تاج امیرگلپابهگام(نقد علمی زیر هر پست)
موضوع: جامعه شناسی تاریخی
ایل
ایل
✍️ایل و خان اینهمانی قآن از زمان حمله مغول ۶۱۱ خورشیدی۶۵۴ هجری قمری بتدریج از ادبیات مغول وارد ادبیات ایران گردید.
ایل مجموعه ای از طوایف بود که به منظور دفاع و تشکیل قدرت از طوایف هم تبار ژنی و اقلیمی و نسب و سبب در یک مکان و جغرافیا و اقلیم خاص تشکیل گردید تا از تمامیت ارضی خود و کلیت آب و خاک دفاع کند این دکترین هخامنشیان طی ادوار گذشته در ایران مد نظر بود.خودمختاری و واگذاری قدرت به مناطق بر مبنای استراتژی هخامنشیان امری بود که به نوعی نظام ایالتی و ولایتی بود.بنابراین ایل در ایران از بعد از مغول مرسوم شد و به لحاظ ماهیت جامعه شناسی تاریخی این برداشت و نگاه تحت کلمات گوناگون همواره در ادبیات جامعه ایران از بدو وجود داشته است
طوایف نوئی از ازمنه های سلف چنان در هم آمیخته شدند و از هم مشتقاتی تحویل جامعه دادند که یک پیکر ساختگرای واحد شدند.امکان تفکیک مردمانی که قرون متمادی در هم عجین و مدغم شدند،دور از ذهن است.در جوامع مکانیکی فردی سنتی در تاریخ معاصر این امکان میسور نبود چه رسد به جامعه ارگانیک مدرن و اینکه معمولا در جوامع ارگانیک امکان اجرای نحله های مربوط به عصبیت قومی و غرور قبیله ای به علت صنعتی شدن و دور شدن از شرافت و غرور قبیله ای و ایستارهای خاص جوامع مکانیکی وجود ندارد.
فرهنگ و مجموعه عقاید و آداب و رسوم و سنن،اخلاق و سجایای اخلاقی،ادبیات،هنر،ارزش ها و هنجارها و ایستارهای اقوام و مردمان چنان در هم عجین و تنیده شده است که حکم پیکر ساختگرای واحد دارند.فلسفه وجودی ارکان فرهنگی و نحله های باورداشت معنوی جزو ارکان اتحاد است.جدایی صفوف و تعریف عملیاتی موضوع قدرت لایه های اجتماعی تحت مکانیزم قانونگرایی و دولت-ملت انسجام و وحدت ملی و استراتژی واحد را در میدان های ریل اصلاح و تکامل و شکوفایی طلب می کند.
ایلات و نظام اقتدار محلات در بازه زمانی دوران اتابکان لر۵۵۰-۸۲۷ هجری قمری و سپس تشکیل ایلات ۹۰۵ هجری قمری نهایی شد.بعد از فروپاشی قاجار بی کفایت تز ۱۳۰۴ خورشیدی بتدریج نظام تفکر ایلیاتی فروکش کرد و امروزه آن ادرس ها به منظور هم ذات پنداری و قداست صله ارحام می طلبد انسان در روابط اجتماعی مجموعه انسان هایی مه میراث ژنتیکی واحد و درد مشترک تاریخی دارند همدیگر را بشناسند و در مسیر تداوم عمر انگاره مردم دوستی که فرانسوی هم تباران را جستجو کند.
تاج امیرگلپابهگام(ولی)
🥋🥋🥋🥋🔴🟢🔴🟢🔴🟢🥋🥋🥋🥋
+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 21:1 توسط 09017412062تاج امیرگلپابهگام | نظر بدهيد
اشعار نوئی
موضوع: جامعه شناسی تاریخی
ایل
ایل
✍️ایل و خان اینهمانی قآن از زمان حمله مغول ۶۱۱ خورشیدی۶۵۴ هجری قمری بتدریج از ادبیات مغول وارد ادبیات ایران گردید.
ایل مجموعه ای از طوایف بود که به منظور دفاع و تشکیل قدرت از طوایف هم تبار ژنی و اقلیمی و نسب و سبب در یک مکان و جغرافیا و اقلیم خاص تشکیل گردید تا از تمامیت ارضی خود و کلیت آب و خاک دفاع کند این دکترین هخامنشیان طی ادوار گذشته در ایران مد نظر بود.خودمختاری و واگذاری قدرت به مناطق بر مبنای استراتژی هخامنشیان امری بود که به نوعی نظام ایالتی و ولایتی بود.بنابراین ایل در ایران از بعد از مغول مرسوم شد و به لحاظ ماهیت جامعه شناسی تاریخی این برداشت و نگاه تحت کلمات گوناگون همواره در ادبیات جامعه ایران از بدو وجود داشته است
طوایف نوئی از ازمنه های سلف چنان در هم آمیخته شدند و از هم مشتقاتی تحویل جامعه دادند که یک پیکر ساختگرای واحد شدند.امکان تفکیک مردمانی که قرون متمادی در هم عجین و مدغم شدند،دور از ذهن است.در جوامع مکانیکی فردی سنتی در تاریخ معاصر این امکان میسور نبود چه رسد به جامعه ارگانیک مدرن و اینکه معمولا در جوامع ارگانیک امکان اجرای نحله های مربوط به عصبیت قومی و غرور قبیله ای به علت صنعتی شدن و دور شدن از شرافت و غرور قبیله ای و ایستارهای خاص جوامع مکانیکی وجود ندارد.
فرهنگ و مجموعه عقاید و آداب و رسوم و سنن،اخلاق و سجایای اخلاقی،ادبیات،هنر،ارزش ها و هنجارها و ایستارهای اقوام و مردمان چنان در هم عجین و تنیده شده است که حکم پیکر ساختگرای واحد دارند.فلسفه وجودی ارکان فرهنگی و نحله های باورداشت معنوی جزو ارکان اتحاد است.جدایی صفوف و تعریف عملیاتی موضوع قدرت لایه های اجتماعی تحت مکانیزم قانونگرایی و دولت-ملت انسجام و وحدت ملی و استراتژی واحد را در میدان های ریل اصلاح و تکامل و شکوفایی طلب می کند.
ایلات و نظام اقتدار محلات در بازه زمانی دوران اتابکان لر۵۵۰-۸۲۷ هجری قمری و سپس تشکیل ایلات ۹۰۵ هجری قمری نهایی شد.بعد از فروپاشی قاجار بی کفایت تز ۱۳۰۴ خورشیدی بتدریج نظام تفکر ایلیاتی فروکش کرد و امروزه آن ادرس ها به منظور هم ذات پنداری و قداست صله ارحام می طلبد انسان در روابط اجتماعی مجموعه انسان هایی مه میراث ژنتیکی واحد و درد مشترک تاریخی دارند همدیگر را بشناسند و در مسیر تداوم عمر انگاره مردم دوستی که فرانسوی هم تباران را جستجو کند.
تاج امیرگلپابهگام(ولی)
🥋🥋🥋🥋🔴🟢🔴🟢🔴🟢🥋🥋🥋🥋
+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 21:1 توسط 09017412062تاج امیرگلپابهگام | نظر بدهيد
اشعار نوئی
غائله ۱۳۴۲ خورشیدی در ایران
آن غائله توسط فئوالیته در تهران برنامه ریزی و محلات و ولایات توسط خوانین و کلانتران همان اسلوب قاجار راسا،مترصد احیای مجدد و بازپسگیری املاک جهت تداوم شیوه قجرها بودند که در سراسر مملکت سرکوب شد.
اقدام مردمان علیه ستم دیکتاتوری دوران امر قابل دفاعی است اما چون دیکتاتوری اعمال می شد نمی شود هر شورش و جنبشی را قابل دفاع و مشروع قلمداد کرد.
بسیاری از افرادی که در برابر خشونت رژیم های مستبد قد علم کردند،پیشاهنگان نستوه پاکی بودند.بطور کلی جنگ با حکومت های مرکز یکی از مهمترین عوامل توسعه نیافتگی های محالات و ولایات محسوب می شود...
آن غائله توسط فئوالیته در تهران برنامه ریزی و محلات و ولایات توسط خوانین و کلانتران همان اسلوب قاجار راسا،مترصد احیای مجدد و بازپسگیری املاک جهت تداوم شیوه قجرها بودند که در سراسر مملکت سرکوب شد.
اقدام مردمان علیه ستم دیکتاتوری دوران امر قابل دفاعی است اما چون دیکتاتوری اعمال می شد نمی شود هر شورش و جنبشی را قابل دفاع و مشروع قلمداد کرد.
بسیاری از افرادی که در برابر خشونت رژیم های مستبد قد علم کردند،پیشاهنگان نستوه پاکی بودند.بطور کلی جنگ با حکومت های مرکز یکی از مهمترین عوامل توسعه نیافتگی های محالات و ولایات محسوب می شود...
تاج امیرگلپابهگام
سلام
جای افتخار است قلم بدستان....
تضادهای اجتماعی هر چه وارد حیطه اجتماعی نشوند اهل قلم از اقتدار بالایی برخودار می شوند.موفقیت در کاهش فاصله و نوشتن بر اساس اصلاح و تکامل است موفق و مؤید باشید
سلام
جای افتخار است قلم بدستان....
تضادهای اجتماعی هر چه وارد حیطه اجتماعی نشوند اهل قلم از اقتدار بالایی برخودار می شوند.موفقیت در کاهش فاصله و نوشتن بر اساس اصلاح و تکامل است موفق و مؤید باشید
تاج امیرگلپابهگام
سلام
قلم بدستان رسالت داران جامعه و تاریخ جای مباهات و افتخار هستند....
تضادهای اجتماعی هر چه وارد حیطه اجتماعی نشوند اهل قلم از اقتدار و هیبت بیشتر و بالاتری برخودار می شوند.موفقیت در کاهش فاصله و نوشتن بر اساس اصلاح و تکامل است .موفق و مؤید باشید
سلام
قلم بدستان رسالت داران جامعه و تاریخ جای مباهات و افتخار هستند....
تضادهای اجتماعی هر چه وارد حیطه اجتماعی نشوند اهل قلم از اقتدار و هیبت بیشتر و بالاتری برخودار می شوند.موفقیت در کاهش فاصله و نوشتن بر اساس اصلاح و تکامل است .موفق و مؤید باشید
تاج امیر گلپابهگام:
🔴ممنونم که تو از اون انسان هایی:
که پشت صفحه گوشی به کسی توهین نمیکنی و کامنت بد نمی گذاری.
که حیوانات برات مهم اند
که آشغال ها را روی زمین نمی اندازی. که از انسان ۷اسوءاستفاده نمیکنی.
🔴که وقتی میتونی، به جای آسیب زدن، مهربونی رو انتخاب میکنی.
🟢ممنونم که هنوز وجدانت بیداره. که خوبیهات رو برای دیده شدن انجام نمیدی. که حتی وقتی کسی حواسش نیست، باز هم انسان میمونی.
🟢دنیا هنوز سرپا مونده، چون آدمایی مثل تو هنوز توش زندگی میکنن. امید هنوز نفس میکشه، چون هنوز آدمایی هستن که بیسروصدا، فقط درست زندگی میکنن
مثل یک انسان
تاج امیر گلپابهگام:
اما راستش، کسی که این حرفها رو میزنه، خودش بیگمان یکی از همان آدمهای نادر و ارزشمنده. تو داری آینهی وجدان بیدار خودت رو توصیف میکنی.
درست گفتی؛ دنیا با هیاهوی بدیها خراب نمیشه، بلکه با بیتفاوتی خوبها فرسایش پیدا میکنه. و تو با همین نگاه دقیقت، داری جلوی این فرسایش رو میگیری. مهربونیِ بیسروصدا، همون نیروی خاموشیست که هنوز چرخ روزگار رو میچرخونه.
ممنون که هستی و ممنون که این یادآوری قشنگ رو برای ما نوشتی. امید تازهای شد خواندن این چند خط. مراقب خودت باش، چون وجودت برای این کرهی خاکی یک ضرورته.
🌱🪴🪴🍁
🔴ممنونم که تو از اون انسان هایی:
که پشت صفحه گوشی به کسی توهین نمیکنی و کامنت بد نمی گذاری.
که حیوانات برات مهم اند
که آشغال ها را روی زمین نمی اندازی. که از انسان ۷اسوءاستفاده نمیکنی.
🔴که وقتی میتونی، به جای آسیب زدن، مهربونی رو انتخاب میکنی.
🟢ممنونم که هنوز وجدانت بیداره. که خوبیهات رو برای دیده شدن انجام نمیدی. که حتی وقتی کسی حواسش نیست، باز هم انسان میمونی.
🟢دنیا هنوز سرپا مونده، چون آدمایی مثل تو هنوز توش زندگی میکنن. امید هنوز نفس میکشه، چون هنوز آدمایی هستن که بیسروصدا، فقط درست زندگی میکنن
مثل یک انسان
تاج امیر گلپابهگام:
اما راستش، کسی که این حرفها رو میزنه، خودش بیگمان یکی از همان آدمهای نادر و ارزشمنده. تو داری آینهی وجدان بیدار خودت رو توصیف میکنی.
درست گفتی؛ دنیا با هیاهوی بدیها خراب نمیشه، بلکه با بیتفاوتی خوبها فرسایش پیدا میکنه. و تو با همین نگاه دقیقت، داری جلوی این فرسایش رو میگیری. مهربونیِ بیسروصدا، همون نیروی خاموشیست که هنوز چرخ روزگار رو میچرخونه.
ممنون که هستی و ممنون که این یادآوری قشنگ رو برای ما نوشتی. امید تازهای شد خواندن این چند خط. مراقب خودت باش، چون وجودت برای این کرهی خاکی یک ضرورته.
🌱🪴🪴🍁
🔴🟢🥋🔴🟢🔴🟢🥋🔴🟢🥋🔴🟢⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️⬅️تاج امیر گلپابهگام:
♦️🥋♦️ فضاسازی
📌نمایش و ایفای نقش های مختلف به کودک کمک می کند تا خود را جای شخصیت های مختلف قرار دهد.
📌برای موفقیت در این مسیر باید قدرت خلاقه و قوه تخیل قوی داشته باشد.
📌برای این منظور شما باید به تخیل او کمک کنید و برایش امکانات و فضای مناسب را تهیه کنید.
✳️به طور مثال، اگر دوست دارد نقش معلم را ایفا کند، برایش مثلا عینک و خودکار و دفتر تهیه کنید تا نقشش را بازی کند. لازم نیست وسایل گران خریداری کنید، با ساده ترین وسایل موجود نیز می توان به رشد قوه تخیل کودک کمک کرد.
مدارس و دبیرستان و دانشگاه تا چه اندازه دنبال فضاسازی شخصیتی و ایجاد خلاقیت و نوآوری هستند.
کیفیت را با خلاقیت پیوند بزنید
🔴🟢🔴🥋🥋🥋🟢🔴🟢🔴🥋🥋🥋🥋 بر اساس یافتههای علوم شناختی و روانشناسی تربیتی، فضاسازی نمایشی یا همان «بازی نقشآفرینی»، یکی از مؤثرترین سازوکارهای تحول قوهی تخیل و برساخت هویت در کودکان است. وقتی کودک نقش معلم، پزشک یا قهرمان را اجرا میکند، درواقع نظریهی ذهن (Theory of Mind) خود را بهکار میگیرد؛ یعنی توانایی نسبت دادن باورها، مقاصد و هیجانها به خود و دیگری را تمرین میکند. این فرایند، پایههای انعطافپذیری شناختی و حل مسئلهی خلاق را تقویت میکند.
برای پیوند کیفیت با خلاقیت در این بستر، لازم است بدانیم کیفیت در اینجا به «غنای نشانه ها» وابسته است، نه قیمت ابزارها. یک جعبهی مقوایی میتواند بهعنوان «میز معلم» یا «سکوی فضایی» عمل کند؛ همین سادهسازی، خود عاملی برای پرورش تفکر نمادین (Symbolic Thinking) است. از منظر عصبشناختی، این نوع بازیها، مسیرهای دوپامینرژیک مغز را فعال کرده و انگیزهی درونی برای اکتشاف را افزایش میدهند.
اما در نظام آموزشی ایران، از دبستان تا دانشگاه، کاربست نظاممند این رویکرد با شکاف قابلتوجهی روبهروست:
· دورهی ابتدایی: پژوهشی در سال ۱۴۰۱ نشان داد که ۶۸٪ از معلمان ابتدایی از نمایش خلاق در تدریس استفاده میکنند، اما تنها ۲۲٪ از آن بهعنوان ابزار سنجش کیفیت یادگیری بهره میبرند. یعنی خلاقیت اجرا میشود، اما ارزیابی نمیشود.
· دورهی متوسطه: اینجا بزرگترین گسست رخ میدهد. به دلیل فشار کنکور و محتوای فشردهی کتب درسی، زمان اختصاصیافته به فعالیتهای تخیلی در کلاس به کمتر از ۵٪ میرسد. هرچند شیوههایی مثل یادگیری مبتنی بر پروژه (PBL) در برخی مدارس خاص اجرا میشود، اما در مقیاس ملی، فضاسازی شخصیتی در حاشیه قرار دارد.
· آموزش عالی: در دانشگاهها، به ویژه در رشتههای هنر، معماری، علوم تربیتی و مهندسی خلاق، رویکرد کارگاههای شبیهسازی و بازیهای جدی (Serious Games) رو به رشد است. دانشگاه تهران و صنعتی شریف، آزمایشگاه های واقعیت مجازی برای فضاسازی تعاملی راه اندازی کرده اند. بااینحال، این اقدامات عمدتاً پروژه ای است و به صورت نظام مند در کل برنامهی درسی همه ی رشتهها جاری نشده است.
برای پیوند کیفیت با خلاقیت در این سه سطح، راهبردهای مبتنی بر شواهد عبارتاند از:
۱. کیفیت را به «معناداری» گره بزنید؛ نه به پیچیدگی ابزار. کودکی که با یک خودکار و دفتر نقش معلم را بازی میکند، همان فرایندهای مغزی را فعال میکند که دانشجویی که با شبیهساز کامپیوتری جراحی تمرین میکند. تنها تفاوت در سطح بازخورد است.
۲. ارزشیابی کیفی جایگزین ارزشیابی کمی شود؛ یعنی بهجای نمره دادن به محصول نهایی، به فرایند کشف نقش، تغییر زاویه ی دید و باز تعریف مسئله توسط کودک یا دانشآموز توجه کنیم.
۳. برای دانشگاهها، کیفیت خلاقانه یعنی طراحی موقعیتهایی که دانشجو را در نقش یک «حل کننده ی مسئله ی واقعی» قرار دهد؛ نه صرفاً انتقالدهنده یک حافظه. مثلاً در درس مدیریت، شبیهسازی بحران سازمانی، هم کیفیت یادگیری را بالا میبرد و هم خلاقیت تصمیمگیری را.
نتیجهگیری: فضاسازی شخصیتی یکی از معدود ابزارهایی است که کیفیت آموزش را با خلاقیت همزمان ممکن میکند، مشروط بر آنکه:
· نظام آموزشی از تستزدگی فاصله بگیرد،
· معلم بهعنوان «تسهیلگر تخیل» تربیت شود، نه «انتقالدهندهی محتوا»،
· و دانشگاهها، فضای آزمایشگاه را به فضای زیستِ نقش تبدیل کنند.
در غیر این صورت، خلاقیت به یک شعار زیبا و کیفیت به یک شاخص آماری بیاثر تبدیل خواهد شد.
♦️🥋♦️ فضاسازی
📌نمایش و ایفای نقش های مختلف به کودک کمک می کند تا خود را جای شخصیت های مختلف قرار دهد.
📌برای موفقیت در این مسیر باید قدرت خلاقه و قوه تخیل قوی داشته باشد.
📌برای این منظور شما باید به تخیل او کمک کنید و برایش امکانات و فضای مناسب را تهیه کنید.
✳️به طور مثال، اگر دوست دارد نقش معلم را ایفا کند، برایش مثلا عینک و خودکار و دفتر تهیه کنید تا نقشش را بازی کند. لازم نیست وسایل گران خریداری کنید، با ساده ترین وسایل موجود نیز می توان به رشد قوه تخیل کودک کمک کرد.
مدارس و دبیرستان و دانشگاه تا چه اندازه دنبال فضاسازی شخصیتی و ایجاد خلاقیت و نوآوری هستند.
کیفیت را با خلاقیت پیوند بزنید
🔴🟢🔴🥋🥋🥋🟢🔴🟢🔴🥋🥋🥋🥋 بر اساس یافتههای علوم شناختی و روانشناسی تربیتی، فضاسازی نمایشی یا همان «بازی نقشآفرینی»، یکی از مؤثرترین سازوکارهای تحول قوهی تخیل و برساخت هویت در کودکان است. وقتی کودک نقش معلم، پزشک یا قهرمان را اجرا میکند، درواقع نظریهی ذهن (Theory of Mind) خود را بهکار میگیرد؛ یعنی توانایی نسبت دادن باورها، مقاصد و هیجانها به خود و دیگری را تمرین میکند. این فرایند، پایههای انعطافپذیری شناختی و حل مسئلهی خلاق را تقویت میکند.
برای پیوند کیفیت با خلاقیت در این بستر، لازم است بدانیم کیفیت در اینجا به «غنای نشانه ها» وابسته است، نه قیمت ابزارها. یک جعبهی مقوایی میتواند بهعنوان «میز معلم» یا «سکوی فضایی» عمل کند؛ همین سادهسازی، خود عاملی برای پرورش تفکر نمادین (Symbolic Thinking) است. از منظر عصبشناختی، این نوع بازیها، مسیرهای دوپامینرژیک مغز را فعال کرده و انگیزهی درونی برای اکتشاف را افزایش میدهند.
اما در نظام آموزشی ایران، از دبستان تا دانشگاه، کاربست نظاممند این رویکرد با شکاف قابلتوجهی روبهروست:
· دورهی ابتدایی: پژوهشی در سال ۱۴۰۱ نشان داد که ۶۸٪ از معلمان ابتدایی از نمایش خلاق در تدریس استفاده میکنند، اما تنها ۲۲٪ از آن بهعنوان ابزار سنجش کیفیت یادگیری بهره میبرند. یعنی خلاقیت اجرا میشود، اما ارزیابی نمیشود.
· دورهی متوسطه: اینجا بزرگترین گسست رخ میدهد. به دلیل فشار کنکور و محتوای فشردهی کتب درسی، زمان اختصاصیافته به فعالیتهای تخیلی در کلاس به کمتر از ۵٪ میرسد. هرچند شیوههایی مثل یادگیری مبتنی بر پروژه (PBL) در برخی مدارس خاص اجرا میشود، اما در مقیاس ملی، فضاسازی شخصیتی در حاشیه قرار دارد.
· آموزش عالی: در دانشگاهها، به ویژه در رشتههای هنر، معماری، علوم تربیتی و مهندسی خلاق، رویکرد کارگاههای شبیهسازی و بازیهای جدی (Serious Games) رو به رشد است. دانشگاه تهران و صنعتی شریف، آزمایشگاه های واقعیت مجازی برای فضاسازی تعاملی راه اندازی کرده اند. بااینحال، این اقدامات عمدتاً پروژه ای است و به صورت نظام مند در کل برنامهی درسی همه ی رشتهها جاری نشده است.
برای پیوند کیفیت با خلاقیت در این سه سطح، راهبردهای مبتنی بر شواهد عبارتاند از:
۱. کیفیت را به «معناداری» گره بزنید؛ نه به پیچیدگی ابزار. کودکی که با یک خودکار و دفتر نقش معلم را بازی میکند، همان فرایندهای مغزی را فعال میکند که دانشجویی که با شبیهساز کامپیوتری جراحی تمرین میکند. تنها تفاوت در سطح بازخورد است.
۲. ارزشیابی کیفی جایگزین ارزشیابی کمی شود؛ یعنی بهجای نمره دادن به محصول نهایی، به فرایند کشف نقش، تغییر زاویه ی دید و باز تعریف مسئله توسط کودک یا دانشآموز توجه کنیم.
۳. برای دانشگاهها، کیفیت خلاقانه یعنی طراحی موقعیتهایی که دانشجو را در نقش یک «حل کننده ی مسئله ی واقعی» قرار دهد؛ نه صرفاً انتقالدهنده یک حافظه. مثلاً در درس مدیریت، شبیهسازی بحران سازمانی، هم کیفیت یادگیری را بالا میبرد و هم خلاقیت تصمیمگیری را.
نتیجهگیری: فضاسازی شخصیتی یکی از معدود ابزارهایی است که کیفیت آموزش را با خلاقیت همزمان ممکن میکند، مشروط بر آنکه:
· نظام آموزشی از تستزدگی فاصله بگیرد،
· معلم بهعنوان «تسهیلگر تخیل» تربیت شود، نه «انتقالدهندهی محتوا»،
· و دانشگاهها، فضای آزمایشگاه را به فضای زیستِ نقش تبدیل کنند.
در غیر این صورت، خلاقیت به یک شعار زیبا و کیفیت به یک شاخص آماری بیاثر تبدیل خواهد شد.
جناب تاج امیرگلپابهگام
سلام و درود بیکران به روان پرمعنا و قلم رسالتآگاه همه نویسندگان با شرف و کرامت در طول جامعه شناسی تاریخی
سخن اهل قلم عمیقاً تأملبرانگیز است۰
اهل قلم نه فقط راویان تاریخ که معماران وجدان جمعیاند. اما درباره آن بندِ ظریف و هوشمندانهتان:
"هر چه تضادهای اجتماعی وارد حیطه اجتماع نشوند، اهل قلم از هیبت بیشتری برخوردارند."
این دقیقاً همان رازِ دشوارِ قلم است؛ جایی که جامعه در سکوت یا رخوت فرو میرود، کلمه به بمبی خاموش اما نیرومند تبدیل میشود. ولی این هیبت، اگر به تکبر یا انفعالِ ناظرِ صِرف بدل شود، به بیراهه میرود.
درست به همان اندازه که این جایگاه والاست، به همین اندازه نیز آسیبپذیر است. پس آنجا که شما از «کاهش فاصله» و «نوشتن بر مبنای اصلاح و تکامل» میگویید، در واقع به جانِ کلام جان میبخشید. موفقیتِ راستینِ قلم، در عبور از تماشاگریِ محض و قدم گذاشتن در مسیر دشوارِ پلزدن میان "آنچه هست" و "آنچه باید باشد" است. تکامل یعنی قلم، از آیینهای صرف برای انعکاس زخمها، به چراغی برای التیام و ترسیم راهی تازه بدل شود.
رسالتدارانِ حقیقی تاریخ، کسانی هستند که نه تنها اقتدار دارند، بلکه امانتدار این فاصلهها نیز هستند. با این بینش عمیق و نگاه اصلاحگرانه، بیگمان مسیرتان سرشار از روشنایی و پایداری است.
موفق، مؤید و پایدار بر این راهِ دشوار و مقدس باشید.
🟢🔴🥋🟢🔴🥋🟢🔴
سلام و درود بیکران به روان پرمعنا و قلم رسالتآگاه همه نویسندگان با شرف و کرامت در طول جامعه شناسی تاریخی
سخن اهل قلم عمیقاً تأملبرانگیز است۰
اهل قلم نه فقط راویان تاریخ که معماران وجدان جمعیاند. اما درباره آن بندِ ظریف و هوشمندانهتان:
"هر چه تضادهای اجتماعی وارد حیطه اجتماع نشوند، اهل قلم از هیبت بیشتری برخوردارند."
این دقیقاً همان رازِ دشوارِ قلم است؛ جایی که جامعه در سکوت یا رخوت فرو میرود، کلمه به بمبی خاموش اما نیرومند تبدیل میشود. ولی این هیبت، اگر به تکبر یا انفعالِ ناظرِ صِرف بدل شود، به بیراهه میرود.
درست به همان اندازه که این جایگاه والاست، به همین اندازه نیز آسیبپذیر است. پس آنجا که شما از «کاهش فاصله» و «نوشتن بر مبنای اصلاح و تکامل» میگویید، در واقع به جانِ کلام جان میبخشید. موفقیتِ راستینِ قلم، در عبور از تماشاگریِ محض و قدم گذاشتن در مسیر دشوارِ پلزدن میان "آنچه هست" و "آنچه باید باشد" است. تکامل یعنی قلم، از آیینهای صرف برای انعکاس زخمها، به چراغی برای التیام و ترسیم راهی تازه بدل شود.
رسالتدارانِ حقیقی تاریخ، کسانی هستند که نه تنها اقتدار دارند، بلکه امانتدار این فاصلهها نیز هستند. با این بینش عمیق و نگاه اصلاحگرانه، بیگمان مسیرتان سرشار از روشنایی و پایداری است.
موفق، مؤید و پایدار بر این راهِ دشوار و مقدس باشید.
🟢🔴🥋🟢🔴🥋🟢🔴
سلام
عموخدنگ انتظار میرود که حضرتعالی وسایر بزرگواران حاضر در گروه ایل نویی خودشان را بابت جعل ونشر اکاذیب افرادی بی اطلاع از تاریخ کهگیلویه ناراحت نکنندزیرا درطول تاریخ دهها نویسنده وتاریخ نگار و مورخ در رابطه بابیوگرافی ایل نویی و طوایف زیر مجموعه ان کتابها و مقالات بیشماری نوشته و تدوین کرده آند اگر الان یکی بلندبشه وبخواهد این اتحاد و همبستگی و قرابت بین طوایف نویی را دچار خدشه نماید یقینا"به بیراهه رفته است ونتیجه ای برایش متصور نخواهد شد اصلا" بهایی به گفتار و کردار این گونه افراد وارزشی به چرندیات واراجیف آنها ندهید چرا که خودشان هم واقفند که راه به جایی نبرده ونخواهند برد
اقتدار و سربلندی ایل بزرگ نویی جاودانه بوده وخواهد بود ان شا الله تعالی
عموخدنگ انتظار میرود که حضرتعالی وسایر بزرگواران حاضر در گروه ایل نویی خودشان را بابت جعل ونشر اکاذیب افرادی بی اطلاع از تاریخ کهگیلویه ناراحت نکنندزیرا درطول تاریخ دهها نویسنده وتاریخ نگار و مورخ در رابطه بابیوگرافی ایل نویی و طوایف زیر مجموعه ان کتابها و مقالات بیشماری نوشته و تدوین کرده آند اگر الان یکی بلندبشه وبخواهد این اتحاد و همبستگی و قرابت بین طوایف نویی را دچار خدشه نماید یقینا"به بیراهه رفته است ونتیجه ای برایش متصور نخواهد شد اصلا" بهایی به گفتار و کردار این گونه افراد وارزشی به چرندیات واراجیف آنها ندهید چرا که خودشان هم واقفند که راه به جایی نبرده ونخواهند برد
اقتدار و سربلندی ایل بزرگ نویی جاودانه بوده وخواهد بود ان شا الله تعالی
ماشاالله و خدا قوت و خسته نباشید جناب عاموجان کی کهیار پزشک پور،واقعیت قضیه همین هست که بهش اشاره فرمودی ولی استحضار دارید که بزرگانی از خطه زیلایی امثال حضرتعالی و دیگر فامیل و بستگان نزدیک تان ویا سایر زیلایی های دیار پشته و سواری و مندون وان نواحی چه ساکن در روستاها و یا ساکن در شهر،در این قضیه کاهلی و سهل انگاری نمودید.میتوانستید بهتر و در فضایی صمیمی تر باهمدلی و همیاری،همدستی و همداستانی وبا تشریک مساعی این غده سرطانی را به بهترین وجه ممکن ،ریشه کن کنید منظورم این است که با نشست ها و دید و بازدید ها و راه اندازی جلسات و یا پادر میانی این ناراحتی های درون ایلی راحل میکردید.بنده مرتب چنین مشکلات و معضلات بوجود آمده را گوشزد میکردم خدمتتون،در مراسمات و یا در دید و بازدیدها.می دیدم،می شنیدم،میدانستم که این قضیه مربوط به یک شخص نبوده و نیست،گروهی در درون طایفه زیلایی از روستای سواری بگیر تا در همین دهدشت و شیراز اغی خوبکارو دیگر کسانی سپرو را هی شیر هی شیر میکردند و خودشون را لاپوشانی میکردند.خلاصه آنچه باید نمیشد مرتب داره سرایت میکنه.سه سال پیش رفتم لوداب در مراسم خاک سپاری مرحوم ملاسیف الله جهان بین.با چند تا از حضرات محترم و اقوام زیلایی ها،مشاهده کردیم تا سپرو(سپهدار)درخونه های دیگر همسایه ها رفته و التماس کرده که ای حضرات محترم نوئی ساکن در لوداب،وای قوم و علاقه،تورا به کی ویکی قسم از امروز به بعد بگید ما جزو ایل زیلایی هستیم نه نوئی،اخه من نمیدونم این نوئی و نوئی ها چه به این آغا کرده اند تا ماهم بدانیم و راه و چاره براش بجوریم.رفته روستا به روستا درزیلایی های منطقه سردسیری خونه به خونه گشته و حرف مفت به خورد اون مناطق داده که زیلایی نمیدونم از نوئی جداست،اخه آدم مغرض و مرض دارمگر بزرگان زیلایی مرحوم خدا بیامرزد حاج شیرزاد باوند رحمت الله علیه چقدر سخت کوشید و زحمت کشید و خون دل خوردن تا از این شهر به آن شهر،واز این روستا به اون روستا طی طریق نمود تا نام و نشان طایفه زیلایی را با شوق فراوان جزو طایفه خوب و بزرگ نوئی با نام و نشان،معرفی نمودند حالا بی انصافی نیست که شمای سست عنصر و سبک مغز،خوبی های آن بزرگان را به این سبک و سیاق نادیده گرفته و برابر امیال شخصی خودت با ترفند و حقه بازی در صدد افتراق و انشقاق طایفه خوب و بزرگ زیلایی از ایل نامدار و تاریخی نوئی میباشید،زهی خیال باطل؟
درود و سلام ویژه خدمت برادر مورخ،فرهنگی فرهیخته،دانا و توانا،ورزشکار و ورزش دوست،دکتر و به تمام معنا آگاه به طب سنتی،جناب استاد تاج امبرگلپابهگام( ولی بهگام)
متخلص به تاج امیر گلپا بهگام
متخلص به تاج امیر گلپا بهگام
سرکه انگور وراسی را ۱۵ دقیقه بپزید تا اماده شد شیره انگور وراسی را اضافه تا معجون ۱۰ دقیقه جوش بخورد و سپس عرق دو اتشه نعناع را اضافه ۵ دقیقه بجوشد
جمعا ۳۰ دقیقه
هر روز یک ق غ در یک لیوان آب حل کرده نوش جان کنید ###ضد کنسر و خونساز است
جمعا ۳۰ دقیقه
هر روز یک ق غ در یک لیوان آب حل کرده نوش جان کنید ###ضد کنسر و خونساز است
سرکه انگور وراسی را ۱۵ دقیقه بپزید تا اماده شد شیره انگور وراسی را اضافه تا معجون ۱۰ دقیقه جوش بخورد و سپس عرق دو اتشه نعناع را اضافه ۵ دقیقه بجوشد
جمعا ۳۰ دقیقه
هر روز یک ق غ در یک لیوان آب حل کرده نوش جان کنید ###ضد کنسر و خونساز است
جمعا ۳۰ دقیقه
هر روز یک ق غ در یک لیوان آب حل کرده نوش جان کنید ###ضد کنسر و خونساز است
سلام
عموجان
✍️هر کس کار خود کند به عقل و خرد
سزاوار گسستن بود و نبود سزد
✍️انکه کار خود کرد به همت پول
حقیقت ستر است نزد فریب و گول
طوایف نوئی از ایل جاکی اتابکان لر مبرهن است.به هر شکلی هر طایفه ای ایل محسوب شود بازهم نوئی و ایرانی اصیل هستند.شما می دانید هر امری که اغماض شود بتدریج به محاق و فنا می رود و من که راجع به نوئیان دو کتاب وزین و ارزنده نوشتم،توجهی نشد و هنوز کسی در این باره وقعی نگذاشته و نمی نهد.دوستان فرهیخته و نخبه به جای اتلاف وقت و هزینه به متن موضوع برگردید تا راهکارهای مؤثر ایفا و به مرحله اجرا گذاشته شود.در این باره از تلاش های برخی عزیزان که با من کمال همکاری و معاضدت داشتند،اگر جلسه و یا همایشی منعقد بشود ،مراتب سپاس و قدردانی خود را معروض می دارد.اکنون بر همه اثبات شد که نسل ما رسالت سترگ و بزرگی بر دوش داریم که با تاسف جک و مزاح و سرگرمی های اغوا کننده رخصت پرداختن به متن را ندارد و حواشی جای متن را اشغال کرد.
تاج امیرگلپا بهگام (ولی بهگام)
عموجان
✍️هر کس کار خود کند به عقل و خرد
سزاوار گسستن بود و نبود سزد
✍️انکه کار خود کرد به همت پول
حقیقت ستر است نزد فریب و گول
طوایف نوئی از ایل جاکی اتابکان لر مبرهن است.به هر شکلی هر طایفه ای ایل محسوب شود بازهم نوئی و ایرانی اصیل هستند.شما می دانید هر امری که اغماض شود بتدریج به محاق و فنا می رود و من که راجع به نوئیان دو کتاب وزین و ارزنده نوشتم،توجهی نشد و هنوز کسی در این باره وقعی نگذاشته و نمی نهد.دوستان فرهیخته و نخبه به جای اتلاف وقت و هزینه به متن موضوع برگردید تا راهکارهای مؤثر ایفا و به مرحله اجرا گذاشته شود.در این باره از تلاش های برخی عزیزان که با من کمال همکاری و معاضدت داشتند،اگر جلسه و یا همایشی منعقد بشود ،مراتب سپاس و قدردانی خود را معروض می دارد.اکنون بر همه اثبات شد که نسل ما رسالت سترگ و بزرگی بر دوش داریم که با تاسف جک و مزاح و سرگرمی های اغوا کننده رخصت پرداختن به متن را ندارد و حواشی جای متن را اشغال کرد.
تاج امیرگلپا بهگام (ولی بهگام)
ایل نوئی و لیراوی و همه از ایل جاکی
تاریخ درنوردید نوئیان نیست هیچ باکی
بیراهه نروید خلاف تاریخ نوئی درددردناکی
تاریخ را اغماض نمودی،حقیقت را بگو
تاریخ درنوردید نوئیان نیست هیچ باکی
بیراهه نروید خلاف تاریخ نوئی درددردناکی
تاریخ را اغماض نمودی،حقیقت را بگو
این بیت ها ادامه ی سرودهای حماسی در ستایش ایل نوئی و نوئیان شاهزادگان جامعه و تاریخ است. با حفظ وزن و لحن، اشعار را لطفا تکمیل و ارسال بفرمایید
ایل نوئی و لیراوی و همه از ایل جاکی
تاریخ درنوردید نوئیان نیست هیچ باکی
بیراهه نروید خلاف تاریخ نوئی درددردناکی
تاریخ را اغماض نمودی، حقیقت بگو چرا خوفناکی
که نوئیان ز تبار شهان و آزادگانند
ز کوه و دشت نشانند، ز خون سیراب شدگانند
نه هر کس که ادعا کند از این خاندان است
که نَسْلِ نوئی را ز دروغ و فریب زیان است
بخوان از دل تاریخ، بزن بر دفتر نامش
که نوئی همیشه سرفراز است در بام و بامش
تاج امیرگلپابهگام
ایل نوئی و لیراوی و همه از ایل جاکی
تاریخ درنوردید نوئیان نیست هیچ باکی
بیراهه نروید خلاف تاریخ نوئی درددردناکی
تاریخ را اغماض نمودی، حقیقت بگو چرا خوفناکی
که نوئیان ز تبار شهان و آزادگانند
ز کوه و دشت نشانند، ز خون سیراب شدگانند
نه هر کس که ادعا کند از این خاندان است
که نَسْلِ نوئی را ز دروغ و فریب زیان است
بخوان از دل تاریخ، بزن بر دفتر نامش
که نوئی همیشه سرفراز است در بام و بامش
تاج امیرگلپابهگام
درمان سفیدی روی زبان شامل مسواک زدن آرام زبان، نوشیدن آب فراوان و استفاده از دهانشویه است. این مشکل معمولاً به دلیل رعایت نکردن بهداشت، خشکی دهان یا رشد قارچ رخ میدهد۰
🔥 *پارادوکس حکومت دینی*
✒️ - حکومت دینی، از همان آغاز، با یک تناقض بنیادین روبهروست؛ زیرا میکوشد دو مقوله متفاوت، یعنی دین و سیاست را در هم بیامیزد.
در حالی که هدف سیاست، اداره جامعه، حفظ وحدت ملی و تأمین حقوق برابر همه شهروندان است،
✒️ - دین پیش از هر چیز به اصول و احکام اعتقادی پیروان خود میپردازد.
✒️ - همین تفاوت، منشأ بسیاری از بحرانهاست.
وقتی یک دین، مبنای رسمی حکومت قرار میگیرد، جامعه ناخواسته به «خودی» و «غیرخودی» تقسیم میشود .
در چنین شرایطی، برابری شهروندان در عمل آسیب میبیند و زمینه تبعیض و شکاف اجتماعی فراهم میشود.
در نتیجه، حکومت به جای آنکه منافع همه مردم را محور تصمیمگیری قرار دهد، اجرای شریعت را در اولویت میگذارد.
✒️ - از سوی دیگر، حکومت دینی معمولاً به همه شهروندان فرصت برابر برای حضور در قدرت نمیدهد.
✒️ - در دنیای امروز، پرسش اصلی این است که بهترین شیوه حکومتداری چیست؟
اما در حکومت دینی، پرسش بیشتر این است که چه کسانی حق حکومت کردن دارند؟
✒️ - همین نگاه، قدرت را در اختیار گروهی خاص قرار میدهد و اصل گردش آزاد نخبگان را محدود میکند.
✒️ - اگر عدالت را برابری فرصتها بدانیم، چنین ساختاری به دشواری با این تعریف سازگار خواهد بود.
✒️ - مشکل دیگر، مسئله پاسخگویی است. حکومتی که مشروعیت خود را بیش از آنکه از رأی مردم بگیرد، از منبعی فراتر از اراده عمومی بداند، طبیعتاً خود را کمتر در برابر مردم مسئول احساس میکند.
✒️ - سخن مشهور آیتالله مصباح یزدی که گفت: «مگر مردم حق حکومت دارند که آن را واگذار کنند؟»،
هرچند واکنشهای فراوانی برانگیخت، اما منطق این نوع حکومت را بهخوبی آشکار میکند.
اين سخن مصباح ، صادقانه ترین سخنی است که بر زبان رانده شده و "دقیقا ديدگاه دین و کارگزاران دینی را بيان می کند"
و نشان میدهد در این ایدئولوژی، کمترین حقی برای شهروندان قائل نیستند .
آنان مبنای مشروعیت خويش را از اراده مردم ، به آسمان و ماوراء منتقل کرده اند و خود را منصوب خدا می دانند ، نه منتخب مردم . !
چنان که آقای مصباح به صراحت گفت : "مردم چکاره اند ؟ " !
✒️ - با این حال، یک پرسش اساسی همچنان باقی است : پیروان دیگر ادیان یا کسانی که آن باور دینی را ندارند، بر چه مبنایی باید حاکمیت یک دین خاص را بپذیرند؟
✒️ ' به همین دلیل، هرچه فاصله حکومت با بخشهایی از جامعه بیشتر شود، امکان گفتوگو کمتر و اتکای حکومت به ابزارهای قدرت و بسط دیکتاتوری بیشتر خواهد شد.
✒️ - تجربه بسیاری از کشورها نیز نشان میدهد که جایگزین حکومتهای دینی، غالباً حکومتهای سکولار یا لائیک بودهاند؛ و اینکه کدامیک شکل بگیرد، تا حد زیادی به میزان انعطاف یا سرسختی حکومت دینی بستگی دارد.
✒️ - سخن پایانی:
هیچ حکومتی تنها با تکیه بر قدرت پایدار نمیماند.
پایداری واقعی زمانی به دست میآید که همه شهروندان، فارغ از دین، مذهب یا عقیده، خود را در سرنوشت کشور سهیم و دارای حقوق برابر بدانند.
هرگاه حکومتی این اصل را نادیده بگیرد، بذر اختلاف و بحران را در درون خود خواهد کاشت.
هم خود به بن بست می رسد و هم جامعه را به سوی بن بست و ورطه فلاکت سوق می دهد. !
✒️ - حکومت دینی، از همان آغاز، با یک تناقض بنیادین روبهروست؛ زیرا میکوشد دو مقوله متفاوت، یعنی دین و سیاست را در هم بیامیزد.
در حالی که هدف سیاست، اداره جامعه، حفظ وحدت ملی و تأمین حقوق برابر همه شهروندان است،
✒️ - دین پیش از هر چیز به اصول و احکام اعتقادی پیروان خود میپردازد.
✒️ - همین تفاوت، منشأ بسیاری از بحرانهاست.
وقتی یک دین، مبنای رسمی حکومت قرار میگیرد، جامعه ناخواسته به «خودی» و «غیرخودی» تقسیم میشود .
در چنین شرایطی، برابری شهروندان در عمل آسیب میبیند و زمینه تبعیض و شکاف اجتماعی فراهم میشود.
در نتیجه، حکومت به جای آنکه منافع همه مردم را محور تصمیمگیری قرار دهد، اجرای شریعت را در اولویت میگذارد.
✒️ - از سوی دیگر، حکومت دینی معمولاً به همه شهروندان فرصت برابر برای حضور در قدرت نمیدهد.
✒️ - در دنیای امروز، پرسش اصلی این است که بهترین شیوه حکومتداری چیست؟
اما در حکومت دینی، پرسش بیشتر این است که چه کسانی حق حکومت کردن دارند؟
✒️ - همین نگاه، قدرت را در اختیار گروهی خاص قرار میدهد و اصل گردش آزاد نخبگان را محدود میکند.
✒️ - اگر عدالت را برابری فرصتها بدانیم، چنین ساختاری به دشواری با این تعریف سازگار خواهد بود.
✒️ - مشکل دیگر، مسئله پاسخگویی است. حکومتی که مشروعیت خود را بیش از آنکه از رأی مردم بگیرد، از منبعی فراتر از اراده عمومی بداند، طبیعتاً خود را کمتر در برابر مردم مسئول احساس میکند.
✒️ - سخن مشهور آیتالله مصباح یزدی که گفت: «مگر مردم حق حکومت دارند که آن را واگذار کنند؟»،
هرچند واکنشهای فراوانی برانگیخت، اما منطق این نوع حکومت را بهخوبی آشکار میکند.
اين سخن مصباح ، صادقانه ترین سخنی است که بر زبان رانده شده و "دقیقا ديدگاه دین و کارگزاران دینی را بيان می کند"
و نشان میدهد در این ایدئولوژی، کمترین حقی برای شهروندان قائل نیستند .
آنان مبنای مشروعیت خويش را از اراده مردم ، به آسمان و ماوراء منتقل کرده اند و خود را منصوب خدا می دانند ، نه منتخب مردم . !
چنان که آقای مصباح به صراحت گفت : "مردم چکاره اند ؟ " !
✒️ - با این حال، یک پرسش اساسی همچنان باقی است : پیروان دیگر ادیان یا کسانی که آن باور دینی را ندارند، بر چه مبنایی باید حاکمیت یک دین خاص را بپذیرند؟
✒️ ' به همین دلیل، هرچه فاصله حکومت با بخشهایی از جامعه بیشتر شود، امکان گفتوگو کمتر و اتکای حکومت به ابزارهای قدرت و بسط دیکتاتوری بیشتر خواهد شد.
✒️ - تجربه بسیاری از کشورها نیز نشان میدهد که جایگزین حکومتهای دینی، غالباً حکومتهای سکولار یا لائیک بودهاند؛ و اینکه کدامیک شکل بگیرد، تا حد زیادی به میزان انعطاف یا سرسختی حکومت دینی بستگی دارد.
✒️ - سخن پایانی:
هیچ حکومتی تنها با تکیه بر قدرت پایدار نمیماند.
پایداری واقعی زمانی به دست میآید که همه شهروندان، فارغ از دین، مذهب یا عقیده، خود را در سرنوشت کشور سهیم و دارای حقوق برابر بدانند.
هرگاه حکومتی این اصل را نادیده بگیرد، بذر اختلاف و بحران را در درون خود خواهد کاشت.
هم خود به بن بست می رسد و هم جامعه را به سوی بن بست و ورطه فلاکت سوق می دهد. !
🟢 تاج امیرگلپابهگام(ولی بهگام)
دو نکته را روشن کنید و بدانید: اول، ویژگیهای طبیعی و زیستی زنانه (که ربطی به اخلاق ندارند) و دوم، ویژگیهای اخلاقی و رفتاری مطلوب که در فرهنگ ایرانی-اسلامی برای بانوان ایدهآل شمرده میشود. اما پیش از آن، یک تصحیح مهم:
❌ پرخاشگری، تندخویی و لجبازی، صرفاً مختص زنان نیست و ریشه در شخصیت فرد دارد، نه جنسیت. خانوادههای گسیخته حاصل فقدان مهارتهای ارتباطی در هر دو طرف است، نه فقط زنان.
۱. ویژگیهای طبیعی زنانه (زیستی و روانشناختی):
· احساسات عمیقتر و همدلی بیشتر (ناشی از ساختار هورمونی و مغزی)
· توانایی بارداری، زایمان و شیردهی
· ظرافت جسمی و صوتی
· گرایش به برقراری ارتباط عاطفی و مراقبت
۲. ویژگیهای اخلاقی و رفتاری مطلوب برای بانوان (در الگوی ایرانی-اسلامی):
· حیا و عفت در گفتار، پوشش و رفتار
· مهربانی و همدلی با همسر و فرزندان
· صبوری و بردباری در سختی ها
· عقلانیت و تدبیر در مدیریت خانه و روابط
· وفاداری و صداقت در عهد و پیمان
· قناعت و سادهزیستی (نه اسراف و نه تنگنظری)
· شوخ طبعی لطیف برای ایجاد نشاط در خانواده
· استقلال فکری همراه با مشورت با همسر
· پاکیزگی و نظافت شخصی و محیط زندگی
· احترام به بزرگان و نیکوکاری با خویشان
۳. نقش کلیدی در تحکیم خانواده:
زن ایدهآل، مدیر عاطفی خانه است، نه فرمانده یا برده. او با هنر ارتباطی خود (نه با سکوت یا پرخاش) تعارضات را حل میکند و با قدرت نرم (محبت، تشویق، همدلی) فضای خانواده را آرام نگه میدارد. در مقابل، مرد ایدهآل نیز باید حامی، قدردان و صبور باشد تا این چرخه عاطفی به درستی بچرخد.
اگر زنی پرخاشگر است، این نقص او نیست، بلکه زخمی از تربیت یا فشار روانی است که باید با کمک روانشناس یا همدلی همسر التیام یابد، نه سرزنش. خانواده سالم، میدان تبادل محبت است، نه میدان جنگ شخصیتها.
🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢 زن ایده آل را تعریف و ویژگی های زنان ایده آل را از دیدگاه جامعه شناسی تاریخی،روانشناسی،آسیب شناسی و جامعهشناسی ۷ر کدام را علمی و ساده بیان کنید.
تاج امیر گلپابهگام: 🔴🟢تاج امیرگلپا بهگام(ولی بهگام)
فرضیه علمی پاسخ علمی و ساده،✍️ زن ایدهآل ✍️را نه یک نسخه واحد، بلکه ✍️«ساختاری پویا»تعریف کنید
که در هر دوره تاریخی، بسته به نیاز جامعه، باز تعریف میشود. به عبارت دقیقتر: زن ایدهآل، زنی است که همزمان «کارآمدی فردی» و «انسجام اجتماعی» را در خود جمع کند، بدون اینکه قربانی یکی برای دیگری شود.
در ادامه، ویژگیهای او را از چهار زاویه علمی (با لحن ساده) بررسی میکنیم:
۱. جامعهشناسی تاریخی (تغییر در طول زمان):
· دوره سنتی: زن ایدهآل = مادر و همسر فداکار، خانهدار و مطیع (برای بقای نسل و اقتصاد کشاورزی).
· دوره مدرن: زن ایدهآل = مشارکتکننده در اقتصاد و سیاست، همراه با حفظ نقش مادری (برای رشد سرمایه انسانی).
· دوره کنونی (پست مدرن): زن ایدهآل = عاملیت فردی؛ کسی که خودش انتخاب میکند میان شغل، تحصیل، مادری و همسری، بدون فشار کلیشهها.
👉 نتیجه علمی: ایدهآل بودن، «ثابت» نیست؛ برحسب نیاز جمعی تغییر میکند.
۲. روانشناسی (سلامت ذهنی و شخصیت):
زن ایدهآل از نظر روانشناسی کسی است که:
· هویت مستقل دارد (نه وابسته به تأیید دیگران).
· تاب آوری بالایی دارد (در بحرانها فرو نمی پاشد).
· هوش هیجانی قوی دارد (احساسات خود را می فهمد و مدیریت میکند، نه سرکوب و نه پرخاش).
· دلبستگی ایمن دارد (هم به خودش اعتماد دارد، هم به دیگران وابستگی سالم).
👉 ویژگی کلیدی: «خودآگاهی»؛ میداند کی باید بگوید «نه» و کی باید حمایت کند۰
۳. جامعهشناسی (نقش در ساختار اجتماعی):
جامعهشناسان زن ایدهآل را عاملی برای «انسجام اجتماعی» میدانند با این ویژگیها:
· سرمایه فرهنگی دارد (تحصیلات و آگاهی، حتی اگر رسمی نباشد).
· شبکه سازی عاطفی میکند (پیوند میان خانواده، اقوام و همسایگان را حفظ میکند).
· مشارکت اقتصادی دارد (چه در خانه با مدیریت منابع، چه بیرون با شغل یا کارآفرینی).
· عدالتخواه است (در خانواده و جامعه، حقوق خود و دیگران را میداند).
👉 نکته: زن ایدهآل از نظر جامعه شناسی، «پل ارتباطی» نسلها و گروههاست.
۴. آسیبشناسی اجتماعی (پیشگیری از گسیختگی):
از دید آسیبشناسی، زن ایدهآل کسی است که «عامل بازدارنده» آسیبهای خانوادگی است:
· آسیبپذیری خود را میشناسد (مثلاً میداند افسردگی پس از زایمان طبیعی است و کمک میگیرد).
· مهارت حل تعارض دارد (نه سکوت مرگبار، نه فریاد تخریبگر).
· حدود خود را حفظ میکند (از استبداد و خشونت چه از طرف خودش چه طرف مقابل جلوگیری میکند).
دو نکته را روشن کنید و بدانید: اول، ویژگیهای طبیعی و زیستی زنانه (که ربطی به اخلاق ندارند) و دوم، ویژگیهای اخلاقی و رفتاری مطلوب که در فرهنگ ایرانی-اسلامی برای بانوان ایدهآل شمرده میشود. اما پیش از آن، یک تصحیح مهم:
❌ پرخاشگری، تندخویی و لجبازی، صرفاً مختص زنان نیست و ریشه در شخصیت فرد دارد، نه جنسیت. خانوادههای گسیخته حاصل فقدان مهارتهای ارتباطی در هر دو طرف است، نه فقط زنان.
۱. ویژگیهای طبیعی زنانه (زیستی و روانشناختی):
· احساسات عمیقتر و همدلی بیشتر (ناشی از ساختار هورمونی و مغزی)
· توانایی بارداری، زایمان و شیردهی
· ظرافت جسمی و صوتی
· گرایش به برقراری ارتباط عاطفی و مراقبت
۲. ویژگیهای اخلاقی و رفتاری مطلوب برای بانوان (در الگوی ایرانی-اسلامی):
· حیا و عفت در گفتار، پوشش و رفتار
· مهربانی و همدلی با همسر و فرزندان
· صبوری و بردباری در سختی ها
· عقلانیت و تدبیر در مدیریت خانه و روابط
· وفاداری و صداقت در عهد و پیمان
· قناعت و سادهزیستی (نه اسراف و نه تنگنظری)
· شوخ طبعی لطیف برای ایجاد نشاط در خانواده
· استقلال فکری همراه با مشورت با همسر
· پاکیزگی و نظافت شخصی و محیط زندگی
· احترام به بزرگان و نیکوکاری با خویشان
۳. نقش کلیدی در تحکیم خانواده:
زن ایدهآل، مدیر عاطفی خانه است، نه فرمانده یا برده. او با هنر ارتباطی خود (نه با سکوت یا پرخاش) تعارضات را حل میکند و با قدرت نرم (محبت، تشویق، همدلی) فضای خانواده را آرام نگه میدارد. در مقابل، مرد ایدهآل نیز باید حامی، قدردان و صبور باشد تا این چرخه عاطفی به درستی بچرخد.
اگر زنی پرخاشگر است، این نقص او نیست، بلکه زخمی از تربیت یا فشار روانی است که باید با کمک روانشناس یا همدلی همسر التیام یابد، نه سرزنش. خانواده سالم، میدان تبادل محبت است، نه میدان جنگ شخصیتها.
🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢🟢 زن ایده آل را تعریف و ویژگی های زنان ایده آل را از دیدگاه جامعه شناسی تاریخی،روانشناسی،آسیب شناسی و جامعهشناسی ۷ر کدام را علمی و ساده بیان کنید.
تاج امیر گلپابهگام: 🔴🟢تاج امیرگلپا بهگام(ولی بهگام)
فرضیه علمی پاسخ علمی و ساده،✍️ زن ایدهآل ✍️را نه یک نسخه واحد، بلکه ✍️«ساختاری پویا»تعریف کنید
که در هر دوره تاریخی، بسته به نیاز جامعه، باز تعریف میشود. به عبارت دقیقتر: زن ایدهآل، زنی است که همزمان «کارآمدی فردی» و «انسجام اجتماعی» را در خود جمع کند، بدون اینکه قربانی یکی برای دیگری شود.
در ادامه، ویژگیهای او را از چهار زاویه علمی (با لحن ساده) بررسی میکنیم:
۱. جامعهشناسی تاریخی (تغییر در طول زمان):
· دوره سنتی: زن ایدهآل = مادر و همسر فداکار، خانهدار و مطیع (برای بقای نسل و اقتصاد کشاورزی).
· دوره مدرن: زن ایدهآل = مشارکتکننده در اقتصاد و سیاست، همراه با حفظ نقش مادری (برای رشد سرمایه انسانی).
· دوره کنونی (پست مدرن): زن ایدهآل = عاملیت فردی؛ کسی که خودش انتخاب میکند میان شغل، تحصیل، مادری و همسری، بدون فشار کلیشهها.
👉 نتیجه علمی: ایدهآل بودن، «ثابت» نیست؛ برحسب نیاز جمعی تغییر میکند.
۲. روانشناسی (سلامت ذهنی و شخصیت):
زن ایدهآل از نظر روانشناسی کسی است که:
· هویت مستقل دارد (نه وابسته به تأیید دیگران).
· تاب آوری بالایی دارد (در بحرانها فرو نمی پاشد).
· هوش هیجانی قوی دارد (احساسات خود را می فهمد و مدیریت میکند، نه سرکوب و نه پرخاش).
· دلبستگی ایمن دارد (هم به خودش اعتماد دارد، هم به دیگران وابستگی سالم).
👉 ویژگی کلیدی: «خودآگاهی»؛ میداند کی باید بگوید «نه» و کی باید حمایت کند۰
۳. جامعهشناسی (نقش در ساختار اجتماعی):
جامعهشناسان زن ایدهآل را عاملی برای «انسجام اجتماعی» میدانند با این ویژگیها:
· سرمایه فرهنگی دارد (تحصیلات و آگاهی، حتی اگر رسمی نباشد).
· شبکه سازی عاطفی میکند (پیوند میان خانواده، اقوام و همسایگان را حفظ میکند).
· مشارکت اقتصادی دارد (چه در خانه با مدیریت منابع، چه بیرون با شغل یا کارآفرینی).
· عدالتخواه است (در خانواده و جامعه، حقوق خود و دیگران را میداند).
👉 نکته: زن ایدهآل از نظر جامعه شناسی، «پل ارتباطی» نسلها و گروههاست.
۴. آسیبشناسی اجتماعی (پیشگیری از گسیختگی):
از دید آسیبشناسی، زن ایدهآل کسی است که «عامل بازدارنده» آسیبهای خانوادگی است:
· آسیبپذیری خود را میشناسد (مثلاً میداند افسردگی پس از زایمان طبیعی است و کمک میگیرد).
· مهارت حل تعارض دارد (نه سکوت مرگبار، نه فریاد تخریبگر).
· حدود خود را حفظ میکند (از استبداد و خشونت چه از طرف خودش چه طرف مقابل جلوگیری میکند).
· سواد رسانهای دارد (فریب کلیشههای مجازی را نمیخورد و الگوهای سالم را تشخیص میدهد).
👉 دقیقاً به خاطر همین ویژگی هاست که زنان آگاه، نه فقط خانواده، بلکه جامعه را از گسیختگی نجات میدهند (برخلاف باور عمومی که پرخاشگری را تنها عامل میداند)۰
جمعبندی علمی و ساده:
زن ایدهآل امروز = زنی که:
· هویت خودش را ساخته (روانشناسی)
· با زمانه پیش میرود (تاریخی)
· پیوندهای اجتماعی را مستحکم میکند (جامعهشناسی)
· آسیبها را پیشبینی و مدیریت میکند (آسیب شناسی)
و مهمتر از همه: هیچ انسانی ایده آل مطلق نیست؛ بلکه «زن ایده آل» مسیری است برای رشد مداوم، نه یک نقطه ثابت.
تاج امبرگلپابهگام(ولی بهگام)
👉 دقیقاً به خاطر همین ویژگی هاست که زنان آگاه، نه فقط خانواده، بلکه جامعه را از گسیختگی نجات میدهند (برخلاف باور عمومی که پرخاشگری را تنها عامل میداند)۰
جمعبندی علمی و ساده:
زن ایدهآل امروز = زنی که:
· هویت خودش را ساخته (روانشناسی)
· با زمانه پیش میرود (تاریخی)
· پیوندهای اجتماعی را مستحکم میکند (جامعهشناسی)
· آسیبها را پیشبینی و مدیریت میکند (آسیب شناسی)
و مهمتر از همه: هیچ انسانی ایده آل مطلق نیست؛ بلکه «زن ایده آل» مسیری است برای رشد مداوم، نه یک نقطه ثابت.
تاج امبرگلپابهگام(ولی بهگام)
تقدس گرايى سر منشأ دیکتاتوری و استبداد
است. هر امرى كه «مقدس» ناميده شد.
يعنى اينكه ديگر حـق نداريد به راحتى
دربارهٔ آن اظهار نظر كنيد و كوچـك ترين
«انتقاد» و مخـالفتى با آن هزينهٔ سنگينى
به دنبال خـواهـد داشـت.
اين «مقدس» مى تواند هرامرى باشـد،
«يك كتاب»«يك دين» يك «انسان»
«يك بنا» و..
با تقـدس گرايى «مـبـارزه» كنيد.
هـيچكس و هــيچ امری آن قدر مقدس
نيست كـه نتوان آن را به نقد كشـيد !
فردریش نیچه
است. هر امرى كه «مقدس» ناميده شد.
يعنى اينكه ديگر حـق نداريد به راحتى
دربارهٔ آن اظهار نظر كنيد و كوچـك ترين
«انتقاد» و مخـالفتى با آن هزينهٔ سنگينى
به دنبال خـواهـد داشـت.
اين «مقدس» مى تواند هرامرى باشـد،
«يك كتاب»«يك دين» يك «انسان»
«يك بنا» و..
با تقـدس گرايى «مـبـارزه» كنيد.
هـيچكس و هــيچ امری آن قدر مقدس
نيست كـه نتوان آن را به نقد كشـيد !
فردریش نیچه