صادقانه
184 subscribers
1.15K photos
679 videos
8 files
36 links
انچه در اینجا میبینید، دلنوشته، یادداشت، عکس و... منتخب است؛ البته کارهای خودم را با م.ح امضا میکنم.
م.ح (حاتمی)
ارتباط با من: MSHatami50@
Download Telegram
⁨ بی‌تو دنیا می‌گذرد، اما با تو شیرین‌تر می‌گذشت
حسرت لحظه‌هایی که بودی و قدر ندانستیم، بر دلمان سنگینی می‌کند
شیرین من! ابن چند روز خیلی سنگین گذشت، انگار زمانه حرکتش کند شده بود! کند که نه، شاید حتی تندتر… اما باور کن که خیلی جانکاه و سخت…
لحظه‌ای از یادت تهی نیستیم
نازنینم! برایت آرزوهای بسیار داشتیم و امروز، تشنه‌ی یک لبخند و آغوشت مانده‌ایم…
اکنون تو رفته‌ای و با بهترین‌ها همنشین شدی و ما مانده‌ایم با یک دنیا حسرت… آیا هنوز یاد ما هم هستی و دلتنگ می‌شوی؟
صدایت و شیرین‌زبانی‌هایت انگار مدام تکرار می‌شود… دویدن و به استقبال آمدنت… خنده‌ها‌ی زیبا و اشک‌های چون مرواریدت هرگز از خاطر‌مان نمی‌رود
بسیار مهربان بودی… این را هیچ کسی نمی‌تواند انکار کند و شاهدش اشک‌هایی بود که در فراقت بارید…
زهرای قشنگم! یادت می‌آید؟ با تو بابابزرگ و مادربزرگ شدیم
سعید با تو بابا شد و فاطمه با تو مادر و زینب، خاله…
به تنهایی چقدر خیر و برکت آوردی برای ما! یک‌تنه این همه تغییر آوردی و زندگی‌مان رنگ تازه گرفت ولی هرگز گمان نمی‌کردیم، این قدر زود پر بکشی و تنهایمان بگذاری…
برای صبوری دل ما، دعا کن دلبر بابا
پرواز: ۲۴ دی، ۶سال و ۸ماه زمینی بودی
م.ح -۱۶بهمن۴۰۴⁩
⁨ ز بهر بر و بوم و پیوند خویش
زن و کودک خرد و فرزند خویش
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
به آید که گیتی به دشمن دهیم

انسجام ملی و اتحاد مقدس، نقطه هدف دشمنان ماست…
به دشمنان خارجی و مزدورانشان بگویید:
باز هم ناکام و سرافکنده شدید و بارها سرخورده می‌شوید
ما از نسل آرشیم و در مکتب حسین تربیت شده‌ایم
همه، پشت همیم

نماد زیبای #آرش_کمانگیر در بولوار جمهوری اسلامی کرمان⁩
#فردوسی
#شاهنامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⁨ بابابزرگ بودن، بدون تو خیلی به من نمی‌چسبد!
چقدر همه چیز عجیب رقم می‌خورد… جشن اسم، وقتی به تو می‌رسد، تولد مامان، چهلم… و تکرار هزاران خاطره
و همزمان، رسیدن هدیه‌هایت برای همکلاسی‌هایی که امروز گمان می‌کردند تو رفته‌ای به مدرسه‌ای دیگر و ناباورانه، مثل پروانه، دور و بر مامان فاطمه‌ات، می‌چرخیدند و بویش می‌کردند و این گونه در سکوت، در جست و جویت بودند… انگار می‌ترسیدند سراغت را بگیرند…
زهرای من، این روزها، همه‌جا، جایت خالی است، اما یادت، هرگز…!
خوشبخت‌ترین پدربزرگ دنیا، همیشه دوستت دارد
چهار اسفند۴۰۴⁩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مگه ایران، ایرانِ امام رضا نیست!؟
مگه شما، ولی‌نعمت ما نیستی!؟
مگه، به شما نمیگن امام رؤوف!؟
مگه رؤوف، خیلی مهربان‌تر و با محبت‌تر و هوادارتر از بقیه نیست!؟
مگه نمیگن، حتی غیرمسلمونا اومدن خدمت شما و دست خالی برنگشتن!؟
و امروز، روز میلاد شماست...
نمیدونم الان چی باید بخوام!!! حاجتم چیه؟ توی این همه شلوغی زائرات که از دور و نزدیک اومدن و هر کدوم رو که نگاه میکنم، از من عاشق‌تره،. کارْ درست‌تره و... اصلاً روم نمیشه حرف بزنم...!
برای دنیا بخوام یا آخرت؟ شفاعت یا عنایت؟ مریضا یا درگذشته‌ها؟ مال و منال و موفقیت توی درس و کار یا عاقبت‌بخیری بچه‌ها؟
برای ایران بخوام و شیعیان و مسلمونا یا خودم و خونواده م؟!
نمیدونم...!!! گیجم و سرگشته!!!
میخوام واگذار کنم به خودت...! که «عِلْمُکَ بِحالِی، یَکفِی عَن مَقالِی...»
گوشه‌ی چشمی از شما، ما را بس است (در دنیا و آخرت...)
قشنگی قصه اینجاست که امروز، چهارشنبه است، روز زیارتی خودتون...
السَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی بنِ موسَی الرّضٰآ المُرتَضٰی
م.ح-چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۴۰۵
و تو...
از زایش نور، چه می‌دانی!؟
از جهشِ نور، چه!؟
و چه می‌دانی که «نورُ علیٰ نور» چیست!؟
غدیر، تولدی دوباره است...
تداومِ نور...
نوری، افزون بر نور...
غدیر، ضامنِ نجات بشرِ خداباور است...
غدیر، محور سعادت بشریت و جاودانگیِ نور است...
م.ح-۳۰اردیبهشت۴۰۵
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غم‌هایتان، قربانی شادی‌هایتان
به لطف خدااااا❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر خلاف بعضی‌ها، من فکر می‌کنم که جمعه روز خوبی‌ است..
پر از مهر و امید
و با کمی دلتنگی...
دلتنگی که نمی‌دانی از کجا می‌آید و برای چیست!
شاید برای یک لحظه... یا یک خاطره... یک فرد یا جمعی از همه‌ی اینها
دلتنگی برای رهایی
برای نجات
برای کمال
دلتنگی برای ظهور
برای حجّت خدا
السلام علیک یا خلیفة الله في أرضه
م.ح -جمعه ۲۲خرداد ۴۰۵
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاف بود جنگ بود...
امام ما حذر نکرد ..
به روی قلب میهنم
به افتخار حک کنید
که مرد بود رهبرم
فرار از خطر نکرد ..
#رهبرم_سید_علی
#ایران
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
بازگشت...

می‌گویند پس از سال‌ها می‌خواهی به مشهد برگردی…
به شهری که کوچه‌های قدیمی­اش، هنوز ردّ قدم‌های نوجوانی­ات را از یاد نبرده‌اند...
نوجوانی که از همین خاک برخاست و قامتش، پناه یک ملت شد.
مشهد، هنوز همان شهر سلام است؛ شهری که هر بار نامش می‌آید، دل‌ها بی‌اختیار راهی حرم می‌شوند.
آقا…
اگر بازگردی، مشهد فقط میزبانت نیست؛ مادری است که فرزندش را پس از سال‌ها به آغوش می‌کشد.

چه کسی باور می‌کرد آن نوجوانی که در کوچه پس­کوچه‌های این شهر قدم می‌زد، روزی تکیه‌گاه و امید دل میلیون‌ها ایرانی و انسان آزاده جهان شود و چنان قد بکشد که قامت یک ملت، در سایه‌ی استواری او آرام بگیرد؟
من یک مشهدی‌ام؛ از همین مردمی که وقتی دلشان می‌گیرد، بی‌قرارِ حرم می‌شوند و خودشان را به پنجره فولاد می‌رسانند.
خوب می‌دانم مشهد تو را نه با هیاهوی تشریفات، که با اشکِ شوق، صلواتِ بی‌امان و دل‌هایی که برایت دعا می‌کنند، در آغوش خواهد گرفت.
تو،
از همین کوچه‌ها رفتی؛
اما سهمت، فقط مشهد نماند؛
سهمت، دلِ ایران شد...
آقا!
ما مشهدی‌ها دلمان می‌خواهد این بازگشت، رجعت یک مسافر خسته نباشد؛ آمدن مردی باشد که سال‌ها بار سنگین این ملت را
... ادامه دارد
ادامه... این ملت را بر دوش کشیده و این بار در سایه‌ی امام مهربانی‌ها، اندکی از خستگی سال‌های مجاهدتش فرو می­نشیند
حالا که به مشهد می­آیی، مثل همیشه، کنار ضریح، برای ایران دعا کن…
برای جوان‌هایی که آینده را با امید می‌جویند، برای مادرانی که شب‌ها با نام وطن بیدار می‌مانند، برای پدرانی که نان و غیرت را با هم به خانه می‌برند، برای امنیت، عزت و روشنایی این سرزمین.

من یک مشهدی­ام... آقا!
خوش آمدی به خانه­ات...
خانه­ای که هیچ‌وقت از انتظارت خسته نشد...
م.ح - سه شنبه 16 تیر 1405