه فرشته، نه قدیس | ایوان کلیما | ترجمۀ حشمت کامرانی

@nashrenow
9👍2🔥2
چه اندوهبار است، ای خدایان، جهان به شب هنگامان، و چه رازگونه است مهی که مردابها را می‌پوشاند. اگر پیش از مرگ رنجی فراوان برده باشی و اگر در این وادی مه‌گرفته به درماندگی پرسه‌ای زده باشی و اگر بار گران جانکاهی بر دوش، گرد جهان می‌گشتی، می‌فهمیدی. و اگر خسته باشی و بی‌هیچ بیم و دریغی به ترک جهان و ترک مه و مرداب و رودخانه‌هایش رضا داده باشی، می‌فهمیدی. اگر حاضر بودی با قلبی سبک به کام مرگ فرو روی و می‌دانستی که تنها مرگ مرهم زخم تو است، می‌فهمیدی.

مرشد و مارگریتا | میخایئل بولگاکف | ترجمۀ عباس میلانی

@nashrenow
21👍2
منشور نورنبرگ، یا «منشور دیوان بین‌المللی نظامی»، که در ۸ اوت ۱۹۴۵ به موافقت‌نامۀ لندن ضمیمه شد، سندی است که مبنای حقوقی تشکیل دیوان نورنبرگ را برای محاکمۀ جنایتکاران اصلی جنگ فراهم کرد. این منشور، برای نخستین بار در یک سند بین‌المللی، مسئولیتِ کیفریِ مستقیمِ افراد را در برابر جامعۀ بین‌المللی تثبیت کرد.

بر اساس مادۀ ۶ این منشور، دیوان نورنبرگ صلاحیت رسیدگی به سه دسته جرم را داشت:
نخست، جرایم علیه صلح ــ شامل طراحی، تدارک، آغاز یا ادارۀ جنگ تجاوزکارانه یا جنگی که ناقض معاهدات و تعهدات بین‌المللی باشد، و نیز مشارکت در طرح یا توطئه‌ای مشترک برای تحقق آن؛
دوم، جنایات جنگی ــ یعنی نقض قوانین و عرف‌های جنگ، ازجمله قتل یا بدرفتاری با غیرنظامیان در سرزمین‌های اشغالی، قتل یا بدرفتاری با اسیران جنگی، کشتن گروگان‌ها، غارت اموال عمومی یا خصوصی، تخریب بی‌دلیل شهرها و روستاها، و سایر تخلفاتی که در چارچوب حقوق جنگ شناخته شده بودند؛
سوم، جرایم علیه بشریت ــ که در منشور به صورت قتل، امحا، به بردگی گرفتن، اخراج و سایر اعمال غیرانسانی علیه هر جمعیت غیرنظامی، یا آزار و تعقیب به دلایل سیاسی، نژادی یا مذهبی تعریف شده است، خواه این اعمال پیش از جنگ رخ داده باشند یا در جریان آن. مطابق متن صریح مادۀ ۶، این اعمال باید «در اجرا یا در ارتباط با» یکی از جرایمِ داخل در صلاحیتِ دیوان صورت گرفته باشند. این قیدْ بخشی از صورت‌بندی اولیۀ جرم علیه بشریت در منشور نورنبرگ بود.

این منشور همچنین در مادۀ ۷ تصریح می‌کند که مقام رسمی متهم، حتی اگر رئیس دولت یا مقام عالی‌رتبه باشد، موجب معافیت از مسئولیت یا تخفیف مجازات نمی‌شود. در مادۀ ۸ نیز بیان شده که اجرای دستور مافوق به‌تنهایی رافعِ مسئولیتِ کیفری نیست، هرچند می‌تواند در تعیین مجازات مورد توجه قرار گیرد.

بدین‌ترتیب، منشور نورنبرگ ساختاری حقوقی ایجاد کرد که بر پایۀ آن، افراد ــ‌ و نه صرفاً دولت‌ها‌ ــ در قبال ارتکاب شدیدترین جرایم بین‌المللی پاسخگو شناخته شدند، چارچوبی که بعدها مبنای تحول حقوق کیفری بین‌المللی معاصر قرار گرفت.

حقوق بین‌الملل کیفری | آنتونیو کاسسه و دیگران | ترجمۀ حسین پیران

@nashrenow
👍9🔥41
غزالی ضرب را جزء قدرت حاکم، و پس از اجازۀ او، مجاز دانسته بود اما در ادامه به این موضوع بازگشته و برای شخص عادی این حق را قائل می‌شود که مرتکب منکر را ــ‌به شرط ضرورت و بسنده کردن به میزان لازم برای دفع منکر‌ــ با دست و پا کتک بزند. غزالی معتقد است هر کسی که بر دفع منکر قدرت دارد می‌تواند این کار را با دست و سلاح و با کمک یاران خود انجام دهد. طبیعتاً چنین نظری دعوت به هرج و مرج و خونریزی است.

تبارشناسی حسبه | احمد صبحی منصور | ترجمۀ عدنان فلاحی

@nashrenow
🔥74👍2
اواخر دهۀ ۱۹۶۰ گروهی از جوانان آلمان غربی به این نتیجه رسیدند که حرف بس است و سلاح برداشتند تا نظام مستقر را سرنگون کنند. ادامۀ چنین وضعی نیروهای منزوی‌شدۀ فاشیست را به مقابله با رادیکالیسم چپ فرا می‌خواند و هر آنچه اروپای لیبرال بعد از جنگ دوم رشته بود پنبه می‌شد. نظام مستقر آلمان غربی با دو انتخاب روبه‌رو بود: افزایش فشار پلیسی و ادامۀ وضعیت فوق‌العاده و پرونده‌سازی و گزینش برای استخدام در دستگاههای دولتی؛ یا تن‌دادن به عضویت جوانانِ خواستارِ دگرگونی در حکومت، درنظرگرفتنِ سهمی از گوی و میدان برای آنها، و کمک به کاستن از شدت اعتراضها با سهیم‌کردن مخالفان در امتیازهای حکومت‌کردن. آیندۀ کل اروپا مطرح بود، راه فاجعه‌بارِ اول در دهۀ ۱۹۳۰ تجربه شده بود، و نظام چارۀ معقولی نداشت جز اینکه به آزمودنِ راه دوم رضایت دهد. برخی مخالفانِ متمایل به براندازی نیز پذیرفتند که وارد مجلس ملی شوند و تن به بازیهای پارلمانی بدهند. یکی از دانشجویانی که زمانی اعلامیه پخش می‌کردند و با پلیس ضدشورش دست‌به‌یقه می‌شدند امروز وزیر خارجۀ آن کشور است.

مبارزه علیه وضع موجود | سابینه فون دیرکه | ترجمۀ محمد قائد

@nashrenow
👍7🔥52🙏1

در پرستشگاه‌های مانوی، بسیاری سازهای گوناگون بود؛ خادمان پرستشگاه که بیشتر دختران جوان بودند، با آوای این سازها می‌رقصیدند. اختراع عود را به مانی نسبت می‌دهند.


نخستین پرستشگاه‌‍‌های مانوی حدود ۵۸۴م در چین پدید آمدند، دوره‌ای که آهنگی با ترجیع‌بند «جان، جان، مانی» بسیار محبوب بود. امروز هم در ترجیع‌بند ترانه‌های بسیاری «جان، جان» یافت می‌شود. در دربارها به نوازندگان بسیار توجه می‌شد و نزد پادشاهان جایگاهی برتر داشتند. اردشیر اول (۴۲۰-۴۳۸م) خوانندگان و نوازندگان را در طبقه‌ای ویژه جای می‌داد.
خسرو اول این وضعیت را با بازگرداندن هنرمندان به جایگاه پیشینشان تغییر داد؛ او کمتر دوستدار موسیقی بود. ولی خسرو دوم (۵۹۰-۶۲۸م) دوباره بر موسیقی و بازیگران ارج نهاد.
بر دیواره‌های غار طاق‌بستان، شاه را در حلقۀ زنانی نوازنده می‌بینیم؛ برخی چنگ و ترومبُن می‌نوازند یا دف می‌زنند. زنان آوازخوان هم هستند.

نمایش و خنیا در ایران | مجید رضوانی | ترجمۀ محمد زیار

@nashrenow
7👍1
...بابِلیان در این زمان خدایی را که به زبان ایشان «مَردوک» نامیده می‌شد می‌پرستیدند. کوروش دین ایشان را محترم شمرد و در پرستشگاه مَردوک تاجگذاری کرد.
دربارۀ این حادثه نوشته‌ای از کوروش پیدا شده که آن را برای مردم بابِل و به زبان ایشان پس از گرفتن آن شهر نوشته است و ترجمۀ خلاصۀ آن چنین است:
«چون مردمان از دین برگشتند مَردوک خشمگین شد و به همۀ کشورهای جهان نگریست تا فرمانروایی دادگر بیابد. پس کوروش را نام برد که شاه اَنشان بود و او را خواند تا بر همۀ جهان فرمانروا شود و همۀ قبیله‌ها و کشورها پیش پای او خم شوند. کوروش با همۀ کسانی که فرمان او را پذیرفته بودند به دادگری رفتار کرد. آن‌گاه مَردوک که نگهدار بندگان خویش است نیکوکاری‌ها و بزرگواری‌های کوروش را پاداش داد و به او فرمود که به شهر بابِل بتازد و او را در راه بابِل مانند دوستی همراهی کرد. او را به شهر درآورد و بابِل را از بلا رهانید...»

آشنایی با تاریخ ایران | پرویز ناتل خانلری

@nashrenow
9👍1
ارتباط میان ایدئولوژی‌ها و فعالیت سیاسی چیست؟

اغلب ایدئولوژی‌ها را صرفاً مجموعه‌ای از ایده‌ها می‌دانند که گویی تأثیری مستقیم بر سیاست روزمره ندارند. اما واقعیت پیچیده‌تر از این برداشت ساده است. هم روایت‌های مارکسیستی و هم دیدگاه‌های غیرمارکسیستی درباره ایدئولوژی بر این نکته توافق دارند که ایدئولوژی‌ها ــ اغلب به‌صورت ناخودآگاه ــ در شکل‌دادن به کنش سیاسی نقش دارند.

در نگاه نخست، زدوبندها و محاسبه‌های روزمره سیاستمداران ممکن است بی‌ارتباط با مباحث نظری و گفتمان‌های دانشگاهی به نظر برسد. با این حال، این ظاهر نباید ما را از این بصیرت غافل کند که فعالیت سیاسی بدون چارچوب ایدئولوژیک تقریباً بی‌معناست. ایدئولوژی‌ها افق مفهومی، زبان، و معیارهای داوری را فراهم می‌کنند که درون آن‌ها کنش سیاسی معنا پیدا می‌کند.

در عین حال، باید از یک ساده‌سازی دیگر نیز پرهیز کرد: این تصور که رابطه‌ای مستقیم و یک‌به‌یک میان ایدئولوژی‌ها و عملکرد واقعی احزاب سیاسی وجود دارد. برای مثال، اگر گمان کنیم می‌توان ایدئولوژی محافظه‌کاری را دقیقاً بر رفتار روزمره افرادی که خود را محافظه‌کار می‌نامند منطبق کرد، هم پیچیدگی خودِ محافظه‌کاری را نادیده گرفته‌ایم و هم سیاست عملی حزب محافظه‌کار را به کاریکاتوری سطحی فروکاسته‌ایم.

بنابراین، رابطۀ ایدئولوژی و سیاست نه گسسته و بی‌ارتباط است و نه کاملاً خطی و مکانیکی؛ بلکه نسبتی پیچیده، میانجی‌مند و چندلایه است که بدون درک آن، فهم سیاست ممکن نخواهد بود.

ایدئولوژی‌های سیاسی | رابرت اِکِلشال | ترجمۀ محمد قائد

@nashrenow
👍7
اما بیرون از پردهٔ نقاشی چه کار کنیم؟
در فضاهای بی‌امضا
خودمان را چقدر به‌جای خودمان بگذاریم
درخت بکاریم
تندتند آبش بدهیم
و آه بکشیم؟
در فضاهای بی‌امضا
چقدر آه بکشیم؟


نشرنو درگذشت علی باباچاهی (۱۴۰۴-۱۳۲۱) شاعر و منتقد ادبی را به خانواده و خوانندگان آثار او تسلیت می‌گوید.

@nashrenow
24👍1🔥1🙏1
روشنگری در مقام توصیف معمولاً به‌مثابۀ دوره‌ای تلقی می‌شود که دلالت بر تقابل با ناعقلانیت خرافی دارد که گمان می‌شود ویژگی فرهنگی و فکری قرون وسطی بوده است. این دوره را همچنین به‌عنوان منشأ چند اصل اساسی مدرنیسم تلقی کرده‌اند، یعنی اینکه عقل موتور و مقیاس تغییر تاریخی است؛ بشریت قابلیت پیشرفت دارد؛ همۀ مردان و زنان از نظر ظرفیت عقلی برابر خلق شده‌‌اند و بنابراین باید در مقابل قانون برابر باشند، ضمن اینکه نسبت به اقلیت‌ها باید با تسامح و مدارا رفتار کرد [حکومت عقل بر احساسات]؛ و اصولی همچون حاکمیت «ما، مردم» و دفاع از حقوق فرد در برابر زور و حکومت استبدادی. گاه ادعا می‌شود ایده‌هایی که انقلاب فرانسه و امریکا طرح کردند نمایانگر این اصول در کنش مدنی است. اعلامیۀ استقلال و قانون اساسی امریکا غالباً اسناد اصلی روشنگری تلقی می‌شوند، زیرا تصویر می‌شود که متبلورکنندۀ این اصول هستند. پیامد سیاسی روشنگری، رشد آموزۀ لیبرالیسم (گزینش سیاسی عقلانی) و نتیجۀ عمدۀ اقتصادیِ آن بازار آزاد (گزینش اقتصادی عقلانی) است.

مفهوم‌شناسی تاریخ | آلان مانزلو | ترجمهٔ‌ سیدهاشم آقاجری، بهزاد کریمی

@nashrenow
👍4
عبدالمجید ارفعی (۱۴۰۴-۱۳۱۸)، دانای زبان‌های خاموش، به وادی خاموشان پیوست.

آثار بی‌مانند او، به‌ویژه در رمزگشایی از گِل‌نوشته‌های تخت جمشید، یادگار ماندگار خواهد بود.

@nashrenow
46🔥5🙏1
آشنایی با تاریخ ایران حاصل کوشش‌های پرویز ناتل خانلری (۱۳۶۹-۱۲۹۲)، ادیب برجسته و نامور، در دهۀ ۱۳۴۰ برای شناساندن تاریخ ایران به نوجوانان است. این کتاب شرحی کلی از وقایع مهم تاریخی، از دوران غارنشینی تا برافتادن خاندان قاجار، ارائه می‌کند. منزلت نویسنده و قدمت کتاب آن را برای گروه وسیعی از خوانندگان امروزی مفید و جذاب می‌کند.

آشنایی با تاریخ ایران | دکتر پرویز ناتل خانلری | نشرنو | چاپ اول ۱۴۰۴

@nashrenow
20👍1
پِرشِن پترولیوم روایتی است از تاریخ نخستین اکتشاف نفت در ایران، با بهره‌گیری از اسناد نویافته و آرشیوهای عمومی و خصوصی در انگلستان، فرانسه و امریکا. مؤلف روند توسعۀ صنعت نفت ایران را با بررسی معامله‌های آشکار و پنهان دولتمردان و سرمایه‌گذاران و کارگزاران دولتی و واسطه‌ها، از سرآغازهای مبهم آن تا تبدیل شدن به یکی از معظم‌ترین شرکت‌های نفتی دنیا که سهامدار اصلی آن دولت بریتانیا بود، ترسیم می‌کند. در این کتاب مناسبات پیچدۀ سیاسی و اقتصادی به شیوه‌ای مستندنگارانه روایت می‌شود: رابطۀ نیروها در امپراتوری بریتانیا، رابطۀ نیروهای اقتصادی خارجی و نیروهای سیاسی داخلی ایران، نقش دست‌های قدرتمند پشت پرده، نقش واسطه‌‌گری، رقابت انگلیس و روسیه بر سر ایران، تحولات نیروی دریایی بریتانیا و تحولات سیاسی ایران در دوران شکل‌گیری و توسعۀ صنعت نفت ایران.

پِرشِن پترولیوم | لئوناردو داوودی | ترجمۀ شفق سعد

@nashrenow
👍84🙏1