نهنگ ۵۲ هرتز
24 subscribers
3 photos
4 videos
3 links
روزمره نویسی

سلام
اگه دنبال محتوای خاصی هستی اینجا پیداش نمیکنی

متخصص نیستم
جواب خیلی از چیزا رو ام نمیدونم
چیزایی که مینویسم صرفا حرفای منه
اگه دنبال اینایی اینجا وقتت رو تلف نکن:)
Download Telegram
یاد سال پیش خودم افتادم
بغض کردم اصلا
یادم نیست کدوم شب بود ولی تو دهه اول محرم بود
شبش قبل اعلام نتایج رفتم هیات و تا تونستم بجای اون ۸ ماهی که ریلکس بودم زار زدم😂
امیدوارم بهترینا واستون رقم بخوره
2
پارسال آخر شب نتایج کنکور اومد ولی چون سایت خیلی شلوغ بود هرکاری کردم باز نمیشد
در نتیجه گرفتم خوابیدم گفتم صبح نگاه میکنم
صبح بیدار شدم و با کلی استرس سایت و نگاه کردم ولی چیزی متوجه نشدم😂
نمیدونستم رتبه م کدومه
بخاطر همین کلی زنگ زدم اینور و اونور و بعدش انگار رو هوا بودم.

خلاصه که کلی خوشحال و اینا کلی ام ذوق داشتم که به بقیه بگم
مامان و که دیدم با خوشحالی رفتم سمتش و گفتم میدونی چی شده؟
گفت اره خودم دیدم😐
و در کمال ناباوری به همه گفته بود😐
صبح خودش با همکاراش رفته بودن داخل سایت و چک کرده بودن
و بعدش زنگ زده بود و به بقیه خبر داده بود😐💔
خلاصه که هروقت یادم میاد دلم میخواد جیغ بزنم فقط😂
2
یه چیزی چند وقت پیش خوندم،و سلول سلول لرزیدم،که نوشته بود به مامان و باباهاتون سخت نگیرید،اونام دفعه اولیه که زندگی میکنن:))))
2
من موقعی که باید ناراحتیمو نشون میدادم خندیدم؛
موقعی که باید میرفتم یه دلیل برای موندن پیدا کردم؛
موقعی که باید جا میزدم اصرار کردم که حتی خسته‌ام نشدم؛
موقعی که نیاز به کمک داشتم وانمود کردم همه چیز روبه راهه؛
من از یه‌ جایی به بعد دیگه خودم نبودم ولی مشکل این نیست؛
مشکل اینه الان که میخوام خودم باشم کسی باورش نمیشه‌!!
6👍2
یه وقتایی هم یه آدمایی خیلی به دل آدم می شینن ولی خودمونم می دونیم آدم ما نیستن ... اینا رو وقتی ازشون می گذری یه لبخندی داری که توش یه "چه حیف" نهفته است.
شت ترین لحظه عمرم فقط اونجایی که رفیقم زنگ زد بهم گفت یه کاری انجام بدم اما الان هرچی فکر می کنم یادم نیست کار چیه
👍2
ببینید چی پیدا کردم
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبووووود
کره زمینی بود خاکی بود
😂😍
نهنگ ۵۲ هرتز
0:40
فقط اینجا😂🦦
1
دیگه داره حالم بهم میخوره از مراعات بقیه رو کردن
مراقب "معذب" نبودن‌ شون
مراقب "ناراحت" نشدن شون
مراقب "خوش گذشتن" بهشون
مراقب توی "معذوریت" قرار نگرفتن شون
مراقب "احساسات" شون
مراقب "سخت نگذشتن" بهشون
مراقب توی "رودربایستی" قرار نگرفتشون
مراقب "برنخوردن" بهشون
مراقب "نه" نگفتن به درخواست‌شون
و کلی مراقبت و دغدغه فکری دیگه که فقط برای خود آدم اعصاب خوردی به وجود میاره، بودن.

و اون بقیه هم عین خیال‌شون نباشه و همه‌ی اینها رو وظیفه‌ت بدونن.
تصمیم گرفتم به مدت بیخیال‌تر از گذشته باشم و ارجاعات به سایر نقاط بدن غیر از مغزم رو افزایش بدم.
👍3
کاش می‌گفتم درد داشت!
کاش می‌زدم زیر گریه …
کاش داد می‌زدم
کاش داد می‌زدم می‌گفتم درد داشت
همیشه مخفی کردم حالِ بدمو
همیشه خواستم تنهایی حلش کنم
قوی بودن چه کوفتیه آخه ؟
اصلاً آدم بودن با قوی بودن در تضاده لامصب
جنگیدن چه کوفتیه آخه ؟
کاش هرجا زورم نمی‌رسید رها کرده بودم رفته بودم
چقدر خودمو یادم نبود همیشه !
چی مونده ازم جز یه خستگیِ ممتد …
👍21
نهنگ ۵۲ هرتز
کاش می‌گفتم درد داشت! کاش می‌زدم زیر گریه … کاش داد می‌زدم کاش داد می‌زدم می‌گفتم درد داشت همیشه مخفی کردم حالِ بدمو همیشه خواستم تنهایی حلش کنم قوی بودن چه کوفتیه آخه ؟ اصلاً آدم بودن با قوی بودن در تضاده لامصب جنگیدن چه کوفتیه آخه ؟ کاش هرجا زورم نمی‌رسید…
ما آدم هایی هستیم که ..........
محکوم هستیم به قوی بودن
محکوم هستیم به حامی بودن
محکوم هستیم به هزار باید و نباید .......

آنقدر محکوم هستیم که اگه یه روز بخواهیم قوی نباشیم قبل از اینکه از طرف جامعه مورد قضاوت سرزنش قرار بگیریم . از طرف خودمون محکوم میشیم ، که چرا ضعیفیم .

از یه جایی دیگه میخواهم به خودم فکر کنم .......
👍2