یادداشت های بی مخاطب
37 subscribers
890 photos
6 files
1.08K links
دلنوشت، لحظه نگاشت، سفر نگاشتی و یا راز و سخنی با حق مطلق، سخنی از این و آن، نکاتی از دیار سند و هند،نظم سخنی و یا نغز نوشته ایی برای آوردن گل لبخند به لبی است، که در http://mostafa111.ir/ نیز می توان به مطالعه اش نشست.
Download Telegram
تیغ در دست زنگی مست، ترامپیسم و لزوم مواجهه جهانی با آن
https://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3376.html باید اعتراف کرد که ترامپیسم معضل جهانی است و نه تنها ایران، و اگر ما ودنیا در برابر پدیده‌ایی همچون ترامپ با فرزانگی و سیاست بیشتری برخورد می‌کرد،شاید او هرگز به خانِ مغولی متجاوز دگرگون نمی‌شد، اگر دنیا و ما او را با همهبیماری‌های شخصیتی و روانی که دارد، تحقیر نمی‌کرد، امروز شاید اینگونه با عقدهگشایی دردهای دیده نشده‌اش مواجه نمی‌شدیم، که تبدیل به هیتلری شود، که ترامپیسماو، دنیا را شخم می‎زند، و پیش می‌تازد، خشک و تر را می‌سوزاند، تا آنجا که کسی در دنیا، ازلطمات او بی بهره نیست، از همسایگان شمالی و جنوبی‌اش گرفته، تا امریکای مرکزی ولاتین، تاا اروپای متحد امریکا، تا رقبا و البته کسانی که در دشمنی با او کم نگذاشتند،و نواختن کوس روسوایی اش را، در اولویت اهداف مقدس خود نهادند، و با شاخ چنین گاووحشی و نابهنجاری دست به یقه شدند، و...، ادامه این نوشتار را در لینک بالا بخوانید
خدا باماست یا با او، گاه اینجاست، با ما، گاه آنجاست، بااو h
ttp://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3379.html حتینمی‌دانم خدا با ماست یا با او! گاه اینجاست، با ما، گاه آنجاست، با او!گ
اهحتی نمی‌شود که از شر گریخت، اصلا باید گریخت؟!ای
نطرف بیچارگی، آن طرف دریوزگیاین
طرف زندانی به بزرگی زندگی، آن طرف اسارتی‌ست ابدی، تا دنیا باقیست،اینط
رف نخوت و غرور، آن طرف آقایی و زورگاهمی
‌خواهم به خدا رو کنم، اما نمی‌دانم چه از خدایی بخواهم که گوشی برای شنیدن اینحرف‌ها ندارد!
ادامه این نوشتار در لینک بالا
همه برای نزدیکی به تو در تلاشند، من چطور در تو درگیرنباشم؟!h
ttp://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3380.html چگونه می‌توانم با تو در قهرادامه دهم، در حالی که به هر سو می‌نگرم، چه زیبا و چه زشت، چه خواستنی و چهناخواستنی، تو را بخشی از آن می‌بینم، و به درست یا نادرست، امید به جاری بودن ویا ایستادنش را، از گوشه‌ی چشمِ تو انتظار دارم، به نم بارانی شگرگزار، و به سختیکمی شاکی، گاه عصیان زده، حرف‌های ناروا نثارت می‌کنم، در حالی که در من حضوریپررنگ و آشکار داری، آنگاه که با تو از خشمم سخن می‌گویم، و یا به مهر با تو بهنجوا می‌نشینم، یا به خضوع مقابلت زانوی سجده بر زمین می‌سایم.بزرگتر
ین جنگ طلبان،جنایتکاران، قاتلان، ویرانگران و خونریزهای دیده شده در پیشینه نسل آدمیان، خود رادر ارتباط با تو تعریف کرده و می‌کنند. یا در رقابت با تواند و می‌خواهند که درجایگاه تو بنشینند، یا خود را ویژه و خاص دیده، خود را نماینده تو در زمین دانسته،و یا معرفی می‌کنند، و یا ظلم و جور خود را، در راستای فرمان تو، و به راه آوردنآدمیان در مسیر تو توجیه می‌کنند!
ادام این نوشتار را در لینک بالا بخوانید
راهبرد وسعت و شدتصحنه نبرد، ایستادن در سمت درست تاریخh
ttp://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3382.html پیروان تئوری ریسک‌پذیری‌های بالا، در چنین هنگامه‌های تصمیم سازی،شور در سر، به پیروزی و در نهایت شهادت می‌اندیشند، و در برابر دیگرانی که یکتاریخ شکست (حداقل وجه آشکار آن) را، دلیل وارد نشدن در چنین نبردی می‌دانند و بهشیوه گذشتگان، "نمی‌شودها"، را می‌بینند و قصد گذر به شیوه آنان می‌کنند،اما اینان در پاسخ می‌گویند اگر شما "مرعوب شدگان" و مقهورِ قدرتِ هیمنه‌یدشمن بگذارید، و زبان به کام گیرید، و به کناری بایستید، [2] و صحنه را برای جنگاوران و اهل مبارزه باز بگذارید، ما می‌دانیم چهکنیم، خون بر شمشیر پیروز است" و"هیچ پیروزی نيست مگر از جانب خداوند قدرتمندو فرزانه" [3] ادامه این نوشتار را در لینک بالا دنبال کنید
ایران زمین بازی ایرانیانبوده و خواهد بود، زمین سوخته نباید از خود باقی گذاشتh
ttps://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3383.html گروهی از ما ایرانیان، حتیایران را نیز لایق خرجِ در راه آرمان و ایدئولوژی خود می‌دانند، و یا بیشتر از آن،هرچه در این دنیاست را لایق قربانی شدن به پای ایده خود می‌بینند، "غربستیزی" از آن جمله است، یک آرمان مقدس برای عده‌ایی، که حاضرند برایش نیمی ازمردم جهان را به قربانگاه ببرند، حال آنکه جوانمردی و فتوت بر این فرمان می‌دهد کهایران در مفهوم ملی، سرزمینی و در مفهوم ایران فرهنگی را، ظرف امانتی بدانیم کهبرای مدتی در دستان ما افتاده است، که در فرصت میدانداری خود، بازی خود را در آنکرده، نقش خود را در قالی دوران آن زده، و البته با کمترین خسارت، بدین زمین بازی،و قوانین آن و...، آنرا به آیندگانی بسپاریم، که در پی ما می‌آیند، همانگونه که مادر پی گذشتگانی آمدیم که گذشتند، تا ما نیز در چرخه ایرانیانی که در این قالی نقشزدند، نقشی از خود برجای گذاشته و بگذریم. ادامه این نوشتار در لینک بالا
باران و کویر، و فرصتی برای عشق ورزی در میانه ویرانی وکشتارh
ttp://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3381.html آب و کویر دو عاشق و معشوقند، که گاه جا عوض می‌کنند، عاشقی که گاهمعشوق است و معشوقی که گاه خود عاشق می‌شود. آب به کویر به دیده معشوقی می‌نگرد کهدر آرزوی او، روز و شب ندارد، اندیشه اش تمام وقت درگیر اوست، و دیوانه وار هموارهدر عشق او، آغوش گشوده است. ام
ا کویر به آب به دیده اکسیر زندگی نگاه می‌کند، مثل یک آرزویدیرنه، که ریشه در روزگار برخورداری‌ها دارد، که کویر نیز مثل دیگران، روزی درآغوش خروارها آب آرمیده بود، و اکنون کارش به جایی رسیده است که آب به سان یک رویاو دغدغه شب و روز برایش شده است، که در نیمه شبِ خشکُ سردِ کویر، آن را در خیالخود در آغوش می‌گیرد، تا بلکه کمی هم که شده، از خشکی دلش بکاهد.
ادامه این نوشتار را در لینک بالا دنبال کنید
یادداشت‌های پراکنده‌ایی از روزهای سختی که بر ما گذشت، درجنگ 40 روزهh
ttp://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3386.html آه ای خدایان زمینی! چه دنیایی ساخته‌اید؟! خدایان آسمان هم درسیلاب و گرد و خاک‌ِ توفان‌تان غرق خواهند شد، چه رسد به نازک نارنجی‌ترین‌های خلفت!یعنی آدمیان؛ که زندگی او در این جهان، و گیج زدن‌های او برای چگونه زیستن، خدا رابه دستکاری در این دنیا وا داشت، تا بلکه به نوعی هدایت شان کند و دنیای‌شان را بهنحوی اصلاح کند، که بتوانند در این دنیا زندگی درستی داشته باشند، که تا کنون کهکنون است هم نتوانسته است به این دنیای درهم و برهم‌شان سامان دهد! رنج و ویرانی وتجاوز، کشتار و زورگویی و بی اخلاقی و... حیوانیت، در این دنیا، زیر نگین انگشتریخداوندی توانا، هنوز به وفور جریان دارد.یکشنبه
20 اردیبهشت 1405، 10 می 2026، روز 72 جنگ امریکا و اسراییلبا ایران، روز 34 آتش بس
ادامه این یادداشت ها در لینک بالا #جنگ_امریکا_با_ایران
اندیشورانیکه اندیشه آنان در پیچ‌های تند تاریخ به داد ملت‌هاشان ‌رسید – ادی شانکارآچاریاh
ttps://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3387.html #شنکرآچاریا
آه ای دروازه‌های مرگ! همچنانباز بمانید h
ttps://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3389.html 2
3
خرداد 1405 آه

ای دروازه‌های مرگ! همچنان باز بمانید،دن
یا بی‌صبرانه انتظار عبورکسانی دیگر را نیز، از دالان تنگ و تاریک شما می‌کشد!مُخ
ِّلان زندگی، آسایش وسعادت آدمیان،بربا
د دهندگان آرزوهای پاک وانسانی،دیوار
هایِ بلند، و سدهایسکندرِ در برابر آزادی و کرامت آدمیان،به آشو
ب کشندگانِ جهان آرامِانسانی، صلح و آرامشِ دنیا،جنگ طلب
ان، و ماهیگیران فضایگِل آلودِ بیچارگیِ آدمیان،دغلبازان
ِ خدعه‌گرِ تمامیتخواه،دزدانِ دا
شته‌های خدادادی،به غارت ب
رندگانِ حاصل زحمتآدمیان،و...
باقی در لینک بالا #مرگ
نوبت به نوبت، از ما نیز، این موج بگذرد
http://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3393.html به سوگواری خود نشسته‌ام،
سوگی درازدامن، به درازای بود و باشِ میان هزار پرسش بی‌پاسخ،
و شبی بلند و بی‌پایان، که انگار هرگز خیالِ پایانش نیست،
و من میان این تاریکی بزرگ و فراگیر،
در بمباران سیاهی‌هایی هجوم آورنده، که هجوم‌شان به سانِ موج‌های توفانآقیانوسی‌ست، که تو گویی ساحل را هم به یکباره می‌خواهند ببلعند،ه
زاره‌هاست که اسارت را سَر می‌کنم،ا
سارتی خونین و دردناک، ک
ه نسل به نسل ما را همراهی، و تا رفتن، رها نکرده، و نمی‌کند،و
تاریکی با تکبری باورنکردنی، خود را تحمیل می‌کند،
ادامه این نوشتار در لینک بالا دنبال شود #دل_نوشته
جنگامریکا/اسراییل با ایران، و فرصتی در برهوت تهدیدهاh
ttps://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3394.html 8 ت
یرماه 1405122
روز از آغاز جنگی خطرناک، پر از کشتار، ویرانی و جنایت که از اسفند 1404 شروع شد،می‌گذرد، جنگی که بنیان ایران و بلکه منطقه و جهان را تکان داد، و ترکش‌های مجروح‌گرآن تمام ملت‌ها در پنج قاره جهان را بی نصیب نگذاشت، و همه آنان را مجبور کرد کهاز جیب خود، هزینه‌های این جنگِ غیرقانونی و تجاوزکارانه را بپردازند، و این فرصت را برای ایران و امریکا فراهم آورد که پس ازدهه‌ها نبردِ سرد و گرم، اکنون رو در روی هم نشسته و روند حل مسایل خود را آغازکنند، و البته در صورت موفقیت، این فرصت و تنفسگاهی برای ملت ایران فراهم خواهدآورد، که از داغی دیوار مس اندود روابط بین ایران و امریکا بکاهد، تا روزنه‌ای بازشود، و ما نیز این فرصت را داشته باشیم که همچون بسیاری از ملت‌های جهان، بهپیشرفت‌های فراهم و گردهم آمده در سرزمین فرصت‌های بزرگ! بهره مند شویم، ادامه در لینک بالا دنبال شود #صلح #مذاکره
مکانیسم و ساختار رفتار جریان یکدست ساز و خالص ساز از دیدگاه اندیشمند هندی
http://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3396.html
9
تیرماه 1405 بله در روند حذفی یکدست ساز و خالص ساز، فعالان سیاسی ما هم دچارنوعی فاشیسم، و حرکت فاشیستی شده‌اند که تکثرگرایی و همه شمولی را بر نمی‌تابند،آنچنان که خداوند رنگارنگ آفرید و این تکثر را به رسمیت شناخت، و بدان بود و باشداد. ولی اینان نمی پذیرند تا همان کنسرت فراگیر آدم‌های جورواجوری که در روندانقلاب و پیروزی آن شرکت داشتند، در ادامه نیز حضور یابند و کار کشور را همه باهم، به سامان برند، و این همه اعتراض به وجود نیاید که طرف خارجی بر موج آن سوارشود و بیشرمانه به خود اجازه دهد که از پاکسازی تمدنی ایران سخن گوید، درست است کهاو بیشرم است، اما زمینه جری شدندش را کسانی در داخل، با همین سیاست‌های کثیففراهم کردند. ادامه این نوشتار را در لینک بالا دنبال کنید #خالص_ساز #یکدست_ساز #فاشیسم
در برهوت حال به هم خوردن‌هاو گیج زدن‌ها، آدمیت را فریاد زدن
http://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3398.html
اما من،
در این بالا و پایین شدن‌ها،
هنوز خود را به فراموشی نسپرده‌ام،
او که آزاد آفریده شد، تا انتخاب کند،
تا بتواند آدم باقی بماند، در آدمیت زندگی کند، آدمیت را نشانه باشد، موج سوار نباشد! و
حتی همچون کورسویی هم که شده، در این برهوت تکانه‌های بی پایان، و حال به هم خوردن‌ها و گیج زدن‌ها، چشمک‌زن، بود و باش آدمیت را فریاد زند

باقی این نوشتار را در لینک بالا بخوانید
در این ظلم، هوس هیچ ساحلی نخواهم کرد
http://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3399.html
اینجا راهنمایان، مرگ و مرگ‌آوران را به ساحلِ خود، راهنمایی می‌کنند! ساحل نشینان سر در گریبان و گیج از این خیانت‌ها، اما و اگرهایی‌ را مزمز می‌کنند، که در پس و پیش جدال‌های درپیش، می‌بینند، مهاجمان در چند قدمی ساحل، به سان درندگانی حسابگر، آخرین حساب و کتاب‌های حمله‌ایی دیگر را چرتکه می‌اندازند، گرفتار در قماری‌ خطرناک، که شاید هرچه دارند را ببازند، و یا بُردی بزرگ را به خانه برند! حال آنکه چنین جنگی، بُرد و بَرنده‌ایی نخواهد داشت، جای جنگ‌خواهانش در قعر تاریخ تنفر بشریت رزرو شده است، آنان بازندگانِ فردای پیروزی‌ خودند. باقی این نوشتار را در لینک بالا دنبال کنید
زندگان‌مان بیش از مردگان‌مان به خطابِ «بِشنو و بِفهم» نیاز دارند
http://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3401.html دنیای زندگان ما کم از افیون زدگانِ در هپروت فرو رفته و مرده ندارد، که مردگانش را زنده می‌بیند، با آنان به سخن می‌نشیند، و به آنان نهیب "بِشنو و بِفهم"(اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا فلان بنِ فلان) می‌زند، و به گاه نهادن جسمِ بی‌روحُ جان مردگان در خاکِ سردِ قبر، جوری برخورد می‌کند، که انگار ایمانی به رخداد لحظه و هنگامه‌ی «چشیدن مزه مرگِ» آدمی ندارد ... این است که گاه فرمان دنیای زیبای ما آدمیان، به دست نا انسانانی سقوط کرده در دریای متعفن کِبر، غرور، خدعه و نیرنگ و... می‌افتد، که حتی زندگان و زندگی‌شان را هم فدایی خیرِ و عزت مردگانِ خود می‌خواهند! خودشان را از همه نظر، ایده، اصل و نسب گرفته، تا حقوق، بر دیگران برتر دیده و می‌بینند، و می‌دانند،کرامت و زندگیِ زندگان را، فدای حُسنِ شهرت و کرامتِ مردگان خود می‌خواهند و می‌کنند! ادامه این نوشتار در لینک بالا
دنیا اسیر راستگرایان متجاوزی‌ که ما و خود را در تله طرح‌های خود گرفتار کردند
http://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3402.html
امروز پنجم مرداد 1405 ، 150 روز از آغاز جنگِ غیرقانونی، تجاوزکارانه و زورگویانه امریکا و اسراییل علیه ایران می‌گذرد، جنگ رسوایی که تمام قوانین، شاخص‌ها و توافقنامه‌های بین المللی تعیین کننده راه و روش جنگ و صلح در جهان انسانی را زیر پای نهاد، و اولین روز آغازش را با کشتن دانش آموزان در مدارس، رهبران در دفاتر کارشان، نظامیان در پادگان‌هایشان و... کلید زد، میانه آن نیز خدعه و نیرنگ و عهد شکنی بود، و اکنون شاه بیت تهدیدهای اصلی سردمدار این جنگ، یعنی رئیس جمهور امریکا، پاکسازی تمدنی، زدن پل‌ها، ویران کردن نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی و... ایران است.جنگی که فصل جدیدی از روش‌های تجاوز و نُرم شکنی را در دنیای بی‌قانون، و جهانِ زیر سلطه زیاده‌خواهان پلیدِ باز کرد.... ادامه این پست را در لینک بالا دنبال کنید
اندیشه‌هایی که ارزش جانفشانی و تلاش، و زندگی گذاشتن نداشت
http://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3404.html و چنان شرایطی را رقم ‌زنند، که خیل بسیاری از آدمیان بعد از یک عمر زندگی، حتی مطمئن به آدم آفریده شدن خود نبوده و نیستند و...، چراکه چون دیگر ابزار کار، به سانِ چهارپایان، جسما و اندیشه‌ایی، بازیچه و پیرو اندیشه و پروژه‌های در دست اقدام دیگران بودند، و آنقدر به دستمایه کوشش و خطای آنان تبدیل شدند، که در آخر کار هم، حتی قادر به پاسخ به این پرسش که،من کیستم؟ و چه باید بکنم؟ نیز نیستند و نخواهند بود، و وقتی به گذشت عمر پرقیمت خود با حسرتی بی اندازه نظر می‌اندازند، و به رنجِ بی حاصلی که متحمل شدند، نگاه می‌کنند، خود را به سان یک توپ بازی، میان پای این و آن خواهند یافت، در حال شوت شدن، و دویدن‌هایی بی حاصل، برای اهداف و آرمان‌هایی، که وقتی در پایانِ عمر، بدان می‌نگرند، درخواهند یافت که هرگز ارزش این همه جانفشانی و تلاش، و زندگی گذاشتن را، نداشت.
ادامه این نوشتار در لینک بالا دنبال شود
نسل Z وفریاد برابری خواهی در پایتخت طبقه برهمنان راستگرای متکبر هندوh
ttp://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3405.html دیگ مانور قدرت دمکراسی در پر جمعیت‌ترین کشور جهان، به رغم سیلی‌های فراوانی که از مخالفان خود خورده و می‌خورد، همچنان زنده و جوشان است. روح قوانین برابری‌خواه، دمکرات، سکولار و تکثرگرای هند، بازمانده از انقلاب 1947 که در قانون اساسی این کشور تضمین شد، همچنان میداندار و کارساز است، قانونی که بوی آزادی، برابری و اعطای حق تعیین سرنوشت به مردم هندو... از آن به هواست، دولتی که پیش از این، اعتراض قدرتمند کشاورزان، احزاب ملی و محلی و... را برنتافته بود، و آن اعتراضات را با بی اعتنایی متکبرانه‌ایی به سخره گرفته، و مغلوب و بی اثر ساخته بود، اکنون در برابر نسل Z، و این جوانان بی‌نام و نشان، و سوسک و بی مصرف پنداشته، و خطاب شده، زانوی شکست بر زمین زده است، و بدین ترتیب تکبر برهمنانه هندویی حاکمان دهلی، توسط این نسل، به تسلیم و عذرخواهیکشیده شد. ادامه این نوشتار در لینک بالا
سنگِ سختِ روزگار و پیشانی، آقای ترامپ! حتی جنایت هم قانون، هنجار و منطق خود را دارد
http://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3406.html
اما ترامپ امروز به اشتباه خود در همراهی با اوج بی تعهدی به قانون و هنجارهای بین المللی توسط صهیونیسم، پی برده است و علاوه بر اعتراف به جنایات نابهنجارِ خود در جنگ علیه ایرانیان، به مشکل خودساخته نیز اقرار دارد که امروز کسی را در ایران باقی نگذاشته است که بتواند با او مذاکره کند، و به صلح بنشیند، و سیاست‌های خود را، در شرایط اضطرار پیش برد.و این یک حقیقت است که جنایتکاران معمولا بعد از ارتکاب به جنایت است که می‌فهمند حتی جنایتگری هم قانون، هنجار و منطق خود را دارد، جنگ افروزی جنایت است، اما حتی همین جنگ افروزی هم باید و نبایدهای خود را داشته، که یکی از آنان عدم حمله متقابل به سیستم و رهبری کشورهای مورد مخاصمه است و...، که تجربه گرانسنگ بزرگی است که یک تاریخ آدمیت پشت آن نهفته است، که نباید رهبران را از بین برد؛ در نبرد نظامی نیز منش نظامیان باید نظامند و هنجاری باشد و باید این نظم، قانون و هنجار را رعایت کرد
او امروز این اعتراف را در سخنان خود بازتاب داد ادامه در لینک بالا
آیا می‌توان یک ملت بزرگ را تا ابد همچون یک جسد به دنبال خود کشید؟
http://mostafa111.ir/neghashteha/articel/3409.html
برای نخستین بار پس از سال‌ها، هندی بودن حس فوق‌العاده‌ای دارد. درست زمانی که به نظر می‌رسید امید از دست رفته است، آن‌ها از راه رسیدند؛ سوسک‌های جوانی که سوار بر باران آمدند؛ معترضان با شجاعت و وقار محض خود، ترس فرساینده‌ای را که برای همه ما به طبیعت دوم تبدیل شده بود، دفع کردند. و طنز. انتظار اینکه چنین رویدادِ اعتراضی به تغییرات سیاسی عمده‌ای منجر شود، ساده‌لوحانه است؛ اما نادیده گرفتن آن و تقلیل‌ش به صرفِ یک هیجان زودگذر نیز کوته‌فکری است. آیا انرژی سوسک‌ها می‌تواند ما را از این گودال بیرون بکشد؟ آسان نیست. هراس و استیصال، ممکن است باعث شود امید بیش از حد به «خیزش سوسک‌ها» ببندیم. چگونه رژیمی که به وضوح به شدت نامحبوب می‌شود، آنقدر اعتماد به نفس دارد، که هیچ امتیازی به مردمی که به آن رأی داده‌اند، ندهد؟ احتمالاً به این دلیل که احساس می‌کند موفق بازی کرده است. این رژیم، تشکیلات دخیل در امر انتخابات را به دستِ خود گرفته است. ووقتی نخست‌وزیری عملاً و فیزیکی می‌گریزد، دیری نمی‌گذرد که ... ادامه