لحظهها میگذرند
گرم باشیم و پر از فکرو امید
عشق باشیم
و سراسر خورشید
زندگی همهمه مبهمی از
رد شدن خاطرههاست
هرکجا خندیدیم
هرکجا خنداندیم
زندگی آنجاست...
گرم باشیم و پر از فکرو امید
عشق باشیم
و سراسر خورشید
زندگی همهمه مبهمی از
رد شدن خاطرههاست
هرکجا خندیدیم
هرکجا خنداندیم
زندگی آنجاست...
❤2
✍چه خوب که آدم شخص دلخواهش را
پیدا کند، اما اینکه آدم توسط شخص دلخواهش پیدا بشود معجزه است، معجزه
پیدا کند، اما اینکه آدم توسط شخص دلخواهش پیدا بشود معجزه است، معجزه
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از نو برایت می نویسم
زندگی در هرلحظه باید یک خلاقیت پرارزش باشد. آنچه که خلق می کنید اهمیتی ندارد.
می تواند فقط ساختن قصرهای ماسه ای در ساحل باشد، ولی هرکاری می کنید باید از بازیگوشی و شادمانی شما بیاید.
هرگز نباید اجازه بدهی که کودک درونت بمیرد.
آن را تغذیه کن و نترس که از کنترل خارج شود. کجا می تواند برود؟
وحتی اگر از کنترل خارج شود ، خب که چی؟
وقتی از کنترل خارج شوی چه می توانی بکنی؟ می توانی مانند انسان دیوانه ای برقصی،
می توانی مانند دیوانه ها بالا و پایین بپری و بدوی... ممکن است مردم فکر کنند که دیوانه
شده ای، ولی این مشکل آنان است.
اگر تو از آن لذت می بری، اگر زندگیت از آن تغذیه
می شود، آنوقت اهمیت ندارد.
حتی اگر برای بقیه ی دنیا یک مشکل شود.
💜اشو
زندگی در هرلحظه باید یک خلاقیت پرارزش باشد. آنچه که خلق می کنید اهمیتی ندارد.
می تواند فقط ساختن قصرهای ماسه ای در ساحل باشد، ولی هرکاری می کنید باید از بازیگوشی و شادمانی شما بیاید.
هرگز نباید اجازه بدهی که کودک درونت بمیرد.
آن را تغذیه کن و نترس که از کنترل خارج شود. کجا می تواند برود؟
وحتی اگر از کنترل خارج شود ، خب که چی؟
وقتی از کنترل خارج شوی چه می توانی بکنی؟ می توانی مانند انسان دیوانه ای برقصی،
می توانی مانند دیوانه ها بالا و پایین بپری و بدوی... ممکن است مردم فکر کنند که دیوانه
شده ای، ولی این مشکل آنان است.
اگر تو از آن لذت می بری، اگر زندگیت از آن تغذیه
می شود، آنوقت اهمیت ندارد.
حتی اگر برای بقیه ی دنیا یک مشکل شود.
💜اشو
اگر فعلا وقت ندارید ، میتوانید این پست را در فیسبوک تان #شیر کنید و موقع که وقت داشتید مطالعه کنید.
English Esmat
1 Advertise اعلان کردن
2 Abdicate استعفا دادن
3 Abandon ترک کردن
4 Abuse سوءاستفاده
5 Abet درجرم شرکت کردن
6 Abettor شریک جرم
7 Abstinent باتقوا،پرهیزگار
8 Abolish منسوخ شدن
9 Abnormal غیرعادی
10 Accommodate تطبیق کردن
11 Access دسترسی
12 Accomplish ایفاکردن،انجام دادن
13 Accomplishment فضیلت،ایفا،انجام
14 Achieve نایل آمدن
15 Achievement دستآورد
16 Accelerate تسریع بخشیدن
17 Academic علمی،ادبی،تعلیمی
18 Accompany همراهی
19 Acknowledge اعتراف نمودن
20 Accountable حسابده
21 Administrate اداره کردن
22 Administration اداره،تنظیم
23 Administrative اداری،مربوط به اداره
24 Adversity مصیبت،بدبختی
25 Adjudicate فتوادادن
26 Admissible جایز،روا
27 Adolescence جوانی،بلوغت
28 Advantage فایده
29 Advantageous فایده مند
30 Adventure جسارت
31 Advisor مشاور
32 Affidavit اقرارنامه
33 Afford کوشش کردن
34 Agenda پروگرام
35 Aggravate شدید ساختن
36 Aggress تجاوز کردن
37 Aggression تجاوز
38 Agreement توافق نامه
39 Alarm زنگ،زنگ خطر
40 Alien بیگانه
41 Alliance اتحاد،پیمان
42 Allegiance بیعت،وفاداری
43 Allure تطمع
44 Ally متحدساختن
45 Alms house دارالمساکین
46 Altercate مناقشه کردن
47 Amazing حیرت انگیز
48 Ambition آرزو
49 Ambush کمین گرفتن
50 Ammunition وسایل جنگی
51 Amnesty عفوعمومی
52 Amuse سرگرم کردن
53 Amusement سرگرمی
54 Anarchy هرج و مرج
55 Annex ضمیمه ساختن
56 Annihilate محونمودن،ازبین بردن
57 Anniversary سالگرد
58 Announcement اعلان
59 Annoy آزرده ساختن
60 Anthem سرودملی
61 Anticipate توقع داشتن
61 Anticipate توقع داشتن
62 Anxious پریشان
63 Antique کهنه
64 Apologize معذرت خواستن
65 Appear ظاهرشدن
66 Appeal ایستیناف،پناهنده شدن
67 Application درخواست
68 Applicant درخواست کننده
69 Apply درخواست کردن
70 Appoint تعیین نمودن
71 Appointment وقت ملاقات
72 Appreciate قدردانی کردن
73 arbiter داور
74 Archives آرشیف کردن
75 Area منطقه
76 Arrest دستگیرکردن
77 Arrogance کبر ، غرور
78 Artillery توپچی
79 Asphalt قیر،قیرریزی کردن
80 Assailant حمله کننده
81 Assault حمله کردن
82 Assembly انجمن
83 Assess بررسی کردن
84 Assets دارایی
85 Assistant معاون
86 Asylum دارالمساکین
87 Atmosphere فضا
88 Attack حمله
89 Attempt کوشش کردن
90 Attend شرکت کردن
91 Back حمایت ،پشتیبانی
92 Back bide غیبت
93 Back pay پول پرداخت ناشده
94 Back warded عقب مانده
95 Balance ترازو
96 Ballot ورقه رای
97 Ballot box صندوق رای
98 Banner بیرق
99 Bankrupt ورشکست خوردن
100 Bankruptcy ورشکستی
101 Banquets مهمانی
102 Bargain چنه زدن
103 Base اساس
104 Basic اساسی
105 Baseless بی بنیاد
106 Battle field میدان جنگ
107 Beat شکست خوردن
108 Beg گدایی کردن
109 Beloved دوست داشتنی
110 Beneficial موثر
111 Bequeath به میراث گذاشتن
112 Bequest میراث
113 Besiege محاصره کردن
114 Besiegement محاصره
115 Bier تابوت
116 Bilateral دوجانبه
117 Binding اجباری
118 Blame ملامت کردن
119 Blaspheme کفر
120 Blasphemy کفر گفتن
121 Bloody خونین
122 Blood money خونبها
123 Bloody full احمق
124 Bother درد
125 Bothersome دردسر
126 Brave شجاع
127 Bravery شجاعت
128 Breadwinner نان آور
129 Brief مختصر
130 Broadcast نشرکردن
131 Burst انفجارکردن
132 Business وظیفه،تجارت
133 Budget بودیجه
134 Cabinet کابینه
135 Calamity مصیبت ،آفت
136 Calamitous مصیبت بار
137 Caliph خلیفه
138 Caliphate خلافت
139 Campaign مبارزه انتخاباتی
140 Candidate کاندیدکردن
141 Candidature نامزد،کاندید
142 Capacity ظرفیت،گنجایش
143 Capitalism سرمایه داری
144 Captive اسیر
145 Captivity اسارت
146 Capture دستگیرکردن
147 Careless بی اعتنایی
148 Careful مواظب
149 Chairman رئیس
150 Casualty تلفات
151 Catastrophe قاجعه،مصیبت
152 Catastrophic فاجعه آمیز
153 Caution احتیاط
154 Cautious با احتیاط
155 Calibrate تجلیل کردن
156 Celibate مجرد ، بی همسر
157 Celibacy مجردی،بی همسری
158 Ceremony محفل،مراسم
159 Certainty اطمینان
160 Certificate شهادت نامه
170 Circumstance وضع،اوضاع،شرایط
English Esmat
1 Advertise اعلان کردن
2 Abdicate استعفا دادن
3 Abandon ترک کردن
4 Abuse سوءاستفاده
5 Abet درجرم شرکت کردن
6 Abettor شریک جرم
7 Abstinent باتقوا،پرهیزگار
8 Abolish منسوخ شدن
9 Abnormal غیرعادی
10 Accommodate تطبیق کردن
11 Access دسترسی
12 Accomplish ایفاکردن،انجام دادن
13 Accomplishment فضیلت،ایفا،انجام
14 Achieve نایل آمدن
15 Achievement دستآورد
16 Accelerate تسریع بخشیدن
17 Academic علمی،ادبی،تعلیمی
18 Accompany همراهی
19 Acknowledge اعتراف نمودن
20 Accountable حسابده
21 Administrate اداره کردن
22 Administration اداره،تنظیم
23 Administrative اداری،مربوط به اداره
24 Adversity مصیبت،بدبختی
25 Adjudicate فتوادادن
26 Admissible جایز،روا
27 Adolescence جوانی،بلوغت
28 Advantage فایده
29 Advantageous فایده مند
30 Adventure جسارت
31 Advisor مشاور
32 Affidavit اقرارنامه
33 Afford کوشش کردن
34 Agenda پروگرام
35 Aggravate شدید ساختن
36 Aggress تجاوز کردن
37 Aggression تجاوز
38 Agreement توافق نامه
39 Alarm زنگ،زنگ خطر
40 Alien بیگانه
41 Alliance اتحاد،پیمان
42 Allegiance بیعت،وفاداری
43 Allure تطمع
44 Ally متحدساختن
45 Alms house دارالمساکین
46 Altercate مناقشه کردن
47 Amazing حیرت انگیز
48 Ambition آرزو
49 Ambush کمین گرفتن
50 Ammunition وسایل جنگی
51 Amnesty عفوعمومی
52 Amuse سرگرم کردن
53 Amusement سرگرمی
54 Anarchy هرج و مرج
55 Annex ضمیمه ساختن
56 Annihilate محونمودن،ازبین بردن
57 Anniversary سالگرد
58 Announcement اعلان
59 Annoy آزرده ساختن
60 Anthem سرودملی
61 Anticipate توقع داشتن
61 Anticipate توقع داشتن
62 Anxious پریشان
63 Antique کهنه
64 Apologize معذرت خواستن
65 Appear ظاهرشدن
66 Appeal ایستیناف،پناهنده شدن
67 Application درخواست
68 Applicant درخواست کننده
69 Apply درخواست کردن
70 Appoint تعیین نمودن
71 Appointment وقت ملاقات
72 Appreciate قدردانی کردن
73 arbiter داور
74 Archives آرشیف کردن
75 Area منطقه
76 Arrest دستگیرکردن
77 Arrogance کبر ، غرور
78 Artillery توپچی
79 Asphalt قیر،قیرریزی کردن
80 Assailant حمله کننده
81 Assault حمله کردن
82 Assembly انجمن
83 Assess بررسی کردن
84 Assets دارایی
85 Assistant معاون
86 Asylum دارالمساکین
87 Atmosphere فضا
88 Attack حمله
89 Attempt کوشش کردن
90 Attend شرکت کردن
91 Back حمایت ،پشتیبانی
92 Back bide غیبت
93 Back pay پول پرداخت ناشده
94 Back warded عقب مانده
95 Balance ترازو
96 Ballot ورقه رای
97 Ballot box صندوق رای
98 Banner بیرق
99 Bankrupt ورشکست خوردن
100 Bankruptcy ورشکستی
101 Banquets مهمانی
102 Bargain چنه زدن
103 Base اساس
104 Basic اساسی
105 Baseless بی بنیاد
106 Battle field میدان جنگ
107 Beat شکست خوردن
108 Beg گدایی کردن
109 Beloved دوست داشتنی
110 Beneficial موثر
111 Bequeath به میراث گذاشتن
112 Bequest میراث
113 Besiege محاصره کردن
114 Besiegement محاصره
115 Bier تابوت
116 Bilateral دوجانبه
117 Binding اجباری
118 Blame ملامت کردن
119 Blaspheme کفر
120 Blasphemy کفر گفتن
121 Bloody خونین
122 Blood money خونبها
123 Bloody full احمق
124 Bother درد
125 Bothersome دردسر
126 Brave شجاع
127 Bravery شجاعت
128 Breadwinner نان آور
129 Brief مختصر
130 Broadcast نشرکردن
131 Burst انفجارکردن
132 Business وظیفه،تجارت
133 Budget بودیجه
134 Cabinet کابینه
135 Calamity مصیبت ،آفت
136 Calamitous مصیبت بار
137 Caliph خلیفه
138 Caliphate خلافت
139 Campaign مبارزه انتخاباتی
140 Candidate کاندیدکردن
141 Candidature نامزد،کاندید
142 Capacity ظرفیت،گنجایش
143 Capitalism سرمایه داری
144 Captive اسیر
145 Captivity اسارت
146 Capture دستگیرکردن
147 Careless بی اعتنایی
148 Careful مواظب
149 Chairman رئیس
150 Casualty تلفات
151 Catastrophe قاجعه،مصیبت
152 Catastrophic فاجعه آمیز
153 Caution احتیاط
154 Cautious با احتیاط
155 Calibrate تجلیل کردن
156 Celibate مجرد ، بی همسر
157 Celibacy مجردی،بی همسری
158 Ceremony محفل،مراسم
159 Certainty اطمینان
160 Certificate شهادت نامه
170 Circumstance وضع،اوضاع،شرایط
171 Citizen شهروند،طبعه
172 Citizenship طابعیت
173 Civilization تمدن
174 Civilized متمدن
175 Claim ادعاکردن
176 Claimant مدعی
177 Clergy روحانی
178 Coalesce جورآمد،ائتلاف کردن
179 Coalition ائتلاف
180 Collaborate تائید کردن
181 Collapse سقوط(برای رژیم)
182 Collusion دسیسه
183 Colonize مستعمره کردن
184 Colony مستعمره
185 Combat مبارزه کردن
186 Combatant مبارز
187 Commemorate یادبود،یادآوری
188 Comment نظر،نظردادن،تبصره
189 Commentator نظردهنده
190 Commercial تجارتی
191 Commission گماشتن،کمیسیون
192 Commit مرتکب شدن
193 Commit suicide خودکشی کردن
194 Commitment تعهد
195 Compatriot هموطن
196 Compel مجبورساختن
197 Compensate جبران کردن
198 Competency لیاقت
199 Complain شکایت کردن
200 Complaint شکایت
200 Complaint شکایت
201 Complicated مغلق
202 Composition ترکیب،ترکیب کردن
203 Compulsory جبری،اجباری
204 Conceal پنهان کردن
205 Concern نگرانی
206 Concerned مربوط،نگرانی
207 Conclusion نتیجه
208 Conclusive نتیجه بخش
209 Condemn محکوم کردن
210 Condition شرط،اوضاع
211 Condolence تسلیت
212 Confidence اطمینان
213 Confident مطمئن
214 Confirm تصدیق کردن
215 Confiscate توقیف کردن
216 Conform تقویه کردن
217 Confront مواجه شدن
218 Conquer فتح کردن
219 Conquest فتح،پیروزی
220 Conservative محافظه کردن
221 Consider بررسی کردن
222 Considerable چشمگیر،قابل ملاحظه
223 Consolidate تقویت نمودن
224 Conspiracy توطئه
225 Constitution قانون اساسی
226 Constrain فشارآوردن
227 Consulate قنسلگری
228 Consult مشوره کردن
229 Consultation مشوره
230 Contact تماس،تماس گرفتن
230 Contact تماس،تماس گرفتن
231 Contagious ساری،همه جاگیر
232 Convenient راحت
233 Cooperate همکاری کردن
234 Cooperation همکاری
235 Coordinator همآهنگ کننده
236 Corporation شرکت
237 Correlative لازم وملزوم
238 Corrupt فاسدکردن
239 Corruption فساد
240 Council شورا
241 Counterpart همتی
242 Coup کودتا
243 Create خلق کردن
244 Creatures مخلوفات
245 Creator خالق
246 Credit امتیاز
247 Crime جرم،جنایت
248 Criminal مجرم،جنایتکار
249 Crisis بحران
250 Cruel ظالم
252 Cruelty ظلم
252 Culminate منجرشدن
253 Culture فرهنگ
254 Culprit مقصر
255 Curfew قیودشب گردی
256 Currency اسعار
257 Curriculum مفردات
258 Custom عنعنه،گمرک،گمرکات
259 Contemplation تفکر،اندیشه
260 Contribute همکاری کردن
261 Contribution همکاری،کمک
262 Damage ویران کردن
263 Danger خطر
264 Deadlock بن بست
265 Deal معامله،معامله کردن
266 Die مردن
267 Death مرگ
268 Deathful مرگبار
269 Debility ضعف
270 Debilitate ضعیف کردن
271 Decade دهه
272 Decide تصمیم گرفتن
273 Decision تصمیم
274 Declare اعلان کردن،خبردادن
275 Decrease کاهش دادن
276 Decree فرمان،حکم
277 Defame بدنام کردن
278 Defeat شکست،شکست دادن
279 Defend دفاع کردن
280 Deficit کثربودیجه
281 Delegate نمایندگی کردن
282 Delegation هیئت
283 Deliver رهایی بخشیدن
284 Demagogue عوام فریب
286 Demagogy عام فریبی
287 Demand تقاضا،تقاضا کردن
288 Demolish ویران ساختن
289 Demonstrate اعتراض ومظاهره کردن
290 Demonstration اعتراض،مظاهره
290 Demonstration اعتراض،مظاهره
291 Demoralize کم روحیه ساختن
292 Dependable قابل قبول،مورداعتماد
293 Deport تبعید کردن
294 Deposit امانت،امانت کذاشتن،ذخیره
295 Deprive محروم ساختن
296 Deserve مستحق بودن
297 Despotic ظالم ،مستعبد
298 Despotism ظلم
299 Destiny سرنوشت
300 Destroy ویران کردن
301 Destruction ویرانی
302 Detach اعزام کردن
303 Detain بازداشت کردن
304 Detainee بازداشت شده
305 Detect کشف کردن
306 Deteriorate فاسد کردن،خراب کردن
307 Develop انکشاف دادن
308 Development ترقی
309 Developed مترقی
310 Devote فداکار
311 Diet رژیم غذایی
312 Dignitary ریش سفیدان
313 Diligent کوشا ، ساعی
314 Director رئیس
315 Disappear غایب شدن
316 Disappoint مأیوس شدن
317 Disarm خلع سلاح کردن
318 Disarmament خلع سلاح
319 Disaster مصیبت ،آفت
320 Disband منحل کردن
321 Discipline دسپلین ، نظم
322 Disclose افشا کردن
323 Discount تخفیف ،تخفیف دادن
324 Discourse سخنرانی کردن
172 Citizenship طابعیت
173 Civilization تمدن
174 Civilized متمدن
175 Claim ادعاکردن
176 Claimant مدعی
177 Clergy روحانی
178 Coalesce جورآمد،ائتلاف کردن
179 Coalition ائتلاف
180 Collaborate تائید کردن
181 Collapse سقوط(برای رژیم)
182 Collusion دسیسه
183 Colonize مستعمره کردن
184 Colony مستعمره
185 Combat مبارزه کردن
186 Combatant مبارز
187 Commemorate یادبود،یادآوری
188 Comment نظر،نظردادن،تبصره
189 Commentator نظردهنده
190 Commercial تجارتی
191 Commission گماشتن،کمیسیون
192 Commit مرتکب شدن
193 Commit suicide خودکشی کردن
194 Commitment تعهد
195 Compatriot هموطن
196 Compel مجبورساختن
197 Compensate جبران کردن
198 Competency لیاقت
199 Complain شکایت کردن
200 Complaint شکایت
200 Complaint شکایت
201 Complicated مغلق
202 Composition ترکیب،ترکیب کردن
203 Compulsory جبری،اجباری
204 Conceal پنهان کردن
205 Concern نگرانی
206 Concerned مربوط،نگرانی
207 Conclusion نتیجه
208 Conclusive نتیجه بخش
209 Condemn محکوم کردن
210 Condition شرط،اوضاع
211 Condolence تسلیت
212 Confidence اطمینان
213 Confident مطمئن
214 Confirm تصدیق کردن
215 Confiscate توقیف کردن
216 Conform تقویه کردن
217 Confront مواجه شدن
218 Conquer فتح کردن
219 Conquest فتح،پیروزی
220 Conservative محافظه کردن
221 Consider بررسی کردن
222 Considerable چشمگیر،قابل ملاحظه
223 Consolidate تقویت نمودن
224 Conspiracy توطئه
225 Constitution قانون اساسی
226 Constrain فشارآوردن
227 Consulate قنسلگری
228 Consult مشوره کردن
229 Consultation مشوره
230 Contact تماس،تماس گرفتن
230 Contact تماس،تماس گرفتن
231 Contagious ساری،همه جاگیر
232 Convenient راحت
233 Cooperate همکاری کردن
234 Cooperation همکاری
235 Coordinator همآهنگ کننده
236 Corporation شرکت
237 Correlative لازم وملزوم
238 Corrupt فاسدکردن
239 Corruption فساد
240 Council شورا
241 Counterpart همتی
242 Coup کودتا
243 Create خلق کردن
244 Creatures مخلوفات
245 Creator خالق
246 Credit امتیاز
247 Crime جرم،جنایت
248 Criminal مجرم،جنایتکار
249 Crisis بحران
250 Cruel ظالم
252 Cruelty ظلم
252 Culminate منجرشدن
253 Culture فرهنگ
254 Culprit مقصر
255 Curfew قیودشب گردی
256 Currency اسعار
257 Curriculum مفردات
258 Custom عنعنه،گمرک،گمرکات
259 Contemplation تفکر،اندیشه
260 Contribute همکاری کردن
261 Contribution همکاری،کمک
262 Damage ویران کردن
263 Danger خطر
264 Deadlock بن بست
265 Deal معامله،معامله کردن
266 Die مردن
267 Death مرگ
268 Deathful مرگبار
269 Debility ضعف
270 Debilitate ضعیف کردن
271 Decade دهه
272 Decide تصمیم گرفتن
273 Decision تصمیم
274 Declare اعلان کردن،خبردادن
275 Decrease کاهش دادن
276 Decree فرمان،حکم
277 Defame بدنام کردن
278 Defeat شکست،شکست دادن
279 Defend دفاع کردن
280 Deficit کثربودیجه
281 Delegate نمایندگی کردن
282 Delegation هیئت
283 Deliver رهایی بخشیدن
284 Demagogue عوام فریب
286 Demagogy عام فریبی
287 Demand تقاضا،تقاضا کردن
288 Demolish ویران ساختن
289 Demonstrate اعتراض ومظاهره کردن
290 Demonstration اعتراض،مظاهره
290 Demonstration اعتراض،مظاهره
291 Demoralize کم روحیه ساختن
292 Dependable قابل قبول،مورداعتماد
293 Deport تبعید کردن
294 Deposit امانت،امانت کذاشتن،ذخیره
295 Deprive محروم ساختن
296 Deserve مستحق بودن
297 Despotic ظالم ،مستعبد
298 Despotism ظلم
299 Destiny سرنوشت
300 Destroy ویران کردن
301 Destruction ویرانی
302 Detach اعزام کردن
303 Detain بازداشت کردن
304 Detainee بازداشت شده
305 Detect کشف کردن
306 Deteriorate فاسد کردن،خراب کردن
307 Develop انکشاف دادن
308 Development ترقی
309 Developed مترقی
310 Devote فداکار
311 Diet رژیم غذایی
312 Dignitary ریش سفیدان
313 Diligent کوشا ، ساعی
314 Director رئیس
315 Disappear غایب شدن
316 Disappoint مأیوس شدن
317 Disarm خلع سلاح کردن
318 Disarmament خلع سلاح
319 Disaster مصیبت ،آفت
320 Disband منحل کردن
321 Discipline دسپلین ، نظم
322 Disclose افشا کردن
323 Discount تخفیف ،تخفیف دادن
324 Discourse سخنرانی کردن
325 Discover کشف کردن
326 Discuss بحث کردن
327 Discussion بحث ، مذاکره
328 Disdain کبر ، غرور
329 Disdainful متکبر ،مغرور
330 Disdain less بی کبر ،بی غرور
331 Disfranchise ازحق رأی محروم کردن
332 Disgraceful بی وقار
333 Disinherit ازمیراث
334 Disintegrate تجزیه کردن
335 Disloyal بی وفا
336 Disobey اطاعت کردن
337 Disobedient سرکش ، نافرمان
338 Dispatch اعزام کردن
339 Displace بیجاشدن
340 Displeasure نا رضایتی ، ناخرسندی
341 Dissolute فاجر، فاسق
342 Disturb مزاحمت کردن
343 Divorce طلاق گرفتن،دادن،طلاق
344 Document سند
345 Dominate تسلط پیدانمودن
346 Dominance تسلط،نفوذ
347 Donation اعطا ،بخشش
348 Donate اعطا کردن
349 Drought خشکسالی
350 Doubt شک داشتن
351 Dwell ساکن بودن
352 Downcast دل افسردگی
353 Earn بدست آوردن
354 Edit اصلاح کردن
355 Editorial سرمقاله
356 Educate تحصیل کردن
357 Educated تحصیل یافته
358 Eager مشتاق ،علاقمند
359 Economy اقتصاد
360 Economical اقتصادی
361 Economize سرفه جویی کردن
362 Effective مفید،مؤثر
363 Effeminate زن صفت
364 Effectiveness مؤثریت
365 Efficiency کفایت
366 Effort سعی
367 Effrontery گستاخی ،بی تربیتی
368 Elated مغرور،متکبر
369 Elders بزرگان
370 Elect انتخاب کردن
371 Election انتخابات
372 Element عنصر
373 Eligible قابل قبول ،شایسته
374 Eliminate ازبین بردن
375 Eloquent بلیغ ، دارای بلاغت
376 Emancipate آزادکردن
377 Embezzlement اختلاص
378 Embrace اختیار کردن
379 Emerge ظهور کردن
380 Emigrate مهاجر
381 Emigrant مهاجر
382 Empire امپراطور
383 Emperor امپراطوری
384 Empiric نظری،غیرعملی
385 Emulate رقابت کردن
386 Employee مامور،کارمند
387 Encounter رویارویی
388 Encourage تشویق کردن
389 Endanger درخطر انداختن
390 Endearment محبوبیت
391 Endeavour سعی وکوشش نمودن
392 Enhance زیادتر ساختن
393 Endure تحمل کردن
394 Enormous بزرگ،عظیم
395 Enterprise مبادرت کردن
386 Entertain پذیرایی،سرگرم ساختن
397 Entertainment سرگرمی
398 Enthusiastic علاقمند،مشتاق
399 Entice اغواکردن
400 Entreat التماس ،عذرخواهی
401 Envoy نماینده،فرستاده سیاسی
402 Eradicate ریشه کن ساختن
403 Escape فرار کردن
404 Essential ضروری
405 Establish تأسیس کردن
406 Estimate تخمین زدن
407 Evident گواه ،شاهد
408 Evidence شاهدی،گواهی
409 Exaggerate اغراق آمیزکردن
410 Exception استثنا
411 Exchange تبادله کردن
412 Exhibition نمایش
413 Expand توسعه دادن
414 Expect توقع داشتن
415 Expectation توقع ،امید
416 Expel اخراج کردن
417 Expense مصرف کردن
418 Exploit بهره برداری کردن
419 Exploitation بهره برداری
420 Execute اجراء کردن
421 Epidemic ساری،همه جاگیر
422 Exile تبعیدکردن
423 Explode انفجاردادن
424 Explosion انفجار
425 Explosive مواد منفجره
426 Express اظهار،بیان
427 Expulsion اخراج
428 Extend توسعه دادن
429 Exterminate کاملاًازبین بردن
430 Extract استخراج کردن
431 Environment محیط،ماحول
432 Extra ordinary فوق العاده
433 Eye witness شاهد عینی
434 Fabricate جعل کردن،تقلب کردن
435 Fabrication جعل،تقلب
436 Facilitate آسان ساختن
437 Fact حقیقت
438 Fallible جایزالخطا
439 Fame شهرت
440 Famous مشهور
441 Famine قحطی،قیمتی
442 Favorable مساعد،سازگار
443 Fealty بعید،وفادار
444 Fellow feeling احساس همنوعی
445 Fertile حاصل خیز
446 Fellow creature همنوع
447 Fertilizer کودکیمیاوی
448 Festival جشن
449 Fierce درنده
450 Flag بيرق
451 Flagrant آشکار،هویدا
452 Flatter تملق،چاپلوسی کردن
453 Flatterer متملق،چاپلوس
454 Flood سیلآب
455 Fluctuate مترددبودن
456 Force cost پیشبینی کردن
457 Foreign خارجی
458 Forth coming آینده ساز
459 Fortify تقویت کردن
460 Fortune بخت ،طالع
461 Found تأسیس کردن
462 Founder مؤسس
463 Fraternal اخوت ،برادری
464 Fratricide برادرکشی کردن
465 Fratricidal برادرکشی
466 Freedom آزادی
467 Fruitful مفید
468 Frighten ترساندن
469 Fear ترس
470 Fabulous افسانوی
470 Foundation بنیاد
471 Fulfil` انجام دادن
472 Founding anniversary سالگردتأسیس
473 Function وظیفه
474 Fund تمویل کردن
475 fundamentalism بنیاد گذاری کردن
476 Fundamental اصلی،اساسی
326 Discuss بحث کردن
327 Discussion بحث ، مذاکره
328 Disdain کبر ، غرور
329 Disdainful متکبر ،مغرور
330 Disdain less بی کبر ،بی غرور
331 Disfranchise ازحق رأی محروم کردن
332 Disgraceful بی وقار
333 Disinherit ازمیراث
334 Disintegrate تجزیه کردن
335 Disloyal بی وفا
336 Disobey اطاعت کردن
337 Disobedient سرکش ، نافرمان
338 Dispatch اعزام کردن
339 Displace بیجاشدن
340 Displeasure نا رضایتی ، ناخرسندی
341 Dissolute فاجر، فاسق
342 Disturb مزاحمت کردن
343 Divorce طلاق گرفتن،دادن،طلاق
344 Document سند
345 Dominate تسلط پیدانمودن
346 Dominance تسلط،نفوذ
347 Donation اعطا ،بخشش
348 Donate اعطا کردن
349 Drought خشکسالی
350 Doubt شک داشتن
351 Dwell ساکن بودن
352 Downcast دل افسردگی
353 Earn بدست آوردن
354 Edit اصلاح کردن
355 Editorial سرمقاله
356 Educate تحصیل کردن
357 Educated تحصیل یافته
358 Eager مشتاق ،علاقمند
359 Economy اقتصاد
360 Economical اقتصادی
361 Economize سرفه جویی کردن
362 Effective مفید،مؤثر
363 Effeminate زن صفت
364 Effectiveness مؤثریت
365 Efficiency کفایت
366 Effort سعی
367 Effrontery گستاخی ،بی تربیتی
368 Elated مغرور،متکبر
369 Elders بزرگان
370 Elect انتخاب کردن
371 Election انتخابات
372 Element عنصر
373 Eligible قابل قبول ،شایسته
374 Eliminate ازبین بردن
375 Eloquent بلیغ ، دارای بلاغت
376 Emancipate آزادکردن
377 Embezzlement اختلاص
378 Embrace اختیار کردن
379 Emerge ظهور کردن
380 Emigrate مهاجر
381 Emigrant مهاجر
382 Empire امپراطور
383 Emperor امپراطوری
384 Empiric نظری،غیرعملی
385 Emulate رقابت کردن
386 Employee مامور،کارمند
387 Encounter رویارویی
388 Encourage تشویق کردن
389 Endanger درخطر انداختن
390 Endearment محبوبیت
391 Endeavour سعی وکوشش نمودن
392 Enhance زیادتر ساختن
393 Endure تحمل کردن
394 Enormous بزرگ،عظیم
395 Enterprise مبادرت کردن
386 Entertain پذیرایی،سرگرم ساختن
397 Entertainment سرگرمی
398 Enthusiastic علاقمند،مشتاق
399 Entice اغواکردن
400 Entreat التماس ،عذرخواهی
401 Envoy نماینده،فرستاده سیاسی
402 Eradicate ریشه کن ساختن
403 Escape فرار کردن
404 Essential ضروری
405 Establish تأسیس کردن
406 Estimate تخمین زدن
407 Evident گواه ،شاهد
408 Evidence شاهدی،گواهی
409 Exaggerate اغراق آمیزکردن
410 Exception استثنا
411 Exchange تبادله کردن
412 Exhibition نمایش
413 Expand توسعه دادن
414 Expect توقع داشتن
415 Expectation توقع ،امید
416 Expel اخراج کردن
417 Expense مصرف کردن
418 Exploit بهره برداری کردن
419 Exploitation بهره برداری
420 Execute اجراء کردن
421 Epidemic ساری،همه جاگیر
422 Exile تبعیدکردن
423 Explode انفجاردادن
424 Explosion انفجار
425 Explosive مواد منفجره
426 Express اظهار،بیان
427 Expulsion اخراج
428 Extend توسعه دادن
429 Exterminate کاملاًازبین بردن
430 Extract استخراج کردن
431 Environment محیط،ماحول
432 Extra ordinary فوق العاده
433 Eye witness شاهد عینی
434 Fabricate جعل کردن،تقلب کردن
435 Fabrication جعل،تقلب
436 Facilitate آسان ساختن
437 Fact حقیقت
438 Fallible جایزالخطا
439 Fame شهرت
440 Famous مشهور
441 Famine قحطی،قیمتی
442 Favorable مساعد،سازگار
443 Fealty بعید،وفادار
444 Fellow feeling احساس همنوعی
445 Fertile حاصل خیز
446 Fellow creature همنوع
447 Fertilizer کودکیمیاوی
448 Festival جشن
449 Fierce درنده
450 Flag بيرق
451 Flagrant آشکار،هویدا
452 Flatter تملق،چاپلوسی کردن
453 Flatterer متملق،چاپلوس
454 Flood سیلآب
455 Fluctuate مترددبودن
456 Force cost پیشبینی کردن
457 Foreign خارجی
458 Forth coming آینده ساز
459 Fortify تقویت کردن
460 Fortune بخت ،طالع
461 Found تأسیس کردن
462 Founder مؤسس
463 Fraternal اخوت ،برادری
464 Fratricide برادرکشی کردن
465 Fratricidal برادرکشی
466 Freedom آزادی
467 Fruitful مفید
468 Frighten ترساندن
469 Fear ترس
470 Fabulous افسانوی
470 Foundation بنیاد
471 Fulfil` انجام دادن
472 Founding anniversary سالگردتأسیس
473 Function وظیفه
474 Fund تمویل کردن
475 fundamentalism بنیاد گذاری کردن
476 Fundamental اصلی،اساسی
477 Funeral جنازه
478 Futurity عاقبت،آینده
479 Fear ترس
480 Family tree شجره
481 Genius نابغه
482 Gravity قوه جاذبه
483 Guilt گناه
484 Guilty گناهکار
485 Gain بدست آوردن
486 Gainful سودمند
487 Gain less بی فایده
488 Gainsay انکارکردن
489 Gallery هنرستان
490 Gallant شجاع،دلیر
491 Goal هدف
492 Generate تولید نسل کردن
493 Generation تولید نسل،نسل
494 Gentle ملایم
495 Genuine خالص
496 Germinate جوانه زدن
497 Gladsome مژده
498 Glance نگاه کوتاه کردن
499 Glorious باشکوه،باعظمت
500 Govern حکومت کردن
501 Governor حاکم،والی
502 Government حکومت،دولت
503 Governmental حکومتی،دولتی
504 Glory شکوه،جلال
505 Glorify حمدگفتن
506 Glorification حمد
507 Godly خداشناس
508 Godsend نعمت خداوند
509 Grace وقار،حیثیت
600 Graceful با نزاکت،باحیثیت
601 Grace less بی نزاکت،بی حیثیت
602 Gracious بسیارمهربان
603 Grand باشکوه
604 Grant عطا،بخشش
605 Grateful سپاس گذار
606 Gratify راضی
607 Gratifying قناعت بخش
608 Grovel پروت کردن
609 Guard محافظت کردن
610 Gunpowder باروت
611 Habit عادت
612 Habituate عادت کردن
613 Hack ضربه زدن
614 Half mast نیمه افراشته
615 Handicap عقب انداختن
616 Handicraft صنایع دستی
617 Harm ضرررساندن
618 Harsh خشن
619 Harshness خشونت
620 Harvest خرم
621 Hate نفرت
622 Hire کرایه،کرایه دادن
623 His Excellency جلالتمآب
624 His majesty اعلیحضرت
625 Her majesty اُعلیا حضرت
626 Head سرپرست
627 Heavy سنگین،وزنین
628 Head quarter قرارگاه
629 Help less بی چاره
630 Helpful اُمیدوار
631 Human انسان
632 Humanity انسانیت
633 Human right حقوق بشر
634 Humanitarian بشردوستانه
635 Hygienic حفظ الصحه
636 Idea مفکوره
637 Identity هویت
638 Identify تعیین هویت کردن
639 Idleness بی کاری
640 Idol بت
641 Idolatry بت پرستی
642 Ignore صرف نظرکردن
643 Ignorant جاهل
644 Ignorance جهالت
645 Illegal نا مشروع
646 Illiterate بِی سواد
647 Illiteracy بی سوادی
648 Illogical بی منطق
649 Immediate عاجل
650 Imitate تقلید کردن
651 Imitator مقلد
652 Immense گزاف،بی اندازه
653 Immolate زنده سوزاندن
654 Immortal فناناپذیر،جاویدانی
655 Immunity مصئونیت
656 Immunize مصئون ساختن
657 Impartial بی طرف
658 Impartiality بی طرفی
659 Implement عملی ساختن
660 Important مهم
661 Importance اهمیت
662 Impose تحمیل کردن
663 Imprison زندانی
664 Improve انکشاف دادن
665 Improvement انکشاف،ترقی
666 Impulse انگیزه
668 Inaccessible غیر قابل دسترس
669 Inaugurate افتتاح کردن
670 Income درآمد
671 Indefatigable خسته نا پذیر
672 Independent مستقل
673 Independence استقلال
674 Indulge زیاده روی کردن
675 Industry صنعت
676 Industrial صنعتی
677 Inefficient بی کفایت
678 Infect آلوده ساختن
679 Infest اذیت کردن
680 Infirmity بی ثباتی
681 Inflation انفلاسیون،تورم
682 Influence تحت تأثیرآمدن
683 Informal غیر رسمی
684 Inhabitant ساکن شدن
685 Initiate ابتکارکردن
686 Injure زخمی شدن
687 Innocent معصوم،بی گناه
688 Insecure ناامن
689 Insensate بی احساس
700 Insist پافشاری کردن
478 Futurity عاقبت،آینده
479 Fear ترس
480 Family tree شجره
481 Genius نابغه
482 Gravity قوه جاذبه
483 Guilt گناه
484 Guilty گناهکار
485 Gain بدست آوردن
486 Gainful سودمند
487 Gain less بی فایده
488 Gainsay انکارکردن
489 Gallery هنرستان
490 Gallant شجاع،دلیر
491 Goal هدف
492 Generate تولید نسل کردن
493 Generation تولید نسل،نسل
494 Gentle ملایم
495 Genuine خالص
496 Germinate جوانه زدن
497 Gladsome مژده
498 Glance نگاه کوتاه کردن
499 Glorious باشکوه،باعظمت
500 Govern حکومت کردن
501 Governor حاکم،والی
502 Government حکومت،دولت
503 Governmental حکومتی،دولتی
504 Glory شکوه،جلال
505 Glorify حمدگفتن
506 Glorification حمد
507 Godly خداشناس
508 Godsend نعمت خداوند
509 Grace وقار،حیثیت
600 Graceful با نزاکت،باحیثیت
601 Grace less بی نزاکت،بی حیثیت
602 Gracious بسیارمهربان
603 Grand باشکوه
604 Grant عطا،بخشش
605 Grateful سپاس گذار
606 Gratify راضی
607 Gratifying قناعت بخش
608 Grovel پروت کردن
609 Guard محافظت کردن
610 Gunpowder باروت
611 Habit عادت
612 Habituate عادت کردن
613 Hack ضربه زدن
614 Half mast نیمه افراشته
615 Handicap عقب انداختن
616 Handicraft صنایع دستی
617 Harm ضرررساندن
618 Harsh خشن
619 Harshness خشونت
620 Harvest خرم
621 Hate نفرت
622 Hire کرایه،کرایه دادن
623 His Excellency جلالتمآب
624 His majesty اعلیحضرت
625 Her majesty اُعلیا حضرت
626 Head سرپرست
627 Heavy سنگین،وزنین
628 Head quarter قرارگاه
629 Help less بی چاره
630 Helpful اُمیدوار
631 Human انسان
632 Humanity انسانیت
633 Human right حقوق بشر
634 Humanitarian بشردوستانه
635 Hygienic حفظ الصحه
636 Idea مفکوره
637 Identity هویت
638 Identify تعیین هویت کردن
639 Idleness بی کاری
640 Idol بت
641 Idolatry بت پرستی
642 Ignore صرف نظرکردن
643 Ignorant جاهل
644 Ignorance جهالت
645 Illegal نا مشروع
646 Illiterate بِی سواد
647 Illiteracy بی سوادی
648 Illogical بی منطق
649 Immediate عاجل
650 Imitate تقلید کردن
651 Imitator مقلد
652 Immense گزاف،بی اندازه
653 Immolate زنده سوزاندن
654 Immortal فناناپذیر،جاویدانی
655 Immunity مصئونیت
656 Immunize مصئون ساختن
657 Impartial بی طرف
658 Impartiality بی طرفی
659 Implement عملی ساختن
660 Important مهم
661 Importance اهمیت
662 Impose تحمیل کردن
663 Imprison زندانی
664 Improve انکشاف دادن
665 Improvement انکشاف،ترقی
666 Impulse انگیزه
668 Inaccessible غیر قابل دسترس
669 Inaugurate افتتاح کردن
670 Income درآمد
671 Indefatigable خسته نا پذیر
672 Independent مستقل
673 Independence استقلال
674 Indulge زیاده روی کردن
675 Industry صنعت
676 Industrial صنعتی
677 Inefficient بی کفایت
678 Infect آلوده ساختن
679 Infest اذیت کردن
680 Infirmity بی ثباتی
681 Inflation انفلاسیون،تورم
682 Influence تحت تأثیرآمدن
683 Informal غیر رسمی
684 Inhabitant ساکن شدن
685 Initiate ابتکارکردن
686 Injure زخمی شدن
687 Innocent معصوم،بی گناه
688 Insecure ناامن
689 Insensate بی احساس
700 Insist پافشاری کردن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی نومیدی چو آید آشنا دشمن شود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسان معلم من است.
آنهایکه سر رشته دوستی بامن دارد
آنهایکه سر رشته عداوت و کینه با من دارد
آنهایکه با مقصد و هدف سر رشته دوستی با من باز کرده
و آنهایکه بدون هیچ اتفاق آشنا شدم
آنهایکه اتفاقی آشنا شدم
آن غریبه ای که چند قدم رفتم همرایش در جاده،پارک،ماشین های سواری و....
آنهایکه در گزشته ام بودن
آنهایکه حالا در ارتباط هستم به عنوان آموزگارم بوده و است
از بودن تک تک شان متشکرم و همینطور از خالق آفرینیش
که با هرکدام راهی راه برایم نشان داد
آنهایکه سر رشته دوستی بامن دارد
آنهایکه سر رشته عداوت و کینه با من دارد
آنهایکه با مقصد و هدف سر رشته دوستی با من باز کرده
و آنهایکه بدون هیچ اتفاق آشنا شدم
آنهایکه اتفاقی آشنا شدم
آن غریبه ای که چند قدم رفتم همرایش در جاده،پارک،ماشین های سواری و....
آنهایکه در گزشته ام بودن
آنهایکه حالا در ارتباط هستم به عنوان آموزگارم بوده و است
از بودن تک تک شان متشکرم و همینطور از خالق آفرینیش
که با هرکدام راهی راه برایم نشان داد