شاید شرفتونو قورت دادید که سیرید…
وگرنه مگه میشه این همه چیز رو دید و سکوت کرد؟
وگرنه مگه میشه این همه چیز رو دید و سکوت کرد؟
🔥2🐳1
نمیدونم کجای قصه رو واسمون خوب نوشتن؟ ما که پودر شدیم تو این همه غم
چیزهایی که داریم تجربه میکنیم خیلی طاقتفرسا و خستهکننده و ترسناکان
نمیفهمم چطور هنوز ادامه میدیم
قبلا اینجوری بود که با هر سختی ای که بود خیلی عادی زندگیمونو میکردیم ولی خیلی غیر عادی قلبمون یهو پر از غم میشد
اما الان تاریکی های هممون یکیه، هیچی عادی نیست، هیچ اتفاقی نمونده که نیفتاده باشه و ما تجربش نکرده باشیم
الان انگار اشکامون تموم شده، اما تموم دردامون هنوز درونمونه..!
چیزهایی که داریم تجربه میکنیم خیلی طاقتفرسا و خستهکننده و ترسناکان
نمیفهمم چطور هنوز ادامه میدیم
قبلا اینجوری بود که با هر سختی ای که بود خیلی عادی زندگیمونو میکردیم ولی خیلی غیر عادی قلبمون یهو پر از غم میشد
اما الان تاریکی های هممون یکیه، هیچی عادی نیست، هیچ اتفاقی نمونده که نیفتاده باشه و ما تجربش نکرده باشیم
الان انگار اشکامون تموم شده، اما تموم دردامون هنوز درونمونه..!
💔2
آزاردهنده و غم انگیزه
وقتی میدونی تمام این تقلاها
نه برای یک زندگی مرفه
بلکه فقط برای یک زندگی عادیه
وقتی میدونی تمام این تقلاها
نه برای یک زندگی مرفه
بلکه فقط برای یک زندگی عادیه
💔3
اگر بعدها خواستم از این روزها داستانی تعریف کنم
از " تن خستهای میگم که توی تاریکی دنبال نور میگشت"
🤍✨
از " تن خستهای میگم که توی تاریکی دنبال نور میگشت"
🤍✨
💋4
[To Ke Mitarsidi Az Tariki] ~[SevilMusic.Com]~
دستت تو دستم میدوییدیم تو کوچه که ازم گرفتنت با یه گلوله...
💔2🐳1
میدونم حالِ هیچکدوممون این روزا خوب نیست
دلهامون خستهان، ذهنهامون شلوغه و حرفهامون توی گلو گیر کردن
اونقدر سنگینی هست که نمیدونم چی باید بنویسم،
یا اصلاً چی میشه گفت که کمی از این درد، از اين حال بد، از اين ذهن بهم ریخته و شلوغ کم کنه
فقط میدونم همهمون، به شکلی، داریم دووم میاریم
از تهِ قلبم آرزو میکنم
برای دلهامون آرامش،
برای زخمهامون صبر،
و برای روزهامون نوری، حتی خیلی کم
که یادمون بندازه هنوز امید، جایی همین نزدیکی نفس میکشه…
دلهامون خستهان، ذهنهامون شلوغه و حرفهامون توی گلو گیر کردن
اونقدر سنگینی هست که نمیدونم چی باید بنویسم،
یا اصلاً چی میشه گفت که کمی از این درد، از اين حال بد، از اين ذهن بهم ریخته و شلوغ کم کنه
فقط میدونم همهمون، به شکلی، داریم دووم میاریم
از تهِ قلبم آرزو میکنم
برای دلهامون آرامش،
برای زخمهامون صبر،
و برای روزهامون نوری، حتی خیلی کم
که یادمون بندازه هنوز امید، جایی همین نزدیکی نفس میکشه…
💔2
خستگی ما از کار کردن نیست، از بیمعنی شدن تلاشه
یه جوری شده میخوابیم، بلند میشیم، شرمنده رویاهامون میشیم
یه جوری شده میخوابیم، بلند میشیم، شرمنده رویاهامون میشیم
💔2