بسم رب الحسین
دردا جماعتی! که به جای ندای حق
بستند لب به ظلم شیاطین قوم لوت!
وقت است تا ندای شهادت به سر دهیم....
ای ننگ بر تعلل و ای مرگ بر سکوت!
ماییم و مشت محکم طوفان مثالمان
ماییم و در مقابلمان تار عنکبوت
ای جاودانه نام تو در خاطر زمان
قدس شریف مامن دل های لایموت......
از دست ما جز نوشتن بر نمی آید
ننگ بر ما که گلوی خونین علی اصغر های غزه را ببینیم
و همین نوشتن اندک را هم دریغ بداریم!
با قلب های اندوهگینمان دعا کنیم برای قلب مردمان مظلوم و بی پناه غزه
لبیک یا حسین🇵🇸 🌿🕊️......
دردا جماعتی! که به جای ندای حق
بستند لب به ظلم شیاطین قوم لوت!
وقت است تا ندای شهادت به سر دهیم....
ای ننگ بر تعلل و ای مرگ بر سکوت!
ماییم و مشت محکم طوفان مثالمان
ماییم و در مقابلمان تار عنکبوت
ای جاودانه نام تو در خاطر زمان
قدس شریف مامن دل های لایموت......
از دست ما جز نوشتن بر نمی آید
ننگ بر ما که گلوی خونین علی اصغر های غزه را ببینیم
و همین نوشتن اندک را هم دریغ بداریم!
با قلب های اندوهگینمان دعا کنیم برای قلب مردمان مظلوم و بی پناه غزه
لبیک یا حسین🇵🇸 🌿🕊️......
💔5
#برای_فلسطین_همیشه_آزاد
بسم رب الحسین....
دست هایت را در نابلس
پاهایت را در شجاعیه
پیشانی ات را در غزه
چشم هایت را در رام الله می بوسم
تو فلسطینی.....
پاره پاره
قطعه قطعه
تکه تکه....
اما حالا دیگر تو ، رهایی را به همه جا کشانده ای
طوفانی که بود حالا تو را به دور ترین نقطه ی جهان برده است
دیگر کسی نمی تواند تو را نبیند!.....
محبوب من
می بوسمت
و تکه هایت را به خاک می سپارم
دست هایت سرواند
پاهایت سدر
چشم هایت زیتون
گیسوانت بید مجنون....
اما قلبت را
قلبت را در مسجد الاقصی می بوسم
و به خاک می سپارم
از قلب عاشق انآر می روید
و دمی که انآر برسد.....
می تپی
و می آموزی که فلسطین تنها وطن نیست
که زندگی است
که طریق است
عشق است......
و سرخِ سرخ می گویی
که تکه های عاشقان به خاک باز نمی گردد
شبی بآرآن آن ها را می برد......
تا روزی که باز آیند.....
و آنقدر ببارند
تا گل های سرخ حکومتی تشکیل دهند
و کودکان درخت بکارند
و تا پیرمردی شوند درخت ها را نگاه کنند
بی آن که کسی درخت را
شاخه ها را
و ریشه ها را از آنان بگیرد....
گیسو به بوی انآر آغشته ی من
ما به فلسطین نمی آییم ،
ما به فلسطین
باز می گردیم......
و شعر از سینه ی مان جاری می شود......
و فلسطین......
تو نیز مرا خواهی بوسید
وقتی بر تن
پیراهنی
جز گل سرخ نداشته باشم......
و قلبم را به آغوش خواهی کشید
تا دمی که با انار ها برسم
و شهادت سینه به سینه در تو ادامه خواهد یافت.....
و هر کسی زین پس خواست بگوید من آزاده ام نام تو را خواهد برد
و خواهد گفت از اهالی توست
و تو آنقدر سرخ خواهی تپید.....
تا صبح از راه برسد.......
#🇵🇸
#فلسطین
#غزه #شعر #دریآسمان #امیرحسین_دوست_زاده
پ.ن:
قسم به صبح روشنی که از رآه خوآهد رسید......
........🇵🇸🌿🕊️
بسم رب الحسین....
دست هایت را در نابلس
پاهایت را در شجاعیه
پیشانی ات را در غزه
چشم هایت را در رام الله می بوسم
تو فلسطینی.....
پاره پاره
قطعه قطعه
تکه تکه....
اما حالا دیگر تو ، رهایی را به همه جا کشانده ای
طوفانی که بود حالا تو را به دور ترین نقطه ی جهان برده است
دیگر کسی نمی تواند تو را نبیند!.....
محبوب من
می بوسمت
و تکه هایت را به خاک می سپارم
دست هایت سرواند
پاهایت سدر
چشم هایت زیتون
گیسوانت بید مجنون....
اما قلبت را
قلبت را در مسجد الاقصی می بوسم
و به خاک می سپارم
از قلب عاشق انآر می روید
و دمی که انآر برسد.....
می تپی
و می آموزی که فلسطین تنها وطن نیست
که زندگی است
که طریق است
عشق است......
و سرخِ سرخ می گویی
که تکه های عاشقان به خاک باز نمی گردد
شبی بآرآن آن ها را می برد......
تا روزی که باز آیند.....
و آنقدر ببارند
تا گل های سرخ حکومتی تشکیل دهند
و کودکان درخت بکارند
و تا پیرمردی شوند درخت ها را نگاه کنند
بی آن که کسی درخت را
شاخه ها را
و ریشه ها را از آنان بگیرد....
گیسو به بوی انآر آغشته ی من
ما به فلسطین نمی آییم ،
ما به فلسطین
باز می گردیم......
و شعر از سینه ی مان جاری می شود......
و فلسطین......
تو نیز مرا خواهی بوسید
وقتی بر تن
پیراهنی
جز گل سرخ نداشته باشم......
و قلبم را به آغوش خواهی کشید
تا دمی که با انار ها برسم
و شهادت سینه به سینه در تو ادامه خواهد یافت.....
و هر کسی زین پس خواست بگوید من آزاده ام نام تو را خواهد برد
و خواهد گفت از اهالی توست
و تو آنقدر سرخ خواهی تپید.....
تا صبح از راه برسد.......
#🇵🇸
#فلسطین
#غزه #شعر #دریآسمان #امیرحسین_دوست_زاده
پ.ن:
قسم به صبح روشنی که از رآه خوآهد رسید......
........🇵🇸🌿🕊️
🕊4❤3
علی ولآیتی حمل ایلوری..... نه فآطمه نی......
علی تشیعی تشییع ائدیر.....نه زهرآنی.........
#یآرآلی........
علی تشیعی تشییع ائدیر.....نه زهرآنی.........
#یآرآلی........
❤3
بسم الله.......~ 🍃🌧️
ای سینه ات کرآنه ی من.....سرزمین من.......
آه ای سیآه چشم غزل آفرین من..........
در سینه ام نه دل که انآریست سرخِ سرخ
این دل همه برای تو زیبا ترین من........
بنشین که در کنار تو یلدآست هر شبم......
بنشین انآر دآنه کنم دلنشین من........
چشمم اگر پلنگ گرفتار دآم تو........
چشم تو آهوآنه ولی در کمین من.......
بستم برین نگآه.....دل و جآن و عقل و دین......
چشم سیآه توست...... دل و عقل و دین من.....
هر لحظه ای که نآم تو رآ می برم به لب....
لبخند می زند دل اندوهگین من......
بآ من بیآ به دشت هزآر آسمآن رویم.........
نآم مرآ بخوآن..... بنشین ترک زمین من..........
دریآی من چنین به هوآی یکی شدن.......
دل می زند به تو دل سآحل نشین من........
آه ای سرشت من همه ی سرنوشت من
حک کرده اند نآم تو بر دل جبین من.........
پیرآهن سپید تو و دست هآی من
دستآن مهربآن تو و آستین من..........
ای یآر دور دست خرآسآنی ام سلآم........
بآشد که عشق بر تو رسآند طنین من..........
مهربآن..........
انآرم.........~
........~ 🍃🌧
ای سینه ات کرآنه ی من.....سرزمین من.......
آه ای سیآه چشم غزل آفرین من..........
در سینه ام نه دل که انآریست سرخِ سرخ
این دل همه برای تو زیبا ترین من........
بنشین که در کنار تو یلدآست هر شبم......
بنشین انآر دآنه کنم دلنشین من........
چشمم اگر پلنگ گرفتار دآم تو........
چشم تو آهوآنه ولی در کمین من.......
بستم برین نگآه.....دل و جآن و عقل و دین......
چشم سیآه توست...... دل و عقل و دین من.....
هر لحظه ای که نآم تو رآ می برم به لب....
لبخند می زند دل اندوهگین من......
بآ من بیآ به دشت هزآر آسمآن رویم.........
نآم مرآ بخوآن..... بنشین ترک زمین من..........
دریآی من چنین به هوآی یکی شدن.......
دل می زند به تو دل سآحل نشین من........
آه ای سرشت من همه ی سرنوشت من
حک کرده اند نآم تو بر دل جبین من.........
پیرآهن سپید تو و دست هآی من
دستآن مهربآن تو و آستین من..........
ای یآر دور دست خرآسآنی ام سلآم........
بآشد که عشق بر تو رسآند طنین من..........
مهربآن..........
انآرم.........~
........~ 🍃🌧
❤5🔥1👌1
شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید سید رضی موسوی
غمت مبآد که دنیا ز هم جدا نکند
رفیق های در آغوش هم گریسته رآ......
سلآم بر حسین علیه السلآم و یآرآنش 🇵🇸🌿
#نحن_مقاومون
غمت مبآد که دنیا ز هم جدا نکند
رفیق های در آغوش هم گریسته رآ......
سلآم بر حسین علیه السلآم و یآرآنش 🇵🇸🌿
#نحن_مقاومون
💔3❤2👍2
کرمآن من زخمی ست سرتآسر تن تو.....
بیدآری محض است در خون خفتن تو.....
از نآم تو شیطان صفت ها می هراسند
از زائرانت نیز حتی می هراسند.....
ما روسیاهانیم آه ای روسپیدآن
مهمان مآدر می شوید امشب شهیدآن.....
#برآی_شهدآی_کرمآن.....
بیدآری محض است در خون خفتن تو.....
از نآم تو شیطان صفت ها می هراسند
از زائرانت نیز حتی می هراسند.....
ما روسیاهانیم آه ای روسپیدآن
مهمان مآدر می شوید امشب شهیدآن.....
#برآی_شهدآی_کرمآن.....
💔5
سلام و درود
فردا ۱۷ دی ، از ساعت چهار بعد از ظهر نشست تخصصی بررسی و آسیب شناسی ادبیات مقاومت و فلسطین
و پاسداشت شهدای والامقام گلزاری شهدای کرمان را خواهیم داشت
ان شاءالله در خدمت عزیزان هستیم
یا علی مدد
#فلسطین_همیشه_آزاد🇵🇸🌿
لطفاً در اطلاع رسانی ما را یاری بفرمایید 🙏🏻
فردا ۱۷ دی ، از ساعت چهار بعد از ظهر نشست تخصصی بررسی و آسیب شناسی ادبیات مقاومت و فلسطین
و پاسداشت شهدای والامقام گلزاری شهدای کرمان را خواهیم داشت
ان شاءالله در خدمت عزیزان هستیم
یا علی مدد
#فلسطین_همیشه_آزاد🇵🇸🌿
لطفاً در اطلاع رسانی ما را یاری بفرمایید 🙏🏻
👍4🕊1
بسم رب القلوب الحمراء من حرآرة الحب....
چشم تو راز های نهآن را سروده است...
در جآن من تب هیجآن را سروده است...
تا دل جلوتر از لب من بآ تو دم زند
عشقت زبآنه ی ضربآن را سروده است...
هم می کُشد به یک نظر و زنده می کند...
چشمت فراتر آمده جآن را سروده است...
با آن نگآه سبز همیشه بهآر خود...
معنآی سرو هآی جوآن را سروده است...
آنک هوای دیدنت از چشم هآی من...
سیلاب چشمه های روان را سروده است...
ای شور ارغوآنی من چشم هآی تو...
پلکی به هم زده است و جهآن را سروده است...
من شآعر تو نیستم ای مهربآن من...
من شعری ام که چشم تو آن رآ سروده است...
چشمت.....همآن......که بین دل و جآنمآن روآن...
نآگفتنی ست آنچه که آن را سروده است.....
#انآر
#دریآسمان
#امیرحسین_دوست_زاده
#شعر
پ.ن:
می دویم در بآغ هآی انآر قدس.........~ 🍃
و از سینه ی مآن انآر جآری می شود.......
مآهیآن سرخی در سینه ی هم........
مهربآنم.......~ 🍃🌧
چشم تو راز های نهآن را سروده است...
در جآن من تب هیجآن را سروده است...
تا دل جلوتر از لب من بآ تو دم زند
عشقت زبآنه ی ضربآن را سروده است...
هم می کُشد به یک نظر و زنده می کند...
چشمت فراتر آمده جآن را سروده است...
با آن نگآه سبز همیشه بهآر خود...
معنآی سرو هآی جوآن را سروده است...
آنک هوای دیدنت از چشم هآی من...
سیلاب چشمه های روان را سروده است...
ای شور ارغوآنی من چشم هآی تو...
پلکی به هم زده است و جهآن را سروده است...
من شآعر تو نیستم ای مهربآن من...
من شعری ام که چشم تو آن رآ سروده است...
چشمت.....همآن......که بین دل و جآنمآن روآن...
نآگفتنی ست آنچه که آن را سروده است.....
#انآر
#دریآسمان
#امیرحسین_دوست_زاده
#شعر
پ.ن:
می دویم در بآغ هآی انآر قدس.........~ 🍃
و از سینه ی مآن انآر جآری می شود.......
مآهیآن سرخی در سینه ی هم........
مهربآنم.......~ 🍃🌧
🕊5👍1
لطفاً فاتحه ای قرائت بفرمایید برای روح والای مداح بارگاه علی و آل علی حاج مقصود آقای پوررادی.....🍃
یآ حسین شهید........
یآ حسین شهید........
🕊5
وقت است تا ندای شهآدت به سر دهیم.....
ای ننگ بر تعلل و ای مرگ بر سکوت.......
سینه ام می سوزد......
جآنم می سوزد.......
آه غزه.......
غزه ی خونین.......🇵🇸🌿
ای ننگ بر تعلل و ای مرگ بر سکوت.......
سینه ام می سوزد......
جآنم می سوزد.......
آه غزه.......
غزه ی خونین.......🇵🇸🌿
😭7🕊2
سلام بر روح بلندتان
«شهید سید ابراهیم رئیسی»
«شهید عبداللهیان»
«شهید مالک رحمتی»
«شهید حاج سید محمدعلی آل هاشم.......»
«شهید سید ابراهیم رئیسی»
«شهید عبداللهیان»
«شهید مالک رحمتی»
«شهید حاج سید محمدعلی آل هاشم.......»
💔14
مدت هآست که اینجا پیآم نگذآشته ام
امآ برآی توام می خوآهم چیزی بنویسم ~ 🕊🕊
می خوآهم بدآنی تمآم خون در رگآنم و وآژه هآیم و تمآم تپش هآی دیوآنه و سرکشم و تمآم شعله هآی دلم برآی توست تمآم عشقی که در قلبم دآرم برآی توست
شعری نوشته ام برآی توام که همینجآ می گذآرمش فآطمه ی به عطر انآر آغشته ی من......~
تو نهآن نیستی دگر فآشی~
بسم رب القلبك.......~
بسم رب القلوب الحمرآء من حرآرة الحب........~
قلمت ؟ قرمز انآرینت ؟ یا نه بومت ؟ کدآم یک بآشم....~ ؟
مهربآنم تو انتخآب کن تآبلوی توست یآر نقآشم....~ :)
شاعر عآشق جنون زده ام ، رنگ عشق است رنگ چشمآنم
از همان ها که قصه ها گفتند خود جنسم! من از همآن هآشَم!
حالت گیسوی پریش مرا با چه ترفند می کشی آیا ؟
من که رقصانم و پریشانم ! مست و دیوآنه جآن و قلاشم....
خواستی در نهان مرا بکشی ، راز نقش تو بر ملا تر شد
آفریدی به بوسه چشم مرآ.... من نهان نیستم دگر ! فآشم.....
من که نقآشی نگآه توام ، بکش از تابلو مرا بیرون
طاقتم نیست یآر نقآشم ، در برم گیر پیش تو بآشم......~
می خوآهم بدآنی دوستت می دآرم و به عشق توام که در رگآنم جآری ست افتخآر می کنم
بآ چشم هآی اشک آلوده و تپش هآی قلبم می نویسم برآیت ~
دوستت می دآرم فآطمه ی نقآشم........~ :)
همین قدر دیوآنه ام و مهم تر این که دیوآنه ی توام ~🌧🌧🌧🍃🍃🍃🍃🕊🕊
امآ برآی توام می خوآهم چیزی بنویسم ~ 🕊🕊
می خوآهم بدآنی تمآم خون در رگآنم و وآژه هآیم و تمآم تپش هآی دیوآنه و سرکشم و تمآم شعله هآی دلم برآی توست تمآم عشقی که در قلبم دآرم برآی توست
شعری نوشته ام برآی توام که همینجآ می گذآرمش فآطمه ی به عطر انآر آغشته ی من......~
تو نهآن نیستی دگر فآشی~
بسم رب القلبك.......~
بسم رب القلوب الحمرآء من حرآرة الحب........~
قلمت ؟ قرمز انآرینت ؟ یا نه بومت ؟ کدآم یک بآشم....~ ؟
مهربآنم تو انتخآب کن تآبلوی توست یآر نقآشم....~ :)
شاعر عآشق جنون زده ام ، رنگ عشق است رنگ چشمآنم
از همان ها که قصه ها گفتند خود جنسم! من از همآن هآشَم!
حالت گیسوی پریش مرا با چه ترفند می کشی آیا ؟
من که رقصانم و پریشانم ! مست و دیوآنه جآن و قلاشم....
خواستی در نهان مرا بکشی ، راز نقش تو بر ملا تر شد
آفریدی به بوسه چشم مرآ.... من نهان نیستم دگر ! فآشم.....
من که نقآشی نگآه توام ، بکش از تابلو مرا بیرون
طاقتم نیست یآر نقآشم ، در برم گیر پیش تو بآشم......~
می خوآهم بدآنی دوستت می دآرم و به عشق توام که در رگآنم جآری ست افتخآر می کنم
بآ چشم هآی اشک آلوده و تپش هآی قلبم می نویسم برآیت ~
دوستت می دآرم فآطمه ی نقآشم........~ :)
همین قدر دیوآنه ام و مهم تر این که دیوآنه ی توام ~🌧🌧🌧🍃🍃🍃🍃🕊🕊
🕊3