Anthem of muses
198 subscribers
1.09K photos
64 videos
58 files
98 links
sporadic thoughts around music,sociology and philosophy

https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-K3bDd7hCEr
Download Telegram
گیس و‌ گیس‌کشی راه افتاده بین یک شیاد و شارلاتان اصلاح‌طلب دهه شصت و هفتاد(عبدالکریم سروش) و یک شیاد و شارلاتان اصلاح‌طلب دهه‌ی هشتاد و نود (موسی غنی‌نژاد) که بر سر یک شارلاتان خواهان بازگشت به خویشتن(شریعتی) یکدیگر را شیاد و مادرجنده خطاب کردند، از نظر این حقیر اما همه‌شان درست می‌گویند و هر سه شیاد و مادرجنده هستند.
👍9🔥1
Anthem of muses
اکنون اطراف دوستی را با دیده تحقیق بپیماییم و حدود آن را معلوم کنیم. در این مبحث سه رای اصلی رواج دارد که من هیچ یک را قبول ندارم. اول آن که دوست را باید به اندازه خویش دوست بداریم، دوم آن که دوست را باید به همان اندازه دوست داشتکه او ما را دوست دارد، و سوم…
این رساله را زمانی که خواندم بسیار متاثر شدم و برای چندین نفر که تصور می‌کردم دوستانم باشند فرستادم، اکنون به جز یکی یا دوتا، چندین سال است که هیچ کدام از یکدیگر هیچ خبری نداریم.
واقعا انسان در جوانی چه ساده‌دل و نادان است.
1
از زبان شناسی به ادبیات 1.pdf
13.2 MB
از زبان شناسی به ادبیات
جلد اول
دکتر کوروش صفوی
از_زبان‌شناسی_به_ادبیات؛_جلد_دوم_شعر_کوروش_صفوی.pdf
19.2 MB
کتاب از زبان‌شناسی به ادبیات؛ جلد دوم: شعر
نویسنده:کوروش صفوی
انتشارات: سوره مهر
2
امروز سالروز وفات کوروش صفوی هم بود.‌گفتم این دو جلد را اینجا بگذارم که دیدگاه من را به ادبیات به کل عوض کرد.
بعد از خواندن این دو جلد می‌فهمید که زبان ادبی دقیقا یعنی چه.
2
در رد و لزوم گذار از ایده اعتراضات خیابانی:

ماکس وبر در رساله‌اش تحت عنوان «سیاست به مثابه حرفه» در سال ۱۹۱۹ تعریفی درخشانی برای دولت به دست می‌دهد که با وجود قدیمی بودن همچنان درست است: «دولت ارگانی است که در یک قلمروی مشخص، انحصار اعمال خشونت فیزیکی را در اختیار دارد» و اعمال خشونت فیزیکی ممکن نمی‌شود مگر آنکه نیروی مسلح متمرکز داشته باشد. اگر همین گزاره را جدی بگیریم انگاه به این نتیجه می‌رسیم که شکست دولت یعنی شکست دادن نیروهای مسلح آن در همه‌ی ابعاد. درک همین نکته،بسیاری از افسانه‌های رایج درباره انقلاب و تغییر رژیم را فرو می‌ریزد.
جمهوری اسلامی با انبوه معترضان بی‌سلاح، تعداد هشتگ‌ها یا بزرگی راهپیمایی‌ها از بین نمی‌رود. جمهوری اسلامی زمانی واقعاً با بحران وجودی مواجه می‌شود که نیرو‌های مسلحش فروبپاشند.
و درست همین‌جاست که یک واقعیت مهم درباره انقلاب ۵۷ اغلب نادیده گرفته می‌شود.
متاسفانه اغلب مخالفان رژیم علت انقلاب ۵۷ را حضور خیابانی می‌دانند و نه اعلام بی‌طرفی ارتش و رها شدن پادکان‌ها. این یک تناقض عجیب در میان بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی‌ است: بسیاری از مخالفان رژیم دقیقاً همان تصویری را بازتولید می‌کنند که سال‌ها در روایت رسمی جمهوری اسلامی از انقلاب ساخته شده است؛ تصویری که در آن، میلیون‌ها نفر به خیابان آمدند و حکومت ناگهان در برابر «اراده مردم» فرو ریخت.اما انقلاب و تغییر دولت این‌گونه کار نمی‌کند.
پس ای رضا پهلوی، جمهوری‌خواهان وچپگرایانی که واقعا میخواهید با این رژیم بجنگید، از ایده خیابان و متعلقاتش بگذرید، شما با جمهوری اسلامی در یک جنگ‌ هستید. در جنگ از دشمنانشان انتظار ندارند که خود را اصلاح کنند و به خواست رقیبش تن دهند، درجنگ بیگدار به آب نمی‌زنند، با لاستیک و سنگ و چوب جلو نمی‌روند، نیروهای خود را به راحتی از دست نمی‌دهند و برای هر لحظه استراتژی مشخصی دارند. پس بیشتر تز این وقت تلف نکنید و آنچه را که باید انجام دهید.
🔥41👍1👎1
Anthem of muses
Photo
پیش از دی‌ماه، جلد اول این کتاب را ترجمه کردم و جلد دوم آن را نیز با جست‌وجوی فراوان پیرامون متن اصلی کتاب خواندم. کتابی عظیم و بینش‌افزا که بسیاری از پیش‌فرض‌های مرا درباره جهانم تغییر داد.
البته پیش از آنکه به محتوای کتاب بپردازم، می‌خواهم درباره ترجمه آن صحبت کنم. ترجمه این کتاب نخستین کار جدی من در زمینه ترجمه بود. پیش از این، عمدتاً مقالاتی را که استادان می‌دادند یا خودم پیدا می‌کردم، ترجمه می‌کردم که حجمشان معمولاً از سی، چهل صفحه بیشتر نمی‌شد. اما جلد اول این کتاب یک چالش بسیار جدی بود؛ مملو از جمله‌های پیچیده و تودرتو، که بخشی از سبک نوشتاری بسیاری از نویسندگان آلمانی است. افزون بر این، به دلیل استفاده از منابع قدیمی و تلاش الیاس برای پیگیری مفهوم تمدن تا خاستگاه تاریخی آن، با جمله‌ها و عبارت‌هایی به لاتین، فرانسوی، انگلیسی و آلمانیِ کهن نیز روبه‌رو می‌شدم که کار را دشوارتر می‌کرد.
در دهه هفتاد، مراد فرهادپور این تز را مطرح کرد که «ترجمه تنها شکل راستین تفکر است». پس از تلاش خودم برای ترجمه این کتاب ــ البته با ابزارها و امکاناتی بسیار بیشتر از آنچه در دسترس فرهادپور بود ــ به این نتیجه رسیدم که این حرف درست نیست. ترجمه، اگرچه کاری سهمگین و بسیار وقت‌گیر است، بیشتر یک تکنیک است. بخش بزرگی از وقت شما صرف این می‌شود که بفهمید فلان حرف ربط را در فارسی چگونه ترجمه کنید؛ یا فلان اصطلاح را چگونه به فارسی برگردانید که هم معنادار باشد و هم از کانتکست بحث جدا نشود؛ یا ترتیب چند صفت متوالی را که در انگلیسی به شکلی خاص آمده‌اند، در فارسی چگونه بازسازی کنید تا جمله طبیعی به نظر برسد؛ یا جمله‌های موصولی را چطور بشکنید که هم معنا از دست نرود و هم متن در فارسی خوش‌خوان باشد، و الی آخر.
اکنون نیز فکر می‌کنم این ترجمه با یک بار بازبینی و ویرایش، قابل چاپ باشد. اما همه اینها شما را متفکر نمی‌کند؛ حتی ترجمه خوب یک اثر نیز لزوماً به این معنا نیست که شما درک خوبی از اندیشه نویسنده پیدا کرده‌اید.
شما زمانی وارد تفکر می‌شوید که بتوانید آنچه را الیاس گفته است، در محیط پیرامون خود، در زمانه خود و در کشور خود، بازفهمی کنید. به گمان من، این همان چیزی بود که اصحاب «ترجمه به مثابه تفکر» متوجه نشدند: آنها تفکر را به زبان‌بازی سوق دادند و در نتیجه، چهره‌هایی از جنس یوسف اباذری پدید آمدند که لفاظی را مهم‌تر از مطالعه تاریخ و فرهنگ کشور خود می‌دانستند و تصور می‌کردند مطالعه تاریخ جنگ ایران و عراق و حتی متون فقهی آخوندها چندان اهمیتی ندارد و بهتر است به جای آنها رولان بارت و جان اَری را ترجمه کرد؛ چون، بنا بر این تلقی، تنها راه تفکر ترجمه است.
اما اگر ترجمه نقطه پایان باشد، به‌جای آنکه راهی به سوی تفکر باز کند، می‌تواند خود به مانعی در برابر تفکر تبدیل شود. ترجمه باید امکان ورود به یک اندیشه را فراهم کند؛ اما تفکر از جایی آغاز می‌شود که متن ترجمه‌شده را رها می‌کنیم و با مفاهیم آن به سراغ جهان خودمان می‌رویم.
5👍2
Anthem of muses
پیش از دی‌ماه، جلد اول این کتاب را ترجمه کردم و جلد دوم آن را نیز با جست‌وجوی فراوان پیرامون متن اصلی کتاب خواندم. کتابی عظیم و بینش‌افزا که بسیاری از پیش‌فرض‌های مرا درباره جهانم تغییر داد. البته پیش از آنکه به محتوای کتاب بپردازم، می‌خواهم درباره ترجمه آن…
اما اکنون به خود کتاب بپردازم.
برخلاف تصوری که کتاب‌های علوم اجتماعی، مانند آثار ریتزر، ممکن است ایجاد کنند، این کتاب صرفاً نمی‌خواهد بگوید که مجموعه‌ای از آداب و رفتارهایی که امروز آنها را متمدنانه می‌دانیم، در گذشته چنین تلقی نمی‌شده‌اند و به مرور زمان عادت‌ها و آداب تغییر کرده‌اند. این بخش از کتاب البته وجود دارد، اما به گمان من، مسئله اصلی کتاب چیز دیگری است: این کتاب بیش از هر چیز نظریه‌ای درباره دولت ارائه می‌دهد.
اما نه نظریه‌ای انتزاعی و بی‌پشتوانه؛ بلکه نظریه‌ای که بر مطالعات عمیق تاریخی در چندین زبان و فرهنگ ــ از فرانک غربی و فرانک شرقی گرفته تا رنسانس ایتالیایی و فرانسه و... ــ و در یک بازه زمانی حدوداً پانصدساله استوار است. الیاس این فرایند را هم در سطح ساختارهای کلان، مانند اقتصاد و قدرت سیاسی، و هم در سطح خرد، یعنی در فرایندهای روان‌شناختی، دنبال می‌کند: تغییر آستانه شرم، افزایش حساسیت نسبت به بدن و برهنگی، شرم‌آور شدن تف کردن در خانه یا خیابان، غذا خوردن با دست و ده‌ها رفتار دیگر.
در اصل، به زعم من، نوربرت الیاس در این دو جلد، دو جمله از دو متفکر را با مفصل‌ترین صورت ممکن تاریخی و جامعه‌شناختی توضیح می‌دهد.
اول، جمله ماکس وبر که پیش‌تر نیز به آن اشاره کردم: «دولت ارگانی است که انحصار اعمال خشونت مشروع را در یک سرزمین مشخص در اختیار دارد.»
و دوم، گزاره‌ای که می‌توان آن را خلاصه‌ای از دیدگاه فروید درباره تمدن دانست: «فرایند متمدن شدن همان فرایند سرکوب غرایز است.»
الیاس نه‌تنها نشان می‌دهد که خشونت در گذشته انحصاری نبوده و در طول یک بازه حدوداً پانصدساله چگونه به‌تدریج در اختیار یک مرکز سیاسی متمرکز و انحصاری شده است؛ و نه‌تنها نشان می‌دهد که در همین دوره، مهار و سرکوب غرایز چگونه و تا چه اندازه افزایش یافته، بلکه مهم‌تر از همه، رابطه میان این دو فرایند را نیز نشان می‌دهد.
از این منظر، فرایند انحصاری‌شدن خشونت و شکل‌گیری دولت مدرن با فرایند افزایش خودمهارگری، سرکوب و مهار غرایز، و استاندارد و یکدست‌شدن عادات و آستانه‌های شرم پیوندی عمیق دارد. دولت به‌تدریج خشونت را از روابط روزمره افراد بیرون می‌کشد و در انحصار خود می‌گیرد؛ و همزمان، افراد نیز بیش از گذشته ناچار می‌شوند خشونت و تکانه‌های خود را در درون خود مهار کنند. این همان پیوندی است که بعدها فوکو، البته از منظری متفاوت، ابعاد دیگری از آن را بسط می‌دهد.
نکته مهم دیگر اینکه این کتاب نمونه‌ای اعلا و بسیار مهم از چیزی است که به آن تحلیل جامعه‌شناختی می‌گویند. الیاس، با آنکه افراد و شخصیت‌های تاریخی بسیاری را نام می‌برد، هرگز در دام شخص‌محوری و اراده‌محوری کور نمی‌افتد. آنچه همواره در مرکز توجه او قرار دارد، روابط میان افراد و جایگاه آنان در شبکه‌های متقابل وابستگی است؛ شبکه‌هایی که الزامات و محدودیت‌های گوناگونی را، مستقل از اراده این فرد یا آن فرد، بر همه تحمیل می‌کنند و گریزی از آنها وجود ندارد.
در نتیجه، آنچه در ظاهر ممکن است حاصل انتخاب و اراده افراد به نظر برسد، اغلب نتیجه فرایندهای اجتماعی و تاریخی گسترده‌تری است که افراد خود نیز درون آنها قرار گرفته‌اند.
خلاصه، اگر می‌خواهید بفهمید آنچه «رفتار متمدنانه» یا «کشورهای متمدن» می‌نامیم دقیقاً چیست، از کجا آمده، چگونه شکل گرفته و چطور به‌تدریج در سراسر جهان گسترش یافته است؛ یا اگر می‌خواهید بفهمید قضاوت ما درباره افراد پیرامونمان بر اساس معیارهای «رفتار متمدنانه» تا چه اندازه موجه و اخلاقی است، این کتاب را بخوانید.
مطمئنم پس از خواندنش، نگاهتان به بسیاری از چیزهایی که پیش از این بدیهی می‌پنداشتید، تغییر خواهد کرد.
🔥21
Forwarded from سخنشاهی
ادبیات تعلیمی
ای مرد هر زنی که بخواند برادرت
یعنی عبث ملیس و برو کسّ مادرت
🔥4
اگر ما را به فاشیسم متهم نمی‌کنید یک نظر نامحبوب بدهم:
اکثر لباس‌های مردانه اقوام مختلف مثل لری،کردی، بلوچی، خراسانی و دشداشه عربی زشت و بدقواره هستند. فقط لباس مردانه آذری‌ها را زیبا می‌دانم. لباس زنانه‌شان ولی خوب است، به خصوص کردی.
👍8👎3
ببینید عزیزان شما نمی‌توانید شریعتی را که قبل از ۵۷ مرده و کل کارش تعدادی کتاب و سخنرانی در حسینیه ارشاد بوده را بیست‌چاری فحش دهید و تمام بدبختی‌ها را زیر سر او بدانید، ولی وقتی به کسی مثل غنی‌نژاد و نوچه‌های فکری او مثل تدینی می‌رسید که هم با وزیر روحانی خنده مستانه می‌کنه، هم با حسن کلیدساز نرد عشق می‌بازه، هم در کمپین‌های انتخاباتی پزشکیان حضور فعال داره، هم در داعشگاه‌های رژیم تدریس میکنه و هم در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی رژیم نقش داشته را، از سر تمام تقصیراتش بگذرید و او را یک لیبرال فرهیخته‌ی معترض جا بزنید که می‌خواهد کشور را یک تنه از دست مخالفان آزادی پس بگیره و به مردم عطا کنه.
نمی‌‌شود عزیزان، این کاری که شما میکنید مصداق ضرب‌المثل «یک‌‌ بام و دو هواست»
👍9👎2
خشمگین وخاطر آزرده،
 روی تختِ قهوه خانه ، دور از آن جنجال،
قوز کرده، سر به جیب پوستینِ خود فرو برده،
خسته از این چُربک وجنجال
زان دروغین جلوه ها وآن وقاحتها
خاطرش غمگین؛
در دلش طوفانی از نفرین ونفرتها.
1
این که چت جی‌پی‌تی در ادبیات کلاسیک فارسی به خصوص شعر، به خوبی سایر حوزه‌ها نیست، دو علت دارد.
اول آن که تعداد متون فارسی تایپ شده چه از منظر کمیت و چه از منظر کیفیت، قابل قبول نیست؛ تازه چندسالیست که وبسایتی مثل گنجور سعی کرده شعرهای بعضی از شاعران کلاسیک را به صورت تایپ‌شده در بستر نت بگذارد که آن هم در بسیاری از جاها از معتبرترین نسخه استفاده نکرده است.
دومین دلیلش هم آن است که LLM های تخصصی برای ادبیات کلاسیک وجود ندارد که بیاید و شعر مثلا حافظ را از منظر عروضی، معنایی، گفتمانی و ... بررسی کند. علت عدم وجود آن هم این است که اساسا همکاری بین رشته‌ای در داعشگاه‌های جمهوری اسلامی وجود ندارد؛ دانشجوی علوم انسانی و ادبیاتش عمدتا کند ذهن‌هایی هستند که تا دو خط کد یا تمودار و عدد می‌بینند پنیک می‌کنند و تصور می‌کنند آدم فضایی‌ها این‌ها را گفته‌اند و دانشجویان کامپیوترش هم عقب‌مانده‌هایی هستند که از نوشتن پنج خط فارسی منقح و ویراسته عاجزند و تصور می‌کنند که ادبیات یعنی سخنان مهملی که افراد بعد از گل کشیدن و مستی ‌می‌گویند.
5🔥3
Wittgenstein in Exile
وقتی دغدغه‌های عجیب و غریب، مثل تأکید بر برند لباس، موبایل، خودرو و پارتی‌ها و به‌اصطلاح «ایونت‌ها» رو، در این شرایط فروپاشی اقتصادی، می‌بینم، یک جمله هست که مدام در ذهنم تداعی می‌شه. در قرن پنجم، وقتی بخش غربی روم بر اثر حملات بربرها در حال فروپاشی بود، مردم…
شما وقتی می‌توانید اعمال دیگران را تقبیح کنید و آنها را به بی‌تفاوتی متهم کنید که کاری که خودتان انجام می‌دهید تاثیر بیشتری در مبارزات علیه جمهوری اسلامی یا به تعبیر خودت بربرها داشته باشد. متاسفم که اعلام کنم که فهم Das Man در فلسفه هایدگر یا دانستن «مقولات فاهمه» در کانت یا اساسا هر مفهوم و دانش دیگری در هر حوزه‌ای از این حیث که نمی‌تواند جلوی گلوله را بگیرد هیچ فرقی با آن دوست عزیزی که به ماچا پارتی می‌رود یا آنکسی که صبح‌ها به امید پیدا کردن لعبتکی به ایونت دوندگی می‌رود، ندارد. همه‌ی این اعمال به یک اندازه برای مبارزه با جمهوری اسلامی بی‌فایده‌اند و چون بی‌فایده‌اند، به نظرم حق نداریم که دیگران را به خاطرش سرزنش کنیم. تنها آنکسی می‌تواند به من، شما و بقیه سرکوفت بزند که خودش یک گروه مسلح دارد و هر هفته و درست هنگامی که دارد با عملیات‌هایش بربرها را عقب می‌راند, می‌بیند که یه عده‌ای به حای پیوستن به او دارند در تلگرام مطالب فلسفی منتشر می‌کند و عده‌ای دیگر به دنبال برند ماشین و موبایل هستند، چنین فردی حق دارد هر چه دلش خواست بگوید.
ضمن این که اگر یک پیمایش استاندارد بگذاریم و از مردم دنیا بپرسیم که «آیا در زمانه فروپاشی اقتصادی و سیاسی، آنکس که به دنبال رفع نیازهای جنسی به پارتی ‌می‌رود دغدغه عجیب‌تری دارد یا آنکه خود را مشغول بازی‌های زبانی ویتگنشتاین کرده؟» بعید می‌دانم که کسی به عجیب‌تر بودن کسی که پارتی می‌رود رای بدهد.
👍12