<<آبیِ من>>
503 subscribers
222 photos
16 videos
12 links
میخوام یه قصه جدید بگم

یکی بود یکی نبود غیر از خدا واقعااا هیچ کس نبود

ناشناس 👇👇


@Mobin3490bot
Download Telegram
روز یک دوره مربیگری بازی و ورزش


#coach
#در_مسیر_پیشرفت
#کارگاه
#sport
👏1
دیگه دارم از بی‌خوابی دیونه میشم از 7 صبح بیدارم 😕
روز دوم مربیگری بازی و ورزش کودکان

ارع زنده امم هنوز
ولی
خسته ام
عمداً به خودش روحیه می‌داد، چون نگران بود افسردگی کل وجودش رو بگیره. 🌱
Forwarded from 
🍷✨

این پیام فور باشه چنلت
اینجا، اسپانسر¹ و اسپانسر² جوین باش تا +100 جذب بدم بت

Limit : 300ch

شات جوینی دو اسپانسر + تگت بفرست به این آیدی (اگر ریپورتید آیدی بدید بهتون پیام بدم)

ID: @Sgoqyc
Forwarded from 
وقتی میای
هایده
ولی این آهنگ هایده >>
@imusiccore
ای کاش میشد بغل و گرمای وجود یه سری از آدما رو سیو کرد
و موقع نیاز ازش استفاده کرد
HAPPY COACH DAY
🔥2
خیلی جاها حسم دروغ نمیگفت بهم، این خودم بودم که نخواستم باور کنم.
🔥1
استاد روز مربی رو بهم تبریک گفت به عنوان اولین سالی ک دارم تجربش میکنمم
و چقدر قشنگ بود حسش🙂‍↔️
🥰1
و اما
میگفت خیلی از علائم ADHD رو دارم
میگفت علت ظربان قلب بالام
دست های همیشه سردم
تمرکزی ک از دست میدم
و آنقدر از این ور اون ور پریدنم
میتونه این باشه
حتی گفت به خاطر همینه ک شاید قرص کافئین اینجوری روم اثر داره
پیشنهاد داده یه تست بگیرم
میدونی
فردا یه مسابقه مهم دارم
میدونم احتمال بردنمون خیلی کمه ولی همه اینجوری بودن ک مبینا هست همین مهمه میبریم
این مدت بار تیم زیادی روی دوش من بوده این اصلا خوب نیست
اینکه هم تیمی هات انقدر بهت اعتماد دارن خوبه ها
ولی باعث میشه بیش از حد از بدنم کار بکشم
من که در تُنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی است، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم؟! خاطره زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم

با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟💔

چیزی از عمر نمانده است، ولی می خواهم
خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم

فاضل نظری
محمد علی مقیمی


ابری‌ام چندان که باران هم سبک‌بارم نکرد
غرق در خواب تو بودم، مرگ بیدارم نکرد

می‌توان در خاک هم دل‌بسته افلاک بود
سرو آزادم، تعلق‌ها گرفتارم نکرد

ناله‌هایم بر دلِ سنگ تو تأثیری نداشت
آنقَدَر مغرور بود این کوه، تکرارم نکرد

هم‌نفس با نارفیقان، هم‌قدم با دشمنان
هرچه آزارم رساندی از تو بیزارم نکرد

عطر گیسوی تو با آوازه شعرم شبی
هفت شهر عشق را پیمود و عطارم نکرد
💔1