باز آمد بوی ماه مدرسه و ترافیک وحشتناک مهرماه! 🚗
هفتهی دیگه مدرسهها باز میشن و دوباره قراره همون تصویر تکراری مهرماه جلو چشممون زنده بشه:
🔻جالبیش هم اینه که همهمون برای کارمون یه دلیل منطقی داریم: «فقط دو دقیقه وایمیستم، بچهم بیاد.»
اما مشکل اینجاست که این «دو دقیقهها» نوبتی پیش نمیاد؛ همه همزمان با هم اتفاق میافتند و یهو پنجاه تا «فقط دو دقیقه» با هم جمع میشن و تمام مسیر رو میبندند.
شاید این بار، وقتی دوباره جلوی مدرسه قفل شد، بد نباشه بهجای اینکه فقط بپرسیم: «چرا بقیه درستش نمیکنن؟»
یه نگاهی هم به رفتار خودمون بندازیم و بپرسیم: «ما خودمون چقدر توی ساختن این شلوغی سهم داریم؟»
@mosbateham
هفتهی دیگه مدرسهها باز میشن و دوباره قراره همون تصویر تکراری مهرماه جلو چشممون زنده بشه:
اول صبح که مدارس باز میشن و سر ظهر، وقتی مدرسه تعطیل میشه، یه ماشین جلوی در مدرسه دوبله پارک کرده، یکی دیگه فلاشر زده و اون یکی هم درست جلوی درِ مدرسه منتظره تا بچهش بیاد بیرون.🤕
چند دقیقه بعد، خیابون رسماً قفل میشه و رنگ مسیریاب قرمز جگری! صدای بوقها بالا میره و تهش هم یکی دادش درمیاد که: «چرا هیچکس این وضع رو مدیریت نمیکنه؟»
اصلاً شکی نیست که راهنماییورانندگی و شهرداری وظیفه دارند؛ اما حقیقت اینه که بخش زیادی از این ترافیکی که اعصاب همه رو خرد میکنه، دستپخت خود ماست. 😤
🔻جالبیش هم اینه که همهمون برای کارمون یه دلیل منطقی داریم: «فقط دو دقیقه وایمیستم، بچهم بیاد.»
اما مشکل اینجاست که این «دو دقیقهها» نوبتی پیش نمیاد؛ همه همزمان با هم اتفاق میافتند و یهو پنجاه تا «فقط دو دقیقه» با هم جمع میشن و تمام مسیر رو میبندند.
شاید این بار، وقتی دوباره جلوی مدرسه قفل شد، بد نباشه بهجای اینکه فقط بپرسیم: «چرا بقیه درستش نمیکنن؟»
یه نگاهی هم به رفتار خودمون بندازیم و بپرسیم: «ما خودمون چقدر توی ساختن این شلوغی سهم داریم؟»
@mosbateham
❤19💔3👍2👎1🕊1💯1🗿1
خونهی ایرانی 🏠
کسی میدونه جریان خونهی ایرانی که تو بعضی محلهها وجود داره چیه؟! 🤔
یه مدتی بود که چندتا دانشجو میخواستن به خانوادههای نیازمند محلشون یک کمک اساسی بکنن، نه اینکه صرفا فقط تو بعضی ایام براشون غذا ببرن.
پس آستین همت رو بالا زدن و پساندازاشون رو گذاشتن رو هم و یه خونه تو محلشون اجاره کردن چون میخواستن که یه جای ثابت داشته باشن و مردم محل همیشه بتونن روشون حساب کنن. اینطور شد که اولین خونهی ایرانی شکل گرفت. ✨
نشستن برنامهریزی بلندمدت کردن و تونستن کارشون رو گسترش بدن و در مناطق دیگه هم یه خونهی ایرانی تأسیس کنن که واسطهی خدماترسانی امدادی به مناطق محروم باشن.
این خدمات از قبیل خونهی بهداشت، مرکز اشتغال، خونهی علم و ... بودن که در تمام روزهای سال بهطور مستمر ادامه داشتن و همین الان هم دارن بهطور مداوم وضعیت آموزشی و مددکاری مراجعین رو پیگیری میکنن.
جالبه بدونید که هزینهی اجاره یا خرید تمامی خونههای ایرانی با همیاری مردم نیکوکار تهیه شده و هزینههای نگهداری این خونهها و هزینههای فعالیتهای امدادی اونها نیز توسط خیرین مردمی تأمین میشه.
همچنین افراد فعال در این خونهها رو نیروهای داوطلب دانشجویی و مردمی تشکیل میدن که همگی بهصورت داوطلبانه و کاملاً رایگان در این خانهها فعالیت میکنن. 🙌
این جوانها خیلی از مشکلاتی رو که نهادهای رسمی نمیتونستن بهتنهایی حل کنن رو بهراحتی و با واسطه شدن بین همون نهادها و مردم حل کردن و یه تشکیلات در سطح کشور، بهصورت کاملاً مردمی درست کردن.
@mosbateham
کسی میدونه جریان خونهی ایرانی که تو بعضی محلهها وجود داره چیه؟! 🤔
یه مدتی بود که چندتا دانشجو میخواستن به خانوادههای نیازمند محلشون یک کمک اساسی بکنن، نه اینکه صرفا فقط تو بعضی ایام براشون غذا ببرن.
پس آستین همت رو بالا زدن و پساندازاشون رو گذاشتن رو هم و یه خونه تو محلشون اجاره کردن چون میخواستن که یه جای ثابت داشته باشن و مردم محل همیشه بتونن روشون حساب کنن. اینطور شد که اولین خونهی ایرانی شکل گرفت. ✨
نشستن برنامهریزی بلندمدت کردن و تونستن کارشون رو گسترش بدن و در مناطق دیگه هم یه خونهی ایرانی تأسیس کنن که واسطهی خدماترسانی امدادی به مناطق محروم باشن.
این خدمات از قبیل خونهی بهداشت، مرکز اشتغال، خونهی علم و ... بودن که در تمام روزهای سال بهطور مستمر ادامه داشتن و همین الان هم دارن بهطور مداوم وضعیت آموزشی و مددکاری مراجعین رو پیگیری میکنن.
جالبه بدونید که هزینهی اجاره یا خرید تمامی خونههای ایرانی با همیاری مردم نیکوکار تهیه شده و هزینههای نگهداری این خونهها و هزینههای فعالیتهای امدادی اونها نیز توسط خیرین مردمی تأمین میشه.
همچنین افراد فعال در این خونهها رو نیروهای داوطلب دانشجویی و مردمی تشکیل میدن که همگی بهصورت داوطلبانه و کاملاً رایگان در این خانهها فعالیت میکنن. 🙌
این جوانها خیلی از مشکلاتی رو که نهادهای رسمی نمیتونستن بهتنهایی حل کنن رو بهراحتی و با واسطه شدن بین همون نهادها و مردم حل کردن و یه تشکیلات در سطح کشور، بهصورت کاملاً مردمی درست کردن.
@mosbateham
❤17👎2💯2⚡1👌1
🔻ماهیگیرهای دریاچه روپا هر روز با ماهی کمتری به خونه بر میگشتن.
ماهیها کم شده بودند، آب دریاچه کدر شده بود و درآمد مردم هم پایین آمده بود؛
چون هر سال گل و رسوب بیشتری وارد دریاچه میشد.
وقتش بود مردم فکری برای ماجرا بکنند.
مشکل از دامنههای اطراف بود، جایی که بارون میزد و خاک رو با خودش پایین میآورد. باید جلوی فرسایش خاک رو از بالادست میگرفتند.
🔻مردم گروههای محلی تشکیل دادند و برای کاشت درخت و حفاظت از منابع طبیعی شروع به کار کردند. بعدتر ۳۶ خانوار یه تعاونی برای احیای دریاچه و شیلات راه انداختند. بخشی از درآمد ماهیگیری دوباره خرج کاشت درخت و کنترل فرسایش و حفاظت از منابع آب میشد.
کمکم گروههای جنگلداری، زنها، جوونها و مدرسهها هم وارد این کار شدند.
چند سال بعد، رسوب کمتری وارد دریاچه میشد، آب بهتر شده بود و ماهیها دوباره بیشتر شده بودند.
🔸️تور ماهیگیرها هم دوباره سنگینتر از قبل از آب بیرون میاومد. دریاچهای که مردم، برای زنده نگه داشتنش، خودشون دست به کار شدند و ازش نون در میآوردند.
@mosbateham
ماهیها کم شده بودند، آب دریاچه کدر شده بود و درآمد مردم هم پایین آمده بود؛
چون هر سال گل و رسوب بیشتری وارد دریاچه میشد.
وقتش بود مردم فکری برای ماجرا بکنند.
مشکل از دامنههای اطراف بود، جایی که بارون میزد و خاک رو با خودش پایین میآورد. باید جلوی فرسایش خاک رو از بالادست میگرفتند.
🔻مردم گروههای محلی تشکیل دادند و برای کاشت درخت و حفاظت از منابع طبیعی شروع به کار کردند. بعدتر ۳۶ خانوار یه تعاونی برای احیای دریاچه و شیلات راه انداختند. بخشی از درآمد ماهیگیری دوباره خرج کاشت درخت و کنترل فرسایش و حفاظت از منابع آب میشد.
کمکم گروههای جنگلداری، زنها، جوونها و مدرسهها هم وارد این کار شدند.
چند سال بعد، رسوب کمتری وارد دریاچه میشد، آب بهتر شده بود و ماهیها دوباره بیشتر شده بودند.
🔸️تور ماهیگیرها هم دوباره سنگینتر از قبل از آب بیرون میاومد. دریاچهای که مردم، برای زنده نگه داشتنش، خودشون دست به کار شدند و ازش نون در میآوردند.
@mosbateham
❤16👍2👌1🕊1💯1
💢 مردم پول جمع کردند و توربین خریدند.
ماجرا از دههی ۱۹۹۰ شروع شد.
🔻در سال ۱۹۹۶، دفتر محیطزیست و انرژی کپنهاگ یک گروه کاری از شهروندان علاقهمند به انرژی بادی تشکیل داد. ایدهشان این بود که مردم فقط مصرفکنندهی برق نباشند؛ خودشان در ایجاد و مالکیت یک نیروگاه بادی مشارکت کنند.
این گروه بعداً به یک تعاونی رسمی تبدیل شد؛ تعاونی نیروگاه بادی در کپنهاگ (Middelgrunden).
اما مردم بهتنهایی توربین نصب نکردند. تعاونی وارد مذاکره با شرکت برق متعلق به شهرداری کپنهاگ و نهادهای رسمی شد.
پس از حدود دو سال مذاکره، یک قرارداد همکاری شکل گرفت که موضوعاتی مثل مجوزهای برنامهریزی، مسائل فنی، پیمانکاران، تأمین مالی و همکاری بلندمدت را مشخص میکرد.
مدل مالکیت هم جالب بود:
✨️
@mosbateham
ماجرا از دههی ۱۹۹۰ شروع شد.
🔻در سال ۱۹۹۶، دفتر محیطزیست و انرژی کپنهاگ یک گروه کاری از شهروندان علاقهمند به انرژی بادی تشکیل داد. ایدهشان این بود که مردم فقط مصرفکنندهی برق نباشند؛ خودشان در ایجاد و مالکیت یک نیروگاه بادی مشارکت کنند.
این گروه بعداً به یک تعاونی رسمی تبدیل شد؛ تعاونی نیروگاه بادی در کپنهاگ (Middelgrunden).
اما مردم بهتنهایی توربین نصب نکردند. تعاونی وارد مذاکره با شرکت برق متعلق به شهرداری کپنهاگ و نهادهای رسمی شد.
پس از حدود دو سال مذاکره، یک قرارداد همکاری شکل گرفت که موضوعاتی مثل مجوزهای برنامهریزی، مسائل فنی، پیمانکاران، تأمین مالی و همکاری بلندمدت را مشخص میکرد.
مدل مالکیت هم جالب بود:
نیروگاه با ۲۰ توربین بادی ۲ مگاواتی ساخته شد. ۱۰ توربین متعلق به تعاونی مردمی و ۱۰ توربین متعلق به شرکت برق بود.تعاونی در آن مقطع بیش از ۸ هزار عضو داشت. یعنی
✨️
شهروندان فقط داوطلب نبودند؛ با خرید سهم، عملاً بخشی از پروژه را مالک شدند.
@mosbateham
❤6👏1👌1
مثبت هم
جملهی زیر تصویر رو اگه بتونی بخونی، خیلی مردی؛ اگه بفهمی که ... اصلاً مخ قدیمیها یه جور دیگه کار میکرد. #هم_سرنوشتی @mosbateham
پیدا کردن بعضی از تصاویر واقعا زحمت داره ولی به زحمتش میارزید :)
❤5👏1👌1💯1
🔰 #هم_سرنوشتی رو بهراحتی میشه در تفاوت خانوادههای موفق و ناموفق حس کرد.
🖇 هرکدوم از اعضای خانواده آینده و سرنوشت خاص خودشون رو دارن؛ اما اگه همهی اعضای خانواده یهسری از اصول رو رعایت نکنن، روی سرنوشت بقیه اثرگذار هستن.
درک #هم_سرنوشتی، رفتار آدمها رو تنظیم میکنه.
@mosbateham
🖇 هرکدوم از اعضای خانواده آینده و سرنوشت خاص خودشون رو دارن؛ اما اگه همهی اعضای خانواده یهسری از اصول رو رعایت نکنن، روی سرنوشت بقیه اثرگذار هستن.
درک #هم_سرنوشتی، رفتار آدمها رو تنظیم میکنه.
@mosbateham
❤10👍4👌1🕊1💯1
یه سگ رو گذاشتند توی یه محفظه که کفش میتونست شوک الکتریکی وارد کنه. ⚡️🐕
سگ هر بار سعی میکرد از شوک فرار کنه، ولی هیچ راهی برای متوقف کردنش وجود نداشت. چند بار که این اتفاق تکرار شد، دیگه تلاش نمیکرد.
بعد شرایط رو عوض کردند. 🔄
این بار راه فرار وجود داشت؛ اما سگهایی که قبلاً شوکهای غیرقابلکنترل رو تجربه کرده بودند، خیلی کمتر برای فرار تلاش کردند.
انگار از تجربهی قبلی یاد گرفته بودند که تلاش کردن فایدهای نداره.
مارتین سلیگمن و همکاراش از همینجا به مفهوم «درماندگی آموختهشده» رسیدند.
سالها بعد، همین ایده رو روی آدمها هم بررسی کردند. افرادی که قبلاً توی موقعیتی قرار گرفته بودند که هیچ کنترلی روی نتیجه نداشتند، وقتی بعداً با یه مسئلهی قابلحل روبهرو شدند، کمتر برای تغییر شرایط تلاش کردند.
اما ماجرا یه روی دیگه هم داشت. 🔄
پژوهشهای بعدی نشون دادند تجربهی اینکه «من یه کاری کردم و نتیجه تغییر کرد» هم میتونه یادگرفتنی باشه. ✨
یعنی همونطور که آدم میتونه درماندگی رو یاد بگیره، میتونه کنترل و اثرگذاری رو هم تجربه کنه و یاد بگیره. 💪
#عاملیت_جمعی
@mosbateham
سگ هر بار سعی میکرد از شوک فرار کنه، ولی هیچ راهی برای متوقف کردنش وجود نداشت. چند بار که این اتفاق تکرار شد، دیگه تلاش نمیکرد.
بعد شرایط رو عوض کردند. 🔄
این بار راه فرار وجود داشت؛ اما سگهایی که قبلاً شوکهای غیرقابلکنترل رو تجربه کرده بودند، خیلی کمتر برای فرار تلاش کردند.
انگار از تجربهی قبلی یاد گرفته بودند که تلاش کردن فایدهای نداره.
مارتین سلیگمن و همکاراش از همینجا به مفهوم «درماندگی آموختهشده» رسیدند.
سالها بعد، همین ایده رو روی آدمها هم بررسی کردند. افرادی که قبلاً توی موقعیتی قرار گرفته بودند که هیچ کنترلی روی نتیجه نداشتند، وقتی بعداً با یه مسئلهی قابلحل روبهرو شدند، کمتر برای تغییر شرایط تلاش کردند.
اما ماجرا یه روی دیگه هم داشت. 🔄
پژوهشهای بعدی نشون دادند تجربهی اینکه «من یه کاری کردم و نتیجه تغییر کرد» هم میتونه یادگرفتنی باشه. ✨
یعنی همونطور که آدم میتونه درماندگی رو یاد بگیره، میتونه کنترل و اثرگذاری رو هم تجربه کنه و یاد بگیره. 💪
#عاملیت_جمعی
@mosbateham
❤10👍2🕊1💯1
تو هم از مار میترسی؟ 🐍
آلبرت بندورا، روانشناس آمریکایی، چندتا مثل تورو دور هم جمع کرد.
میخواست ببیننه اگه این آدمها، بهجای اینکه فقط شعار غلبه بر ترس بشنوند، خودشون قدمبهقدم با ترس روبهرو بشن، چه اتفاقی میافته.
کار رو از جایی شروع کردند که برای هر نفر قابلتحمل بود.
هرکی اول فقط از دور به مار نگاه میکرد. 👀
بعد چند قدم جلوتر میرفت.
همینطور مرحلهبهمرحله نزدیکتر میشد تا جایی که میتونست کنار مار وایسه.
اینجا افراد به یه درک مهم رسیدند:
«من تونستم.» ✅
بندورا دید آدمهایی که این مسیر رو طی میکنند، بعدا تو موقعیتهای مشابه زندگی، بیشتر حاضرند دست به عمل بزنند.
اسم این باور رو گذاشت «خودکارآمدی»؛ یعنی اینکه آدم باور داشته باشه میتونه از پس کاری که پیش روشه بربیاد.
@mosbateham
آلبرت بندورا، روانشناس آمریکایی، چندتا مثل تورو دور هم جمع کرد.
میخواست ببیننه اگه این آدمها، بهجای اینکه فقط شعار غلبه بر ترس بشنوند، خودشون قدمبهقدم با ترس روبهرو بشن، چه اتفاقی میافته.
کار رو از جایی شروع کردند که برای هر نفر قابلتحمل بود.
هرکی اول فقط از دور به مار نگاه میکرد. 👀
بعد چند قدم جلوتر میرفت.
همینطور مرحلهبهمرحله نزدیکتر میشد تا جایی که میتونست کنار مار وایسه.
اینجا افراد به یه درک مهم رسیدند:
بندورا دید آدمهایی که این مسیر رو طی میکنند، بعدا تو موقعیتهای مشابه زندگی، بیشتر حاضرند دست به عمل بزنند.
اسم این باور رو گذاشت «خودکارآمدی»؛ یعنی اینکه آدم باور داشته باشه میتونه از پس کاری که پیش روشه بربیاد.
@mosbateham
❤13👍1👏1👌1💯1
میگما، رسوندن چندتا غذای گرم درِ خونهی نیازمندا کار بسیار خوبیه و باید ادامهدار باشه 🍲❤️
ولییییییی ...
@mosbateham
ولییییییی ...
از اون بهتر، تشکیل یه گروهیه که بتونه نیازمندیهای خانوادهها رو بشناسه،
مردم داوطلب رو برای کمکرسانی در حوزهی تخصصیشون سازماندهی کنه؛
و دستگاههای مربوطه رو پای کار بیاره تا یه کار رو بهصورت مستمر و اصولی، با توان بیشتری انجام بده .
@mosbateham
💯11❤5👏3⚡1👍1👌1
شاید جالب باشه بدونید درختهای یک جنگل هم تنها زندگی نمیکنن. 🌱
زیر خاک، شبکهای از قارچها بین ریشههای درختان وجود داره که بهش «شبکه قارچی ریشههای جنگل» میگن.
درختان بزرگتر از طریق این شبکه به نهالهای جوانی که در سایهاند، مواد غذایی میرسونن؛ و وقتی یک درخت در خطر بیماری یا حمله قرار میگیره، به بقیه هشدار میده تا آماده دفاع بشن.
انگار جنگل فهمیده یک درخت، جدا از سرنوشت بقیه نیست. 🌳
شاید یکی از رازهای زنده موندن یک جامعه هم همین باشه؛ اینکه آدمها سرنوشت خودشون رو جدا از هم نبینن.
#هم_سرنوشتی
@mosbateham
زیر خاک، شبکهای از قارچها بین ریشههای درختان وجود داره که بهش «شبکه قارچی ریشههای جنگل» میگن.
درختان بزرگتر از طریق این شبکه به نهالهای جوانی که در سایهاند، مواد غذایی میرسونن؛ و وقتی یک درخت در خطر بیماری یا حمله قرار میگیره، به بقیه هشدار میده تا آماده دفاع بشن.
انگار جنگل فهمیده یک درخت، جدا از سرنوشت بقیه نیست. 🌳
شاید یکی از رازهای زنده موندن یک جامعه هم همین باشه؛ اینکه آدمها سرنوشت خودشون رو جدا از هم نبینن.
#هم_سرنوشتی
@mosbateham
👍8❤4⚡1👌1💯1
⚠️ «خاموشه؟ بریم؟ حالا یه ذره که عیب نداره دیگه، بریم...»
بساط رو جمع میکنیم و یه کم آب روی آتیش میریزیم و راه میافتیم؛ ظاهرش هم که خاموشه دیگه!
ولی یه بار توی پارک ملی گلستان، آتیشی که چند ساعت برای مهارش تلاش شده بود، دوباره شعلهور شد. 😱
رئیس پارک گفته بود یکی از علتها این بوده که بعضی مسافرها آتیشی رو که روشن کرده بودند، کامل خاموش نکرده بودند؛ باد هم رسیده بود و باقی ماجرا هم که قابل حدسه دیگه!
نتیجه؟
حدود ۵ هکتار از پارک آسیب دید. 🌲
ما معمولاً وقتی جنگل میسوزه میپرسیم:
«چرا دولت زودتر خاموشش نکرد؟»
سؤال درستیهها، ولی بعضی وقتها یه سؤال سادهتر هم قبلش هست:
کی روشنش کرد؟ 👀
گاهی سهم ما توی یه مشکل، کار عجیب و بزرگی نیست؛ همینکه موقع رفتن مطمئن نشیم اون دو تا زغال واقعاً خاموش شدن، کافیه. ✋
@mosbateham
بساط رو جمع میکنیم و یه کم آب روی آتیش میریزیم و راه میافتیم؛ ظاهرش هم که خاموشه دیگه!
ولی یه بار توی پارک ملی گلستان، آتیشی که چند ساعت برای مهارش تلاش شده بود، دوباره شعلهور شد. 😱
رئیس پارک گفته بود یکی از علتها این بوده که بعضی مسافرها آتیشی رو که روشن کرده بودند، کامل خاموش نکرده بودند؛ باد هم رسیده بود و باقی ماجرا هم که قابل حدسه دیگه!
نتیجه؟
حدود ۵ هکتار از پارک آسیب دید. 🌲
ما معمولاً وقتی جنگل میسوزه میپرسیم:
«چرا دولت زودتر خاموشش نکرد؟»
سؤال درستیهها، ولی بعضی وقتها یه سؤال سادهتر هم قبلش هست:
کی روشنش کرد؟ 👀
گاهی سهم ما توی یه مشکل، کار عجیب و بزرگی نیست؛ همینکه موقع رفتن مطمئن نشیم اون دو تا زغال واقعاً خاموش شدن، کافیه. ✋
@mosbateham
💔9👍3⚡1👌1🕊1
کاش تو دنیا یه نسخه ی دیگه ای از تو وجود داشت با این تفاوت که اون بلد بود با آدما گروهی کار کنه :)
❤11😁6⚡2👌1💯1
🔰 هفت سال طول کشید تا دولت چک بودجه، مجوز و نقشهی ساخت یک سد کوچک توی منطقهی حفاظتشدهی «بردی» رو جور کنه.
سی میلیون کرون بودجه، جلسات زیاد سر مالکیت زمین و آخرش هم هیچی.
پروژه روی کاغذ موند‼️
تا اینکه یه صبح زمستونی، وقتی مسئولان منطقه از خواب بیدار شدند، دیدند سد ساخته شده.
توسط کی؟! 🤔
یه خانوادهی هشتنفرهی سگ آبی 🦫
📍دقیقاً همون جایی که مهندسان روی نقشه علامت زده بودند.
مسئول منطقه به رادیو پراگ گفته بود این سد اونقدر دقیق و کارآمده که حتی نیازی به بازبینی مهندسی هم نداره!
اون هشتتا سگ نه جلسه گذاشتند، نه چیزی.
فقط هرکدوم توی زمان و مکان درست، کار درست رو انجام دادند و نتیجه چیزی شد که نهاد دولتی چک از پسش برنیومده بود.
واقعاً که سگ شرف داره به بعضیا 🐾
@mosbateham
سی میلیون کرون بودجه، جلسات زیاد سر مالکیت زمین و آخرش هم هیچی.
پروژه روی کاغذ موند‼️
تا اینکه یه صبح زمستونی، وقتی مسئولان منطقه از خواب بیدار شدند، دیدند سد ساخته شده.
توسط کی؟! 🤔
📍دقیقاً همون جایی که مهندسان روی نقشه علامت زده بودند.
مسئول منطقه به رادیو پراگ گفته بود این سد اونقدر دقیق و کارآمده که حتی نیازی به بازبینی مهندسی هم نداره!
اون هشتتا سگ نه جلسه گذاشتند، نه چیزی.
فقط هرکدوم توی زمان و مکان درست، کار درست رو انجام دادند و نتیجه چیزی شد که نهاد دولتی چک از پسش برنیومده بود.
واقعاً که سگ شرف داره به بعضیا 🐾
@mosbateham
❤14👍3👏1👌1💯1
«سرنوشت مشترک» یا Common Destiny، همون عاملیه که باعث میشه ۹۰ درصد موریانههای برجساز برای ساخت برجهایی تا ارتفاع ۸ متر به زحمت بیفتند.
این موریانهها، لااقل در این زمینهها دارای سرنوشت مشترک هستند:
🔻پوست موریانهها بهشدت نازک است و اگر رطوبت محیط حتی مقدار کمی افت کند، همگی با هم خشک شده و میمیرند.
🔻 اگر برج ساخته نشود، کل جمعیت لانه بهصورت دستهجمعی یا از بیآبی تلف میشوند یا خفه خواهند شد.
🔻موریانهها بهتنهایی توانایی هضم چوب را ندارند. آنها به مزارع قارچ داخل برج وابسته هستند. این مزارع قارچ، سرمایهی مشترک کل لانه است.
اگر برج آسیب ببیند و دمای آن تغییر کند، قارچها میمیرند و با مرگ قارچها، میلیونها موریانهی داخل لانه از گرسنگی تلف خواهند شد.
🔻یک موریانه در بیرون از لانه، بیدفاعترین موجود روی زمین در برابر مورچهها و پرندگان است و سقوط برج یعنی نابودی همهی آنها.
📌از این نکته غافل نشیم که این #هم_سرنوشتی، موریانههای برجساز رو قادر میکنه تا بزرگترین و پیچیدهترین سازههای غیرانسانی جهان رو، بدون هیچ نقشه یا ابزاری، بنا کنند.
@mosbateham
این موریانهها، لااقل در این زمینهها دارای سرنوشت مشترک هستند:
🔻پوست موریانهها بهشدت نازک است و اگر رطوبت محیط حتی مقدار کمی افت کند، همگی با هم خشک شده و میمیرند.
🔻 اگر برج ساخته نشود، کل جمعیت لانه بهصورت دستهجمعی یا از بیآبی تلف میشوند یا خفه خواهند شد.
🔻موریانهها بهتنهایی توانایی هضم چوب را ندارند. آنها به مزارع قارچ داخل برج وابسته هستند. این مزارع قارچ، سرمایهی مشترک کل لانه است.
اگر برج آسیب ببیند و دمای آن تغییر کند، قارچها میمیرند و با مرگ قارچها، میلیونها موریانهی داخل لانه از گرسنگی تلف خواهند شد.
🔻یک موریانه در بیرون از لانه، بیدفاعترین موجود روی زمین در برابر مورچهها و پرندگان است و سقوط برج یعنی نابودی همهی آنها.
📌از این نکته غافل نشیم که این #هم_سرنوشتی، موریانههای برجساز رو قادر میکنه تا بزرگترین و پیچیدهترین سازههای غیرانسانی جهان رو، بدون هیچ نقشه یا ابزاری، بنا کنند.
@mosbateham
❤3👍2👏1
🎦 روی یه میز، چند نفر دور پارچه نشستن و دارن خیاطی میکنن؛ اون طرفتر، چند نفر پشت کامپیوترها مشغول کارن و دارن با تمرکز تایپ میکنن.
شاید در نگاه اول، فقط یه محل کار معمولی باشه؛ ولی پشت این تصویر، سالها تلاش یه آدمه.
آقای شایسته توی ۱۸ سالگی نابینا شد؛ اما نذاشت این اتفاق مسیر زندگیش رو تموم کنه.
🔃 به جای اینکه فقط دنبال راهی برای خودش باشه، رفت سراغ آدمهایی که شرایطی شبیه خودش داشتن؛ آدمهایی که توانایی داشتن، ولی فرصتی برای نشون دادنش پیدا نکرده بودن.
ساختن چنین جایی فقط با داشتن یه ساختمان درست نمیشد‼️
باید آدمها پیدا میشدن.
باید یکی باورشون میکرد.
باید آموزش میدیدن، ابزار کار داشتن و راهی پیدا میشد که بتونن تواناییهاشون رو به کار بگیرن.
سختترین قسمت ماجرا همین بود؛ اینکه به جای دیدن محدودیت آدمها، تواناییهاشون رو ببینی.
آقای شایسته با کمک دوستاش قدمبهقدم این مسیر رو ساخت؛ با پیگیری، مذاکره و پیدا کردن آدمهایی که هرکدوم یه تکه از این کار رو جلو بردن.
🔚 حالا اینجا فقط یه مجموعه نیست؛
جاییه که آدمها کار میکنن، یاد میگیرن و ثابت میکنن مشکل همیشه نداشتن توانایی نیست؛ گاهی فقط یه فرصت لازمه تا اون توانایی دیده بشه. 🌱
@mosbateham
شاید در نگاه اول، فقط یه محل کار معمولی باشه؛ ولی پشت این تصویر، سالها تلاش یه آدمه.
آقای شایسته توی ۱۸ سالگی نابینا شد؛ اما نذاشت این اتفاق مسیر زندگیش رو تموم کنه.
🔃 به جای اینکه فقط دنبال راهی برای خودش باشه، رفت سراغ آدمهایی که شرایطی شبیه خودش داشتن؛ آدمهایی که توانایی داشتن، ولی فرصتی برای نشون دادنش پیدا نکرده بودن.
ساختن چنین جایی فقط با داشتن یه ساختمان درست نمیشد‼️
باید آدمها پیدا میشدن.
باید یکی باورشون میکرد.
باید آموزش میدیدن، ابزار کار داشتن و راهی پیدا میشد که بتونن تواناییهاشون رو به کار بگیرن.
سختترین قسمت ماجرا همین بود؛ اینکه به جای دیدن محدودیت آدمها، تواناییهاشون رو ببینی.
آقای شایسته با کمک دوستاش قدمبهقدم این مسیر رو ساخت؛ با پیگیری، مذاکره و پیدا کردن آدمهایی که هرکدوم یه تکه از این کار رو جلو بردن.
🔚 حالا اینجا فقط یه مجموعه نیست؛
جاییه که آدمها کار میکنن، یاد میگیرن و ثابت میکنن مشکل همیشه نداشتن توانایی نیست؛ گاهی فقط یه فرصت لازمه تا اون توانایی دیده بشه. 🌱
@mosbateham
❤1👏1