ای صبح دمت گرم چقدر ناز و قشنگی
الحق ڪہ صفا بخش دل خستہ و تنگی
یا رب تو در این صبح دل افروز مدد ڪن
تا نرم بسازم بہ تبسم دل سنگی...
صبح بخیر🌱
@nardoonak
الحق ڪہ صفا بخش دل خستہ و تنگی
یا رب تو در این صبح دل افروز مدد ڪن
تا نرم بسازم بہ تبسم دل سنگی...
صبح بخیر🌱
@nardoonak
هزار بار
و هرگونه راه بیفتم به هم نمیرسیم
هزار بار از هر جا
در هندسهی عشق
خطها
یا متوازیاند یا متقاطع
یا تنها رها در هوا
#منوچهر_آتشی
@nardoonak
و هرگونه راه بیفتم به هم نمیرسیم
هزار بار از هر جا
در هندسهی عشق
خطها
یا متوازیاند یا متقاطع
یا تنها رها در هوا
#منوچهر_آتشی
@nardoonak
فکر کن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی
وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی، اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟
درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فکر می کنی؟
نه! به هیچی فکر نمی کنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر جور که شده از اون مخمصه فرار کنی!
پس دیگه به من نگو اون عوضی کی بود که باهاش دوست شدی، نگو اون لیاقت تو رو نداشت، من داشتم از سرما می مردم، می فهمی؟ من تیر خورده بودم،
اونم نه یکی، چند تا..
#روزبه_معین
@nardoonak
وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی، اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟
درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فکر می کنی؟
نه! به هیچی فکر نمی کنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر جور که شده از اون مخمصه فرار کنی!
پس دیگه به من نگو اون عوضی کی بود که باهاش دوست شدی، نگو اون لیاقت تو رو نداشت، من داشتم از سرما می مردم، می فهمی؟ من تیر خورده بودم،
اونم نه یکی، چند تا..
#روزبه_معین
@nardoonak
پرسید یکی که عاشقی چیست
گفتم که مپرس از این معانی
آنگه که چو من شوی ببینی
آنگه که بخواندت بخوانی
#مولانا
@nardoonak
گفتم که مپرس از این معانی
آنگه که چو من شوی ببینی
آنگه که بخواندت بخوانی
#مولانا
@nardoonak
میان آغوش های ناامن
دنبال امنیت می گردی
کمی بایست
خود را در آغوش بکش
تا زمین کمی آهسته تر بچرخد
تا سرگیجه ات کمتر شود
شاید دیگر نیازی نباشد
خود را به آغوش کسی بیاویزی
تو هیچوقت منتظر خودت نبودی
و تا خود را در آغوش نکشی
آغوش تو نیز برای کسی امن نخواهد شد
کمی بایست
خود را در آغوش بکش
#افشين_يداللهى
@nardoonak
دنبال امنیت می گردی
کمی بایست
خود را در آغوش بکش
تا زمین کمی آهسته تر بچرخد
تا سرگیجه ات کمتر شود
شاید دیگر نیازی نباشد
خود را به آغوش کسی بیاویزی
تو هیچوقت منتظر خودت نبودی
و تا خود را در آغوش نکشی
آغوش تو نیز برای کسی امن نخواهد شد
کمی بایست
خود را در آغوش بکش
#افشين_يداللهى
@nardoonak
کاش میشد بچگی را زنده کرد
کودکی شد کودکانه گـریه کرد
شعر قهر قهر تا قیامت را سرود!
آن قیامت که دمی بیشتر نبود
فاصله با کودکی هایمان چه کرد؟
کاش میشد بچگانه خنده کرد!
@nardoonak
کودکی شد کودکانه گـریه کرد
شعر قهر قهر تا قیامت را سرود!
آن قیامت که دمی بیشتر نبود
فاصله با کودکی هایمان چه کرد؟
کاش میشد بچگانه خنده کرد!
@nardoonak
آدم از خود میپرسد که:
تو با این سالها که گذشت چه کردی؟
بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟
زندگی کردی یا نه؟
با خود میگویی نگاه کن، ببین این دنیا چه سرد میشود. سالها همچنان میگذرد و بعد از آنها تنهایی غمبار است و عصای نااستوار پیری به دستت میدهد و بعد حسرت است و نومیدی. دنيای رویاهای رنگین رنگ میبازد، رویاهایت مثل گلهای پژمرده گردن خم میکنند و مثل برگ های زرد از درخت خزان زده میریزند.
وای ناستنکا، #تنها ماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری،
هیچ، هیچ، هیچ،
زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است.
هیچ، یک "هیچ" احمقانه و بیمعنی،
همه خواب بوده است
#داستایوفسکی
@nardoonak
تو با این سالها که گذشت چه کردی؟
بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟
زندگی کردی یا نه؟
با خود میگویی نگاه کن، ببین این دنیا چه سرد میشود. سالها همچنان میگذرد و بعد از آنها تنهایی غمبار است و عصای نااستوار پیری به دستت میدهد و بعد حسرت است و نومیدی. دنيای رویاهای رنگین رنگ میبازد، رویاهایت مثل گلهای پژمرده گردن خم میکنند و مثل برگ های زرد از درخت خزان زده میریزند.
وای ناستنکا، #تنها ماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری،
هیچ، هیچ، هیچ،
زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است.
هیچ، یک "هیچ" احمقانه و بیمعنی،
همه خواب بوده است
#داستایوفسکی
@nardoonak
آذر
این عروس خفته درانتهای پاییز
باسرمای سوزناک خود چه دلبری ها که نمیکند
اولین باران پاییزی باامدن این نوعروس شروع به باریدن کرد
گویی اولین جوانه های عاشقی نیز
درآذرسراز خاک بیرون اورد
ومجنون عاشق نیز...
درپاییز؛
دل به لیلی سپرد
واین گونه عشق آغازشد درانتهای پاییز
#لیلا_رحیمی
@nardoonak
این عروس خفته درانتهای پاییز
باسرمای سوزناک خود چه دلبری ها که نمیکند
اولین باران پاییزی باامدن این نوعروس شروع به باریدن کرد
گویی اولین جوانه های عاشقی نیز
درآذرسراز خاک بیرون اورد
ومجنون عاشق نیز...
درپاییز؛
دل به لیلی سپرد
واین گونه عشق آغازشد درانتهای پاییز
#لیلا_رحیمی
@nardoonak
دستی به کَرَم...
به شانه ی ما نزدی....
بالی...
به هوای دانه ما نزدی...
دیر است دلم...
چشم به راهت دارد..
ای عشق....
سری به خانه ی ما نزدی....
قیصر امین پور🍃
@nardoonak
به شانه ی ما نزدی....
بالی...
به هوای دانه ما نزدی...
دیر است دلم...
چشم به راهت دارد..
ای عشق....
سری به خانه ی ما نزدی....
قیصر امین پور🍃
@nardoonak
اگر می دانستید که آدمها؛
چقدر به بودن با هم
خندیدن ،
حرف زدن ،
درد دل کردن ،
و چای نوشیدن با هم احتیاج دارند
قدر عزیزانتان را بیشتر می دانستید...
@nardoonak
چقدر به بودن با هم
خندیدن ،
حرف زدن ،
درد دل کردن ،
و چای نوشیدن با هم احتیاج دارند
قدر عزیزانتان را بیشتر می دانستید...
@nardoonak
جليقه نجات رو
اگر تَن ماهي كنيد
ميشه جليقه مرگش..!
براي همه نُسخه يكسان نپيچيد،
آدمها همه مثل هم نيستند...
@nardoonak
اگر تَن ماهي كنيد
ميشه جليقه مرگش..!
براي همه نُسخه يكسان نپيچيد،
آدمها همه مثل هم نيستند...
@nardoonak
صبح را برای همه زیبا بخواه!
خواهی دید چطور کائنات، جواب زیبایی برایت باز پس میفرستد!
هیچ کار نیکی در این دنیا بی پاسخ نخواهد ماند.
🌞 صبح بخیر
@nardoonak
خواهی دید چطور کائنات، جواب زیبایی برایت باز پس میفرستد!
هیچ کار نیکی در این دنیا بی پاسخ نخواهد ماند.
🌞 صبح بخیر
@nardoonak
تمام اصل های حقوق بشر را خواندم و جای یک اصل را خالی یافتم و اصل دیگری به آن افزودم!
عزیز من!
اصل سی و یکم؛
هر انسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد، دوست داشته باشد!
#پابلو_نرودا
@nardoonak
عزیز من!
اصل سی و یکم؛
هر انسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد، دوست داشته باشد!
#پابلو_نرودا
@nardoonak
تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروب
چه اختلاف بزرگی، کجا به هم برسیم؟
خدا کند همهی عشقها به هم برسند
من و تو نیز در این لابهلا به هم برسیم
#فرامرز_عرب_عامری
@nardoonak
چه اختلاف بزرگی، کجا به هم برسیم؟
خدا کند همهی عشقها به هم برسند
من و تو نیز در این لابهلا به هم برسیم
#فرامرز_عرب_عامری
@nardoonak
اگر زمان به عقب برگردد :
از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم
اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند
پفک و چیپس نمی خورم
و دوباره عاشق تو می شوم
در اردوهای مدرسه بیشتر می خندم
زنگ ورزش را جدی می گیرم
بی خیال مدیر و ناظم ، ابروهایم را تمیز می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
بیشتر پیاده روی می کنم
یوگا تمرین می کنم
از حافظ و سعدی و مولانا بیشتر می خوانم
و دوباره عاشق تو می شوم
گران و مرغوب اما اندک خرید می کنم
از کافه رفتن کم می کنم و می گذارم روی دفعات مراجعه به شهر کتاب
سینمای کلاسیک جهان را دنبال می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
حساب پس انداز باز می کنم
به جای بحث با مردم به آنها لبخند میزنم و مهم نیست حق با چه کسی باشد
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم
#سارا_کنعانی
@nardoonak
از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم
اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند
پفک و چیپس نمی خورم
و دوباره عاشق تو می شوم
در اردوهای مدرسه بیشتر می خندم
زنگ ورزش را جدی می گیرم
بی خیال مدیر و ناظم ، ابروهایم را تمیز می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
بیشتر پیاده روی می کنم
یوگا تمرین می کنم
از حافظ و سعدی و مولانا بیشتر می خوانم
و دوباره عاشق تو می شوم
گران و مرغوب اما اندک خرید می کنم
از کافه رفتن کم می کنم و می گذارم روی دفعات مراجعه به شهر کتاب
سینمای کلاسیک جهان را دنبال می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
حساب پس انداز باز می کنم
به جای بحث با مردم به آنها لبخند میزنم و مهم نیست حق با چه کسی باشد
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم
#سارا_کنعانی
@nardoonak