#خردخوان | یگانهانگاری جوهری نفس و بدن
بر تو لازم است بدانی که نفس ناطقه که صورت ذات و حقیقت انسان است، جسمانی الحدوث و روحانی البقاء است؛ بدین معنی که در آغاز امر در نهاد جسم و از مواد و عناصر سازنده بدن به وجود آمده و در اواخر امر به تدریج از بدن بینیاز گشته و بدن را رها کرده و قائم به ذات خویش خواهد شد زیرا قبلا گفته شد که عقل منفعل یعنی عقل هیولانی، آخرین درجات و مراتب جسمانیت و اولین درجات و مراتب روحانیت است.
پس انسان در مرز مشترك ما بين عالم اجسام و عالم ارواح قرار گرفته و نفس او در اوایل امر آخرین منزلی است که اجسام در سیر صعودی بدان منزل میرسند و سیر صعودی اجسام بدانجا خاتمه مییابد و نخستین منزلی است که ارواح در سیر صعودی از آنجا به منازلی عالی و رفیع تر صعود میکنند، پس انسان صراط و معبری است که ما بین دو عالم جسمانی و روحانی کشیده شده و هر موجودی که بخواهد به مبدأ خویش واصل گردد باید در حریم انسانی وارد شود و از صراط انسانیت و در صراط انسانیت به جانب مقصود رهسپار گردد.
📘#ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، ترجمه جواد مصلح، مشهد سوم، ص۳۳۱
بر تو لازم است بدانی که نفس ناطقه که صورت ذات و حقیقت انسان است، جسمانی الحدوث و روحانی البقاء است؛ بدین معنی که در آغاز امر در نهاد جسم و از مواد و عناصر سازنده بدن به وجود آمده و در اواخر امر به تدریج از بدن بینیاز گشته و بدن را رها کرده و قائم به ذات خویش خواهد شد زیرا قبلا گفته شد که عقل منفعل یعنی عقل هیولانی، آخرین درجات و مراتب جسمانیت و اولین درجات و مراتب روحانیت است.
پس انسان در مرز مشترك ما بين عالم اجسام و عالم ارواح قرار گرفته و نفس او در اوایل امر آخرین منزلی است که اجسام در سیر صعودی بدان منزل میرسند و سیر صعودی اجسام بدانجا خاتمه مییابد و نخستین منزلی است که ارواح در سیر صعودی از آنجا به منازلی عالی و رفیع تر صعود میکنند، پس انسان صراط و معبری است که ما بین دو عالم جسمانی و روحانی کشیده شده و هر موجودی که بخواهد به مبدأ خویش واصل گردد باید در حریم انسانی وارد شود و از صراط انسانیت و در صراط انسانیت به جانب مقصود رهسپار گردد.
📘#ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، ترجمه جواد مصلح، مشهد سوم، ص۳۳۱
#مکتب | امام صادق﴿؏﴾:
📌 أن الجسم محدود متناه و الصورة محدودة متناهیة فإذا احتمل الحد احتمل الزیاده و النقصان و اذا احتمل الزیاده و النقصان کان مخلوقا
♻️ تمام اجسام و صور، محدود و متناهیاند. و هر چیزی که در آن احتمال محدودیت برود، قابل کم و زیاد شدن است. و هر چه که قابل کم و زیاد شدن باشد، ضرورتا مخلوق خواهد بود؛ (بنابراین امکان ندارد خداوند کامل مطلق نباشد.)
📌 أن الجسم محدود متناه و الصورة محدودة متناهیة فإذا احتمل الحد احتمل الزیاده و النقصان و اذا احتمل الزیاده و النقصان کان مخلوقا
♻️ تمام اجسام و صور، محدود و متناهیاند. و هر چیزی که در آن احتمال محدودیت برود، قابل کم و زیاد شدن است. و هر چه که قابل کم و زیاد شدن باشد، ضرورتا مخلوق خواهد بود؛ (بنابراین امکان ندارد خداوند کامل مطلق نباشد.)
دلش چنین میخواست، اما کو جرات؟
این است آدمیزاد.
دستکم دو گونه زندگانی میکند.
یکی آنکه هست و دیگری آنکه میخواهد.
«محمود دولت آبادی»
این است آدمیزاد.
دستکم دو گونه زندگانی میکند.
یکی آنکه هست و دیگری آنکه میخواهد.
«محمود دولت آبادی»
#خردخوان | ملاک نیازمندی به علت؛ بیان دیدگاهها
۱) دیدگاه مادیگرایان: موجودیت
از نظر مادی گرایان ملاک نیازمندی به علت " موجود بودن" است. و هر شیء از آن جهت که موجود است نیازمند علت است.
۲) دیدگاه متکلمان: حدوث
از نظر متکلمان ، ملاک نیاز به علت " حدوث" و شیء از آن جهت که حادث است نیازمند علت است.
۳) دیدگاه مشهور فیلسوفان: امکان ماهوی
مشهور فیلسوفان پیش از صدرا ، ملاک اصلی نیاز شیء به علت را " امکان ماهوی" آن شیء می دانند.
۴) دیدگاه صدرا و پیروانش: امکان وجودی
ایشان ملاک اصلی نیازمندی معلول به علت را امکان وجودی یا امکان فقری می دانند. این امکان در وجودِ معلول نهفته است به این نحو که وجود معلول به نحوی است که عین فقر و عین نیاز به علت است.
۱) دیدگاه مادیگرایان: موجودیت
از نظر مادی گرایان ملاک نیازمندی به علت " موجود بودن" است. و هر شیء از آن جهت که موجود است نیازمند علت است.
۲) دیدگاه متکلمان: حدوث
از نظر متکلمان ، ملاک نیاز به علت " حدوث" و شیء از آن جهت که حادث است نیازمند علت است.
۳) دیدگاه مشهور فیلسوفان: امکان ماهوی
مشهور فیلسوفان پیش از صدرا ، ملاک اصلی نیاز شیء به علت را " امکان ماهوی" آن شیء می دانند.
۴) دیدگاه صدرا و پیروانش: امکان وجودی
ایشان ملاک اصلی نیازمندی معلول به علت را امکان وجودی یا امکان فقری می دانند. این امکان در وجودِ معلول نهفته است به این نحو که وجود معلول به نحوی است که عین فقر و عین نیاز به علت است.
#خردخوان | ویژگی «نسبیت در علم» از نگاه مکتب پوزیتیویسم
🔻 آگوست کنت معتقد بود که ما در جستجوی حقایق قطعی، باید آگاه باشیم که به تدریج به حقیقت نزدیک میشویم، اما نباید ادعای دستیابی کامل به آن را داشته باشیم. او این مفهوم را "تقرب به حقیقت" در روش پوزیتویستی مینامید و بر نسبی بودن علوم تأکید داشت، هرچند بعدها ریاضیات را استثنا قرار داد.
کارل پوپر نیز از مدافعان نظریه تقرب به حقیقت بود. او در مسیر رسیدن به حقیقت مطلق تردید داشت، اما در مورد نزدیک شدن به آن اطمینان داشت. پوپر استدلال میکرد که ما از طریق آزمونهای تاریخی دریافتهایم که دانش بشر به حقیقت نزدیکتر شده است.
🔎 روش پوپر برای ارزیابی نزدیکی به حقیقت
پوپر معتقد بود که نمیتوان مستقیماً تعیین کرد کدام گزاره به حقیقت نزدیکتر است. در عوض، او پیشنهاد کرد که:
۱- از هر گزاره، پیشبینیهایی استخراج شود.
۲- این پیشبینیها در طول زمان آزمایش شوند.
۳- گزارهای که پیشبینیهای آن کمتر رد شده باشد، به حقیقت نزدیکتر تلقی شود.
✍️ نقد نظریه پوپر
این دیدگاه با سه چالش اساسی روبروست:
۱- فرض استخراج پیشبینی از تمام گزارهها: این فرض همیشه صادق نیست. برخی گزارهها، مانند "هر ممکنالوجودی نیازمند علت است"، قابلیت استخراج پیشبینیهای قابل آزمون را ندارند.
۲- ارتباط بین کارآمدی عملی و نزدیکی به حقیقت: پوپر توضیح نمیدهد که چگونه کارآمدی عملی یک نظریه لزوماً نشاندهنده نزدیکی آن به حقیقت است.
۳- پارادوکس تقرب: مفهوم "تقرب" مستلزم شناخت حقیقت است. اگر حقیقت را بدانیم، دیگر نسبیگرایی معنا ندارد. بنابراین، یا باید هم در مورد رسیدن به حقیقت و هم در مورد نزدیک شدن به آن شک داشت، یا در هر دو مورد قطعیت داشت.
📓 #مصطفی_ملکیان، تاریخ فلسفه غرب
🔻 آگوست کنت معتقد بود که ما در جستجوی حقایق قطعی، باید آگاه باشیم که به تدریج به حقیقت نزدیک میشویم، اما نباید ادعای دستیابی کامل به آن را داشته باشیم. او این مفهوم را "تقرب به حقیقت" در روش پوزیتویستی مینامید و بر نسبی بودن علوم تأکید داشت، هرچند بعدها ریاضیات را استثنا قرار داد.
کارل پوپر نیز از مدافعان نظریه تقرب به حقیقت بود. او در مسیر رسیدن به حقیقت مطلق تردید داشت، اما در مورد نزدیک شدن به آن اطمینان داشت. پوپر استدلال میکرد که ما از طریق آزمونهای تاریخی دریافتهایم که دانش بشر به حقیقت نزدیکتر شده است.
🔎 روش پوپر برای ارزیابی نزدیکی به حقیقت
پوپر معتقد بود که نمیتوان مستقیماً تعیین کرد کدام گزاره به حقیقت نزدیکتر است. در عوض، او پیشنهاد کرد که:
۱- از هر گزاره، پیشبینیهایی استخراج شود.
۲- این پیشبینیها در طول زمان آزمایش شوند.
۳- گزارهای که پیشبینیهای آن کمتر رد شده باشد، به حقیقت نزدیکتر تلقی شود.
✍️ نقد نظریه پوپر
این دیدگاه با سه چالش اساسی روبروست:
۱- فرض استخراج پیشبینی از تمام گزارهها: این فرض همیشه صادق نیست. برخی گزارهها، مانند "هر ممکنالوجودی نیازمند علت است"، قابلیت استخراج پیشبینیهای قابل آزمون را ندارند.
۲- ارتباط بین کارآمدی عملی و نزدیکی به حقیقت: پوپر توضیح نمیدهد که چگونه کارآمدی عملی یک نظریه لزوماً نشاندهنده نزدیکی آن به حقیقت است.
۳- پارادوکس تقرب: مفهوم "تقرب" مستلزم شناخت حقیقت است. اگر حقیقت را بدانیم، دیگر نسبیگرایی معنا ندارد. بنابراین، یا باید هم در مورد رسیدن به حقیقت و هم در مورد نزدیک شدن به آن شک داشت، یا در هر دو مورد قطعیت داشت.
📓 #مصطفی_ملکیان، تاریخ فلسفه غرب
دسترسی به بیش از ۹۰۰ فایل کتاب فلسفه:
@PhilosophyFile
آموزش فلسفه و منطق در دانشگاه منطق:
@Logic_University
www.aparat.com/logic_university
@PhilosophyFile
آموزش فلسفه و منطق در دانشگاه منطق:
@Logic_University
www.aparat.com/logic_university
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
آپارات | دانشگاه منطق
🧩 مکتب کلبی (واقعگرایی)
مكتب كلبی یا سگمنشان یکی از مكاتب واقعگرای مابعدالطبیعی است که در قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد توسط شاگردان سقراط مطرح شد. این مكتب به رغم مخالفتهای زیاد، تأثیر زیادی بر اندیشمندان بعدی گذاشت و مقدمهای برای مكاتب مشابه مانند رواقیان شد. علت پیدایش این مكتب به فساد اجتماعی و ناهنجاریهای زندگی در یونان برمیگردد. كلبیان به بازگشت به طبیعت و زندگی ساده تأکید داشتند و به دوری از آداب و رسوم اجتماعی معروف بودند.
درباره بنیانگذار این مكتب نظر واحدی وجود ندارد. برخی را عقیده بر این است كه بنیانگذار این مكتب شخصی است به نام آنتیستنس، از شاگردان سقراط و معاصران افلاطون. و برخی دیگر دیوجانس، شاگرد آنتیستنس و معاصر افلاطون و ارسطو، را به عنوان بنیانگذار این مكتب معرفی كردهاند. آنتیستنس بر این باور بود که فضیلت در بینیازی از داراییهای دنیوی است و فضیلت را علت سعادت میدانست. او به فضیلت به عنوان وارستگی از خواستهها و امیال دنیوی نگاه میکرد. دیوجانس نیز به زندگی ساده و دوری از تعلقات دنیوی تأکید داشت و به دنبال زندگی طبیعی بود.
🪜 اصول کلی مکتب کلبی
۱. دوری از تعلقات دنیوی: کلبیان بر این باور بودند که فضیلت و سعادت در بینیازی از داراییهای دنیوی و لذتهای مادی است. آنها زندگی ساده و طبیعی را ترجیح میدادند.
۲. تکیه بر عمل به جای نظر : این مکتب بر این عقیده بود که فضیلت از طریق تمرین و ریاضت عملی به دست میآید و نه از طریق نظریهپردازی یا تحصیل علم.
۳. تأکید بر تربیت دیگران: کلبیان به تربیت و هدایت دیگران اهمیت میدادند و خود را به عنوان الگوهایی برای دیگران معرفی میکردند.
۴. دعوت به بازگشت به طبیعت: آنها زندگی بر اساس طبیعت و غریزه را توصیه میکردند و به تحقیر قراردادها و سنن اجتماعی میپرداختند.
✍ نقد و بررسی مکتب کلبی
این مکتب بیشتر به عنوان یک روش زندگی شناخته میشود و بُعد نظری و فلسفی آن ضعیف است. کلبیان دنیا و زندگی اجتماعی را منبع مصیبتها و رنجها میدانستند و تنها راه رهایی را در کنارهگیری از آن میدیدند. ایراد اصلی این مکتب در نوع جهانبینی آن است که بر اساس آن، زندگی اجتماعی و طبیعت شر مطلق تلقی میشود. در مقابل، جهانبینی الهی بر این باور است که زندگی اجتماعی نعمت است و مشکلات آن ناشی از رفتار نادرست انسانهاست. امیر مؤمنان در پاسخ كسی كه دنیا را سرزنش كرده و در مذمت آن سخن میگفت، در حالی كه خود فریفته آن بود، فرمود: دنیا برای کسانی که آن را درک کرده و از آن بهرهبرداری میکنند، خانه صدق و بینیازی است و میتواند محل رحمت و آمرزش الهی باشد.
محمدتقی مصباح یزدی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، ۲۳۹-۲۵۲
@naseri_ph
مكتب كلبی یا سگمنشان یکی از مكاتب واقعگرای مابعدالطبیعی است که در قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد توسط شاگردان سقراط مطرح شد. این مكتب به رغم مخالفتهای زیاد، تأثیر زیادی بر اندیشمندان بعدی گذاشت و مقدمهای برای مكاتب مشابه مانند رواقیان شد. علت پیدایش این مكتب به فساد اجتماعی و ناهنجاریهای زندگی در یونان برمیگردد. كلبیان به بازگشت به طبیعت و زندگی ساده تأکید داشتند و به دوری از آداب و رسوم اجتماعی معروف بودند.
درباره بنیانگذار این مكتب نظر واحدی وجود ندارد. برخی را عقیده بر این است كه بنیانگذار این مكتب شخصی است به نام آنتیستنس، از شاگردان سقراط و معاصران افلاطون. و برخی دیگر دیوجانس، شاگرد آنتیستنس و معاصر افلاطون و ارسطو، را به عنوان بنیانگذار این مكتب معرفی كردهاند. آنتیستنس بر این باور بود که فضیلت در بینیازی از داراییهای دنیوی است و فضیلت را علت سعادت میدانست. او به فضیلت به عنوان وارستگی از خواستهها و امیال دنیوی نگاه میکرد. دیوجانس نیز به زندگی ساده و دوری از تعلقات دنیوی تأکید داشت و به دنبال زندگی طبیعی بود.
🪜 اصول کلی مکتب کلبی
۱. دوری از تعلقات دنیوی: کلبیان بر این باور بودند که فضیلت و سعادت در بینیازی از داراییهای دنیوی و لذتهای مادی است. آنها زندگی ساده و طبیعی را ترجیح میدادند.
۲. تکیه بر عمل به جای نظر : این مکتب بر این عقیده بود که فضیلت از طریق تمرین و ریاضت عملی به دست میآید و نه از طریق نظریهپردازی یا تحصیل علم.
۳. تأکید بر تربیت دیگران: کلبیان به تربیت و هدایت دیگران اهمیت میدادند و خود را به عنوان الگوهایی برای دیگران معرفی میکردند.
۴. دعوت به بازگشت به طبیعت: آنها زندگی بر اساس طبیعت و غریزه را توصیه میکردند و به تحقیر قراردادها و سنن اجتماعی میپرداختند.
✍ نقد و بررسی مکتب کلبی
این مکتب بیشتر به عنوان یک روش زندگی شناخته میشود و بُعد نظری و فلسفی آن ضعیف است. کلبیان دنیا و زندگی اجتماعی را منبع مصیبتها و رنجها میدانستند و تنها راه رهایی را در کنارهگیری از آن میدیدند. ایراد اصلی این مکتب در نوع جهانبینی آن است که بر اساس آن، زندگی اجتماعی و طبیعت شر مطلق تلقی میشود. در مقابل، جهانبینی الهی بر این باور است که زندگی اجتماعی نعمت است و مشکلات آن ناشی از رفتار نادرست انسانهاست. امیر مؤمنان در پاسخ كسی كه دنیا را سرزنش كرده و در مذمت آن سخن میگفت، در حالی كه خود فریفته آن بود، فرمود: دنیا برای کسانی که آن را درک کرده و از آن بهرهبرداری میکنند، خانه صدق و بینیازی است و میتواند محل رحمت و آمرزش الهی باشد.
محمدتقی مصباح یزدی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، ۲۳۹-۲۵۲
@naseri_ph
چگونه یک مقاله فلسفی بنویسیم.pdf
251.6 KB
چگونه یک مقاله فلسفی بنویسیم
اثر: شلی کاگان
مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
#مقاله_فلسفی #نگارش_آکادمیک #فلسفه #مقاله_نویسی #آموزش_نگارش
اثر: شلی کاگان
مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
#مقاله_فلسفی #نگارش_آکادمیک #فلسفه #مقاله_نویسی #آموزش_نگارش
علم به دین نیاز دارد که موفقیتهایش را توجیه کند، من این دیدگاه را با انیشتین مطرح کردم و تعبیر او را به یاد دارم:
«کشف یک قانون بنیادی تایید شدهی طبیعت، الهامی از جانب خداست»
منبع: Henry margenau et. al., p.62
جملات فلسفی بیشتر
«کشف یک قانون بنیادی تایید شدهی طبیعت، الهامی از جانب خداست»
منبع: Henry margenau et. al., p.62
جملات فلسفی بیشتر
سناتور ریچارد نوبرگر، کمی پیش از مرگ بر اثر سرطان، تحول زندگی خود را اینگونه بیان میکند. تحولی در من به وجود آمد که معتقدم برگشتناپذیر است.
دلواپسی برای شهرت، موفقیت سیاسی، وضعیت مالی، همه و همه ناگهان بیاهمیت شد.
در آن ساعات اولیه که دریافتم سرطان دارم، هرگز به کرسیام در سنا، حساب بانکیم یا سرنوشت دنیای آزاد نیندیشیدم.
از زمانی که بیماریام تشخیص داده شده، من و همسرم حتی یک بار باهم جروبحث نکردهایم.
عادت داشتم وقتی خمیردندان را به جای انتهایش، از بالا میفشرد، وقتی غذا را مطابق سلیقه وسواسی و دیرپسند من نمیپخت، وقتی فهرست مهمانان را بدون مشورت با من تنظیم میکرد و وقتی برای خرید لباس پول زیادی میداد، به او پرخاش کنم.
اما حالا اصلا متوجه این مسائل نمیشوم یا به نظرم بیربط میآیند.
بهجای آنها، سپاسگزار چیزهای هستم که زمانی به راحتی ازشان میگذشتم؛ ناهار خوردن با یک دوست، خاراندن گوش گربهام و شنیدن صدای خرخر حاکی از رضایتش، مصاحبت همسرم، خواندن شبانه کتاب یا مجله در نور مخروطی و ملایم چراغ خوابم، شبیخون زدن به یخچال برای یک لیوان آب پرتقال یا یک برش کیک قهوه.
برای نخستین بار فکر میکنم واقعا دارم طعم زندگی را میچشم، بالاخره دریافتم فانیام.
وقتی فرصتهایی را به یاد میآورم که حتی در بهترین وضعیت سلامتیم، به خاطر غرور بیجا، ارزشهای ساختگی و خیالبافیهای بیاهمیت از دست دادهام، به خود میلرزم.
اروین یالوم
رواندرمانی اگزیستانسیال
@naseri_ph
دلواپسی برای شهرت، موفقیت سیاسی، وضعیت مالی، همه و همه ناگهان بیاهمیت شد.
در آن ساعات اولیه که دریافتم سرطان دارم، هرگز به کرسیام در سنا، حساب بانکیم یا سرنوشت دنیای آزاد نیندیشیدم.
از زمانی که بیماریام تشخیص داده شده، من و همسرم حتی یک بار باهم جروبحث نکردهایم.
عادت داشتم وقتی خمیردندان را به جای انتهایش، از بالا میفشرد، وقتی غذا را مطابق سلیقه وسواسی و دیرپسند من نمیپخت، وقتی فهرست مهمانان را بدون مشورت با من تنظیم میکرد و وقتی برای خرید لباس پول زیادی میداد، به او پرخاش کنم.
اما حالا اصلا متوجه این مسائل نمیشوم یا به نظرم بیربط میآیند.
بهجای آنها، سپاسگزار چیزهای هستم که زمانی به راحتی ازشان میگذشتم؛ ناهار خوردن با یک دوست، خاراندن گوش گربهام و شنیدن صدای خرخر حاکی از رضایتش، مصاحبت همسرم، خواندن شبانه کتاب یا مجله در نور مخروطی و ملایم چراغ خوابم، شبیخون زدن به یخچال برای یک لیوان آب پرتقال یا یک برش کیک قهوه.
برای نخستین بار فکر میکنم واقعا دارم طعم زندگی را میچشم، بالاخره دریافتم فانیام.
وقتی فرصتهایی را به یاد میآورم که حتی در بهترین وضعیت سلامتیم، به خاطر غرور بیجا، ارزشهای ساختگی و خیالبافیهای بیاهمیت از دست دادهام، به خود میلرزم.
اروین یالوم
رواندرمانی اگزیستانسیال
@naseri_ph
استدلال شرطبندی پاسکال
💰 پاسکال با استفاده از نوع تحلیل هزینه-فایده دربارۀ معقولیت باور به خدا و بر اساس شکلی ابتدایی از نظریۀ احتمالات و تصمیمگیری استدلال میکند که باور به خدا، که برای او خدای مسیحی است، بهتر از باورنداشتن به آن است:
💢 شرطبندی پاسکال را میتوان به این شکل صورتبندی کرد: درباره باور به خدا گزینههای محدودی وجود دارد:
۱. باور به وجود خدا در حالی که خدا وجود دارد.
۲. باور به وجود خدا در حالی که خدا وجود ندارد.
۳. باورنداشتن به وجود خدا در حالی که خدا وجود دارد.
۴. باورنداشتن به وجود خدا در حالی که خدا وجود ندارد.
🔻 اگر به وجود خدا باور داشته باشید، در حالی که خدا وجود دارد، سود بزرگ خواهید بود. اگر باور به وجود خداوند را انتخاب کنید و خدا وجود نداشته باشد، چیز چندانی – اگر اصلاً چیزی باشد – از دست نخواهید داد. اگر باورنداشتن به وجود خدا را انتخاب کنید و خداوند وجود داشته باشد هیچ سود عظیمی نخواهید کرد، و حتی ممکن است ضرر عظیمی کنید. اگر باورنداشتن به وجود خدا را انتخاب کنید و خدا وجود نداشته باشد، باز هم، سود عظیمی نخواهید داشت: بنابراین حتی با شواهد کم یا اصلاً بدون هیچ شواهدی ما دلیلی بر اساس منافع شخصی خواهیم داشت که به وجود خدا باور داشته باشیم. به گفتۀ پاسکال بهترین قمار ما این خواهد بود که باور داشته باشیم خدا وجود دارد.
📓 چاد مایستر، درآمدی به فلسفه دین، ص ۲۷۹-۲۸۱
@naseri_ph
💰 پاسکال با استفاده از نوع تحلیل هزینه-فایده دربارۀ معقولیت باور به خدا و بر اساس شکلی ابتدایی از نظریۀ احتمالات و تصمیمگیری استدلال میکند که باور به خدا، که برای او خدای مسیحی است، بهتر از باورنداشتن به آن است:
خداوند یا وجود دارد یا وجود ندارد، اما باید کدام دیدگاه را بپذیریم؟ عقل نمیتواند دربارۀ این سؤال تصمیمی بگیرد. آشوبی بیکران در میانه است. در گوشهای از این فاصله بینهایت سکهای انداخته شده است که روی شیر یا خط فرود خواهد آمد. شما چگونه شرط میبندید؟ عقل نمیتواند شما را به پذیرش هیچ طرفی مجاب کند. عقل نمیتواند نادرستی هیچ طرفی را ثابت کند ... اما باید شرط ببندید. انتخاب سومی در کار نیست. شما مجبور به شرکت در این شرطبندی هستید. در این صورت کدام طرف را انتخاب خواهید کرد؟ از آنجا که انتخاب حتماً باید صورت بپذیرد، بگذارید ببینیم کدام طرف سود کمتری دارد. دو چیز دارید که ممکن است آنها را ببازید: امر صادق و امر خیر. و نیز دو سرمایه دارید که با آن شرط ببندید: عقل و ارادهتان، دانایی و خوشبختیتان، و سرشت شما نیز باید از دو چیز بپردازد: خطا و شقاوت، از آنجا که ضرورتاً باید این انتخاب را انجام دهید، ترجیح یک گزینه بر دیگری سرزنشی را متوجه عقلتان نمیکند ... اما خوشبختی شما چه میشود؟ بگذارید بار دیگر سود و زیان باور به وجود خدا را بررسی کنیم. بگذارید هر دو مورد را بسنجیم: اگر در شرطبندی پیروز شوید همهچیز را خواهید برد و اگر بازنده شوید هیچ چیز را نخواهید باخت؛ بنابراین تردید نکنید و روی این گزینه شرط ببندید که [خداوند] وجود دارد.
💢 شرطبندی پاسکال را میتوان به این شکل صورتبندی کرد: درباره باور به خدا گزینههای محدودی وجود دارد:
۱. باور به وجود خدا در حالی که خدا وجود دارد.
۲. باور به وجود خدا در حالی که خدا وجود ندارد.
۳. باورنداشتن به وجود خدا در حالی که خدا وجود دارد.
۴. باورنداشتن به وجود خدا در حالی که خدا وجود ندارد.
🔻 اگر به وجود خدا باور داشته باشید، در حالی که خدا وجود دارد، سود بزرگ خواهید بود. اگر باور به وجود خداوند را انتخاب کنید و خدا وجود نداشته باشد، چیز چندانی – اگر اصلاً چیزی باشد – از دست نخواهید داد. اگر باورنداشتن به وجود خدا را انتخاب کنید و خداوند وجود داشته باشد هیچ سود عظیمی نخواهید کرد، و حتی ممکن است ضرر عظیمی کنید. اگر باورنداشتن به وجود خدا را انتخاب کنید و خدا وجود نداشته باشد، باز هم، سود عظیمی نخواهید داشت: بنابراین حتی با شواهد کم یا اصلاً بدون هیچ شواهدی ما دلیلی بر اساس منافع شخصی خواهیم داشت که به وجود خدا باور داشته باشیم. به گفتۀ پاسکال بهترین قمار ما این خواهد بود که باور داشته باشیم خدا وجود دارد.
📓 چاد مایستر، درآمدی به فلسفه دین، ص ۲۷۹-۲۸۱
@naseri_ph
دلهره، همراه همیشگی انسان نیست!
در مكتب اگزيستانسياليسم عنصر اصلى شخصيت انسان، دلهره است.
جوان چون مىبيند كه در جامعه غربى هيچ انسانى بدون دلهره نيست، تصور مىكند كه اصلاً انسانيت انسان در دلهره داشتن است.
آنان نديدهاند مردمى را كه در جوامع اسلامى و در سايه تعاليم اسلام با آرامش روحى، متانت و وقار زندگى مىكنند؛ به زندگى لبخند مىزنند و با نشاط به ديگران خدمت مىكنند:
«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.»
📚 محمدتقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی، ص ۱۷۰ و ۱۷۱
@naseri_ph
در مكتب اگزيستانسياليسم عنصر اصلى شخصيت انسان، دلهره است.
جوان چون مىبيند كه در جامعه غربى هيچ انسانى بدون دلهره نيست، تصور مىكند كه اصلاً انسانيت انسان در دلهره داشتن است.
آنان نديدهاند مردمى را كه در جوامع اسلامى و در سايه تعاليم اسلام با آرامش روحى، متانت و وقار زندگى مىكنند؛ به زندگى لبخند مىزنند و با نشاط به ديگران خدمت مىكنند:
«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.»
📚 محمدتقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی، ص ۱۷۰ و ۱۷۱
@naseri_ph
انگیزهی اصلی انسان در زندگی تمایلات جنسی است و انسانها موجوداتی غیرقابل اعتمادند که به راحتی از همه چیز دلزده میشوند؛ همهی انسانها مفلوک و بیچارهاند؛ همه در حالتی میان اضطراب و ناامیدی دست و پا میزنند؛ همهی ما باید ناچیزبودنمان را درک کنیم؛ مدت کوتاهی که روی زمین زندگی میکنیم در مقایسه با ابدیتِ قبل از تولد و بعد از مرگمان بیمعناست؛ هر یک از ما تنها فضایی ناچیز را در بیکرانگی کائنات اِشغال کردهایم.
(بلز پاسکال)
«تاریخچه کوتاه فلسفه»
-نایجل واربرتون
@naseri_ph
(بلز پاسکال)
«تاریخچه کوتاه فلسفه»
-نایجل واربرتون
@naseri_ph
Forwarded from منطق و فلسفه و کلام
🔻ساختمان گروه فلسفهی علم دانشگاه صنعتی شریف بعد از رسیدن کمکهای بشر دوستانه و آزادیخواهانهی ایالات متحدهی امریکا و اسرائیل
ما که دوباره با هم خرابیها را میسازیم و دردها را تحمل میکنیم، اما سیاهشاش بماند به روی آنهایی که دست به دامان اجنبیِ ظالم برای مثلاً رشدِ کشور شدند و ژست روشنفکری گرفتند.
ما که دوباره با هم خرابیها را میسازیم و دردها را تحمل میکنیم، اما سیاهشاش بماند به روی آنهایی که دست به دامان اجنبیِ ظالم برای مثلاً رشدِ کشور شدند و ژست روشنفکری گرفتند.
Forwarded from SEP to Persian
فراخوان ارسال مقالات تألیفی و ترجمهشده
محورهای مقالات:
مقالات تألیفی: برگرفته از پژوهشهای اصیل، مروری سیستماتیک یا تحلیلهای نوین در حوزههای مرتبط.
مقالات ترجمهشده: ترجمه روان، امانتدار و ویراستاری شده از مقالات معتبر بینالمللی (همراه با ذکر منبع اصلی و رعایت حقوق کپی رایت یا با مجوز از ناشر اصلی)
شرایط ارسال:
مقالات باید در قالب فایل Word (docx) ارسال شوند.
رعایت اصول نگارشی و امانتداری در ترجمه الزامی است.
مقالات ترجمهشده حتماً باید دارای لینک معتبر به مقاله اصلی به همراه نام ژورنال و سال انتشار باشند.
مقالات نباید در سایت یا مجله دیگری به چاپ رسیده باشند.
نحوه ارسال:
لطفاً مقالات خود را به آدرس ایمیل
septopersian@gmail.com
ارسال کرده و در موضوع ایمیل عبارت «درخواست انتشار مقاله – تألیفی/ترجمهشده» را قید بفرمایید.
همکاری شما، مایه افتخار ماست.
━━━━━━━━━━━━
📺 رسانه دانشنامه فلسفه استنفورد به فارسی
Site: septopersian.ir
Channel: @septopersian
محورهای مقالات:
مقالات تألیفی: برگرفته از پژوهشهای اصیل، مروری سیستماتیک یا تحلیلهای نوین در حوزههای مرتبط.
مقالات ترجمهشده: ترجمه روان، امانتدار و ویراستاری شده از مقالات معتبر بینالمللی (همراه با ذکر منبع اصلی و رعایت حقوق کپی رایت یا با مجوز از ناشر اصلی)
شرایط ارسال:
مقالات باید در قالب فایل Word (docx) ارسال شوند.
رعایت اصول نگارشی و امانتداری در ترجمه الزامی است.
مقالات ترجمهشده حتماً باید دارای لینک معتبر به مقاله اصلی به همراه نام ژورنال و سال انتشار باشند.
مقالات نباید در سایت یا مجله دیگری به چاپ رسیده باشند.
نحوه ارسال:
لطفاً مقالات خود را به آدرس ایمیل
septopersian@gmail.com
ارسال کرده و در موضوع ایمیل عبارت «درخواست انتشار مقاله – تألیفی/ترجمهشده» را قید بفرمایید.
همکاری شما، مایه افتخار ماست.
━━━━━━━━━━━━
📺 رسانه دانشنامه فلسفه استنفورد به فارسی
Site: septopersian.ir
Channel: @septopersian
«فیلسوف بودن چه حسی دارد؟»
گفتگو با پیتر آدامسون
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph
گفتگو با پیتر آدامسون
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph
«فیلسوف بودن چه حسی دارد؟»
گفتگو با جاناتان ایچیکاوا
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph
گفتگو با جاناتان ایچیکاوا
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph
«فیلسوف بودن چه حسی دارد؟»
گفتگو با ابیگیل تورن
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph
گفتگو با ابیگیل تورن
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph
«فیلسوف بودن چه حسی دارد؟»
گفتگو با گرگ کاریسو
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph
گفتگو با گرگ کاریسو
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph
«فیلسوف بودن چه حسی دارد؟»
گفتگو با صبا فاطمه
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph
گفتگو با صبا فاطمه
🎙مصاحبهکننده: کلیف سوزیس
✏️مترجم: ابوالفضل ناصری نژاد
• متن اصلی مصاحبه
• ترجمه فارسی در گوگل درایو
@naseri_ph