﷽
از غم عشـق تو دیوانه شدن را بلدم
با همه غیر تو بیگانه شدن را بلدم.....
پرده بردار ز رخساره و بنشین به بَرَم
زلف بر باد بده ؛ شانه شدن را بلدم......
#مهدی_آهی
❁ᭂ࿐✰•✦❀𝓛𝓞𝓥𝓔
از غم عشـق تو دیوانه شدن را بلدم
با همه غیر تو بیگانه شدن را بلدم.....
پرده بردار ز رخساره و بنشین به بَرَم
زلف بر باد بده ؛ شانه شدن را بلدم......
#مهدی_آهی
❁ᭂ࿐✰•✦❀𝓛𝓞𝓥𝓔
ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت
من راه اشیانه خود از یاد برده ام
جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمیکنم
افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم
زاری براین سراچه ی ماتم نمی کنم
با تازیانه های گرانبار جانگداز
پندارد آنکه روح مرا رام کرده است
جان سختیم نگر که فریبم نداده است
این بندگی که زندگیش نام کرده است
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی
جز زهر غم نریخت شرابی به جام من
گر من به تنگنای ملال آور حیات
آسوده یک نفس زده باشم حرام من
تا دل به زندگی نسپارم به صد فریب
می پوشم از کرشمه هستی نگاه را
هر صبح و شام چهره نهان میکنم به اشک
تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را
ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت
من راه آشیان خود از یاد برده ام
یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا
زخمی دگر بزن که نیفتاده ام هنوز
شادم از این شکنجه خدا را مکن دریغ
روح مرا در آتش بیداد خود بسوز
ای سرنوشت هستی من در نبرد تست
بر من ببخش زندگی جاودانه را
منشین که دست مرگ ز بندم رها کند
محکم بزن به شانه من تازیانه را
#فریدون_مشیری
من راه اشیانه خود از یاد برده ام
جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمیکنم
افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم
زاری براین سراچه ی ماتم نمی کنم
با تازیانه های گرانبار جانگداز
پندارد آنکه روح مرا رام کرده است
جان سختیم نگر که فریبم نداده است
این بندگی که زندگیش نام کرده است
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی
جز زهر غم نریخت شرابی به جام من
گر من به تنگنای ملال آور حیات
آسوده یک نفس زده باشم حرام من
تا دل به زندگی نسپارم به صد فریب
می پوشم از کرشمه هستی نگاه را
هر صبح و شام چهره نهان میکنم به اشک
تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را
ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت
من راه آشیان خود از یاد برده ام
یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا
زخمی دگر بزن که نیفتاده ام هنوز
شادم از این شکنجه خدا را مکن دریغ
روح مرا در آتش بیداد خود بسوز
ای سرنوشت هستی من در نبرد تست
بر من ببخش زندگی جاودانه را
منشین که دست مرگ ز بندم رها کند
محکم بزن به شانه من تازیانه را
#فریدون_مشیری
شعر اگر دل به دل ِ شاعر ِ رسوا بدهد
واژه را در بغل ِ بغض ، اگر جا بدهد..
آنچنان سجده به درگاه قلم خواهم زد
که خداوند تو را بر من ِ تنها بدهد
پشت این قافیه ها حرف زیاد است ولی
عشق باید غزلی ناب و مقفا بدهد
فال حافظ زدم و گفت که: میآید او
نگرانم، نکند وعده به فردا بدهد
عشق،زخمی است که از زندگی ات می بینی
صبر کن مرگ به این درد تسلا بدهد
بر من از یوسفِ من هیچ نشانی نفرست
نکند پیرهنش بوی زلیخا بدهد
در تلاشم که خودم را بسپارم به کسی
که صمیمانه مرا در بغلش جا بدهد
#حسین_منزوی
واژه را در بغل ِ بغض ، اگر جا بدهد..
آنچنان سجده به درگاه قلم خواهم زد
که خداوند تو را بر من ِ تنها بدهد
پشت این قافیه ها حرف زیاد است ولی
عشق باید غزلی ناب و مقفا بدهد
فال حافظ زدم و گفت که: میآید او
نگرانم، نکند وعده به فردا بدهد
عشق،زخمی است که از زندگی ات می بینی
صبر کن مرگ به این درد تسلا بدهد
بر من از یوسفِ من هیچ نشانی نفرست
نکند پیرهنش بوی زلیخا بدهد
در تلاشم که خودم را بسپارم به کسی
که صمیمانه مرا در بغلش جا بدهد
#حسین_منزوی
دو ســه خط شــعر نوشتم کـه تـو آغاز شوی
بیش از ایــن غنچه نمانی، گـــل من باز شوی
مـن زمین گیر تو هستم، همـه را پس زده ام
بی پــر و بــــال شـــدم تــــا پــــر پرواز شوی
حــرف هـا در دل من هست و زبانم خــاموش
این سکوت است که باعث شده یک راز شوی
عـلت هــــــر تپش قلب منـــی امـــــا حــــیف
قسمت ایـــن است کــه از دور ورانـداز شوی
وصف زیبایـــی تــــو لایق صدهــــا بیت است
مصلحت بــــود در این شــعر کــه ایـجاز شوی
شــده ام دست به دامـــان غـــزل تــا شاید..
شـاید این بـــار بخوانی...گــل مــن باز شوی?..
بیش از ایــن غنچه نمانی، گـــل من باز شوی
مـن زمین گیر تو هستم، همـه را پس زده ام
بی پــر و بــــال شـــدم تــــا پــــر پرواز شوی
حــرف هـا در دل من هست و زبانم خــاموش
این سکوت است که باعث شده یک راز شوی
عـلت هــــــر تپش قلب منـــی امـــــا حــــیف
قسمت ایـــن است کــه از دور ورانـداز شوی
وصف زیبایـــی تــــو لایق صدهــــا بیت است
مصلحت بــــود در این شــعر کــه ایـجاز شوی
شــده ام دست به دامـــان غـــزل تــا شاید..
شـاید این بـــار بخوانی...گــل مــن باز شوی?..
يه دوست داشتن عميق دلم میخواد مثل علاقه بابا لنگ دراز به جودی اَبوت، ژان والژان به كوزت، متيو به آنشرلی، همونقدر حمايتگر، همونقدر موندگار، همونقدر هميشگی…
شاید دور،
شاید دیر
اما،
نور از روزنهای که باید،
میتابه و چشمای تورو روشن میکنه
شاید دیر
اما،
نور از روزنهای که باید،
میتابه و چشمای تورو روشن میکنه
به قول دکتر انوشه: «خودت رو جایی خرج کن که بیارزه. وقتی میگم خودت یعنی: وقتت، انرژیت، احساساتت! چون همه لیاقت انرژی شما رو ندارن.»🧚
وقتی کسی میگه'نباشی میمیرم'
منظورش این نیس که واقعا میمیره؛
اینه که دیگه اون آدم سابق نمیشه..
مثل قبل نمیخنده..
شبا به سختی خوابش میبره..
دیگه پیتزاها براش خوشمزه نیستن..
دیگه هیچی قشنگ نیست..
دیگه آدمای شهر مهربون نیستن.🖤🥀
منظورش این نیس که واقعا میمیره؛
اینه که دیگه اون آدم سابق نمیشه..
مثل قبل نمیخنده..
شبا به سختی خوابش میبره..
دیگه پیتزاها براش خوشمزه نیستن..
دیگه هیچی قشنگ نیست..
دیگه آدمای شهر مهربون نیستن.🖤🥀
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الهی همیشه به موقع برسی به آنچه که دلت میخواد..
شبتون بخیر♥️
شبتون بخیر♥️
الهی امشب
پر باشه از اومدن ها، رسیدن ها، و خبرهای خوبی که خیلی وقته منتظرشی...
شبتون بخیر❤️🫠
پر باشه از اومدن ها، رسیدن ها، و خبرهای خوبی که خیلی وقته منتظرشی...
شبتون بخیر❤️🫠